Love Languages - Taking Time and Listening

  28 minutes

  15 March 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان برنامه تانیه برنامه تانیه برنامه تانیه برنامه تانیه دستای بسیار عزیز و میربان سلام عرض می کنم خوشحال استم که یک باری دیگه باز هم درختمت شما قرار داریم و شما ما را تماشاه می کنین ما هم آرزو داریم که از شما تلفون بگیریم، نامه بگیریم، ایمیل بگیریم و من مطمئن استم که تمام ایمیل های شما یا پیام های شما به جواب نمی مانند بخاطر از اینکه امخواهر های ما هستند که ما را کمک می کنند و جواب گفت هایی که شما می زنین حتما به گشت ما می رسد پیام های تان به گشت ما می رسد و ما حتما برتان جواب می دیم بله دوست های ازیز، من هم به نوبی خود سلام ارس می کنم همونطور که نزیره جان گفتند شما می تنین که با ما ارتباط بگیرین و دیگه ای که مثلا وقتی که شما پیام می فرستین اگر در مورد محتوی برنامه باشه بسیار عالی می شود، خب بازم خدا را شکر می کنیم که شما این برنامه را تماشاه می کنین و ما را در خانه های خود دارین بله دوست های ازیز، و امروز ما برنامه را که آماده ساختم در مورد ازیز که ما چطور می تنیم که یک وقت با قیفیت امرای همسر خود داشته باشیم بسیاری وقتا می شود که ما با همسر خود هستیم، یک وقت امرایشان داریم ولی کاملا دقیقا ما متوجه نیستیم وقتی که ما صحبت میکنیم امرای همسر خود احساس نمی کنیم که در دل از اونا چی است یعنی وقت خود کاملا دقیقا امرایشان سپری نمی کنیم و امروز ما می خواییم که در مورد از امی امرای شما صحبت کنیم بله، خب وقتی که شما در مورد شنیدن صحبت کنید نزیره جان خودت شنیدن هم یک استعداد داره واقعا یعنی بسیاری وقتها ما میکنیم که ما مشنویم درست است ولی در اصلش نمشنویم یعنی جسمان هستیم حتی سیل هم میکنیم طرف اکدگی خود ولی توجه نمی کنیم یعنی ادفتانی است که ما گوش میکنیم ولی نمشنویم گوش میکنیم، بله گوش داریم و گوش میکنیم و نمشنویم و یایی که ما احساس داریم بر شوهر خودی یا بر خانم خود احساس داریم، دوستشان داریم ولی اونمورا بر از اونها ما ظاهر نمیسازیم بله، بله خوب شنیدن یکی از طریقه های ظاهر ساختن محبت است یعنی نه تنها بین زن شوهر وقتی که ما یه از یکی دیگه خود دقیق مشنویم و میشناسیم و اکسلامل نشان میدهیم امی توجه میکنیم، امی خودش برای محبت است مثلا سامیا یک خانم است که میگه شکایت داره البته پرسان کردن که چی نقص وجود داره در شوهر تو گفت ایچ وقت برما وقت نداره که بیشینه و گپای من را بشنوا بله درست یعنی دو نفر در یک خانه زندگی میکنند درست است یک جا نان میخورند ولی اینا یکی از دیگه جداستند با هم یکی نیستند، یک جا نیستند دوست دای از این یک چیزا اگر متوجه شده باشین که خانمها در چیزای بسیار ساده خوش میشند میتونین که قلبشان را زودتر تسخیر کنین که چیزای بسیار ساده مثلا امی که توجه کنین برشان اونمو بر از آن بسیار یک دنیا است شما بر از آن خوشی میدهین وقت که از دلشان بیاین وقت که اونا وقت گپ میزنند گپشان را گوش کنین همونتونیست خالی جان؟ بله، بله یعنی اگر زن است یا شوهر است از خود احساسات داره آرزوها داره خواستها داره درست است تجارب داره خوشیهای داره که میخوای امسر خود بخش کنه و چی وقت این کار را میکنه وقت که بفهمه که جانم مقابل یا امسرش اگر زن است شوهر است اگر شوهر است زن است دقیقا گوش میده و برزو توجه میکنه و میفهم و درک میکنه درست است اگر مثلا بعضی وقتا ترخیه های میباشه که باید با شوهر خود بگوید و شنیدن در اینجا بسیار بسیار مهم است بگیرین چای تیار است نکتایی سبیل مانده ای جور نمیشه؟ نکتایی هالا درست میشه اما شما؟ فهمیدم که خودت آمدی سیده شدن آهان راست میگی منیر بچه ایم؟ بله مادر جان یک گفت ضروری یادم آمد گفت من رو بشنم؟ اینجا بیا بیا بچه ایم؟ آهان بیا نیم چای نوز گرم است پردم بدت چای هم از دستای خودت به به منیر بچه ایم یک دفعه اینجا بیا آمدم پدر جان چای یخ میشه حیره زود میایم ها من رفتم چای نمیخورین؟ نه نمیشه پدر جان برای گرفتن تقاوت خود میره او رو میرسنم با سرکار میرم اگر بیشینم دیر میشه ها حدافز شما لباسایتو نتبدیل کنین من نانگرم نه نادره چند دوست قدیمی پدر جان او رو در بانک دیدن اونا پدر جان برای نان هستن حالا او تنها رفتن نمیتونه مالوم دار من باید او رو برسنم قارخونیستی نه؟ بخواده چی؟ تو برو چی گفت؟ قارستی؟ بیبی مونیر یه خوب است که ما امرای فامیلتی یک جای زندگی میکنیم خدمت کدن بزرگا هم وظیفه ماست اما اونا هم وظیفه دارند که یکان وقت بما موقع بتند که تنها گفت بزنیم چه قسم گفت؟ صدا گفت است که یک زن میتونه سر و شوارخون بگوید ما چای صبح نه تنها خورده نمیتونیم یک جای نان خورده نمیتونیم یا پدرت صدایت میکنه یا مادرت چقدر جالب است که امی خانم بچاره یه قچه های هم تیار کده و چقدر عرضو داره که شوارش امرایش گب بزنه و امرایش قصه کنه میکنه صدا چیز است خالی جان؟ آهان صدا گب است در دل آدم است که باید آدم بگوید یا بر شوار خود قصه کنه ولی میکنه مارا موقع نمیتونه همونتو نیست؟ بچاره آهان چای هم تیار کده چای یخ کده اتمن رفته بوده باز هم گرم کده خالی جان؟ آهان ببخشید خب برصورتش یعنی امی شکل است که ما وقتی که همجان مذاق میکرد مذاق کردیم این موبایل واقف است کاملا ولی هدف ای است که بسیاری وقتا ما طرف یکیدی خود سائل میکنیم و آنانی هم میکنیم درست است نی؟ ولی مصروف دیگه چیز هستیم دوست دیزیز اگر بخواییم که به همسر خود توجه کنیم باید هر چیزی که هست اگر موبایل هست اگر تلویزیون هست اگر چیز دیگه است که منی میشه که ما توجه کامل خود است به همسر خود وقتی همسر میگیم اگر زن هست یا شوهر هست بسیاری یعنی وقتا نزیر جان خود گفتی که خانما بسیار چیزای دار ولی شوهر هم بسیار چیزای دارن که بر خانم خود میخواین بگن و خانم باید توجه کنه تمام موبایل تلویزیون هر چیزی که هست باید کنار بگذاریم از این خاطر ما میگیم که وقت گذاشتن وقت سمربخش و باکیفیت وقت که زن شوهر امروی یکی دیگه گپ میزنند و یکی دیگه را درک نمیکنند مثلا اگر خانم میخوایی بر شوهر خود یک چیز بگوید یا شوهرشون را درک نکنند و بازون بره نفر سیومه بگوید که شوهر ما یا گپ من را نمیفهمه این گپ را تو برو برش بگو این بسیار کار خوب نیست چون که اون نفر سیوم داخل زندگی زن و شوی شان میشه و شاید امو مسجد امو گپ بر شوهرش نرسانه شاید یک چیز اضافه کنه یک چیز کمتر بگوید از این خاطر این بر زندگی زن و شوی شان خوب نیست زن و شوهر امو قدر باید سمی باشند باید یکی دیگه وقتی گپ میزنند یکی دیگه را درد کنند و بخواند که هدف یکی دیگه شان چی است بله زر مسئل چینی است که میگه بگو و بشنوم که چی شنیده اید درست است یعنی هدفی است که اگر منحیص زن و شوهر ما نتانیم که با اکیدی خود صحبت کنیم و اکیدی خود را بشناسیم ما از جای دیگه در مورد اکیدی خود میشنایم یک کسی دیگه می آیا مثلا در مورد نزیر جان صحبت میکنه یا در مورد ما برای نزیر جان صحبت میکنه به این شکل این واقعا دردوار است ایوزه که خود مستقیم