۲۹ دقیقې
۴ فبروري ۲۰۱۲
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ شنوندههای ارجومند برنامه از هر گل برگه سلامهای پرست صفا و سمیمیت ما نصارتان باهد با درود در حاله محبت پنجرههای از هر گل برگه را با لپخند محسومانه بروی خرشید نورفزای شما شنوندههای بیش باها میگوشاییم تا باشه نامهها و مطالب شما ما را گرمای بیشتر بخشد امیدواریم لحظات را که با برنامه تانستین از خیز و برکات خدابند که ما را با این کوچکی ما دوست داره انباشت شبین آقای شاید چطور است که فراوردهای برنامه این نوبت از هر گل برگه را برای دوستهای شنونده خود معریفی کنیم بسیار خوب برنامه این نوبت از هر گل برگه را با این مطالب رنگین ساخته ایم سازها و آوازها داستان کتا مطلب معلوماتی مطالب ارسالی شنوندهها نانی روزانه و موسیقی موسیقی کوچه تنگ و خاک حالود خرابات از تنهایی حومی زد و یکان چراغ سر کوچه اینجا و آنجا با نور کمرنگ میدرخشید پیش خانه سابر که رسیدم ایستادم گفتی تنم کرخت و بهس میشد و پاهای اون شیمهی رفتن نداشتند به نظرم آمد که زمان از حرکت ایستاده بود و زمین به دور خیش نمی چخیب و ستارهها در آبگینهها منعکس نبودند تنها صدای موسیقی مرموزه در فضا موج میزد و نالههای سنتوره بوریده بوریده از لای درزها و چاکهای پنجره به کوچه فرو میریخت بالا نگاه کردم نور زیف بالاخانه سابر را روشن ساخته بود و سایه مرد خمیده روی پرده سپید پنجره افتاده بود و با نغمههای ساز براست و چپ خم میشد با خود گفتم بیچاره گویا هنوز هم بیدار است و پله دروازه را با نوک پا تیله کردم صدای موسیقی بلندتر به گوشم آمد مزرابها با شدت بیشتر بطارها وارد میآمدند و نالهها دردناکتر و ملالنگیستر بر میخواستند در حویلی باران داندانه میبارید و زمین بوی خاک را غمالود پس میداد و درخت سپیدار مانند گزشتهها چون سپاه لبچا پیره استاده بود و نور کمرنگ از چراغ سردهلیست در زیر برگهای سارونه با سوی زعیف میدرخشید و پروانه فریب خورده و شب زنددار با خستگی در اطرافش میچرخید حویلی کوچک و چارکنج بود بوی خاک و موسیقی میداد دهل کوچک سر ترکیدش را با دیواره آجر چاه تکیه داده بود و آبگینه کوچک پیش پای شکل گرفته بود صدای خنده از دور میآمد صدای خنده زعیف و دردناک با خود گفتم باز مست کردند و سوی بالاخانه نگرستم سایه زیب و نسا با پرده سپید پنجره افتاده بود سایهش جوان معلوم میشد پشت خمیدهش راست و رسا بود به نظرم آمد که دختر جوان پیش پنجره نشسته است سایه چلیم برینجیش با تعلم در جوارش استاده بود سالها میشد که آن حویلی را میشناختم سیب و نسا را میشناختم نوروز را میشناختم پسرشان سابر را میشناختم از قصه آشقی و دلدادگیش با روشنک خبر داشتم از روشنک بمن قصهها گفته بود آن خنده را هم میشناختم سالها میشد که میخندید و ضعیف ضعیف میخندید گاه گاه گمان میکردم که آن خنده هر شب در فضا میترکد و توتههای پاش پاش شدهش در سر تا سر خرابات منتشر میشوند هایسته داخل اتاق شدم اتاق سرد بود و بوی غم داشت بوی غم آغشت با زفران مرک و تنهایی و چراغ تیل خاکی با بیقراری در بلندهای تاقه پت پت کنان میسخت گفتی آخرین نفس هایش را پس میداد و