30 minutes
26 August 2019
Transcribed by AI
PYM JBZ سلام دوستای عزیز و برنامه امروز خوش آمدین چه حال دارین؟ خانواده و دوستای شما چطور استن؟ ما هم اطرامات خود را به شما اززا تقدیم میکنم شنوینده عزیز، ما از رادیو صدای زندگی بر تقدیم کدن برنامه بسوی سل در خدمت شما قرار داریم بیاین با هم یک درامه کوتار را بشنویم برنامه بسوی سل در خدمت شما قرار داریم تمام روز تکسی میخوایند که تو را شفاخانه ببرد با این خاطره هیچ کس خوش ندارد که سنو ما دور بخورد ما خود از آفن داحتیم، هگه دوگاه نمیفان من تو خب میفانی که عدس جنگ و دوای توست، عدس سیگیریانای توست که من در مرز قلبی گرفتار شدم هگه تو خود آرام بگیری، صدای ما خب بلند نمیشه بلند شرما یاد تو نمانده، به قد زبان بازی که تو میکنی زمین آسمان پشت چشمان سیایی میکنه هموز که قلب ما درد میگیره، هموز که من سره خود نمیفانم برا در این بیر سال هست که من خود آرام گرفتیم، من هم تو اصلا نشدی یک روز نماندی که یک قرطب از گلونم به آرامی پایان بره در این سال ها، این سال ها، این کاسه ها را دکوزه زدی که طاقت من را طاق کدی پیر شدی و میر نه، تو چی نیست که برما نمیگی هر روز گوره پدر و مادر و هفت پشت من را طلاک و ترازو میکنی گپا و تومتای سرمبسته میکنی که اگر کسی بشنوه تو فلانتت میکنه دل ما بیخی از خود سیاه کردی بهان، سیاه دلی خود در قوم تو رواجه چند سال پشت هم سایه ها حیال میکنن که جنگ ما و تو سر این دختر بچاره ماست این دختر بچاره ماست، مگرم آنکه کلگی میفانند که نه گب در دگه جایست تو خوب میفانی که جنگ و دوای ما از خاطر چیست از خاطر چیست؟ از خاطری از که ذات تو حرامه آه، راست میگی که ای خواد بود که این مرضه ها که قلبی تو را بکشه و گوره شما از دست تا آرام شوه قومتا بکشه تو خب نه شرم داری و نه اینالا اگر من کدام چیز خاندان گدهگر تا بگویم باز هر چی که در دستت بیایی سرموار میکنی بعد ازو هم خود ازو مندازی که همسایه بیایی انترا شفخانه ببرن قوم و ذات تو گدهگر هست، فهمیدی؟ نه، راست میگی بیادرهایت گدهگر هست؟ آه، سن قوم تو رفت خوب شد که اون دختر بچاره پشت وقت خود رفت آرام شد، آرام چی آرام شد؟ آرام شد خانه مثل من دست تو دیوانه میشد چی آرام شد؟ از شرم زمانه میگی اگر نی خودت خوب خبر داری که از دست خشوه و ننوی خود ایچ روز نداره اگر تو میموندی که مریمه با بیادرزاده می دادم اونوقت گوشم از طرفش آرام میبود خوب شد که با اون بیادرزاده تو نشد اون بیادرزاده کل و کر تو چی هستن که من دختر من برشان میدادم آه، مرده که آه تو گفته سنجیده بزن دانتا که تفتا و گلاب بشوی باز نام بیادرزاده بیادرزاده بگی همونتو میکنم همونتو میکنم تو را کی گفته بود که سر به خود لفظ بیدی؟ تو همونتو دختر بیچاره حق نمیدادی که گفت دل خوده بگویی چی گفت بزنه؟ آه اون همون رقمه که توی ایچ وقت دا خیر و شر نفهمیدی دخترت هم دا خیر و شر خود نفهمید هرش هرش شکر همون چیز که کد خوب کد مگه من تو زنده باشم از این کار را خوش نیستم من میفهمم راضی نیست که بیادرزادهای تو را نگرف راضی نباش دستت خلاس که نبیگی بدوا کو مگه بفهم که ایچ چیز نمیشه سالهای سال تو من را بدوا کردی من را ایچ چیز نشده فهمیدی؟ دقیقا سالها هرچی که از این دلت شد کردی یک روز هم به دل ما بگپ ما نکدی فهمیدی؟ گریان نکو دلم برات نمی سوزن گریانای تو مکارگیست مکارگی برو برو من از خاطر تو گریان نمی کنم من تو را خوب مشنستم که چطور سنگدل هستی دقیقا سالها من که در گرفتم در دلم از دست داغ داغ هست اگر بمارم مرده ما هم از تو نراضی خواهد بود فهمیدی؟ من میفهمم بگویی یا نگویی من این گفت هایتا میفهمم دست که خود خواستی فهمیدی؟ هرگفت که به دل تو نشد زورت میتا که نمیگیری آل پشت اون دختره ایلا بده بان که یک چار سبا زندگی خودکنه فهمیدی؟ چرط اون دو بچهت آل بزن اون دو بچهت که صبح تابی گاد در کوچه میگردن ایلا ایلا چرط از وار آل بزن برا تو پدرشان هستی تو غمشانه بخو هر دوشان مثل تو جنگره سنه تو دیدن دست زدن پیدا کردن آل خود جنگرهگی و غال مغال کردن مثل تو عادت به مرگشان شده مثل مرگای جنگی یک به دو نشده سره هرکس میپردن کلشا دست تو آره راست میگی اگر تو ننه خوب برشان میبودی آل تو نمیشدن خوب خوب دیگه من چی بگویم تو خود نه شرم داری نه یا تو که بابه خوب برشان بودی که من ننه خوب برشان میبودم آل خود من روی ندارم که از دست جنگرهای تو از کوچه ترشوام آره روز یا سره کدام را میترکانن یا پیسه کدامش تا که بزرگ میگیرن یا شیشه کدام همسایه را میشکنانن کلشا دست توست اگر تو خوب میبودی اولادهایت خوب میبودن راست میگی از این پده روز بچهت در کوچه یخان کدام بچه خرترک گرفته بود کتر مرشت لغت او را میزد که من را زود پیسه تا بده زیاد کل دختر کاکایت دمو وقت از ارسی بیرون سایه میکد سر بچهت صدا کد که حلایش بده همین را نگفته بود که بچهت خدا گفته دان عواس کد و چشم پد چی نبود که برای او زن بچاره نگفت او زن بچاره را بیاب بیاب کد از این بابه بد همه تا اولاد بد حدث من نیست حدث توست که نه برای ما عزت مونده نه برو این اولاد کلان کردن تو را به نشان میده فهمیدی؟ برو برو کل مردم میفهمند که بچه پشت پدر میره تو خواهدت کده که تنها گفت خود را بزنی مگرم در کل عمرت یک دفعه گفت من را هم نشنیدی او زن من در خانه بودم که وارا تربیه میکدم تو زن خانه استی تو در خانه بودی سید تربیه شان میکدی فهمیدی؟ برو این گپات چی فایده داره؟ که گفت یک رنگ برای من تکرار کرده میری رویه و رفتاره تا خوب کن که اولادایت از تو یاد بگیرند چا باش وی چا برو اگه هر روز تو افتش که من را برباد نکنی اولادایت هم همسایه را درونه میدنند درونه میدنند باز من از این مردکه تور خورد یکی را صدا کنم که را شفاقانه ببره مردم ننیشون بیرن آن ننیشون بیرن درسته ما و شما در درامه شنیدیم که گلاغا و نفس جان عصبی بودن و قر و غزب صحت و زندگی اونا را خراب کده بود بخاطر قر و غزب اونا نمیتانستن سر یک دیگه خود اعتماد کنند قر و غزب صحت و زندگی اونا را خراب کده بود و در بین خشق قوم و همسایه ها برشان عبرو و عزت نمانده بود وقتی که قر و غزب اونا به آوجی خود میرسید از کلمات بد در مقابل یک دیگه سرفنمی کدن اونا تمام عمر خود در این جنجال تیر