30 minutes
26 August 2019
There are many difference between humans, but God has created all of us and we are all equal in our humanity. Wrongly judging others, particularly in regards to their ethnicity. is a great cause of enmity. You will hear about how you can fight against this aspect of enmity.
Transcribed by AI
موسیقی سلام دوستان عزیز خوش هستیم که یک دفعی دیگه از راڈیو صدای زندگی در خدمت شما قرار گرفتیم شنوینده می روان ما از خداوند برای شما سهت و سلامتی آرزو میکنم امیدوار هستیم که برنامه امروز مورد دلچسپی شما قرار بگیره شما شاید در خانه همسایتان جنجال فامیلی را دیده باشین و یا در کوچه که بچه ها سر چیزهای معمولی جنگ کردن و بعد از این مناقشه تفلا باعث جنجال های کران شده مناقشه از چیزهای خرد و ریزه شروع میشه وقتی که گب بطورین کدن قوم و ناموز کشید عل کدن او مشکل میشه خودخواهی و غرور باریدن به جای سر قوم خود و پس تو حقیر دانستن دیگرها علت دیگه است که به جنگ ها و مناقشه ها دامن میزنن مردم میگن از ریزه بلا خیزه در حال که به اصل علت پیدایش بلا فکر نمیکنن ما در این برنامه ها کوشش میکنیم که علتهای اصلی این جنجال ها را معلوم کنیم و رای جلو گری اونا را مشخص بسازیم بر این خاطر شما را دعوت میکنم که تا اخر برنامه ما را امرائی کنین شنوینده مهربان ما صحبت امروز با شنیدن یک درامه شروع میکنیم بیاین با هم بشنویم موسیقی او زن از دستی روی بده توست که مردم از ما روی گردان شده برو برو کلش از دست توست آره خب کل همسایا کل خیش قوم هاستو میتسند از دست که راستو درو خود از اوف انداختی او بچارا تمام روز تکسی میخواهند که تو را شفاخانه ببرد به امی خاطره هیچ کف خوش ندارد کسی نما دور بخورد ما خود از اوف انداختیم هگه دوگاه نمیفهمون تو خب میفهمی که عدست جنگ و دوای توست عدستی گریانای توست که من در مرز قلبی گرفتار شدم هگه تو خود آرام بگیری صدای من خود بلند نمیشه شرما یاد تو نمانده به قد زبانبازی که تو میکنی زمین آسفان پشت چشمان سیایی میکنه هموز که قلب من درت میگیره هموز که من سره خود نمیفهمم برا در این بیس سال هست که من خود آرام گرفتیم من هم تو اصلا نشدی یک روز نماندی که یک قرطب از گلونم به آرامی پایان بره در این سال های سالقه کاسه را دکوزه زدی که طاقت من را طاق کدی پیر شدی و میر نه تو چی نیست که برا من نمیگی هر روز گوره پدر و مادر و هفت پشت من را تلک و ترازو میکنی گپا و تومتای سرمبسته میکنی که هگه کسی بشنوه تو فلانتت میکنه دل من بخی از خود سیاه کدی بله سیاه دلی خود در قوم تو رواجه آهان راست میگی چند سال پشه هم سیاه خیال میکنند که جنگ ما و تو سر امی دختر بیچاره ماست مگرم آنکه کلگی میفامند که نه گب در دگه جایست تو خوب میفامی که جنگ و دوای ما از خاطر چیست از خاطر چیست؟ از خاطر چیست که ذات تو حرابه آهان راست میگی که ای خواهد بود که این مرز ها که قلبی تو را بکشه و گوشم از دست تا آرام شوه قومتا بکشه تو خونه شرم داری و نه اینالا اگه من کدام چیز خاندان گدائیگر تا بگویم باز هرچی که در دستت بیایی سرموار میکنی بعد ازو هم خود ازو مندازی که همسایه بیایی انترا شفخانه ببرن قومتا ذات تو گدائیگر هست فهمیدی؟ آهان راست میگی بیادرهایت گدائیگر هست آهان سن قومتا رفت خوب شد که دختر بیچارم پشت بخت خود رفت آرام شد آرام چی آرام شد؟ آرام شد اگه نه دیگه خانه مثل من دستت تو دیوانه میشد چی آرام شد؟ از شرم زمانه میگی اگه نه خودت خوب خبر داری که از دست خوشو نانوی خود ایچ روز نداره اگه تو میموندی که مریمه با بیادرزاده می دادم او وقت گوشم از طرفش آرام می بود خوب شد که با امو بیادرزاده تو نشد او بیادرزاده کل و کر تو چی هستن که من دختر من برشان می دادم او مرده که او گفته سنجیده بزن دانتا که تفتا و گلاب بشوی باز نام بیادرزاده من بگی همونتو میکنم همونتو میکنم تو را کی گفته بود که سر به خود لفظ بیتی؟ تو همونتو دختر بیچاره حق نمی دادی که گفت دل خوده بگویی چی گفت بزنه؟ او نام او رقمه که توی ایچ وقت در خیر و شر نفامیدی دختر تا هم در خیر و شر خود نفامید خیر است خیر است شکر همون چیز که کد خوب کد مگه من تو زنده باشم از این کار را خوش نیستم من می فهمم راضی نیستی که بیادرزاده تا را نگرف راضی نباش دستت خلاست کی نبیگی بدوا کو مگه بفهم که ایچ چیز نمیشه سال های سال تو من را بدوا کدی من را ایچ چیز نشده فهمیدی؟ دقیقه سال ها هر چی که از این دلت شد کدی یک روز هم به دل من بگپ من نکدی فهمیدی؟ گریانه کود دلم بردت نمی سوزه گریانه های تو مکارگی است مکارگی برو برو من از خاطر تو گریان نمی کنم من تو را خوب میشنستم که چون تو سنگ دل استی دقیقه سال ها من که در گرفتم در دلم از دست داغ داغ است اگر بمرم مرده ما هم از تو نرازی خواهد بود فهمیدی؟ من میفهمم بگویی یا نگویی من این گفتهایتا میفهمم دسته که خود خواستی فهمیدی؟ هرگفت که به دل تو نشد زورت میتا احکی نمیگیری آله پشتو اون دختره الابته بان که یک چار سبا زندگی خودکنه فهمیدی؟ فهمیدی؟ چرت اون دو بچهت آله بزن اون دو بچهت که صبح تابیگا در کوچه میگردن ایلا ایلا چرت ازوار آله بزن برا تو پدرشان استی تو غمشانه بخو هردوشان مثل تو جنگره سنه تو دیدن دست زدن پیدا کردن آله خود جنگرهگی و غالمغار کردن مثل تو عادت به مرگشان شده مثل مرگای جنگی یک بدو نشده سره هرکس میپرند کله شد دست تو آره راست میگی اگر تو ننه خوب برشان میبودی آله تو نمیشدن خوا خوا دیگه من چی بگویم تو خود نشرم داری نه یا تو که بابه خوب برشان بودی که من ننه خوب برشان میبودم آله خود من روی ندارم که از دست جنگرهای تو از کوچه ترشوام هر روز یا سره کدام رو میترکانند یا پیسه کداموشتو که بزرگ میگیرند یا شیشه کدام همسایه رو میشکنانند کله شد دست توست اگر تو خوب میبودی اولادهایت خوب میبودند راست میگی همین پدری روز بچهت دا کوچه یخان کدام بچه خرطرکه گرفته بود کته مرشت و لغت او رو میزد که من را زود پیسه تا بده زیاد کل دختر کاکایت دمو وقت از ارسی بیرون سایه میکد سر بچهت صدا کد که الاش بده همین را نگفته بود که بچهت خدا گفته دانواز کد و چشمه پد چی نبود که بر او زن بچاره نگفت او زن بچاره را بیاب بیاب کد از امی بابه بد همه تا اولاد بد هدست من نیست هدست توست که نه بر ما عزت مونده نه برو ای اولاد کلان کدن تو را بر نشان میده فهمیدی؟ برو برو کل مردم میفهمند که بچه پشت پدر میره تو خواهدت کده که تنها گفت خود را بزنی مگرم در کل عمرت یک دفعه گفت من را هم نشنیدی او زن من در خانه بودم که وارد تربیه میکدم تو زن خانه استی تو در خانه بودی سی تربیه شان میکدی فهمیدی؟ برو ای گفت ها چی فایده داره؟ که گوی یک رنگ برما تکرار کرده میری رویه و رفتاره تا خوب کن که اولادهایت از تو یاد بگیرند چا باش برو اگر روز تو هستش که من را برباد نکنی اولادهایت هم همسایه را درنم میدنند باز من را از این مردکه طور خورد یکی را صدا کنم که را شفه خانه ببره مردم ننیشون بیره اون ننیشون بیره اردویی مردم اردویی مردم اردویی مردم اردویی مردم دوست مهرمان شما درامه را شنیدین یکی از علطای جنجالی در جامعه ما فخر کدن بخیش قوم خود و حقیر دانستان دیگر هست ای را تبیز مگن یعنی پس دانستان و حقیر اصاب کدن قوم دیگر و یا زبان دیگر و یا مردم منطقی دیگر داشتنی تبیز یک فکر غلط است که هم باعث جنجالات در خانواده های ما و هم در جامعه ما شده تبیز نجادی یعنی نجاد قوم زبان و رنگ پوس دیگر ها را پست و حقیر بدانیم و قوم و نسب خود را بالاتر اصابه فکر کنیم تنها بردانستان یک قوم نیست بعض مردم فکر میکنند چون فران قوم بسیار قوم خراب است باید مجازات شده و اتا باید اونا را از روی زمین مهوه شده این قسمت ترز تفکر یعنی داشتن فکر تبیزدار باعث جنگه ها و مناقشه های زیاد هم در دنیا و هم در وطن ما شده در حال که خدا همه انسان ها را با داشتن فرق از لحاظ قوم و رنگ و زبان خلق کده خدا این کار را با حکمت خود کده نه از روی تصادف شنونده ی عزیز شما با اطرافتان به انسان ها، حیوانات، پرندگان، درخت ها، بوته ها ببینین چقدر فرق ها در بین اونا دیده میشه این فرق ها بخاطر ایست که انسان بتانه خوبتر اونا را بشناسه مثلا پرندگان که انواع مختلف پرندگان در او شامل میشه یا میگیم حیوانات که انواع مختلف حیوانات در او شامل میشه یا خزندگان و یا نباتات و ماهیان وغیره دماغی انسان معلومات گروه بندی شده را خوبتر تحلیل و تجزیه کده میتونه اگر کل انسان ها یک شکل میبودن ما نمیتونستیم یک دیگه خود را بشناسیم ما انسان هستیم دباره ای که خدا چرا انسان ها را با ایقدر فرق ها خلق کده خوب نمیفمیم اما در حصل اکمتهای زیاده دیگه موجود است خدا تنها انسان ها را از لحاظ رنگ، پوست و قوم، زبان از هم مختلف خلق نکده بلکه هر انسان از انسان دیگه هم فرق داره چند ملیارد انسانی که در روی زمین زندگی میکنن یکی از دیگه فرق دارن علما معلوم کردن که نشان انگشت ویا خطایی که در انگشتهای هر کدامی ماست از انسانهای دیگه فرق داره در دنیا دو آدم موجود نداره که یک قسم نشان انگشت داشته باشه از روی نشان انگشت یک آدم معلوم شده میتونه که او کیست از طرف دیگه، یک سیا پوست اگر گروپ خونش امرای یک سفید پوست معافق باشه، میتونه به او خون بوته و سفید پوست هم به سیا پوست آسیایی به افریقایی و افریقایی به چینایی میتونه خون بوته یعنی همه انسانها از لحاظ خون با هم مشترکستن خدا تصادفی مردم مختلف خلق نکده برکی دا او حکمان مقصد داشته او انسانها را که پوستهایشان رنگهای مختلف داره خلق کده او انسانها را به قومهای مختلف، به زبانهای مختلف