حاله سیاه دور گردن سراهی مانندش چند برسده بود از سختنش بوی مرگ برمی خواست آن طرف تر بوته ریحان در گلدانی خشکیده بود و بعد بر تارک پنجره قاب خالی و شکسته اکسی را چون آونگ هایسته تکان میداد دیوارهای اتاق منظر دلخراش داشتند سراخ سراخ بودند و همه جا یادهای خم و خاطرهای درد نقاشی شده بودند گفتی آشق دیوانه و ترانسرای از آنجا کوچیده بود پشوک صدایش را میشنیدم که الاز هم با غم و درد منکس بود میمیرم و داغت زه جهان میبرم امروز ای کاش که آید ببرم دل برم امروز کسی در گوشم گفت میشنوی این صدای وست صدای سابرست راست است که صدا میموند و همون جا در دهن دروازه نشستم پشوک همچنان درد نق در اتاق میپیچید و میپیچید حیرت زده دیدم که زندگی با همه جم و جوشش دوباره به آنجا برگشته بود و موسیقی و صدا بار دیگر اتاق را میانباشد دیدم سابر سنتورش را پیش روی زانوانش خوابانده بود و با سر خمیده دیوانوار به دل تارهایش چنگ میزد نالهها و فلیادهای سنتورش غوغا کنان برمی خواستند و سر بعد درو دیوارها میکوبیدند بوته خشکیده ریحان را تکان میدادند و قاب خالی و شکسته اکس را بر تارک پنجره به شدت میجون باندند دیدم سیب و نسا چادرش را گرد گلویش کرد چلیمش را پیش رویش گذاشت و پک عمیقه به آن زد لحظه پس دود تنباکوی سخته مانند ستون از دهانش بیرون آمد و لحظه صورت پرچینش را پرشند از ورای آن دود به فرزند خیش گفت رویته ببین جنگت مانند گل چراخ شده ای سه سال زندان است تو چی سخته و غم غم کنان افزود ای روشنک چی داره که دلت را برده کاش امو روز اول نمیگذاشتمت که خانیشان بری صدایش در میان دود خاکستری رنگ چلیم منحر شد نشنیدم که دیگر چی گفت بار صدایش را بلند کرد و گفت روز اول برد گفتم که ما با هم جور نمی آییم ما کجا و اونا کجا ما خراباتی و اونا صدایش را بلند ترک کرد و گفت یک روز نوکرشانه تا دروازه را برویم باز نکد میگفت دختر خود را بسازنده نمی تند بی بی میگه برشان بگو که پای تانا به اندازه گلیم تان دراز کنیم و پس از مکسه گفت سابر خوب شد که به گفت روشنک نکدی خوب شد با او فرار نکدی با شنیدن نام روشنک دیدم زجههای سنتور بلند تر شدند دردامیستر و فریادی تر شدند زیب و نسا افزود روشنک خود چیز نمی گفتند هرچی نباشد توتید دلشان بود اما تو را پوست میکدند بدان خاک تو را میکشدند دیدم سنتور خاموش شد سابر سرش را بلند کرد چهره زهفرانی رنگ داشت دو قطره عشق در چشمانش جم شده بودند صورتش شکیل و گیره بود چشم و عبروی مردانه داشت با صدای دلکش اما غنبار پاسخ داد کاش به گفت اون میکردم وقت اجازه عروسی ندادند کاش که هر دو فرار میکردیم ولبهای خوشک و زنگ بست عشرا با زبان تر نمود و گفت کاش که با آنان آب و نمک نمی شدم هرچی نبود بالای من حق شاگردی داشتند کاش که نان و نمکشان چشمم را نمی گرفت زیب و نسا دهنه نیچیلی مشرا با کف دست پاک نمود و گفت اونا حق شاگردی نداشتند تو حق استادی داشتی به چشما مخصدشان بدست آوردن و تمام یک خاندن و سراییدن بود که از تو یاد گرفتند دیگه چی به دردشان میخوردی؟ تو را دیگه چی میکردن؟ صافی بودی و تمام و دو سری صرفه په در پین نمود این گوشواره با ویختنش نمی آرسید نمی گفتن؟ تو را زندانی ساختن و دختر را به زور شاور دادن از برای خدا سی سال عبص با مشقت وان بخاطر یک دختر؟ روشنک نبود آش دانسوز بود دانسوز و زیر لب دردناک زمزمه کرد نمی فهمم بچه ایم چی گناه داشت آشقی خب گناه نیست موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی آهنگ بسیار خوبی بود امید که دوستهای شنونده ایما از شنوندن این آهنگ خوششان آمده باشه بله خب آقای شاهد مطلب معلوماتی ورنامی این حوبت در مورد چیست؟ مروری جان مطلب این حوبت در مورد ویتامین دی است بسیار خوب پس بگویم که بشنویم مروری جان محققان داریفتن که کاهش سطح ویتامین دی در خونه افراد احتمال مبتلا شدن به انوای بیماریها را افضاهش میده محققان دانشگاه کانساس با تحقیق بروی بیش از ده هزار بیمار داریفتن که هفته در سطح بیمارا دارای سطح پایین ویتامین دی در مرض مبتلا شدن به انوای بیماریهای قلبی هستند بله کمبود ویتامین دی تقریبا خطر مرگ فرده دو برابر میکنه در حال که استفاده از ویتامینهای مکمل خطر مرگ تا 60% کاهش میده کاهش سطح ویتامین دی در خونه افراد آمادگی فرده در مبتلا شدن به بیماریهای مختلف بالا میبره در حال که مصرفی این مکملها از این نتائج بد جلوگیری میکنه محققان نشان دادن احتمال بروز دیابت یا مرض شکر در حال که سطح ویتامین دی خون اونا پایین است دو برابر بیشتر احتمال بروز بیماریهای فشار و خون 40% بیشتر و انارتیهای هزله قلبی 30% بیشتر است تشکرم کار مطرم که این موضوع جالب و مهمه بره ما و شنواندههای گرامی ما تقدیم کدیم بله واقعا که ویتامین دی یک ویتامین بسیار مهم است در وجود که ما باید اسرق مختلف او را به دست بیاریم و بگیریم خصوصا از طریق آفتاب میتانیم که این ویتامین را بگیریم بله و خدا را شکر میکنیم که کشور ما آفتابی است بله همیشه در وجود آفتاب است امیدواریستم که همه ما توجه بکنیم تا هر روز ویتامین دی طرف ضرورت خود را از طریق آفتاب و غذای که ویتامین دی مکمل داره بله او را رفع بکنیم بله واقعا از این رسیده که به خانش مطالب ارسالی شنامده ای ما بپردازیم بله خب شنامدههای گرامی در این یفته ما بازم از یک شنامده میربان خود ایمیل دریافت کدیم بسیار خوب میشه که شما ایمیل ای شنامده عزیز ما را بخوانید که چی نفشت کردن این شنامده گرامی ما در ایمیل خود یک پارچه شیر بر برنامه شان یعنی برنامه از هر گلبرگی ایمیل کدن خب بسیار خوب میشه که شیر شنامده ما را برما بخوانید بله چرا نه ما برتون میخوانم بله موسیقی تشکر شنامده عزیز این شیر ایمیل تان و این شیر زیبای تان که برما روان کردین واقعا که شیر بسیار مقبول بود خدا برکت بتیتان که خداونده باید تو شیرهای قشنگ جلال میتین بله و امیدوار استم که ما همیشه از شما نامه داشته باشیم یا ایمیل داشته باشیم بله به این شکل شیرهای بسیار خوب مطالب دیگه یا نظرات که شما دارین برما روان بکنین بله امیدوار که کلام خدا گفته که با سرودهای تازه خداوند را ستایش بکنین خدا را شکر که شنامدههای ما میتونن که با سرودهای تازه خداوند را ستایش کنن و او را جلال بتن خدا را شکر خوب شنامدههای نهایت عزیز و عرجمند شما برنامه از هر گل برگره