28 minutes
24 May 2019
Transcribed by AI
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان درست درست درست درست درست درست درست درست دست ازیز سلام چطور هستین، امیدوار هستیم که جور و صحت مند باشین و با خوشی و شادمانی بتانین که این برنامه را تعقیب کنین و تشکر ازی که شما واقعاً با ما هستین و ما میخوایم که امروز، نزیره جان بله، باش کم اول که دوسته ازیز ما سلامانکی کنم دوسته ازیز من برنامه خود سلام عرض میکنم برتان و شما را برنامه پنجر نور بازم خوش آمدید میگیم و امیدوار هستیم که امی برنامه مفیدی که پشتر خودت گفتی به نفع دوسته ازیز ما، به نفع خانواده های ازیز تمام شده چون ما یک زندگی را با هم یک جا که تیر کدیم، یک وقت زیاده تیر کدیم ای باید شده که ما تجربای گرفتیم که میخواییم که امی تجربای خود را امروز شما بخش کنیم تا مزدر خدمت برای وطندار های ازیز خود شده باشیم بله، این تجربه خوب چیز است خوب، با یک کلمه که ما شما بسیار آشنا هستیم خوصا در این چند دقیقه آخر کلمه جنگ هست بله میگن که، باش میگن جنگ با پیسه میخورن خود جنگ با پیسه میخوری؟ نه میخورن، یاد ما است وقتی که یک چیز سرما قار میشدی باید میگن چرا جنگ نمیکنی، باید جنگ کنی باید جنگ کنی، بفتر که باید بهتفاوت تا نشنادن باید خوب، یک ذر مسأله دیگه است که میگه جنگ شد یار، سرش شد یار خود چی فکر میکنی؟ یعنی چی؟ یعنی که موضوع اون لحظه هل شده اردوشان به فیصله برسند بشرت که امی جنگ که میکنند یعنی بکی دیگه زربه نزنند، یکی دیگه را تانه نتند که بتانند که از امی جنگ که میکند پسان فکر کنند که ما چرا جنگ کدیم و از امی یک نتیجه خوب بگیرند بله، یعنی که یک نتیجه خوب بگیرند درست است اینو بیاره میگه که یک فیصله کنیم یعنی جنگ شدیار، سر شدیار یعنی که امیالا ما باید که سر از این موضوع را گرد بزنیم و باید فیصله برسیم و امی جنگ دو رقم ما میتونیم از این نتیجه گری کنیم یکی خب جنگ است که سر شدیار است؟ سر شدیار است، یعنی بچه که است زن شوار، زیادتر زن شوار جنگ و مناقشه و درگیری بینشان صورت مگیره در خانواده خب، در بین خوار بیادر و دیگر هم خیش ها، دوست ها مثلا، همکار هم صورت مگیره ولی ما چون برنامه فامیلی را پیش میبریم زیادتر توجه ما بر زن شوار است وقتی که اینا مناقشه میکنند یا اینا وقتی درگیر میشند از این آدم میتونه که دو رقم نتیجه بگیره یکی ایست که یکی دیگر زخم زبان میزنند یکی دیگر نراحت میکنند خب، در جنگ نراحتی هست دیگر چطور دیگر هست زخم زبان که میگه، من انوز با خواد موافق نیستم چرا؟ بخطر که زخم زبان، ما نمیدونیم مفهومش چیه مفهومشی است که یعنی یک گفت زشت میزنی بر یک کسی مثلا تو قار استی سر یک هر موضوعی که باشه قار استی یک گفت زشت میزنی پسان اونمو موضوع حل میشه ولی امو زخم زبان به استلاح همون گفت زشت که زدی اونمو میماند دل آدم نه، خب نماند باید دیگر از این خاطر میگم که آدم میتوند دو رقم نتیجه گیری کنند یکی ایست که یکی دیگر خوب نراحت میسازند خوب زخمی میسازند یکی دیگر یعنی ادفع من زخم وجود نیست زخم دل است زخم جسمانی نیست زخم درونی است یه دمجگرخون میسازند یکی ایست که اردوشان با یکی دیگر زیادتر نزدیکتر میشند و یکی دیگر زیادتر درک میکنند