Home - a Safe Haven

  30 minutes

  21 December 2018

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان درست در خانه های شمالی برنامه برای روشنی خانه های تان دستای عزیز هموطن های گرامی سلام عرض می کنیم خدای بیقیاس شکر سپاس می گیم که باز هم ما می تانیم از طریق این برنامه در خدمت شمایزها قرار داشته باشیم سلام دستای عزیز باز هم خوشحال استیم که یک بار دیگر در خانه های شما استیم و شما را به برنامه پنجری نور خوشحامدید می گیم و امیدوار استیم که تا آخر امرای ما باشین این برنامه را بشنوین و نظریات و بشناداتان را برما بگوین تا بر بهبودی برنامه ما برما مفید واقع شوه بله بله یعنی که نمبر تلیفون، فیسبوک ما و ایمیل آدرست ما را شما می تانید که از صفحات تلیفزیون تان یاداش کنین و بسیار خوشحال شدیم که با ما ارتباط بگیرین و تشکر از دوست های ما که برما پیام می فرستن و ایمیل روان می کنن و ما این کارشان ازشان بسیار خوشنود هستیم و قدردانی می کنیم بله، واقعا وقتی که ما ایمیل می گیریم یا برما زنگ می زنن ما تشویق می شیم خب دوست های سیز امروز می خواییم در مورد عزیز صحبت کنیم که چطور بتانیم که خانه خود را یک پناگاه امن بسازیم امروز ما در افغانستان می بینیم که شرایط قسمی هست که خانواده ما و خصوصا اطفال ما زیادتر در محرز خطر قرار دارند سوال می شه که آیا خانی شما جای امن هست یا نیست؟ وقتی که اعضای خانواده در چار مشکلات می شند یا پرابلم های برشون پیدا می شند سوالات برشون پیدا می شند، موضوعات درک نمی کنند، نمی تانند بفهمند آیا خانه جای هست که اونا واقعا اطمینان داشته باشند، مطمئن باشند که می تانند که پناه بگیرند یعنی وقتی می گیم پناه، پناه جسمانی هست و پناه فکری هست یعنی از هر نگاه بگوییم خانمه باید که جای مسئولیت و آرامی و جایی باشد که خوشی و آرامی در وجه باشد خانه جایی است که قلب ما در اونجا است و روح و روان ما، همه چیز ما، همه خوشی های ما در خانه ما است وقتی ما در بیرون از خانه هستیم، در تلاش ازی هستیم که زودتر بریم خانه و دل ما یک قسم به تشمیش می باشه زودتر بریم خانه که اعضای فامیل خود را ببینیم، تجربهی که در طول روز داشتیم امرایشان بخش کنیم ایتون خانه را ما میتوانیم یک خانه معفق بگویم که اعضای فامیل منتظر یکی دیگر باشن که از یکی دیگر بشنوان، یکی دیگر دوست داشته باشن و هر انسان حق از این را داره که یک سرپناه امن داشته باشه که در اونجا زندگی کنه ولی در این شرایط که ما امروز داریم نمیتوانیم که بگویم که تمام خانه ها امن است شاید بسیاری خانه های باشه که پدر مادر نتوانند که جلو خطرات بگیرند و اولادهای خود از خطر حفظ کنند مثلا اگر یک راکت در اون خانه بفته یا مثلا اگر انتحاری شده یک چیز نمیتوانند که فامیل خود را حفظ کنند ولی همیشه پدر مادر در طلاش از این استند که بر اولاد خود بتانند رسیدگی کنند ولی این خود برصورت امی که خانه که مثلا امتحان موضوعات اگر نباشه یک خانه چکسیم یک خانه را ما میتوانیم یک خانه خوب بگویم یک خانه امن که کل اعضای فامیل در اونجا خوش زندگی کنند برای نزدیک جان خود به یاد موردی که فیلم ماجری نیه در سال هاست مثلا چار ده هست که مردم