29 minutes
2 July 2018
A paralyzed man brought to a physician over a mat for healing. The physician was surrounded by patients in a room. It was impossible to find way to inter to the room. They were confident that if paralyzed man was brought to this physician, he would certainly heal. They did strange track of bringing paralyzed man to the physician inside room. Did their efforts work and their faith in the right physician was proven?
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کوتاه 31 متر بند پخش می گردد. شنونده های گرامی، حال شما را دعوت می کنم به شنیدن برنامه امروز. ایسا با قدرت روح القدس به ولایت جلیل برگشت و شعورت او سر تا سر آن نهای را پر ساخت در کنیسه های آنان تعلیم می داد و همه مردم او را تعریف می کردند. به این ترتیب به شهر ناصره جایی که در آن کلان شده بود آمد و در روز صبح مثل همیشه به کنیسه رفت و برای قراعت کلام خدا برخواست. کتاب اشعیاء پیانبر را به او دادند. کتاب را باز کرد و آن قسمت را یافت که می فرماید. تا آزادی اسیران و بینایی قرآن و رهائی ستمدیدگان را اعلام کنم و سال فرخونده خداوند را اعلام نمایم. کتاب را بسته کرد و به سر پرست کنیسه داد و نشست. در کنیسه تمام چشم ها به او دفته شده بود. او شروع به صحبت کرد و به اشان گفت. امروز در حاله که گوش می دادید این نوشته تمام شده است. همه حاضران او را آفرین می گفتند و از کلمات فیزبخشه که می گفت تحجب می نمودند. آنها می گفتند. مگر این مرد بسر یوسف نیست؟ ایسا گفت. بدون شک در مورد من این ضرب المثل را خواهید گفت که ای طبیب خود را شفا بده. شما همچونین خواهید گفت که ما شرح همه کارهای را که تو در کپرنا هم کرده ای شنیده ایم همان کارها را در شهر خود انجام بده ای. ایسا ادامه داد و گفت. در واقعه هیچ پیانبر در شهر خود قبول نمی شود. به یقین بدانید در زمان الیاس که مدت سی سال شش ماه آسمان بسته شد و قهطی سخت در تمام زمین به وجود آمد بیوزنان بسیار در اسرائیل بودند. با وجود این الیاس پیش هیچ یک از آنان فرستادن نشد. مگر پیش بیوزن در شهر سرفه سیدون. همین طور در زمان علی شای پیغمبر جزامیان بسیار در اسرائیل بودند. ولی هیچ کدام از آنان جز نعمان سوریانی شفان نیافت. از شنیدن این سخن همه حاضران در کنیسه غضبناک شدند. آنها برخواستند و او را از شهر بیرون کردند و بلب تپهی که شهر بروی آن ساخته شده بود بردند تا او را به پایین بیندازند. اما او از میان آنان گذشت و رفت. دوست های مهربان به صحبت امروز از اینجیری لوقا خوش آمدین. دوست های مهربان خدا را شکر است که ورزش و یا سپورت در این سال های اخیر در وطن ما خوب رشت کرده. ما و شما نسبت به گذشته به مسابقات ورزشی زیادتر دلچسپی نشان میتیم. وقتی که یک مسابقه سپورتی به انجام میرسد نتاخهای تلویزونا و رادیوهای که مسابقه را زنده پوشش میتند به وشت آمده از مخاطبان خود سوال میکنند. دیدین خیبر امانی چطور گرد زد؟ دیدین راشد آرمان در سی اوور پنج وکیت گرفت و یا پنج نفر را اوت کرد؟ این یک ماجزه هست. های چی چیز به خیبر امانی و راشد آرمان الهام بخشید که این ماجزه را انجام بده؟ این کار اونا اینان مثل جادوگری بود. یک ستاره سپورت در تمام میدان حریف خود میدوه تا یک گولف و قلاده را به سمر برسانه. یک کرکت باز هم از دقت و مهارت استفاده میکنه تا کار فوق قلاده را انجام بده. شنواندهی عزیز، تشکر که از ویب سایت ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تیلیفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده هایتان را امراهی ما شریک بسازید، لطفاً به شماره تیلیفون 0014503051354 زنگ بزنید. از دنیای دیگه یعنی هنر و موسیقی، انگوشتان یک ستار نوازی چیر دست با چشمان بسته تارهای عالی موسیقی را به شکل به احتزاز میره که امواج صدای دلنشینش همه اشنوندگان خود را به وشت میره و در یک دنیای دیگه غرق میسازه. من خودم آشق هنر استادمشهل خودما و روی شنکر ستار نوازی مشهوره هند استم. وقتی که اینا تارهای ستار را به استادی به احتزاز میرن، من را به دنیای دیگه میبرن. الهامبخشیدن ویا الهامبخش بودن اگر خوب دقت کنیم، ما معمولاً الغته به معنای دقیقش بکار نمیبریم و اون را به معنای تاثیر کدن فوری چیز بالای یک شخص استفاده میکنیم. یا به معنای استفاده میکنیم که یک شخص دفتن مثل جادوگری بالای یک شخص تاثیر خود را به جایی میمانه. به نظر من یک شخص نمیتونه دفتن ای توانه در خود پیدا کنه که باعث الهامبخشیدن به دیگره شود. مثلاً یک ورزشکار با استعداد ساعت به ساعت و هفته به هفته پشت در پشت حتی ماها و چند سال تمرین میکنه تا ستاره شوه و به استلاح موجزه کده مردمه به حیرت بیره. یک هنرمن هم دور از چشم مردم در خلوت ساعتها، روزها و ماها تمرین میکنه و از تخنیک های مختلف استفاده میکنه و ریاضت میکشه تا هنرش به پختگی برسه. در نتیجه پشت کاب و تمرین او میتونه به مقام برسه که با آهنگ خود مردمه به وشت بیره و یا میتونیم بگوییم بر مردم الهامبخش میشه. در حقیقت، الهامبخش شدن یک شخص میوهی سبر و کار سختی هست. در حقیقت، الهامبخش شدن یک شخص میوهی سبر و کار سختی هست. در حقیقت، الهامبخش شدن یک شخص میوهی سبر و کار سختی هست. در حقیقت، الهامبخش شدن یک شخص میوهی سبر و کار سختی هست. در حقیقت، الهامبخش شدن یک شخص میوهی سبر و کار سختی هست. در حقیقت، الهامبخش شدن یک شخص میوهی سبر و کار سختی هست. در حقیقت، الهامبخش شدن یک شخص میوهی سبر و کار سختی هست. در این کنیسهی که ایسای مسیح صحبت کرد، از اقسال عمل مردم معلوم میشد که اونا از کارهای او در که پرناهوم خبر شده بودن. حالا او ایسا که در دوران نوجوانی در دیه خواد دناسره بود و او را مردم به حیث پسر یوسف نجار و مریم میشناختن نبود. بلکه ایسا بعد از سالها دعا و تفکر و متعلیه کلام خدا به حیث انسان پخته، مسه شده تا اید شده پیش روی مردم دیه خواد استاده بود و با پری از روح خدا و با قدرت سخن میگفت. ایسای مسیح همه مردم حاضر در کنیسه را میشناخت. مردم هم ایسای مسیح را خوب میشناختن، اما او را به همهان دیده چند سال پیش دناسره نه حاله میدیدن. او بشکلی به مردم وحض که او ایسای سابق نباشد، بلکه مثل شخصی که به او الهام شده باشد سخن میگفت. خصوصا او قسمت مویزی او که در مورد خود ادعای عجیب کد، همه را به حیرت انداخت. اما سوال پیدا میشه که ایسای مسیح در مورد خود چی چیز گفت که شنوندگان توقع شنیدن او را نداشتند. اگر گفت های او گفت های الهام بخش بودند پس چرا اونا نمیخواستن او را بشنوند؟ خود ایسای مسیح هم پیام صاحب میخواست که ببینه مردم راجب او چی فکر میکنند؟ شنوندهی عزیز، حتما به خاطر دارین ویا از طریق تبیزون دیدین که رئیس جمهور سابق ما وقتی که از ریاست جمهوری کارش خلاص شد، یک بار در ایک محفل بزرگ در خیمه لوه چرگه از او بر سخن رانی دعوت شد. در وقتی گفزدن او از محفل صدای اعتراض بلند شد. اگر محافظین او نمی بودند شاید او را فورا از محفل می کشیدند. دلیل اعتراض مردم چی بود و چی گپ او باعث انزجار مردم شده بود؟ دوست های مهربان انزجار مردم به خاطری بود که رئیس جمهور سابق دشمن های مردم که در محفل ششته بودن یعنی طالب ها را برادر ویا برادران ناراضی خطاب می کند. ای گپ او مثل ای بود که سر زخم اونا نمک پاش بده. اما های کدام گپ ایسای مسیح مثل نمک پاشیدن سر زخمهای کونه کسایی که در قنیصه ششته بودن و گپهای او را بدقت می شنیدن کار کرد؟ شنویندی عزیز دوران لازم رسیده بود که ایسای مسیح به شنویندگان خود با قاطیت و بیترس و پوسکنده صحبت کند. ایسای مسیح احساس می کند که تعداد زیاد مردم دیه خودش از او پیروی نخواد کدند و فقط پا ضرب المثل ها و تعناها می خواهند او را سرزنش کده توین کند. بر علاوه او را مجبور می ساختند که یک کار عجیب کند که صرف بر شورت ظاهریش مفید تمام شود. حال بسیار مردم در دنیا هستند که عاشق مشهور شدن خودستند. سیاست مدارا، خونرمندا، ورزشکارا، عاشق ای هستند که هر روز در خبرا باشند. فرق نمی کند که ای بر نام نیکی اونا باشد و یا بر نام بدی اونا. یک دختر جوان در پاکستان بر نام قندیل بلوچ که عاشق مشهور شدن بود و ویدیوهای عجیب و غریب خود از طریق انترنت نشر میکد بلاخره به شکل فجیه کشته شد. اما ایسای مسی مخالف مشهور ساختن خود بود. او وسوسهای شیطان در گوشش بودند که در کنیسه برش گفتند تبیب خود را شفا بده. ای گفت ها و مثل اینا بغیر از توهین به تحقیر و وسوسه کنن چیزی دیگه نبودن که او باید نشان می داد که چی هست. حتی وقتی که او بروی سلیب قرار داشت به او با تمسخار گفتند. هی هی، ای دیگر ها را نجات می داد. اگر این مرد مسی و برگوزیده خود هست، حالا خودش را نجات بدهد. ایسای مسی وقتی که اقصال عمل منفی مردم را دید و احساس کرد به شکل دفاع و توضیح از کارهای انبیاء بزرگ پیشین ایلیاز و علی شاه یاد کرده خود را در صفه اونها قرار داد. ایلیاز نبی از طرف خدا برای کمک و بیوزن غیریهودی فرستاده شد، نه برای کمک کدام یهودی. علی شاه نبی هم شخص جزامی را شفا داد که قبندان لشکر دشمن بود، نه کدام یهودی. این چیزهایی بود که حقیقتا واقعی شده بودند و اونا در کتابهای مقدسشان خانده بودند. این حقیقت گویی ایسای مسیح اونا را به غذب ساخت. این حقیقت که خدای اجدادشان مردم خرابه در گذشته نجات داده، حال هم نجات میته. اون مردم خرابه را نجات میته که باعث درد و رنج اونا شده. اون مردم بیگانهی که در او وقت کشورشان را اشغال کده بود. این حیناً مثل ایست که بعد از یک حادثه خونین در کابل کسی در مسجد پلخشتی استاده شد و به طرف داری و خیر و برکت بر آیسای و پاکستان دعا کند. این فرموده های ایسای مسیح مثل کوبگیدن با چکش در مخص مردم ده خود بود. شنبندگان ایسای مسیح که در کنیسه حضور داشتن بعد از بسیار تکلیف منتظر شنیدن خبری بودن که خدا اونا را از دشمنان بیدینشان نجات داده آزاد بسازه. در بسیار نوشته های این دوره قوم اسرائیل