۱۲ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
برادر و خواهر عزیز اجازه بتین که اول من خدا به شما معرفی کنم نام من یوسف ابراهیم است من بعد سالها تحقیق بیافتن حقیقت معفق شدم من به این عقیده هستم که خدا میخواهد در باره کارهایی که خدا برمکد به شما هم قصه کنم خدا حقایق زیادی را توسط کلام خود انجیل به من نشان داد لطفا به حوثل با قصی ما گوش بگیرین ما یک مصری هستم و از لحاظ تولد جسمانی در یک خانواده مسلمان به دنیا آمدیم پدر ما ملاعمان بود و هم در یکی از مدرسه ها در قاهره درس میداد والدین و فامیل ما به دین خود که از اجداد به اون ایمان داشتن بسیار افتخار میکدن وقتی که من طفل بودم از طرز برخورد به رویه ما ایتون مالوم میشد که من هم در آینده ملا و مدرس خواد شدم به این خاطر والدینم حتی وقتی که من شش و یا هفت ساله بودم به خاطر تعلیمات دینی من را به مدرسه روان کدن وقتی که من هنوز بسیار خرد بودم در باره خدا سوالات زیادی مثل عدالت و حقیقت و زندگی ابدی بر انسان در ذهن خود داشتم وقتی که من این سوالای خود را به دیگران میگفتم چون خرد بودم همه سرما خنده میکدن ایتون برخورد اونا من را زیادی مایوس میساخت من در یک حالت پریشانی زندگی میکدم چون روحم در تلاش یافتن چیزی بود که در دین اجدادم برش میاسر نبود درکم از عقیده اجدادم بسیار سطحی بود اگرچه پدرم ملا بود و تقریبا تمام کتاب دینی ما را از هفت زیاد داشت او من را هم تشویق میکد که آیات را که معنی اونا را میفهم یا نمیفهم حفظ کنم به این ترتیب من نه روحا بلکه جسما به یک نو جوان مذہبی تبدیل شدم اما دلم کاملا مثل بیابان خوشق و خالی بود که در او بغیر از نااومدی دیگر چیزی وجود نداشت من به این عقیده بودم که دین ما دین آخریست که یهودیت و مسیحیت منسوخ کده عقیده داشتم که مسیحیان در کتاب خود دست زدن و او پیشگویه هایی که در باری پیغمبر ما دعو شده بود او را تغییر دادن من کشت شدن، دفن و رستاخیز ایسای مسیح را قبول نداشتم این چیزها را صرف از زبان دیگرها خبر شده بودم در حاله که هیچ ثبوت برای راست بودن اونا نداشتم وقتی که به نقطهی رسیدم که برای خود معلوم کنم که به کدام عقیده مذهبی ما باید پیش بروم شرایط سرم سخت شد بخاطره که سوال کدن در باری اسلام در یک کشور اسلامی غیر قابل تحمل است این تحقیق وجستجوه ما بشکل خصوصی ادامه داشت اما مدتی نگذشت که مردم خبر شدن که ما در باری دین خود سوال هایی دارم اونا به ما تهمت های زیاد نسبت دادن مرم می گفتن که تمرکزی فکری نداره دیوانه است بازی می گفتن که ما زیر تاسیه تبلیغات سازمان های زده مذهبی قرار گرفتیم زندگی مرم یه قدر سرم سخت ساختن که به مردن خود رازی شده بودم در حاله که تمام طلاش ما و خواست ما ای بود که حقیقت پیدا کنم در این مشکلات به زندگی خود ادامه می دادم که به سن 20 سالگی رسیدم در این وقت یک دفعه دیگه دشنگی یافتن حقیقت در وجود ما عوج گرفت از همه زیادتر سوالی که من را زیادتر رنج می داد ای بود که من بعد از مردن به کجا خواهد رفتم؟ آیا من این حقه ندارم که در باری سرنوشت خود بفهمم؟ چرا به روان دین اجدادم از بحث در باری دینشان اینقدر با سختی مخالفت می کنن؟ آیا واقعا خدا می خواهد که مردم در باری سرنوشتشان کور باشن؟ چطور من می تانم که بفهم دین اجدادم یکانه دین حقیقیست؟ چون از هیچ طرف در این مورد کمکی وجود نداشت مجبورن به خاندن کتاب های فلسفه و روانشناسی شروع کردم که بعضی این کتاب ها بخاطر ترویج عقیده بی خدایی نوشته شده بودند اما افکار انکار کدن از خدا هرگز نتانست که آرزوی یافتن حقیقت که در دل من وجود داشت خاموش بسازه وقتی که متوجه شدم چون از والدین مسلمان به دنیا آمدیم و من در یک ممکنه اسلامی زندگی می کنم باید اگر قبول داشته باشم و یا نداشته باشم باید مسلمان باشم از این خاطر زیاد جگرخون شدم به من هیچ چانس و حق داده نشده بود که من خودم این انتخاب داشته باشم به من این حق داده نشده بود که خودم حقیقت پیدا کنم و باید از درک حقیقت به اون ایمان و اعتقاد داشته باشم از چیز دگیه که رنج می بردم اوی بود که اکثر مسلمانان صرف بخاطر ای که از والدین مسلمان به دنیا آمده بودند مسلمان بودند خودشان دهی باره هیچ فکر نکده بودند که عقیدی را که به میراس برشان رسیده آیا درست هست و یا نه در سال 1968 وقتی که مسروف متعریه چند کتاب بودم تصادفا نظرم به بعضی از آیات انجیل افتاد که برم دلچسپ واقعی شد ای آیات با صلاحیت در باره مردی صحبت میکدن که نام او ایسای مسی بود ای آدم به مردم دنیا گفت من راه و راستی و زندگی هستم هیچ کس جز با وسیله من نزد پدر نمی آید با خاندن ای آیت سوار زیادی در ذهنم به وجود آمد پس پیغمبر ما چطور؟ آیا توسط او ما نمیتانیم به خدا برسیم؟ چرا مسلمانان در باره ای ادعای ایسای مسی صحبت نمی کنن؟ ای پدر که هست؟ چطور ما میتانیم که خدا را پدر خطاب کنیم؟ خانم او کیست؟ عقیدی اجداد ما چطور هست؟ آیا کدام ادعا حقیقت آخری و قابل قبول هست؟ مثل ای ده ها سوال در ذهنم به وجود آمد وقتی که من به متعالیه ای کتاب ادامه دادم به ادعاهای دیگی او شخصیان ایسای مسی روبره شدم که گفته ای تمامی زحمت کشان و گرانباران نزد من بیایید و من به شما آرامی خواهم داد من سالها بخاطر یافتن آرامش تراش کده شب روز خدا یکی کده بودم اما ای شخص ایسای مسی ادعا میکد که او منبع آرامش هست و مردم رو بخاطر یافتن آرامش دوت میکد تا او وقت من هیچ وقت نه کتاب مقدس داشتم نه او رو دیده و خوانده بودم بعد از او من به صورت خصوصی از یک مسیحی متعهد یک جلد انجیل خواستم که در باری ای آدم زیادتر بخانم که یک قدر ادعایی با قدرت کده در این زمان شنیدم که یکی از مبشرین مسیحی از امریکا به مصر میعه من به صورت بسیار خصوصی به شنیدن مویزهی او با یک کلیسا رفتم که در اوجه او مبشر مویزه میکد من چیزای از او مبشر در باری کلام خدا شنیدم که هیچ وقت نشنیدم من هیچ نفهمیدم که کتاب مقدس منبی حقیقت عبدی خداست من سالها آیات کتاب دینی خدا خانده بودم و حتی حفظ کده بودم اما خدا هیچ وقت توسط اونا با من گب نزده بود بخاطر مقایسه من آیات کتاب دینی خدا هم خاندم و آیات کتاب مقدس هم خاندم اما از طریق آیات کتاب مقدس من صدای دیگی رو میشنیدم و شخص دیگی با صلاحیت با من صحبت میکد من تشویق شدم که پیش او وایز برام که بره من در باری ایسای مسیح زیادتر گفت بزنه من از او سوال کدم آیا یک مسلمان هم میتانه کتاب مقدس رو بخانه و خدا پدر آسمانی او باشه؟ آیا من هم واقعا میتانم که صاحب زندگی عبدی شوم و گناهانم افه شده فرزند خدا شوم؟ آیا من هم میتانم از آتش دوزخ نجات پیدا کنم؟ او وایز ای آیت مشهور انجیل برام خاند خدا به دنیا آنقدر محبت داشت که پسر یگانی خود را داد تا هر که به او ایمان آورد حلاک نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود صرف ای یک آیت جواب به تمام مذاهب است خدا فرزند خود را فرستاد که بخاطر گناه تمام بشر کشته شود فقط ایمان به ای حقیقت میتانه انسان از سوختن در آتش عبدی نجات بده خدا ای کار را بخاطر محبت خود و بخاطر خوبی که دل خود بر ما داشت کد و همچنان او ای کار را بخاطر عدالت خود هم کد عدالت خدا تاوان گناه را تقاضا میکنه تاوان گناه مرگ است اما خدا بر علاوه رحیم هم است به ای خاطر او ماویزی را مهیه ساخت اما نعمت خدا در پیوستگیه با خداوند ما مسیحی ایسا زندگی عبدی است هر حقیقت ساده که راست باشه بسیار خوب است اما ای حقیقت بخاطر راست است که کلام خدا است من نتانستم که دعوت خدا را نادیده بگیرم که هر روز من را دعوت کدم میگفت بیا بیا کلام خدا خطاب کده بما گفت امروز اگر صدای خدا را بشنوید دلهای خود را سخت نسازید من هر روزی که کتاب مقدس را میخواندم من زیادتر احساس میکدم که خداوند شخصا به ما صحبت میکنه کلام خدا بما خطاب کده گفت پس ما اگر نجاتی به این بزرگی را نادیده بگیریم چگونه میتوانیم از جزای آن بگرزیم خوهر و برادر مهربان ما نمیتوانیم از عدالت عبدی خدا بگرزیم هیچ انسان گناهکار نمیتواند از خدا فرار کند مگر این که او کاری که توسط ایسای مسیح انجام داد او را قبول کنه و از جزای گناه نجات پیدا کنه خدا اختار داده میگوید این زمان زمان مطلوب است و امروز روز نجات معنی ساده ای ای آیت ایست که غفلت نکنین فردا شاید بسیار دیر باشه بلاخره بعد سالها تلاش و ناومیدی من به طرف حقیقت خدا رهنمائی شدم به طرف نجات دهندیم و به طرف خداوندم ایسای مسیح او واقعا خداست او حقیقت هست او بخشندهی زندگی هست او یکانه راه نجات هست خواهر و برادر عزیز بیاد داشته باشین که شما هم یک روز در حضور تخت عدالت خدا یک و تنها استاده خواد شدین آیا میتونین در حضور عدالت او استاده شوین؟ کسایی که به ایسای مسیح ایمان دارن و مسیحی هستند دیگه مورد قضاوت قرار نخواهند گرفت چون خدا اونا را در شخص ایسای مسیح مورد قضاوت قرار داده ایسای مسیح به خاطر اونا مسلوب شده کشته شد او به خاطر شما هم کشته شده پس دیگه چی چیز مانعی ایشده میتونه که شما همین حال بگوین که گناهکار هستین و بخواین که ایسای مسیح شما را نجات بده همین حال به او به حیث نجات هندهی خود اعتماد کنین اگر این کار را بکنین در آسمان ها به خاطر نجات شما خوشی برپا خواد شد من سال ها به خاطر یافتن حقیقت تلاش کردم تا وقت که خدا خادم خود او مبشر روان کرد که من را به طرف مسیح رهنمایی کنه خدا این کار را امروز هم میکنه شما هم میتونین که حقیقت را درک کنین توی که من لذت میبرم و خوشی میکنم شما هم احساس خوشی کنین حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد ساخت دوست های مهرمان شما هم بیاین و با ما در این آزادی روحانی که در ایسای مسیح خداوند داریم شریک شووین خداوند این خوشی بزوال نصیب شما هم بسازه آمین