۲۹ دقیقې
۱۵ ديسمبر ۲۰۱۲
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ شنمده های پاک نهاد خدا بار دیگه و با برنامه دیگه سلام تقدیم میکنیم. امیدواریم تمنیات نیک دستندرکارای برنامه از هر گل برگره پذیراشوین. آرزو میبریم سلام های مهروزهای ما که انکاس از محبت خالصانه ماست گرمایی باشه برای قلبای باسفای شما. امیدواریم لحظات را که با برنامه تان هستین با خوشی و شادی تمام آمیخته باشه. بله با امی امیدواری در ایچه برنامه ای نوبت از هر گل برگره با آلم از شادی میگوشاییم تا باشه داشته های برنامه ما پیام از آرامش خاطر برای شما جویندگان راه راستی باشه. خوب آقای شاهد بیاین پای معرفی ای نوبت برنامه از هر گل برگه بینشینیم تا پیرایه باشه برای لحظه های شادی بخش شنانده ایما. برنامه ای نوبت با ای مطالب زیند بخشیده ایم. قالین باف داستان کتا تخلیص از نکندش مطلب معلوماتی نان روزانه و موسیقی قالین ها زیر تندیس زریف انگوشتانش جان می گرفتند و بزرگ می شودند. انگوشتان نازوک و لطیفه که گا انگوشتر ساده بزیبایی آن می افزود. باتا رو برس خو گرفته بودند. قالین ها با نقش های هشت گوشه ای و چار گوشه ای در زیر حرکات ماهرانه و جادویش بزرگا بزرگتر می شدند. و کمال قالین باف پوشیده را موجوار و ملائم روی بستر سبز زمین به زمزمه می گرفتند. مادر و خوهر دیگرش هم قالین می بافتند. پدرش از دار دنیا چند جریب زمین داشت که دوستش داشت و روزهایش را همدم بود. دختر قالین باف در چاردیواری که از دستگاه قالین بافی و تارها انباشت بود بزرگ شده و همچو گل پرشور قامت افراشت بود. قالین های شهرت به هم زده بودند و روستاییان قالین هایی را که از خانه شا علی بیک بیرون می شد به غیبته می نگریستند. پدر زمان که از سر زمین بر می گشت سر به اتاق قالین بافی می زد و با غرور می گافت. قالین های ما را در نمایشگاه های خارجی فرستادند. بعد در حال که از دخترش می خواست که آفتاب آب برایش بیاورد می افزود. زمین دوست آدمی است اگر آبادش کردی و بالایش خانه ساختی تنها با هجاب قالین می توانی سر به بسترش بگذاری و مادر شادمانه می خندید و می گفت زمین ما امسال حاصل خوب خواهد داد مثل قالین های ما. پدر تعیید می کرد آفتاب را از دست دخترش می گرفت و به حولی می رفت. نگاه به قفص کنری ها می انداخت و زیر لب اشپلاق می زد. گاه پدر از این که پسر ندارد اندوگین با مادر شکوه می کرد. اگر یک پسر می داشتیم یک دهقان جوان دیگه غم نداشتیم. خانمش می گفت کبر نکو خدا را شکر کو. چیزه که از جانب خداست شکر است و مرد تعیید می کرد. چیزه که از جانب رب است شکر است. بر می خواست به جانب کنری هایش می رفت و اشپلاق می زد. دخترهای قالینباف که اینک جوان شده بودند و نگاه ها را بدنبال می کشیدند در اتاق قالینبافی زمزمه می کردند و بلند بلند می خندیدند. گاه هم سر به سر پدر و کنری هایش می گذاشتند. پدر پوزخند زنان می گفت شیطان ها جوان شده و اشپلاق می زد تا پرنده هایش چه چه سرده هند. قالین ها بزرگ و بزرگ می شدند. روزها پی هم می گذاشتند و دختران قالینباف افسانه شباب را از چاردیواری کارگاه به گوش باغ ها می سرودند. دل باغ ها تنگ بود و این افسانه را کلمه با کلمه به گوش باد می سفرد. و بعد دم چاشت با دختر کوچکتر کوچه با کوچه سوی زمین شاالی بیگ می رفت. دختر به پدرش سر زمین نان می برد. دم می نشست و بعد چادر نمازش را به دورش می کشید و خانه می رفت. تا زیر تندیس زریف انگشتانش قالین دیگر جان گیرد. در همین رفت و آمدها بود که او را دید. همون کسی را که پدرش درباره اش می گافت. دهقان است. رستم است. زمین زیر بیلش قوت نداره. آن روز هم زمانی که از سر پلوان می گذاشت و ایرا دیده بود که سینه زمین را شیار می زند و عرق خستگی به گونهش می درخشد. دهقان برومند بیل می زد و موهایش که نقشه از شیار زمین و شب داشت پرپشت روی سرش می لغزید. دختر مشتاقانه او را می پایید و در دل گپ پدر را تعیید می کرد که گفته بود. زمین زیر بیلش قوت ندارد. اصر زمانی که قالین تازه زیر تندیس انگشتانش جان می گرفت و صدای ضربه برسها به کارگاه روی فرش نخها می خزید به او فکر می کرد. به همانی که زمین سخت طاقت بیلش را نداشت. چاشت ها سر زمین نزده پدر دیر می رشست. قصه می کرد و شاخه ها را به نجوا در می آورد. سبزه ها را لگت زده بر می گشت. دستانش را لبه جو می شست و او را می دید که شیار می زند و زمین زیر بیلش طاقت نمی آورد. زندگی برایش دلپذیر تر شده بود. نقش قالین ها قشنگتر می شد و زمزمه های دخترک قالین باف بلندتر. سینه زمین چاک کردی دلمه از عقل پاک کردی. طرفم ندیده دستار زدی دلمه پاره مثل خاک کردی. خوهر کلان می خندید و اغواگرانه می پرسید. باستی را دیدی. او بر سر قالین ها دست می کشید دستمال سرش را پایین تر می کشید و به کسی فکر می کرد که زمین طاقت بیلش را نداشت. چند روز بعد پدر او را از آمدن به سر زمین من کرد و دختر قالین باف از شور نشست و انموی قالین ها کند شد. و اما خوهر کلان شوختر شده بود. با عرف های دو پهلویش او را می آذارد و از این که سر به سر او پدر و کنریهایش بگذارد خسته نمی شد. شوخی کنان او را می گفت. مثل کنریهای بابیم هستی تا کسی به طرفتش پلاک نزنه نمی خانی و خیزک نمی زنی. دختر سرخ می شد و کین جویانه ات داد می کشید. خودت کنری بابیم وارستی. خوهر بزرگ خند کنان به عقب نیفتاد. نی خورک مثل کنریستی مثل کنری بابیم. آزرده می گشت برس و نه را به زمین می کوید و می برامد. شک و اشرا به شاخ سار می برد و به نجوای آرام آنها گوش می داد. قالینها جان می گرفتند و بزرگ و بزرگتر می شدند. پدر هر شب بعد از نماز دست هایش را بلند می کرد و می گفت. خدایا دخترک های نازنینم را بی پردن سازی رو به مادر می کرد. پنج انگوشتشان پنج راغ هست تلاست. دختر کلان پوست خند زنان می گفت. اما بابا تو کنری هایی که زیادتر دوست داری. مادر می آن حرف و می دوید. تو تای آتش هستی. خوهر خورک تعیید می کرد و می گفت. اما آتش بی قوق هست. و خوهر بزرگ که دستشوخی برنامهی داشت با خنده که آواز دریای آرام و کمخروش را به خاطر می آورد می گفت. اما تو خوهرک مثل کنریستی. مثل کنری باباییم. دختر خشمگین می شد و انتقام جویانه به طرف خوهر می پرید و پدر با بی حوثلگی فریاد می زد. بست کنین دگه. خوهرها آرام می نشستند و خوهر بزرگ زیر چشمی او را می پایید به تقلید پدر سویش اشپلاق می کشید. او می برامد وشک و اشرا به محتاب می برد. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی آهنگ بسیار خوبی بود. امید که دوست های شنونده ای ما از شنوندن ای آهنگ خوششان آمده باشه. حتما خوششان آمده آقای شاهد. خوب آقای شاهد فکر می کنم که نوبت پخش مطلب معلوماتی برنامه فرارسیده. چطور؟ بله، شما کاملا درست میگین. مطلب این نوبت ما در مورد حوشدار داکتران در باری ترکیب خطرناک گریپ فرود و دارو ها هست. بسیار خوب، پس بفرمایین که با شنانده های خود یک جای بشنویم. مروری جان، محققان میگن که شمار دارو هایی که ترکیب اونا با گریپ فرود هست میتونه خطرناک باشه. بسرات رو به افضایش هست. داکتران حوشدار دادن که ناغاهی از خطر ترکیب برخ از دارو ها با گریپ فرود ممکن است که خطرناک باشه. گریپ فرود از تجزیه برخ دارو ها در روده و جگر جلوگری میکنه که میتونه باعث مسمومیت داروی شده. محققان که متوجه ارتباط گریپ فرود با تجزیه دارو ها شدن میگن که شمار دارو هایی که ترکیب اونا با این میوه ممکن است که خطرناک باشه. بسرات رو به افضایش هست. نتیجه این مطالعه در مجلی انجمن تیبی کانادا منتشر