Love Languages - Physical Touch

  28 minutes

  5 April 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان محل فردان سلام دست خانه دست خانه سلام دست های ازیس امروز میخوایم که در مورد ازیس سوبت کنیم چطور بتانیم به ایدامی برنامه قبلی خود چطور بتانیم که به همسر خود به اطفال خود به دوستای خود امو محبت خود را اصحار بسازیم بله دست های ازیس من به نوب خود سلام عرض می کنم و میخوایم برتان بگویم که امروز در مورد یک زبان محبت دگه گفت می زنیم که او لمس کدن است لمس کدن جسمی مثلا با دوست خود قول میتیم اولادای خود را داغوش می گیریم با یکی دیگه مثلا دست خود را سرشانی یک کس را میگذاریم و محبت خود را اصحار می کنیم به او شکل و ای بسیار مهم است در زندگی ما که باید ایک چیز در زندگی ما وجود داشته باشه چون سمیمیت را زیادتر می سازه بله دست های این یعنی یک نفر خوش داره که داغوش کشیده شو مثلا یک قصیه است که میخوایم بر شما حساب بکنم یک نفر بود که خود بخود نمیدونم که چیزو شنیده بود یعنی سرما قار بود بسیار حسابانی بود و جنگی بود و میخواست که در جای باشه که بسیار قصد بگیره یا قصد و من کدام کار بده انجام نداده بودم فقط یک روز در یک جای سگرید می کشید که در اونجا لازم نبود و اش گفتم که در اینجا جای سگرید نباید سگرید بکشه و بسیار قار شد سرما بر صورتش این رو در دل خود نگاه کد و بعضی چیزای دیگر هم شنیده بود البته را و خواست که بسیار با من جنگ کنه و یک جایی بود که خب همه دوست ها جمع بودن یه هم بود سلگری یک طفلک بود در اونجا رفته بودیم من و نزیره چان و همه یکی مصروف قطع کدن کیک و نان خوردن چاو خوردن چیزا بودن و این آدم من را تا گوشه برد و شروع کد تا که تانست به صورت بیاب کد و من همتون آرام شده استاده بودم طرفش سیل می کنم خب زمانی شد که دیدم که این آدم بسیار در جوش آمده واقعاً عصبانی شده بود سرما قدر که میخواست سرما عمله کنه اونجا شروعی کلگی به صورت یا من را بزنه یا به زمین بزنه یا هر کاری این گپایی است که خودش بعدان برما گفت که میخواستم واقعاً که لط کنم که دلم یخ شوه خب این دیدم که بسیار خونگرم شده و میخوای که جنگ کنه یعنی بشه از پدرجان ما این را دفتند داغوش گرفتم داغوش گرفتم که این داغوش گرفتمش این خنده را شروع کرد خلیجان از محبت داغوش گرفتی یا از ترس نه نه نه من این موضوع را فهمیدم از محبت بود دلبته ترس نبود میخواستی سلخ کنی امروش بله چرا که ما به صلاح خداوند برما ای را فهمانده که بیتر است که نزود به این کادم خشن برابا کسی لپخن نشان بده درست استی؟ واقعاً بسیار چی است؟ مهم است که آدم یک کس را داغوش میگیره پشترم که گفتیم که لمس جسمی بسیار تاثیر میکنه من متوجه بودم یکی از این دوست های ما زن شوهر وقتی که خانمش صحبت میکد شوهرش دست خود در پشتش مانده بود و طرفش سهل میکد من اینکه خوشم آمد گفتم که کاش که در بین ما همین چیز باشه ولی او سابقا بود ولی آره شده خدا را شکر که آره سمیت بین ما زیاد شده ولی این امی یک نزدیکی را نشان میده و خانم هم میتونه که به اعتماد به نفس گفت بزنه بفهمه که چیزی که من میگم شوهرم گفت من را کاملا مشنوه و دقیق مشنوه و با ما هست اگه ای که مثلا یک خانم گفت بزنه و شوهرش یک طرف دیگه سهی کنه و فکر خودها برای گفتش نگیره یا شد گفتش بشنوه ولی زیاد دقیق طرفش سهیل نکنه یا مثلا دست خودها سرشانش نمانه دیگه شاید فکر کنه که دیگه شاید گپای من را درست نمشنه و از اون خاطر بسیار به اعتماد گپ نمیزنه دیگه و این آدم وقتی که من داغش گرفتم این خنده را شروع کرد و آرام شد وقتی پسان کردم گفتم چرا خند نمیکنی گفت که وقتی که من را بغل گرفتی در بغل گرفتی فکر شد فکر کردم احساس کردم که این آو سرد در سر وجود من استفاده شد و من میخواستم که واقعا ترا در زمین بزنم اینقدر سرد تومه قار بودم بس بعد از اون دوست شدید بله واقعا دوست شدید و اینجا یک بخشش بوجود آمد و در کشور ما این چیز ها رواجه هست براصط که مثلا یک دو نفر جنگی میباشند یک نفر دیگه میاد این هار را هاشتی مندازه این هار میگه بخشدید شما داغش