Goal Setting for Children's Future

  28 minutes

  25 June 2025

Setting goals for children’s future should be based on their own talents, interests, and active participation, not imposed by their parents’ wishes. By teaching them to set goals (specific, measurable, attainable, realistic, and time-bound), encouraging curiosity, building self-confidence, and helping them set short- and long-term goals, children can learn time management skills, perseverance, and a value for success. Let children choose their own academic or personal goals to be more motivated to achieve them. On the way to achieving a goal, view small failures as learning lessons and teach children to keep going despite obstacles. Help children set realistic goals (such as saving up to buy a toy) so they understand the value of patience and effort.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی پرنامه بازی و کرانه شنوندگان عزیز شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوین که هر صبح روی موج کتاه 3 ایک میتر بند پخش میگردد شنوندگان گیرامی و اطفال بسیار نازنین خیلی زیاد خوشحال استم که از طریق پرنامه بازی و ترانه با شما عزیزان در ارتباط استم دوستان عزیز شما برنامه بازی و ترانه را از طریق راڈیو صدای زندگی میشنوین و شما را خیلی خوشحال مدید میگم در برنامه خودتان که برنامه بازی و ترانه میباشه و تشکری میکنم از شما اطفال نازنین که از طریق ای برنامه ما مهمانی خانه های شما هستیم طبق معمول بخودم عرفی میکنم من سارا استم و من ابراهیم استم و شما را به قسمت اولی برنامه زیبا خوشحال مدید میکنم بنافشه روی اولی چی میکنی ششته؟ ایچ خبار اینجا خوب هوا هوای تازه داره بیتوان بشی آهان بنافشه در یه لحظه پیشین چقدر شمالک خوبی هم است بله آدم بسیار حس خوبی میگیره بنافشه چطور است که بریم بام؟ بام بسیار خوب شمالک داره نه خوار امی جا سایه است بیا امروز یک شعر تازه یاد گرفتم که برد بخانم بخان بخان بنافشه اینه باش من اینجا پیشینم اینه بخان دیگه خودت میفهمی که چقدر شعر گفتن و ترانخاندن خوش دارم خواهینا سیاس میخانم تویدم و تویدم، به سر کوغی رزیدم دو تازه رزیدم یکیش بماه آب داد، یکیش باما نان داد نان را خودم خوردم، آب را دادم به زمین زمین بماه قلیف داد، قلیف را دادم به بست بست بماه شیر داد، شیر را دادم به نانبای نانبای بماه آتش داد، آتش را دادم به آهنگر آهنگر بماه قیچی داد، قیچی را دادم به خیال خیال بماه کالا داد، کالا را دادم به پدر پدر بماه خورما داد، یکیش را خوردم پلخ بود یکیش را خوردم شیرین بود قصه ما همین بود چقدر جالب خوار، ای از راستی قصه بود بله خوار، مثل قصه های ما در پلانواریست من بسیار خوش دارم یک قصه بساره من بسیار خوش دارم منفشه اینه فکر کنم پدر جان است باش من باز کنم سلام پدر جان سلام پدر جان، مانده نباشی سلام، سلام دختر های گله پدر زنده باشین، دو نفر آمدین برای دروازه باز کنن؟ نه پدر جان، من و مریم اینجا ششته بودیم ترانه می خوندیم پدر جان، یک ترانه خوند مثل قصه های ما در پلانواری بود خوب، چقدر خوب کجاست مادرتان خانه است؟ آهان پدر، بریم مادر جان خانه است سلام پدر بی نفشه جان، آمده بخیر؟ سلام آهان بخیر نصیبه پدر جان، کار شما خیلی زیاده است چطور دختره که؟ به خاطری که شما صبح وقت می رین و شهرم نوقت می آین مادر من کدکستان که برد شفه خانه می را و از چشتم وقت می آین جانه پدر، در شفه خانه دکتره زیاده است کار مادرت نوبته است اما از ما فرق می کنن او قسم نیست باید صبح وقت برم و تا بیشین اموجه باشین پدر جان، به نظر من شما بسیار خوب کار میکنین و زیاد زحمت می کشین هیچ سلسلتی هم نداره جانه پدر، خیلی چی کار کنیم؟ باید کار کنم دیگه پدر جان، در کتاب مقدس هم میگه هر کاری را که انجام می دهید با دل و جان انجام دهید چنون که گویی برای خداوند کار میکنید و نه برای انسان آمین، آمین یعنی میگه هر کاری را که می کنیم از دل ما باشه فکر کنین برای خداوند است نه برای انسان بله جانه پدر، ما باید این قسم کار کنیم که از دل و جان ما باشه پدر جان، من خوش دارم در آینده معلم شام بسیار خوب است دخترکم، درس بخون حتما معلم میشی به نفشا جان، خودت میخوایی چی کارش شوید در آینده؟ پدر جان، من دکتری را بسیار خوش دارم میخوایم مثل مادرچانم دکتر شوام آفرین دخترهای کلیم، این بسیار خوب است که برای آینده خودتان هدف تهین کنید و به خاطر رستن به هدفتان کشیش کنین مادر جان، به نظر شما من در این آرزوی میرسم؟ چرا که نه جانی مادر، تو اگر بخوایی کشیش بکنی حتما میرسی مادر جان، به نظر من باید زیاد کشیش کنم؟ دقیقا دختریم کشیش که باید بکنی دخترک کلیم، شما اگر کشیش کنین حتما به خواستهایتان میرسین میگن خواستن توانستن است و ما هم زیاد کشیش میکنیم که به خواستهای ما برسید اطفال زیبا و قلب نبات شما با دفعه مادر جان و پدر جانتان خیلی زیاد گوش کنین و اطفال با هوش و با گفت باشین اطفال خوب و نازنین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم سلام و ست سلام به کلیگی شما خورکا و پرادرکای گل و مهربانم سلام اطفالکای خند خدا کنه که گل لگیتان خوب باشین دوستا یک ترانه برای سلام خونده بودیم یادتان مانده؟ مریم جان، ما خب کم کم یادم مانده خود اگه یادت مانده بخوندار ما آه، یادم مانده خیلی باش بخونم سلام مثل بهاره گل و شکوفه داره بوی قشنگ دوستی همراه خود میاره وقت سلام میکنی شابرکاو میخنده پرهای شانه برای ما باز میکنند و میبندند گوش بده باز میخانند پرنده های زیبا با چک چک و با چک چک سلام میده به گلها واوا، چقدر خوبش خندی خواه تشکر به نفشه جان کدکانه خند، ما که ترانه خندن بسیار خوش دارم شما چطور مثل ما خوش دارین؟ مریم جان، ما که بسیار خوش دارم خوهر جان، تو که بسیار ترانه های خوبش یاد داری راستی کدکانه خند اگه ترانه یاد داشته باشین میتونین که در امی ترانه ها امرای دیگرها شعر جنگی کنین مریم جان، این بسیار یک فکر خوبی هست تشکر به نفشه جان دوستا، به نفشه جان ترانه ها را بسیار زود یاد میگیره دیگه دوستا، براتون بگویم به نفشه به درسهایش بسیار لایق است در آینده هم میخواه دکتر شوه تشکر مریم جان مگه دوستایی ما که شنونده هستن هم ما باور دارم که حتمان حتمان آرزو دارن که بخواه در آینده یک کاره شوه مثل دکتر یا انجینیر یا معلم که خودتم خوش داری که معلم شویی بله دقیقا در نفشه جان این که از امیال یک هدف داشته باشیم بسیار خوب است دیده که مادرچانم گفت اگه برای آینده ما هدف تعین کنیم بخاطر رسیدن به هدف ما کشیش میکنیم دقیقا بسیار خوب خیلی مریم جان چی نظر داری که امروز بر بری هدف داشتن بر آینده ما گفت بزنیم بسیار گفت خوبی است خوار اینه پدا جان و مادر جان هم آمدن پس بسیار خوب میشه که دیگه باره گفت بزنیم سلام اطفالکای قند و شیرین و ناس آلو احوال شما چطور است خدا کنه که خوب و سرحال باشین سلام سلام بچگاکا و دخترکای مقبول خدا کنه که کلیتان سهتمن باشین مادر جان امروز میخواهیم که درباره تقییم