شده. این دارو ها شامل دارو های فشار خون، سرطان و کاهش کلسترول هستن. همچنان دارو های که برکاستن از سیستم ادفاعی بدن پس از جرویه های پیوندی به بیمارا تجویز میشه هم میتونه با ترکیب گریپ فرود خطرناک باشه. ماده کیمیایی فروناکومارین در این میوه انزایمره که باعث تجزیه برخی از دارو ها میشه از بین میبره. این باعث میشه که دارو ها در بدن بمانه و هر بار که این دارو خورده میشه در بدن باقی میمانه. گزاره شده که داروی فلدیپین که یک داروی فشار خون هست در بیماران که یک گلاس آب گریپ فرود نوشیدن سی برابر بیشتر از بیماران هست که یک گلاس آب نوشیدن. البته اوارض جانبیان متفاوت هست و به نوی دارو بستگی داره. مثلا ممکن هست که بیمار دوچار خون روزی میده شوه یا زربان قلبش نامنظم شوه گردهایش دوچار آسیب شوه یا حتی بیمیره. دکتر دوید بیلی یکی از محققان به بی بی سی گفت خوردن آب تابلیت با یک گلاس آب گریپ فرود مانند خوردن ده یا پانزه تابلیت با آب هست. مردم میگوین که باور این موضوع برشان دشوار هست اما میتوانن به شما نشاند هم که از نظر علمی امکانپذیر هست. و گفت در نتیجه بدون آن که متوجه باشین تانا با نوشیدن یک گلاس گریپ فرود بجای ای که خود را درمان کنین زهر را وارد بدن تان میکنین. در این گزارش آمده که جامعه تیبی دباره ارتباط گریپ فرود با دروها معلومات لازم را ندارد. برخی دیگر از مراکبات مانند نارنج و لیمونی ترش هم میتونه چونین خطرات را به دنبال داشته باشه. نیل پیتل از انجامن داروسازی سلطنتی بریتانیا میگه که گریپ فرود تنها خوردنی نیست که ممکن است با دروها اثر مخربه بر بدن بگذاره. برمثال اگر شیر با بعض از انتیبیوتیک ها با هم یک جای مصرف شووند باعث جلوگیری از جذب انتیبیوتیک به بدن میشه. و گفت هرچن برخی از این ترکیبا خطرات بالینی نداره اما برخی دیگر میتونه مشکلات جیدی را ایجاد کنند. به گفته آقای پیتل داروساز ها بیترین اشخاص برای مشوره در باره ترکیب ریجم قضایی و داروها هستند. تشکر آقای شاید واقعا که مطلب بسیار جالب بود. امیدوار هستیم که دوست های شنونده ما با شنوندن این مطلب داینده کوشی بکنند که تمام دوای خودا چی بشکل تابلیت و چی بشکل شربت کوش کنند که با آب بخورند. نه با میوه و یا کدام چیز دیگه به خاطر ازیگه بعضی از میبوه ها اثر بسیار تخریبی به بدن میگذارد. راست میکنید. تشکر آقای شاید. خوب شنونده های نهایت عزیز و آرجومند شما برنامه از هر گل برگره مشنوین. اگر میخوایید که همراهی ما به تماس شوید میتونین از طریق تیلفون شما را 001-541-550-721-31 به تماس شوید. خوب دوست های گرامی آل بخش غذای روزانه فرارسیده. بله مروره جان بخش غذای روحانی. بله شنونده های نهایت مهربان. در برنامه گذاشته ما صحبتی داشتیم پیرامون یگانگی کتاب مقدس و حکمت عظیم کتاب مقدس. در برنامه اینوبت در باره آفرینش مطالب چنده با هم میاموزیم. به یاد داشته باشیم که آفرینش موضوع بسیار مهم و اساسی در تعالیم کتاب مقدس است. و میبینیم که خدا بخاطر آفرینش پرستیده میشه. بله در کتاب مکاشفه که آخرین کتاب کتاب مقدس است وقعی مربوط به زمان آینده سبت شده. در فصل چهارم و پنجم این کتاب سحنهای از پرستش خدا در عالم بالا دیده میشه. فصل چهارم کتاب مکاشفه در باره تختنشینی سخن میگه که موجودات روحانی در ازور او میباشند. چهار موجود زنده که به نظر میرسه فرشت های بسیار مقرب خدا هستند که در اطراف تخت و قرار دارند. و شب و روز خدا را میپرستند و میگن قدوس قدوس قدوس خداون خدای قادر مطلق که بود هست و خواهد آمد. بله، بعد از او دعایت ده و یازده امی فصل اتور میخانیم. آن بیست و چهار پیر در برابر تختنشین که تا عبد زنده سجده میکنند و او را میپرستند و تاجهای خود را در پیش تخت و میاندازند و فریاد میزند. ای خداوند و خدای ما تو تنها شایسته ای که صاحب جلال و حرمت و قدرت باشی. زیرا تو همه چیز را آفریدی و به اراده تو آنها هستی و حیاتی آفتند. شنانده های گرامی، سحنه پرستش خدا در آلم بالا و آیات مربوط ما را متوجه میکنند که خدا به ای علت پرستیده میشه که آفریدینده آلم هستی هست و همه چیز به اراده او هستی و آیاتی آفتند. هر انسان و فرشته زندگی و نفس خدا مدیونی آفریدگار تمانا و دانا میدانند. در کتاب ایوب نبی میخانیم که اگر خدا اراده کند و روح و نفس خود را از انسان پس بگیرد، همه انسان ها حلاق می شوند و به خاک بر می گردند. بنابراین خدا نفقط آفریدینده آلم هستی هست بلکه از آلم هستی نگاهداری هم می کند. یکی از ذلائل اصلی آفریدنش ای از که آفریدینده مورد پرستش قرار بگیره. دعایات اول تا چهارمه مزمور نزده هم چونین می خانیم. آسمان از شکوه و عظمت خدا حکایت می کند و سنت دستای او را نشان می دهد. روز و شب حکمت خدا را اعلام می نمائند و بیان که سخن بگویند ساکت و خاموش پیام خدا را به سراسر جهان می رسانند. مقصود از آفریدنش پرستش آفریدگار است. تمام کسایی که به خدای حقیقی ایمان دارند معتقد استند که او خالق آلم هستی است. دوست های عزیز موضوع آفریدنش که در کتاب پیدایش ذکر شده بر آگاهی درست از مسئله گناه بسیار ضروری است. به اساس کتاب پیدایش انسان بی گناه و از لحاظ روحانی به شبهات خدا آفریده شد. ولی او گناه کرد و گناه انسان از خدا جدا ساخت. همه می دانند که انسان کامل نیست. اما سوالات مطرمی شد که چرا انسان کامل نیست؟ آیا انسان می تاند از طریق تعلیم و تربیه و سعی و کوشش بیتر شد؟ وقت ما رساله رومیان با امطاله می گیریم به ما می آموزاند که انسان گناهکار است و گناه از طریق آدم به تمام بشریت سرایت کده. هر انسان با ذات آلوده به گناه به جهان می آید و شخصا نیست مرتقب گناه می شد. اگر تعلیم تکامل سعی بود انسان در ابتدا باید که از چند مرد و چند زن به وجود می آمد و اوقت نجاد بشر از چندین شاخه مختلف می بود. به این ترتیب ممکن بود عده گناهکار و عده بیگناه باشند. اما واقعیتی است که نجاد بشر از یک مرد و یک زن یعنی آدم و هوا به وجود آمده و گناه از طریق آدم که سرکرده نجاد بشر است به تمام آدمیان سرایت کده و به این دلیل تمام بنی آدم گناهکار استند. در سال رومیان در فصل پنجم دا آیه دوزده هم ایتا رو ذکر شده. گناه به وسیل یک انسان به جهان وارد شد و ای گناه مرک را به همراه آورد. در نتیجه چون همه گناه کردن مرک همه را دربر گرفت. و در فصل ششمه امیر ساله دعایی بیست سه چونین میخانیم. زیرا مزد گناه مرگ است. اما نیمت خدا در پیوستگی با خداوند ما مسیح ایسا زندگی عبدی است. پس شنامده ای گران قدر. دعای ما ای از که شما عزیزان شنامده در سر طوبه از گناه و ایمان به مسیح نجاد عبدی را نصیب شبین. تا در حضور او عبدیت سپری کنین. خب شنامده ای گرامی ای بود برنامه ای نوبت ما که تقدیم خاطره شما عزیزاشد. تا برنامه آینده که بعد هم در امی ساعت در خدمت شما خواهیم بود تمام شما دوست های عزیزا به خداوند بی نیاز می سپاریم. خیلی مطمئن که بود و از دومی آیند بود بر از جلالت اسمان و زمین. صدوار صدوار صدوار صدوار صدوار رای برای خدا که خونه خود را فیدا کردی. صدوار صدوار صدوار صدوار رای برای خونه خود را فیدا کردی. صدوار خونه صدوار جلال صدوار قدران صدوار مهرستش صدوار سیتایش صدوار هم دختره صدوار شکر گذاره خدوش خدوش خدوش خدوش خدوش خدوش خدوش خدوش خدوش خدوش صدوار خدای خدره مرسی که بود و از دومی آیند بود بر از جلالت اسمان و زمین. صدوار صدوار صدوار صدوار رای برای خدا که خونه خود را فیدا کردی. صدوار خدای خونه صدوار مهرستش صدوار جلال صدوار قدران صدوار مهرستش صدوار خدای خدوش خدوش خدوش خدوش خدوش