د خدای عادلانه قضاوت

  ۳۰ دقیقې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

PYM JBZ سلام دوست های مهربان. من پیام هستم و به شما خوش آمدید می گویم. من جاوید هم سلام و اطرام ها به شما تقدیم می کنم. از خدا من می خواهم که شما خوش و سلامت باشین. دوست های مهربان. من می خواهم صحبت امروز با یک کسه شروع کنم. پیام. کسه گفتید. سینما و فلم های اندی رو به یاد ما اوردی. وقتی که ما بعد از دیدن فلم های اندی از سینما می بر آمدیم. اگر داخل فلم قهرمان فلم کامیاب شده بود خوانه خوش و خوشحال طرف خانه می رفتیم. و اگر ناکامی می داشت خوانه دیگر خون می بودیم. نمی فهم قصه خودت چی قصم هست. جاوید جان. اینه شما امراه شنویده های عزیز. این قصه را که می گویم بشنوید. ببین. بعد سنیدن خود فهمیدین که این قصه ناکام هست یا کامیاب. قصه بیکنن یک روز یک آدم آهسته توفنگ خود را بلند کرد و به طرف سک دیوانه نشانه گرفت. بچهش که در پالویش بود به اون گفت. پدر جان. آیا این درست هست که شما این سک را بکشین؟ اون به ما هیچ ضرر نرسنده. اگر اون دیوانه هست باز هم از پی شما دور شده ما را تنها خواد ماند. فکر کشت شدن ویا مردن هر هیوان بچگک ها غمگین می ساخت. او هر قسم هیوان دوست داشت. وقتی که چوچی پرنده از آشینه شان مفتادن اونا را یا پس در آشینه ش می ماند و یا خودش ای قدر از اونا مراقبت میکد که کلان شده می پریدن. بچگک در تمام خانواده یکانه کسی بود که همیشه از یک تیداد پرنده ها مراقبت میکد. وقتی که یکی از اونا می مرد و یا کشته می شد سر دسترخان چوب می شیشد نه گفت می زد و نه دلش به نان خوردن می شد. یک دفعه یکی از دوستای پدرش به او یک برگک اطوفه داد. در اول برگک از او می ترسید. اما بچگک ای قدر به او محبت کده به او اعتماد کده دوستش شد. هر جایی که بچه می رفت او در پشت پشتش راه می رفت. به خاطر دوستی زیادی ای بچگک به حیوانات پود که نماند پدرش سگ دیوانه را بکشه و مندش که زندبانه. پدرش با وجود که تصمیم قطعی داشت که سگ دیوانه را بکشه اما به خاطر خواست بچهش او را نکشت. او را به سنگ زد و سک به تپه ها فرار کرد. بعد از او به بچهش گفت بیا بچیم دعا کنیم که ای آخری دفعی باشه که به ای سگ دیوانه روبرومشیم. اونا پس به خانه آمدن. روز دیگه وقتی که بچگک خانی کاکایش می رفت برگکم پشت پشتش روان شد. وقتی که او از خانی کاکای خود پس می امد کاکایش برش گفت بچیم ایتیاد کنی که در تپه ها سگ دیوانه هست. او چند بوز و گوزفنده کشده. ای سگ بوز و گوزفنده بخاطر خوراک خود نکشده بلکه اونا را بخاطر قهر و غذب خود کشده. اونا را در افته و ایلا کده که گنده شده بوی بگیرن. پدرت خوب کار نکد که او را می تانست بکشه اما نکشد. بچگک وقتی که طرف خانه می آمد برگک هم در پشت پشتش رو می رفت. از خاطر برگک تیز تیز را رفته نمی تانست. بچگک بخاطر که پدر خود را نمونده بود که سگ دیوانه را بکشه به تشویش بود. او امرای خود گفت ما فکر می کنم که کار خوب نکدم که پدر من نموندم که سگ دیوانه را بکشه. آله بخاطر رحم و مهربانی ما بسیار حیوانات بیچاره کشده می شند. وقتی که او لب دریا رسید خواست که چند شب او بخورد در این وقت صدای خرخر کده نشونید. وقتی که روی خود را دور داد که ببیند چی هست دفتند چشمش به سگ دیوانه خورد که نمونده بود پدرش او را بکشه. او به چشمای خود دید که چطور سگ دیوانه سر برگک بیچاره اش حمله کرد. اما خوب شد که او زود جان داد و از رنج درد خلاش شد. بچگک بخاطر که این سحنه دلخراش را به چشمای خود دیده بود وقتی که به خانه رسید باز هم چشمایش از عشق و غم و غصه پر بود. او پیش پدرش چیخ زده گفت. چرا چیزی را که ما یه قدر دوست داشتم با بیرحمی وحشیانه از ما گرفته می شن؟ پدرش هر قدر او را تسلیم می داد او آرام نمی شد. رحم که او به سگ دیوانه نشان داده بود آل به قهر و غذب او تبدیل شده بود. او هم سر خودش قار بود که چرا نماند پدرش او را بکشه و هم سر سگ دیوانه قار بود که چرا از رحم او سوی استفاده کرد و با بیرحمی برگک کاشد. بسیار قصه آموزنده بود. بچه اک اتمن از کار کده بود درس بسیار مهمه یاد گرفته. وقتی که پدرش می خواست سگ دیوانه را بکشه او بیترین موقعی بود که باید سگ دیوانه کشته می شد. بازی وقت دلسوزی و مهربانی بی جای ما باعث مشکلات داعنده می شن. می بینیم که اولاد ما یا یکی اعضای فامیل ما واید دوستهای ما کار خراب می کنه واید عادت خراب داره. مثلا دروغ می گه ما به خاطر احترام واید مهربانی و شفقت این نقص او را برش نمی گیم. در اصل این شفقت و مهربانی نیست. شفقت و مهربانی ایست که ما کوشش کنیم اون شخص را به نقصش به یک ترتیب متوجیه بسازیم. شنونده های عزیز، قسم که شما لازم می دانید قصه را که پیام پیشتر بما گفت به اولادهای خود هم بگویید. جاوی جان چطور است اگر یک سروت بشنویم؟ بسیار خوب است یک سروت بشنویم که متله ش است خدای رهبری و دانش هستو است. بعد از شنویدن سروت دوباره به صحبت خود شروع می کنیم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسیار سروت خوب بود. دوست های مهربان، من هم می خواهم یک قصه را به شما بگویم. این قصه در باری ایست که خدا انسان را به خاطر گناهش قضاوت می کنه. جاوی جان، ده هیچ شک نیست که خدا آدل است. قضاوت او هم در باری ما صد در صد آدلانه است. اما قضاوت های انسانی چطور؟ آیا قضاوت ما انسان ها هم آدلانه هستن؟ آیا قضاوت های غیر آدلانه می تانه باعثی حل مشکلات شوه؟ آیا شما شنویندی عزیز ای طور مثال در زندگی خود دارین که قضاوت نادرست بهترین رای حل برای یک مشکل شده باشه؟ دوست های عزیز، در باری این سوالها خوب فکر کنین. اگر نظرات خود را در این بارا به ما نوشته کنین ما بسیار خوش می شم. خوب، آره این قصه بسیار مهمه به شما می گویم. وقتی که روشنی روز آیستا آیستا به طرف زوال پیش می ره و به غروب نزدیک می شه، بلاخره تاریکی یعنی شه و فرا می رسه. وقتی که تاریکی روی زمین می پوشنه، خرابی و فساد در روی زمین به حرکت شروع می کنه. خرابی و فساد چون در تاریکی شروع می شه، حرکت او به مشکل دیده می شه. تا ای که تاریکی و فساد آیستا آیستا زیاد شده می ره و روی چیزهایی را که خوب والی هستن می پوشنند. در این وقت که تاریکی روی زمین پوشنده، مردم خوب و میربان در روی زمین بسیار کم پیدا می شند. در زمان حضرت نوح هم دنیا به این شکل بود. قابل با کشتن برادر خود آبیل زندگی او را گرفت. او خودش هم نتانست از نفرت و انتخامی که در روی زمین کشت کده بود استفاده کنه. به این خاطر بر افاظت خود اولین شهره تاثیز کرد. بعض اوقات شیطان می تانه از شهرها باعث بیترین وسیله بر پیش بردن نقشه های خود استفاده کنه. در کتاب مقدس نوشته شده هست که از نسل قابل شخص به نام لمک به دنیا آمد و او یک سروت نوشته کرد. او در سروت خود از کشت شدن یک مرد جوان نالیده گفت اگر برای قابل 7 چند انتخام