سرگردان و نالان در کشور ها میرند ماجرت میکنند تقریبا چند ملیون افغان امروز در خارج زندگی میکند ولی خدا را شکر میکنیم که میبینیم که وطن ما گج که آدیسات روخ میتند اینجا و آنجا ولی ماجرین دوباره افغان ها برگشت میکنند با امید از اینکه وطنشان آرام شد با امید از اینکه وطن برای ما یک خانه است و در اونجا آرام زندگی کنند در اونجا بتانند که اطفالشان خودشان مثلا کار کنند زندگی کنند اطفالشان برای مکتب برای درست تحصیل داشته باشند این چیزها که باعث خوشی ما میشه ولی سوال در اینجا است که آیا اینا واقعا خانه امن میداشته باشند یا نی؟ و این سوال هم از شما هم از دوست هزیست که آیا خانه تان جای امن است بیشتر گفتیم که امنیت تنها امنیت جسمانی نیست درست است که امنیت جسمانی جای اول قرار داره جای اول قرار داره که مثلا از شرع جنگ از انتحاری از راکت و این و آن مثلا یا از کسی که بخواهند برای ما صدمه برسانند برای خود ما یا اطفال ما ما باید که در امنیت در خانه خود زندگی کنیم ولی در این شراعت امی که یک سقف در بالی سر ما است و یک چاردیوالی که است ما در اونجا آرام زندگی کنیم این بسیار مهم است و باید که شکر گذار باشیم که امی را داریم و این مهم است که ما در اونمون زیر سقف چطور زندگی میکنیم ما یا زندگی خوش آرام داریم و یا اتحاد داریم امرای فامیل خانه یعنی این موضوعات است موضوعات فکری و روحانی و روحانی بسیاری وقت ها ما کوش میکنیم که دیگر ها را معلومت کنیم که جنگ سر ما تحمیل کده و یه قدر نالانی و سگردانی که آمده است خاطر دیگر ها است در حال که دوست های سیز اصل تمام این مشکلات از فکر خود ما از خانواده ما شروع میشه اگر ما در خانواده خود خب ما شخصا خود ما در خانواده کلان شدیم اینجا مثلا به درستی پدر مادر ما نتونسته که ما را بزرگ بسازه درست است از نگاه امنیت مثلا سوال داشتیم موضوع یک موضوع نفهمیدیم آمدیم پیش پدر مادر ما پدر مادر ما یا سر ما قار شده یا این است که نتونسته جواب ده پس طفل که جواب سوال خود را پیدا نکنه چی میکنه میره در بیرون است خانه را میخواهی از جواب سوال خود را یا خوشی خود از دگرها بگیره در حال که خانه جایست که طفلا میتونن راضای خود را بگویند طفلا میتونن که گپای دل خود را بگویند یک چند وقت پیش ما نمیخواهی خود بود یا نی یک فلم را دیدیم که در اونجا یک پدر است یک بچه داره و این بچه خود را دست یک نفر میده که این را برو برش درست بده در مکتب و بالاخره این نفر این طفل کسی کلان میکنه یا قسم تربیه میکنه که انتحاری کنه و بالاخره اون جان خود را دست میده و پدرش داخل خبر میشه میبینم که اولش را بگیرم میگه که طفل تو رفت به آسمان بر صورتش این چیزها هست یعنی وقتی که ما طفلای خود را به مکتب روان میکنیم و برش میخوایم که جای برن چیز ریاد بگیرم باید متوجه باشیم اول بگیریم چی کسه ما نمیتونیم سر مردم اعتماد کنیم پس همه چیز دوستهای زیز از خانه شروع میشه تمام مشکلات از خانه شروع میشه و تمام خوشبختی ها از خانه شروع میشه از این خاطر ما باید که خانه امن داشته باشیم خانه ما جایی باشه که طفلای ما احساس مسئولیت و آرامی کنند نوازش بیافند و محبت شوند هم زیادتر وقتی که پدرها و مادرها طفلای خود را محبت میکنند پیدا نمیکنند که برند با کسی دیگه پناه ببرند درست است نی؟ و دست کسی دیگه بفته که هر قسمی که خواسته باشه اینا را به صلاح سرشان تاثیر گذار شد خوب دوستهای زیز آلی بیاین که یک ویدیو را تماسا کنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی چقدر آلی واقعا یک ویدیو ایست آموزنده که طفلا وقتی یک طفل در آغوش مادر خود پناه میبرد دیگه میگه همه چیز درست است همه چیز آلی است واقعا که آغوش مادر جای بسیار امن است بله ولی فکر کن خیلی جان اگه مثلا تفلک میامد به بسیار عجله در آزار تق تق میزد مادرش سرشقار میشد میگفته که من نگفته بودمت که بیرون نرود چون بیرون رسید بله بله ما افغان ها زیادتر وقتی تفل ما احساس خطر میکنه یا مثلا یک جایش آوگار میشه درست است یا برشان یک سوال پیدا میشه اینا میان پیش پدر مادر مراجع میکنه پدر مادر یوازی که ورا نوازش کنه و بشانه که ازشان گب بزنه یا مثلا اگر جایش آوگار شده و اون را کمک کنه دیگه هم سرشقار میشه ما خودم اینطور بودم من گفتم این فلان جایی نرود ایتو نکو ایتو نکو اینی از که تفلا بیزار میشن از خانه دوستهای سیز ما باید تفلای خود ایک قسمه امروزشون مراویده داشته باشیم که همیشه با ما باشن نزدیک ما باشن احساس آزادی کنن که اگر در خطر استن اگر کدام راز دارن در دل خود اگر کدام مشکل دارن باید که بیاین برای پدر مادر خود بگوین بخاطر از این که پدر مادر نزدیکترین کسشان است و جایی که میتونن رازهای خود بگوین نموخانه هست یا اعضای فامیلشان هست مثلا برادر بزرگشان هست یا خوهر بزرگشان هست چون اگر در خانه نتانن بگوین مجبور استن در بیرون دیگر بردگره بگوین که خطر از او زیادتر میباشه بله و بسیاری وقت ما میگیم که نه بانش خودش یاد میگیره زندگی برش یاد میده در حال که دوست هستیست زندگی برش چی رو یاد میده زندگی امروز ببینین وطن ما در چی حالت است بخاطر از این که ما تفلای خود را نتانستیم شکل شاید بایدش با آنها رافتار کنیم و بهتر و خوبتر را پیش بگیرند از این که اگر ما سرشان قار شدیم بگویم که دوشان بزنیم که برو دیگر این گفت برما نزنی خیلی او در دلش میمانه میگه چی کنم چرایی قرار میگیره بتر است اجازه بدیم که گفت بزنند بله بله امید دوست های زیادی است که تفلای خود را از آورگی یعنی نتانا موضوع تفل است منحیست پدر مادر ما زن شوهر بین خود مثلا اگر من امروز خانم خود را محبت نکنم نوازش نکنم به زور و جبر زندگی را پیش بریم به زور و جبر منحیست شوهر درست است و این آرزوهای داره این موضوعات داره خصوصا و در قسمت این پس چی میکنه اگر جا پیدا نکنه اگر محبت از من میره دیگر درست است محبت از من سید فکر کنه و تفلایی ما را درستی کلان بساده به اینشکل شوهر ها اگر مثلا خانم ناراحت می باشند این ها می روند به دیگر درست است به اینشکل دوست دازید تفلایی ما را باید که اجازه بتیم باید که اینا را با اندازه محبت و نوازش کنیم که همیشه باهم باشیم یک خانواده ای می گیم که اینی خانهی ماست و اینی خانوادهی ماست و این اینجا ما خوش هستیم و اینجا نیاز داریم و چطور می تانیم دوسته عزیز که فضای خانه را شادمان نگاه کنیم وقت که ما خود ما مغرور نباشیم خودخواه نباشیم و کبر نداشته باشیم کبر غرور یکانه چیز است که خداوند هم از اون نفرد داره و کل مردم از اون نفرد داره زمان که ما متدل استیم یک انسان متدل و خوشقلب استیم خصوصا پدر مادر وقت که اینا مغرور نباشن طفلایشان می آیه پیشان و بفهمن که پدر مادرم قار نمیشه اینا می آین خوش می باشن یعنی وقت خوش می داشتن باشن امرای فامیل خواد و بسیاری پدر هاست ببخشی خیل جان اجازه نمی دهد که اولادشون موسیقی بشنند یا اجازه نمی دهد که در خانه مثلا قشنی بگیرند یا بازی کنند میگه آرام باشید یعنی فضای خانه را چی آرام می سازد چی خوش می سازد اول خب پدر مادر خوشقلب باشند خودشان بین خود خوشی داشته باشند سلخ داشته باشند پدر مادر این امی یک نمونی بسیار خوب است که وقت طرف اولادشون طرف پدر مادر خود سهل می کند که پدر مادر خوش هست مذاق می کند امروی یکی دیگه امروی ما مذاق می کند اونام جرت پیدا می کند که برند خوشی کنند امرویشان در خوشیشان شرکت کنند و مثلا شوخی کنند بزلگویی کنند موسیقی بشنند یا مثلا مسابقه کنند این کارها را می تاند که فضای خانه را خوش نگاه کنند یعنی تفلای ما نیاز های زیاد دارند درست است نیاز دارند به این که مثلا از نگاه جسمی وقت که رشت می کند اینه ما مثلا تفلای ما اگر بچه ها هستند زیادتر کوش می کنند که با پدر خود نزدیک باشند که به صلاح دوست باشند رفیق باشند و اگر سوال برشون پیدا می شه مشکل برشون پیدا می شه از پدر خود پرسان کنند درست است نیه دختر هم از خود مثلا راسهایی دارند موضوعاتی از زندگی شان که می توند مادر یک کمکننده خوب باشه و این راسهایشون را ما باید کشف کنیم پیش از اینکه اینا برند به کس دیگه مراجع کنند ما باید که اینا راسهایشون راسهایشون چی که نیاز هایشون درد کنیم گفت هایشون بشنویم و اونا را کمک کنیم اگر مثلا اولاد ما برما دروغ میگه اگر اولاد ما برما دروغ میگه و برما معلوم میشه که اولاد ما دروغ میگه چی کنیم باید؟ باید در اینجا در اینجا یک موضوع هست یعنی دروغ یکی خب دروغ ها بسیار سخت هم است که دول آدم بفهمه چرا یک کس که دروغ میگه برتون معلومی نیست که ای راست هست یا دروغ هست ولی نتیجی در اینجا در اینجا در اینجا ولی نتیجی دروغ در آینده معلوم میشه میگن چی میگن میگن دروغ های سیاست ها یا میگن بار کچ به منزل نمیرسه بلاخره یک وقت پیدا میشه تو بفهمی که طفلت بر تو دروغ گفته در اونجا باید که برش بگویی و خصوصا دوستانی یکی از موضوعات بسیار مهمه که در خانواده ما بتنیم که طفلای خود و خود ما در فضای آرام و امنیت زندگی کنیم رابط ما با خدا هست درست هست یعنی خدا را ما باید که در زندگی خود در جای اول قرار بدیم اونمو خدا هست که از قلب اونمو طفلت آگست اگر اون طفلت ترس خدا را محبت خدا را داشته باشه و اون باور داشته باشه که خدای هست که اون را میبینه و از قلبش آگاه هست و دیگر روز برش میگی میگی که خدا میفهمه از دلت بسیاری وقت ما در بین خودم گفت میگیم خدا میفهمه بسیار مهم است که ما طفلای خدا ترس بزرگ کنیم و همیشه برشان دعا کنیم در مورد خدا برشان بگوییم و ایران برشان بگوییم که امرای ما صادق باشن بر تشویق شان کنیم که هر روز که دارن باید برما بگوین و دروغ نگوین اگر دروغ بگوین خدا نگاه نباشیم ولی خداوند آگاه است و یک روز بشه که دروغ شان برملا میشه و ای ترس باید در دل شان باشه که اگر یک روز دروغ شان آشکار میشه خب اون وقت باست دیگه روی نمی داشته باشه ولی برش شد شد تا نزیده جان اگر دروغ هم میگن مثلا اشتباهش از تفلا سر میزنه به این معنی نیست که تمام زندگی دیگه خلاس شد تمام شد نی حتی در این زعیفی های خود در کاستی های خود درست است نی ما یاد میگیریم بر تفلای خود یاد میدیم اگر تو راست میگفتی ایتو نشد که مثلا تفلا ما یک دروغ میکنه یک اشتباه از اون سر میزنه یک کار خراب میکنه و بترسه از ما یا از خدا از خدا بترسه از ما وقتی که ما ترس خدا را میگیم به این معنی خدا را حاضر ببینه قسمی باشه که پس پیش ما بیاه ما او را تشویق کنیم که وقتی تو یک به اشتباهیت پایی میبری بیا برما بگوییم امتحان که پیش خدا ما اطراف میکنیم خدا ما را میبخشه وقتی که پیش پدر مادرت میایی اطراف میکنی پیش از که کار خرابتر شده او است که پدر مادرت تو را میبخشه بلکه ما کمک هم میکنیم یعنی ترس ترس داشته باشن که دروغ نگوین ما ترس ایره نمیگم که وقتی دروغ بگوین باز بترسن یعنی پیش از ای که یک دروغ میگن باید بترسن دروغ نگوین ای بیترست نی؟ ولی ما فکر میکنیم که ترس وقتی کلمه ترس استفاده میکنیم باز یک کاملاً یک معنای دیگه میترس ترس دروغ گفتن نه ترس از پنهان کدن دروغ خب درست همون ترس هم اگر ما اطفال خودم محبت کنیم و اینا محبت و احترام ما در قلبشان باشن وقت است که اینا به احترام به محبت میان با ما میباشن به ما مراجعه میکنن به خاطر احترامی که من به پدر خود دارم نمیخوایم به اون دروغ بگوین نمیخوایم اون را آزاد را بسازیم خب دوسته ازیز یک گفتی دیگه است میگه مهربانی مهربانی مهربانی مهربانی گفتی دیگه است میگه مهربانی و ملائمت شما در پیوسته در خدا در عمال شما در گفتار شما دیده شوا یعنی ملائمت ما یعنی ما نه تنها برای طفلای خود بگویم این چیزا را بلکه عمل عمل هم نشان بدیم و باید در هیچ چیز تشویش نکنیم بلکه همیشه پیش خدا هم دعا کنیم با طفلای خود بیشینیم یک جا بگیم بله اینی اشتباه اینی گناه سر زده بیاین که اول پشت خداهایی اطراف کنیم از خداهایی بخواییم که در آینده همچون اشتباهی از ما سر نزده و بعد از این در فکر از این شدیم که چطور بتریم در آینده و نمو اشتباهی که رختاده اون کار خراب که شده ما اون را ترمیم کنیم و پیش بریم درسته ازیز ما میتونیم که در طفلای خود خدا دوستی را یاد بدیم و صداقت راستی را از خود شروع کنیم ما بین خود باید صادق راستگار باشیم منحیص زن شوهر تا طفلای ما طرف ما ببینند بیشتر هم که گفتیم که پدر مادر خودشان یک نمونه بسیار خوب هستند بر طفلای خود ضرور نیست که پدر مادر یک هستگر نمونه برشون قرار بده حتی وقتی که طفل ما میاد مثلا یک موضوع را بر ما میگه و ما نمیفنیم که چی جواب داشته باشیم نمیتونیم که یک جواب ساختگی بسازیم درست هستیم بلک بگیم بچه ما این موضوع را نمیفنیم و ما باید امرایشان صادق باشیم بله صادق باشیم در هر چیز حتی بسیاری وقتا شوخی ها و مذاق های که مثلا طفل گیچ میکنه یا یه پدر آدم راست میگه یا دروغ میگه بسیاری وقتا مذاق میکنیم شوخی میکنیم و دروغ میگیم در دروغ خود ما میخواییم مذاق کنیم در حال که با دروغ گفتن مذاق نمیشه دوستهای ازیز ما باید که جدی باشیم در صحبتهای خود و در طرز گفتار خود خب آله بیاین که یک سروت ببینیم ببخشین یک سروت بشنیم موسیقی موسیقی آیکه دو نام دارس مانیتو پادا رمو که میرا بانیتو مدشوهیه تو همه آیاد در جهان مالک جهانی تو پر زمین نیز میشوار کداد در جهان رادا که خود برانیتو پدر ما که میرا بانیتو پدر ما که در آسمانیتو واقعا خدا مثل پدر آسمانی و مثل پدر میرا بانی از که او از ما از اطفال ما از خانواده ما و میتونه که از کشور ما مراقبت کنه نگهداری کنه من داخل میخوایم باز یک مذمیر بر شما بخورم در قسمت ازی که چطور خدا میتونه پناگاه ما باشه وقتی که همینطور در اول هم گفتیم در اینجا گفتیم یکی از راحایی که ما بتانیم خانه خودا جای امن بسازیم جایی که در اونجا تفلاه ما خود ما آرام باشیم و در امنیت زندهی کنیم داشتان حضور خدا هست اگر خدا در افکار ما در قلبهای ما جایی داشته باشه ایره باور داشته باشید که همه چیز به خوبی پیش میره تفلاه ما صادقانه میتونن که با ما رفتار کنن و ده اینجا ما دیدیم در این صورت هم واقعا خداون مثل پدر مهربان از ما مراقبت میکنه خب موضوع دیگه که چطور بتانیم مثلا خانه خدا برای اولاد خود برای خود جای امن بسازیم یه از کوشکنیم که در بین خانواده خود شنونده خوب باشیم مثلا برای تفلاه خود همچنان کوشکنیم که به صلاح جای خوشی و شادمانی را برای زنان داخل خانه محایا کنیم پشتر خود یاد کده که مثلا شوخی کنیم مذاق کنیم باز لگویی کنیم بازی هایی را سربرا کنیم که تفلاه همون با ما بازی کنند و اگر وقت داشته باشیم بریم به بیرو به هم یک جا که تفلاه خود یک جای باشیم به شکل و اگر سوال میکنند سوالشان را جواب بدیم برصورت من میخواستم در وقت آخر بر شما یک مذمور بخانم که در اینجا میگه میگه که پاناگا و قوت ماست و در وقت سختی ها مددگار قابل اعتماد بنابران ترسی نداریم اگرچه دنیا ویران شود و کوها در قهر اوکیانوس ها فرور ایزند یا آبها آبهای بحر غرش کنند و به جوش آیند و کوها از سرکشیان لرزان گردند نه ریز که شاخه هایش شهر خدا را شادمان میسادد این شهر خدا قلب های ماست دوستهایتیز یعنی اگر خدا در قلب های ما جایی داشته باشه او ما را شادمان میسازد نه ریز که شاخه های شهر خدا را شادمان میسازد و مسکن مقدس خداوند متعال را یعنی قلب های ما را خدا در وسط اوست پس آن شهر از ویرانی در امان است خدا در طلوع صبح او را کمک میکند درسته اومدها غرش میکنند میگه اومدها غرش میکنند و مملکت ها بی جای میگردند او آواز خود را میدهد پس زمین زوب میگردد خداوند قادر مطلق با ما است و خدای اقو پناگاه ما است بیایید کارهای خداوند را مشاهده کنید و جایب او را در روی زمین او جنگها را در سراسر جهان خاتمه میدهد کمان را میشکند نیزر را قطع میکند و عرابه ها را با اتش میسوزند آرام باشید و بدانید که من خدا هستم در میان امت ها متعال و در جهان متعال میباشم خداوند قادر مطلق با ما است و خدای اقو پناگاه ما است دوست های سیز ای از چیز که ما برای شما میگیم دعا میکنید که واقعا خداوند پناگاه شما و خانواده شما و اطمال شما باشد آمین خدا حفظتان دوست موسیقی موسیقی