خیرات خراب شوی

  ۳۰ دقیقې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

PYM JBZ سلام دوست های عزیز به صحبت امروز خوش آمده این من جاوید هم به شما سلام تقدیم می کنم شنویندی مهربان ما امروز مطالب بسیار جالبه برای تقدیم کردن به شما جمع وری کردیم اطمینان دارم که از شنیدنش لذت می برین نه تناهی که لذت می برین اطمان برکت هم نصیب می شین بله دوست مهربان پس از شما خواهش می کنم که تا آخر برنامه خوب جاوید جان فکر می کنم که خوب است از قصه شروع کنیم پیام جان قصه گفتیی یک فکایی به یادم آمد جاوید جان اگه فکاییت خنده دارست بگو یک وقت اتر مود بود که جوان ها کتاب های کلان کلان ها زیر بغل خود می گشتند و به دیگر ها تیم می دادند یک بچه ها که درس هم نخونده بود او هم به خاطر تیم دادند خوب شاید او فکر کرده کتاب مولانا سردین از او می خواهد خوب پیام جان حالا بگوین قصه تانه یک آدم بود یک باغ حق داشت که از آهد زندگی خود و فامیل خود پیش می بود او سال ها در باغ کار کرده بود و آره نزدیک به پیری رسیده بود یک روز باغان بیل و تبر و وسایل دیگه کار خود گرفته به باغ رفت وقتی که او به باغ رسید بند خاکی جویه که رفتن او به طرف زمین خشک باغ بند کرده بود وقتی که بیل خود پس کرد وقتی که او بند پس کرد آو به تیزی به طرف باغ روان شد شما می فامین که او به خاطری به باغ خود آو می داد که درختهای باغ بتانن میوی زیاد حاصل بده او که آوه طرف باغ ایلا کرد پایای خودها که گل پر شده بود در آوه جوی ششد به بیل خود تکیه داده بود به طرف درختهای باغ که نو شکوفه کرده بود سال می کرد وقتی که او شکوفه ها را درخت ها می دید پیشانیش واض شده در دلش بر آینده امید پیدا می شد که ایم سال از باغ خود حاصلات زیاد خواد گرفت او دباره کردکشی و جویچه هایی که بر سبزیکاری در کنج باغ تیار کرده بود فکر می کرد باغوان می فامید که در تابستان وقتی که امرای شروعای چاشت گندنه نوش پیاس مرچ تازه و یا بادرنگ بر دوغ موجود نباشه نان مزه نمی ته بعد از موسم خشک و سرد زمستان وقتی که در بهار هوا ملائم می شه و گلای رنگ هارترف می شکفه روی زمین صرفت می شه دیدن اینا دل انسان هم دوباره زنده می سازه هوای تازه و ملائم بهار و سرسبزی به انسان خوشی و امید نصیب می کند باغوان در ای خیال های خوش غرق بود که دفتن فکرش متوجیه خودش و زندگیش شد وقتی که او جوان بود بچه ایش که در او وقت توچگک بود همیشه در پالویش به شوق کار میکد در او وقت بچگکش بسیار خوش داشت که همراهی پدرش در باغ یک جای کار کنه و کار و کسپ باغداری را یاد بگیره او تا که می تانست به دلسوزی و شوق به درخت ها و سبزیجات باغ می رسید آنکه بچه ایش جوان بود شوق و خواهشاتش هم تغییر کده بود او آن وقت زیاد خود امراه دوست ها و رفقهای خود تیر می کد و بر کار در باغ پدرش کم می رسید دوست های جوان او بچه های خوب نبودن او از اونا قمار زدن ها یاد گرفته عملی قمار شده بود او هاید کم پدر باغوان خود به قمار برباد می کد اما امروز آنکه باغوان یک روز خاص بود بخاطره که بچه ایش وعده کده بود که امروز به باغ می آید و مثل گذشته امراه پدرش در کار باغداری کمک می کند بچه باغوان از کارهای خراب خود مشکلات زیاد دیده بود از ای خاطر از کارهای خراب خود پشیمان شده بود او یکان وقت ای را آرزو می کد که کاش که دوران تفولیت او پس بیعه امروزی که تصمیم گرفته بود که دوباره در باغ پدرش کار کنه وقتی