30 minutes
26 August 2019
There are lots of difficulties in life. There economic, familial, and social problems. These problems put a lot of pressure on us. The questions is how can we face these problems. In this program, we learn to first think about our problem and see whether the difficulties we face are worth the amount of our worry. Then, to think whether there is a solution to our problem or not. If there is, we need to think how we can solve our problem rather than worry or be anxious about it. If there is not, then we need to trust God, because He is merciful to us like a Father.
Transcribed by AI
موسیقی بزنگی سلام شنویندی ازیز من پیام استم از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم شنوینده می روان من جاوید استم من هم سلام های خدا به شما تقدیم می کنم و از خداوند برای هر یک شما خواهر ها و برادر های ازیز سحت و سلامتی آرزو می کنم دوست های ازیز سر از صحبت امروز ما یک سلطلی دیگی پروگرام ها را شروع می کنیم این سلطل بسوی سل نام داره ما در این سلطل پروگرام ها روی موضوعات مختلف که باعث جنجال ها پریشانی ها تشویش و مشکلات در خانواده و جامعه می شه گپ می زنیم ما کشوش می کنیم که علتهای اصلی جنجال های شخصی و خانوادگی ویا جامعی خود را پیدا کنیم و برای حل اونا راه های را به شما پیشنهاد کنیم با امید ای که این صحبت ها وسیله زندگی کدن خوش و محفق بر شما شده می پردازیم به تقدیم کدن برنامه امروزی برو بیادر جان قیم خود از خود بیخود شده آلی تو از سر خر شیطان پایین شو بان او بچه چی می کنی؟ بان کن بچه بره گفتم برو دم دکانم استاده نشو برو عرض کن بان چی می کنی او بچه بانه منتو ایلا کن من توی که من چطور پیسه خود ازت می گیرام برو برو دستت حل هست برو هر چی که می تانی کن او بچه بانی پلی تر از اون یادت باشه که من از اون چهارتا آدم کشه که تو می شنستی نمی ترسم برو او بچه فکر تر بگی بانه منتو نیسته چوباش قیم دلت هست که مردم کل بازار سرت خبر شده شرم هست؟ حالا خون رفت بیا بریم داخل دکان بیا پیشو شما سیلنچی را دارین چی اینجا استاده بره گمشه نزدینجا بره کلش جم شده سیلنچی کلش جم شده سیل دارن شما شده دکان شرم هستی گبار نزد بانی پلی تر از اون برن کلش اینجا جم شده چی گفت است؟ بشی بشی دچایید بشی بگی من یه آب بخو که اصابت آرام شده سیل کن بیرون تبیه که تر شده شده که در جانه چسبیده رنگت صفید پریده ببین میرزی او بدر گریه که دست وامشه چرا دادندانو آزش میکنی دسته نمیگری توم زده بودی تا فرق مردکره شکستانده بودی فیز بیادر دلم از این زندگی بیه هی سیار شده یک روز خیال روز نیست هر روز سر ما این امیال هست اوصله کنی در خانه هم جگر ما خونه هست در دکانه هم هر روز این امی گبه هست تو من همون بوتله بتیم هنجا بوتل مندگیست چی هست بگی؟ دوای زخم میده؟ تو دوای زخم میده میخوری؟ پرسان نکه فیز جان که تکه تکه هستم هیچ جاییم جار نمانده یک گب بسنم به کارت خونه میه خودتی چنجاله خلاص کن بتایی قرض او آدمه بتایی چی میکنی؟ تو هم از دل گرمت گب میزینی از چی بتام؟ ندارم یک قران هم ندارم خانه در گرو مانده نه نیه اولادان همی مانن که بفراشمش خانه گب زمین ها خودت حبر داری میفهمی چی شد؟ دوای زمینتون در کجا رسید پل آخره؟ در هیچ جای نمیرسه هر کس پیسه میدی میبره پیسه را خلاص میفهمی ماله را که یکی آدم سرم فروحته بود در بیه هدیشم مانده کسی نمیخوریش تو بگو خودت برم امیال بگو از چی قرضی آدمه بتام؟ از کجا بتام؟ خوب دیگه هست آلیک چورت اساسی برای جنجاله ایت بکو پچه فیز جان من خوبیه دیوان نشدیم اساب برم نمانده دهنده گب دودم دا اسمان بالا میشه تشویش اولادا جیگرخونی کاروبار دقیقیت من رفت یک روز خواد کشت این گبه ها فایده نداره تمام این جنجاله یک رقم نه یک رقم هل خواد شد سیاد پشت گبه هم نگرد خود خوریه هم نکن فایده نداره اون بیدر اون روز ها یادمه چی روزگار های سخته های ما تو تیر کدیم بیگی و ببند و بیادر چور و چپال و راکت و ایس و اوس و امید زنده ماندن ما شما نداشتیم مگرم اینه شکر اردوی ما جور تیار هستیم خدا مهربان است که روزگار هم بعد از این خوب خواد شد فقط تو خود از سنته هم قرصت خواد رسید هم زمین تا پس خواد گرفتی و هم دجانت تو زگ خواد شدی اگر غم تا بخوری چورت نزن فهمیدی؟ در این روز ها این رز دلدردی سردردی هم برم پیدا شده بسیار سرم درد میکنه فشار خون تا هست گلش فشار روزگار ها سوه بدر خوب دیگه بدر خیلی من از پیشت میرم آرستی میشه که سبا دیگه سبا خانه ما بیا قرار اولاد ها را گرفتن بیشنیم اکسات قصه میکنیم دمت خلط میشه چی میکنی من ببینم اگر میشد باز یک دفعه میایم پشت خیلی من رفتم بیادر با ما رفتم جاوی جان در درامه شنیدی که اصاب قیوم چقدر خراب بود او تحمل شنیدن هیچ گفت نداشت کسی هم که در ایتو جانجالا باشه اصاب پدر آدم خراب میشه کسی که ایتو جانجالا را ندیده باشه نمیفمه که زیر فشار روحی بودن چقدر سخت است جاوی جان از گفت ایتور مالوم میشه که مثلی که خودت هم ای روزگاره را تیر کدی بیام از دل سیرت گفت میزنی یک دفعه چشمایتو آواز کن و چار طرف تا خوب ببین کسی که پریشان نیست او برادر خودت پیشتر گفتی که زیر فشار روحی بودن چقدر سخت است خب اون حالتش دیگه فشار روحی است پیام جان چی برد بگویم وقت کسی امروی کسی دیگه زبان دا زبان یا یا خند دا یا خند میشه پسان که پرسان کنی که چرا ایتور کدی میگه فکرم خراب بود یا میگه زیر فشار بودم من دیگه ایش نمیفم که چرا فکر مردم خراب میشه من دیگه ایش نمیفم که چرا فکر مردم خراب میشه و چرا آدم زیر فشار میباشه این گپارا خودت خوب تهر از من که نمیفمی من دیدیم که یکان وقت خودتم اصاب خراب میکنی هیچ وقت فکر نکدیی که چرا اصاب خراب میکنی؟ نه من دیگه باره هیچ فکر نکدیم من یک قدر میفمم که بعد از اصاب خرابی پیش ایمان میباشم در دیگه چیز فکر نکدیم و یا چرا آدم زیر فشار روحی قرار میگیره؟ بگو نه که من بفهمم یکان وقت به نهاقصر اولادا و کسای دیگه کار میشم در اصل فشار روحی یک نارامیست که به خاطر کدام تغییری که در زندگی آدم میاده در فکر آدم پیدا میشه تغییر؟ تغییر چی؟ تغییر اوا؟ تغییر در زندگی تغییر در کار تغییر در جای بود و باش مثلا یک آدم بیکار میشه یا قرضار میشه یا در یک جای دیگه کوشت میکنه یا دور از شما باشه کدام آدم مهمه در فامیل خود از دست میته ای چیزا یک تغییر در زندگی او به وجود میاره ای تغییر باعث پریشانی او میشه خب ای تغییر ها رو میگی؟ بله ای تغییر سر فکر آدم تاثیر میکنه آدم قار میسازه یا آدم میترسه یا پریشان میشه یا بری آدم دقیقه به وجود میاره پیام جان تو چقدر میفهمی؟ آلکه من فکر کدم تو چقدر میفهمی؟ از امی خاطر از که زیاد قار نمیشی و خود را کانترول هم کنی جاوید جان به ای گپهای در کلایم پر نزن نه راست میگم از ای مالم میشه که من آدم سالم نیستم بخاطر که هق نهق قار میشم یا بجای بجای بخاطر آینده اولادا تشویش میکنم یا بجای میترسم که اگر آسلات ایمساله مرز بزنه زمستان چی خواد کدیم؟ نه ای تور نیست هر کس که در زندگیش یک تحییر میها یا به مشکلات رو برو میشه ای چیزا مثل قار ترس و تشویش و دقیقه از خود دشان میده به طور که چرا خودت زیاد وقار نمی باشی و پریشانی نمی کنی و من هق نهق قار و به تشویش هستم ای بخاطر از که به جای تشویش کدن خود رست اما یکان وقت مردم به جای تشویش میکنن و به جای میترسن اونا نمیتونن که خوب بفهمن که این موضوع قابل تشویش و یا ترس هست یا نه مثل که ما بودم ها؟ خودت خب وقتی که خصوبره تا دیدی قارت خلاس شد اما بعضی مردم نیمه روز سر خود و نیمه روز سر مردم قار میباشن راستی یکان کسا هم اتراستن اگر گبه خوب هم برشان بزنی جواب درش وزشت برت میته اونا سمدک ها خب میشنسی کسی رو اور سمد قلنجی میگه و کسی هم سمد زخم میده او همیشه قاره هست آه کسی که همیشه جگرخوری کنه تشویش کنه دقیت داشته باشه یا بره کسی کدام کار خراب کده باشه که به خاطر او همیشه خوده گناکار و ملامت فکر کنه ای چیزها سیحت او رو هم خراب میسازه آدم که ای طور باشه جان آدم خوب کار نمی کنه قلب آدم تکلیف پیدا می کنه آدم زخم میده پیدا می کنه قلنج پیدا می کنه پیام خدایم خب نگیرید خوب شد که مرا به ای چیزا متوجه ساختید فکر خرابی اموطوری که سیحت آدم رو خراب می کنه یک ذرهر خطرناک دیگه هم داره ذرهر خطرناک دیگه هم داره؟ بله وقتی که ما به شکل دوامدار فکر خراب و جگرخون و مشوش باشیم ای چیزها جان ما رو مانده و خسته میسازه حوثله ما کم میشه فکر ما درست کار نمی کنه ما نمی تانیم درست قصاوت کنیم و دور خدا ببینیم جاوی جان ما و شما همچه خدایی داریم او همه ما و شما رو مختلف خلق کده دو آدم ها در دنیا یک کسم نبینی از ای خاطر یکی بسیار بردبار و با حوثله و دیگه به حوثله اما یک چیز عمومی است که هر کسی امکان داره که در زندگی به مشکلات روبرو شوه و زیر فشار روحی قرار بگیره مهم ایست کسی که زیر فشار روحی بشه امرای او چی می کنه؟ بسار گپ مهم از ادیه ما که در جنجال باشم قصورش از کسی دیگه می کشم باز پسان فکر می کنم که در جنجال باشم قصورش از کسی دیگه می کشم باز پسان فکر می کنم که غلط کنم خب آره خودت بگو که آدم چی کنه؟ جاوی جان اول آدم خود بشناسه که زیر فشار است یا نیه؟ آدم بفهمه که قار است پریشان است ترس داره خرقتنگ است یا خود بیچاره فکر می کنه کاری چیزی و یا موضوعی که وضع عادی ما را تغییر داده فکر کنیم و اون را خوب بسنجیم که به جگرخونی ترس و یا تشویش ما می عرضه یا نیه؟ به این هم فکر کنیم که کاری که به خاطر اون موضوع کدیم درست بود؟ مثلا ما به خاطر جنجالی که برای ما پیدا شده در خانه خرقتنگی کدیم و اوقات همه را تلخ ساختم آیا این کار ما درست بود؟ پیان جان خدایم خود نگیرید ایره ما هم می فهمیم که اوقات تلخی و خرقتنگی خوب نیست آدم دیگه چی کنه بگو نیه؟ به این فکر کنیم و بسنجیم به وضعی که عصاب خرابی کنیم یا خرقتنگی کنیم و اوقات همه را در خانه خراب کنیم اگر این کارها را نکنیم به خاطر اون مشکل ما چی کردن می تانیم؟ خدا قصداری را از ما درود داشته باشه مثلا ما به خاطر قصداری زیر فشار هستم چیزی هم در بساتم نیست که برای قصدار بتم جگرخونی نکنم چی کنم بگو او ظالم؟ جاوی جان آیا جگرخونی به خرقتنگی می تانه که مشکل قصداری شما را حل کنه؟ به هیچ صورت نمی تانه باید رابطه تا را در خانه و امرای مردم خراب می سازه در عصاب خرابی شما خوب فکر کنه نمی تانه شما راه حل سنجیش کنه نمی تانه اگر باید جنگ و دوا امرای کسی که سر شما قرض داره به خوبی گفت بزنه شاید بتانه یک راه حل برش پیدا کنه ما باید کوشش کنیم که خود خوب بشناسیم جنجاره تشخیص بتیم بعد از او برای آرام کردن خود فکر کنیم در این صورت می تانه راه حل مشکله هم پیدا کنیم ما فکر می کنم من فکر می کنم که شاید این چیزها در گفت آسان باشه اما در عمل بسیار سخت هست این راست هست که گفت آسان هست اما اگر آدم قدم هم نمانه به هیچ جای نمی تانه برسه مثلا من در یک مشکل هستم و از خاطر اون پریشان هم هم هستم با من بگو که من چی قدم اول اول دارم اولین کاری که شما می کنین این سوال از خود بکنین که چرا جگرخون هستین یا چرا جگرخون هستین یا چرا دلتنگ و نامید هستین یا چرا خود بیچاره فکر می کنین خب یعنی این سوال از خود کدیم بعد از اون چی کنیم وقتی که علطه جگرخونی یا تشویش و پریشانی خود را فهمیدین اونا را به دویسه تقسیم کنین علطه هایی که قابل چار کردن هستن و علطه هایی که چار ندارن خب یعنی به دویسه تقسیم کدیم وقتی که فهمیدیم که چی چیز قابل چار هست به عوضی که جگرخونی کنیم در فکر چاری او شویم و چیزی که چاریش برای ما ناممکره هست او را باید قبول کنیم مثلا خدا دور داشته باشه ما یکی از عزیزهای خود را از دست دادیم نبودن او جنجال های زیاده را برای کار و زندگی ما به وجود آورده به عوضی که ماها و سالها را در معتم تیر کنیم از چی طریق میتوانیم خلای او را پوره کنیم در ضمن حقیقت نبودن او را هم باید قبول کنیم چون ما نمیتوانیم که او را دوباره زنده کنیم پیام جان اگر چیی سخت هست اما خدا مشکل درود داشته باشه بعد از این من کوشش میکنم که از قدم های شما کار بگیرم ببینم که چی نتیجه میتونه بسیار خوب هست امتحان کنیم اگر از این قسم گفت های خوب دیگه هم داری بگو نه او فکرم کار کرد که ما چقدر نقص داریم یک چیز خراب دیگه ایست که وقتی که یک جنجال در بین ما پیدا میشه ما قضاوتا و تحبیر های عجیب و غریب ازو میکنیم ما متلبت خوب نفهمیدم ما به شفشف نمیفهم پوس کنده بگو وقتی که امرای کسی یک جنجال و یا دوا پیدا میکنیم ما ملامتی را به گردن طرف مقابل میفرتیم از این خاطر جگرخونی و پریشانی میکنیم جگرخونی نکنم چی کنم حتما طرف مقابل به ما کدام جنجال را جور کده که او را ملامت کده جگرخونی میکنیم فکر میکنم بخاطر که خوب بفهمیم که جگرخونی ما بجای است و یا بجای خود را در جای طرف مقابل قرار بتیم کلای خود را پیش روی خود پانیم و بگویم اگر ما بجای او میبودم چی میکدم جنجال پیدا شده را از نظر طرف مقابل هم بسنجیم در این صورت میتونیم که خوبتر حقیقت را برای خود معلوم کنیم گفت بسیار خوب را یاد کده ما و شما میگیم آدم در پریشانی خوبترین چیز داشتن دوستهای همراز است وقتی که ما مشکل خود را دوستهای خود کسامی کنیم درد و رنج ما کم میشه کسایی که تنها استن و دوستهای صحی ندارن اونا در جنجالات زیادتر رنج میبینن بخاطر که دوست و عزیز داشته باشیم ای خوب نیست که همیشه جگرخون و پیشانی ترش باشیم برای ای که ما دوستهای خوب داشته باشیم لازم است که به اخلاق خود توجه کنیم پابندی به اخلاق و ایمان داشتن به خدای حقیقی به ما کمک میکنه که مهرمان با محبت و با صداقت باشیم اصل گره زدین آدمی که از خدا دور باشه او در فکر ایچ کس نمیباشه کسی که به گره خدا گوش میگیره او به حق دیگرها احترام میداشته باشه مجبوریت های مردم را درک میکنه امانتدار میباشه و خدا با آدم قوت میبخشه که در مشکلات استادهی کنه و آرخاتا و پریشان نشه پیام جان خدای آرجانت باشه گپای خوب زدی من کوشش خودم میکنم که اونا را حملی کنم اگر در اگران مجلس برابرم شدم به دیگرها ای را هم میگم خدا قوت بدید هبر و باد و ماو و خرشد و فلک در کارم تا تونانه به کفاری و به غفلت نخوری همه از بریم سر کشتا و فرما بدار شرطی صاف نباشه که تو فرما نبری موسیقی به مراد در رسیان سهر کز سوزه سینه دوا کنی فخدا که فیض دوارسن سهر که روبه خدا کنی شنوندهی عزیز شما آهنگ شنیدین اتمنان دارم که از او خوشتان آمده دوستهای مهربان ما و شما در شروع و در درامش شنیدیم که قیوم به خاطر قرضاری و جنجال های دیگه زندگی خود بسیار پریشان بود زیاد فکر کدن دباره پریشانی های زندگی قیوم با یک شخص بدخوی و خشن تبدیل کده بود او حتی حوصله ای را نداشت که با ماملدار خود به آرامی صحبت کنه اما زیاد فکر کدن و به تشویش شدن دباره مشکلات نمیتونه مشکلات ما را حل کنه ایسای مسید دباره کسایی که زیاد تشویش میکنن میفرمونه به این سبب است که به شما میگویم بخاطر زندگی نگران غذا و برای بدن نگران لباس نباشه زیرا زندگی بالاتر از غذا و بدن بالاتر از لباس است بزاخ ها فکر کنید نه میکارند و نه درعو میکنند نه انبار دارند و نه کاهدان ولی خدا به آنها روزی میدهد و شما خیلی بیشتر از پرندگان عرضش دارید آیا یکی از شما میتواند با نگرانی ساعت و طول عمر خود بیفضاید؟ پس اگر شما کار به این کوچکی رو هم نمیتواند بکنید چرا در مورد بقیه چیزها نگران هستید؟ برای آنچه میخورید و مینوشید اینقدر تشویش نکنید و نگران نباشید چون اینها تماما چیزهای است که مردم این دنیا دنبال میکنند اما شما پدر دارید که میداند به آنها محتاجید شما پادشاهی او را هدف خود کرار دهید و بقیه این چیزها به شما نیز داده خواهد شد این تعلیم ایسای مسیمان را به طرف خالق ما متوجی میسازد درست از که خدا بما عقل و حوش داده که دباره زندگی خود فکر کنیم و برای پیش برد زندگی خود کار کنیم و زحمت بکشیم اما اضافه از حد به تشویش شدن باعث خرابی صحت ما و خرابی مناصبات ما با احزای خانواده و دوستای ما میشه بر علاوه ما و شما خالق داریم که او در فکر ماست در حاله که او در فکر نباتات و پرندگان است ما باراتر از پرندگان و نباتات پیش او ارزش داریم بهتر است به او مراجعه کنیم خواسته های خودا به حضور او عرض کنیم و از او کمک و رهنمایی بخواییم ایسای مسی ای را هم فرمود اما شما پدری دارید که میداند به آنها محتاجید ما مسیان به ای باور استیم که خداوند مثل پدر بر ما مهربان است از ای خاطر ما او را پدر آسمانی خود خطاب میکنیم امتحان که پدر دنیایی و یا پدر جسمی ما در فکر خورا کولباس ما است پدر آسمانی ما زیادتر از او در فکر ضروریات زندگی ماست اما شنویندی یزیز سوال ما از شما است آیا شما خدای حقیقی را که خالق ما و شما است به حیث پدر آسمانی خود میشناسین؟ آیا شما به ای باور هستین که خدا مثل پدر و حتی اضافتر از او سر شما مهربان است و در فکر براورد کدن ضروریات شما است؟ اگر به ای باور نیستین شما میتونین محبت خدای حقیقی را با ایمان آوردن به ایسای مسیه بر خود معلوم کنین ایسای مسیه به ای خاطر به دنیا آمد و زندگی کد که خدای حقیقی و محبت او را به ما نشان بده شما میتونین در باری زندگی ایسای مسیه در این جیر مقدس بخانین و معلومات پیدا کنین اگر شما خدای حقیقی را که مثل پدر مهربان است توسط ایسای مسیه بشناسین وقتی که به حضور او تقاظا و خواستهای خود بیان کنین اتمنان داشته باشین که او به وعدهای خود وفادار است و ضروریات شما را براوردن بسازه شروعندی مهربان ما در شروع در درامه شنیدیم که قیوم بخاطر جنجال های زندگی بسیار پریشان بود فیض دوستش هر قدر کوشش میکد که او را آرام بسازه او بر علاوه پریشانی های دیگر بازی یک کس دیگر هم خورده بود او قرضار بود، او دوای زمین داشت قیوم میخواست که پریشانی های خود با جنگ و دوا و خشم خلاص بسازن اما این راه درسته حل کدن جنجال ها و پریشانی های ما نیست لازم از اول ما مشکل خودا و یا علت پریشانی خودا تشخیص بتیم در باری او فکر کنیم که آیا مشکل ما عرضش ای قدر پریشان شدنه داره یا نه بعد از او مشکل خودا به دو حست تقسیم کنیم اول مشکلات که ما نمیتانیم او را حل کنیم دیگه مشکلات که راه های حل دارن مشکلات که راه های حل ندارن، اونا را قبول کنیم و مشکلات که راه های حل دارن، بدون اصاب خرابی راه های حل اونا را جستوجو کنیم وقتی که ما حق و نحق زیاد تشویش میکنیم و پریشان میشیم ای بر سهت ما هم خوب نیست ما را به تکلیف های مثل قلنج، زخم میده و دردهای دیگه مبتلا میسازه بر علاوه، همیشه جگرخون و بدخلق بودن مناسبات ما را هم در فامیل خود ما و هم امرای دوست های ما خراب میسازه بهترین علاج کمکدن پریشانی، درد دل کدن امرای دوست های ماست آدم زار آدم ها میورداره شنویندهی مهربان باراتر از هرچیز، ایسای مسیح با ما تعلیم داد که ما نباید بره هرچیز پریشان باشیم بخاطر که ما خالق داریم که او مثل پدر سر ما مهربان است او ما را دوست دارد، او میفهم که ما به چیز ضرورت داریم اگر در باره محبت و مهربانی خدا شکت دارین، به ایسای مسیح راجع کنین شما میتونین محبت خدای حقیقی را در وجود ایسای مسیح بچشین خوب شنویندهی عزیز، آلی یک سرود روحانی میشنویم ای آره مهربان، ای راحت جانم هستم و تو معتاج توی بر به زبانم ای آره مهربان، ای راحت جانم هستم و تو معتاج توی بر به زبانم ای آره مهربان، ای راحت جانم هستم و تو معتاج توی بر به زبانم منده تو هستم، خالقم تویی نیستم جز خاک من، خالقم تویی فریاده مرا بشنب کن، رحم به حالم ای آره مهربان، ای راحت جانم دوستهای عزیز، ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی، بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام ها نوشت کنید، آدرس ما در پاکستان صدای زندگی، صندوق پوستی 702 جی پی او، لاهور پاکستان آدرس ما در قبره است پی او باکس، فایف سیون زیرو زیرو زیرو، لیمازول سایپریس اگر به انترنت تسرسی دارید، می تانید به این آدرس به ما ایمیل نوشت کنید انفو اد افغان رادیو نقطه او آر جی تا ملاقات دیگر خداوند یار و یاور شما باشد ادرس ما در پاکستان
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019