28 minutes
17 May 2019
Transcribed by AI
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان دستداردید دستداردید دستداردید دستداردید دستداردید سلام دست هایا زیز چی حال دارید خدا را شکر میکردیم که بازم در خدمت ہانستیم و امیدوار هستیم که این برنامه را تا آخر ببینین و لذت بپرین بله دست ازیز من به نوبی خود سلام عرض میکنم امید است که جور و خوش و سرحال باشین و تا آخر برنامه ما را ببینین بله دست ازیز خوب یک سوال داریم در این خانه شما کدام وقت جنگ و دعا یا مناقشه میشه یا نمیشه شاید بسیاری بگوین که خوب یک چیز واضح است هیچ خانواده نیست که بدون جنگ و دعا نباشد بله در خانه ما خب میشه در خانه ما میشه آه اصلا که راضای ما را میگن خب بسیار در هر خانواده جنگ و دعا وجود داره و سوال دگی که ما داریم این است که آیا وقتی که در خانه تان جنگ و دعا میشه مثلا اگر پدر مادر تان است یا شما زن و شوهر استین با هم جنگ و دعا میکنین اولا سوال این است که شما با این جنگ و دعا تان چی نظر دارید آیا جنگ و دعا خوب است یا خراب است نزیده جان این موضوع را من امروز صبح امرای بچگکم گفت زده بچه من میخواستم که دست دای ترین ببرم در موتر ششته بوده و امروز گفتم گفتم که ما امروز برنامه ما در مورد مناقشه است یا جنگ و دعا در بین فامیل گفتم تو چی فکر میکنی که آیا این مناقشه یا جنگ و دعا چیز خوب است یا چیز خراب است گفت این فرق میکنه در هر حالت و با هر کسی این فرق میکنه گفت بسیاری کسا هست که جنگ و مناقشه را میشنوان بخاطر از این که اکسل عمل نشان بتن و از خود دفاع کنن ولی بسیاری کسا هست که این جنگ و مناقشه را میشنوان بخاطر که بفامن و یک نفر مقابل درک کنن برمایی بسیار جالب بود که پرسان کردم گفتم تو دی سن خردت چطور این فلسفه را یاد گرفتی و چطور دستی کده تانستی که برمایی تو جواب بدی در اون لحظه بود که در استگاه ریل رسیده ایم و از موتر پایین شد دروازه موتر را بسته کد و یک خندگک امتراف مکد یعنی ما بسیار خوشحال شدم و خدا را شکر کردم که با وجود که جوان است، سنش خرد است چطور که در این مورد ای فکر کرده ولی و این بچه ما یعنی ما میفهم که کتاب زیاد میخوانه و دوست دیزید شما کتاب زیاد بخوانید خصوصا در مورد خانواده و دیگه ای که کتاب فلسفی را زیاد میخوانه خدا را دوست داره و میخواهد که در مورد خدا از دیگه فلسفه ببینید یعنی فلسفه اصلا خدا را نفع نمیکنه بسیاری کسا میگن ولی این اشتباه است خب برصورتش و من مطمئن استم که بسیاری کسا در فامیل خود منقشه داشتند مثلا دارند تزاد در فامیلا وجود دارد و این بسیاری وقت ها است که بفایده ما تمام میشه بخطر که چون بفایده ما؟ بخطر که اگر ما و خودت مثلا منقشه در بین ما نباشد چطور بتانیم که یکی دیگه خود را درد کنیم چطور گپ دل ما را تو بفامید مثلا من یک چیز را برتون میگم تو متوجه نمیشی تا وقت که من خوب احساساتی میشم او را به شکل جنگ یا به شکل به مزیدیت بردمیگم بعد از او تو فکر میکنی متوجه میشی یکی از راه های حل مشکلات و موضوعات خانوادگی طریقه که نزیره جان یاد داره یه است که باید جنگ کنه دیگه بودم آرام بودم آرام بودی نه آرام نه بودی یک موضوع دیگه است که یکان وقت میشه که امی جنگده های ما بسیار ناچیز میباشه ولی بخاطر که مثلا خالجان مرا درد کده نمیتونه از این خاطر آواز ما بلند میشه جگرخون میشم گریه میکنم و امو روز بسیار جگرخون میباشم ولی چند وقت بعدش یادم میره از این خاطر ما گفتم اگر مردم سر از این موضوع گفت بزنیم بخاطر از اینکه این موضوع یادم بانا من رفتم یک کتاب چی یاد داشت خریدم گفتم باشد که وقتی که خالجان امرای ما دعوه میکنه اما وزوع دعوه رو ما در این کتاب چی نشته کنیم باشد که من رو ما دعوه نشته کنم دست دستان خالش باشد از وقت دوستان عزیز از وقتی که من این کتاب چی رو خریدم از وقتی که من این کتاب چی رو خریدم و آن چیز مثل که میخوایی که اکسل امل نشان بدی و از که درب کنی میخوایی اکسل امل نشان بدی در حال که او خاموش بودن هم وقتی که من خدر احساساتی است ما میخواییم که گرب بگویم که تو مر درب کنی و تو قرار آرام بشینی به این مانا که تو بتفاوت استی دیگه نه اصلا ما یاد گرفته بودن که باید یک نفر که احساساتی است و در جنگ است و در آتش است باید اصطلاح جانور مقابل باید آرام بشه لعقل یک کار کنه که مثلا اگر ما هم جنگ و دوا کنیم ما هم صدای خود رو بلند کنیم و تو هم صدای خود رو بلند کنی این نمیشه یعنی موقعش هست دیگه هر چیز هست صفت موقع داره و جای داره یعنی این موضوع مناقشه و جنگ و دوا و درگیری این چیز است که در بین هر فامیل هست در بین هر زن شوهر هست در بین هر خواهر برادر می باشه بله خوب دسته ازیز آره بین که یک ویدیو رو در این مورد تماسا کنیم نمیدونم پاکاری رو خود بیادرش نمی کنه ایچ کار با وقتش نمی کنی نه کالای ما اوتو می شه نه کالای تو و تو؟ تو که در دفتر قصه کده چای خورده مانده می شی بسیار کار می کنی؟ گب زده برو کار نکو کالا اوتو کدگی می بود وقتر خانه بیادرم می رفتیم از حاطر تو همیشه شرمنده می شیم تو خود اباری شرمندگی پیش مردم فکر می کنی آیا روی ما با یک دیگه قابل شر نیست؟ خب دیگه بینی که شوور با خود آمد دیگه در فکر انداختش یعنی بازم خانوما بازی وقتا میتونند که خب نه تنها خانوما بلکه شووران یکی دیگه خودم متوجه بسازند دمی جنگ و دعا مثلا ما چیزهای موضوعات رو که دل خود داریم او رو نمیتونیم با آرامی بگیم یا وقت نداریم یا اگر بگوییم مثلا گفته نزیده جان که اوقدر جدی نمی باشه بازی وقتا لازم است از این خاطر جنگ و دعا را ما باید که بر رسم مضبط بگیم بله امید جنگ و دعا بخشی زندگی ما است یعنی ما نمیتونیم که بگیم که بیدون جنگ و دعا بیدون اختلافات ما میتونیم که زندگی را پیش ببریم این بخش زندگی ما است و هر چیز میتونه دلیل شده که ما اختلاف نظر داشته باشیم چون ما انسان های مختلف استیم نظریات ما مختلف است طرز تفکر ما مختلف است از اون خاطر عادت های ما مختلف باشه به اون خاطر بسیار سخت است که ما بگوییم که نه ایچ وقت ما جنگ و دعا نمی کنیم یعنی وقت که مثلا هیجانی استیم کار استیم بعضی وقت همین حقائق در کار بودن ما درست است وقتی احساساتی میشیم بسیار آنچه که درون ما است حقائقی که وجود داره ما میگیم وره همونطور که در این ویدیو دیدیم ولی دلائلش که ما مثلا چرا قار میشیم و چرا اصابونی میشیم یا چرا اختلاف نظرداری میست که هر چیز دلیل شده میتونه مثلا پیسه مثلا طرز زندگی اولادهای ما موضوعات اقتصادی و اجتماعی در هر قسمت ما میتونیم که بگوییم که جنگ دوا صورت میگیره به این معنی نیست که ما پلان کنیم دوست دیزید شاید بگوییم که بعد جنگ دوا شروع دیگه