2 minutes 1 second
26 August 2019
Transcribed by AI
شادمان می شدم چون می گفتند می رویم خانه خدا یک چند دلگر خانه خداوند است گربه بندش کشند خرسند است پای ایمان ما بود قایم چون که فیض خدا بود دایم ما به دروازه تو ارشیلیم به تو گردیدیم همه تسلیم در از تو نمی شود بستا امچو شهر که هست پیوستا که ببالا روند همه اثبات همه با عزت و سرود و نشات که شهادت بود بر اسرائیل یهوه تاشود دران تجلیل چون که کرسی داوری آنجا می شود بهر مردمان برپا کرسی خاندان داوود است حالیا بینگرید که موجود است ارشیلیم تا عبد سلامت باش همه آسوده از ملامت باش دوستانت خجستهال شوند فارغ از مهنت و ملال شوند همه خوشبختی ترا خواهیم توی شهر خدا که آگاهیم