دست اول امرای خانم خود صحبت کنم و چیزاری بشنام احساساتش و خواسته آب و عرضه هایش هم از کسی دیگه بشنام این درست نیست به نظرم بسیاری وقت هم اتو شدم یکان در مورد برین خودتم از جای دیگه خبر شدم خب یکان دفعه فراموش هم می شود یکان موضوع را بر شوار خود بگوی از او کدام میگه زن امسایه نزدیک تر است باش بر زن امسایه بگوی خب یک موضوع دیگه هم خالد جان یه است که یکان خانما یا یکان شوار ها است که وقتی یک درد دل می داشتا باشند یک مشکل می داشتا باشند که می خواهند که را بر امسار خود بگویان امسارشان مثلا برشان آرامش بده ایواز آرامش بده و مشوره می ده می گه برو برشانتو بگو می آدم از کارتو از مشکلات داشتم که شامل شده بدی مشکلات داشتم امیدوارم بخش می کردم امیدوارم بخش می کردم و خالد جان مشوره بسیار خوب می داد در اول اعتصادی می شدم اعتصدی می شدی و مشوره خوب می ددی ولی ما یکان مثال می گم مثلا اگر یک کس مشوری غلط بده یا بگو یکه خود رئیست برتو اینتو گفت تا ام برو اینتو بگو برش یا اگر قار شد تو دگام قار شد یا سامت ها سرش بشن یا این گفت ها اگر باشد خانم هم دیگه نمی تاند که بخش کنه یا مشهور نمی تاند که بخش کنه مشکل خودا می گه که ایواز که برما آرامش بده ای برما مشوره می ده به مشوره همون لحظه ضرورت نیست برما آرامش ضرورت هست بعضی وقت ها اصلا ضرور نیست که ما آجل قدر محکوم کنیم آجل قدر قضاوت کنیم آجل قدر تصمیم بگیریم و آجل قدر مشوره بدیم که اینتو که اینتو کن شاید همون خانم یا شوهر تنها بخواهند که درد دل کنند ما باید بشنویم زیادتر چرا مثلا شوهر ها یا خانما مشوره می تاند به خاطر که امو محول امو لحظه را اینا از دیدگاه خود می بینند یعنی که درد دل با احساس نمشنوند که درد کنند و از دل امسر خود بیایند فقط شوهر ها یا خانما ضرورت دارد که با احساس بشنوند و ببینند که امسرشان در چی حالت قرار دارد چقدر نراحت است چقدر ضرورت به نوازش دارد امو لحظه از او خود را با احساس بشنوند خصوصا در افغانستان ازیز اگر مثلا خانم یک شکایت دارد یا مثلا از رئیس خود یا از مدیر یا از دفتر خود میابره شوهر خود میگه شوهرش چه میگه آجل که نرو دیگه خلاص زن استی در خانه بشی نی بشنو رای حلش ممکن است که پیدا شو مشوره درست باید بتیم اگر میتیم هم مشوره درست بتیم درست دفتر قضوات نکنیم ارقدر که ما نفر مقابل درد کنیم خب ما همیشه در مورد زن شوهر گفت میزنیم ولی هر کس دیگهی که باشه اگر دوست ما باشه اگر همکار ما باشه اگر اطفال ما باشه بمی شیوه باید امرایشان رفتار کنیم که اونا احساس کنن که ما دردشان میکنیم و احساس میکنن که گپایی را که اونا میگن ما متوجه هستیم و میفهمیم گپایشان در غیر از او اونا دیگه جرات نمی کنن که پیش ما بیاین و درد دل خود را برما گوین از این خاطر ما نیاز داریم که شنونده خوب باشیم و این یک استعداد میکنه استعداد میکنه پشتر خودت گفتی که استعداد میکنه واقعا که امی شنیدن گفتی خالد جان که یک استعداد کار داره و این استعداده بعد از این که یک سرود را شنیدم باز بر شما در موردش سوبت میکنم یک داستان دارم از زندگی خود سرود تازه برای خداوه مزمور 98 برای خداوه سرود تازه بسرایی برای خداوه سرود تازه بسرایی زیراکار های شگفتنگیس کرده است دست راست و بازوی مقدس او او را پیروز ساخته است خداون نجات را اعلام کرده است ودالت خود را به امتها آشکار کرده است رحمت و امانت خود را با قوم اسرائیل بیاد آورد همه اکسای زمین دیدن که خدای ما نجات داد هی تمامی زمین آواز شادمانی