28 minutes
14 June 2019
Transcribed by AI
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان برنامه برای روشنی خانه های تان دوست و مطمئن عزیز سلام تقدیم میکنم و تشکر ازی که شما این چینل سویچ کردین و این برنامه را تماسا میکنین دیگه از خدا هان میخواییم که لحظات بسیار خوب و عالی داشته باشیم بله دسته عزیز من برنامه خود سلام عرض میکنم با امید خوشی و سلامتی شما استیم و ما امیدوار استیم که شما برنامه را که ما قبلا آماده کردیم دیده باشین و تقییب کده باشین که بعدام از او برنامه ها مثل یک سریال باره این برنامه را هم میخواییم پیش ببریم و امیدوار استیم تا آخر این برنامه را ببینین و بر شما مفید تمام شده بله امتحان که نزیره جان گفتن در برنامه قبلی ما در مورد مناقشات منازعات یا درگیری ها در خانواده صحبت کردیم نه تنها در خانواده بلکه در بین دوستا در اجتماع و در سر و سر کشور ما یونی که چقدر منازعه و مناقشه و جنگ و دوا وجود داره و گفتیم که این درگیری و منازعه یا مثلا اختلافات وجود داره هست و این یک چیز طبیعی هست که ما نمیتونیم به صلوه از او گریز کنیم اما این که چقدر با او برخورد می کنیم تا این منازعات و مناقشات به صلوه نفه ما و خانواده ما و اجتماع ما تمام شده آیا اگر در یک خانه مناقشه و منازعه وجود می داشت باشد آیا روابط زن شوهر یا روابط زوجن ناصالم می باشد؟ نه خیلی نه بخاطر از این جربس ها این مناقشه ها اتا در بین زن و شوهر هایی که بسیار سمیمی هستند بسیار یکی دیگر را دوست دارند باز هم اتفاق مفته خب شما اگر شما اتیک چیز در ذهن تانه هست ما خب فکر می کنیم که در دنیا ایچ زوج نیست که در بین شان مناقشه وجود نداشت باشد ما همچنان گفتیم که مثلا دلائل این منازع و مناقشه چی هست مثلا این درگیری ها در برنامه قبلی خود در مورد این سوبت کنیم که مثلا اختلافات جسمانی مثلا ما فرق داریم درست هست انسان ها فرق دارند از نگاه جسم از نگاه قد و اندام و همچنان از نگاه روانی و فکری همگی اختلاف نظر داریم با این اختلافات جسمی و روانی ما باید که بسازیم و می تانیم که بسازیم در بین اما امروز میخوایم در مورد ایک اختلاف دیگهی که اهمیقتر و مهمتر هست سوبت کنیم و شاید که شما هرگز در این مورد فکرش هم نکده باشید که به صلاح خطرناکتر هست اختلافات جسمانی و فکری و روانی هست بله وقتی ما اختلاف می داشتیم باشیم به این معناه که شوارم یک خسلت داره من یک خسلت دیگه دارم سر از این دعوا میکنیم و این را با هم می آیم می شنیم گپ می زنیم این یک موضوع است و موضوعی از این که چیز است که روحانی است چیز است که درون دل ما است و همسر ما از اون آگاه نیست غیر خود ما می فهم این دیگه بسیار مشکل است که این جهربست روحانی را ما حل کنیم و مخصوصا این که ما صادقانه امروزی صحبت نکنیم امروز شوار خود صحبت نکنیم و صادقانه اتا بروی خود نبیاریم امروز خود صادق نباشیم این یک ذره کارا مشکل می سازه یعنی ما امیدوار نزیده جان در این رحزه صحبت میکنه درست است دوستا ما اصلا از دل نزیده جان نمی آیم که در دلش چی است این قسم اختلافات در درون دل انسان است و فقط فقط خود از او شخص و خداوند میفهمه که چی گفت است دیگه کس نمیتونه و از این خاطر حل کننش هم مشکل است آدم نمیتونه که مثلا یک کسی که در زندگیش گناه وجود داشته باشه یعنی کتاب مقدس به ما نموناهای زیادی از گناه را تشریح میکنه این ما باید بفهم که چی گناه است چی گناه نیست پیشتر ما شما گفتیم نزیده جان که در افغانستان مردم فکر میکنند که تنها قتل کدن یا زنا کدن گناه است در حال که فریب دادن یا کینه یا کدورت یا مثلا دروغ گفتن اتا دروغ کوچک اتا دروغ کوچک هم بگوییم اونمو خودش گناه است و گناه از درون دل انسان سرچشما میگیره از اینی خاطر است یکانه کسی که ما را در این قسمت رهنمائی میکنه و کمک میکنه او خود خداوند است که اگر ما او را در زندگی خواد داشته باشیم خوب دوست دارین بیاین که در این قسمت یک ویدیو را تماشا کنیم و دوبارا برگشت میکنیم و ادامه میدیم به صحبتهای خود وقتی که به تو پنهای برگرهیم تو خواستهای دلو را ما می کنیم خداوند نزدیک شکر می کنیم خداوند لا شکر می کنین که ما را کمک کنین که تا همساله را دوست داشته باشیم خداوند لا شکر می کنین که این خانه زندگی را دارید این آرومش و خوشگیه را دارید خداوند نزدیک خودم امد less این چیان هاست؟ تمام روز کسافتن را میکنند و آن را پشّوی خانه می دانند بگی بله pentru که منو آمد Around باز کن بله سلام حال conquer بیداری چی حال هست؟ تا اون روز کسافت هایتون را پشّوی خانه ما می دازید بارا گفتیم اتانه که این کار را نکنید بگی بگی ما کسافت هایتون را پشّوی خانه شما نمی دازیم اصلا ما از خانه نبرو آمدیم چطور بیدار خیلی کی می داده خودت که نمی دازید من خبر ندارم جالب هست باید برگردیم چی هاینا؟ باید برگردیم گرفت me نداره دنبال معنی عرواو mogę درست بله, نه آمدم هواییدتون کجا صدیدی؟ بله, سلام ersten میشه میگوین که ایفست robić را نماهی کند از کن avons من این جشنه هزه دیگه دارم من این کار را نمی کنم این کاری یک روز نیست که من بگیرم جنگلیای خود بیارم پشت خانه شما پرتم وز وز نسید تا می نمی کنید خودت فکر کن که من چرا این کار را بکنم چرا پشت خانه شما پرتم چرا در جای اصلیش نبرم نپرتم یک ذره دورتر میرم در جای اصلیش پی پردم نمی شوید بگی من هیچ وقتی کار را نکنم چالب است من این کار را نکنم من خودت دوست دارم من چرا این کار را بکنم بره ماره خدای دوستم که نکنین این کار را خدای دوست چهار دوست چهار چهار آن چهار دوست چهار همین کار را بکنیم خدای دوست چهار دوست چهار دوست چهار دوست مطمئن مطمئن مطمئن دوست چهار همین کار را از خدای دوست چهار دوست چهار مطمئن مطمئن مطمئن خداست خدای دوست چهار دوست خدای دوست دوست خدای دوست که چهار دوست زشگر زشگر زشگر چهار دوست و روی جهان وچه چه جهان روی هدم دوست حس البته گنی전에 که صحبت طور من گوشته کیه سلام علیکم خوب هستیم؟ صحبت شما خوب هست؟ خواستم به بیبینمتان از نزدیک اوروز ایک ذره خفه شده بودین من آمدم گفتم باش که ایک دفعه از نزدیک بیبینمتان همسایی ماستین دوستتان داریم اینه میگرکم از درخت های اولی برتون کندم آوردم نوشد جان کنین و درخت های اولی ششتون پاک کرده میشه آوردم که کارتون نشد دستتون بند نشد چقدر آسان است که آدم دگرها را نادیده و ناشنیده ناشناخته ناشناخته ملامت کنه و بدون از این که خود آدم خود را ملامت کنه ما یک ذرب المثل داریم که میگیم به گریبان خود ببین سر در گریبان خود کن و این چیزه ایسای مسی برما حوشدار داده او در انجیل متا فصل افت برما میگه دگران را بد نگوید تا شما را بد نگویند همانطور که شما دگران را ملامت میکنید خودتان نیز ملامت خواهد شد با هر پیمانهی که بدگران بدهید با همان پیمانه ایواز خواهد گرفت چرا پره کاهی را که در چشم برادرت هست میبینی ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی یا چیگونه جرت میکنی به برادر خود بگویی اجازه بده پره کارا از چشمت بیرون آورم حالان که خودت چوب بزرگی در چشم داری و ایسای مصی برای کسایی که بسیار منافق هستند ریاکار هستند ای منافق اول آن چوب بزرگ را از چشم خود بیرون بیاور و آنگا درست خواهی دید که پره کارا از چشم برادرت بیرون بیاوری یعنی که خداوند برما هشدار داده ایسای مصی برما هشدار داده باید که متوجه افکار خود باشیم متوجه کردار خود باشیم اول خود اسلاب سازیم باز بعد از او بریم دگرارا کمک کنیم یا کوشش کنیم که اونا را اسلاب سازیم یا سرشان انتقاد کنیم ما همیشه انتقاد میکنیم همیشه دگرار انتقاد میکنیم بدون ازی که بفهمیم که خود ما چی نقص داریم در زندگی خود بله خوب دوست داریز امترکه نزیر جان کفت و ده اینجا خاند از کلام خدا ای دلائل که وجود داره یعنی خودخواهی و کبر و غرور ای موضوعاتی هست که در درور دل انسان هست ای را کلام خدا برا ما میگه اگر خداون خودش کار نکنه اولا خب برما کلام خدا نشان بته که این گناه هست این بیگناهی هست دومی که چطوری گناه را از زندگی خود دور کنیم ما عاجز هستیم خود خود خداون میتونه که مارا کمکنه خب نزیر جان خودت در مورد مثلا خاندی که چوب بزرگ اول در چشم خودت هست برا پست که باز برو چوب خورده یا گیای چی در مورد گیا یا پره کار من همیشه وقتی این آیت را میخانم به فکر چی مفتوم که این زنا را یا یکان کسی که چی میگن اورا اورا قضاوت سهرائی محکمه سهرائی من همیشه به فکر از اونا هستم آیا امو کسایی که مخصوصا زنا را سنگ سار میکنن آیا اونا واقعا در زندگی خود پاک هستن هیچ گناهی در زندگی شان نبوده و نیست از او خاطر من همیشه در فکر از او هستم و بعد از او در فکر از ایستم خب پس من در قسمت از اونا قضاوت میکنم اگر من خودم صادقانه رفتار میکنم در کردار خود، در عمل خود، در گفتار خود آیا با خداوند خود صادق هستم خب کلام خدا ما را خوشدار میتر و میگه که باید که صادق باشیم امرای خداوند خود امرای خود باید صادق باشیم و تا وقت که خود ما صادق نباشیم تا وقت که ما چون مسیحی شدیم یک زندگی تازه را خداوند برما داده و باید که خداوند در خداوند در خداوند ماشکلات میداشت باشیم باز هم یکاندفع فراموش میکنیم که ما را خداوند یک تولد تازه داده یک ایمان تازه داده برما خداوند و که در اون ما خوش میباشیم ولی باز هم ببینی که باز کوشش میکنی که باز به عقب ببینیم که در زندگی ما چی بوده و چرا ترست و انتقاد کنیم و بسیاری وقتا دروغ بگوییم ولی ما فکر میکنیم که ما زیادتر از خداوند بخواییم کمک بخواییم که خداوند ما را کمک کنه تا خود ما اراده کنیم و صادقانه را افتحار کنیم و دگرها را انتقاد نکنیم یعنی این کار را زمانه کردن میتونیم که ما اونمون زندگی نوه را که در عیسای مسیح در ایمان به عیسای مسیح بدستاوردیم همطور که در اول گفتیم این دلائل منازه و مناقشه و جنگ و دوا و مثلا نزیده جان گفت قضاوت که این زنا را مثلا محکمه سحرایی میکنن یا هر کس دیگه مثلا دست را قطع کن پای قطع کن مجازات کن این کار را که میکنن آیا اینا سر در گریبان خود میکنن میفهمن که خودشان کی هستن پس چی کسی میتونه ما را از این گناهان درونی ما آگاه بسازه غیر خود خداوند و این قسم چوب های چشم زیاد است درست است اصادت است مثلا تحصوب است پیش قضاوتی است و عدم باز بودن است یعنی ما نمیخوایم که مثلا باز باشیم در مقابل دگرها که بله امتحان که ما خودم از زیفی و ناتوانی دارم دگرها هم دارن درست است امتحان که ما میخواییم که بگیم این گناهکار است خودم هم گناهکار است بس در اینجا آجزی وجود نداره همیشه ما میخواییم که بسیار غرور داشته باشیم و بگیم که ما بہتر و برتر از همگی استیم این نزا این قسم دلیل در درون انسان نفته است و غیر خود خداوند میتونه پاک کنه خوب دوست دیزید آلی بیاین که یک سرود مقبوله بشنویم ببینیم و بعدا برمیگردیم به خود ادعا میدیم چگونه سپازگویم گن فیضت را اطا کردیم من آورا و گمرا تو از زلب و وفا دنبالم کردی و نجاتم بخشیدیم تا که نخست دارم همدت را میگویم تا که زنده هستم میپرستم تا که قلبم در سینه میتپر نام تو را جلال باد نام تو را جلال باد تا که پشتی هستیم من گمرا تو از زنده نشستم چگونه شکرد کنم بحری قدر محبته چگونه سپازگویم بحری محروش فقطه چگونه کارو فقیر تو مددکار بی نرزی عوضم کردی و حیاتم بخشیدی تا که نفس دارم همدت را میگویم تا که زنده هستم میپرستم تا که قلبم در سینا میتپر نام تو را جلال بر نام تو را جلال بر تا که نفس دارم همدت را میگویم تا که زنده هستم میپرستم تا که قلبم در سینا میتپر نام تو را جلال بر نام تو را جلال بر خب دسته عسیس ما در مورد دلائل یا حلال درگیری ها و منازعات خانوادگی یا اجتماعی سوبت میکنیم و گفتیم که دلائل خارج از ما وجود داره جسمانی است و فکری است و امروز در مورد دلائل روحانی یا چیزی که در عمق زندگی در درون ما وجود داره که گناه است و ای باعث میشه که در بین خود ما منازع و مناقشه و ای صورت چقدر مقبول میگه که تو مرا بخشیدی و نجاتم دادی نجاتم دادی بله یعنی تا که خدوان ما را از درون تازه و نو نسازه و گناه های ما بخشیده نشه و ما بخشه شو یاد نگیریم که اول خود را بخشیم درست است خدا ما را میبخشه خود ما خود را میبخشیم و دگره را میبخشیم ما نمیتونیم که منازع و مناقشه که تباکننده است دور شده و امترکه پیشتر از کلام خدا خانده ایم اگر مثلا ما خود را فروتن بسازیم در حضور خدوان بیاییم و برش پیش اقرار کنیم و از خدوان بخواییم خدوان خودش گام بگام ما را کمک میکنه و هم یاری میکنه که ما تبدیل شویم از این خاطر ما در مورد زندگی یکی نو میخواییم که یک قسمتی را از کتاب مقدس برای شما بخوانیم و ای در ساله با افسسیان است البته فصل پنجم میگه زندگی در نور ببخشین پس همچون فرزندان عزیز از خدا سرمشق بگیرید یعنی وقت که ما به ایسای مسیح ایمان میاریم زندگی ما تازه و نو میشه و اون گناهانی که ما کردیم و در اون آقاش هستیم بخشیده میشه خداهان ما را میبخشه بر ما زندگی نو میته ما فرزند خاندگی خدا را به دست میریم پس همچون فرزندان عزیز از خدا سرمشق بگیرید از روی محبت زندگی کنید و از محبت که ایسای مسیح با قربانی خش در راه ما نشان داد پیروی کنید او جان خود را مانند هدیه خوشبو تقدیم خدا نمود و چنان که این شایسته مقدسین خداست در میان شما چیز در باره زنا و بی افتیهای دیگر و تمکاری بر زبان نیاید بسندیده نیست که سخنان رکیک و بارفای بیمانا یا زشت بکار برید بلکه در ایواز باید خدا را شکر کنید یعنی وقتی که ما زندگی خود را به خداهان مسپاریم قلب خود را به خداهان مسپاریم خداهان خودش ما را کمک میکنه که این ریشه گنار از زندگی ما دور کنه و در اونجا است که ما میتوانیم که بخشاش بدست بیاریم در اونجا ما میتوانیم که آشچی را بدست بیاریم و در اونجا است که ما برده بار میشیم و از این مناظع و مناغشه که مثلا در افغانستان وجود داره آزاد میشیم آزادی فقط در خداهاند است و این آزادی را در ایمان به ایسای مسیم پس دوست های زیز اگر در زندگی شما امتحان یک مناظع و مناغشه وجود داره که بخاطر گناه است امروز خداهاند میخواهی که زندگی خود را به خداهاند بدید به اون بدید یعنی تسلیم شدید به خداهاند و از اون بدید که در زندگی تان شامل شده ایسای مسیم میگه که من یکانه راه و راستی و حیات استم یکانه راه و راه بیرون رفت از مناظع و مناغشه از مناظع و مناغشه در خانده ها در اجتماع و در کشور ما فقط ایسای مسیم است دوست های زیز هلولویا سپاس به خداهاند خداهاند را با تمام دل در مجلس راستکاران و در میان جماعت قوم سپاس میگویم کارهای خداهاند عظیم هست و همه کسانی که به آنها رقبت دارند در آنها جسد و جو میکنند کار خداهاند پر جلال و شکوه مند است و عدالت و استوار تا به عبد موجزات و برای همیشه یاد میگنند خداهاند بخشنده و رحیم هست برای ترسندگان خود روزی فراهم میسازد و به عد خود وفا میکند تا عبدالعباد خدرت اعمال خود را با حطا کردن سرزمین امتها برای قوم برگزیده خود با آنها نشان داده هست کارهای دستهایش راستی و انصاف هست و همه احکام و قابل اعتماد آنها تا با عبد پایدار هستند و بر اساس راستی و درستی انجام یافتند فیدیه برای قوم برگزیده خود فرستاد و پاییمان خش را تا با عبد برقرار فرمود نام او مقدس و مهیب هست ترس خداوند ابتدای حکمت هست خردمندی نیک و برای همه کسانی هست که آن را در نظر دارند و انجام میدهند همد خداوند پایدار هست تا با عبد و برای همه کسانی هست تا با عبد و برای همه کسانی هست تا با عبد
21 June 2019
7 June 2019
31 May 2019
24 May 2019
17 May 2019
10 May 2019
3 May 2019
26 April 2019