یعنی فکر میکنید که خب ما دوست دارید برنامه یکی از برنامه قبلی خود در محورد ازی گفت زیادیم که خود جنگ و مناقشه و جنگدوا خوب است به شرط که ما او را درستی به او برخرد کنیم یعنی که در نزدیکی اینا یکی دیگر را میشناسند ولی گردش که قبلند من خودم فکر میکندم که نباید آدم جنگ و دوا کن از اون خاطر وقتی که نزیره جان جنگ شروع میکد من آرام میششتم وقتی که من شنیده بودم یعنی ببینید یعنی امی خودش یک چیز نوست که من وقتی که ما مطالع میکنیم و تحقیق میکنیم و میشنیم گپ میزنیم به اصطلاح امی چیزها بر آمده امی موضوعات خانوادگی ما و دوا های ما من شخصا به این اقیده بودم که آدم نباید جنگ کنه خیلی جنگشتن خود گفتی جنگ میکنی در حال که من جنگ نمیکدم من دوا میکدم دوا خیلی جنگ نیست جنگ و دوا که شد جنگ که شد باز یک کم زشتر میشه من دوا میکدم مثلا چرا تو فکر تبایی نمیگیری و من خود آرام میگرفتم نزیره جان میدوم من به این فکر بودم یک نفر اگر جیگرخون باشد و قار باشد و جنگ کند باید نفر دوم آرام باشد که آقال اون را تصالیح بدهد من خبر نداشتم که نزیره جان که جنگ میکند و من آرام هستم این آرامی من دیگه هم بسطولا برای سخت همان میشد دیگه هم قار میشد و دیگه هم آتش میگرد به خاطر از این که یک نفر وقتی که یک اکسلامل نشان میده بسطول نباید که همسر چپ بشید به تفاوت وقتی که خالد جان در مقابل دوای من که خودها چپ میگرفت من اتفاکر میکدم که بیخی به تفاوت هست یعنی بخطر که تو اگر میخواستی امرای ما همدردی کنی لعقل طرف هم سائل میکدی یا مثلا یک گرم میکدی سر تا پایین منداختی حال خوب شده یک زراتان دوا میکنی برصورتش دوست های سیز جنگ و دوا یا منقشه و منازه در خانه اشتناب نپذیر هست حتمی وجود داره ولی خوشبخطانه که خونساشدنی هست خوشبخطانه که بسطولا میتونه که توقف شد و به یک نتیجه و به یک فیصله زن شوهر یا هر کسی کس بکش شد یعنی اجازه ندیم که این منجر به نبودی زندگی زن و شوهی باشد نباید به اون اندازه اجازه بدیم یعنی امیدوار که نزیده جان پیشتر گفتی که سه یکی جنگ و دوایست که ایمار میکنه بنا میکنه زن شوهر یا هر کسی که هست یکی دیگه خود ما دیگه جنگ و دوا ایمار میکنیم و به یک فیصله میرسیم یک تصمیم یک پلان و یا ای که مثلا ای میمانه و نظر ممکن است بخاطر غرور ما بخاطر از ای که از خود دفا قدر باشیم ميدان جنگ ببریم اگر که اقبال جانب نباشیم هم میخواییم ما افغان ها عادت داریم باید میدان جنگ ببریم خوب دوسته ازیز یک وقفه داریم و بعد برگشت میکنیم اگر آرزو دارید بایبل یا کتاب مقدس را بخانید شما میتوانید از طریق ویبساید www.afghanbibles.org بخانید بشنوید و داونلد کنید اگر میخواهید بشکل طفا یک جلد آن را دریافت کنید لطفا از طریق تلفن و یا ایمیل همراهی ما بتماس شدید همچنان کتاب مقدس را میتوانید بروی موبایل خود نسب کنید موسیقی امروز باز شور کدی امروز باز شور کدی امروز باز شور کدی امروز باز شور کدی امروز باز شور کدی امروز باز شور کدی امروز باز شور کدی امروز باز شور کدی امروز باز شور کدی ا Cheers درست دفن درست دفن درست دفن افراست ا microfone افراست ایب wollen ایبول اوگ ب된 u iesz ادلام ایبول ایبول ادلام ایبول ادلام ایبول ادلام ادلام افراست افراست ادلام ایبول افراست ایبول ایبول ادلام ادلام ایبول ادلام ایبول ادلام ادلام ایبول ادلام ادلام کن شانون درگیری حل نمی شوده باشه مخصوصا زنان اگر مثلا دعو نکنند پیشتر گفتی که دعو میکنی، اگر دعو نشا این ای در دل آدم می ماند این استاستا استاستا کلان شده می رود و بلاخره یک وقت می شود که سر روحی خود آدم تآسیر می کند انفجار می شود از اون خواهد باید که وقتی یک موضوع پایدام شد باید که حل شد اگر حل نشد تاسیرات بسیار منفی که برمیاره یکی خواهد در دل آدم می ماند سر روحی خود آدم، سر صحب خود آدم تاسیر می کند دومی که زندگی خانوادگی زن شوار زیر تاسیر خود قرار می دهد وقتی که خودت جنگ دعو های ما می شد خودت قار می شدید من یک وقت نمی گفتم یک وقت اکسل عمل خراب که از خالی جان می شنیدم من او را در دل خود نگاه می کندم هیچ وقت چیز نمی گفتم تا وقتی که بسیار روز ها، افته ها در دل می ماند بلاخره گریه می کندم جگر خونی می کندم تا که پرسان می کنیدید باید گفتم اگر من یاد میکدم یا دوباره سر کار می شد اگر نمی شد اگر نمی شد اگر نمی شد اگر نمی شد اگر نمی شد من آب حیات فاش گویم در سرم اینک هوای دیگر است هرچی آمد در زمانه یاده بود چون بعد رفت هرچی آمد در زمانه یاده بود چون بعد رفت مانده است نوروز ما او را وفای دیگر است مکتب هر مدعی را تا با آخر دیده ایم دفتر نوروز ما را نکته های دیگر است دردگردار ما نوروز درمانش دهد دردگردار ما نوروز درمانش دهد درد ما را آسمان داند دوای دیگر است درد ما را آسمان داند دوای دیگر است خود جوانتر می شود نوروز چون سال گذشت این همه اجاز که اندر بنای دیگر است هیچ کس در مذهب نوروز ما بگانه نیست هیچ کس در مذهب نوروز ما بگانه نیست هر که با ما می نیشیند آشنای دیگر است در پیام شادی و آزادی است نوروز ما منشه آین ما زیراک جای دیگر است زادروز میهن ما در جهان نوروز ما است زادروز میهن ما در جهان نوروز ما است میهن ما را توگوی که خدای دیگر است بهتری است که پیشتر که خودت گفتی درتیب گفته درتیب گفته خودتی سر سلول از دریافت هاست جران رو بن در ظاہر ضبت برای جن گفت Firstly I سری وقتا آدم نراحت میشه یا در بین خوار بیادر یکان دفعه آدم نراحت میشه اما موضوع آدم به دوستی محبت به آرامش باید که بگوین و نفر مقابلم باید که صادقانه بشنه و نهی که منکر شده و بگه نه ما تو نگفتیم انوز ایواز که هم موضوع هل کنه بتر انوز خراب کده میره میگن عذر بتر از گناه و ما همیشه متهم میشدیم دوست هایی در خاطر که منکر میشدیم بالاخره نزیده جان تصمیم گرفت که ایک کتابچه بخرا و هرگفتی که از دانه میبره او رو نشنا کرده بیشتر ای که بعضی وقتا بعضی موضوعات که سرش گفت میزنی یا الفاظ رو که استفاده میکنی کلمات ناغاهانه باعث تلخی جانر به مقابل میشه و در اینجا سخت است که آدم بفهمه که مثلا چی چیز است که تو رو عذرده میسازه ما بسیاری وقتا متوجه شدیم که اصلا در فکر از این نبوده ایم که نزیده جان از این گفت ما عذرده میشه درست یا از این موضوع رو بشه یاد کنم مثلا از اون خاطر وقت که زن شوهر بیشیدن یکی دیگر رو که گفت بزن یکی دیگر رو درک کنند یکی دیگر رو بهتر میشناسند و این باعث سمیمیت زیاد میشه در بین زن شوهر باعث نزدیکی زیادشان میشه