۲۷ دقیقه
دو دسته گی در میان یهودیان در مورد عیسی. آیا او دیوانه است و اگر دیوانه است چطور میتواند چشمان کور را بینا کند؟ اگر مسیح هستی آشکارا بگو. من به شما گفته ام شما باور نمی کنید. من و پدر یک هستیم.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم با شنیدن برنامه این عوض موسیقی یهودیان در اطراف او گرد آمدند و از او پرسیدند تا که ما را در شک میگذاری؟ اگر مسیح استی آشکارا بگو ایسا گفت من به شما گفتم اما شما باور نمی کنید کارهایی که بنام پدر انجام می دهم بر من شهادت می دهند اما شما چون گوصفندان من نیستید ایمان نمی آورید گوصفندان من صدای من را می شنوند و من آنها را می شناسم و آنها به دنبال من می آیند من به آنها زندگی عبدی می بخشم و آنها هرگز حلاق نخواهند شد و هیچ کس نمی تواند آنها را از دست من بگیرد پدری که آنها را به من بخشیده است از همه بزرگتر است و هیچ کس نمی تواند آنها را از دست پدر من بگیرد من و پدر یک هستیم کار دیگر یهودیان سنگ برداشتند تا او را سنگ سار کنند ایسا با آنها گفت من از جانب پدر کارهای نیک بسیاری در برابر شما انجام دادم به خاطر کدام یک از آنها من را سنگ سار میکنید یهودیان در جواب گفتند برای کارهای نیک نیست که میخوایم ترا سنگ سار کنیم بلکه به خاطر کفر توست تو که یک انسان استی ادعای خدایی میکنی ایسا در جواب گفت مگر در شریعت شما نوشتن نشده است که شما خدایان هستید دوستای محرمان به صحبت امروز از انجیلی و هنا خوش آمدین ما پیام هستم که در خدمت شما قرار دارم ما میرویس هم به شما سلام تقدیم میکنم و از خداوند میخوایم که این صحبت ها وسیله برکت برای همه ما و شما شود شنوندهی عزیز ما آیات 19 تا آیت 30 فصلی دهی انجیلی و هنا را شنیدیم در این قسمت ایسای مسیح به سوالات یهودیان جواب میده دوستای محرمان سال ها پیش از آمدن ایسای مسیح به زمین وقتی که شهر ارشلیم اشخال شده به خاک خون کشیده شد سه زمستان از او گذشته بود بسیار مردم امید خود از دست داده بودن و هیچ باور نمیکدن که باز دوران آزادی و خوب گذشته را ببینن دشمن ها تمام بخش های شهر زیبایشانه مثل که در دوران جنگ های میان گروهی کابل ویران شده بود، برباد کده، به خاک برابر کده بودن تعداد زیاد مردم شهر کشته شده بودن و تعداد زیاد دیگه هم به اصارت دشمن رفته ویا فرار کده بودن بعضی مردم شهر که زنده مانده بودن فکر میکدن که اشخال دشمنانشان سال های زیادی طول خواهد کشید اونا بخاطر حفظ منافع شان با دشمن ها همدست شده بودن وطن ما و شما افغانستان ای قسم حوادث ها زیاد تجربه کده بله، اما بعضی مردم دور شلیم بودن که هرگز با شرایط جدید که باوجود آمده بود سازش کده نتانستن خصوصا افتیدن معبد بزرگ و زیبایشان به دست دشمنان بر علاوه که برشان رنجاور بود باعث شرم و توهین بزرگ هم برشان بود واقعا از دست دادن معبد بزرگ و زیبایشان برشان شک و توهین بزرگ بود چون ای معبد بزرگ و زیبا نتانها خانه خدای اونا بلکه خالق و خدای تمام دنیا هم بود وقتی که خارجی ها اشقالگر شهر ارشلیم را اشقال کردن در ای معبد بزرگ و زیبا که از یهودیان بود در او بقربانی کردن به خدایان باطل و