John the Baptist

  29 minutes

  16 April 2018

A messenger appears in the streets announcing that a king is coming to establish his kingdom. They have to ready to welcome him. They must repent of past disobedience and baptize in water as a sign of repentance. Do people listen to his voice and act on his guidance? Was he the king who intended to repent to welcome him?

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کوتاه 31 متر بند پخش می گردد. شنونده های گرامی، حال شما را دعوت می کنم به شنیدن برنامه امروز. در آن روز ها مریم آزم سفر شد و با تیزی و شتاب به شهر واقع در کوهستان یهودیه رفت. او به خانه زکریه داخل شد و به علیزابیت سلام داد. وقت علیزابیت سلام مریم را شنید، بچه در رحیمش تکان خورد. علیزابیت از روح القدوس پر شد و با صدای بلند گفت تو در بین زنان متبارک استی و مبارک است سمره رحیم تو. من کی استم که مادر خداوندم به دیدنم بیاید. همین که سلامتو به گوش من رسید، بچه از خوشی در رحیم من تکان خورد. خوشا به حال آن زنه که باور میکند زیرا وعده خداوند برای هو بانجام خواهد رسید. مریم گفت جان من خداوند را میستاید و روح من در نجات دهنده من خدا خوشی میکند. چون او بکنیز ناچیز خود نظر لطف داشته است. از این پس همه نسل ها مرا خوشبخت خواهند خاند. زیرا انقادر مطلق کارهای بزرگ برای من کرده است. نام او مقدس است. رحمت او پشت در پشت برای کسان است که از او میترسند. دست خداوند با قدرت کار کرده است. متکبران را با خیالات دل شان تارو مار کرده است. و زورمندان را از تخت های شان بزرگ افگنده است. و فروتانان را سر بلند کرده است. گرسنگان را با چیز های نیکو سیر نموده است. و سروتمندان را با دست خالی روانه کرده است. به خاطر محبت پایدار خود از بنده خود اسرائیل امایت کرده است. امام تاور که به اجداد ما یعنی به ابراهیم و به اولاد او تا به ابت وعده داد. مریم در حدود سه ماه پیش الیزابط ماند و بعد به منزل خود بازگشت. دوست های مهربان شما از انجیل لقا از فصل اول از آیت 39 تا 56 را شنیدین. شنویندهی عزیز شما هم حتما خبر دارین که چند وقت پیش مردوی ما سالگرد استقلال وطن ما را به سرکه ها برامده جشن گرفته خوشی کردن. یا هر وقتی که تیم کرکت و یا فوتبال افغانستان در کدام مسابقه مهم برنده میشه مردم به سرکه ها میبراند و پیروزیشان را جشن میگیرند. سوال پیدا میشه که آیا چرا این کار را میکنیم که بدون چون و چرا بشکل وسیع بخاطر موضوعی را جشن میگیریم؟ چی چیز باعث میشه که شما آگاهانه و یا ناآگاهانه بشکل وسیع و بدون کدام ممانعت جشن بگیرین؟ دوستهای مهربان این قسم جشن گرفته های ما صرف به جشن استقلال و یا پیروزی تیمهای سپورتی ما در کدام مسابقه محدود نمیباشه بلکه ما به صورت شخصی و خانوادگی هم بعضی موضوعات مهمه فوراً جشن میگیریم. آمدن مسافر از راه دور یا صحت یاب شدن یکی از عزیزهای ما یا به دنیا آمدن نوزا دیگه بسیار منتظرش بودیم یا امکان داره خدا نخواسته خطر مثل سیل و یا کدام آفت دیگه که متوجه خانهی ما بود برطرف شوه او را جشن میگیریم یا نامی باشه که شما دریافت میکنین با خاندن او تمام تشویش هایی که از لحاظ پولی و یا تجارت داشتین برطرف شوه و شما احساس آرامش کنین. ممکنه از تلیفونی باشه که به شما خبر میته وظیفهی مهمه که بسیار در انتظارش بودین در او مقرر شدین. ای قسم خبرا که ما برش بدون فکر کدن جشن میگیریم و خوشی میکنیم اکثرا موضوعات هستن که ما در شرایط عادی و نرمال توقع اعمال شدن اونا را نداشتیم. وقتی که ای قسم یک خبر را میشنویم حیران میمونیم که به چی قسم خوشی خود را اظهار کنیم. چیگ بزنیم؟ رقص کنیم؟ خیزک بزنیم؟ چی کنیم؟ چند وقت پیش بچه خورد ما آخری و مهمترین امتحان را در پانتون داشت که پیش پروفیسراش از دیزائن پروژهی که به او داده بودن باید در ظرف یک ساعت دفع میکد که کامیاب میشد. وقتی که او پروژهی خود را خوب تشریف کرد و دفع کرده بود پروفیسراش فوراً برش گفتند کامیاب شدید. او قصه کرد وقتی که بعد از سنیدن خبر کامیابی استاداش خودش بیرون بر آمده بود. حیران مانده بود که خوشی خود را چی قسم اظهار کنه؟ چیگ بزنه؟ خیزک بزنه؟ تلیفون کنه به ما بگوید؟ چی کنه؟ اما او خبر نداشت که ما در بیرون برش منتظر استیم و میخواهیم که در خوشیش امرای شریک باشیم و یک چای با هم خوشی کنیم. ما با هم ناخداغا سر و صدا قدر به شکل خوشی کردیم که مردم با دیدن ما حیران شده بودن که چی گفت شده؟ شنونده‌ی عزیز، تشکر که از ویب سایت ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تلیفون امرای ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده‌هایتان را امرای ما شریک بسازید، لطفاً به شمار تلیفون 0014503051354 زنگ بزنید. زنگ بزنید. شنونده‌ی عزیز، شما هم ممکن است با این قسم حالات رو برو شده باشید. ممکن است فوراً به همه دوستان و آشنایانتان زنگ زده باشید و یا میسج روان کده باشید. شاید عقص خوشیتان را در فیسبوک پاست کده باشید و یا دوستانتان را به جشن گرفتن دوت کده باشید. معمولاً اقصد مردم در این قسم حالت خوشی آهنگهای را که بسیار خوش دارن او را زمزمه میکنن یا امکان داره که سرود و شیر بسرایهن یا در سرود که برشان آشناست خواسته دلشان گونجانیده بسرایهن. خوب به هر صورت، بیاین حالاً به سرود مریم دقت کنیم. موسیقی درسته آیا میدانی که نزاد تو براقم خواهد نخواد آیا میدانی که نسان حالا برمون جاد خواهد داد میدانی که نزاد تو آمد تا تازه سازد او که تو حیاتش دادی تو را حیات خواهد داد مریم میدانی که نزاد تو که را بیان سازد آیا میدانی که او توفان را آرامی داد میدانی که نزاد تو نازه شد از مستان اون چله که با سیرین شده خود خواهد مریم میدانی موسیقی درسته کرخواهدی گرخواهد شدی مرد زندگی کرداد لنگ رو را بلال بخوند همده خدای های مریم میدانی که نزاد تو سر بره هستی هست مریم میدانی که او برالا با شانی خواهد کرد میدانی که نزاد تو بره مصطفانی تفکر در آخوش تو خدا موسیقی درسته سرود مریم به نام سرود شکوه یاد میشه چون کلمه اولی ای سرود بلاتین مکنفکیت یعنی شکوه هست ای سرود یکی از سرودهای مشهور در عدب و فرهنگ مسیحیست ای سرود سالهای سال در صومعه ها زمزمه میشد در کلیساهای بزرگ با صدای بلند خونده میشد در کلیساهای خرد خانگی و زیرزمینی شبانه در روشنی شمها با موسیقی آرام خونده و آهست آهست زمزمه میشد ای سرود خودش انجیل ویا خبر خوش پیش از انجیل بود صدای زمزمه تشنیه ای سرود سی هفته پیش از تورد نوزاد در بیت اللهم و سی سال پیشتر از مسلوب شدن و رستاخیزی مسیح بود بعد از او سالها ای سرود با آهنگ کفزدن و پایکوبی کدن تا با امروز ادامه یافت ای همه سرود و خوشی در مورد خدا و در مورد مکاشفه های فوقلاده خداست همچنان بیتانیم بگویم ای همه بخاطر ایسا بود ایسای که جدیدن تجسم یافته بود و تا هنوز تولد نیافته بود اما ای تفل که