را برای خداون بلند کنید با فریاد خوشی و نوای نشاتنگیز او را ستایش نمائید برای خداون با نوای چنگ بسرایید برای خداون با نوای چنگ سرود بخانید با آواز شیفورها و شاخ قچ به حضور خداون پادشا آواز شادمانی را بلند کنید بحر و تمام موجیدات آن بخروش آیند جهان و ساکنین آن خوشی کند امواج ضریاف کفت بزند و کوها با هم پرانم نماید به حضور خداون زیرا که می آیند زیرا که برای داوری جهان می آیند او جهان را با انصاف و قومها را با راستی داوری خواهد کند مزمور مقبول 98م بود و بسیار آلی و مقبول و چقدر مقبول طوله در این نقصه شده بود یعنی ما باید که آواز خود را بلند کنیم و شادمانی کنیم برای خوشی و شادمانی خداون ارقدر ما خوش باشیم ارقدر زن شوهر با هم خوش باشد خداون شادمان می باشد درست است نی برصورت ما در مورد شنیدن صحبت می کنیم گفتم یک سرگزشتی دارم که من زیاد علاقه مند تبله بودم یک وقتی، آلام است میانی ولی می خواستم که بنوازم تبله بنوازم اما هر قدر کوشش کردم نشد دیگه استیدادش البته ندارم بسیاری کسا گفتن نمی تانی و همطور دیگه بیچاره شدم بیچاره خود نی خیلی دیگه آجز شدم که دیگه نمی تانم دیگه دست کشیدم یک روز یک کانسرت بودیم که دیدیم که در این کانسرت یک تبله نوازه هندی است و بسیار مقبول می نوازه در وقت تفریح آمد در مزه که ما نان می خوردیم یام آمد شیشت و گفتم اینطور من بسیار علاقه مندی دارم که تبله یاد بگیرم اما متاسفانه که نمی تانم گفت که تو شنیدن تبله لذت می بری یعنی گفتم به حد زیاد به حد زیاد گفت تو ایش تشویش نکن که تبله نواخطه نمی تانی تو استعداد شنیدن نداری یعنی استعداد از ایران که خوب بشنوی خوب بشنوی هرکس نمیتونه بشنوی شنیدن همونطور که آدم از تبله زدن لذت می بره شاید اگه تبله نواخطه نیاد می داشتی شاید لذت می بردی و به خطر لذت تبله می نواختی اما وقتی که اون نمی تانی از شنیدنش هم لذت می بره برای برای برای برای برای برای بس می بینیم شنیدن بسیار بسیار مهم است واقعا دل می آشاد مان شدم شنیدن هم استعداد کار داره واقعا بسیاری کسان استعداد شنیدن نداره ما خودم این تجربه دارم که وقتی در کار میرم یک امکار ما هست که پرسان می کنه مثلا که چطور هستی و بازم من مجرد گرسه شروع می کنم او دیگه هیچ در قصی گرسه ما نمی شه و بازو یک سوال دیگه می کنه که من مطمئن می شم که نه این گفت های ما را گوش نمی کنه باز من توقف می کنم دیگه وقتی گفت ما را ناشنوه وقتی در عینه که ما گفت می زنم و کتر یک کس دیگه گفت بزنه به این مان هست که گفت ما را نمی شنوه و جدی هم نمی گیره آدم تجربه می گیره هر روز که ما وقتی می بینیم که مردم کتر ما چطور رویا می کنه بر ما یک تجربه می شه که ما بفهمیم که چقدر مهم است که وقتی امرای ما کسی درد دل می کنه باید بشنویم و در چی شکل او را بشنویم که نفر مقابل هم مطمئن بسازیم که ها واقعا ما گفت هایت را مشنوم تر درک می کنم مثلا ترفش سائل می کنم بله خب یعنی چند موضوعی را ما در اینجا یاداش کردیم که چطور بفهمیم که یا چطور بتانیم که خوب بشنویم یک شنونده خوب باشیم دوست داریم امتحان که گبزدن قدرت داره شنیدن هم قدرت داره و ما باید بفهمیم که چطور شنونده خوب باشیم و چطور بفهمیم که ما شنونده خوب هستیم یا جانر مقابل واقعا گپای ما را مشنونده ما در اینجا چند چیزی یاداش کردیم اول هستم اینکه وقتی که دوست داریم اول هستم اینکه وقتی که دوست داریم به گپای یک کسی خوب دقیق گوش بدین باید طرف چشماش سایه کنین این خودش به اصطلاح انشان میده که تو