ساخته دست خودشان شروع کردن در گزشته به خارجی ها هرگز اجازه داده نمی شد که در معبد داخل شوند اشقالگران در ارشلیم شرایطی را بر مردم تحمیل کردن که ای شرایط سخت خود به خود تخم انقلاب و بقاوته در مقابل اونا در دلهای مردم کاشد آهست آهست تخم انقلاب در دلهایشان که کاشده شده بود نمو کده بزرگ شد و بلاخره به سمر رسید انقلابیون با یک حمله برقاسا اشقالگران شکست داده شهر ارشلیم را از حاکمیت اونا خارج کده آزاد ساختند میروز جان ای دامه بتون بسیار جالبه بله پیام صاحب تشکر سه سال بعد از این انقلاب خرابی های شر و معبد دوباره ترمیم کده و ای معبد بزرگ و زیباره مردم شر با احساس شرمندگی با گزراندن قربانی های درست دوباره تقدیس کده به خدا وقف کده مردم با تقدیم کدن قربانی های تعین شده روشن کدن شمها و دعا از خداوند آسمان زمین خواستند که اجازنت اونا دوباره به ای قسم آفت و درد و رنج روبرو شوند با مردم امر شد که بخاطر یادگاری که هیچ وقت فراموش اونا نشوند هر سال ای پیروزی را که خدا نصیب اونا کده بود جشن گرفته تجلیل کنند ای جشن که در زمستان برگذار میشه به حساب جنتری ما و شما به ماه جدی سر میخوره که به نام عید تقدیس یاد میشه دوست های عزیز حالا بیاین با همه یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان به صحبت خود میدامند موسیقی شنونده ی عزیز در شروع که از انجیل یوهینا شنیدیم از عید تقدیس هم یاداوری شده بود سال 167 قبل از میلاد از عیسای مسی بود که شهر اورشلم به این خرابی و آفت بزرگ از طرف دشمن ها روبرو شد یک اشغالگر ستمگر بر اورشلم حمله کده شهر اورشلم را اشغال کد قهرمان نیروهای مقاومت برام یهود های میکاوی شهر را از اسارت اونا دوباره آزاد کد شنونده ی عزیز مخصد اصلی ما از یاداوری این موضوع تاریخی ای است که یهود های میکاوی و خانواده او به خاطر این کار فاغلاده و جراتمند ملی و دینی سال ها در اورشلم پادشایی کدن یهود های میکاوی وقت معبد آزاد کد او را تقریبا بسیار نزدیک و مشابه به معبد دوباره آباد کد که داود پادشا و سلیمان ساخته بودن یهود های میکاوی با وجود که از خانواده داود نبود سلسله نسل او صدها سال داورشلم پادشایی کدن وقت سلسله میکاویان به پایان رسید که رومی ها حیرود بزرگ را به پادشایی رساندن حیرود از خانواده میکاویان نبود اما بخاطر که نشان بتن که او ادامه دهنده سلسله میکاویان است با یک شادخت خانواده میکاویان ازدواج کد به این اساس هر باری که یهودیان ایدی تقدیس را جشن گرفته برگزار میکدن اونا صرف ایره بخاطر نمی آوردن که خدا اونا را از دست ستمگران آزاد کد همچنان اونا صرف ایره هم بخاطر نمی آوردن که خدا چون محبتشان را پس به اونا داد باید از او سپاسگذاری کنند واضح است که این چیزها هم در ذهن خود اونا داشتند و در باره اونا فکر میکدند اونا بر علاوه در این باره هم فکر میکدند که بعد از اشخال و آزاد شدن شهر ورشلم چی قسم اشخاص و بچی ترتیب به قدرت دسیده بر اونا پادشایی کدند اما حال ایسای مسیح در این اید و یا جشن یعنی اید تقدیس به داخل این محبت قدم مونده و خوده به نام شابان نیکو شابان حقیقی قوم اسرائیل و پادشای اونا معرفی