می بینیم که مردم به اشتیاق زیاد انتظار روزی هستن که خدا به نظر اونا ملت های پست و بیدین با نازل کدن قهر و غزب خود نیست و نابود می کند. ما ای را از یک دوست هموطن ما شنیدیم که او می گفت خدا عوی بهرهند را ای قدر زیاد کنه که مردم پاکستان را با خوب و بدش غرق کنه که ما از شرع اونا خلاش شیم. یکی دیگه می گفت اگر من زور می داشتم یک بم اطوم سر پاکستان منداختم و ای پوستین با کیکایش در می دادم. در حال که دوست های عزیز مردم هام در بسیاری جای دنیا به شمول پاکستان بخاطر سیاست های غلط حکومت هایشان قربانی و بتقلیف هستن. اما ایسای مسی مثل بعضی رهبران پوپولست و یا مردمگیرهای امروز نبود که صرف چیزی می گوین که مردم آرزوی شنیدنش داشته باشن. نه حقیقت. اما ایسای مسی بر حقس گفت هایی که مردم اشته های شدید شنیدنش داشتن به نقاط اشاره کرد که انبیاء بزرگ در دورانشان انجام داده بودن. از ای کارهای انبیاء بزرگ قدیم قوم اسرائیل منفحت حاصل نکد بلکه خدا ناشناسان فایده حاصل کردن. ای آینن مثل ایست که در دوران جنگ دوم جانی در انگلستان و یا فرانسا کسی به خدا برش شفا و یا نجات هتلر دعا کند. در وقت مردم ای قسم دعا را نمی خواستن که بشنوند. پیام صحیب در وقت پس شنیدن حقیقت را مردم نمی پذیر افتند. برشان تلخ بود. بله کاملا. اما آیا ای قسمت اول مویزه ای ایسایی مسید چی بود که لوقا بیان می کند؟ از شنیدن گفت های فرید بخشی که از دهان او خارج می شد همه حاضرین متحجب شده بودند. شنونده های گرامی شما می توانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید. توجه کنید با ادرس فیسبوک ما. www.facebook.com www.facebook.com www.facebook.com www.facebook.com www.facebook.com دوست های مهربان بعضی اوقات مردم بدونی که ماهیت گفت های یک مویزه در کنند صرف از طرز بیان او ده تحجب می شند و می گند که او چی مویزه بود و چی مویزه کد. اما در کنیسه به احتمال قوی چون ایسایی مسید از فیض خدا بره همه حتی بره غیر یهودیان و عدالت بره هرکس گفت زد مردم اول ده تحجب شدند. ای نظر با چیزی که به تحقیب آن رخ داد کاملا همخوانی دارد. سوال پیدا می شود که چرا ایسای مسید گفت های خدا با نقل قول کدن طولانی از کتاب اشیای نبی آغاز کرد. قسمت را که ایسای مسید نقل کرد در مورد مسیح موجود بود. اشیای نبی چند ست سال پیش از دوران ایسای مسید تصویر از مسیح های عجیبه محرفی کده بود که اراده خدا را به انجام می رساند. ای قسمت را که ایسای مسید نقل کرد در ادامه در باره انتقام گیری از کسایی که بدکاری می کنند است که ایسای مسید از ذکر او صرف نظر کرد. اما به جای او ایسای مسید تصویر بزرگتره را از گفته های اشیای نبی بیان کرد که در مورد قوم اسرائیل به حیث نور ملت ها گبزده شده بود و لوقا در فصد دوم انجیل خود در موردش گبزد. مسیها به حیث خادم خدا بره انتقام گیری و مجازات ملت های غیری یهودی نمی آید بلکه محبت خدا و رحم او را بره همه با خود می آرد. انجام یافتن ای هدف موضوع مرکزی در کلام خدا بره قوم اسرائیل هم است. یعنی پیام صاحب ایسای مسید تمام کننده نخشه و پلان خدا بود که با آمدنش امو پلان خدا را به تحقیق انجامید و بره کل انسان ها یک نجات دهنده شد. بله، دنها بره قوم اسرائیل نی، بلکه بره همه انسان ها. لطفاً به شماره تلیفون 001-450-305-1354 