۶ دقیقې ۳۴ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
انجیل مطا مطا فصل اشده هم دران وقت چاگردان نزد ایسا آمده ازو پرسیدند. کی در پاچای آسمانی ازمه بزرگتر است؟ ایسا کودکی را صدا کرد و ازو خواست در برابر آنان بیستد و سپس به آنان گفت. در حقیقت به شما میگویم که اگر شما تغییر نکنید و مانند کودکان نگردید هرگز داخل پاتشاهی آسمانی نخواهید شد. در پاتشاهی آسمانی آن کسی از همه بزرگتر است که خود را خرد سازد و مانند این کودک بشود و کسی که چونین کودکی را بنام من بپذیرت مرا پذیرفته است. وای به حال کسی که باعث لغزش یکی از این کودکان که به من ایمان دارند بشود. برای او بهتر می بود که سنگ آسیابه به گردنش آوی اخته شود و در عماق دریا غرق گردد. وای بر دنیا که باعث چونین لغزش های می شود. حتمان لغزش های پیش خواهد آمد. اما وای بر کسی که باعث این لغزش ها شود. بنابراین اگر دست یا پای تو ترا به گناه بکشاند آن را قطع کن و دور بینداز. زیرا برای تو بهتر است که بدون دست یا پا داخل حیات گردی تا با دو دست و دو پا بداخل آتش عبدی افغانده شوی. و اگر چشم تو ترا به گناه میکشاند آن را بکش و دور بینداز. زیرا بهتر است که با یک چشم داخل حیات شوی تا با دو چشم به آتش دوزخ افغانده شوی. هرگز این کوچکان را حقیر نشمارید. بدانید که آنان در آلم بالا فرشتگانی دارند که پیوسته در پیشگاه پدر آسمانی من حاضر استند. زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را نجات بخشد. عقیده شما چیست؟ اگر مرد ست گوصفند داشته باشد و یکی از آنها گم شود آیا او نودنو گوصفند دیگر را در کوحصار رهان نمی کند و به جستجوه گوصفند گم شده نمی رود و هرگاه آن را پیدا کند برای آن یک گوصفند بیشتر شاد می شود تا برای آن نودنو گوصفند دیگر که گم نشدند. به همین طور پدر آسمانی شما نمی خواهد که حتی یکی از این کوچکان از دست برود. اگر برادرت به تو بدی کند، برو و با او در تنهایی در باره آن موضوع صحبت کن. اگر به سخن تو گوش دهد، برادر خود را بازیافتی. و اگر به سخن تو گوش ندهد، یک یا دو نفر دیگر را با خود ببر تا از زبان دو یا سه شاهد این موضوع تایید شود. اگر حاضر نیست سخنان آنان را بشنود، موضوع را به اطلاع کلیسا برسند. و اگر حاضر نشود به کلیسا گوش دهد، با او مثل یک بیگانه یا جزیگیر و سودخور رفتار کن. بدانید که چیزی را که شما در روی زمین ببندید در آسمان هم بستمی شود و چیزی را که در روی زمین باز نمائید در آسمان باز می شود. و نیز بدانید که هرگاه دو نفر از شما در روی زمین درباره آنچه که از خدا می خواهند یک دل باشند، پدر آسمانی من آن را به اشان خواهد بخشید. زیرا هر جا که دو یا سه نفر به نام من جمع شود، من آنجا در میان آنان هستم. در این وقت پتروس پیش ایسا آمده از او پرسید. خداونده اگر برادر من نسبت به من خطا بکند، تا چند بار باید او را ببخشم؟ تا هفت بار؟ ایسا در جواب گفت، نمی گویم هفت بار، بلکه هفتات مرتبه هفت بار. چون پادشاهی آسمانی مانند پادشاهی است که تصمیم گرفت از خادمان خود حساب بخواهد. وقت این کار را شروع کرد، شخصی را نزده او آوردند که ده هزار دینار از او قرضدار بود. اما چون او نمی توانست آن را بپردازد، عربابش عمر کرد او را با زن و فرزندان و تمام هستیش بفروشند تا قرض خود را بپردازد. آن شخص پیش پای عرباب خود افتاده گفت، ای آقا بمن مهلت بدهی و من تمام آن را تا پول آخر به تو خواهم پرداخت. دل عرباب به حال او سوخت به طور که قرض او را بخشید و به او اجازت داد برود. اما او وقت از آن جا رفت در را با یکی از همکاران خود رو برو شد که تقریبا ست دینار از او قرضدار بود. او را گرفت و گلویش را فشرده گفت، قرض مرا بمن بپردازد. آن شخص بپای همکار خود افتاد و با او التماس کرده گفت، بمن مهلت بدهی، پول تو را میپردازم. اما او قبول نکرد و آن مرد را بزندان انداخت تا قرض خود را بپردازد. خادمان دیگر که این ماجرا را دیدند بسیار جگرخون شدند و به نزد ارباب خود رفته تمام جریان را به اطلاع او رسانیدند. او آن مرد را خواسته با او گفت، ای غلام شریر، بخاطر خواهشی که از من کردی، من همه قرض ترا به تو بخشیدم. آیا نمی باید همین طور که من دلم برای تو سخت، تو هم به همکار خود دل سوزی می کردی؟ ارباب آنقدر خشمگین شد که آن غلام را بزندان انداخت و امر کرد که تا وقت تمام قرض خود را نفرداخته است، آزاد نشود. پدر آسمانی من هم با شما همین طور رفتار خواهد کرد، اگر همه شما برادر خود را از دل نبخشید. درست درست درست درست.