متوجه هستی و گپایی زیرا مشنون متاسفانه در افغانستان بینیم که مردم ما حتی ما یک جورنالست دیدیم که امروز صحبت میشه او یک طرف دگه سال داره گپ زده میره در حال که نه ما باید چشم به چشم باید طرف یکی دیگه خود ببینیم و این کمک میکنه که گپای کسی که گپ میزنه خوب دقیق بشنویم این کمک ما میکنه و دوم دگه ای که موضوع دومش چی بود کنار گذاشتن دیگه چیزا مطلب در اول گفتیم یعنی هیچ چیزی باید که مانی ما ناشد اگر ما باالست اگر مثلا هر چیز که هست کوش کنی که منحیص زن شوهر در یک جای بیشینی مثلا به تنهایی زیادتر وقتهای خود در یک گوشی بیشنیم اختلاط کنیم و یه از یکی دیگه خود بشنیم عرقات وجود هم بسیار مهم است که مثلا وقتی امرای کسی گفت میزنیم باید اگر سر خود به علامه شور میکنیم مضبط شور میکنیم تایید میکنیم گفت هایشانا یا ای که مثلا طرفشان خنده میکنیم یا مثلا دقیق گوش میکنیم به طرفشان سائل میکنیم یا سوال میکنیم پرسان میکنیم که خوب خیدایی قسمت ای چطور بود یا مثلا یک سوال که مربوط اونمو موضوع میباشه سوال میکنیم و یا اگر ما گفت هایشانا نمیفهمیم باید صادقانه برشان بگویم که ببخشیم من عدفتا نفهمیدم که چی است یعنی این خودش ما را براز او سابت میسازه که ما گفت هایشا دقیق شنیده ایم و این امی کمکشان میکنه که سر ما اعتماد داشته باشن که گفت هایشانا ما میشنیم و درکشان میکنیم درست و یک موضوع دیگه ای که ما هرگز گفت در دان کسی نتیم مثلا او آمده که با ما اختلاط کنه درست از درد دل کنه و راز دل کنه ما یک موضوع را در فکر از او بیاریم او بسیار فراموش میشه ما نقل ندیم برشون نقل ندیم برشون بگذاریم که تا باخره تمام گپای خود بزنه اعتراف میکنیم بازی وقتا ما نمیفهیم و وانمود میسازیم که ما میشنویم درست است مثل همکار ما واری باید اعتراف کنیم که ببخشیم من این خصمت را نفهمیدم یا من اینیتو فهمیدیم آیا درست فهمیدیم یا غلط فهمیدیم درست فهمیدیم درست فهمیدیم آیا درست فهمیدیم یا غلط فهمیدیم درست فهمیدیم آجز باشیم وانمود نکنیم اطور ظاهر که تظاهر کنیم بگیم ما گپای تو را کلشو میشنم و فهمیدیم یا در این وقت که او گپ میزنه ما یک سوال کنیم که اصلا مربوط اون امو موضوع نمیشه خارج از اون موضوع یک سوال کنیم اون نفر میگه من خواهد از این درد دل میکنم این لطف که است که ، این لطف آمند یک موضوع دیگرش شروع کن خدااند زن شوهر آسان میرد اینها، هر چی که در دل خود دارند درست است ایکدئی خود بگویند و دقیق بسنند و ایکدئی خود زیادتر بسند در شناخت است در تحمق است در شنیدن است در قلب ماست ما میکنیم یک زندگی خوش خانوادگی را درپیش بگیریم خب میکنید که وقت ما روبه تمام است تا برنامه ایده باسم شما را به خدااند یقتا و متعال بسپاریم خداحافظ و ناصرتا خداحافظ دوسته ی عزیز خداحافظ دوسته ی عزیز ای بنجی ی اسمانی دو دقه نوری جهانی ای بنجی ی اسمانی دو دقه نوری جهانی محبتی تو به انتیهاست آوازی محبوبی منست آوازی محبوبی منست دری قلبم را بکوبر با صدایی دیل نوازش من را به نزدش مخانن محبوبم ایسا حسانی منست ای بنجی ی اسمانی دو دقه نوری جهانی ای بنجی ی اسمانی دو دقه نوری جهانی محبتی تو به انتیهاست منه زنی محبوبه من هیچ دیگه وکی بای برمانه محبوبی من به درسیهان محبوبه کی هستر چاست منه زنی محبوبه من هیچ دیگه وکی بای برمانه محبوبه می سازان من هست ای منجیه اسمانی تو تنها نوری جهانی ای منجیه اسمانی تو تنها نوری جهانی محببه تو به انتهاست محببه تو به انتهاست محببه تو به انتهاست محببه تو به انتهاست