۳۰ دقیقې
۱۹ اپريل ۲۰۱۲
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگی چقدر زیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریاد من بشنو دعای من مستجاب کن از دنیا از دنیا شناندههای گرامی رادیو صدای زندگی ارزو مندهیم سلامهای سمیمانی ما و امکارای ما بپذیرین اینکه با آخرین برنامه اصل سله برنامههای فریاد زن در خدمت شما دوستها قرار داریم نهایت ارزوی ماست که همهی شما دوستها همراه با خانوادههایتان جور و صحتمن بوده و آمادهی شنیدن برنامهی نوبتتان باشین ارزوی ماست که گرداوردهای برنامهی آزر طرف توجه و دلچسپیتان قرار بگیره با ارزوی بهروزی و شادکامی شما عزیزا می پردازیم به نشر آخرین برنامهی فریاد زن ای خدای رحیم و کریم برمن رحم فرما و گناهانم را معاهم کن مرا از اسیانم کاملن شست شدی و مرا از گناهم پاک سازد بی بی چان آسمان از زمین چقدر دورست جان بی بیش آسمان از زمین بسیار بسیار دورست بی بی چان رنگ آسمان چرا آبی است بچهیم بخاطر که در آسمان هر قسم گاز است از او خاطر آبی مالم میشه بی بی چان خداوند در کجا است بچهیم خداوند در هر جای است در آسمان است در زمین است در جایی که بگویی است سالیه اوه سالیه سالیه آمدم خالا جان خالا جان چیز کار داشتی؟ بیا بچهیم این دختر تا ببر کتی سوالای خود دلمه بیخیه و کرده این چه قسم مشتوک است مثل کلانهاور پرسان کدامیره و پرسان کدامیره ای بابا بجمه بیا بچهیم بریم در اون خانه خلق بی بی تا تنگ نست از بچهیم بریم بچهیم از بی بی جانت زیاد سوال نکن اون قوصله نداره هر سوال که داری از من پرسان کن یا از پدر جانت بچهیم اون قیچی را خب بده خوب مادر جان اینه مادر جان بگی آفرین بچهیم مادر جان قیچی را کی ساخته بچهیم قیچی را آینگر از آین ساخته مادر جان پشکک ما گجه است در سر سفه خواهست مادر جان پشکک ما مثل من خواه میبینه تو بان که من کار من خلاص کنام تا اون چقدر سوال میکنی بچهیم چقدر قوصله داری بچهیم از سوالهایت خب مالوم میشه که خوب ذهن خوب خود داری جان و مادر خود بچهیم باز بخیر که کلان شدی و مکتب رفتی باز کل سوالهایت از معلمتان پرسان کن که معلمتان صحیح برای جوابایش بگویا خوب بچهیم؟ مادر جان خیلی قصهگره برم بگو قصهی چی را بگویم برت بچهیم؟ قصهی خورترکی تو بگو مادر جان بچهیم اگر من قصهی خورترکی خود بگویم چند روز دبر میگیره خیلی یک قصه دیگه بگو میگی مادر جان؟ خوب بیا بچهیم اینجا بیشی که برت یک قصه بگویم خوب اینه مادر جان بگو دقا خوب بچهیم میگن چندین سال پشت در یک دره در یکی از اولایتهای بسیار دور یک مرد زمیندار زندگی میکد که بسیار زمین و جایداد داشت این آدم زمیندار پند بچه و یک دختر داشت بچههایش خوب سر و صورت داشتند مگرم دخترش لبش چاک بود و یک چشمشم گل داشت این دخترک ایتا بدقواره بود که ایچ کس حاضر نمیشد که کتش هاروسی کنم مگرم پدر و مادرش این دخترک خود بسیار دوست داشتند بخاطر که اونو همون یک دختر داشتند مادرش همیشه در فکر دخترش بود و دباره آینده از او فکر میکد بچههایشان کلان شدن و بعد از ختم مکتب و فاکلته هاروسی کدن مگرم دخترشان در خانه بود و بایی که پدرش