بگیرید یعنی این را میگن تماس جسمی مثلا قول دادن اونطور پیشتر گفتیم مرد ها را میگن قول است زنا را وعده درست است نی و ما باید که منحیص همسر زن شوهر باید که یکی دگر در آگش بگیریم تنها مثلا در خلوت نیست آگش کشیدن در پشوری تفلا ده در خانواده چرا نی در افغانستان متاسفانه که این این کار را نمی کنند ولی واقعا ما نیاز داریم بسیاری وقتا که دست ما گرفته شو ما باید دارم در هندوستان نزیره جان حامله بود از تفلک اول ما شکمش بود در راه روان بودیم دست مرا میگرفت بخاطر که دست نیاز داشت اما دستش اعلام میکدم بخاطر که میگفتم شرم است کلگی میبیند که من دست زن خود را گرفتیم بچه شرم است خدا من برما این احساس داده این هواست پنجگانر باید صادقانه بر کلگی ما این را بگوییم زن ها و شوهر ها چی در افغانستان است چی خارج از افغانستان است باید ما نشرمیم که بگوییم که بین ما سمیمیت وجود داره ما یکی دیگه خود را داغوش میگیریم دست یکی دیگه خود را میگیریم در راه دست یکی دیگه خود را میگیریم فرق نمیکنه که مردم ببینن که زن شوهر دست به دست روان است از این شکل ایدهش است به همه افغانستان است خب از این شکل از ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ مارستیم دیگه خود از این حفظی سلام صبح اخید خوب استید جان تانجد تشکر مارستیم مارستیم مارستیم مارستیم خوب چگرفت است خوب می بینیم دیگه پدر می آید در خانه خسته و زلا و امی که تفلاش داغش می گریش و خانم شا همچنان روزش دیگه فراموشش می شه اگر مثلا در خانه می آمد هیچ کس در پیش روش نمی دوید هیچ کس در فکرش نمی بود و خستگی و پریشانیش زیادتر می شد امی که تفل آدم داغش می گریش خانم آدم داغش می گیره خستگی آدم رفت می شه نگاهی روانی آدم چقدر بلند می شه یک روز نزیره چان نبود در خانه امی دخترک می بهانم می گریفت برش نان می دادم هر قدر که می کدم یا برش می فتم دیگه بز گریه نکنه ایچ نمی شد بلاخره همتر خود بخود بیاد اومد که ما باید ایره داغش بگیرم اگه مجرد اگه گرفتم داغش می فمیم در ظرف پنج ثانیه ای دختر آرام شد فقط آنمکه نیاز داشت یک نوازش پدرانه یک آغش کشیدن و ای دخترک آرام شد آنمکه می فمیم زبان محبت دختر ما ایست که باید یک دفتر داغش بگیریم و ای رمزشانه زیادتر مادران متوجه می شود پدران نمی شوند اکثران نمی شود چون در رواج ما هیچی نیست پدران زیادتر با تفلای خود زیاد نیستند باید باید که دولادهای خود داغش بگیر و وقتی که متوجه می شوند که اولادم نراحت است فقط داغش که می گیرم کل مشکلاتش رفت می شود نه تنها تفلای خود نیاز دارند بلکه کلان هم یک خانم جوان می گه می گه که درست است که تفلاک های خود داغش می گیرد در مقل می گیرد نوازش می دهد ولی تو نیست که تنها تفلای خود نیاز دارند خانم می گه کلان هم نیاز دارند من روز ها منتظر می باشم که یک کسی بیاید من را داغش بگیره یا دست خود سرشانه می پرته یا شانه می مساج بته ایچ کس نمی باشه چرا یک ترس در بین است یک اعتماد نیست می گه ما باید اعتماد کنیم بر دگه کلان ها و یک سمیمیت خوهری یا برادری باشه اجازه بتیم که دگه کسی بیاید و دست ما را بگیره یا داغش ما را بگیره یا دست سرشانه ماندن مثلا آفرین گفتن دست سرشانه یک مریض است مثلا دست پشانیش می مانی این چیزهایی است که از خانواده شروع می شه زن شوهر باید این کار را بکنند درست است بخاطر چرا یکی از دلائل که ما این کار را نمی کنیم خصوصا در شروع اولاد ها در شروع که ما فقط این فکر ما اون طرف منفی است درست است که این بد است یا این موضوع جنسی است یعنی اعتماد نیست یک صداقت راستی در قلب ما نیست و دیگه پشوی دیگه مردم ما می خواییم که بسیار رسمی باشیم و بسیار معدب باشیم در حاله که اگر مثلا خودت که شوورم است اگر دست ما بگیری این خب کدام کار خلاف نیست کار خلاف قانون یا خلاف انسانیت نیست هنوز بهتر است که تفلای ما ببینند که ما اتو چقدر سمیمی استیم بله بله واقعا یعنی تققات نشان داده دوسته ازیس که او تفلای که در آغوش کشیده شده شده و همیشه مثلا تشویق شده درست از دست شان گرفته شده اینا از نگاه روانی بسیار خوب سالم