این چیزهایی است که به آرامی رفتم یک چیز معمولی است یعنی طبیعی است آمدنی است و باید هم باشه چون این امی است که سمیمیت ها یکان دفع بار میره بخطر که وقت ما اتو دوا می کنیم پس از یک دیگه مذرات می خواییم سمیمیت ما زیاد می شه اگر هیچ وقت جنگ دوا در بین ما نباشه شاید ما اتو بسیار رسمی همراه یکی دیگه باشیم نه رسمی و دیگه ای که نتوانیم یکی دیگه را عمار کنیم از این خاطر دوست دیگه است جنگ و دوا یک چیز آدی است که ما نمی تونیم بگوییم چیز بد است بلکه مهمی است که ما به این موضوعی که باعث جنگ و دوایی ما شده چی قصی ما برخرد می کنیم درست است نی؟ بعضی وقتا ممکنه است جنگ و دوا خطرناک هم باشه جنگ و دوایی که ما سرش گپ می زنیم جنگ و دوایی فیزیکی نیست البته را درست است و یکی دیگه خود را تعمیر کنیم چیز را که در آرامی گفتن نمی تونیم ما می تونیم که با حیجانی بگوییم ولی به یاد داشته باشیم که بعدا ما بیشینیم و مذرت بخواییم و یکی دیگر را داغوش بگیریم و متوجه باشیم حتی اعتراف کنیم درست است مثلا اگر دیگه جنگ و دوا ما می بینیم که بعضی وقتا زن شعور دوا می کنند و همطور که نزیده جان پیشتر گفت هر کس می خواهد از خود دفع کنه اگر حق به جانب است یا نیست اگر ما حق به جانب نیستیم باید که مذرت بخواییم واقعا در غیر از اون نمی شد دیگه و یک موضوع دیگه هم است که ما نباید اتی اگه انتظار را داشته باشیم از نفر مقابل که چیزی که ما می گوییم اونو درست است مطابق مایل ما باید پیش بریم در انگلیسی یک کلمه است اگری و دس اگری یعنی که باوجود که نظریاتت فرق دار باوجود از او هم دوست دارم مطرم می پذیرم ولی درست است که ما نمی تنیم نظریات از او را پیش ببریم ولی باوجود اختلاف نظر ما باهم دوست است یعنی وقت که خداون می خواهد که یک زن شوهر یک مرد و زن ازدواج می کنند از به صلاح بگراند مختلف می آند یا از جای مختلف ممکنه دیدگاه های مختلف نی مثلا می آند باهم یک جا می شند یک زندگی را پیش می گنند ایچ امکان ندارد که دیدگاه های مختلف نداشته باشند اختلافات نظری مثلا در قسمت زندگی وجود دارد و ای آسان نیست درست است نی در افغانستان اصلا مجال نمی دند که بچه و دختر پیش از پیش که دیدگاه های مختلف زیادتو بشناسند فکر کنید که دو نفر بیگانه با هم یک جا می شند و زندگی را تشکیل می دند و ایچ امکان ندارد که ای اختلافات و جنگ دوا وجود نداشته باشند اختلاف هم پیدا می شند و تا وقت که اینا آدت آدت کنند آدت های یکی دیگر را بلد شوند اختلاف نظر وجود می داشته باشند و نه تنها در بین زن شوهر بلکه در بین همکارا در بین خوهر و بیادر در بین همشهری مثلا آدم بیرون از خانه خود میره می بینه که کس را که مثلا انتظار داری که امرای تو رویه خوب کنه برعکس تو رویه خراب میکنه یک گفت می زنه که تو بسیار حسابانی می شی در این صورت تو مثلا غال مغال می کنی یا خدا چپ می گیری باز هم در درون خود که خود آدم جنگ میکنه ولی بیتر است که آدم درک کنه نفر مقابله فکر کنه که شاید همون نفر عدف از ای رو نفهمیده یا در دل خود رو ببخشه وقتی در دل خود آدم رو ببخشه یک چیز واضح است که خود آدم آرامش پیدان میکنه با کمال تصفیح ما نباید که منفی نگر باشیم مردم ما زیاد احساساتی می شند جنگ و دوا آدم با احساسات میکشنه زن شوهر یا قارب ما باشه دوست های ما باشه همکار های ما باشه ما زیاد احساساتی می شیم جنگ و دوایی که ما میکنیم باید که یک نتیجی خوبه بده و او را بر اسم مضبط بگیریم که یک نتیجی خوب میده نه ای که ما اقدا بگیریم و بعد جنگ و دوا ادامه پیدا کنه در دل خود بگیریم دوست های دیگر شروع کنیم یک تخریب کنیم ما آدت کدیم که یک وقت خوب قار می شدم و جنگ می کنم ولی آره گرم می کنم که خالی جان ما چی گفتم وقت خالی جان تو میگه دوست های ازیز آره توجه شما را با یک سرود مقبول جلب می کنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست ها ازیز یک سرود مقبول بود واقعا که یسای مسیح ما را آرامش می ده از وقت که ما پیروی یسای مسیح شده ایم خب شیوه زندگی ما یعنی مثل دگر ها است ولی یک امید آرامشه که داره ما در قلب های خود ای آرامش می تانه که ما را دوباره اگر مثلا با هم جنگ و دعا می کنیم بعدا ای خود خداوند است روح ازود است دعا مثلا آجزی اطراف اطراف میکنیم اصلا از ما گناهی بود ببخشی واقعا من این اشتباه ما بود نزیده جان و به شکل یکی دیگه خود ما به صلاح ایمار می کنیم اول شخ پیش می رویم و بعدا نوینی که ما سایکل پیدا می کنیم زندگی ما شکل می گیره پس ما خواهیم شما پیشنهاد میکنیم دوست ها اگر در خانه تان جنگ و دعا است شما او را بر رسم مضبط بگیرین از او دوری نکنین و فکر نکنین که ایچ زندگی بیدون جنگ و دعا وجود داره هیچ کسی نیست در دنیا حتی ما مثلا از وقتی که پایروی صاحب مسیح شده ایم ما کتاب مقدس ها می کنیم کتاب مقدس در زندگی انبیاء جنگ و دعا و مناقشه و منازه زیاد وجود داشته که بر ما به صلاح درس عبرت است بازی وقت دوست های ما می گن شما می گن که انبیاء در زندگی شان مثلا زندگی ابراهیم و ساره را می بینیم درست است یک زمانی بود که خداان به ابراهیم و ساره وعده کد که ما بر شما اولاد می توم در حال که اینا سنشان کاملا بالا رفته بود و پیر شده بودن بلاخره زمانی می شد که ساره می گه خدا بر ما وعده کد که بر ما یک بچه می تا این خب ما بیخی پیر شدیم وانه زمان بچه وجود نداره خب پیش از این که زیادتر پیشیم امی ساره خودش پیشنات می کنه برای ابراهیم می گه که با کنیز ما تو ازدواج کن درست و تو تو از تو طفل بانه نسل تو ادامه پیدا کنه وقتی که ابراهیم هاجره را بزنی می گیره و او حامل دار می شه هاجره کنیز ساره ادامه پیدا می کنه در افغانستانم کسایی که تفل نمی داشته باشند تقییر می شند درست است خصوصا اگر دو زن می داشته باشند و به این شکل اما ساره می ره پیش ابراهیم می گه گناه تو هست گناه ما چیست خودت پیشنات کدید یعنی حدفی از دوستهایی چیست که هیچ فامیل حتی در کتاب مقدس در زندگی انبیاد در زندگی امو کسایی که برنامه را پیش می بریم کسایی که شما فکر می کنید بسیار محفق هستند در زندگی خود در زندگی شان حتما جنگ و دوا و مناقشه و منازه وجود داره بس ایه از که ما چطور با او برخورد می کنید یعنی اگر جنگ و دوا یا تضاد اگر یکان دفع در زندگی یادم واقعی می شه برنافع ما هست محبت زیادتر می سازه ولی اگر ما می بینیم که اگر در تضاد هستیم اگر از فامیل ما هستیم اگر همکار ما هستیم اگر همشهری ما هستیم اگر ما زیاد همشه درگیر هستیم باید که در این مورد دوا کنیم و باید که این موضوع را حل و فصل کنیم چرا که این ارتباط دوستی را خراب میکنه و مشکنه این ارتباط دوستی و غیر از اون خود ما هم نراحت می شیم اگر مردان بار باشه فرق نمیکنه پیشتر هم که گفتیم که این معمولی هست بله بله یعنی وقتی که ما کتاب مقدس را می خوانیم که در زندگی انبیاء در زندگی بسیاری اشخاصی منقشه و منازه وجود داشته دوا وجود داشته ولی اگر خدا را ما در قلب خود داشته باشیم خدا را در زندگی خود داشته باشیم خدایی که کتاب مقدس معرفی می کنه او اصطلاح همه تر که کلام خدا میگه میگه هر چیز بنافع کساییست که خدا را دوست دارن اگر ما و شما خدا را دوست داشته باشیم او خدا خودش امی جنگ و دوای ما را امی منقشه و منازه ما را امی اختلافات ما را باعث می زاده که ما یکی دیگه خود را تعمیر کنیم ما در دل خود نگاه نکنیم درست از اقدا نگیریم دوست دای سیز من نیفهم که در زندگی شما پیش از غروب افتاب باید که یکی دیگر را ببخشین و ما بخشش از کجا یاد میگریم ما ای آرامش از کجا میکنیم واقعا سخت است که وقت جنگ داوام شو باید از او باید همه چیز درست شو در افغانستان در زندگی ما اما پیش از ای که باید ایسای مسیح ایمان آوردم یعنی خود من شخصاً دل خود اقتها داشتم بزد کسایی که برزد من بودن و در زندگی ما تلخیه ها را بوجود آوردن ما نمیخوایم دوست هایی که ای تلخیه ها در دل ما باقی مانند بس خدا ما را بخشیده و ما باید که خود را بخشیم ما باید جانب مقابل را بخشیم امی از تعلیمات کتاب مقدس درست که بردبار شویم درست و همه چیز را به رسم مضبط بگیریم و وقتی یک چیز در دل ما است چرکی در دل ما است در مقابل یک کسی ما نباید که او را دامن بزنیم او را با استعلاق جمع بسازیم حل فصل کنیم دمو جای او را تمام کنیم بیوز از ای که ما او را دامن بزنیم که خود تو ای کارا کدی ما باید این آل ای کارا کنیم بریم بیشتر از او چیزی که مثلا اگه او یک دو زده بر ما ما چند دو دگه بزنیم بهتر نمی سازه امی ریلیشنشیپ ما را روابط ما را بدتر می سازه خوبتر نمی سازه پس ما بهتر است که یک دیگر را ببخشیم و هر موضوع را با آرامی فیصله کنیم بله خب نزیده جان چی نتیجه رسیدی خودت که یعنی وقت که یک موضوع بلند میشه او را با جنگ و دعا شروع کنیم یا ایست که با آرامی و ملائمت و ازش تیر شدیم من هر موضوع که باشه اول در کتابچه نشته میکنم بعد از او دعا میکنم و کوشش میکنم که درکت کنم که بفهم که خودت متوجه نشدی چون که طرز تفکر خودت از طرز تفکر ما بسیار فرق داره همطور طرز تفکر مردا همیشه فرق داشت از طرز تفکر زنان از او خودت من میپذیرم و من بعد از این نشته میکنم و بعدا یک چرمخبات به شرط که خودت باز انکار نکنی باید که خودت خود دیگه در کتابچه یاداشت باز شاید بگویی که آه اشتباه نشته کدیم من تیک چیز نگفتیم باز او وقت دیگه باز یکان دفعه چی بیشتر که میگیم اضره بتر از گناه اگر مثلا ما بخواییم که تو باز سمیمیت گاب بذارم و تو انکار کنی او دیگه باعث ازی میشه که من زیادتر صداقت در باید باشه امتحان که پیشتر گفتیم بردباری وجود داشته باشه خوب دوست دستان ازیز آل شما بعد ازی که ای برنامه را تماشا کدیدید شما با جنگ و دوا در خانیتون با چی نگاه میبینید آیا ای چیز خوب است یا خراب است با ای سوال برنامه امروز خود ختم میکنیم و تا برنامه آینده که بازم در خدمت شما خواد بدیم خداحافظ خداحافظ خداحافظ خداحافظ
24 May 2019
10 May 2019
3 May 2019
26 April 2019
19 April 2019
12 April 2019
5 April 2019
29 March 2019