خلق کده اما با وجود اینقدر فرقها انسانها به صورت کل اشرف مخلوقات استن و در برابر خدا همه یک برابر استن انسانها چیزهای زیاده مشترک هم با هم دارن پیش خدا سیاه و سفید، هزاره و پشتون، تاجک و بلوچ، هیچ فرق ندارن خدا به همه عقل و حوش داده اتر ارگست نیست که یک قوم از قوم دیگر کده کمحقل باشه و یا یک زبان از زبان دیگر کده پستر باشه این ما انسانها هستیم که این فرقها را به وجود آوردیم او هم به خاطر این که از او سوی استفاده کده منافع شخصی خود را پیش ببریم این حقیقت هست که در رسم رواجها، انانات، طرز لباس پوشیدن و چیزهای دیگر در بین انسانها فرق وجود داره اما از لحاظ و حصل انسانیت و شرافت، ایچیک از دیگر برطری نداره اما در دنیا ایطور گروه قومی و یا مذهبی و لسانی وجود نداره که نواقص نداشته باشه در دنیا ایطور گروه را یافته نمی تانیم که کاملا ازعاب و نقص پاک باشه در دنیا هر گروه قومی و مذهبیی که وجود داره، اونا از خود افتخارات دارن که با او می بانن و به نام و نشان خود امیت قائل هستن هر گروه کوشش می کنه که پیش رفت کنه و به روی زمین به زندگی خود ادامه بته ایچ گروه محکومیت و نابودی را خوش نداره و از مظلومیت رنگ می بره امطوری که پشتونها افتخارات بر خود دارن، پشعیها، نورستانیها، ازبکا، ازاراها و تاجکا هم از خود افتخارات دارن که با او می بانن و هر کدام می خواهن که به حیث یک قوم در خانه کلان ما یان افغانستان به زندگی خود ادامه بتن و پیش رفت کنن پس ما به حیث اقوام برادر و با هم برادر در خانه مشترک ما افغانستان باید زندگی کنیم در این خانه مشترک نباید موضوع برادر و برادران بزرگ و کوچک مطرح باشه هر کدام ما مثل برادر بر یکی دیگر محبت کنیم و هر کدام ما به اندازه توان ما در آبادی خانه مشترک ما سهم بگیریم اما تبیز طخم نفاق است نفاق جنگ با وجود میره و ما خوب تجربه کدیم که جنگ یعنی بربادی است شنونده مهربان تبیز چی از لحاظ نجات باشه و چی از لحاظ لسان ویا سیاست به سی غلطی امده استوار است اول داشتن معلومات ناقص و غلط در باری طرف مقابل است قضاوت منفی در باری دیگرها شاید از تنافر و حساسیت سرچشمه گرفته باشه اگر دو گروه یک به دیگر ذره رسانده باشن ویا ظالم و مظلوم واقع شده باشن در این صورت یکی در مقابل دیگر حساس استن و امکان نفرد در بین اونا وجود داره یا ممکن به اساس تقلید از دیگران باشه مثلا نظر تبیزی سفید پستان در مقابل سیا پستان یا عرب بزده عجم به صورت مشخص در وطن ما حساسیت که بین هزارها و پشتونها وجود داره هم از این جمله است در گزشتها در وطن ما هزارها و پشتونها ظالم و مظلوم واقع شدن و هم کم بودن رابطه و شناخت از ایک دیگر باعث به وجود آمدن حساسیت در مقابل یک دیگر شده یک موضوع دیگر ایست که قضاوت های منفی که بر اساس معلومات ناقص و یا تحریف شده استوار باشه سبب بدگمانی ها و تهمت ها و تاپزدن ها میشه مثلا وقت که یک شخص ظلم یک دو نفر یک قوم دیده باشه به خاطر او تمام او قوم ها متهم به ظالم بودن میکنه اینطور منفی بینی های مبالغه آمیز از یک قوم در مقابل قوم دیگر و از یک منطقه علیه منطقی دیگر و از سرمایه دار برزد قریب و از دیهاتی علیه شعری که در وطن ما به وجود آمد همه