آدم زمیندار و پیسدار بود ایچ کس برخازگاری از او نمیامد مادرش همیشه دباره آینده دختر خود چرد میزد که آینده از او چی خواد شد یک روز مادر ای دختر بر پدرش گفت بچههای ما کلشان آروسی کدن سایب اولاد شدن مگرم دختر ما هنوز هم در خانه است ما تو هم روز بر روز پیر و ناتوان شده میریم آینده دختر ما چطور خواد شد چطور است که دختر خود را بر شامیر بچهای اسمایل رنگمال بدیم پدرش گفت بچهای اسمایل رنگمال خود کور است مادرش گفت اگه او کور است دختر ما هم لبش چاک است و یک چشمش هم گل داره مرد زمیندار دسته که رفت که چی کنه بعد از سکر زیاد گفت زن خود را قبول کرد بلاخره دختر اونا امروی شامیر که کور بود آروسی کرد اونا با هم بسیار خوش بودن و یک دگه خود را بسیار دوست داشتند چند سال بعد از آروسی اونا پدر ای دختر کتر دو بچه خود و دامات خود کابل آمدند در خانه یکی از دوستای خود رفتند وقت دوست ای مرد زمیندار دید که دامات او کور است برش گفت داماتتا یک دفعه در شفاخانه نور ببند در اونجا دکتر های بسیار لایق است و دزم وسایل بسیار خوب و پیشرفته دارند سباش ای مرد کت دوست خود دامات خود را در شفاخانه نور برد وقت دکترها دامات او را ماینه کردند برش گفتند که چشم از او قابل امالیات است و بعد از امالیات او میتونه که کل چیز ببینه بعد از ماینه پس خانه دوست خود آمدند ای مرد زمیندار در اول بسیار ددله بود که چی کنه آیا بر امالیات دامات خود پیسه بته یا نی؟ بخاطره که او ازی میترزید که اگه داماتش امالیات شووه و چشمش جو شووه نشه که دخترشه طلاق بته بلاخره ای مرد زمیندار آزر شد که مصرف امالیات دامات خوده بته بعد از امالیات دامات از او جو شد و تمام چیزه به خوبی دیده میتونست او بسیار خوش بود که بر اولین بار دیده میتونه و کل چیزه میبینه دامات ای مرد زمیندار دستای خسار خوده هم ماش کرد و برش گفت من ای نیکی تا ایشویخ ازیاد نخود بردم خوب دو هفته بعد ای مرد زمیندار کته دامات خود پس به قریه و جای خود رفتند مرد زمیندار از یک طرف خوش بود که داماتش بینا شده و از طرف دیگه بخاطره دخترش نارام بود در جریان راه ای مرد سروعتمند بسیار نارام بود و دباره دختر خود فکر میکد بخاطره که دختر ازو بسیار بدرنگ و بدقواره بود او ازی میترسید که نشد که داماتش دخترش را طلاق بده وقته که خانه رسیدن و دامات بر اولین بار که زن خوده دید تحجب کرد و تکان خورد مگرم او پیش زن خود رفت و دستای خوده دستر ازو ماند و برش گفت من تو را واقعا دوست دارم اتا از سابقا کده من تو را بر همیشه دوست خواهد داشتم تو برما مقبولترین زن دنیا هستی و من بر همیشه کتر زندگی خواهد کدم چه خوب قصه بود مادر جان موسیقی چی یک داستان زیبا و دلنگیز و چی یک محبت واقعی دوستان گرامی آیایی دلنگیز و خوش آین نیست که داستان از گزشتهای خوده بشنویم؟ آیا یه جالب نخواد بود که بر لحظه به عقب نگاه کنیم و ببینیم که مردم در گزشتهای چی قسم زندگی داشتن؟ در این سلسله برنامه یعنی برنامه فریاد زن ما داستانا و سرگزشتهای زنهای مختلف را شنیدیم همچنان ما در این برنامه شاید شنیدن فریاد زنها، درد و غم اونا، قهر و غصه اونا، ترس اونا و خواهشها و آرزوهای اونا بودیم اما تر از طریق این برنامه ما داستان خداونده از عهد عتیق کتاب مقدس می شنویم این داستان آغاز پیدایش انسانه برمو شما بیان می داره این داستان های کتاب مقدس برمو بیان می کنه که خداوند کی است و از ما چی می خواهه که انجام بتیم این داستان ها برمو اظهار می داره که خداوند فریاد ما را می شنوه و به ناله های ما گوش می ته اگر ما به اون ایمان بیاریم و به اون اعتماد کنیم، اون ما را می بخشه خب شنانده های ارجومند، آله بیاین به داستان از کتاب مقدس گوش بتیم و بیبینیم که این داستان برمو چی می گه زیرا برنامه ای نوبت ما مرور از برنامه گذشته ماست که یک جای با هم شنیده ایم خداوند از اثر محبت زیاد، زن و مرد بشکل خدافرید وقتی خداوند انسان آفرید، اونا بگنا بودند در باقی ادن، خداوند تمام زروعیات اونا را آماده کده بود در مقابل چیزی که خداوند از اونا می خواست ای بود که از او اطاعت کنند خداوند زن و مرد برکت داد و برشان گفت که سر زمین تصرات داشته باشین و سر حیوانات حکم روئی کنین از اونا خواست شده بود که از میوی درخت شناخت نکوبت نخورن مگرم وقتی هوا توسط مر وزبسه شد و افریب خورد، از خداوند ناعتعاتی کد آدم هم از خدا بهعتعاتی کد، خداوند گناه اونا را داوری کد خداوند پوشش دائمی بخاطر شرم و گناه اونا آماده کد و ای پوشش ایجاب ریختن خونه ایوانه به گناه را میکد خداوند یکانه کسیست که میتونه گناه ما را بباشانه و ما ای کار را کده نمیتانیم گناه به وسیله بهعتعاتی آدم و هوا به دنیا آمد بچی اونا قاین از روی حسادت برادر خدا حابی لکشت خداوند مهربان و بخشنده است و از خاطر مهربانی او بود که قاین آگاه ساخت که در مورد چیزی که او فکر میکد او را انجام نده اما قاین هم از خداوند بهعتعاتی کد و برعره برادر خود گناه کد و خونه او را ریختند خداوند گناه قاین داوری کد به امی شکل گناه ادامه یافت تا ای که خداوند در زمان نو شرارت و بدی تمام مردم در روی زمین دید و گناه اونا را دابری کد خداوند بر مردم وقت داد تا از گناه خود توبه کنند مگرم خداوند تنان نور شخص آدل و پریزگاری آفت به خاطر که تنا او خداوند را عبادت میکد و از حکام او پیروی میکد بنابران خداوند به نو خانوادی او آشکار کد که چی قسم از داوری خداوند رهائی یابند نو از خداوند اطاعت کد و او و خانوادی او نجاتی آفت حتی موسا که پیانبر بزرگ بود با نفرمانی از خدا گناه کد او هم مجرم شناخته شد و بدون داخل شدن به سرزمین وعده شده به مرگ محکم شد مریم خوار موسا نیز مرتقه به گناه شد بخاطر که خداوند موسا را رحبر قوم تن کد و مریم بخاطر ای کار حسادت کد مگرم وقت مریم توبه کد خداوند او را بخشید و گفت تا وقت که جزام او خوب شده او باید که از قوم دور باشه وقت قوم اسرائیل علیه خداوند شورش کدن خداوند گناه اونا را داوری کد و جزا داد و اونا نتانستن که به سرزمین وعده شده داخل شدند تمام او کسایی که از خدا تمرد کده بودند در دشتان مردند اسرائیلی ها باز و بازم به زید خداوند با شکایت کدن و گله کدن گناه کدند یک بار خداوند گناه اونا را با روان کدن مار زهری در