زنگ بزنید. دوست های مهربان، بیان کدن ای گفت ها بره قوم اسرائیل که شب روز بره انتقام گیری و نابودی اقوام دیگر دعا میکدن و در انتظار آمدن مسیحا به حیث یک کمندان جنگی و نظامی بودن یک جتکه و یا شک بزرگ بود. ایسای مسیح ادعا میکد که مسیحاست و بره شفای تمام مردم آمده. ای ادعای او با طرز فکر که مردم اسرائیل در او وقت میخواستن و یا توقوع داشتن موافق نبود. به ای خاطر ما بینیم که ایسای مسیح با اختار و مخالفت شدید مردم وقت خود روبروست. زیرا مردم یهود در او وقت توقوع داشتن که زمان لازم رسیده که خدا با سخاوت خوابهای اونا را برارده بساسد. ای خوابهای اونا پیروزی های نظامی بر دشمنان داخلی و خارجی اشان بود. چون اونا خودشان با زور و قوتشان تلاش کده بودن اما به تکرار از ای دشمنانشان در بخش نظامی سیاسی و اجتماعی شکست خورده بودن. بر اونا هیچ امید باقی نمانده بود مگر ای که خدا دست بکار شوه و انتقام اونا را از دشمنانشان بگیره. ایسای مصیب اونا میگفت درست هست که وقت لازم بر نجات رسیده اما این نجات بر همه هست یعنی هم بر دوست و هم بر دشمن هم بر یهود و هم بر خیر یهود. نجات هم صرف نجات از استعمار سیاسی و نظامی بیگانگان نیست بلکه نجات حقیقی از گناهانست که هر روز مرتکب میشن و بازگشت به طرف خدای حقیقی است. اما متاسفانه مردم یهود در اون وقت صرف بر انتقام از دشمنان فکر میکدن نه نجات حقیقی. شنونده ی حسیس آیا ما و شما هم حال صرف بر انتقام و جنگ فکر نمی کنیم که به زور خدا از شهر دشمنان نجات بدیم؟ آیا این انتقام گیری و به انتقام گیری فکر کدن میتونه مشکل امروزی ما را حل کند؟ آیا ما و شما خود ما درون خود مشکل نداریم؟ آیا ما همه بی گناه هستیم؟ خوب است که اول درون خود از فکرهای انتقام گیر و گناه آلود پاک بسازیم تا رابطه ما با خدا درست شوید و بعد از او به فکر مشکلاتی بگیرونی شوید. دوست های عزیز در اخیر لقا در چند کلمه گبه بسیار عجیب بیان می کند اما او از میان آنها گذشت و رفته. یهودی ها در مقابل عیسای مسیح ای قدر به غذب بودند که بغیر از کشتن عیسای مسیح به چیز دیگر قانی نبودند. عیسای مسیح کاملا در دستهای اونا قرار داشت اما او از میان آنها گذشت و رفت. شیطان وقتی که عیسای مسیح را در بیابان وسوسه کد او را دعوت کد که از بام خانه خدا خود پایید برده چون خدا او را نجات می ده. اما عیسای مسیح گبه شیطان رد کد او نخواست کار بر شعورت خود بکنه. در اینجا در نتیجه مخالفت مردم عیسای مسیح تقریبا در این شرایط قرار گرفته بود. انداخته شدن و پاین از لب تپی که شهر سر او ساخته شده بود. لقا با ذکر این کلمه اما او از میان آنها گذشت و رفت بما یاداوری می کند که خدا واقعا از عیسای مسیح محافظت می کند. البته نه بخاطر مشروع شدند بلکه بخاطر معمولیتی که او باید تکمیل می کند. شنوندی اسیس پیام عیسای مسیح اضافتر از دو هزار سال پیش در کنیسه بر ما افغان ها که در شرایط موجود زندگی می کنیم کاملا صدق می کند. در این قسمت انجیل می بینیم که اختار ها و حقیقت گویی عیسای مسیح با اقسال عمل شدید مردم روبرو شد. امروز هم وقتی که انجیل خواستها خوابها و منافع خودقاهانه مردم با چالش می کشد با عین و اقسال عمل روبرو می شد. اما حقیقت تلخ است ولی بر شیرین دارد. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی