۷ دقیقې ۲ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
نام ما هشام هست ما از مالیزیا هستم و در ایک خانواده مسلمان به دنیا آمدیم ما در اوائل سال 1990 میلادی در جایی که کار میکدم امروائی مسیحی ها تماس پیدا کردم یکی از مسیحیان قصی زندگی خود رو به من کرده گفت که چطور او به خاطر مادر مریض خود دعا کرده بود و مادرش صحتیاب شده بود ای قصی او برما بسیار جالب بود ما بر اولین دفعه در پیش ای برادر یک کتاب انجیل دیدم اگرچه دلم میخواست که در باری ایمان به مسیحی معلومات پیدا کنم اما یک روز وقتی که دیدم یک مسیحی کتاب انجیل بدون پوش و با بی حرمتی در دست خود گرفته علاقه مندیه ما به بدبینی تبدیل شد امروه خود گفتم مسیحیان به کتاب دینی خود انجیل احترام ندارن شاید کتاب دینی اونا کلام خدا نباشه در این وقت ما زیادتر متوجه و به فکر دینی خود شدم اما در دلم سوارات زیادی وجود داشت نظر به عقیدی ما کتاب دینی ما کلام خدا بود که از آسمان نازل شده بود و هر چیزی که از آسمان نازل شده باشه قابل احترام و مقدس است از نظر عقیدی ما ایسای مسیح هم مقدس بود چون پیغمبر ما در باریش گفته بود که ایسا روح خدا و کلام خدا است بعد از این ما به این فکر شدم که اگر ایسا روح خدا است پس پیغمبر ما چی است وقتی که در این بار زیادتر متعرح کردم متوجه شدم که در یک جای نوشته شده بود که پیغمبر ما از خدا سوال کرده بود که روح خدا چی است و خدا برش گفته بود که تو در باری روح خدا بسیار کم می فهمی وقتی که این رو خاندم سوالهای زیادی برم پیدا شد متوجه شدم که پیغمبر ما در باری روح خدا زیاد شناخت نداشته بلکه مسیحت در باری روح خدا شناخت زیادتر داره بعد از این ما متوجه شدم و در این بار زیادتر متعرح کردم که حقیقت پیدا کنم دلم بخاطر یافتن حقیقت می تپید می خواستم که زیادتر به خدا نزدیک شم و او را از نزدیک بشناسم و با او مشارکت و دوستی داشته باشم در او وقت من تحاریم ایمان مسیحی را هم انتقاط میکدم یک روز وقتی که در خانه ششته بودم و به خطاتی های زیبا و رنگ هارنگ سوره ها با آیات کتاب دینی ما که به دیوال خانه اویزان بود دقت میکدم در دلم سوال پیدا شد که آیا همه ای چیزا حقیقت دارن آیا فرق بین مسیحیت و دینی ما چی هست؟ با فکر پر از ای قسم سوال ها خواه شدم در او شهر وقتی که به خواب رفتم یک وقتی احساس کردم که کسی مرا لمس میکنه هر قدر کوشش کردم که بفهمم ای چی خواهد بود اما نفامیدم پس دوباره خواه شدم باز متوجه شدم که کسی مرا شور میته و لمس میکنه در این وقت کسی را دیدم که چپن سفید دراز پوشیده بود و در پارویم استاده بود و به من گفت من ایسا هستم من صدای او را شنیدم و چپن سفید او را دیدم اما روی او را ندیدم بسیار ترسیده بودم که ای چی چیزه هست که میبینم صبح وقتی که از خواه بیدار شدم پیش مالای ما رفتم و به او گفتم که این شهر یک کسی که چپن سفید دراز بطن داشت و به من گفت که من ایسای مسیح هستم من را لمس کرد مالای ما به من دعا کرد و گفت که شاید جن ویا شیطان بوده که تو را از خواه بیدار کرد من با دل پریشان پس خانه آمدم شب دیگه هم این طور خواه دیدم و چند شب به این ترتیب ایسای مسیح در خواه امراه ملاخات کرد یک شهر برم گفت که من راه و راستی و زندگی هستم من حقیقت هستم که تو در تلاش یافتن او هستی بعد از او من به یک کلیسا مراجعه کردم و تجربه خود با اونا گفتم اونا گفتند شاید ای از شیطان ویا شاید از طرف خدا بوده باشه بعد از او به یک کلیسا دیگه تلیفون کردم و به این ترتیب به چند کلیسا تلیفون کردم و تجربه خود با اونا در میان ماندم یک روز یکی از رهبارای یک کلیسا به دیدن ما آمد و امراهیم دعا کرد بعد از او ما فهمیدم که ای لنص خدای قادر مطلق بوده نه شیطان و یا جن ما فهمیدم که ایسای مسی را من حالا قدر کدیم بعد از او من به ایسای مسی ایمان آوردم که او روح خدا و هم کلمه خداست بعد از ایمان آوردن به یسای مسی خداوند به من رحم کرد و من را برکت زیاد داد پیش از ایمان آوردن به یسای مسی ما آدمی بودم که زیاد اصبانی می شدم و وقته می گرفتم اما آل آدم با سبر و حوصله هستم و همه را دوست دارم و می خواهم اونا را خدمت کنم پیش سگرت می کشیدم و غلام سگرت بودم ایسای مسی من را از غلامی سگرت نجات داد خداوند ایسای مسی زندگی من را زیاد برکت داده من نمی تانم تمام اونا را آل بر شما قصه کنم بیرونی کدن از ایسای مسی اتمنان کامل از نجات از گناهان هست راه او راه راستی و حقیقت هست کسی که بر راه او روان شوه هرگز سرگردان نمی شه شاید بر شما عزیزان سوال پیدا شوه که من چرا ایطور تجربه ها را دیدم من فکر می کنم که چون ای خواهش دل می بود که به خدا نزدیک باشم و او را از نزدیک بشناسم و با او مشارکت داشته باشم به ای خاطر ایسای مسی در خواه خود را برمه ظاهر ساخت ای چیز توسط خدا در تورات وعده داده شده خدا می فرمایه لیکن اگر از آنجا یهوه خدای خود را بتلبی او را خواهی یافت به شرط که او را به تمامی دل و به تمامی جان خود تفحص نمایی خوهر و برادر عزیز شما هم اگر با تمامی دل در تلاش یافتن خدای حقیقی شوید او را میتونین پیدا کنین او قسم که با ما صحبت کد میخواه با شما هم صحبت کنه او پشت دروازی قلب هر کدام ما استاده است اگر ما به او اجازه بتیم او داخل قلب ما میشه و به ما زندگی نو می بخشه بیاین امروز به خداوند حقیقی در ایسای مسی اعتماد کنین و دروازه های قلب خدا بروی او باس کنین ایسای مسی خداوند حقیقی است جلال برنامه او آمین