که میتوانند زندگی خوش و آرام داشته باشند از این که دل یکی دیگر اقدا داشته باشند درست یکی از تاثیرات منفی که مثلا اگر یک جنگ و دوا حل شده نهی باشه یکی از تاثیرات منفیش این چیز درنشای عاطفی است درست است و باعث بعضی تکالیفی وجود میشه مثلا خستگی را بابار میره درد و سر یا حتی درد میوه درد میده درد میده درد میوه درد میده زخم میده درست است این چیز ها اتمال از اون وقت مانده و هر صورتش این چیز هایی که سر ما اتفاق مفته و یکی از کسایی که مشاور خانوادگی است میگه که ما کوش کردیم که زیادتر این ضعیفی ها نقطای زعف و قوت یکی دیگه خود از خانم خود را پیدا کنم و خانم ما هم در معاقض زندگی وقتی که اینا ازدواج کردن میگه ما شروع کردن بایدی که بفهم که نقطای زعف خانم من چی است نه بخاطر از این که نقطای زعف شروع محکم بگیرم تا باشه که من او را کمک کنم درست است یکی از زعیفی های من ای است که اگر یک جای نوخت شده می باشه من بسیار قار می شم واقعا نفرت دارم نخت رفتن در جای باز راه را گم می کنم و من بسیار آرزو داشتم اینا نو می فهم کار بگم نظیره جان اونو نقطای زعف من است خواهش میکنم که کوش کنیم که یک جای پلان میکنیم بریم وقتر بریم بیاین که... چی است در برنامه؟ فکر میکنم یک سروت می شنویم سروت زیبا می شنویم و دوباره بر می گردیم خدا هم رنگه را می داد اگر ترس پروار دگار باشتم باشیم همه چیز نخوه می شد نه آرزو چشمو بیبینیم که خدا هم می بود خوش به حال کسی که منو بردم خدا هم می بود خدا هم می بود خدا هم می بود خدا هم می بود خدا هم می بود منو بردم به اون بچه شید و بیبینید که خدا هم نیگه است آمید در زندگی ما در زندگی خانوادگی ما همیشه جنگ و دوا و نزا و چیزا وجود دارن و امی موضوعات باعث پیشرفت ما می شد امی جنگ و دوای که با یک فیصله مارا بکشانه درست یک نتیجه گیری کنیم و یک تصمیم خوب بگیریم ما را به هم نزدیک تر می سازن اگر زن شوهر استیم اگر دوستا استیم اتا با تفلای خود ما باید تفلای خود را آزاد بانیم که با ما به اصطلاح مشاجره کنن درست است و به این شکل اینا یاد می گیرن که مثلا چی خصویم دلیل بگوین چی چیزای در دلشان هست در فکرشان هست که بگوین اما یک چیز که مثلا فراموش نکنیم اوی است که ما خدا را داشتا باشیم در زندگی خود درست نزیده جان پیشتر گفت گفت که خب اگر مثلا ما کناعت نمی کنم یا میخواییم که میدان جنگ اب برام ای است درست است نی بعضی وقتا غرور می داشتا باشیم بعضی موضوعات به غرور ما بر می خورد خصوصا غرور مردانگی نه ما نباید که بر زن خود تسلیم شام ای زن است ما مرد استم چرا به اطلاع پایین می آییم یعنی وقتا که خانم ما یا مثلا خانم به شوارش میگه شوار به خانمش یک موضوع سخت است و حقیقت است تلخ است اما خداوند است که برما نیرو می ده ما میخواییم که از کتاب انجیل دوست دیزید بر شما یک قسمت را ما و نزیده جان بخانیم مثلا در کتاب مقدس انجیل در ابراهیان فصل دوازده هم آیت دوازده هم به دست ها و پاهای سست و لرزان خود نیرو بخشید در راه راست گام بردارید تا نه تنها اعضای بیمار و مایوب شما از مفاصل خود جدا نشوند درست است یعنی نه تنها باید جدایی شود جنگ و دوا بین ما و خانمم بین ما و اولادم بلکه چی شود بلکه نیرو اولیه خود