کند همچنان گفت کسانی که قبل از او آمده بودند همه دوست و رهزن بودند این ادعای ایسای مسیح هم سوال برنگیز و هم بسیار خطرناک بود بعد از این ادعای بسیار مشهور شابان نیکو غیر قابل توقع نبود که مردم با سنگ سار کدن به کشتن او اقدام کدن فصل ده هم انجیلی و هنا و یا فصل شابان نیکو هم به این تلاش مخالفین به پایان میرسد دوست های مهربان حال ایک سرود روحانی را میشتمیم بعد سنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفا ما را تا آخر ای صحبت همراهی داریم نام او سر چشمه حیات است بیاد جان و دل اون را فرسته نام او سر چشمه حیات است ایسا و واد یارم حرفش نگاه کارم روحش مدد کارم روحش مدد کارم ایسا و واد یارم حرفش نگاه کارم روحش مدد کارم روحش مدد کارم دل من زینه هم دنیا بریده وجود عشق ایسا را چشیه سه سی ماه را دلم خوشی و واده است امیدین هنگ در راه من دستیدم سه سی ماه را دلم خوشی و واده است امیدین هنگ در راه من دستیدم ایسا قوت یارم حرفش نگاه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم ایسا قوت یارم حرفش نگاه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم ایسا قوت یارم حرفش نگاه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم ایسا قوت یارم حرفش نگاه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم کارistan روحش مدد دارم روحش مدد دارم آخوند در استان این توهمت از طرف اشخاصی بر ایسای مصی وارد می شد که اونا به گفتار و کارهای ایسای مصی توجه نکده او را نادیده و ناشنیده می گرفتن. اما وقت که شما و یا هر کس دیگه گپها و کارهای ایسای مصی را به گوشهای خود می شنید و به چشمهای خود می دید، هرگیز این قسم اتحاما وارد نمیکرد. ناشنیده و نادیده گرفتن فرمودها و کارهای ایسای مصی به معنی ایمان نداشتن به خدا است که در عقب این توهمت ها قرار داشت. اما برخلاف جاهای دیگه یک چیز خاصی که در این قسمت واقع شده او ایست که ایسای مصی به این اتحامات اونا هیچ جواب نداد بلکه خود مردم به این اعتراض ها و توهمت های اونا جواب دادن. کسانی که به اعتراض کننده ها و توهمت کننده ها جواب دادن کسایی بودن که ایسای مصی در باری اونا گفت. اونا گوستفندانی بودن که سخنان او را شنیده بودن و به این قانه شده بودن که از ایسای مصی پیروی کده در عقب او روان شود. اونا فهمیده بودن کارهایی که ایسای مصی انجام می داد کارهایی نبود که به صورت ساده شخصی که آلی دست ارواه ناپاک باشه انجام داده بتانه. ارواه ناپاک همیشه خراب کاری می کنند نه کارهای فوقلاده نجات بخش و شفا دهنده. مثل که ما اکثران در انجیل یوهنا بره بخاطر سپردن داستان انجیل به دو سوال برمخوریم. در این جه هم بار دگه این موضوع تکرار شده. آیا ایسای مصی مصیهای اسرائیل و پادشاه حقیقی هست؟ ایسای مصی به حیث کلمه خدا هر کسی که به دقت به گپای او که در مورد شبان نیکو بیان میکده گوش می گرفت او می توانست بسیار به آسانی پیام و مقصد ایسای مصی را در مورد شبان نیکو درک کنه. ممکن است شاید به این خاطر باشه که ایسای مصی به اونا گفت من به شما گفتم اما شما باور نمی کنید. مثل همیشه ایسای مصی آنها را به کارهایی که انجام می داد متوجه ساخت. اگر اونا نمی تانستن که از کارهایی که او تا حال انجام داده بود نتیجه گیری درست کنن پس گپ زدن زیادتر دهی باره به اونا بیفایده بود. دوست های عزیز حالا بیاین با هم یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان به صوبت خود ادامه می دیم. درست کنید که درست کنید که درست کنید. شنویندهی عزیز اما با وجود او هم بحث دیگه به پایان نرسید. وقتی که بحث ادامه یافت ایسای مصی به قلم روی زیادتر خطرناک داخل شد. او باره دیگه به موضوع شبانی نیکو و گوصفند پرداخت اما این بار با جلال و شکوه زیادتر و هم با وعده های زیادتر برای گوصفندان بود. این وعده ها برای گوصفندان ای بود که کسایی که به صدای چپان نیکویشان گوش می گیرند و صدای او را به حیث صدای چپان خودشان تشخیص می تند. اونا برای عبد در امن و امان می باشند. شبانی نیکو هم از اونا مراقبت می کند و اگه ضرورت شد که به قیمت جان خود اونا را از صدمه آخرین دشمن نجات بده حتی او این کار هم حاضر است انجام بده. دلیل اتمنان و باور کامل ایسای مصی را رابطه و اتمنان کامل که او با خدای پدر داشت او را تزمین می کند. همچنان گوزفندانه که ایسای مصی داشت اونا گوزفندانه بودن که خدای پدر به اونا داده بود. دوست های مهربان اتمنان و آرامش پیروان ایسای مصی در مورد آینده بعد از مرک صرف یک تصور مبهم یا یک تصویر خیالی نیست. اتمنان و آرامش ما به آینده به این هم خلاصه نمی شد که بگویم بلاخره همه چیز خوب خواهد شد. بلکه ای اتمنان و آرامش ما به صورت قطعی و مستقم به رابطه بسیار نزدیک و حتی وحدت ایسای مصی با پدر آسمانی بنا شده است. مثل که رابطه ایسای مصی با پدر آسمانی حقیقی و مستقم است، اتمنان ما هم به آینده ایقدر مستقم و حقیقی هست. این موضوع یکی از موضوعات مهم تمام این جل هم می باشد. به عزیزانی که تا هنوز به این باور نرسیدن، دعا میکنیم که اونا هم به این باور برسن تا بتانن از ناومدی و ترس از آینده نجات پیدا کنن. دوستای عزیز، برنامه این نوبت ما در این جبا پایان می رسه. تا تقدیم یک برنامه دیگر خدا یارو نگهت کن. اصاب و از گروه حقیقت به نایی ما، زیرا که کشتات باشد جوات فدای ما. دنیای ما بود همگی خلق در گنار. عادل نباشد ایچ کسی در دنیای ما. بی ساغ و بزن روی حقیقت به نایی ما. زیرا که کشتات باشد جوات فدای ما. خدا گوهت یا قاضی مطمخ به راستی. بهش نمی رویم با وجود گناه ما. بی ساغ و بزن روی حقیقت به نایی ما. زیرا که کشتات باشد جوات فدای ما. پیکم خدا محبت نمودست به این جهان. داده یک آنه پیخری خود رو برای ما. بی ساغ و بزن روی حقیقت به نایی ما. زیرا که کشتات باشد جوات فدای ما. این جیل فاکه اوب و اتحاق کتاب ما. این جیل فاکه اوب و اتحاق کتاب ما. پایام حق ندای حقیقت صدای ما. بی ساغ و بزن روی حقیقت به نایی ما. زیرا که کشتات باشد جوات فدای ما. بسایی برادر عزیز بیا تو اکنون. بسایی برادر عزیز بیا تو اکنون. قدم گذار سی روی صداقت دارای ما. بی ساغ و بزن روی حقیقت به نایی ما. زیرا که کشتات باشد جوات فدای ما. بی ساغ و بزن روی حقیقت به نایی ما. زیرا که کشتات باشد جوات فدای ما.