کردن هدف برای آینده گفت بزنیم بله مادر جان بخاطره که ما فکر کردیم که این بسیار مهم است بر آینده ما که یک هدف داشته باشیم اووو چقدر موضوع خوبی کدکانگور شما آینده سازان کشور هستین هر هدفی که داشته باشین بر آینده کشور ما هم بسیار مهم است مادر جان اگر ما بر آینده خود هدف تقییم کنیم باز بالای کشور هم تأثیراتی داره جان مادر چقدر سوال جالب کده چی تو تأثیر نداره اگر تو در آینده یک دکتری خوب شوی یک جایی کار کنی بسیار کسایی که مریض میباشه تداوی میکنی پس به نظر تأثیر نداره؟ بله مادر جان دقیقا که تأثیر داره یعنی این که ما بر مردم کشور ما خدمت میکنیم مثل حال که شما بسیار مریض ها را تداوی میکنیم و اونو بسیار خوشحال میشن بله جان مادر امی قسم هست پس مادر جان اگر ما هدف داشته باشیم بسیار آسان میتانیم از امو وقت که مکتب میخونیم برای آینده ما کوشیش کنیم دقیقا جان مادر آدم اگر یک هدف بر آینده خود تعین بکنه برای اونمو هدف خود کوشیش میکنه دقیقا مادر جان آدم اگر هدف نداشته باشم این قسم هست که از خانه بیرون برای و معلوم نیست که کدام طرف میری چقدر مثال جالبه گفته دخترکم دقیقا که بیخی این امی قسم هست کسی که برای آینده خود هدف نداشته باشه در این بیمونه که یک طرف میره و رای خود را هم نمیفامه پس خوهرکا و برادار شیرین و نازمه از امیالی که مکتب میرین برای خودتان هدف تعین کنین که در آینده هم میخواین چی کارش آین آه دختر گلیم ببینین اطفالاکای قن مریم که هنوز مکتب هم نرفته تازه کوداکستان میره مگم برای آینده خود هدف تعین کده تشکر مادر جان دوستای زیبایم من که دارنده میخوای معلم شام بخیر بسیار خوب مریم جان راستی اطفالاکای مهربان اگر یک هدف داشته باشیم برای آینده ما وقت ما بسیار با انگیزه درست میخوانیم با نفشا جان تو مکتب رفتی بسیار لغت پرانی میکنی این انگیزه دیگه چیست؟ مریم جان انگیزه به معنای شوق و علاقه میباشه یعنی این که با شوق و علاقه درست میخوانی آله تو بگو که این لغت پرانی چیست دیگه لغت پرانی یعنی یکان لغت رو میگی مثل ما کسایی که مکتب نرفته باشن باز نمیفهمن خوب سعیست خیلی دیگه لغت پرانی نمیکنه آه اینالا خوب شد خوب داستای مهربان ما خیلی بیاین که برای آینده ما هدف تعین کنیم خوب تلوش کنیم کوشش کنیم که به امو خواسته ما برسیم بله مریم جان باید کوششم بکنیم و دیگه ای که به خداوندم ایمان داشته باشیم دقیقا با نفشا جان و از خداوند بخواییم که ما را به هدف ما کمک کنه بله این بسیار مهم است در این باره یک آیه کتاب مقدس هم هست خب بگو با نفشا جان که چی گفته در کتاب مقدس در کتاب مقدس کتاب اشیاء نبی فصل 4 آیه 31 گفته اما آنهایی که منتظر خداوند میباشن نیروی تازه خواهند یافت آنها مانند اقاب بال بکشایند امید اوند و خسته نمیشوند راه میروند و از پا نمیفتوند آمین آمین یعنی گفته با خداوند امید داشته باشیم و منتظر رو باشیم پرست قوت هست مثل امید اقابا که پرواز میکنند به هر جایی که بخوایه میروند امید داشتن به خداوند امید قسیم هست دقیقا خواهند با خداوند که امید داشته باشیم هر قدر که را بریم مانده نمیشه پس کدکانی شیرین برای خود ما هدف داشته باشیم و همچنان به خداوند امید داشته باشیم که ما رو به هدف ما میرسانند بله خورگا و برادرکوی مهربانند چقدر خوب میشه که هر کدام با شما در آینده یک چیزی باشیم بله خور جان که هم برای خود ما خوب است و هم برای مردم ما خوب است دقیقا ماریان جان دخترین دخترهای گلیم و ها اطفالهای مقبول کل چیز از قدمهای خورد شروع میشه این یادتان باشه مادر جان از قدمهای خورد چی قسم؟ دخترم از قدمهای خورد یعنی اول میری کدکستان بعد از اون میری مکتب سنف اول دوم سیگم و امی قسم آهست آهست بالا میری تا که بخیر یک کارا شوی بله کدکای سیبا هیچ کس به یک بارگی داکتر یا انجینیار نمیشه بلکه اونا هم مثل ما شما هم خورد بودن کدکستانو مکتب خونده بودن بنابشه جان من فکر میکنم وقتی ما برای آینده ما هدف داشته باشیم خودما میفهمیم که به کدام راه حرکت میکنیم آهان مریم جان این کف کاملا سهی است دیگه ای که این هدف تقییم کردن اعتماد به نفس ما رو هم زیاد میکنه خوهر جان تو بازم لغت گفتی این اعتماد به نفس چیست دیگه خوهر میفهم که این رو میفهمیی بلی بازم سوال میکنی خوهر بره جواب میتا اعتماد به نفس به معنای باورداشتن به خود ما این که به خود ما باور میداشته باشیم است که حتما این کاره انجام هم دادن میتونه خوهر سهی است این قسم بگو خوهر یعنی من به خود باور میداشته باشم که در آینده هم معلم میشم بله خوهر بله خوهر خیلی خوبه آلی فهمیدم خدا کنه که اطفال قندم فهمیده باشن اطفال قندم هم بسیار لایق و اشیار هستن من مطمئن استم که فهمیدن خود دستای مهربان و خوب ما این بود برنامه امروزی ما که درباره این که بر آینده ما هدف تحین کنیم بخواهد اگر هدف داشته باشیم بر آینده ما میتونیم بهتر و خوبتر پیشرفت کنیم بله دوست قندم تهینه هدف برما نشان میتر که به کدوم را روان استم اگر هدف نداشته باشیم ما مثل کسی میباشیم که رای خودا گم کده باشه و یک طرف به حرکت است پس چقدر خوب است که ما رای خودا بلد باشیم دقیقا کدکای مهربان هدف داشتن بر آینده بسیار خوب است بخواهد اگر شما بخواهید یک کار شوید از امی کدکی شروع کنین و کوشیش کنین که به او هدف تهین کنین و به او برسین خوبه چگکا و دخترکای مقبول و زیبا شما آینده سازای کشور هستین پس خوب به درساتان کوشیش کنین و بر آینده تان پلان داشته باشین و ای که روی و بافی را هیچ وقت یادتان نروه و ای را من مطمئن استم که شما هر کار را که بخواهید انجام دادن میتانین و من میفهمم که شما به مقصد و آرزویتانم بشک که میرسین اطفال نازنین من از این بخش برنامه خیلی چیزا آموختم شما چطور؟ من مطمئن استم که شما بسیار چیز خوب یاد گرفتین بله اطفال بسیار نازنین و دوست داشتنین حالا میخوام از شما پرسوم کنم که شما از این قسمت برنامه چی آموختین و چی برای شما جالب بوده من و مریم جان خیلی چیزا آموختیم و از شما میخوام چیزهای را که آموختین با دوستان شیریل تان هم شریک بسازین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم دختر های گلیم امروز هم میخواین قصه بشنوین؟ بله مادر جان چرا که؟ خیلی بیوین اینجا بشنین که من براتون یک قصه خوبش بخانم اینو مادر جان راسته دختر ها دیروز در باره چی براتون خانده بودم؟ مادر جان دیروز در باره حیوانات باغوش خانده بودم که گوز رفتار خوبی نداشت همراه زرافت ولی بعدن که فهمین در آخر همراه زرافت دوست شد آفرین دختره بسیار خوب امروز میخوایم که در باره بچه که نمره کم گرفت بره کن بخانم صحیح مادر جان میشنویم یکی بود یکی نبود در ولایت فاریاب در یک قریه بسیار سرسف چند فامل زندگی میکدن و اونا در قریه یک مکتب بسیار خوبش داشت که کدکای او قریه در او مکتب میرفتن و درس میخوندن یک روز یک معالیم در دفتر مکتب تنها بود که بچگک آرام دروازه دفتر را باز کد و بره معالیم سلام کد و از معالیم پرسان کد معالیم صاحب ما چند نمره گرفتیم؟ معالیم هم گفت تو نمره بسیار کم گرفتی نو گرفتی نو تو تنها کسی هستی که به صنف بعدی رفتن نمیتونی مادر جان یعنی تنبر بوده؟ باش که بخانم قصه چی میگه نامی ای بچگک زمان بود او بسیار خجالت زده شده بود و در حالی که روش سرخ شده بود سرش را بلند کد و گفت معالیم صاحب نمیشه یک نمره برای من قرص بدی؟ ولی معالیم با بسیار مهربانی جواب داد و گفت نه خیلی ای امکان نداره که من برای تنمره قرص بدم و گفت من مطابق به ورق امتحانت برای تنمره میتوم از او زیادتر نمیتونم من مطابق به ورق امتحانت برای تنمره میتوم از او زیادتر نمیتونم نمره بتم بهش گفت نه ترس من تو را به خاطر نمره کمی که گفتی جعزایی نمی کنم اوه استاده شقد مهربان بود استاده ایمان همه ش این رقم این مهربانسند چقدر خوب دختره معالیم از زمان پرسان کرد تو دعائنده خوش داری چیکاره شده؟ زمان جواب دود من نمیفمم باز معالیم پرسان کرد زیاد چی را خوش داری زمان؟ معالیم، داکتر، انجینیر یا خبرنگار یا هم میخوایی مدیر شوی تو کدامی از اینا را خوش داری؟ زمان به یک بارکی گفت معالیم صاحب امو که در تلویزون گب میزنم من او را زیاد خوش دارم مادر خبرنگاری را میگفته؟ آه دخترم معالیم گفت خبرنگار؟ خبرنگاری را خوش داری؟ زمان گفت آه معالیم صاحب خوش دارم در تلویزون گب بزنم کلگی من را ببینه معالیم گفت پس تو باید درس را خوب بخوانی کوشش بکنی که دیگه نمره کم نگیری زمان گفت پس معالیم صاحب این دفعه برای ما یک نمره قرض بدی من دیگه دفعه نمره تو را برایت پس میتوم مادر جان گفتن قرضی تا برایت پس میتوم آه معالیم هم قبول کد و برش یک نمره قرض داد از او ببعد زمان بسیار کوشش میکد درس خود را خوب میخوند و میگفت من باید قرضی یک نمره معالیم را پس بتم تا که در آهنده از تلویزون گب بزنم بلاخره در امتحان آخر سال زمان نمره پره گرفت و از طرف مکتب یک باید جویزه گرفت بعد از او رفت پیش معالیم خود و گفت معالیم صاحب آنه من نمره زیاد گرفتم یک نمره که قرض داده بودی را پس بگی مادر جان چقدر جالب بچه بوده نمره خب پس گرفته نمیشه بله اما او بچه فکر میکده که پس گرفته میشه بعد از او معالیم با مهربانی دست خود را به سر زمان کشید و گفت تو اگر نمره کم نگرفتی من نمره خودم را از پشت میگرفتم اما آنه که پرا گرفتی او یک نمره هم از خودت باشه فقط درس خود را بخون و کوشش کن یعنی من باید تو را یک روز از تلیزیون ببینم آل زمان بسیار لایق شده و درس خودم میخونه تا که خبرنگار شوه مادر جان چقدر خوب شد که دیگه درس خود را خونده بود و نمره خوب گرفته بود آهان دخترم خب دخترهای گلم از دوستان شما چی نتیجه گرفتین؟ مادر جان من فکر میکنم زمان وقت به هدف نداشته درس نمیخونده وقت معلم محترم برش فهمد که باید هدف داشته باشه از او به بعد کوشش میکرد تا به هدف خود برسه آهان من میخوام یک هدف تقییم کنم آفرین دختر قندمه هدف داشتن بسیار مهم است باید میشه که آدم پیشرفت کنه اطفال نزنین این داستان چقدر زیبا و شیرین و آموزنده بود من خیلی خیلی زیاد دست های جدید رو آموختم و خدا کنه که برای شما هم آموزنده بوده باشه بله اطفال نزنین حالا میریم بخش بعدی برنامه را گوش میکنیم بله نفشا اگه نوشتید خلوص شده پدر جان لطفا برای ما یک داستان میخوانیم داستان بخونم؟ بله پدر جان داستان موسا را بخوان که دفع قبل از ظلم فرعاو نجات یافته بود برداریو تیر شد دیگه چی شد؟ خوب دخترکاییم صحیح است این را براتان میخوانم این قسم که خوب یادتان میمونه پس باید براتان بخوانم خوب دخترکاییم صحیح است این را براتان میخوانم این قسم که خوب یادتان میمونه پس باید براتان بخوانم امروز میخوانم که خداوند سهرا برای قوم بن اسرائیل غذا میتن غذا میتن؟ اوه چقدر خوب بله دخترکاییم یک روز بعد ازی که خداوند مردم اسرائیل را از مصر نجات داد و اونا به بیابان رسیدن کلگی بسیار گشنش شد کلگی بسیار گشنش شد بودن هیچ غذایی در بیابان نبودو مردم شروع کردن به شکایت اونا به موسا و هارون گفتن ای کاش ما در مصر مانده بودیم اونجا خب عده اقل غذا برای خوردن داشتیم اما آلی اینجا در بیابان سرکه ما از گرسنگی میمیریم او باز شکایت کردن آه دخترم به خاطر که گشنش شده بودن یعنی که اونا زیاد گشنش شده بودن و حوصله شن سر رفته بود از خاطر میخواستن برن پس به مصر آه دخترم موسا این شکایت ها را شنید و پیش خداوند دعا کرد خداوند به موسا گفت نگران نباش من به مردم غذا میتوم تا بفهمن که همیشه امرایشان هستم و از اونا مراقبت میکنم و موسا ام بره مردم گفت شما شکایته که کردین او شکایته تان را خداوند شنیده به خاطر که شما از خداوند شکایت کردین نه از ما ما کی هستم که از ما شکایت کنین بعد از او گفت خداوند شبها گوشت و صبحا غذا به هر اندازهی که بتانین بخورین بر تان میتن اوووو چقدر خوب خداوند از قوم خود مراقبت نکده آهان مریم جان هر وقتی که ما از خداوند چیز بخوییم خداوند برمو میتن امیتون از دخترکای گلم سبای او روز وقت مردم از خواب بیدار شدن و به بیرون از خیمه های خود رفتن چیزی بسیار عجیبی دیدن چی دیدن پدر جان دخترکم زمین پر استیکه های سفیدی خورد مثل نان بود اونا با تحجب از یکی دیگی شان پرسان میکدن این چیه هست موسا به شان گفت این امو غذایی که خداوند برشما داده که ای را بخورین ای را من نوم گذاشتن موسا به مردم گفت هر کسی به اندازه که نیاز داره از این نان جم کنه نه زیاد تر و نه کم تر خداوند هر روز بر شما از هی غذا فراحم میکنه اوه چقدر خوبش چقدر خوب که خداوند برشوند کمک کده دقیقن مردم از منه هر روز جم میکدن و میخوردن طعمش مثل اسل بود خیلی زیاد خوشمزه بود خداوند نه تانا برشان نان داد بلکه برشان پرنده های بنامه بودنم فرست داد تا گوشتم داشته باشن که شبها گوشت بخورن اوه پدرجان چقدر خوب خدای مهربان از آسمان با اونا نان داد دخترم و این امی رقم خداوند مشکلات ما رم حل میکنه مقصد به خداوند باید بابر داشته باشیم و ایمان داشته باشیم خب بعد از او دیگه چی شد پدرجان دختره که موسا و مردم یاد داد که باید به خداوند اعتماد کنند و هر روز به اندازه نیاز خود غذا جم کنند اونا یاد گرفتن که خداوند همیشه هم مراقب شان هست و تنها نمیمانه از او روز به بعد مردم اسرائیل هر روز منها جم میکدن و خداوند همیشه اونا را با غذا و نان سیر میکد پدرجان از او نان آله است؟ نه دختره که مریم جان او نان را فقط در بیابان بره بن اسرائیل داده بود بخاطر که در بیابان چیزی پیدا نمیشه اینجا خب کل چیز پیدا میشه بسیار خوب بوده پدرجان خیلی دقیقن مریم جان ولی کدامتان میگین که نتیجی از این داستان چی میشه؟ به نظر من نتیجی این داستان ای از خدا همیشه از کسای که به او اعتماد دارن مراقبت میکند حتی وقت بنی اسرائیل در بیابان گرست نبودن و هیچ غذایی هم نداشتن خدا برشان نان از آسمان داد این داستان به ما یاد میده که هر وقت اگر مشکل داشته باشیم خدا اعتماد کنه چون او همیشه به فکر ما است و کمک مان میکند آفرین بسیار نتیجی خوبه گرفتی دختره بله اطفال نازنین این داستان کتاب مقدس خیلی آموزنده بود و من خیلی چیزها را نمیدونستم که فیلن از این داستان زیبا و شیرین آموختم بله مریم جان من هم خیلی آموختم بله اطفال نازنین آل رسیدیم در آخر این برنامه اطفال شیرین و نازنین آل رسیدیم در آخر این برنامه اطفال شیرین و نازنین آل شما را به خداوند می سپارم خداحافظه همگی شما