که او طرف باغ می رفت دوستهای قماربازش او را دید اونا دم رای او را گرفتن و او را نماندن که به باغ بره اونا سر بچه باغوان پیسه قرض داشتن او هم پیسه قرض قمار اونا قرض خود را از او می خواستن سر این موضوع بینشان جنگ شد جنگ و دوای اونا اقهه زیاد شد که بچه باغوان همرای بین خود به فرق یکی اونا زد و او را کشت وقتی که او دید که چی کاری خرابی کده حق و پق سر مرده او استاده شد او می دانست که این کار او هیچ وقت بی انتقام نخواد ماند از این خاطر نبا باغ پیش پدرش شفت و نپس بخانه او از رای کوچه تنگی ها و دیوال ها گریخته فرار کده در کوا فراری شد باغوان بیچاره در حال که کار می کد هر لحظه به طرف دروازی باغ سل می کد که چی وقت بچهش مالوم می شد وقتی که افته و طرف کون زیگ می شد امید او هم برای آمدن بچهش آهسته آهسته کم می شد او با دل شکسته و ناامید شروع به جمع کدن سامانه کار خود کد او احساس مندگی و خستگی زیاد می کد وقتی که روز خلاص شد هوا تاریخ شده رفت او ناامید و مایوز شد در حال که شام شده بود هیچ خبری از بچهش نبود در تمام روز صرف این کلمه در فکر او می گشت و یکان وقت او رو امرای خود زمزمه می کد بچیم کجاستی؟ پیام جان چه قصه کدی؟ یک ضربال مسئله بسیار مشهور است که می گن با ما نشینی ما شوی با دیگ نشینی سیاه شوی ایرم می گن که خربوزه از خربوزه رنگ می گیره انتخاب کدن دوست هم بسیار مهم است واقعا امتوره که آدم از دوستهای خراب چیزهای خرابه یاد می گیره از دوستهای خوب هم چیزهای بسیار مفیده یاد می گیره بله اما یک چیزه من باید بگویم بر اظهر من هیک انسان کامل نیست حتما اشتباه از پیشش سر می زنه اما وقتی که اشتباه از پیشش سر زد باید فورا به حضور خدا او را اقرار کده از او توبه کنه کوشش کنه که دیگه او را تقرار نکنه آه اگه او توبه نکنه ای اشتباه و یا گناه باعث خرابی کارهای دیگه می شه یک دوست وقتی که به خانه کسی بر دوزدی داخل می شه او تصمیم دوزدی کدن چیزی را داره اگر کسی دیگه اشتباهش خبر می شه او بخاطر پوشاندن جرم خود چی می کنه ساحب خانه و یا کسی دیگه که از جرمش خبر شده او را می کشه قماربازی و اما حالا بد کارهای بسیار خراب هست اگر کسی او را زود توبه و ترک نکنه او باعث کارهای خراب تر دیگه می شه با اوان بیچارم منتظر که بچه اش می آیا و برش کمک می کنه بله اگر کسی دیگه که او خبر شوه که بچه اش چی جرم کلان دیگر را کده او چی خواد کد او حتما گریان و ناله خواد کد او در پشت بچه اش خواد پر آمد که او را پیدا کنه پشت او در کوه سرگردان و نالان خواد گشت او از کار و زندگی خود خواد موند او حاضر خواد بود که بایوض بچه اش تاوان جرم او را بکشه او ببرسی کسی را که اگر کسی دیگه که بچه اش خواد گفت از ما بایوض بچه اش انتخام بگیرین به او چیزی نگوین او را غراز نگیرین ما پدرش هستم او بچه ایم هست ما او را دوست دارم ما حاضر هستم که بایوضش جزا ببینم ما فکر میکنم که بابان در یک صورت میتونه که بچه ای خود را نجات بته او ایست که کشتشدن او را بایوض بچه اش قبول کنن او با مرگ خود میتونه بچه ای خود را از کشتشدن نجات بته شنوینده ازیز شما چی فکر میکنین آیا بابان میتونه بچه ای خود را نجات بته آیا او میتونه بایوض بچه اش ادامه قبول کنه آیا دشمنهایش کشتشدن او را بایوض بچه اش قبول خواد کردن در باری بابان و بچه ای قاتل سوال های زیاد وجود داره که ما نمیتونیم این سوال هایی جواب بدیم پیام جان چطور است