Mutual Responsibilities in Family

  30 minutes

  25 January 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان درسته درسته درسته درسته درسته درسته دسته ازیز و بیننده جرامی سلام عرض میکنیم باسم خدا را شکر میکنیم در امروز میتوانیم که از طریق این برنامه در خدمت شما باشیم و من باور دارم که لحظات بسیار خوبی خواد داشتیم بله دسته ازیز من به نوی خواد سلام عرض میکنم و بسیار خوش هستم که امروز باز هم در خدمت شما هستیم و من امروز بسیار بخاطر از این خوش هستم که امروز ما در مورد یک موضوع بسیار جالب گفت میزنیم خب البته پیش از ای که در مورد موضوع جالب نزیده جان خودت معرفی کنیم موضوع جالب گفت بزنیم نگفته نمانه که دوستای ما با ما ارتباط گرفتن و من امروز میخوایم که برای یک نفر دعا کنم البته برای دو نفر یک برادر که گفته که آلی قدر مسروش شده که نمیتوانه برنامه های ما را تعقیب کنه یعنی علاقمند هست ولی وقت نداره که دعا میکنیم برش در مورد نزیده جان گفتن که میخوایم که با بعض ایماندارای یا پیروهای ایسای مسیح در ارتباط باشن داخل افغانستان در منطقه خود دیگر بین که در این مورد نزیده جان اگه اجازت باشه یک دعا کنیم درست است بین که دعا کنیم خداونده ترا شکر میکنیم واقعا که تو عالی هستی و تو میخوایی که همه که نجات پیدا کنن خوصا این پیام و خوش را مردم ما بشنوان و تو را بشناسن بهتر و به تو نزدیکتر شوان خداونده است تا اونا را برکت بدید در این لحظه من دعا میکنم برای از این برادر ما که مصروف شده و نمیتونه که برنامه های ما را تعقیب کنه خداونده دعا میکنم که تو کمکش کنی و تو برش این خرد را بدید که در چی زمان راه های دگیه هست مثلا از طریق انترنت وقت پیدا کنه و برنامه های ما را تعقیب کنه و برخواهر ما شکر میکنیم که علاقمند ازی است که با پایروهای سیمسی در داخل افغانستان درتبات شد خداونده از ما دعا میکنم که این کار صورت بگیره و خصوصا برای آینده افغانستان دعا میکنم که نور تو بدرخشه همطور که این برنامه ما پنجره نور است نور تو در خانه ها و در قلب های مردم ما بدرخشه این دعای خود را برنامه سیمسی میکنیم آمید خوب دوسته ازیز یک وقت پدرم میگفت که زن برای شیشتن و مرد برای گشتن درست نزیده جان این موضوع را خوب درکده چون که از زبان خودم پدرم شنیده این موضوع را وقتی که قصه کرد یک روز قصه کردی برای ما بسیار واقعا جالب بود یادم است که اولین گپ خسرم به استلاحه یادم است این امی بود که گفت که خانه ما وقت آمدن خوشیم گفت که ما بسیار مانده شدیم و را دور بود و خسرم برش گفت که زن از برای شیشتن مرد از برای گشتن که یعنی یک رسم و رواجی هست که همیشه این گپ سر زبانهای مردم بوده و همیشه میگن که باید زنا در خانه بیشیدن و مردا باید بیرون برند یعنی جای زنا در خانه است و جای مردا در بیرون است خوب خود دیگه موافق است یا نی؟ دوست دیگه شما چه فکر میکنید پیش از این که نزیره جان نظر خود بده بده شما چه فکر میکنید؟ آیا این خوب است که زنا داخل خانه باشند و مردا برند بیرون کار کنند یا این است که موافق نیستید؟ خانه به خانه بده میده دارن مصولیتهایی که دارن اردوشان یک جای انجام بدن در یک مشترکان درست است. این واقعا خوب است که ما مشترکان کار کنیم و همکار یکی دیگه خود باشیم درست است نی؟ اما گرد یجور ايجاز بضع شرحات، بضع خانه باشند بتر است که خانوه در خانه بشند من به این فکر استم که در خانه واده در اون خانه واده که این به صلاح به خوبی پیش میره این موضوع یک خانم در خانه باشد، فکر کن که من خوش استم از بیرو بیایم خودت خانه را پاک کده باشی این کار که من در بیرو کده ایم، خودت در داخل خانه انجام بده این خوب است تا یک اندازه ولی این قدر پیشرفت کده در کشور ما مخصوص هم قدر پیشرفت کده که یک مرس پیدا شده بین زن و مرد یک مرس پیدا شده مثلا بینش زن و شوهر یک مرس هست که اونا میگن که این مسئولیت ما است این مسئولیت تو است و اتا اینمی یک جدایی را بین زن و شوهر، بین خوار و بیادر و بین مادر و فرزند این زیاد ساخته من فکر می کنم که اگر مسئولیت های کم مشترک باشه یعنی همکاری در بین طبقی زن و طبقی مرد زیاد باشه اما به صلاح دوستی شان زیادتر میکنه و میتونن که یکی دیگر را زیادتر درد کنن و از دل یکی دیگر بیاین یعنی ما بعض موضوعات وقتی که خصوصا از تاریخ خود یعنی از نسل های گذشته خود ما به میراز گرفتیم ما نباید که امروز که دنیا تغییر کده مثلا این کار کدن زمانی بود که خانما در خانه میشتن وقعا در خانه کار میکدن از خانه و از طفلا و از پختن و به صلاح پاکدن این چیزا اینا مراقبت میکدن و مردا که بودن در خارج میرفتن کار میکدن اما این نمیتونه که در هر شرایط باشه در شرایط که امکان داره مثلا اگر در یک قریه هست یا در یک شهر هست یا در یک خانواده هست این نمیتونه با خوبی پیش بره هدف از این همه چیز باید با خوبی پیش بره استثمار نباشه و تا جایی که من دیده در زمان که من در افغانستان بودم که زیادتر امی تفلکای خورد مخصوصا که دختر میباشه اینا در خانه زیاد استثمار میشن چرا؟ بخاطر از این که کلانا مثلا برادر کلانش خوار کلانش پدرش مادرش همیشه امی تفلکای خورد استفاده میکنه بر پایدوی بر پیشدوی که مثلا بروی یک گلاس آب بیار مثلا چراغ روشن کن، گل کن مثلا در سرخانه پاک کن، یک جمع کن اطمین اطمین امی تفلکای خورد امی تفلکای خورد بوده یک چیز واضح است که سر کل دخترکای خورد که خورد خانه باشند امی موضوعات بوده ولی امی یک استثمار است یعنی امی تفلکای خورد هم از خود یک خواب و خیال می داشتا باشند یک هدف در زندگی خود می داشتا باشند می خواهند ساتری کنند می خواهند فکرشان همیشه برخودشان باشند نه ای که همیشه آماده از ای باشند که کی را خدمت کنند خب دوست های عزیز آلی در این قسمت بیاین که یک ویدیو را تماشا کنیم و ما دوباره برمی گردیم درسته بیا آشپسان را جمع کن بعدی برسه می کند درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ درست دارم، برم؟ یعنی ما که مثلا وقت کتاب مقدس به دسترس مراسی دیدیم که زندگی که ما داریم مثلا ما زیادتر رنج داریم، تکلیف داریم، درست هستیم، امید در زندگی ما نیست ولی کلام خدا برما امید میده و چیزهای نوی یاد میده خب دوست های سیز، آلی بیاین که یک مذمور بسراخش بریم مذمور 146 هم است که در مورد صحادتمندی با خداوند هست یعنی که چطور خداوند برمو شما صحادتمندی بده تا او را که خالق ماست همیشه در نظر داشته باشیم و او را شکر گذار باشیم بیاین که صورت با هم یکجا بیبینیم و بشناییم خدای خیش را تازنده هستم کنم همداش که او را بنده هستم که تا هستم خدا را میسرایم ببخشت روشنی او برسرایم اگر که جز باشند یا اگر کل مکن تو بر رئیس هرگز توکل که نزد ابن آدم نیست اعانت که نعمت نزد ایشانست امانت چفردار روحشان گردید بیرون شود افکارشان در خاک متفون خدای خوب یقوب است مددگار اگر دارید بر او امید بسیار زمین و آسمان را آفریده که راه راستی را برگزیده همیشه بر گرسنه نان بخشد که نان از بهر جسم و جان بخشد خداوند آدلان را دوست دارد غریبان را نگهبان میگمارد خداوند چشم کوران را کند باز کند افسادگان را هم سرف راز تو ای صحیون خدایت نسل بر نسل تو ای صحیون خدایت نسل بر نسل نمایت سلطنت بر فره و بر اسل در این مزمور خصوصا یک آیت بسیار خوش امید تا زنده هستم خداوند را حمد خواهم گفت و صادت مندی که ما در خداوند داریم اگر خداوند در خانواده ما در قلب های هر از خانواده ما وجود داشته باشه موجودیت خداوند حضور خداوند در خانواده ما باشه نزیره جان واقعا موضوع بسیار عالی است که ما وقتی که همکار یکی دیگر می باشیم همه چیز با خوبی پیش می روی و خوشی پیش می روی و اساس ما را موجود نمی داشته باشه و از دواج میکنیم خودش یک از خودگذری است قربانی باید بتیم از خودگذری کنیم تا یک زندگی خوش و آرام داشته باشیم و وقتی موضوع همکاری و حمایت از یکی دیگر پیش می آیا ای خوبی های داره مثلا وقتی ما همکاری میکنیم امرای شوور خود یا شوور امرای خانوم خود همکاری میکنه ما یک تیم می شیم و ای خوش یک لذت است بله یک تیم لذت می بریم وقتی یک تیم می شیم لذت می بریم از امو کار خود از امو زندگی کدن با یکی دیگر ما لذت می بریم و ما نمی گیرم که ای مسئولیت تو است و ای مسئولیت ما ست ما می گیرم که ای مسئولیت ماست هرچیزی که باشه مسئولیت ما میشه چون یک تیم هستیم بله وقتی که تیم در مورد تیم گرم می زنیم در مجموع حدف یکی است که کلشان یک تیم باشند به این معناه که در خانه وقتی که ما میبینیم که خانم مصروف است در آشپس خانه و کارایش پس مانده یا ما میتانم که ایواز از اینکه بیشتیم قرار دراز بکشیم خوب اگر خسته باشم خانم ما درک میکنه که خسته است ولی اگر ما وقت داشته باشم و خستم نباشم ما میبینیم خانم در آشپس خانه است یا در یک کار مصروف است یا مثلا من در یک کار مصروف میباشم که بسیاری وقتا نزیره جان را صدا میکنه بیا تو که این کاغذه ها را کتما مثلا جمع کن یا بعضی چیزای دیگر اونو است که ما منتظر از این نمی باشیم که هر کسی این کار خود را انجام بده ما باید بدویم و یکی دیگر را کمک کنیم خداوند هم ما را تشویق میکنه در کتاب مقدس در غلاطیان شش دو آمده که بار های یکی دیگر را حمل کنید که این امی ما را تشویق میکنه که بار یکی دیگر کی شده میتانه دیگه فامیل از زن شوهر از اولادهایشان است که بار یکی دیگر را حمل کنید مسئولیت های یکی دیگر را بدوش بگیریم و باهم یک جا کار کنیم و یک تیم خوب میتانیم اینو من خوشم میکنه وقتا که میرم در آشپسخانه باز وقتا نزیده جان نمی باشد شروع میکنم اگر می آید کار میکنه باهم یک جایی لذت است دوست دستیز و همچنان ما باید فراموش کنیم فراموش کنیم که مرد تنابر بیرون است امروز در این اصل جدید مرد و زن چی در بیرون میتانند باهم کار کنند چی در داخل خانه ولی خدا را حاضر بینند دوست دستیز من ببخشید نزیده جان از کتاب مقدس میخوانم دیده میشه که خداهان وقتی که انسان خلق میکنه برشان مسئولیت میده تنابر آدم نمیگه که توییتو کو یا برزنیتو کو ببینین این آیت چقدر واضح میگه در فصل اول پیدایش کتاب تورات میگه که آیت بیسته هشتم میگه آنها را برکت داد و فرمود بارور وزیاد شوید در اینجا کلمه شوید باهم یک جای بارور از یاد شوید زمین را پر سازید یک جا و در آن تسلط نمایید یعنی تماما وزایب که داده خداهان هر دوشان در نظر گرفته ایتو نیست که مثلا برشان فرق داشته این فرق همون شما قرار میدهیم دوسته ازید و این از کجا شروع میشه از چی وقت شروع میشه ما هم خودتم اول وقت ازدواش کردیم در باید ما امی تیمورک امی همکاری ولی این آست آستا بوجود آمد یعنی وقت که ما میخواستم که شوارم را کمک کنم ما انتظار را زیر داشتیم که ایان باید در یک قسمت مرا کمک کنه و میگفتیم اگر تو در یک قسمت مرا کمک میکنی خوب اگر نمیکنی من نمیکنم یعنی از که اگر نمیکنیم جگر کن میشه در صورت که دلسوزی و مرعبانی اگر باشه اگر همدردی باشه این کار پیش میره و ما میتونیم که یک زندگی خوب و عالی داشته باشیم و ما میتونیم که در قسمت زعفه های خواد در قسمت نتوانی های خواد با یکی دیگر صحبت کنیم و ببینیم که در کدام کار ما زیادتر استعداد داریم میتونیم استعداد خود را بخرج بدیم میتونیم که در اون کار که زیاد از ایش رنج میبریم سر از اون موضوع گره بزنیم در حل کنیم یعنی یکی دیگر را ایمار کنیم و ای در همکاری میشه در همکاری جسمانی فکری موضوعات که پیدا میشه با هم متحد باشیم همکاری را خداوان وقتی که آدم هوا را خلق کد و اولین خانواده الهی را خداوان در بین شان همکاری را گذاشت و خصوصا اگر ما همکاری خدا را داشته باشیم بسیار بسیار عالی است بیایید که همکاری خوب با ما باشد بیایید که همکاری یک سرود بشتیم و تا برنامه آینده با شنیدن این سرود بخشید شما را با خداوانده یکتاب رو تحالی بسپاریم خداحافظ و ناصرتان دوستانی ازیز پدری آسمانی خدای من توی در سهر تو را می جویم به حضورتایم دست ها برفرازم تا جمالت را ببینم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را می پرستم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را دوست دارم ایسا پوری خدا همیشه با وفا سخر نجات قلای بلند بسوی تو دوام تا که ساکن باشم در قدسی تو ای خداواند بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را می پرستم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را دوست دارم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را می پرستم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را دوست دارم روح القدوس خدا پرگن وجودم را تو عبد بهرت سرایم بود ببخش مرا تقدس کن قلبم را تا ای سارا جلال دهم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را می پرستم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را دوست دارم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را می پرستم بودو نگوده من دارو نداره من عزم که دل تو را دوست دارم بودو نگوده من دارم بودو نگوده من دارم PYM JBZ