Greatness

  1 hour

  5 September 2023

Jesus teaches us a profound lesson about greatness that contradicts the leadership principles of the world. When we see leaders in society, we think about power, wealth, and fame. Jesus’ teaching tells us that a leader is one who serves others. Servant leadership in Christian faith does not depend on age, gender, wealth, power, or fame. Jesus showed us true leadership by serving us and by giving his life for our sins on the cross.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی بوجود بیاورید. برنامه خداوند بینا و شنوا به برنامه راز زندگی خوش آمدید. این برنامه زنده است و ما خوش میشیم که شما تماشا میکنین این برنامه را همچنان با ما تماس میگیرید. سلام های خود باسم تقدیم میکنم و در هفته گزشته با ما تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار هستیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم. شما اگر انتقاد، سوال داشته باشید، نظر داشته باشید، همچنان اگر خواهش دعا داشته باشید، ما در اینجا برنامه ایسای مسیح دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کنه، خداوند شما را یاری برسانه. دوست های عزیز، در این روز ها، در این هفته ها، در یوتیوب و فضای مجازی، یک کلیپ کوتاه دست بدست میشه که مولان احمد آخوند رئیس محصی برشنار یا محصی برق کابل ها که یکی از رهبارای تالبا هست، نشان میته که با محافظ 21 سالش همخوابگی میکنه یا هم بستر میشه. یا به اسطلاح روابط جنسی یا همجنسگرایی داره. خب، با هر صورت این بار اول نیست که مخامای تالبا با این کارها دست میزنن، یک بار دیگر هم وزیر معارفشان همین کار را کرده بود. در انترنت همچنان، یک افغان هست که فکر میکنم از فنلند شاید باشه، او انیمیشن جور میکنه تحت نام آدم خان. و او هم یک انیمیشن در مورد امی ملاع احمد آخوند جور کرده که شما اگر وقت داشتین در یوتیوب میتونین او را بیبینین تحت نام آدم خان. و بسیار جالب است، هم تنز است، هم مسایل واقعیتها را میگرد. خب، اگر ما در مورد همجنسگرایی یا اسطلاح بچبازی که در افغانستان است صحبت کنیم، ما میدانیم که ای چیز نو نیست. ای بر ست ها سال در افغانستان، بعض اوقات در قریه ها و بعض اوقات هم در شهر ها وجود داشته. ما استلاحات مختلف یا فقایی ها یا تنس های مختلف هم بر ازی داریم در مناطق لوگر، قنده هار یا حتی کابل و دیگر مناطق شمال هم وجود داشته و امروز هم ای کار دوام داره. اما طالب ها خود را نماینده دین و مذهب و یا هر چیز میدانند و حتی اینا در بغلان دو نفر را بخاطر بچبازی اینا کشتند ولی خودشان این کار را انجام میدهند. نه تنها خودشان بلکه رهبرایشان این کار انجام میدهند که واقعا یک کار بسار شرماور و ننگیه نیست. نه تنها بر طالب ها بلکه بر هر کسی که این کار را می کند. و ما هم شاید بفهمیم بچبازی که بعض اوقات کسی را میگن بچباز هست یا هر چی که هست. این معمولا در افغانستان توری بوده که او کسهایی که خودشان بچه می بودند یا ای که به اصطلاح یک زمان بچبازی را می گذاشتند در سن جوانی خود وقت بزرگ می شدند. اونا با بچباز تبدیل می شدند. یعنی خودشان او تجربه های بدک داشتند ای را میخواستند که قصدشا بگیرند انتقامشا بگیرند و امی روان دوام داشت. بچه ها با بچباز تبدیل می شد. که امروز هم اینطور است و حتی بچه هایش از ساله ببینید در کابل هم در زمان حکومت جمهوریت هم این گفت ها وجود داشت که بی بی سی هم یک مستند در این مورد ساخته بود. این تأصف هست. این بسیار جای تأصف هست. خب بچبازی یک مریضی روانی و جسمی است که بسیار خطرناک است بر جامعه. نه تنها بر مردا بلکه بر جامعه خطرناک است و باعث از بینرفتن خانواده می شد. و پلان خداوند برای خانواده. پلان خداوند از آغاز خداوند ما در پیدایش می خوانیم که میگه خداوند مرد و زن را شبیه خود خلق کرد. مرد و زن را خلق کرد. و اساس خانواده را خداوند برای مرد و زن گذاشته. و تا به حال هم دوام داره. یعنی روابط با مرد با مرد یا زن با زن این خلاف خاست خدا و خلاف کتاب مقدس است. من می خواهم چند آیت را بخوانم در این مورد. در لاویان که یک از کتاب های تورات است. لاویان ما و شما فصل 18 آیه 22. ما چی می خوانیم آیه 22؟ لاویان فصل 18 آیه 22. ما می خوانیم خداوند نفرت داره که کسی او را انجام نتا. حکم لعنت چی است؟ مرگ است. حکم لعنت مرگ است. در همین لاویان فصل 20 آیه 13 می خوانیم. در لاویان فصل 20 آیه 13 ما می خوانیم. گفته اگر مرد با مرد دیگر رابطه جنسی داشته باشد اردوی آنها مرترکب کار زشت شدند و باید هردو کشتشان. خودشان مسئول مرگ خود خواهند بود. یعنی کسی که مرد با مرد یا زن با زن که را رابطه جنسی برقرار می کنند یا لعنت را بار میرند. و لعنت باعث مرگ میشد. یعنی واید کشتشان و مسئول مرگشان هم خودشان هستند. به خاطر انتخاب کردن بر علیه خاست خدا بر علیه کلام خدا کتاب مقدس. ای بسیار واضح و روشن هست. و بسیار ای گناه فضیه هست. گناه نه تنها برای مرد ها بلکه ای گناه همچنان برای جامعه بسیار خطرناک هست. ببینید وقته که مرد ها با بچه ها رابطه جنسی دارند ای چی میشه؟ خانواده ها از بین میرند. خانواده اولاد ها از بین میرند. خانواده اولاد ها از بین میرند. و ای واقعا بر تمام جامعه خطرناک هست. صرف نظر ازی که ست ها سال وجود داشته. چیز خطرناک هست. مانند یک مرض تا اون هست. مانرز یک مرض سرطان هست. که چی میشه؟ در هر جای، در هر نقطه جامعه انتقال پیدا میکنه و کله گیره چی میکنه؟ از بین میباره. وقت ما به عهد اتیق میرسیم. ایسای مسی چی میگه؟ ببینید در عهد جدید. در عهد اتیق خداوند میگه باید کشته شوه. وقت ایسای مسی میایه برما خداوند خود را نشان میته در وجود ایسای مسی. ایسای مسی چی میگه؟ میگه توبه کنید و پادشای خدا را بتلبید. میگه پس امو قوانین خدا را بخوایید پادشای ازرق. ولی توبه کنید. یعنی ایسای مسی بهمو را به توبه دوت میکنه. ایسای مسی همه کسایی را که گناح میکنند. چی بچ بازیه, چی همجنس گراهی, چی گناهای دگه. همه از اونها، پس به توبه دوت میکنند. و پولس رسول در اول قرانتیان پولس رسول در اول قرانتیان ما میخانیم در اینجا در اول قرانتیان فصل 7 در اول قرانتیان فصل 6 آیه 9 و 10 چی میگه؟ اینجا پولس رسول در فصل 6 آیه های 9 و 10 بما میگه مگر نمیدانید که مردمان نادرست در پاتشای خدا نصیب نخواهند داشت. خود را فریب ندید. اشخاص شعوطران, بطپرستان, زناکاران, لواتگران. لواتگران یعنی کسایی که همجنس گراهی میکنند. لواتگران, دزدان, تمکاران, مستان, نصازاگویان و تقلبکاران در پاتشای خدا هیچ بهره نخواهند داشت. به استثنایه از این که اینا توبه کنند. توبه کنند. به این خاطر است. ایسای مسیح چی میکنند؟ همه ما را به توبه دوت میکنند. همه این گناهکارا را به توبه دوت میکنند. و اینا هم مشوره ما ایست. اگر شما کسی نمیشناسید که همجنس گراه است یا اگر کسی نمیشه در خانواده تانه است یا بچه بازی میکنه یا دوست تان, رفیق تان بر اونا باید گوشت کنین که اول خداوند از اینکار نفرت داره. این لعنت خدا را میاره در خانواده, در فرد. و دوم سزایش مرگ است. و سیام ایسای مسیح به توبه دوت میکنند. ایسای مسیح کل گیره به توبه دوت میکنند. اگر شما باید اینکار توبه کنند. توبه کنند. روی خود را به زمین بمانند. توبه کنند. و دیگر اینکار را نکنند. خوب دوست های عزیز ما به درسهای خود از انجیل لقات دوام میتیم. و موضوع امروز است. بباهیزه در مورد بزرگی. بیاین بریم یک کلیف ایسای مسیح را با هم یک جای ببینیم.
خوش آمدید. من در بین شما خدمت گذارستم. توره که پدر دولت آسمانی را به من سپارد، من هم این را به شما می سپارم. شما نیز در دولت من بر دسترخان خواهید نشست و بر دوازده قبیل ای اسرائیل حکومت خواهید کرد. بینندگان گرامی، آیا می خواهید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید استریکی ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم. از کتاب مقدس درس می دیم. از کلام خدا درس می دیم. موضوع امروز ما هست از انجیل لقا فصل 22 آیه های 24 تا 30 درمورد بزرگی. من اول می خواهم ای آیت ها را بر شما بخوانم. درمورد بزرگی لقا فصل 22 آیه های 24 تا 30 درمیان شاگردان بحث در گرفت که کدام یک درمیان آنها از همه بزرگتر شمرده می شود. ایسا فرمود درمیان ملت های بیگانه یعنی ملت های غیریهود ملت های بیگانه پادشاهان بر مردم حکم روایی می کنند و صاحبان قدرت ولی نعمت خونده می شوند. اما شما این تاور نباشید. برعکس بزرگترین شخص درمیان شما باید به صورت کوچکترین در آیت و رئیس مثل نوکر یا خدمتگار باشد. زیرا چه کسی بزرگتر است؟ آن کسی که بر سر دسترخان می نیشیند یا آن نوکری که خدمت می کند؟ یقیناً آن کسی که بر سر دسترخان می نیشیند. با وجود این من درمیان شما مثل یک خدمتگزار هستم. ایسای مسیح خود را می گه. شما کسانی هستید که در سختی های من با من بودید. همانطور که پدر حق پادشاهی را به من سپارد من هم به شما می سپارم. شما در پادشاهی من سر دسترخان من خواهید خورد و خواهید نوشید. و بینوان دابران 12 طایف ایسرائیل بر تخت ها خواهید نشست. خداوند کلامش برکت پته. خوب دوستای عزیز در اینجا آخرین شام ایسای مسیح یعنی پیش از این که روز دیگر زندانی می شه آخرین شام و با شاگردان می خورد بعد از این متوجه می شه که شاگردان باید بحث می کنند که کدامشان بزرگتر هستند. کدامشان نزدیکتر به ایسای مسیح هستند. کدامشان از دگرها کده به ایسای بزرگتر هستند. خب همه ما شما باید به این قانه باشیم و اقرار کنیم که لحاظات زیاده در فکر ما احید بده است که ما از یک کسی دگه کرده برشتیم ما از یک کسی دگه بذرگتر استم ما از یک کسی دگه په Мیده ترستیم من تحصیل برشتیم این بارها در زندگی هر کدا می بcin می بگو یا من دگه پردیم Buğل دارم یا وحوش دارم شما می بینید در فضای مجازی که ببینید بین افغان ها بخصوص که چقدر هر کس به حالت یک خدشیفتگی مبتلا است خدشیفتگی که فقط در مورد از این گرم می زنده که چی کارهای خودش می کند و خودش چقدر از دگرها کده بهتر است این معمول است در بین انسان ها نه دنها افغان ها بلکه همه انسان ها این خسلت انسان است اما ایسای مسی در این دنیا آمد که خسلت خدایی را به ما نشان بده ببینید خسلت انسانی ما چیزی که فکر می کنیم این فرق دارد خسلت خدایی چی است؟ ایسای مسی آمد تا این امی درست سرد خسلت خدایی هم این است که خدمت گذار باشد ببینید ایسای مسی که خودش از آسمان آمد ولی چی کرد؟ خدمت کرد دگرها را خدمت کرد چگون است خدمت کرد؟ نان داد دگرها را شفا داد تعلیم داد یعنی به انواع مختلف خدمت کرد و بلاخره بزرگترین خدمتش ای بود که جان خود را در صلیب بخاطر گناه های ما و شما داد بخاطر گناه های ما و شما و تمام دنیا جان خود را در صلیب ایسای مسی داد این بزرگترین خدمتش بود و اینجا هم چی می کنه ایسای مسی؟ وقتی می بینه شاگرد هایش است در بین از یا می گه که در ملت های بیگانه بیگانه قوم یهود بیگانه هر کسی که یهود نمی بود اونا را بیگانه می دانستند و قوم های بیگانه که مثلا رومی ها بودند یا یونانی ها یا هر کسی دیگه که غیر یهود بود اینا را حتی یهودی ها انسان نمی پنداشتند اینا را حتی انسان نمی خاندند و اینا اینجا ایسای مسی چی می گه؟ می گه در بین قوم یهود شکل است که کسی که پاتشا بزرگ است یعنی در بالا می شینه دگرها خدمتش را می کنه ما می بینیم ایره در تاریخ چندین هزار ساله دنیا در فرعانهای مصر امی شکل بوده یا پاتشاهای امپراطرهای چین امی شکل بوده یا در هندوستان یا در افغانستان همه از این کشورها به این شکل بوده یا در اروپا که پاتشا در صدر می ششته می نشسته و همه ای دگرها خدمتش را می کنند حتی پاتشا را در بعض جاها منحیث خدا می دانستند و در اینجا ایسای مسی می گه در دیگه کشورها قوم غیر یهود چی می کند؟ چی می کند؟ پاتشاهایشان بر مردم حکمرانی می کند حتی زندگی مردم به دست از اونا بود می تانستند بکشن، بزنن یا کمک کنند یا ولی نعمت می خوانند اما چی می گه؟ شاگردهای خود در ایسای مسیشه می گه شما این تور نباشد یعنی شما مانند ملت های بیگانه مانند کسایی که خدا را نمشناسه نباشد این بسیار مهم است به بشد مهم درمه عуют یعنی قوم یهود خدا را مشناخت ده فرماند که خدا وند حالا دستخبر تواند یعنی تنها خدا یه نظر را پольی کرد که خدا یکدی این نخوره از این نخوره را تاریخ کنند یعنی قوم یهود خدا را مشناخت از طریق تورات، کلاموش، پیام برای خدا را مشناخت به این خاطر میگه قوم های غیر یهود مشکل اول شان چی است؟ که اینا خدا را نمشناسند وقتی خدا را نمشناسند، بنان خودشان منحیث خدا عمل میکنند حکمره هایشان، پاتشاه هایشان منحیث خدا عمل میکنند امروز حتی که دو هزار سال از ایسای مسیح گذاشته امروز هم ما در بعض کشور ها میبینیم که پاتشاه یا رئیس جمهور منحیث خدا هست در کوریه شمالی، چین، روسیا، بعض کشور های عربی پاتشاه ها یا شهزاده ها منحیث خدا هستند انها هرگفتی که بگوین اجرا میشه انها هرکس را بخواین به زندان مندازن یا میکشن یعنی در این قطع، گرچه خود را خدا نمیدانند ولی کار بایساب میکنند که منحیث خدا وارد در اینجا قوم های غیر یهود هست ولی یهودی ها چی بودند؟ آنها خدا را از طریق کلامش، از طریق تورات از طریق پیانبر ها میشناختند یعنی خدا را میدانستند که خدا کسی هست که در آسمان هست و همه دنیا را خلق کردند و قادر مطلق هست خدا یگان هست، یکتا هست و قادر مطلق این را قوم یهود میدانستند اما ملت های بیگانه نمیدانستند اینجا ایسای مصیح چی میگه؟ اگر شما مانند ملت های بیگانه که خدا را نمیشناسند نباشه چرا اونا خدای خود را خلق کردند؟ خدا خود را خلق کردند و پادشاه ها و رئیس جمهور هایشن میگه برعکس، برخلاف از این میگه شما بزرگترین شخص در میان شما باید به صورت کوچکترین دراید و رئیس مثل نوکر باشد، خدمتگزار میگه کسی در بین شما بزرگ است که او خدمتگزار باشد خدمتگزار به چی معنی است؟ چرا ایسای مصیح میگه خدمتگزار؟ بخاطر ازی که ما چی میکنیم؟ ما مصیحی ها وقت خدا را جای اول قرار میدیم وقتی میگیم خداوند قادر مطلق است ما در اول خدمتگار خدا هستیم ما در اول نخست خدمتگار خدا هستیم
و ما خدمتگار چی هستیم؟ دهگرها استیم. ولی خدمتگار خدا اول هستیم. و هر خدمتی که ما میکنیم، ما کاری که میکنم, هر شما چی معلم باشین, چی مزدورکار باشین, چی دانشجو باشین, چی انجینئر باشین, چی داکتر باشین. هر کسی اول چی میکنی ما؟ ما خدا را خدمت میکنیم. در اینقدر خداوان این اینرژی و طوان را برمایی داده که از طریق کار خود او را اول خدمت کنیم. همچنان دهگرها را میگه. چی میگه؟ میگه شما نوکر باشین. زیرا چه کسی بزرگتر است؟ آن کسی که بر سرد سرخان مینیشیند یا آن نوکری که خدمت میکند. ببینید در معمول در فرهنگ ما کسی که یک کسی کلان باشه او را میگند تو در سرد سرخان بشی یا بالاتر بشی. کلان ها اومن و دهگرها خدا یا نوکر میان خدمتشانو میکنند. در این جسای مسیح میگه که شما میدانید که کلان به حساب امو کسی که در سرد سرخان نشسته او حساب میشه. اما در حقیقت نوکر کسی که خدمت میکند او کلان است و رئیس مثل نوکر باشد. زیرا چه کسی بزرگتر است؟ آن کسی که بر سرد سرخان مینیشیند یا آن نوکری که خدمت میکند. یکینان آن کسی که بر سرد سرخان مینیشیند. با وجود این من در میان شما مثل یک خدمتگذار است. یعنی شما میگه فکر میکنید که امو کسی که در سرد سرخان نشسته ولی ما میگه یسای مسیح بزرگ است نی؟ میگه که ما با وجود که بزرگ استم خدمتتانو میکنم. یعنی در اینجا یسای مسیح خود را برما الگو قرار میده. مسیحی ها بجز یسای مسیح دیگر هیچ الگوه ندارند. دیگر همه ای انسان ها گناهکار بودند، همه ای انسان ها گناه کردند و اونا نمیتونند الگوه مسیحیت باشند. تنها مسیح است که میتوند الگوه ما باشه یا قهرمان ما باشه یا رحبر ما باشه یا سرور ما باشه یا پیشوای ما باشه. تنها او میتوند. چرا؟ بخاطر مسیح هیچ گناه نکرد. با وجود گناه نکرد، خدمت کرد و جان خود را بخاطر گناه های ما و شما داد. مسیحی ها یک پیشوا دارند، یک الگوه دارند و او یسای مسیح است. به امی خاطر است که ما و شما در انجیل بارها و بارها چی را میخانیم؟ که یسای مسیح همه را به خود دوت میکنند. ببینید پیامبر هایی که قبل از یسای مسیح آمده بودند چی میکردند؟ اونا مردم را به خدا دوت میکردند. میگفتند خدا اینه تو گفته، شما با خدا رابطه داشته باشید. ولی یسای مسیح همه را چی میکنه؟ میگه ای زحمت کشان نزد من بیایید. همه را چی میکنه؟ به خود دوت میکنه. چرا؟ بخاطر که خودش امو کسی است که میگه. خودش یکانه راه است، خودش یکانه راستی است، خودش یکانه زندگی است. که ای در کلام خدا هم آمده و ما از جگر و میده خود گرم نمیزنیم. ما از کتاب مقدس گفت میزنیم. کار ما چی است؟ توضیح، تشریح و تفسیر انجیل است. توضیح و تفسیر انجیل و کتاب مقدس است. پس در اینجا یسای مسیح به خود همه را میگه. میگه شما از ما الگو بگیرین. یسای مسیح میگه شما از ما الگو بگیرین. یقیناً آن کسی که برده سر دسترخان میشند. میگه ما با وجود که بزرگ استم اما ما خدمتگذار شما استم. از ما مسیح هم میخواهی که وقت ما میتونیم بزرگ باشیم که خدمتگذار باشیم. خب دوستا بیاین بریم یک سرود را با هم ببینیم. بشنویم دوباره برمیگردیم. جلار برخداوان یاسر استم. از سال دویزار پانزده است که یسای مسیح ایمان دارم. و خوشحال میشم که بتنم شهادت زندگی خود شریک کنم. مثل تمام دوستا برمیگردیم. از دوستا برمیگردیم. از دوستا برمیگردیم. از دوستا برمیگردیم. میствر دiatوار دوستان را رشدنم که خانواده های مسلمان را رو از آورد کردن است و بری شده بفر latter های Agriculture را رو آ音دند. گنار ماروسی ممنون مااروسی است که در این دوستاتا thànhونی از آونده را خوشحالی خود رشدنم بیاین. و همچنین ظایبا دوستان را برای آوانی آیند استitive گای دوست مر rakisi one که دicianه این همیچ LANEM EC. آشغ خوداوان بودم در حال پر این حال پره هستنم گناه بودم و گناه زیاده داشتم شدند. فکر می کنم که هرچي کار خوب بکنم خیلی زوان خود هرچی گناه مبخش شده شدند. و تلاشم می بود که کار خوب زیاد بکنم. ولی خیلی زیاده داشتم شدند. در این فرهنگ و کالچر رو روش کردنم وای ازدواج کردنم. خدا هم برای ما اولاد داد. و بعد از اون تصمیم گردن که برم به افغانستان. در افغانستان شرائط زندگی سخت شد از نگاه خانوادگی. نتونستم کنار هم دیگه بمانیم ترز فکرهای قدیم و جدید مشکلات خانوادگی بود. که تصمیم گردن دوباره به ایران برگردن. وقتی که به ایران برگشتم یک انسان مغرور بودم. و زندگی برای من دیگه سخت شده بود. چون مثل قدیم نمیتونستم زندگی کنم. هرچی که بود از دست ما رفت بود. پس تصمیم گردن که بیان به اروپا. در سال 2014 از ایران بیرون شدم. آمدن به سمت ترکیه. چند ماه داخل ترکیه بودم و از ترکیه آمدن به یونان. آمدن به سمت ترکیه مسیر بسیار سخت در یک قائق خوند. هدف زیاد مسافر. چندین بار بیا سر نقطه و برگردن. بسیار مشکلات معاجرتی زیاد بودن. در سال 2014 بود که آمدن به لزوز. در آغست 2014. فکر میکردم که مشکلات حل شد. اینان در اروپا شد. ولی وقتی که شرایط آرام شد. متوجه شدم که یونان جای زندگی نیست. اینجا جایی نیست که بتونی زندگی کنی. چون همه شرایط از ایران بدتر هست. برای یک معاجر. پس تصمیم گرفتیم. چنانکه بود که ادغال به یک کشور دیگه بریم. یا به انگلیس بریم یا به نرویش بریم. یا به هر کشور دیگه که از آلمان به اون سمت بتونه باشه. که ما بتونیم زندگی به آهنده بره خانواده خواب بسازیم. تصمیم مایی بود که بتونیم کار کنیم تجارت کنیم. و این فکرهای زمینی بود. یعنی به سبک زندگی زمینی برخوای ایک زندگی بهتر بسازیم. ولی یک مقدار پول غرس کردیم. شروع کردیم دنبال ای که با آقا چاقبر بتونم از یونان بریم. ولی آقا چاقبر ها پول رو که دیشتم خوردن. و مجبور شدیم که داخل یونان ببانیم. چنان که گفتم ایک آدم مغرور بودم. و دیگه نخواستم که بیشتر از ای از کسی چیزی بخواییم یا بکریم. پس این دلیل ما شد که ما مندیم داخل یونان. و چیزی که بود دیگه پول برای هزینه نداشتیم. شرایط زندگی سخت در ایک فقر زیاده. چیزی برای خوردن نداشتیم. ولی تفاوت ای بود که میدونستم که کلیسا هستن. ارگانیزیشن هستن که مسیحی هستن. برای مردم خوراک میدن. ولی از دیدگاه ما اینا کافر بودن و نجست و نباید خدا از اینا همصفره میشه. مدت پایم ما ما چیز برای خوردن نداشتیم داخل آتن. جایی هم برای خوبیدن نداشتیم یک خانه خیلی وضعیت خراب. داخل از اون مندیم زندگی کردیم. ولی نرفتم به کلیسا برای غذا خوردن. بعد از پایم ما خانمم چون دختر هم سود تغذیه شده بود. اون رفت به کلیسا. برای که برای از اون غذا بردیم. وقتی برگشته بود یک انجیل برایی دادن. همون شبان کلیسا یک انجیل برایی داده بود. اون میترسید زمان که به خانه آمد انجیل دستی بود ازش پرسیدم چرا انجیل آوردی؟ اون گفت من نمیخواستم بیارم یک آدم بسیار معترم بود. آدم با عدو بود همیر دوت روم نشد که ازش نگیرم. و گفتی یک از کتاب هاسمانی ها که با اونا باور دارید. یک لحظه از که خداوند میره میتونه نگاه کنند. گفتم خب من به چهار کتاب باور دارم خب برشی نخونم. ایچ کاری هم ندارم بکنم بیکار یعنی خداوند میره در یک جایی گذشته بود که نه کار دارم و زمان خیلی دارم. هیچ چیز دیگر هم نیست که انجام بودم. فقط یک کتاب پرسی است که بخونم و هم انجیل است. این دلیل نشد که من با اسای مسیح هاشناه باشم خداوند زمان و مکانرب رو به من فرهان کرده چطور Punjab هست. من در گلال کب کلام از اون بخوانم. مکانی خواهی م�idamente
شروع کردم با خاندن اینجیل، دیدگاه ما در مورد یسای مسیح عوض شد، ولی در مورد مسیح ها هنوز همی بود که اونا اشتباه میکنند. پس رفتم خودم من به کلیسا، در کلیسا با کتاب مقدس آشنا شدم. برای اولین بار بود که کتاب مقدس میبینم، تهرات، زبور و انجیل، صحف انبیار میبینم. خیلی برای من تحجیبامیز بود. کسان که اونجا خدمت میکردن، گفتم میتونم چی روزا هست که بیایم این کتاب رو بخانم؟ یک روزای ببینم بگین که بیایم کتاب رو بخانم؟ او طرف که اونجا بود، گفت، این کتاب هدیه یسای مسیح عوض را ببرد. برای من خیلی تحجیب بود، یعنی یک شک شدم، تحجیب کردم. چون که قبلان من رفته بودم مسجد، من هر هفته جمعه میرفتم برای نماز جمعه. مسجد، چون که فکر میکردم چی گناه کلانه کردم که خدا من رویل کرده است. من مسجد بریم کتاب، برای من قرآن نداد که بابا بردیشت. برای من قرآن نداد، گفتم باید همین قرآن رو بخانم. من فکر میکردم گناه هم زیاده که بتونم توبه کنم. او گفت اول سی رو میدی، بعد قرآن هدیه میکنی. برای گفتم یک رو ندارم که همین زنبچه من نون بخورن. گفت نه سی رو میدی، قرآن هدیه میکنی. آلی وقت که داخل کلیسو هم نبود، یک ارگوانیزیشن بود، یک معسیسه مسیحی که ایمانداران اونجا خدمت میکردن. اونجا گفت که این کتاب ایسای مسیحی به تو هدیه دادن، واقعا هدیه بود. یعنی یک نان هم مرددن، همم هم مرد کردن، کتاب مقدسی هم دادن. گفتن برو بخیر. آمدوم، چند ماه فقط تمام زندگی میشوده بود. یعنی دیگه فکرم از این که به کشور دیگه بروم بردیشته شده بود، فقط کتاب مقدس بود. که من اهده اتیغر میخوندم، اهده جدیده میخوندم و قرآنه. بعد از چند ماه، یک چیز جدیده شده بود. من سه خدا را دیدم داخل از این کتاب ها. یعنی الله در قرآن خدا هست، ایسای مسیح به صورت شفاف و واضح در انجیل خدا هست و یهوه در اهده اتیغر. اینا سه تا اسم متفاوت نیستن، این سه تا شخص متفاوت هستن. یعنی شخصیت ها اینا متفاوت هستن. دیوانه شده بودم، مغزم دیگه کار نمیکرد. یک روز دخترم آمد، گریه هم میکرد. نمیدونم ایک چیزی میخواست برای بخورم. تمرکز رو حساب خاندش نمیرزدم. دوشنبه بود. خانم هم خدای زنم خدای دخترم بلند شدن رفتن برای یک سازمان که غذا بخوریم. من نرفتم. در همین وسط نماز بود شیشتم. همین باید شروع کردم به جنجال خداهای خداوان. گفتم چی فکر کردی؟ من نمیفهمم تو کی نیست. اونی خانم یک چیز میگرد. اونی خانم یک چیز میگرد. خود هر سطر که تو گفتی من ری کردم. آلها کدوم اینا خدا هست که من بفهمم این چیه؟ حساب هم نداشتم، شروع کردم با دوا کردن بخور. در آخر، بعد ازی که جنجال خلاص شد، جمع کردم، اونها همه را اردن داختم یک طرف گفتم من دیگه باید بخور ندارم. اگر واقعا خدایی هست، اون بیای اعمال پیدا کنند. من دیگه نمی دانم نمی دانم خودم. و از اون بزرگ بر بارم سبکتر شد، آرامتر شدم. دو روز بعد، یعنی سه شمبه نه چهار شمبه من رفتم که به یک سازمان مسیحی برای که همم کنم. چون خانه درست سابقه نداشتیم. و بعد از همم اونجا نان می دادن. رفتم که نان چاشتر بخورم. یک برادر خارجی بودهی محیزه می کند از ابرانیان. فصل یک. من همینطور نشیشته بودم. رسنده رو داشت. صحبت می کند. این آیاتو می خواند. احساس کندم که یک نفر این پاهم رو گذاشته تا پاها خود. و خدا مشت می زنده تا سورت می. هر آیه که او از کتاب ابرانیان می خواند. که متوجه شدی چی شد؟ متوجه شدی؟ برای چند سانی همین کتاب مقدس مثل یک تلویزیون از جله می رد شد. به حقیقت خدا من از جله چشمان می رد شد. که ایسای مسیح هموی یهوه است که تجسیم می کند به خاطر گناهان من. هموی گناهان که من به رای می گشتم تا پاک شد. روی سلیب می میرد. در غرب میرد. در روز ثبت را ساخیز می کند. و این حقیقت خدا است که در کلام خدا من دیده شد. همون لحظه توبه کردم. زانو زدم. و ایمان بودم. و بعد از اون دیگه برنامه دیشتن. یک ماهی بعدی تحمید گرفتم. سال دوزار پانزده بود. و از همون لحظه که توبه کردم خدمت خدا منده شروع کردم. مسیر زندگی ما حوض شد. تپکور ما حوض شد. دیدگاه ما به زندگی حوض شد. دیگه برم اون چیزهای زمینی مترح نبود. سال دوزار پانزده دروازهای اوروپا باز شد. همه رفتند. ما تصمیم گرفتیم که توی یونان بمانیم. چنانکه خداهان ما رو خانده بود برای خدمت ازم. در کلیس های آگاپه خدمت کردیم. برای جلال خداهان خدمت کردیم. و خداهان از طریق از اون صدای که زده بود. پیام خداهان به بسیاری رسان. دیگه خداهان قروری گرفته بود. میتونستم که مردم رو محبت کنم. اونها رو دوست دیشته باشم. از خود خب بیتر ببینم. بتونم عشق ببردم. من از ایران و از افغانستان از هر دو کشور متنفر بودم. چرا؟ چون هر دوی اینها زندگی ما رو بین برده بودم. ولی خداهان محبت و عشق نسبت به هر دو کشور برم آدم. من هیچ وقت فکر نمی کنم که دواره بتونم برای افغانستان دعا کنم. برای ایران دعا کنم. ولی خداهان این محبت رو گذشته هست که خواهد برادران ایرانی خود و عزیزان که از افغانستان هستند میتونم دوست دیشته باشم. محبت کنم. این قلب رو خداهان برای ما داده هست. که همین پیام نجات رو بتونم با آنها شریک کنم. این عشقی هست که از خود ایسای مسیح هست و برای نجات هست. که تنها راه برای نجات از گناه فقط ایسای مسیح هست. کس دیگه این هست. محبت کنم. محبت کنم. محبت کنم. و ایسای مسیح گفتیم که همه را به خود میخواهید. همه را به خود میخواهید. او الگوه ماست. میگه ما رحبر شما هستم. ما سروار شما هستم. وقتی میگه ما خدمت میکنم شما را ما گفتیم که ای بحث وقت روخ داد که ایسای مسیح شام آخر داشت و در شام آخر برای همه چیا گفت که برای همه شاگردهای خودگاه گفت ای را بگیرین. ای پیاله را. ای نان را گفت بگیرین. ای بدن من را بکنم که شما دادمش. یعنی خدمت کرد که بدن نفسی را بخاطر گناهای ما دادم چاند پیاله شراب اگر گفتی را بگیرین. ای خون من است که بخاطر اهد پیمان است که شما میتونین که گناهای شما بخشیده شد. وقتی ما به ایسای مسیح ایمان میریم گناهای ما بخشیده میشد. گناهای ما بخشیده میشد یعنی خودش ای را نشان داد. گره چه او سمبول بود. سمبول بود که بر از انا میفهمید که چی میاید. یعنی ای پیش از رفتن ایسای مسیح به سلیب بود. ولی در اینجا هم ایسای مسیح اما را به خود میخواهد. میگه از ما یاد بگیرین. ایسای مسیح میگه او علیه گوه ما است. خب در اینجا آیه 28 چی میگه؟ میگه شما کسانی استید که در سختی های من با من بوده اید. ایسای مسیح هم روزهای مشکل داشت در زندگی خود. روزهایی بود که دگرها برای توحمت میزدند. روزهایی داشت که رهبرهای مذهبی او را مورد چالش قرار میدادند. یا سوال میکردند. یا بعض خود حتی شاید توحین میکردند. میگه شما کسانی استید که در سختی ها با من بوده اید. میدونم یک ساطر در جلوة قریب نیستفتی این وقتی پادشای میبینن
وقتا آمد وقتا کار و معموریت خدمت خود را شروع کد که اول, thếشتائی خدا را بتلبید و دگه چیز‌ها با شما داده خودم. پاتشای خداء یعنی جایی که خدا هاضر هست. جایی که خدها حاضره، جایی که خدا حکم ترت − و وقت جایی که يیسا ای مسیح هست، برای متشکر، درحت guarding، آنجا پاتشای خدا نواغب withdrawn 24 Sound都 است وقتا یسای مسیح در قلب ماست، در اقعت پاتشای خداء در قلب ماست. ما امی، پاتشای خدا را هر جایی با خود میبریم، یعنی حضور خدا را. مسیحی‌ها چیزه که با همه عقایت، با همه دگرها فرق برده یه است که هر جایی که مسیحی‌ها میرند، حضور خدا را با خود میبرد. یا به اصابه ما میگم نورانی، نور خدا را. ما خود ما نور نیستیم، بلکه نور یسای مسیح را با خود هر جایی که باشه میبریم. در تاریکترین نقطه‌های دنیا، در تاریکترین شرایط زندگی. مسیحی‌ها چی میکنند؟ نور یسای مسیح را با خود میبرند و با دگرها هم روشنایی می‌تند. در آیه 28 میگه شما کسانی هستید که در سختی‌های من با من بوده وید. همانطور که پدر حق پادشایی را با من سپرده هست، من هم به شما می‌سپرم. شما مسیحی‌ها را میگه کسایی که به یسای مسیح ایمان دارد، در پادشایی من سر دسترخان من خواهید خرد و خواهید نوشید و به نوان داوران دوازده تایف ایسرائیل بر تخت‌ها خواهید نشست. این وقتی هست که وقتی یسای مسیح در مورد آینده می‌گرد. وقتی یسای مسیح دوباره بر می‌گرده، مسیحی‌ها چی هستند؟ مسیحی‌ها واقعاً منحیث شهزاده‌ها خواد بودند. و اینجا قوم‌های اسرائیل را گفته ولی بر همه قوم‌ها حکمرانی خواد کنند. این وقتی هست که یسای مسیح دوباره می‌اید و تمام دنیا را داوری می‌کند. ما در این شش آیت، گرچه آیت‌های کوتاه بود ولی درس بزرگی را در مورد بزرگی می‌بینیم. ببینید ما شما همی‌ما در فرهنگ کلان شده ایم که چی در خانواده خود، مثلا ما در خانواده ما هیچ وقت کسی حق نان خورده نداشت تا وقتی که اول پدر کلانم می‌امد یا بعد از اون پدرم می‌امد. یعنی هیچ کسی پدرم می‌امد، همه‌گی به اون تعظیم می‌کند و بعد از اون میششد و بعد از اون نان شروع می‌کند و دگرها هم ما نان می‌خوردیم. سرف نظر از این که ما چقدر گرس نبودیم، نبودیم، یا اون بعض اوقات میرد دستشوی پس نوقتر می‌امد. یعنی سرف نظر از این چیزها همه مجبور بودند که چیکنند بر خاطر احترام انتظار نان خوردن باشند. و یا این که اگر یک کلان دیگر می‌امد، می‌امد مهمان می‌بود یا همچنان در دولت‌ها ما می‌بینیم که وقتی یک کس رئیس بود، بیشتر پولدار بود، قدرت داشت، اون بیشتر ماورد احترام قرار می‌گرفت. این در این شکل ما بزرگ شدیم. اما وقتی به کتاب مقدس مراجعه می‌کنیم، وقتی به انجیل می‌دونیم، وقتی زندگی ایسای مسیح رو می‌دونیم، این فرق داره با آداد و فرهنگ ما. این فرق داره. ایسای مسیح در انجیل چی می‌کنه؟ ما را دعوت به خدمت گزاری می‌کنه. می‌گه کسی در بین شما بزرگ است که او خدمتگار همه باشه. مثلا در خانواده‌ها معمول بود که خرطرین، من در خانواده خود خرطرین بودم و همیشه مثلا دستشوشتن، که این افتابلگن رو آوردن و دستشوشتن پیش از نان خوردن کار خردها بود. یعنی در این قطعه ایسای مسیح چی می‌گه؟ می‌گه کسی که خدمت می‌کنه او بزرگ است با وجود که شاید خرد باشه. یعنی بزرگی در مسیحیت به چند چیز؟ دوستای عزیز باید متواجه باشیم که در مسیحیت بزرگی مربوط به چند چیز نیست. اول مربوط به سن و سال نیست. 😞 بزرگی در مسیحیت مربوط به سن و سال نیست. ای مربوط به این که مسیحی ایک چعر افتادساله است و افتادساله از، loser افتقد بزرگ همه کدر بزرگتر استELLAMTC بزرگی در مسیحی مربوط به جنسیت نیست. یعنی مربوط به این نیست که تنها مردها میتونن بزرگ باشند در مسیحیت یا خدمت بیشتر کنند. خانمها هم نقش مساویانه خدمت در مسیحیت دارند. یعنی بزرگی مربوط به جنسیت نیست. سواند، بزرگی مربوط به تحصیلات نیست. که یک کسی اگر دانشگاه را خانده او از دگاه کدر بیشتر میفهمه او بزرگتر است. یا یک کسی اگر بیشتر بیشتر میفهمه. فهمیدن و بزرگ بودن نیست. بزرگی نظر به پولداشتن نیست. بله خدا را شکر میکنم مسیحی ها پولدار هم در دنیا است یا شاید در بین افغان ها مسیح ها پولدار باشد. ولی بزرگی در پولداشتن نیست. بلکه بزرگی در مسیحیت چی است؟ مربوط به ای است که چقدر اون انسان دگرار خدمت و محبت میکنه. ای مورد بزرگی در مسیحی ها است. و اساس از ای هم، الگوی از ای هم، نمونه از ای هم، مثال از ای هم خود ایسای مسیح است. خود ایسای مسیح است. چرا؟ بخاطر از ای که امیر در عمل، امی بزرگی در عمل با خدمت کردن به دگارا، با فداکاری به دگارا، با محبت به دگارا، با کمک به دگارا ای را نشان داد. با وجود که هیچ گناه گناه نکرده بود. با وجود که هیچ گناه گناه نکرده بود ولی چی شد؟ در راه گناه های ما جان خود داد. و بزرگترین خدمت ایسای مسیح هم ای بود که جان خود را در صلیب بخاطر گناه های ما و شما داد. تا ما و شما چی کنیم؟ شامل پاتشاهی خدا شدیم. ما در آغاز در مورد یک تعداد رحبر های تالبا یا کسایی که در افغانستان بچه بازی میکنند یا خود را بزرگ هم میگیرند ولی هم جنس بازی و بچه بازی میکنند، گفتیم که اونا چی میکنند؟ چون قدرت دارند از قدرت خود استفاده میکنند ولی اونا رحبر نیستند. اونا گمراه میسازند مردم را، اونا مردم را به سوی گناه میکشانند، اونا مردم را یا کشور را که از رحبرهایی که خدمت گذار نیستند، رحبرهایی که بر قدرت یا بر دین یا بر شورت خود همه کارشان بخاطر خواهشای نفسانی خودشان است اونا چی میکنند؟ اونا در ایقت لعنت را به اون کشور بار میرند. لعنت را به اون کشور بار میرند و این چیز بسیار شرماوری است که امروز ما میخانیم یا میبینیم که مثلا چی کارهایی را یک تیاد رحبرهای طالبا میکنند. خب شاید این موضوع هم جنسگرایی یا بچه بازی یکی از اون کارها باشه ولی کارهای مسائل دیگر فریب است، مسائل دیگر انکار است که امروز در افغانستان بسیار معمول است، انکار میکنند. همه چیز را انکار میکنند رحبرها، رحبرها هیچ مسئولیت را نمیگرند. این نتانا در مورد طالباز دوستهای عزیزی در مورد رحبرهای جمهوریت هم است. رحبرهای جمهوریت هم چیز بهتر از طالبان نبودند. آنها فقط یکانه چیزی که داشتند که یکتدادش نکتایی میپوشد، یکتدادش کالای بهتر میپوشد، دریشیاهای لباس بهتر میپوشد. ولی در حقیقت قلب آنها هم با از اینا فرق ندارد. آنها هم مردم را گمراه میساختند، آنها هم مصروف فساد اخلاقی و فساد های اجتماعی، فساد اقتصادی و فساد بودند و دروغ گوی و انکار بودند و امروز هم است. چیز نوه نیست اما کلام خدا تغییر نمیکنه. ایسای مسیح تغییر نمیکنه. ایسای مسیح و درسهای ایسای مسیح لا تغییر است. بدون تغییر است. او برما میگه که ما تنها میتونیم وقت خدمتگزار باشیم. ما آوالین موضوع باید کارو میده ایسای مسیح با هم ایمان بریم. وقت ما میتونیم خدمتگزار شویم که با بزرگتریخ خدمتگزار ایمان بریم. که او ایسای همسیح سکتon. برهبری خود با او ایمان بریم که او بخاطر نجات ما جان خود داد. بچه خاطر نجات ما فداکاری کرد. با او ایمان بریم. ای میتونه ما را قدم اول برای خدمتگزاری برم. و بعد از او که ما با ایسای مسیح ایمان میاریم. ما ایسای مسیح در قلب ما میاریم. ما از روح خدا پرمشیم. بعد از او روح خدا امرای درسهای ایسای مسیح ما را چی میکنه؟ کمک میکنه که خدمتگزار باشیم. هر روز در زندگی خود خدمتگزار باشیم. و ای چیزی هست که هیچ یقیده، هیچ دین، هیچ مصحب دیگر ندارن. چیزی را که مسیحی ها دارن با اطمینان بر شما میگم و بر اساس شهادت زندگی خود میگم که هیچ یقیده، دین و مصحب دیگر ندارن. و او خود ایسای مسیح هست که الگو رهبر و سرور ما هست. خب دوستان بیاین یک سرود را ببینیم بشیم دوباره برمیگم. PYM JBZ
تو راه و راسته ای سانان حیاتی با حضورت سانو زنیم چن تو خدایی تو را پرستش میکنیم، تو بی همتاری تو سر بر من تو منجیه من تو رحبر من تو امید من تو محبود من تو محبوب من توی طبیب من توی پناه من روح خدایی سامنجیه مایی مقصد هستی ای ساراه سمایی با حضورت سانو زنیم تو پادشایی تو را ستایش میکنیم، تو بی همتاری تو سربر من تو منجیه من تو رحبر من تو امید من تو محبود من تو محبوب من توی طبیب من توی پناه من تو سربر من تو منجیه من تو رحبر من تو امید من تو محبود من تو محبوب من توی طبیب من توی پناه من دیگر زندگی آیا می خواهید برنامه‌های قبری راز زندگی را تماشا کنید؟ بس لطفا به آدرس راززندگی دات کام مراجعه نموده از میان اناوین و متمانوی برنامه موضوع مورد درخواهیتان را انتخاب نموده تماشا نماید درست بزرگی ما در بخش آخیر برنامه هستیم تشکر ازی که تا به حال با ما بودین و ما در مورد بزرگی صحبت کردیم ایسای مسی درست بزرگی را در مورد بزرگی برما می‌تن که ما خاندیم از انجیل لقا فصل 22 آیه‌های 24 تا 30 در این آیه‌ها ایسای مسی می‌گه بزرگ کسی است कه خدمت می‌کنه دیگرهارا بزرگ کسی استnement دیگرهارا خ imperative خدمتی‌ می‌کنه همچنان اون می‌گه میگه ما خود ایسای مسی بذرگ است ما هممده دانیم که ایسای مسی بزرگ است باواجد كه ما بذرگ استم وزیار به اصفادهارziałافت از ما مسیه‌ها هم چه کنید دیگرهارا خدمت کنید دیگرهارا خدمت کنید و این کسی می‌تونه در مسیحیت بزرگ باشه که دیگرهارا خدمت کنه و ما همچنان گفتیم که بزرگی در مسیحیت مربوط به چی چیزا نیست مربوط به چی چیزا نیست اول مربوط به سن و سال نیست می‌تونه یک پسر وچه یا دختر بیس ساله بزرگ باشه می‌تونه که او خدمت بیشتر کنه نسبت به بسیار کسایی که سنشان بزرگتر است یعنی به سن و سال نیست بزرگی در مسیحیت بزرگی در مسیحیت مربوط به جنسیت نیست یعنی مربوط به مرد یا زن بودن نیست مربوط به جنسیت نیست هم زن‌ها می‌تونن خدمتگذارای بزرگ باشن هم مرد‌ها بزرگی به مسیحیت مربوط به تحصیلات یا درجه دانشگاهی یا درجه فهم نیست اولین شاگرد‌های ایسای مسیح اونا فقط تحصیلات زیاد نداشتن اما اونا خدمت کردن خدمتگذارای بزرگ بودن بزرگی در مسیحیت مربوط قدرت و شهرت و پول نیست قدرت و شهرت و پول نیست یعنی یک کس اگر پول دار بود او بزرگتر است ما خدا را شکر میکنیم بر مسیحیت که پول دار است ولی بزرگی در مسیحیت مربوط به پول داشتن نیست بلکه بزرگی در مسیحیت ایست که ما چگونه ایسای مسیح را هر روز هر لحظه در زندگی خود الگو قرار می‌تیم چگونه او را منحصر رحبر خود منحصر سرور خود، منحصر خداوند خود او را در زندگی خود حاضر می‌بینیم و دگرها را خدمت می‌کنیم خدمت تنها به این معنی نیست که ما مثلا انجیل را بشارت بدیم خب انجیل بشارتش هم یک خدمت است ولی اگر شما داکتر استین، اگر شما نرس استین، اگر شما انجینیر استین اگر شما معلم استین، اگر شما یک مزدور کار استین یا نجار استین یا گلکار استین شما دگرها را خدمت می‌کنین و نقطه آغاز بزرگی در مسیحیت ایمان به ایسای مسیح است وقت ما به ایسای مسیح ایمان میاریم در این خدمت چی میشیم؟ خدمت گزار میشیم و او وقت است که ما می‌تنیم واقعا مسیحی باشیم یعنی بزرگی در مسیحیت در خدمت گزار بودن است خب دوست‌های عزیز امیدوار است که شما برنامه مورد توجه‌ایتان قرار داشته باشه ما همیشه خوش می‌شیم، بعد از برنامه هم شما می‌تنید با ما تیلفون کنین زنگ بزنین و انتقاد، سوال، پیشنهاد یا نظری داشته باشین با ما درمیان بگذارین شما را همه را به دست‌های مبارک خداوند می‌اسپاریم و بیاین همه ما یک جای با هم دست‌های خود را بالا کرده دعا کنیم خداوند ها سپاس گذار استیم ازی که ایسای مسیح برما درس بزرگی را داد خودش با وجود که بزرگ بود، از آسمان به زمین آمد اما در ای دنیا خدمت گزار شد و فدا کاری کرد جان خود را در صلیب بخاطر گناه‌های ما داد در قبر گزار شد و در روز صبح هم زنده شد و او درس را بما داد که خودش الگو بزرگی برای ما مسیحی‌ها است خداوند ها ما مسیحی‌ها را کمک کنیم که بتانیم دگر‌ها را خدمت کنیم اول ما به ایسای مسیح ایمان داشته باشیم منحیص سرور خود نجات دینده و خداوند خود و همچنان بتانیم هر روز دگر‌ها را خدمت کنیم در خانواده، در کوچه، در کار خود و در هر جایی که استیم دگر‌ها را خدمت میکنیم تشکر میکنیم است و بنامی ایسای مسیح آمین موسیقی موسیقی موسیقی