گرفته شود پس برای لمک 77 برابر خواهد بود. در سروت لمک که در اوائل محله زندگی انسان است کشتن و انتخام دیده می شد. کشتن و انتخام نشانه زیاد شدن تاریکی است. وقتی که خدا به طرف دنیا نظر کرد دید که قلق های انسان ها فاسد شدن. کتاب مقدس می فرماید خداوند دید که چطور مردم دنیا فاسد شدن. اونا در باره ارچیزی که فکر می کنن ویا پلان می سازن اونا هم فاسد هستن. بخاطر این که خداوند تاریکی و کسافات در روی زمین کانترول کنه طول زندگی انسان ها را بین 100 و 120 سال محدود کرد. اما این هم برای کانترول کدن بدی در روی زمین کافی نبود. چون تاریکی و بدی رو بزیاد شدن بود. خداوند دید که دیگر راهی وجود نداره بغیری که تمام نسل بشره نابود بسازه. چون انسان ها از افکار بد و اعمال بد دستبردار نبودن. در ایتر یک حالت حضرت نوح مورد پسند خدا واقعی شد. خداوند در باره نقشه خود که می خواست نسل بشره نابود کنه با او گفت. اما خداوند به حضرت نوح وعده داد که خانواده او را با یک یک جوره از تمام انواع زندجان ها نجات می ده. به نوح گفته شد که یک کشتی کلانه بسازه. نوح امراه خانوادش و یک یک جوره از تمام زندجان ها داخل کشتی شدن. وقتی که اونا به صورت مسؤون داخل کشتی شدن خداوند توفان و سیل بزرگ را به روی زمین نازل کد. که تمام چیزهای روی زمین ها از بین ببره. چل شه و چل روز به صورت مسلسل باران بارید. تمام روی زمین ها او گرفت. به این ترتیب خداوند بدی را که تمام بشریت ها گرفته بود قضاوت کد. که بعد از او یک روز روشند در روی زمین طلو کند. بسیار جالب است. گناه مثل یک مرض ساری از آدم به بچهش قابل سرایت کد و از قابل به اولاده او تا ای که گناه ای قدر زیاد شد که خدا نمی تانست او را تحمل کند. یک گناه گناه دیگر را به وجود میره. ارقدر به گناه ادامه بتیم گناه زیادتر خواهد شد. گناه باعث دوری ما از خدا می شد. خدا با محدود کدن امر انسان ها در زمان نو خواست که گناه و بدی را در روی زمین کنترول کند. اما مردم زیادتر بشرارت روی آوردند. نازل شدن توفان نو نتیجه گناه بود. در آل که خدا محبت است و او ایچ آرزو نداشت که انسان ها را نابود بسازه. خداوند بر علاوه ای که محبت است قد در روی زمین را به خدا نمی تانست. خداوند بر علاوه ای که محبت است قد دوست و عادل هم است. او نمی تانه بدی را تحمل کنه. به این خاطر او انسان را مورد قضاوت قرار می ته. شنوینده می روان. شما در این باره چی نظر دارین؟ که خداوند چرا اجازه داد که بدی تا به امروز وجود داشته باشه؟ اگر خداوند قسمه که در زمان نو بابدی برخرد کرد بعد از او هم بابدی این قسم برخرد می کرد آیا نسل انسانی تا به امروز به روی زمین ادامه پیدا کردن می تانست؟ این سوال هم می تانه تره شوه که آیا خداوند بابدی چی قسم برخرد کنه؟ آیا او را هیچ نادیده بگیره؟ یا ای که آیا هر کسی که بدی کرد او را فورا نابود کنه؟ شکر است که خداوند بالاتر از چیزی که ما فکر می کنیم می روان و محبت است. آلی یک قسمت از کلام خدا یعنی کتاب مقدس هم می خانیم. وقتی که توفان نو آرام شد زمین خشک شد. نو با خانوادش بر روی زمین قدم ماندن. پیام جان شما می تانید ادامه این قسمت از کتاب مقدس بخانید؟ بچشم می خوانم. نو مذبح برای خداوند بنا کرد. و از هر بهیمه پاک و از هر پرنده پاک گرفته قربانی های سوختنی بر مذبح گذرانید. و خداوند خوش بویید و خداوند در دل خود گفت. بعد از این دیگر زمین را به سبب انسان لعنت نکنم. زیرا که خیار دل انسان از تفولیت بد است. و بار دیگر همه ای حیوانات را حلاق نکنم. چنان که کردم. مادام ای که جهان باقی است. زرع و حساد و سرما و گرما و زمستان و تابستان و روز و شب موقوف نخواهد شد. خدا نوه و پسرانش را با آوی خطاب کرده گفت. اینکه من عهد خود را با شما و بعد از شما با زوریت شما استوار سازم. و با همه جانورانی که با شما باشند. از پرندگان و بهایم و همه هی حیوانات زمین با شما. با هرچی از کشتی بیرون آمد. حتی جمعی حیوانات زمین. عهد خود را با شما استوار میگردانم. که بار دیگر هر زی جسد از آب توفان حلاق نشود. و توفان بعد از این نباشد تا زمین را خراب کند. و خدا گفت این است نشان عهدی که من میبندم. در میان خود و شما و همه جانورانی که با شما باشند. نسلن بعد نسل تا به عبد قوس خود را در عبر میگذارم. و نشان آن عهدی که در میان من و جهان است خواهد بود. و هنگامی که عبر را بالای زمین گسترانم و قوس در عبر ظاهر شود. آنگاه عهد خود را که در میان من و شما و همه جانوران زی جسد میباشد بیاد خواهم آورد. و آب توفان دیگر نخواهد بود تا هر زی جسدی را حلاق کند. و قوس در عبر خواهد بود و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم. آن عهد جاویدانی را که در میان خدا و همه جانوران است. از هر زی جسدی که بر زمین است. و خدا به نوه گافت این است نشان عهدی که استوار ساختم در میان خود و هر زی جسدی که بر زمین است. پیام نوه بخاطر چی قربانی کرد؟ اینطور معلوم میشه که این یک قربانی شکرگزاری بود که نوه به خدا تقدیم کرد. توفان شدید گذاشته بود و تنها نوه و فامیلش را خدا نجات داده بود. اولین کاری که او میکنه مذبه یا قربانگاه است که میسازه و به خدا قربانی میکنه. اگر سادتر بگویم یک جای عبادت بر خدا میسازه و خدا را پرستش میکنه. خداون هم از پرستش کدن نوه خوشش میآه و حق میکنه که دیگر توفان را نازل نکنه. این سوال هم میتونن مطرح شده که خداون با وجودی که انسان نافرمان را قضاوت کرد. آیا در این وقت ما نشانه از رحم خدا را هم میتونیم بیبینیم؟ جاوید جان خداون تمام صفات خود را یک جای در تمام حالات در خود دارد. او در این زمان که ادارت میکنه رحیم و مهرمان هم است. او میتونست تمام نسل بشنه به شمور نوه نابود کنه. اما او این کار را نکد. او نوه را با فامیلش نجات داد و سر اونا رحم کد. این که خداون حت میکنه که دیگر توفان را نازل نکنه ای هم یکی از نشانه های رحم عظیم خدا است. اگر نه این بدی را که آل در دنیا میبینیم خدا میدانه که چند دفعه دیگر دنیا در این توفان ها و آفت ها خراب شده بود. خداونده شکر به تو که رحیم استی. دوستهای مهرمان کمان رستم نشانه ای عهد رحم خدا است. آره وقتی که شما کمان رستم را بیبینین چی در ذهر تان میره؟ من پیش از اینکه مفهوم اصلی کمان رستم را بفهمم شنیده بودم که هر کسی که از ذهر کمان رستم تیر شوه اگر بچه باشه دختر میشه و اگر دختر باشه بچه میشه. جاوی جان خودت خب آرزو نداشتی که دختر شوی؟ نه بابا پیام جان. ایسای مسیح هم دباره توفان نوح یاد آوری کده و دباره قضاوت آخری پیشبویی کده که او چی قسم خواد بود؟ با اجازتان من این قسمت از انجیل میخونم. بفرمایین. زمان زهور پسر انسان درست مانند روزگار نو خواهد بود. در حوسای پیش از توفان یعنی تا روز که نو به داخل کشتی رفت مردم میخوردن و مینوشیدن و ازدواج میکردن و چیزی نمیفامیدن تا آنکه سیل آمد و همه را از بین برد. زهور پسر انسان نیز همین طور خواهد بود. از دو نفره که در مزرح استن یکی را میبرن و دیگری را میگذارن و از دو زنه که دستاز میکنن یکی را میبرن و دیگری را میگذارن. پس بیدار باشید. زیرا نمیدانید در چی روز خداوند شما میاید. بخاطر داشته باشید. اگر صاحب خانه میدانست که دست در چی ساعتی از شب میاید بیدار میماند و نمیگذاشد دست داخل خانه اش بشود. پس شما باید امیشه آماده باشید زیرا پسر انسان در ساعتی که انتظار ندارید خواهد آمد. در اینجا منظور از ظهور پسر انسان آمدن دوباره ایسای مسیح بر قضاوت دنیا است. بله ای هم معلوم نیست که او چه وقت بر قضاوت کدنی دنیا می آید. این مطلب ما را به یک موضوع مهم متوجه می سازد و او ایست که ما باید هر وقت بر آمدن ایسای مسیح آماده باشیم. او بر قضاوت کدنی دنیا می آید اما کسایی که به او ایمان دارن از قضاوت خلاس هستن. مثل ایست که اونا پیش از پیش امتحان خود را خلاس کده باشن و تصدیق کامیابی خود را در دست خود داشته باشن. پس کسایی که به ایسای مسیح ایمان دارن اونا آماده استقبال او هستن. اما کسایی که به او ایمان ندارن یعنی او را بعث خداوند نجات دهنده خود قبول ندارن مثل کسایی هستن که حق نداشتن در کشتی نو داخل شوند و در توفان علاق شدن. کاملا اموطور است. پس سنونده ی عزیز. با ایمان آوردن به ایسای مسیح شما میتونین از قضاوت بسیار سخت خدا خلاس شوید و آماده استقبال ایسای مسیح باشید. لازم است شما امروز تصمیم خود را بگیرین بخاطر که ممکن سبا دیر شده باشد و کار از کار تیر شده باشد. من به شما دعا میکنم که شما بتانین تصمیم درست به قبول کدن ایسای مسیح به عیس نجات دهنده خود گرفته بتانین. خداونده. من به برادر و خوهر عزیز خود که امیال صدای من را میشنوند دعا میکنم. اگر تا حالا او ایسای مسیح را به عیس نجات دهنده خود قبول نکده امروز به او کمک و چشما دلش را برای دیدن حقیقت واز بساز تا به تو ایمان بیاره و از قضاوت نجات یافته برای استقبال ایسای مسیح آماده شوند. آمین. آمین. جامد جان فکر میکنم وقت ما با آخر نزدیک است. اگر شما هم موافق باشین با شنیدن یک سروت از حضور دوستا رخصت شویم. بسیار خوب است. سروت میشنویم. سروت را که میشنویم مطلع شیه است. ای خداون ای ایسا رحبر منتوی. دوستای میرون. باد از شنیدن سروت آدرس های صدای زندگی به اطلاع شما رسانیده میشه. اگر نظرات و پیشنادات داشته باشین ما بسیار خوش میشیم که اونا را به ما نوشته کنین. تا ملاقات دیگه به سلامت باشین. ای خداون ای ایسا رحبر منتوی. عاشق تو هم عابد تو هم چوبار منتوی. ای خداون ای ایسا رحبر منتوی. ای خداون ای ایسا رحبر منتوی. فرشتگان در آسمان از فیض و رحمتت خداون. نیسرین تو را گوین هللویا. دادی نجاتم دادی حیاتم منتوی. ای خداون ای ایسا رحبر منتوی. ای خداون ای ایسا رحبر منتوی. ای خداون ای ایسا رحبر منتوی. دوست های عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم. رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد. اگر علاقه دارید که به ما نام ها نوشت کنید آدرس ما در پاکستان. صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان آدرس ما در قبره است. پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپریس اگر به انترنت دست رسی دارید می تانید به این آدرس به ما ایمیل نوشت کنید. تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد.