۳۰ دقیقې
۱۲ مې ۲۰۱۷
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
از هر گل برگه تقدیم کنند صدای زندگی شنانده های پاکتینت خدا باری دیگه و با برنامه دیگه سلام تقدیم میکنیم امیدواریم تمنیات نیک دستندرکارای برنامه از هر گل برگه را پذیرا شوید تمنامی بریم سلام های مهربزای ما که انکاس از محبت خالصانی ماست گرمایی باشه بر لحظه های شما امیدواریم لحظات را که با برنامه تان هستین با خوشی و مسرت تمام آمخته باشه خوب آقای شاهد بیاین پای معرفی اینوبت برنامه از هر گل برگه بنشینیم تا لحظه های شاد آفرین برای شنانده های ما باشه خوب شنانده های گرامی برنامه اینوبت از هر گل برگه را با اینمطاله زیند بخشیده ایم سرگزشت داستان کتا مطلب معلوماتی شیر موسیقی خانم تامسن معلم سنف پنجام مکتب داخل سنف شد و پس از صحبت های اولیه مطابق معمول به شاگردانش گفت که تمام آنها را با یک اندازه دوست دارد و فرق بین آنها قائل نیست البته او دروغ می گفت و چون این چیز امکان نداشت مخصوصا این که پسر کوچک در قطار اول سنف روی چوکی لم داده بود بنام تدیستو که خانم تامسن چندان دل خوش از او نداشت تدی سال قبل نیز شاگرد همین سنف بود همیشه لباسهای کسیف می پوشید با سایر همسنفیان خود گپ نمی زد و ساتری نمی کرد در درسهای خود هم چندان لایق نبود او واقعا یک شاگرد بی دسپلین بود و خانم تامسن از دست او بسیار ناراضی بود و سرانجام هم به او نمره کامیابی نداد و او را ناکام کرد امسال که دوباره تدیی در سنف پنجم حضور می آفد خانم تامسن تصمیم گرفت به اصناد تحصیلی سالهای قبل او نگاه بیندازد تا شاید به علت درس نخاندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند معلم سنف اول تدیی در ثوابق او نوشته بود تدیی شاگرد با حوش، شاد و با استعداد است کارهای خانگی خود را درست انجام ندهد و رفتار خوب دارد رضایت کامل معلم سنف دوام او در ثوابق او نوشته بود تدیی شاگرد فوقلاده است امسنفی هایش دوستش دارند ولی او بخاطر مریضی لاعلاج مادرش که در خانه مریض است دوچار مشکل روحی است معلم سنف سوام او در ثوابق او نوشته بود مرگ مادر برای تدیی بسیار گران تمام شده است او تمام طلاشهایش را برای درست خواندن می کند ولی پدرش به درس و مشق او علاقه ندارد اگر شرایط محیطی او در خانه تغییر نکند او به زودی با مشکل روبرو خواهد شد معلم سنف چهارم تدیی در ثوابق او نوشته بود تدیی درس خواندن را رها کرده و علاقه به مکتب نشان نمی دهد دوستان زیاده ندارد و گاهه در سنف خوابش می برد خانم تامسن با مطالع اصناد و ثوابق تدیی به مشکل او پی برد و از این که دیر به فکر او افتاده بود خود را نکوهش کرد تصادفا فردای آن روز روز معلم بود و همه شاگردان توفه های برای خانم تامسن آوردن توفه های بچه ها همه در کاغذ های توفه با فیته های زیبا به شکل درست بستبندی شده بود بجز توفه تدیی که داخل یک کاغذ معمولی و به شکل نامناسب بستبندی شده بود خانم تامسن توفه ها را در سنف پیش روی همه باز کرد وقت توفه تدیی را باز کرد یک دستبند که چند نگی نش افتاده و یک بوتل عطر که نصف بسیار آن مصرف شده بود در داخل آن بود این امر باعث خنده بچه های سنف شد اما خانم تامسن فورا خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف نمودن از زیبایی دستبند کرد سپس آن را همانجا به دست خود کرد و کم از آن عطر را نیز به خود زد تدیی آن روز بعد از تموم شدن ساعت درسی مدت بیرون مکتب سبر کرد تا خانم تامسن از مدرسه خارج شد سپس نزده او رفت و به او گفت خانم تامسن شما امروز بوی مادرم را می دادید خانم تامسن بعد از خداحافظی از تدیی سوار موتر خود شد و برای دقائق طولانی گیریه کرد از آن روز به بعد او آدم دیگری شد و در پحلوی تدریس، خاندن، نوشتن، ریاضیات و علوم به آموزش زندگی و عشق به هم نوا به بچه ها پرداخت و البته توجه ویجه نیز به تدیی می کرد پس از مدت زهن تدیی دوباره زنده شد هرچی خانم تامسن او را بیشتر تشویق می کرد، او هم سریتر پاسخ می داد به سرعت او یکی از باهاشترین بچه های سنف شد و خانم تامسن با وجود که به او دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد اما حالا تدیی محبوب ترین شاگرد سنف شده بود یک سال بعد خانم تامسن یاد داشته از تدیی دریافت کرد که در آن نوشته شده بود شما بهترین معلم هستید که من در عمرم داشتم شش سال بعد یاد داشته دیگر از تدیی به خانم تامسن رسید او نوشته بود که مکتب را تمام کرده و شاگرد سه وام شده است و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمه هستید که در تمام عمرم داشتم چهار سال بعد از آن خانم تامسن نامه دیگر دریافت کرد که در آن تدیی نوشته بود با وجوده که روزگار سخت داشته است اما پوهندتون را رهانه کرده و بزودی از پوهندتون با درجه عالی فارغ تحصیل می شود باز هم تحقید کرده بود که خانم تامسن بهترین معلم دوران زندگیش بوده است چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه دیگری رسید این بار تدیی توضیح داده بود که پس از دریافت لسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است باز هم خانم تامسن را محبوب ترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود اما این بار نام تدیی در پایان نامه کمی طولانی تر شده بود داکتر تو دور استوورد ماجرا هنوز تمام نشده است بحار آن سال نامه دیگری رسید تدیی در این نامه گفته بود که با دختر عاشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت نموده و از خانم تامسن خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسی در کلیسا در محل که معمولا برای نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بینشیند خانم تامسن بی دون معتلی پذیرفت و حت بزنید چه کار کرد او دستبند مادر تدیی را با همان جاهای خالی نگین ها بدست کرد و علاوه بران یک بوتل از امان عطری که تدیی برایش آورده بود خرید و روز عروسی به خودش زد تدیی وقتی در کلیسا خانم تامسن را دید او را به گرمی هر چی تمام تر در آغاش فشارد و در گوشش گافت خانم تامسن از این که بمن اعتماد کردید از شما متشکرم بخاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمه هستم از شما متشکرم و از همه بالاتر بخاطر این که بمن نشان دادید که میتوانم تغییر کنم از شما متشکرم خانم تامسن که عشق در چشم داشت در گوشو و پاسختات تدیی تو اشتباه میکنی این تو بودی که بمن آموختی که میتوانم تغییر کنم من قبل از آن روزی که تو بیرون مکتب با من صحبت کردی بلد نبودم چگونه تدریس کنم بد نیست بدانید که تدیی استوارد همکنون در پوهندتون اوهایو یک استاد برجسته طب است و بخش سرطان فاکلته طب این پوهندتون نیز بنامه و نامگذاری شده است موسیقی واقعا که داستان بسیار عالی بود بله داست مگه واقعا داستان بسیار خوب بود و بسیار آموزنده بود ما شما از داستان محبت دوستی رو یاد میگیریم و واقعا وقتی که من این داستان رو می شوندم بسیار سرمند تاثیر کرد و دیگر واقعا ما شما ماهیت و پیغام حقیقی محبت در این داستان درک می کنیم وقتی که استاد یا معلم متوجه بچه شد و بعد از او برخورد خود معلم با بچه تغییر داد و مثل مادر همیشه امروز او برخورد میکد و بچه که دا حال سقود بود و ایش دلگرمی درس و تعلیم و مکتب نداشت امی محبت معلم باید سازی شد که دوباره از سرپای خود استاد شد و درسهای خود درچسپی پیدا بکنه بله واقعا بسیار بسیار جالب بود من هم زیاد خوشم آمد امیدوار استم که تمام دوست های ما که معلم هستند یا کسایی که مثلا با کسی دیگه با رفیق خود با دوست خود مواجه هستند وقتی می بینند متوجه می شند که دوستشان یا شاگردشان محبت نمی بیند یا کسی دیگه او رو محبت نمی کند اینا کوشش کنند که او رو محبت کند دوست داشته باشند تا همون زندگی خرابی که مثلا او مگذرانه او تغییر کند و محبت و زندگی نو در دل از او پیدا شد و دلگرم به زندگی شد و بتانه که خوبتر و بیتر زندگی کند و با آرامش و یکی از زیبا ترین پیغام های کتاب مقدس پیام اشک و محبت اله از آله خداوند هست آمین کلام خدا به وضوح بیان می داره که خدا محبت هست کلبته ای رو ما شما در اولیوهنه می خانیم کتاب مقدس نمی گه که محبت خدا هست بلکه می گه خدا محبت هست آمین بله ببین دیگه محبت الهی هاوی ویژگی های خاصی هست و شخصت خدا سرچشمه می گیره بله و شاعر می گه که بنده پیر خراباتم که لطفش دائم هست ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست و خدا را شکر می کنم که خداوند همیشه ما را در غوش خود می گیره ما را همیشه محبت می کنه و محبت از او عبدی هست آمین و ما در این داستان البته ات متوجه شدم که ببینیم که یعنی یک انسان می تانه که خدا تغییر بتا و محبت کنه کسی را و زندگی کسی را تبدیل کنه و ببینیم که خداوند چقدر ما شما را باید متوجه کنیم که خداوند چقدر ما را دوست داره و او چقدر ما را محبت می کنه بنان ما بخواییم از خداوند که او در قلب ما زندگی کنه و زندگی خود را به دستایش بسپاریم و محبتش را از روزه حاصل کنیم و زندگی خوش و آرام هست پری کنیم بله و خداوند ما را دوست داره در هر حالت که استیم بمی شکلی که ما شما هستیم خداوند ما را دوست داره او چیز دیگه ضرورت نداره او فقط قلبای ما شما را ضرورت داره که قلب خود را به پیشگاه زود باز بکنیم و زود دعوت بکنیم که او در قلب ما ساکن شده آمین بله و ازی که ما شما پیروی عیسای مسیح استیم و او منبع محبت است بنان چی در دفتر خود چی در فامیل خود در هر جایی که استیم منعیس مسیحی و منعیس پیروی عیسای مسیح باید کوشش بکنیم که محبت که نشانه خداوند است بخاطر ازی که خود خداوند محبت است باید در زندگی ما همیشه در هر جایی دیده شوه آمین بله خدا را شکر به محبتش نگاهم به تو است عیسا نگاهم به تو است عیسا پشت به جهان کرده در پیه قدمهای تو پیروی تو را کنم موسیران در پیه تو پشت به جهان کرده در پیه قدمهای تو پیروی تو را کنم موسیران در پیه تو پشت به جهان کرده فقط تو را دوست می دارم فقط تو را دوست می دارم فقط تو را دوست می دارم پشت به جهان کرده حضورت را دوست می دارم و وجود تو را ازم هم بار دوستت می دارم پشت به جهان کرده حضورت را دوست می دارم و وجود تو را ازم هم بار دوستت می دارم پشت به جهان کرده فقط تو را خدمت کنم فقط تو را خدمت کنم فقط تو را خدمت کنم پشت به جهان کرده ارادت را می جویم خاستت را عمل کنم دنیا را رها کرده هم تو را فقط جویم ارادت را می جویم خاستت را عمل کنم دنیا را رها کرده هم تو را فقط جویم دنیا را رها کرده هم تو را فقط جویم سرود بسیار خوبی بود امیدوارستم که دوست های شنوندی ما هم از شنوندنی سرود خوششان آمده باشه حتما خوششان آمده و برکت گرفتن خب آقای شاهد آله فکر می کنم که نوبت مطلب معلوماتی است چطور؟ بله مروره جان شما کاملا درست میکنین نوبت مطلب معلوماتی است و عنوان این مطلب سماروق تقبیه کننده استوخانه است بسیار خوب پس بفرماین که یک جای باشه نانده خود بشنویم بسیار خوب سماروق اوستخانه را تقویه میکنه خستگی را رفع میکنه و کمبود ویتامندی را جبران میکنه بله بسیار خوب اکثر مواد غذایی در طبیعت به مقدار کافی ویتامندی دارن مثل ماهی، سماروق و بعضی از عنوان پنیر ها معمولا چون با کمک نور آفتاب در پوست بدن براحتی ویتامندی تولید میشه مقدار کمی ویتامندی ضرورت داریم فقط در زمستان وقت که نور آفتاب به ندرت به بدن ما میخوره و ما بسیار کم از خانه خارج میشیم و وقتم که از خانه خارج میشیم لباسهای دبل و زخیم میپوشیم پوست مایی چانسه نداره که از نور آفتاب استفاده کنه و تولید ویتامندی نمایه افراد که مودت طولانی در خانه استن ویا اصولا بیرون نمیرن اکثرا از کمبود ویتامندی رنج میبرن و این امر به استخانهای اونا صدمه میزنه ویتامندی باعث میشه که کلسیم دروده جزب شده و بلا فاصله در استخانها بکار بره افراد موسن غالبا به مرز بیاهک شدن استخان یعنی پوکی استخان مبتلا هستن اونا باید از رژیم غذائی استفاده کنه که دارای ویتامندی میباشه مثل سماراق دوستد گرام سماراق نیاز روزانه به ویتامندی را تامین میکنه هر کسی به هر دلیل مودت طولانی در چوکی ویا تخت باشن استخانهایشان به صورت مطلوب ساخته نخواد شد از طرف دیگه در سر کمبود نور خرشید و کمبود ویتامندی بدن قادر به جزب کلسیم نخواد بود اکثران ای افراد وقت متوجه ناراسایی میشن که میخواین چوکی را تر کنن باید استخانهای زیف باید انسان کاملا مراقب باشن به ایگون افراد توصیح میشه حط المقتور در هر افته سه مرتبه هر بار دوستد گرام سماراق نوشدان کنن و بیتر از با شیر و سایر لبنیات خورده شوه چی به شکل بخته ویا چی به شکل خام به صورت سلات مصرف شوه سماراق بانوان منبع ویتامن دی و شیر، ماست ویا پنیر بانوان منبع کلسیم سبب تقوی و سخان ها میشه برای که تمام مواد مغذی از مواد غذایی به بهترین صورت جزب شوهن نیاز به ویتامین های گروپ بی میباشه سماراق یک دسته از این ویتامین های سخت و سازه تمین میکنه هر سلول بدن ما به ویتامین بی دویی موجود در سماراق نیاز داره تا بتانه انرژی را کسب کنه برای که انسان زود خسته و کمحوصله نشه اصاب هم نیاز به ویتامین بی دو داره وظیفه بیوتین موجود در سماراق در سخت و سازه بدن ای از که انرژی را آماده نگه میداره و اسیت فولیک در سخت و سازه پروتین و مواد جنها نقش مهم را بازی میکنه باید داخل خاطر نشان کنیم که سماراق هایی را که از دشت و جنگل به دست میارین باید او را پخته کنین و اما سماراق هایی را که در فارم ها تولید میشن بدون پختن میتونین او را محل کنین تشکر آقای شاید واقعا که متلب بسیار جالب و مفید بود واقعا و تا اون وقت که من این متلب را نخونده بودم من هم نمیفمیدم که سماراق قدر چیز خوب است من کوچک میکنم که سماراق زیادتر استفاده بکنم من همچنان خب شنونده های عزیز شما برنامه از هر گل برگره میشنوین اگر شما متلب یا شیر یا فقاحی و یا موضوع جالب دارین و میخواین که از طریق این برنامه نشر شوه لطفا متالب تانه برما از طریق پوست روان کنین آدرس پوستی ما رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان بله و اگر به ایمیل دسترسی دارین متالب تانه میتانین از طریق ایمیل برما بفرستین توجه کنین به ایمیل آدرس ما roshan.afghanradio.org همچنان شما میتانین از طریق تلفون همراهی ما بتماث شوین و متالب تانه از طریق تلفون برما بگوین و ما او را در برنامه براتان میگون جانیم توجه کنین به نمبر تلفون ما 001-541-557131 بله وقتی برما زنگ میزنین بگوین که متلب دارم بر برنامه از هر گل برگه بنان شما میتانین که از سی طریق همراهی ما بتماث شوین هم از طریق نامه هم از طریق تلفون و هم از طریق ایمیل بله خب شنانده های گرامی بیاین که در این قسمت از برنامه به پارچه شیر گوشت بدیم که عنوانش است مایان دوز گنج که دوزدان برند مایان دوز گنج که دوزدان برند ویا بد و زنگش زیان آورند ویا بد و زنگش زیان آورند نه از بد و زنگش زیان آیدش نه دوزده بران گنج را آیدش هران جا که دل بستایی گنج توست که این گنج تو حاصل رنج توست مایان دوز گنج که به حاصل است مایان دوز گنج که به حاصل است که رنج تن و جمله خود باطل است که چون چشم تو خود چراغ تن است زنورش همه پای کرد روشن است اگر چشم تاریک و خیره شود همه پای کرد تار و تیره شود اگر روشنائی تو تیره شد یقین دان که ظلمت به تو چیره شد چو ایسا چونین گافت آن گف زود دو سرور نشاید که خدمت نمود یکی را محبت درو خانه است یکی نفرت از وی درو لانه است یکی را گرامی و والاش مرد به آن دیگر جز حقارت نبرد محال است برمرد دنیا پر است محال است برمرد دنیا پر است که باشد خدا ترس و یزدان پر است برنامه آینده سپایده ایم