بینشان داوری کد مار هر کدام اونا را می گذید می مردند مگم خداوند مهربان بود و راهی را بر اونا با وجود آورد که با اعتاد کدن او اونا می تانستن از داوری خداوند رهایی پیدا کنند و زندبانند خداوند انسان دوست داره مگم گناه اونا را دوست نداره و او را داوری می کند در دوران موسا خداوند برای قوم ای دستور داد تا یک حیوان بی عیبه بیارن و کائن خون او را در قربانگاه پاش بده تا گناه شخص گناه کار را با پشانه خداوند اجازه داد که خون یک پشش محققی برای پشاندن گناه باشه هر سال کائن اعظم باید یک قربانی مخصوص به خاطر گناه تمام قوم انجام می داد و خون عیوان بی عیبه در مقدسترین جای خیم عبادت در قربانگاه پاش می داد مگمی قربانی ها برای هر گناه باید که تکرار و تکرار می شد این شکل قربانی دائمی نبود در دور داوران اسرائیل خداوند قوم اسرائیل هر بار که اونا از او دور می شدند و خدای دروغین پرستش می کند اونا اونا را داوری می کند مردم نمی تانستند که خدا کمک کنند مگمی که خداون خودش وساطت می کند و میانجی می شد وقت اونا عذاب می کشیدند به خداون فریاد می کند باز خداون داوری مثل دیبوره را روان می کند تا اونا را حدایتو رهبری کند بعد انده ها دوران پادشاهان قوم مرتکبه گناهی عظیمی شدند گناه اینا ایقدر عظیم بود که خداون فرمود که تمامشان اسیر شبند و سرزمین و شارشان ویران شبند بخاطر گناه قوم خداوند از انسان دوروی کرد و ای با این معنی است که خداوند دیگر دعای اونا را نخشنید فا اونا را برکت نداد خداوند پیغمبر ها را فرستاد تا مردم ها حوشدار بده که از گناهشان دوری کنند و در جستجوه بخشش خداوند شود مگرم اونا نتانستند که خدا از قار و خشم خداوند نجات بده مردم چی خدا می تانستند؟ ایچیز نی، بخاطر که تنا خدا می تانه وسیلی بخشش گناه را محیا کنه انسان با گناه خود نمی تانه در حضور مقدس خداوند بیار بنان یک کاهین ضرورت بود که بین خدا و انسان واسطه شوه مگرم در او ایام حتی کائینا هم مفسد و گناکار شده بودند خداوند باید یک کائین بیگنا را انتخاب میکد و به امی شکل یک قربانی شای سرنیست بیدون کمک خداوند مردم نمی تانستند که خدا از قار و خشم خداوند و مجازات خداوند نجات بده موسیقی شنهنده های مهربان طور خلاصه باید خاطر نشان کنیم که خداوند تمام گناه های ما را میبینه و در مورد او میفهمه ایچیز از نظر او پنهان نمی مونه تمام گناه ها توسط خداوند داوری می شه و گناکار مجرم شناخته می شه گناه باید مجازات شوه قربانی حیوان جاگزین معقدی گناه بود مگرم ای قربانی نمی تانست بره امی شه مؤثر باشه و گناه را پاک کنه چیزه که گناه را می پوشند یک قربانی کاملن بی گناه بود و ای قسم قربانی می تانست و ای قسم قربانی می تانست فیدیه گناه ما را به پردازه دوست های عزیز چون خداوند بخشنده است و ما و شما را دوست داره او خودش ای قربانی کامل و بی گناه را برما فراهم کد ای قربانی بی گناه وقت برما و شما مؤثر واقعی می شه که ما به او ایمان بیاریم و از او اطاعت کنیم و او را منحیث نجات دهنده خود قبول کنیم دوست های گرامی مردم در باری طریق های مختلف پاک شدن از گناه گپ می زنند که انسان ها کوشش کردند از او طریق کفاری گناه خدا به پردازند بیسیاری مردم کوشش می کنند که با انجام اعمال نیک کفاری گناه خدا به پردازند مگرم آیا گناه های شما باید شد که خداوند از شما ناراض شد و فریاد شما را نشنود؟ پس چطور شما می تانید دینتان را ادا کنید در صورت که شما باعث قهر و خشم خداوند شدید؟ آیا شما ای را بیدون کمک خداوند انجام داده می تانید؟ آیا شما می فهمین که در حالت تنایی و یعنی کی قسم احساس می داشته باشین؟ شاید امو احساس را داشته باشین که او دختر لبچاک داشت امو دختر که در آغاز برنامه در مورد او شنیدیم ای دختر از بدو تولاد معیوب به دنیا آمده بود و هیچ کس آزر نبود که کتی او آروسی کنه با وجود بدرنگی او پدرش او را بسیار دوست داشت به امی شکل خداون نیز ما و شما را دوست داره و در فکر ماست فرق نمی کنه که ما چقدر گناهکار استیم ویا از کجا هستیم او ما را دوست داره از امی خاطر از که برما طریقه را داده که ما به وسیل او عفو میشیم و گناه ما بخشیده میشه ای وسیل و راه ایسای مسیس که از طریق او خداوند گناه ما را میبخشه به خاطر که او خون مقدس خدا به خاطر گناه ار کدام ما و شما که به او ایمان بیاریم و او را منحیص نجادهنده خود قبول کنیم ریختاند زیرا او برما میگه که ای تمامی زحمت کشان و گرانباران یعنی گناه کاران نزد من بیایید و من به شما آرامی خواهم داد شنوندی گرامی تنها ایسای مسیس که برما و شما آرامش روحانی میته و از گناه ما را پاک و منظم میسازه خب دوست های گرانقدر ای بود آخرین برنامه فریاد زن که تقدیم شما دوست ها شد تا برنامه دیگه و سیریال دیگه شما را به خداونده مهربان و بخشهاینده هم اسپاریم موفق باشین یادی یافتنم شگفتیز در هر چیزی که میبینم نه عبری در آسمان نه تیرگی در قلبم چون محبت بسیر را دارم بوز و شب با محبت خود در قلب من چشمه ای جاری کرده چشمه آب حیات که میبخشت زندگی زندگی پر از مهر آناجی در اوجه شادی و پیروزیلم با روح پر جلالش ممنوب از قوت الهی که بخشت نمانایی در برابر همه سا همه سایه زود گذاره دنیا موسیقی راه های او چقدر عجیب است کلمات قادر به بیان آن نیست کار عظیمه اون بر سلیب جل جرتا رهانید مرا از بندگنا امید من ایسای زنده است چون اینکو از مردگان برخواسته خواهم پرستی دوران خواهبد در وزورش به خاطر آن نجات عظیمه است در اوجه شادی و پیروزیلم با روح پر جلالش ممنوب از قوت الهی که بخشت نوانایی در برابر همه سا همه سایه زود گذاره دنیا در اوجه شادی و پیروزیلم با روح پر جلالش ممنوب از قوت الهی که بخشت نوانایی در برابر همه سا شنبندگان عزیز شما نشارات رادیو صدای زندگی را هر صبح ساعت شش و چلپنج دقیقه با وقت افغانستان روی موج قوتاه 31 میتر بند مطابق به 9855 کلو هرچ و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه روی موج قوتاه 31 میتر بند مطابق به 9835 کلو هرچ میشنوید خواهش مندیم تا نظریات و پیشنات هایتان را در باره کیفیت بررامه ها با آدرس زیل برای ما بفرستید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان آدرس ما در قبریس ساوند آف لایف پوست باکس 5 7 0 0 0 لماسول سوایبریس