را بازیا بند به محبت که ما داریم در بین خود دوباره برگشت کنیم به محبت و سمیمیت خود ادامه بدیم بکشید تا با همه مردم با سلح و سلامتی رفتار کنید و زندگی شما پاک و منذب باشد زیرا بدون قدوسیت هیچ کس خداون را نخواهید یعنی قدوسیت اینه پاک یعنی جدا شده ما و نزیر جان جدا شده ایم تا باشه که زن و شوهر باشیم و ای را خداون مقرر کرده و هیچ چیز نه جنگ و دوا نه فقر نه بیماری هیچ چیز بجود از مرد نمیتونه که ما را جدا بسازه بسیاری کسان میرن پیش ازی بدون ازی که پیش خداون مشوره بگیرن میرن پیش مردم مردم دنیا خوب چی میگن میگه بیادر کدش آه دیگه ایو ملامت میکنه و دیگه هم آتش میزنه و بالاخره این نتیجه میرسند که زن شوهر اصلا جدا شده جدایی فقط بخاطر ازی است ما خدا را نشناکتیم گفتیم بکشید تا با همه مردم با صلوه و سلامتی رفتار کنید و زندگی شما پاک مقدس باشد و خداون در زندگی ما میباشد تا که پاک مقدس باشد خداون در زندگی ما کار نمیکنه با یک دیگر توجه کنید با یک دیگر توجه کنید ما بادا کسی در میان شما از فیض خدا دور شود متوجه باشید که کسی در میان شما مثل گیاه تلخ زهر آگی رشت نکند یعنی مردم کوشش میکنند از طریقه های مختلف زهر میپاشند در زندگی ما و کوشش میکنند که ما را به صلوه از هم جدا بسازد یا اختلافات زیادتر بندازد و به این شکل ما را موجب نراحتی ما شوند کلام خدا میگه بیدار باشید و از قدرت خدا قدرت بگید نیرو بگید تا باشد که غلبه کنید سر بدیه ها و سر زشتی ها و در صلوه آشتی زندگی کنید اتا که جنگ دوام کنید بله و یکاندفعه آدم انتقاد میکند سر یکی دیگه انتقاد میکند و اشتباه را که کدام او را تحکید میکند در حاله که انتقاد هیچوقت آدم ها کمک کدام نمیتند برعکس آدم ها زربه میزند خوب نزدیج خودتو من میخوایم که در مورد چی هستی اول بگو در مورد از این که خب من میخوانم در اینجل مقدس هست از کتاب غلاطیان که میگه ای برادران یا ای خوهران شما به آزادی خواسته شده اید ولی نگذارید که این آزادی به ببندواری برای براوردن حوث های جسمانی شما تبدیل گردهد بلکه با محبت یک دیگر را خدمت کنید زیرا تمامی شریعت در یک حکم خلاصه میشود همسایت را منند خودت دوست بدار اما اگر با چنگ و دندان به جان هم بفتید حتما یک دیگر را نابود خواهید ساخت بله خواست ما ای باشه که ما نه با چنگ و دندان بلکه با محبت با یک دیگر خدمت کنیم و آزادی که ما داریم که خداهان مرا آزاد خلق کده یکی دیگر آزادی میتیم ای آزادی در بی بندو باری نباشه آزادی نباشه که ما آزاد استم هرچی که دلم شد امتو میکنم مثلا در قسی خانم خود نباشه یا در قسی اولاد خود یا نزیر جان در قسی شوار خود نباشه وقتی آزادی گفته شده آزادی از گناه هست یعنی ما نباید گناه کنیم ما باید برای گناه مرده باشیم و غرور و کبر دروغ و پنهانکاری تمامش گناه هست در محبت که خدا برای ما و شما امروز مقرر کرده خصوصا در محبت ایسای مسیح ما و شما رشت کنیم و یک زندگی خوش خانوادگی در حضور خدوان پیش بریم به امی آرزو برنامه امروزی خود ختم میکنیم خدوان تافن جان ناصر جان خدا پس خدوان تافن جان خدوان تافن جان خدوان تافن جان
31 May 2019
17 May 2019
10 May 2019
3 May 2019
26 April 2019
19 April 2019
12 April 2019
5 April 2019