ای ایطور سیاست ها به اساس غلط بنایفته بود این واضح است که در هر گروه و مردم انسان های خوب و خراب وجود داره اما کسایی که ذهنهایشان پر از تحریز است اونا انگشت خود را به طرف چند نفر نامطلوب دراز میکنند و خرابی اونا را به تمام گروه نسبت میدهند و هم صرف بخاطر چند نفر نامطلوب تمام مردم بیگناه یک گروه را مجازات بیکنند در وطن ما مثال های زیادی از این قسمت تحریز دیده شده مهمترین حقیقت ایست که تمام ای تحریز ها کاملا بی بنیاد به غلط است سوال پیدا میشه که ما چطور میتونیم از تحریز نجادی جلو گیری کنیم؟ اولتر از همه پیش ازی که در باره یک شخص و یک گروه قضاوت کنیم باید در باره او خوب معلومات پیدا کنیم بیتر از اقایق از زبان خود و اونا بشناییم و خود در موقعیت اونا قرار داده ضرورت ها و مجبوریت های اونا را درک کنیم وقتی که شما در باره کسی نفرت دارین باید نقش معلومات ناقصه مبالغه های منفی را و تدبیر کنن بی جای او را در قضاوت های خود جستو جو کده در فکر اصلاح او شوید اختلافات وقتی میتونه به صورت خوب و منصفانه حل شوه و رای حل مسالمت آمیز برای او پیدا شوه که قره ها و نفرت های اردو طرف خوب علاج شوه ای علاج وقتی امکان پذیر میشه که واقعت ها هم در باره خود و هم در باره دیگرها بخوبی درک شوه بشکل که ملامتی های خود را تشخیص داده حقوق طرف مقابله درک کنیم شنوینده میربان آلی ما و شما یک آهنگ دیرنشین هم میشنیم که ما را به برادری با هم دعوت میکنه همه مختک بیراری هگه از دامیا نو تنده هاری حمه مختک بیراری و یا از کبل و بل خونه خواری حمه مختک بیراری هگه از لگر و خزنی و خواراد و یا از مندو ویراد گریش کو پکتیا و ننگه هاری حمه مختک بیراری گریش کو پکتیا و ننگه هاری حمه مختک بیراری و یا از کبل و بل خونه خواری حمه مختک بیراری موسیقی هگه از کند و زوپن و شیر و پغمان بدخشان و سمنگان هگه از کند و زوپن و شیر و پغمان بدخشان و سمنگان جمله بنده یک کردگاری حمه مختک بیراری جمله بنده یک کردگاری حمه مختک بیراری و یا از کبل و بل خونه خواری حمه مختک بیراری دوست های مهربان ما و شما در شروع صحبت امروز یک درامه را شنیدیم طبیز باعث دشمنی در هر جامعه میشه و آتش را در میته که تر و خشکه با هم میسوزنه یکی میگه قوم ما بهتر است و از اشخاص سرشناس قوم خود به افتخار یاد میکنه و طرف مقابل به نام های تحقیل آمیز توحین میکنه طرف دیگه جوابی او رو میته و از افتخارات خود یاد میکنه در انجیل مقدس میخانیم خداوند بدون در نظر گرفتن شریعت و فقط از رای ایمان به ایسای مسیح همه ایمانداران را عادل میشمارد زیرا ایچ تفاوت نیست همه گناه کرده هن و از جلال خدا کم آمده هن اما با فیض خدا همه با وساطت ایسای مسیح که خونبه های آزادی ایها ناست به طور رایگان عادل شمارده میشود زیرا خدا ایسای مسیح را با وسیله نجات برای آمرزش گناهان که با ایمان به خون و به دست می آید در مقابل چشم همه قرار داده و با این کار خدا عدالت خود را ثابت نمود زیرا در گزشته بسبب وردباری خود گناهان آدمیان را نادیده گرفت تا در این زمان عدالت خدا کاملا به ثبوت برسد یعنی ثابت شود که خدا عادل است و کسی را که به ایسای مسیح ایمان آورد عادل میشمارد پس فخر کردن چی معنا دارد؟ جای برای هان نیست انجیل کلام خدا است کلام خدا می فرماید که همه گناه کردن شما شنویندهی عزیز اول به طرف خود و بعد از او به چار طرف خود می بینید کسی است که گناه نکرده باشه؟ کسی که خود را بسیار مقدس هم فکر می کند او هم گناه کرده و در چیزی که خدا از او توقع دارد و می خواهد ناکام مانده پیش خدا گناه خرد و کلان مطره نیست به طور نیست که خدا گناه های خرد را حساب نکنه و صرف گناه های کلان را مثل آدم کشتن و یا دوزدی و زنا را در نظر بگیره خدا حتی گناه های ما را که مردم از او خبر ندارن هم خبر داره و در نظری او گناه است پس همه گناه کردن و پیش خدا ناکام است کلام خدا بما گفت که صرف یک را برای نجات از گناه وجود داره او راییست که ما به ایسای مسیح ایمان بیاوریم در این صورت است که ما از جزای گناه نجات پیدا میکنیم صرف ایمان به ایسای مسیح وسیله بخشیده شدن گناه های ماست دیگر هیچ چیز نمیتانه ما را از جزای گناه خلاص کنند نه مربوط بودن ما به یک قاوم خاص نه موقف دولتی و نه خان و بیک بودن ما نه جهاد و یا مبارزه ما نه غریب و بیچاره بودن ما و نه هیچ عمل ما میتانه که ما را از جزای گناه نجات بده پس لازم است به خود بگویم ای انسان تو چی داری که قدر مغرور استی و به او فخر میکنی کلام خدا هم فرمود پس فخر کدن یعنی چی کسی که از خدا دور است یعنی ایسای مسیح را نمشناسه و به او ایمان نداره هیچ چیز نداره که به او فخر کنه که به او میتانه نجات پیدا کنه نجات یافتن هیچ کس نتیجی خوب بودن خودش نیست ای ایسای مسیح است که با محبت خود به انسان زمین نجات او را با مرگ خود به روی سلیب آماده کد کسایی که از خدا دور استن اگر به هر قوم که ارتباط دارن پیش خدا ملامت استن بخاطر ای ملامت استن که نجات مفته که خدا در ایسای مسیح آماده کده قبول نکدن کسایی که این نقشه خدا را برای نجات قبول نداره او در دشمنی خدا قرار داره وقتی که او در دشمنی خدا قرار داره او نمیتانه هم امروه خود و هم امروه مردم سله داشته باشه به این خاطر مهمترین علت جنگ و جدل در هر خانه و در تمام دنیا نشناختن ایسای مسیح باعث نجات دهنده است شنوینده ازیز بیاین امروز در این باره تصمیم بگیرین امروه خدا آشتی کنین یعنی ایسای مسیح را باعث نجات دنده خود قبول کنین که گناهان شما بخشیده شوه وقتی که امروه خدا آشتی کدین شما میتانین امروه دیگر مردم هم آشتی کنین در دشمنی خدا قرار گرفتن به معنای در دشمنی بودن امروع دیگر مردم است آشتی امروه خدا با معنای آشتیکردن امروه مردم است من دعا میکنم اگر تا حال امروه خدا آشتی نکدین خدا بر شما توفیق بده که امروه او آشتی کنین آمین بیاین با هم یک سرود روحانی را بشنوید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوستای عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرس ما در قبرس پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپروس اگر به انترنت تسرسی دارین می تانین به این آدرس به ما ایمیل نوشت کنین انفو اد افغان رادیو نقطه او آر جی تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد ادرس ما در پاکستان
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019