میشنوین اگ شما مطلب یا شیر یا فقاهی یا خاطره و یا موضوع جالب دارین و یا میخواین که شهادتتان از طریق برنامه نشست شده شما میتونین هم از طریق پوست برما روان کنین و هم میتونین از طریق ایمیل برما بفرستین آدرست پوستی ما رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان بله و ایمیل آدرست ما از roshan.afghanradio.org همچنان شما میتونین که از طریق تیلفون همراهی ما به تماس شبین و مطلب یا شادت و شیر تانه از طریق تیلفون برما بگوین و ما او را در برنامه بر شما میکنجانیم توجه کنید به نمبر تیلفون ما بله وقتی برما زنگ میزنین بگوین که مطلب دارم به برنامه از هر گل برگه خوب دوستهای گرامی حال بخش غذای روزانه فرار رسیده بله آقای شاهد وقت غذای روحانی هست در برنامه این وقت میخوام در مورد نام دیگی خداوند که یهوه هست گب بزنیم یهوه نامی بود که به طور مشخص بر نامیدن خدای قوم اسرائیل به کار میرفته در ترجمه کتاب مقدس به فارسی یا دری کلمه یهوه به شکل اصلی و یعنی یهوه و یا به نام خداوند ترجمه شده بابولیان نیز از نظر دنیای فانی و فناپذیری تمام مخلوقات ازلی و عبدی بودن خداوند با کلمه یهوه بیان میکدن طبق دستنوشتهای بدست آمده از بابولیان اقوام سامی مانند امنیها و مصریها نیز از این کلمه استفاده میکدن هستم آن که هستم و گفت ببنی اسرائیل چونین بگو هستم مرا نزد شما فرستاد و خدا باز به موسا گفت ببنی اسرائیل چونین بگو یهوه خدای پدران شما خدای ابراهیم و خدای ازحاق و خدای یعقوب مرا نزد شما فرستاده اینست نام من تابدل آباد و اینست یادگار من نسلن بعد نسل آمین نام هستم آن که هستم نشان میته که خدا برای بودنش به هیچ کسو هیچیز ایتیاج نداره هیچیز قبل از او بوجود نامده و هیچیز سبب بوجود آمدن او نشده بطور ساده او هست چونکه او هست او خدایست که با قوم خود وارده احد نجات کردیده بیاین پیش خود ای فکر کنیم که نقش و رول این نام خداوند یعنی یهوه که خدای وجود داره منایش هست در زندگی شخصی من چی هست؟ بر زندگی روحانی من چی منا داره؟ من فکر میکرم که در زندگی خواد در هر حالت که باشیم چی در خوشی و چی در غم و یا در انجام هر حمل باید ای را بیاد داشت باشیم که یهوه یعنی خدایی که وجود داره ما را و عمل ما را نظاره میکنه بله و او حاضر و ناظر هست بله خب دوستهای گرامی ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم شما عزیزها شد تا برنامه آینده تمام شما عزیزها را به یهوه خدایی که حاضر و حضور هست میسپاریم خبرون آمده ایم به حضورت ایسا مشتاقه ملاقات هستیم میخواهیم ایسا تو با ما بمانی منتظر است محبوب جان مبارک نما ایسا محبوب همه ای وجود ما را مبارک نما ایسا محبوب همه ای وجود ما را براتت ندیگه نروم نروم بیمانم در حضور تو میخواهم با ایمان در مزای شبیه تو از رازای نمایی مبارک نما ایسا محبوب همه ای وجود ما را مبارک نما ایسا محبوب مبارک نما ایسا محبوب همه ای وجود ما را با ایمان آمده با ایمان پذیریم براتت تصاممی را تشنام تشنایی حضور آسمان مبارک نما ایسا محبوب همه ای وجود ما را مبارک نما ایسا محبوب همه ای وجود ما را همه ای وجود ما را همه ای وجود ما را