29 minutes
22 June 2013
Transcribed by AI
PYM JBZ شرمده های ارجمند سلام های برخواسته از قلب های ما را بذیراشمین در حاله که حضور هر یکی تانه به برنامه خیش خیرمقدم میگیم در ایچه برنامه از هر گل برگره با عالم از شادی میگوشاییم تا باشد داشته های برنامه ما پیام از آرامش خاطر بر شما جویندگان راه راستی باشم بله و به امی امیتواری میپردازیم به معرفی برنامه اینوبت خیش تنور و زبانه آتش داستان کتا تخلیص از نکندش شیر نان روزانه و موسیقی ترف های دیگر بود کاسه خمیری رسیده را آوردم تا چند تا نان خشک برای اطفال یتیم و بیپدر خود پخته کنم حیزم و خس و خاشاک را جمع جور کردم و آتش را روشند تا تنور گرم شود سه تفلم را زیر درخت چندم با هم ساعت تیری کند تا من نان پخته کنم تنور داخ شده بود یک دور نان را در تنور زده بودم که راکت آمد و را سنگ در درخت پیش روی تنور خورد زمان زمان جنگ مبارزین علیه روز های متجاوز بود پدر اولادهایم را در یک شب سرد زمستانی از خانه بردند و آشیان گرم ما برای همیشه سرد و زمستانی شد پسرم هفت ساله بود و دو دختر خرد سال هم داشتم آنها زیر درخت با ساعت تیری مجغول بودند که راکت به درخت خورد از بخت بد نیمه تن دخترم از شدت انفجار به تنور افتاد و در حالت نیمه جان فریاد میزد که مادر مرا از تنور آتش بکش که سوختم و میگفت که مادر جان مرا نجات بتی ولی من که خود را گم کرده بودم نمیدانستم که چه کنم دیدم که سیخ نان به دستم است از ورختایی کوشش کردم که توسط سیخ نان او را بکشم نمیتوانستم او سنگیم بود و تنور که با افتادن دخترم زیادتر مشتعل شده بود موهای و لباس و جسم زریف و نازک و همه آتش گرفته بودند و من که نمیتوانستم خودم را بتنور بیاندازم تا دخترم را نجات به هم درمانده شدم آتش زبانه می کشید و طعم خود را به کام خود فرو می برد من مادر که مثل پرنده بال سختن نپره داشتم و نباله و نقدرت را در خود می دیدم فقط تماشاگر سختن دخترم در برابر چشمانم بودم او در آتش می سخت و دیگر از دست پازدن مانده بود و آتش خاموش شده می رفت و دخترم خاکستر ولی من هنروز تلاش داشتم که اگر شود خاکستر او را از تنور بکشم عقل از سرم رفته بود و دو فرزند دیگرم را ازیاد بورده بودم بعد از خاکستر شدن دخترم بود که فریاد زدم ملالای احمد مونیر کجا هستید بیایید که خوهرتان سخت و باز هم داد و فریاد زدم که بیایید پرستوها همه کوچ کردند خانه ها همه خالی شدند و دنیا ها همه سختند بعدن متوجه شدم که از لای شاخهای درخت دوده بلند است و یک گوشه ای از درخت که در کنار چای آب قرار داشت در حال سختن است به عجله دویدم تا ببینم که ملالای احمد مونیر چه شدند دیدم که شدت راکت احمد مونیر را که زیر درخت نشسته بود توته توته کرده و توته های گوشتش در درخت بند مونده بود و از نیم تن دخترم اثر نیافتم در جستجوی ملالای شدم دیگر فریاده نبود چیغ و واویلاه نبود خاموشی بود و سکوت غم بود و اندوه و عشق در چشمانم خشکیده بود کسی نبود که صدایش کنم که با کمک من بیاید چونم سایه ها از دور و بره ما رفته و کوچ کرده بودند و منطقه خطرناک شده بود و ما که مرد نداشتیم مونده بودیم و مجبور به زندگی کردن همه سگران همه برای وطن جان داده بودند و قریه ها و ده ها تقریبا خالی از سکنه شده بود فریاد ها در گلویم خفه شده و دلم بیقرار از هر طرف چون گم کرده ها و دیوانه ها می دویدم مثل این که در جستجوی یک چیزی بودم هوا رو به تاریکی می رفت رفتم به طرف تنور و به درون آن نظر انداختم نانها هم مثل تن دخترم سوخته و خاکستر شده بود و آتش هم خاموش دوباره چون دیوانه ها به اطراف حویلی دویدم چشم های وحشت زده من در جستجوی یک گم شده دیگر می گشت فکر کردم که فانوس زندگی من برای همیشه خاموش شده است به جستجوی ملاله کوچک شدم و احساس کردم که وز زنده است بدونین که بدانم فریاد عجیبه که زمین را بلرزه در آورد از گلوه پارشده مادر چون من بر آمد که ملاله کجا هستی؟ ملاله جواب بده کجا هستی؟ دیدم که ملاله در پشت چاه آب افتاده و ناله می کند او را در آغوش گرفته و گریه کنان گفتم که تو زنده هستی؟ تو زنده هستی؟ سر و رویش را می بوسیدم در حالت خم و خوشی از زنده ماندن ملاله او را به سینه هم چسبانده بودم تا دور نرود بی خبر از این که ملاله دست راست خود را از دست داده است از بدن کوچک و نحیفش خون جاری بود و بدنش خونالود شده بود از ناچاری چادر سرم را توته کرده دست او را که از بازو قط شده بود بستم و او را روی تخت سنگ که نزدیک چاه آب بود گذاشتم و به طرف درخت که شراره آتش بود نگاه کردم که توته های گوشت و پست پسرم به شاخه های شکست شده درخت آویزان است و درخت در حال سوختن و شراره شدن است اطراف مرا وحشت گرفته بود خودم را گم کرده و از ترس نیلر زیدم حیران منده بودم که چیکنم و کجا بروم همه منطقه را مورده ها و سایه های اشباه گرفته بود ملاله را محکم در آغاش گرفتم و دروازه حویلی را محکم بستم چراغه تیلی را که خودم جور کرده بودم روشن کرده به خانه رفتم ملاله حال و مجال گب زدن و حرکت کردن را نداشت از دست کوچکش خون می رفت و از شهر و بازار هم دور بودیم و از دور و نوای ما که همه مردم و امسایه ها کوچ کرده بودند کسی نبود که فریادهای مرا پاسخ گوید موسیقی دل های شما قرع شد نشبند و خدا همیشه تا وقت نمائید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سرود دل نوازی بود امیدوارم که دوستای شنوده ما هم از شنودن سرود خوششان آمده باشد و برکت گرفته باشد بله واقعا سرود بسیار مقبول بود و من همچنان برکت گرفتم خوب دوستای نهایت ارجومند حال بین که دی بخش از برنامه به پارچه شیر از شاعر توانا و نقم سرا قرارچ داقی گوش بدیم که عنوانش هست خدا بخشنده هست خدا بخشنده هست گفت ایسا با محبت آمدم در محبت من بقایت آمدم کرده ام من این محبت را صلاح از برای دفع آفت آمدم کینه ها را تازه دل زایل کنم کنی من از بحر اداوت آمدم رنج آلم را گرفتم من بدوش تا تو بینی روی راحت آمدم بنگری تا ماورای پردرا هم کنی آن را روایت آمدم آمدم من تا دهم تعلیم اف نی که از بحر شکایت آمدم درد جسم و درد جان را همچو من تا نمایی تو تبابت آمدم تا ببینی تو خدای خیش را آن خدا را من چو آیت آمدم زیر سرخشت مرا هرگز نبود من کجا بحر تجارت آمدم از خدای مهربانتر از پدر تا بدانی صدحکایت آمدم گفت ایسا که خدا بخشنده است گفت ایسا که خدا بخشنده است من برای این بشارت آمدم شنانده های خوب برنامه از هر گل برگه اگر شما مطلب یا شعر یا فقاحی یا خاطره ویا موضوع جالب دارین ویا میخواین که شهادتتان از طریق ای برنامه نشه شوا شما میتونین هم از طریق پوز برما روان کنین و هم از طریق ایمیل توجه کنین به آدرس پوستی دیگر رادیو صدای زندگی سندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان بله و اگر به ایمیل دسترسی دارین توجه کنین به ایمیل آدرس ما roshan at afghanradio dot o r g همچنان شما میتونین که از طریق تیلفون همراه ما به تماس شدین و مطلب یا شهادت و شیر تانه از طریق تیلفون برما بگوین و ما او را در برنامه بر شما میگونجانیم توجه کنین به نمبر تیلفون ما 001-541-550-7131 شنانده های گرامی آل بخش غذای روزانه فرا رسیده بله مروره جان وقت غذای روحانی فرا رسیده شنانده های گرامی در برنامه گزشته ما در مورد ازی که چرا بعض اوقات دعای ما بیجواب میمونه صحبت کدیم و دلائلش هم گفتیم در برنامه این و بعد باز هم صحبت خدا در این مورد ادامه میتیم بله یکی از دلائل دیگه که دعای ما بیجواب میمونه عدم وزیعت درونی درست ماست اگر ما و شما به کلام خدا یعنی انجل مقدس مراجع کنیم ایسای مسیح به شکل بسیار واضح چونین میفرمایه وقت دعا میکنید معنند منافقان نباشید آنها دوست دارند در کنیسه ها و گوشه های سرک ها بیستند و دعا بخانند تا مردم آنها را بیبینند یقین بدانید که آنها عجل خود را یافته اند هرگاه تو دعا میکنی به اندرون خانه خود برو در را ببند و در خلوت در حضور پدر نادیده خود دعا کن و پدر که هیچیز از نظر و پنها نیست عجل تو را خواهد داد دوست های گرامی وقت شخص به منظور جلب توجه دیگر را دعا میکنه و هدفو خودنمایی هست نباید از خدا انتظار جواب داشته باشه وقت پیروای یه مسیح با هم یک جای هستند و به شکل دستجمی دعا میکنند نباید خدا پیش یکی دیگر بالا ببرند بلکه ایسا باید که بلند شده و جلال داده شده زمنان کسی که دعا میکنه نباید غرور داشته باشه بلکه کاملا شکسته و فروتند باشه در انجیل لقا ما دو شخص کاملا متفاوت میبینیم که بر دعا به کنیسه آمدند ای دو شخص یکیش ایک فریسی مغرور بود و دیگیش یک جزگیر فریسی که یک آدم خودخوا از خود رازی که خدا خوب و آدل بایساب میارد با غرور از خود تریف کد اما او جزگیر باف روتنی گردن شکسته به خدا گفت ای خدا با من گناهکار رحم کن با ایتکا با آیت چارده هام فصل چهارم انجیل لقا جزگیر بخشیده شد پس ما ایماندارا به مسیح باید که با دل فروتند و خالی استقبر و خرور و خودخواهی دعا کنیم چون وضعیت باطنی نادرست باعث میشه که دعای ما بیدون جواب بانه بله آقای شاهد به امی شکل وجدان ناراحت هم باعث میشه که دعا و تقاظای ما بی جواب بانه در سال اول یوهانا در فصل ثیوام در آیات بیسی اک و بیسی دو چونین میخانیم ای عزیزان اگر وجدان ما را محکم نمیسازد ما میتوانیم با اطمینان به حضور خدا بیاییم و او تمام خواهش های ما را بر میاورد زیرا ما بر طبق احکام و عمل میکنیم و آنچه را که مورد پسند اوست به جامعه آوریم شناندهای میرون گاه وجدان یک نفر میتوانه زیر تأثیر محیط که شخص در او پرورشی آفتو و بزرگ شده به طور غلط او را رهنموی کنه در این صورت وقت شخص تقاظا و نیاز خدا در دعا به پیشگاه خدا بلند میکنه از اطمینان لازم برخوردار نیست او متردد است ما پیروهای مسیح باید قبل از هر چیز به کتاب مقدس متکی باشیم به طور که وجدان ما کاملا تحت تأثیر کلام خدا کار کنه نهی که وجدان ما تحت تأثیر محیط باشه که در او پرورشی آفتیم ما با متعالی کتاب مقدس و با توجه به احکام خدا میتونیم آنچه را که صحیح است درک کنیم او وقت است که وجدان ما نیست تحت تأثیر کلام خدا عمل میکنه بله عدم اماهانگی با اراده خدا دلیل دیگه است که دعای ما به جواب باقی میمانه دوست های گرامی وقت ما مسیحی ها به خدا دعا میکنیم نه فقط باید اطمینان درونی داشته باشیم بلکه درخواست ما باید با اراده خدا متابقه داشته باشه در سال اولیه هنها فصل پنجم دعایات چارده و پانزه چونین ذکر شده اطمینان ما در حضور خدا این است که اگر از او چیز بخواهیم که متابقه اراده او باشد بما گوش خواهد داد ما میدانیم که هرچی بخواهیم او بما گوش میدهد پس این را هم باید بدانیم که آنچه از او بتلبیم بما اطا خواهد فرمود از آنجای که ضرور است هر تقاظایی با اراده خدا یک سان باشه ایماندار نباید چیز را در دعا بتلبه که بر اساس کتاب مقدس سریعن مخالف اراده خدا است به این ترتیب وقتی در کتاب مقدس به طور واضعی ذکر شده که فلان موضوع برخلاف اراده خدا است ایماندار نباید او را از خدا درخواست کنه البته منظور ای نیست که ایماندار هر دفعه در دعا به خدا بگوید که ارادی تواز درخواست ما پاسخ بدید نکته اصلی است که ایماندار باید به کتاب مقدس توجهی کافی داشته باشه و اجتنان چی خواستی او مخالف اراده خدا است از خواستی خود سرف نذر کنه بنابراین وقتی دعا میکنیم باید با در ذرگرفتن کتاب مقدس چیز را از خدا بخواییم شنانده های گرامی به اتناب بودن به رهنمایی خدا دلیل دگه است که دعا و اتقاظهای ما به جواب بمانه وقتی یک پیروه مسیح رهنمایی خدا را نادیده می گیره نباید انتظار داشته باشه که خدا به درخواست او جواب بده خدا اکثرا از طریق کلام خود با ما صحبت میکنه و اراده خدا بما نشان میته اگر متی خدا باشیم او ما را برکت میته اما چنانچه با کلام خدا و آنچه که او از ما میخوای به اتناب باشیم او دعا و اتقاظهای ما را نخواد شنید در کتاب زکریا فصل هفتم در آیت سیزده چونین میخانیم چون وقت که من با آنها سخن گفتم آنها به کلام من توجه ننمودند لحاظا من هم وقت آنها به حضور من دعا کردند دعایشان را نشانیدم امچنان در امثال سلیمان نبی میخانیم که میگه خدا از دعای کسانی که احکام و را اطاعت نمی کنند نفرت دارد پس ایماندارا باید در زندگی روزمره خود به تعالیم کتاب مقدس توجه داشته باشه در غیری صورت نفقت خدا به دعای او پاسخ نمیده بلکه او را خلاف اراده خود میپندارد دوست های عزیز یک موضوع را میخواییم یادواری کنیم که پیروان ایسای مسیه نباید هر فکر و احساس را هدایت خدا بدانند ما موضوع خیال کنیم که هر چی از زین ما اوبور میکنه و هر احساس که در دل و دماغ ما پدید بیایی از جانب خدا بدانیم البته ادایت که از جانب روح القدس باشه با کتاب مقدس همخونی داره پس باید هر ادایت با کلام سنجیده شوه تا به بیراه نریم بله ادم ترهم و شفقت دلیل دیگه است که باعث میشه دعای ما به جواب بمانه در امثال سلیمان نبی فصل 21 دایت 13 ایطور میخانیم کسی که فریاد فقیران را نشنیده میگیرد در روز تنگدیستی خود هم فریاد رسه نخواهد داشت شنمده گرامی ما پیروای مسیه که از محبت خدا کاملا بهرمند شدیم باید امنوان خدا محبت کنیم خدا میخواهد که ما در اعمال محبت مسیر با امنوان خود نشان بدیم و حتی نیازمندار را کمک کنیم ایماندار که افراد محتاج میبینه و با وجود تونایی مادی اقدام در رفع ایتیاجات اونا نمی کنه باید انتظار نداشت باشند که خدا دعای اونا را میشنوه دوست های ارجمند هدف منظور ما از ارائه دلائل به جواب ماندن دعای ما ای است که دعای شما شنونده ازیز و گرامی و شما که پیروای مسیر هستین معصر و تأثیر گذار باشه شنونده بهش بخواه از آنجای که دلائل ذکر شده مثل دیوارست که باعث میشه دعای ایماندار به جواب بمانه پس باید که ماونی را برطرف کرد تا دعای ایماندار معصر و سمر بخش باشه دوست های گرام قدر ایسای مسی که به خاطر گناه ما خون پاک شریختان او حال زنده هست اگر گناه در زندگی شما وجود داره یا بعباره دیگه مانی در مسیر دعای شما هست با دل توبکار با مسی گب بزنین چون او برطرف کنندی گناه شما هست وقت عباتکه برخون ریختشدی مسی گناه را به او اعتراف میکنین اتمینان داشته باشین که مانی از مسیر دعای شما برداشته میشه و خدا به دعای شما جواب میده خب شنانده های گرامی ای بود برنامه ای نوبت از هر گلبرگ که خدمت شما عزیزا تقدیم شد تا برنامه بعدی تمام شما در ایسای مسی شاد و موفق باشین