Poem Psalm 101

  2 minutes 10 seconds

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رحمت و انصاف را خواهم ستود بهر ایندو می سرای من سرود نزد تو تذبه خانم ای خدا تا نگردی لحظه از من جدا چون خردمندان بود گفتار من در طریق کامل است رفتار من کار بد بر من نمی چسبت همه از دل کج من نگیرم مرهمه من کجا بشناختم شخص شریر در شرارت من نمی گردم اسیر هیلگر ساکن نشد در خانم تا بگیرد گنج از ویرانم هرکی غیبت کرد از همسایش از دل و دستش برفت سرمایش کی تحمل می کنم چشم بلند کی تکبر دل نماید عرج مند چشم من باشد بدنبال همین در زمین ساکن شود با من امید در زمین ساکن شود با من امید صبحدم سازم شریران را حلاک صبحدم سازم شریران را حلاک تا کنم شهر خدای خیش پاک تا کنم شهر خدای خیش پاک