رشت کردن و به این ارتباط تققات که امروز نشان میته او تفلای را که مثلا زیادتر در آغوش گرفته میشه زیادتر محبت و نوازش میشن و لمس میشه وجودشان مساج داده میشن اونا زیادتر خوشحالتر است نسبت به تفلای که فقط در سر تخت خود میخوابند و مادرش میره مثلا شیرشا میته پس میخوابانش یا تنها میره بازی میکنه ای بسیار فرق داره او تفلای که زیاد نوازش میشن اونا زیادتر خوشحال و باجرت میباشند نسبت به ای تفلای که تنها گذشته میشند با این شکل در مورد کلان سالا اگر کلان سالا مثلا کسایی که پیر و زعیر استن یا مثلا یک کسی بره پشت شان را بماله و در آغوش بگیره محبت کنه شما بگیرین کلش کلتور و فرهنگ غربی است ولی نی امی که ما در مورد حواس پنجگانه صحبت میکنیم که میگیم حواس پنجگانه داده درست هستیم باسره است سامه شامه زائقه و لامسه و لامسه که قوی ترین و ما بسیار زیاد امتحان که به دگه احسای خود ضرورت داریم به حس لامسه زیادتر ضرورت داریم که از نگاه روانی ما را بسیار تقویه میکنه و مخصوصا خانم ها خانم ها زیاد نیاز دارند که لامس شدند خانم ها زیاد نیاز دارند که چاپی شدند گفته نمونه که شهران از کار میاند این بسیار عالی بود از کار میانی خسته می باشی تو را خانم داغش می گیرد می بوسید و تفلیت میاد تو را داغش می گیرد و بعضی وقت ها مثلا کسایی که دیقان هستند مثلا خسته می باشند پشت شان یک چاپی ضروره دارد پای شان این تمام دوست های بسیار بسیار عالی هست که ما این کار را انجام بدیم یک موضوع دیگه هم هست خلیل جان وقت که خدا من غم را دور داشته باشه وقت که یک غم می باشه بر غم شریکی وقت میریم در جای مثلا فاطیه میریم یک دوست خدا یک عزیز خدا عزیز داده وقت که داغش می گیریم اون تسکین می آفه وقت که اون موضوع را حل کنیم ما میتونیم که تسلی بدیم با داغش کشیدن خود با بوسیدن نفر مقابل ما میتونیم که تسکین بدیم اورا آرامش بدیم به این شکل یعنی زیاد سر روحیه تاثیر می کند دوست های سیز خب این چیزها وجود دارد در کشور ما در بین مردم ما قول دادن در داغش کشیدن ولی چرا ما این موضوع را در اینجا میاریم ادفع ما این است که این باید که در خانواده هم وجود داشته باشه خصوصا بین زن شوهر باید وجود داشته باشه و از اینجا است که شروع میشه تفلا میبین امتک پیشتر گفتیم تفلا متوجه میشن که پدر و مادر ما چقدر اکیدگر دوست دارن و خوشحال میشن و خوشحال میشن و در آینده اینا هم امی توری چیزا پیش میبگیرند خب آره بیاین که یک سروت بشنیم و بعد دوباره برگشت میکنیم رافیق راه یهری مانت باشیم بیای این دستات دشمنت نباشیم بود شیرین شراب زندگانی اگر ما شفه مرد نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رافیق راه یهری منت نباشیم نوای بل بلان باید براریم مرد نلاوشه با نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رافیق راه یهری منت نباشیم چرا آتش زنم براشی یا نه چرا ما بانیه گلشه نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رافیق راه یهری منت نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رافیق راه یهری منت نباشیم بطن های بی میره دین تنه ما اگر یک روح اندرتا نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رافیق راه یهری منت نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رافیق راه یهری منت نباشیم در علام نلته باقی نمونه چدر آندشهای مایها نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رفیق راه یهری منت نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم اگر ما عشق مردم نباشیم آیا دستات دشمنت نباشیم رفیق راه یهری منت نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم دوستات دشمنت نباشیم رفیق راه یهری منت نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رفیق راه یهری منت نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رفیق راه یهری منت نباشیم بیا این دستات دشمنت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راه یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم رفیق راح یهری منت نباشیم