اگر یک سرود بشنویم بسیار خوب است میشنویم سرود که میشنویم مطلعش است ایسا بود زروی حقیقت بنای ما ایسا بود زروی حقیقت بنای ما زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما دنیای ما بود همگی غرق در گناه دنیای ما بود همگی غرق در گناه عادل نباشد هیچ کس در دنیای ما عادل نباشد هیچ کس در دنیای ما ایسا بود زروی حقیقت بنای ما زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما خدا بود یک قاضی مطلق براستی خدا بود یک قاضی مطلق براستی بهش نمی رویم با وجود گناه ما بهش نمی رویم با وجود گناه ما ایسا بود زروی حقیقت بنای ما ایسا بود یک قاضی مطلق براستی زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما لیکن خدا محبت نمود است با این جهان نمود است با این جهان لیکن خدا محبت نمود است با این جهان نمود است با این جهان داده یک آن پسر خود را برای ما داده یک آن پسر خود را برای ما ایسا بود زروعی یک قاضی مطلق براستی برای ما زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما سرودی بسیار احلا بود پیام جان در تورات حضرت موسان نوشته شده خدا آسمانا و زمین و همه چیزهایی که در او هستن خلق کرد وقتی که او طرف چیزهایی که خلق کرده بود دید که بسیار خوب هستن بعد از او خدا روشنی را خلق کرد و تاریکی را از روشنی جدا کرد خدا خشک های زمین هم خلق کرد و او را از برها یعنی هوای روی زمین جدا کرد خدا درخت ها بطه ها و سبزه ها و زندگان های مختلف ها که در روی زمین و هوا هستن خلق کرد روی زمین و هوا و جنگل ها و برها و دریه ها از اونا پر سخت بعد از ای که خدا تمام چیزها را خلق کرد اولین انسان های روی زمین که آدم و هوا هستن خلق کرد که اونا سر تمام چیزهای دیگه اکمرانی کنند ازرت آدم اولین نبی خدا در روی زمین بود خدا بر نظم و اداره زمین به آدم ادایات لازم داد خدا به او وظیفه داد که سر تمام زندگان های روی زمین نام باند واقعا او روز ها خدا به آدم و هوا امر کده بود که از یک میوه درخت که در بین باخ بود ایچ وقت نخورند اما یک روز شیطان به شکل مار پیشی هوا آمد و او را وسوسه کد که از میوه که خوردنشا خدا منکده بود بخورد هوا از او میوه منشده گرفته خورد او میوه منشده را با آدم هم داد و هوا هم داد با آدم هم داد با آدم هم داد و هوا هم از او میوه خورد با خوردن میوه منشده اونا از خدا نافرمانی کدن با نافرمانی کدن از خدا دفتن احساس شرم و ترس زیاد از زندگی خود در دلشان پیدا شد اونا جانای خود را در چیز پوشاندن و خود را از خدا پت کدن پیش ازی که نافرمانی کنن از نزدیکی به خدا لذت میبردن اما با نافرمانی کدن از بودن در حضور خدا احساس ترس کدن رابطه بسیار خوب و دوستانه که خدا با انسان داشت در اثر نافرمانی انسان خراب شده از بین رفت تشکر جاوید جان خدا چقدر خوب است او انسان خلق کد که دوستش باشه او میخواست که انسان امرهای خدا رفاقت داشته باشه اما انسان چی کد انسان از امر خدا نافرمانی کد بعوض گپ خدا دیواز گپ خدا گپ شیطانه قبول کد نتیجه ایش ای شد که از نزدیک بودن با حضور خدا بشرمه بله هم بشرمه و هم بترسه که خدا او را چی جزا خواد داد از خاطر شرم و ترس آدم و هوا خود را پت کدن نمیخواستن که امرهای خدا روبرو شوند اوه احساس شرم و ترس چقدر سخت است امروز هم کسایی که از خدا نافرمانی میکنند در دل خود احساس خوشی نمیکنند اونا کوشش میکنند به ای چیز ویا او چیز خدا خوش بسازند اما ای چیز اونا را از احساس شرم و ترس از خدا خلاس کدن نمیتونند خدا میگه که مال مردمه نخو حق طرفی نکو دوزدی نکو دروغ نگو سر کسی ظلم نکو اینا همه مثل او میوای منشوده هستند که خدا گفته نخورین اما انسان ها امروز کارهایی را میکنند که خدا منع کده بله وقتی که ای کارها را میکنند بعد از او کوشش میکنند که اونا را از نظر مردم بپوشانند بعضی ها ظاهرا خدا خداپرست و مذهبی میسازند یا فکر میکنند که با عمال انسانی مثل روزه و نماس و زکات میتونند خدا را خوش بسازند اما ایچ کدام اینا نمیتونند جزای نافرمانی خدا را مجرا کنند اگر موافق باشین من یک قسمت از کتاب تورات که در قصه که پیشتر کدم ارتباط داره بخانم ای قسمت در فصل سی اوم کتاب پیدایش کتاب تورات است بفرماین مار بزن گافت و او خرد آنگاه چشمای اردویشان باز شد و فهمیدن که اریانند پس برگهای انجیر به هم دخته سطرهای برای خیش ساختند و حواظ خداوند خدا را شنیدند که در انگام وزیدن نسیم بهار در باغ میخرامید و آدم و زنش خیشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردند و خداوند خدا آدم را نداد در داد و گافت کجا هستی؟ گافت چون آوازت را در باغ شنیدم ترسان گشتم زیرا که اریانم پس خود را پنهان کردم گافت کی تو را هاگانید که اریانی؟ آیا از آن درخته که تو را قدغن کردم که از آن نخوری خوردی؟ آدم گافت این زنه که قرین من ساختی وی از میوه درخت با من داد که خوردم پس خداوند خدا با زن گافت این چی کار است که کردی؟ زن گافت مار مرا اغوان امود که خوردم پس خداوند خدا با مار گافت چون که این کار را کردی از جمی بهایم و از همه حیوانات سهرها ملحومتر هستی بر شکمت را خواهی رفت و تمام ایام حمرت خاک خواهی خورد و خداوند خدا گافت همانها هنسان همانها هنسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیکوبت گردیده این اکمابادا دست خود را دراز کند و از درخت ایات نیز گرفته بخورد و تا با حبت زنده ماند پس خداوند خدا او را از باغ ادن بیرون کرد تا کار زمینی را که از آن گرفته شده بود بکند جاوید جان شیطان با مکاری خود چطور دنیا گلزار خدا را خراب کرد؟ ای را خوب می فهمین که شیطان دشمن خدا است او نمیخواست که بین انسان و خدا دوستی برقرار باشه ای دوستی صرف با واسطه گناه میتونست که از بین بره شیطان معفق شد که اوها را بازی بته و با نافرمانی کدن از خدا تشویقش کنه نافرمانی گناه است و داخل شدن گناه در دنیا باعث خرابی دنیا شد بله وقتی که انسان از خدا نافرمانی کده گناه کرد ای گناه او را از خدا جدا ساخت در کلام خدا خاندیم وقتی که هوا طرف او میوهی منشده دید در نظرش بسیار مقبول آمد و به اسطلاح بره خوردنش دانش او زد رنگش هم خوشش آمد و به ای فکر هم کد که با خوردن ای میوه اونا بسیار روشیار میشند به ای خاطر او را خورد و بادم هم داد و او هم خورد ایمروز هم در دنیا در دنیا بسیار چیزا وجود دارن که ما را به نافرمانی کده از اصول خدا وسوسه میکنن مثلا ما با دیدن چیزهای تجمعولی دنیایی وسوسه میشیم و بره بدست آوردنشان از هیچ کار نادرست صرفه نمی کنیم وقتی که از خدا نافرمانی کده مرتقب گناه شدیم بر خلاسی خود ملامتی را به گردن دیگران مندازیم آدم ملامتی را به گردن زن خود او هم ملامتی را به گردن ما را انداخت اما یک چیز واضح است که ما نمیتونیم با ملامت کدن دیگران خود را از جزای گناه خلاس کنیم خدا آدل است امو قسم خدا امراه آدم و اوا جداغانه ما سبکت امراه ما هم امتر اصاب می کند وقتی که به این قصی کتاب مقدس خوب فکر کنیم در اول دسترشت انسان گناه وجود نداشت انسان همراه خدا دوست بود اما آدم با نافرمانی کدن خود از خدا گناه را به جهان آورد این یک سه معمولی آدم نبود بلکه نافرمانی از حکم خدا بود این واضح است که جزای نافرمانی مرگ است در انجل پولوس رسول در رساله به رومیان نوشته میکنه گناه به وسیله یک انسان به جهان وارد شد و این گناه مرگ را به همراه آورد در نتیجه چون همه گناه کردن مرگ همه را در بر گرفت ما چون اولادهی آدم استیم در گناه او یعنی نافرمانی از عمر خدا شریک استیم هموطوری که در گناه او شریک استیم در جزای گناه هم که دوری از خدا یعنی که مرگ روحانی است در او هم شریک استیم پس چی چاره؟ ما چطور میتونیم از این حکم اعدام خدا خلاس شهیم؟ آیا ما میتونیم با کارهای نیک خود حکم اعدام خودت تطبیل کنیم؟ آیا مراسم مذهبی ما میتونه این گناه از این ما را پاک کنه؟ آیا قربانی کدن ایوانات و گرفتن روزه و عدا نماز میتونه این گناه را جبران کنه؟ هیچ کار نیک ما اوقدر نیک و یا پاک نیست که او را جبران کنه؟ آیا بغیر از کشتشدن ما دیگر راه وجود داره که از این جزای گناه خلاس شهیم؟ انسان در این قسم یک حالت قرار داشت که ایسای مسیح به دنیا آمد و آزر شد به عوض ما او تاوان گناه ما را که مرگ بود بته ایسای مسیح زندگی پاک و مقدس داشت او هیچ جرم را مرتکب نشده بود او آزر شد که با مرگ بر روی سلیب تاوان گناه انسان را بته خدا قربانی او را در بدل مرگ ما پذیرفت و ما از مرگ نجات یافتیم هر کسی که این قربانی یعنی قربانی ایسای مسیح را در مقابل گناه خود قبول میکنه او از مرگ نجات پیدا میکنه شما شنونده عزیز هم اگر تا حال ایسای مسیح را به حیث نجات دهنده خود قبول نکدین با قبول کدن او به حیث نجات دهنده گناهان خود از تاوان گناه نجات پیدا میکنین بیاین امروز در این باره تصمیم بگیرین اگر خواسته باشین میتونین در این دعا من را امروی کنین ای خداوند عادل رعیم و مهربان تو ما را دوست داری و توسط ایسای مسیح رای نجات ما را آماده سختی من اقرار میکنم که گناه کار استم و به نجات ضروره دارم من ایسای مسیح را به حیث نجات دهنده خود قبول میکنم آمین جاوید جان چطور است اگر یک سرود بشنیم خوب است سرودی را که میشنیم مطلعیش مطلعیش است تازه تولد بشوی کامیاب فکر میکنم که دیگه وقت باقی نمانده باشندن ای سرود صحبت امروز به پایان میرسانیم اما یک چیز علاوه کنم که بعد سرود ما آدرس های صدای زندگی را به اطلاع شما میرسانیم لطفا قلم و کاغذ آماده داشته باشین موسیقی تازه تولد بشوی کامیاب شست شود لکه جرم و قاب تازه تولد بشوی کامیاب شست شود لکه جرم و قاب موسیقی عشق مسیح چوبود در سرد تاج جلال از مهین افسرد روح خدا چون کشود را برد میرد از رنج و گناه قای کرد تازه تولد بشوی کامیاب شست شود لکه جرم و قاب تازه تولد بشوی کامیاب شست شود لکه جرم و قاب موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی میران موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست های عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهر پاکستان آدرس ما در قبرس پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپروس اگر به انترنت تسرسی دارین می تانین به این آدرس به ما ایمیل نوشت کنین انفو اد افغان رادیو نقطه او آر جی تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد