Poem Psalm 110

  2 minutes 33 seconds

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

یه هوا گفت خداوند مرا منجیه این دل دربند مرا دست راستم تو بیا و بنشین بعد از آن عزت خود را تو ببین دشمنان را همه پای اندازت سازمت چون نشدن دمسازت آن عصای که بود قوت تو می دهد بر تو پی شوکت تو ام خداوند را اصحیون آن عصا را دهد از بهر شگون بین دشمن بکنی حکمرانی نبود هیچ دگر ویرانی روزگاره که رست قوت تو جلوه ها چون که کند قدرت تو قوم تو بزر تبرع باشند هدیه با شوق و تورع باشند همه در زینت قدس شبنم همز زهدان سهرگا هردم کاهنی از تو قسم خورد خدا نشود سلطنت صدق جدا پادشاهان همه مغلوب شوند که ای دگر موجه به آشوب شوند دشمنان را بزمین خواهد زد دشمنان را بزمین خواهد زد تا شود نیک جدا از هر بد تا شود نیک جدا از هر بد