کده بودن آیا شما شنوینده ازیز کدام وقت در باره قر فکر کده این که قر چیست تا حده که من معلومات دارم قر یک چیز طبیعی است یعنی امکان داره که هر انسان قر شوه اما من این گفت شما را قبول ندارم بخاطره که آدم نرمال باید خونسرد باشه و قر نشه و اگر هم قر میشه باید اقدر زیاد قر نشه که خوب از بد فرق کده نتانه وقتی که من گفتم قر یک چیز طبیعی است بخاطره است که قر شدن در اصل یک عکسل عمل فکر مغز و تمام بدن انسان در مقابل یک حادثه میباشه شدت قر شدن هم در هر کس فرق میکنه منظور تو نیست که ایچ فرق نمیکنه که آدم قر شوه؟ نه خیلی تو نیست اگر آدم یکان وقت قر شوه این یک چیز طبیعی است اما اگر یک آدم حق و ناحق سره هر چیز خود از صرخ و سبت بسازه این قر خوب نیست شما گفتیم که قر شدن در هر کس فرق میکنه منظور تو نیست که قر شدن به قد قواره ای انسان ارتباط داره؟ نه قر شدن به قد قواره ای انسان ارتباط نداره بلکه اموطوری که شکل و قواره ای انسان از هم فرق داره شکل قر شدن اونا هم از یک دیگر فرق میکنه مثلا بعضی کسا مثل شما قر کوکاکولا مانند دارن یعنی زود جوش میکنن و زود جوششان میشینه اما بعضی کسا زود قر نمیشن اما وقتی که قار شدن قارشان دوام میکنه و کینه بدل میگیرن شما درست میکنین فکر میکنم در قار شدن اکسل عمل هر کس هم فرق میکنه بعضی کسا در وقتی قار شدن غال مغال میکنن دعو میزنن هر چیز که در گیرشان آمد میشکنانند اما بعضی کسا وقتی که قار باشند چپ میشینند و کدام عمل از خود نشان نمیدن باید ایره بگویم کسی که زیر فشار روحی قرار داشته باشه و یا زیاد پریشان باشه او نسبت به دیگرها زودتر اسوی میشه و به کمترین چیز قار میشه ما وقت زیاد قار میشم سر یک کسی که او برما زرار برسند در این طور حالت هر کس قار میشه و اکسل عمل از خود نشان میده بغیر ای وقتی که یک شخص چی به زبان و چی عملن توحین شوه و یا مورد لطکوب و شکنجه قرار بگیره هم قار و غزبش تحریک میشه وقتی که در حق آدم بینصافی شوه آدم خواهی نخواهی قار میشه بله وقتی که سر کسی اعتماد داشته باشی و برات خیانت کنه و یا کسی تحقیل و ریشخند شوه هم قار میشه ما همیشه کوشش میکنم که یک کار رو به خوبی انجام بتم اما اگر او کار رو انجام نشه در اون وقت ما بسیار قار میشم در این طور حالت تنها شما قار نمیشین بلکه هر کس قار میشه شما در شروع گفتین که قار اکسل عمل فکر زین و تمام بدن انسان در مقابل یک عادسه نشان میته پس قار شدن زیاد اعتماد سر سهت ما هم تاثیر داره؟ بله وقتی که یک شخص زود زود قار میشه فشار خون او بالا میره و امکانات مریضی قلبی و سکتی قلبی را زیاد میسازه تجربه و تحقیق عالم ها ای را ثابت کده به مریض های قلبی که یاد داده شده بود چطور قار خود بشانن و خود آرام بسازن اونا کم تر به سکت های قلبی و حمله های قلبی روبرو شدن من دیدم کسایی که زود زود قار میشن اونا به تکریف قلانج هم مبتلا میباشن بله کسایی که حق و نحق قار میشن اونا به دردای مثل قلانج در پشت گردن تختی پشت، کمر، سردردی و سوزش میده مبتلا میشن وقت که کسای حق و نحق قار میشن او مشکلات سیهی را به خودش به وجود میره ای ضرر شخصی خود اوست اما حق و نحق قار شدن و قار بودن ضرر اجتماعی هم داره برای شما درست گفتین کسایی که زود زود قار میشن اورا کسی خوش نداره کسایی که همیشه از پیشانیش چرکه بچکه اورا کی خوش داره شما به این متوجه شدین که قار شدن یک مرز ساری است چطور؟ من متوجه نشدیم وقت که شما در خانه سر اولادهایتان قار میشن ای قار شما به اولادهایتان هم سرایت میکنه و اونا هم قار میشن وقت که شما به کسی گفت های زشت میزنین او هم قار میشه و در مقابل شما اکسالعمل نشان میته به ای رقم قار شما به کسی دیگر سرایت میکنه بر خورده تلخ و خراب پیشانی ترش بودن زود زود قار شدن یا زود رنگ بودن بسیار خراب است ای طور عادت مناسبات ما را با مردم دیگر هم خراب میسازه چقدر خوب است که هر کس مثل ما باشه بسیار شما چطور؟ منظورمیست که پیشانی واز و دل کلان داشته باشه بله خودت خوب است اگر قارم میشی قارت یک دقیقه است داشتن رابطه سمیمانه و با محبت با دیگر ها احترام و محبت داشتن به دیگر ها خوش بر خورد بودن هم بر صحت خود ما فایده داره و هم اگر کدام مشکل امرای دیگر ها داریم اون را میتوانیم با آسانی حل کنیم در فشتو یک ذرب مثل است که پخنده های خوره دا همو خوره مفهوم این ذرب مثل است که خنده میکنی هر چیز قربانت ما فکر میکنیم زود زود قار شدن کم از کم دو نقص امده داره اول در وقت قار ما قدرت خوب فکر کدن و سنجش کدن از دست میتیم به این خاطر در این حالت تصمیمی که میگیریم نادرست میباشه و باعث زرر زیاد میشه دیگر وقتی که ما زود زود قار میشیم این به یک رواج در بین فامیل ما تبیل میشه و به نسل های آینده ادامه پیدا میکنه با تعصیف باید بگویم که قر و غزب در جامعه ما و شما زیاد وجود داره ما و شما پیش از در گرفتن دود ما بالا میشه به کمترین چیز گفت ما به مشت و یخان و دو دشنا میکشه وقتی که یک مشکل پیدا میشه اگر ما به قر و غزب دست بزنیم ما نمیتانیم به خوبی و از روی منطق مشکلات خود را علی کنیم ما در این حالت چی میکنیم؟ اطمان در حق یک دیگه تومت های ما با لغا همیز میکنیم و به این ترتیب یک مشکل عادی که میتانه با آسانی یل شوه او را به جنجال های کلان میکشانیم یک نتیجی دیگه خراب قار ایست که دشمنی را دوام میته و او را زنده نگاه میکنه اگر یک جنجال به نف یکی و به زرر طرف دیگه خلاص شوه طرف شکست خورده با وجودی که در اول احساس شرم، پریشانی و وحشت میکنه بعد از آرام گرفتن فوراً به قهر و غزم او تبدیل میشه ای قسم قار طرف مقابل مستحق ای میدانه که برش جزا داده شوه و از او انتقام گرفته شوه وقت که انتقامگیری و انتقامگیری ادامه پیدا میکنه دشمنی های نو و خطرناکتر با وجود میره در حال که اصل دوا همیت خود از دست میته اما دشمنی ادامه پیدا میکنه کسی که در ای قسم دوا و جنگ برنده میشه او ای کامیابی خودا دائمی فکر میکنه و به او مغرور میشه در حال که هر ظالم به اعمال انتقام جویانهی کسایی که سر او ظلم کده حتما روبرومیشه شنونده عزیز به صورت دوامدار قار شدن مانه الشدن منصفانه جنجال ها میشه و ای آلت انتقامگیری را به وجود میره و او را ادامه میته در حال که از طریق گفتن و مفاهمه ما میتنیم اکثر جنجال ها را حل کنیم ما اوروز در بازار را میرفتم فکرم به طرف پیشانی مردم شد در پیشانی اکثر مردم خوشی دیده نمیشد پیش خود گفتم شاید از خاطر غریبی و بچارگیست که مردم خوش نیستن یا شاید جنجال های دیگه زندگی مردم ما را پیشانی ترش ساخته هست ای چیزا شاید درست باشه اما هرچی هست پیشانی ترشی و قار بودن عادت بسیار مردم شده ما و شما باید ای عادت گم کنیم مردم فهمیده گفتن که خلق خوش خلق را شکار کند بسیار خوب گفتن اموطوری که خلق خوش مردم را به طرف خود کش میکنه خلق بد هم مردم را از ما گریزان میسازه ما از امروز کوشش میکنم که دیگه با خوشخلقی امروز مردم گفت بزنم بیاین همه ما و شما این کار را بکنیم شنویندهی عزیز آلی شما را به شنیدن یک آهنگ دوت میکنم موسیقی خلق را خواه به شکار مطالعه موسیقی خلق را خواه به شکار موسیقی منو صاحبان سازه نبویاد کشش داخل منو صاحبان سازه نبویاد کشش داخل موسیقی یکی آن صاحبانو منو پر دیگر کار منو میمان یکی آن صاحبانو منو پر دیگر کار منو میمان موسیقی شنویندهی عزیز ما و شما در شروع در درامه شنیدیم که گلاها و نفس جان بین خود همیشه مناقشه داشتن اونا سر یکی دیگه خود قار بودن اونا از روزی که عرسی کرده بودن ای جنجالها بین اونا وجود داشت آیا لازم است که ما هم با کمترین گب بین خود جنگ و مناقشه کنیم؟ آیا ما نمیتانیم که بدون جنگ مشکلات خود را عل و فصل کنیم؟ وقتی که در خانه جنگ و جنجال باشه با اصابه خراب سر کار میریم و اوجه هم با کمترین گب جنگ و دوا میکنیم چرا ایتور است؟ آیا چی چیز بین ما ناتقسیم مانده که بین خود جنگ میکنیم؟ ای با هر یکی ما مربوط است که چی را را انتخاب کنیم با مردم محبت کنیم ویا جنگ هر کس کوشش میکنه که طرف مقابله با شروع کدن جنگ ملامت کنه بیتر است هر کدام ما کوشش کنیم که به عوض جنگ و دشمنی دگرها را دوست داشته باشیم اتا کسایی که ما را بد میبینه هم با اونا محبت کنیم ایسای مسید در یک موزی مشهور خود میفرماید اگر فقط کسان را دوست بدارید که شما را دوست دارن چی عجر دارید؟ مگر جزگیران و صدخوران همین کار را نمیکنن؟ اگر فقط به دوستان خود سلام کنید چی کار فوقلادهی کردهید مگر بیدینان همین کار را نمیکنن؟ پس شما باید کامل باشید همانطور که پدر آسمانی شما کامل است اگر ما کسی را که بما تملق میکنه ویا بما بدون ریا محبت میکنه دوست داشته باشیم ای کدام افتخار نیست افتخاری است که کسی را که بما سلام نمیده و ما را دوست نداره دوست داشته باشیم ای دوست داشتن هم ای قسم نیست که ما در دل خود اونا را دوست داشته باشیم بدون ای که به زبان به او بگوییم نی ای طور نیست ما باید عملن به اونا محبت کنیم عملن محبت کنن هیست ولو کسی که بما سلام نمیده ما برش با پیشانی با سلام بدیم و از حال و حوال او پرسان کنیم ایسای مسی از پیروان خود ای قسم محبت آرزو داره اگرچه این موضوع در فرهنگ ما بسیار سخت است اما ارچه است این راه حل مشکلات اجتماعی ما است در فرهنگ ما بخاطر سخت است که ما مغرور و انتقامگیر و خودخواهستیم نفس جان میگفت که باید گلاغا جنگ بس کنه و گلاغا میگفت نفس گل چون زن است باید جنگ بس کنه هر کدام اگر اول جنگ بس میکدن کمزور و بی غیرت مالوم میشدن شنوینده مهربان شما چی فکر میکنین؟ آیا این غلط نیست؟ چی فرق میکنه؟ که ما اول از خرش شیطان پایین شاییم و مناقشه را بس کنیم نفس جان و گلاغا نمونه از جامعه ما استند ایسای مسی میفرمایه که باید کامل باشیم در محبت خود کامل باشیم در دوستی خود کامل باشیم در فروتنی کامل باشیم اگر در محبت خود کامل باشیم میتونیم در مقابل بیسیار چیزا گذاشت کنیم اگر در محبت خود کامل باشیم میتونیم خوشبین باشیم ایسای مسی خودش نمونه کامل محبت بود او چیزی را که تعالیم داده خودش در سندگی خود او راعملی کده وقتی که او میفرمایه که دشمنهای خود را محبت کنین اول خودش اینکار کرد ایسای مسی با دشمنهای خود محبت کد وقتی که رهبران یعودی ایسای مسی را مسلوب میکدن ایسای مسی برای شان دعای خیر کده گفت ای خدا اینها را ببخش که نمیفامن ایسای مسی با ما و شما هم بسیار زیاد محبت کده او جان خود را بخاطر ما بر روی سلیب فدا کد که ما از جزای گناه نجات پیدا کنیم ایسای مسی قربانی کامل برای گناهان ماست بدون ایسای مسی در ایچیزی دیگر نجات وجود نداره شنونده می روان ما از خداوند آرزو میکنیم که شما ای یک قطع درک کنین و ایسای مسی را باعث نجات دهنده خود بپذیرین ما آلی یک دعای موسای نوی را به شما میخانم ای دعای ما و شما هم باشه ای خداوند ما را تعلیم بده تا ایام خود را بشماریم تا دل خردمند را حاصل نماییم رجوع کن ای خداوند تا بکه و بر بندگان خود شفقت فرما صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر کن تا تمامی عمر خود ترنام و شادین ماییم ما را شادمان گردوند بعوض ایام که ما را مبتلا ساختی و سالهایی که بدی را دیده ایم اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود و کبریایی تو بر فرزندان ایشان آمین شنونده مهربان آل شما را بشوریدن یک سرود روحانی دغت می کنیم در محبت و پدا شد در محبت شد مجسم در محبت و پدا شد در محبتش نجاته است در محبتش نجاته است خوش شنشال محبت خوش شنشال محبت محبت محبوب منیشا قلب تو را خونده خونده خونده خونده خونده خونده خونده محبت محبوب منیشا قلب تو را خونده محبت محبوب منیشا قلب تو را خونده از محبتش نرو دور از محبتش مشو دور از محبتش نرو دور از محبتش مشو دور گوش کن نگاه محبت گوش کن نگاه محبت بشن و صدای محبت بشن و صدای محبت دوست های عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات از که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطنم به چند زبان وطنم به چند زبان وطنم رادیو پیام حیات به چند زبان وطنم رادیو پیام حیات به چند زبان وطنم اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرس ما در پاکستان سدای زندگی سندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرس ما در قبرس پی او باکس اگر به انترنیت تصرفی دارید آدرس برفی اس même الایمن نوشت کنید تا ملاقات دگه خداوند یار و یاور شخبده باشد اگر به انترنیت تصرفی دارید آدرس برفی اس ممکنه نوشت کنید
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019