جدیدن نطفای او تشکیل شده بود بر لبان تفل که دشکم علیزابد بود خوشی آورد و مریم مادرش را غرق تحجاب و فکر کده بر او امید بیروزی بخشید امروز در بسیاری فرهنگ ها مریم به حیث زن شناختم شد امروز در بسیاری فرهنگ ها مریم به حیث زن شناختم شد جشن بگیره، خوشی کنه، سرود بخانه، برقصه، با جسم و صدای خود و کلمات را بیان کنه که دارای معنا و مفهوم امیق بودن بخاطر ای چیز هاست که سرود مریم از دو هزار سال پیش تا حال به ما رسیده است شنونده های گرامی، شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید توجه کنید بادرست فیسبوک ما www.facebook.com.com بله، صرف خاندن ای سرود برای مریم کافی نبود اقنون لازم بود که مریم بسیار چیزهای دیگر هم یاد میگرفت مثلا، وقتی که ایسا هنوز طفل بود به مریم کافته شد که شمشیر در قلب او فرو خواهد رفت وقتی که ایسا 12 ساله بود، مریم او را برای سی روز گم کد وقتی که ایسا سی ساله شد، مریم فکر کد که از پیشش رفت و او را برای همهش از دست داد او برای سی روز دیگر به صورت کامل در اورشلیم ناپدید شد مریم، خدایی که او را خوب میشناخت و اقنون او را استعاش میکد، توری به نظرش میامد که او را فریب داده است ما همه وقتی که ایس روز می سرائیم یا میخانیم، لازم هست که این نکات مهمه در ذهن خود داشته باشیم زمان پیروزی ایسا با تولد او نه بلکه با رستاخیز او و پنتیکاست به دست میاد و در این دفعه ایسا از پیش ما گرفته نخواد شد اما سوال پیدا میشه که چرا مریم این چیزها یعنی پیروزی او را در صورت خود نگونجانیده اما پسر مریم وقتی که با قدرت خدا قوتهای دنیایی را سخوت میداد و زوربندان را شکست میداد و فروتنان را سرفراز میساخت میخواست چه مجده و یا پیامه را بما برسانه؟ آیا این پیروزی نبود؟ مریم و علیزابد در جریان ملاقاتی که با هم داشتن خوابهایی که دیده بودن به یک دیگه قصه کدند خوابهای اونا خوابهای قدیمی اسرائیل بود خوابی که تمام انبیاء پیشین در موردش پیشگوی کده بودن که یک روز به حقیقت تبدیل میشند یک روز خدای اسرائیل چیزی را که به اجداد اولیشان گفته بود به انجام میرسانه مثلا گفته شده بود که همه نسل های دنیا از نسل ابراهیم برکت خواهند یافت اما بر اعمالی شدنی ای پیشگویی لازم بود قدرت هایی که تمام دنیا را در غلامی خود نگه داشته بودن شکست داده می شد شکست دادن نه با شمشیر بلکه با روح با بودن در غلامی ای قدرت ها نمیتونست به صورت نرمال از خدا بخاطر برکاتش تشکر شو خدا بر زوربندان آزاردهندگان قدرت های شیطانی که در دوران تاریک هیرودیس کبیر به کمک و پشتیبانی حکومت روم بر اونا ظلم میکدن که مریم و الیزابیت و مردم دیگر اونا را خوب می شناختن پیروزی حاصل میکد مریم و الیزابیت مثل تعداد زیاد یهودیان عادی همزمانشان بریافتر تسلی و آرامش زبونها را می خواندن و مصروف جستجو در نوشته های الهامی بودن که در اونا در مورد نبوت های انبیاه که در مورد رحم امید به حقیقت پیوستن وعده ها بازگشت مکاشفه ها پیروزی بر بدیه ها و بالاخره آمدن دوباره خداوند برای نجات گبزده شده بودند همه این چیزها در این سرود گنجانیده شده است. این سرود هاینا مثل یک ساغر مملو از نوشابه غلیزیست که کفهای او از کنارهاش به چار طرف بریستد. تقریبا هر کلمه شیر برگرفته شده از کلام خداست که مریم از تفویلیت او را یاد گرفته بود. بسیار قسمت های این سرود از سرود خانم به نام هینا که مادر سمویل نبی بود که در فصل دوم کتاب اول سمویل که در عهد قدیم کتاب مقدس است گرفته شده. در این قسمت عهد قدیم کتاب مقدس در باری این که خانم به نام هینا چطور تولد بسر خود سمویل جشن میگیره و تمام کارهایی که خدا توسط سمویل به انجام خواهد رسان بیان میکنه. حال این دو مادر یعنی علیزابت و مریم با هم کارهایی که خدا توسط بسرانشان یعنی یهیا و ایسا به انجام میرسانه جشن گرفتن. شنونده ازیز، تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تلیفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشنادهایتان را امراهی ما شریک بسازید، لطفاً به شمار تلیفون 0014503051354 زنگ بزنید. همه ای چیزها را لقا به شکل سحن سازی کده که ما را برشونیدن موضوعات که بعد از این میعه آماده بسازن. ای دو پسر نموم میکنن و حقیقتن به نمائندگان خدا برای عمری شدن وعده ها و مکاشفات خدا که در گزشتن اموده بود تبدیل میشن. وعده های بیروزی بر شیطان و انواعی بدی ها. بسیار قسمت های سرود مریم در مویزی پسرش ایسا هم انعکاس دیافته است که به سربتمندان اختار داد که به مال و سربتشان مغرور نباشن و دل نبندن و در پهلوی او وعده داد که ملکوت خدا برای توی دستان است. دوست های مهربان اما باز هم لوقا تصویر را که همه چیز بازجزیات دبر داشته باشه به ما پیشکش نمیکنه. ملاقات مریم و الیزابت یک تصویر فوق قرار خوب انسانی است. در یک طرف حامله شدن زن سال خورده که همه امید خود را برای به دنیا آوردن تفل از دست داده. در طرف دیگه زن جوان قرار داره که پیش از وقتی که فکر میکد حامله شده. ممکن است در این دوران هر دوی اونا زیر فشار و پریشانی قرار داشتن. این هم امکان داره که این دوران مریم ممکن است احساس غرور میکد و الیزابت احساس شرمندگی و یا برعکس. اما تا وقتی که جزیات آشکار نگردید هیچ کدام اونا واقعی نشد. یهیه سی ماه پیش از تورد شدنش با شنیدن صدای مریم در شکم الیزابت شور خورد و روح القدس الیزابت را واه داشت که با صدای بلند سرود حمد بخانه و مریم هم از هم قبل سرود بسرایه. اگر خوب دقت کنیم با وجود همه این چیزها این جشن گرفتن در حقیقت جشن گرفتن خداوند بود. این خدا بود که ابتکار انجام شدن همه این چیزها را در دست خود گرفته بود. بله، خدا، خداوند، نجات دهنده، خدای قادر مطلق، خدای یگانی مقدس، خدای یگانی با رحم، خدای یگانی وفادار مطلق این ابتکار را در دست خود گرفته بود. واقعا خدا آخرین و اعلاترین هدف برای ستاهش است. آمین. آماد مسیر انگر جنون شادی که دیگو منون تصویر دخت بی سنگه امداش که درده دمون آماد مسیر انگر جنون شادی که دیگو منون تصویر دخت بی سنگه امداش که درده دمون آماد مسیر انگر جنون شادی که دیگو منون تصویر دخت بی سنگه امداش که درده دمون آماد مسیر انگر جنون شادی که دیگو منون تصویر دخت بی سنگه امداش که درده دمون آماد مسیر انگر جنون شادی که دیگو منون تصویر دخت بی سنگه امداش که درده دمون آماد مسیر انگر جنون شادی که دیگو منون تصویر دخت بی سنگه امداش که درده دمون آماد مسیر انگر جنون شادی که دیگو منون تصویر دخت بی سنگه امداش که درده دمون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون همروز هلا باید ترلم منجی آلام شاده همروز هلا باید ترلم منجی آلام شاده همروز هلا باید ترلم منجی آلام شاده همروز هلا باید ترلم منجی آلام شاده همروز هلا باید ترلم منجی آلام شاده همروز هلا باید ترلم منجی آلام شاده درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون درده دمون شادی که دیگو منون