۲۹ دقیقه
آیا شهادت میدهید که پسر شما کور بدنیا آمده بود؟ ما میدانیم او پسر ماست و نابینا بدنیا آمده است. از پسرم که بالغ است بپرسید که او چطور بینا شده است. آنها از یهودیان میترسیدند و این قسم جواب دادند.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی آنها آن مرد را که قبلن نابینا بود نزد پیروان فرقه فریسی بردن زیرا ایسا در روز صبح گل ساخته و چشمان او را باز کرده بود در این وقت پیروان فرقه فریسی از او پرسیدن که چگونه بینا شده است آن مرد به آنان گفت او روی چشمانم گل مالد و من شستم و حالا می توانم بیبینم ادهه از فریسیان گفتن دیگران گفتن و در میان آنان دو دستگی باوجود آمد آنها باز هم از آن شخص که نابینا بود پرسیدن او جواب داد او یک پیامبر است ولی یهودیان باور نمی کردن که آن مرد کر بوده و بینایی خود را باز یافته است تا این که والدین او را خواستن از آنان پرسیدن والدین آن شخص در جواب گفتند نمی دانیم که او فرزند ما می باشد و نابینا و دنیا آمده است اما نمی دانیم اکنون چگونم می تواند بیبیند یا کی چشمان او را باز کرده است از خودش بپرسید او بالغ است و عرف خود را خواهد زد والدین او چون از یهودیان می ترسیدن این طور جواب دادن زیرا یهودیان قبلا مافقه کرده بودند که هرکس اقرار کند که ایسا مسیح است او را از کنیسه اخراج نمایند از این جهت والدین آنمرد گفتند از خودش بپرسید او بالغ است دوست های عزیز ما در شروع از فصل نه انجیل یوهنا از آیت 13 تا آیت 23 را شنیدیم در این قسمت هم موضوع شفایی آفتن شخص نابینا توسط ایسای مسیح و اکسالعمل مردم در مقابل او ادامه یافته است معجزات فوقلاده ای ایسای مسیح واقعا بره مردم سوال برنگیز بود اونا از خود و از یک دگه سوال میکدن که او کی است که این کارها را می کند آیا او چطور و به کدام قدرت این کارها را انجام می ده این سوال ها باعث اختلاف بین اونا شد بعضی ها که به حقایق در کارهای ایسای مسیح دقت میکدن با خوشبینی اما با احتیاط می گفتن او یک نبی است دیگرها که به هر چیز شکت می کدن با بدبینی می گفتن نه او نبی نیست بلکه دشمن قوم است این اختلاف نظر و درک نکدن نظر یکی دیگر باعث شده بود که از یک دگه خود بترسن پیام سب شما از ترس یاد کدن یک دفعه من نوقت شو از کار طرف خانه می آمدم وقتی که دستگاه از سرویس پاین شدم برایی که زود به خانه برسم از یک راه کتاتر کار گرفتم این راه باریک بود و از بین درخت ها باید تیر می شدم من بارها از این راه تیر شده بودم از این خاطر به اون خوب آشنا بودم که به استلاح چشمپود در اون راه بروم اما چون شو بود و تاریکی بود و این راه چراغ ها و هیچ چیزی هم نداشت اما چون شو بود و این راه تاریک بود و این راه چراغ هم نداشت باید به احتیاط در اون راه می رفتم وقتی که تقریبا در وسط راه رسیدم یک صدا به گوشم آمد استاد شدم خوب گوش گرفتم که صدا چیست اما هیچ صدای را نشنیدم و برای خود ادامه دادم چند قدم که انوز نرفته بودم باز اون صدا را شنیدم فورا استاد شدم با وجود که کمی از ترس می لرزیدم ولی به خود جرات داده که گویا من آدم ترسندگ نیستم به صدای بلند گفتم کیستی صدایتا بکش فورا از بین بوتا صدای آشنای را شنیدم که جواب داد او میرویس جان تو استی؟ من او را از آوازش شناختم که همسایه ماست ما چون در تاریکی یک دیگه خود را نشناخته بودیم از یک دیگه خود بی جای ترسیده بودیم در دنیا که بسیار جنجالاتی در گزشته به وجود آمده و یا حالی در دنیا جریان داره اکثرش بخاطر ادامه شناخت و درک یکی دیگه است ما اکثران بخاطر درک نکدن خواست و یا گپ دیگرها و یا همچون با یک دیگه رابطه نداریم و گپ نمیزنیم بین خود مشکلات داریم تاریکیی که بین ما وجود داره باعث شده که ما نتانیم یک دیگه خود را خوب تر درک کریم در دوران جنگ سرد که بعد از جنگ دوم جهانی از سال 1945 شروع شد و تا سال 1989 ادامه پیدا کرد علت اساسیش قلط فهمی و یا ادم شناخت دو جهت جنگ سرد بود دوست های مهربان شما هم اطلاع دارین که بعد سالها جنگ بلاخره سیاست مدارای افغان با طالبان دور یک میز شیشتر مذاکره کردن بعد از این بجلس یک خانم سیاست مدار افغان که این مذاکرات سرکت داشت گفت من چیزی که پیش در باری طالبان فکر می کدم وقتی که اونا را رو برو دیدم و با اونا مذاکره کردم فهمیدم که ما می تانیم با اونا گرم بزنیم و یک رای حل برای مشکل وطن ما پیدا کنیم دوست های مهربان حالی یک اعلان را می شنویم بعد از شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم بفرمان مارات آخری این صحبت همراهی کنین دوست های مهربان بسیاری از مناقشات خرد و ریزه که در بین اقوام مختلف و یا مردم مناطق مختلف باوجود می آید علت اونا اکثران عدم شناخت و یا گب نزدن با یک دیگه می باشد حتی در داخل یک خانواده هم به این مشکل ما مواجه می شیم در حقیقت هر چیز به زور توفنگ حل نمی شد لازم است که جهتهای مخالف با هم بیشینند و مشکلات خود از راه گفتگو و درک کدن یک دیگه حل بسازند اما یکان وقت رهبارای جهتهای مخالف با هم روبرو شیشد و با هم چشم با چشم می شند و کپ می زنند با دیدن به چشم های یک دیگه متوجه می شند که اختلاف نظر در بین اونا واقعا بسیار امیق و جدیست اونا متوجه می شند که با چی خطر حقیقی از طرف مقابل روبرو استند در بسیاری اوقات ترسی که در یک طرف قضیه وجود داره باعث با وجود آوردن ترس در طرف مقابل می شه ترس می تانه تحدید رو به وجود بیره و حتی بعض اوقات باعث به وجود آمدن مناقشات خونین می شه در این قسمت انجل یوهنا که در شروع شنیدیم در این جه هم ترس در هر دو طرف وجود داشت ترس در بین فریسی ها و در طرف دیگه ترس در والدین شخص نابینا که بینا شده بود هم وجود داشت فریسی ها از چیز نوی که در بین یهودیت به وجود آمده بود ترسیده بودند فریسی ها از حمله های دشمنان بیرونی به این شکل ترس نداشتند اونا می فامیدند که دنیای بیرون از یهودیت یعنی خدا ناشناسان یا پول و قدرت دشمنان بلفیل اونا هستند و امیدوار بودند که یک روز این دشمنهای اونا را خدا شکست می ده اما کسایی که از بین یهودیان خودشان سر بانا کده بودند و ادعا هم می کند که به خدای حقیقی باور دارند اونا به کارهای شروع کردند که در بین سیستم یهودی اونا از بالا تا پایین رخ نباوجود آورد اونا نمی تانستند به استلاح به این مارهای آستین مثل دشمنهای دیگر مقابله کنند یوهنا کشیش کده با بیان قصه ایسای مسیح در معبت که در فصل دوی انجل یوهنا بیان شده ما را به درک اصل موضوع کمک کند از او وقت رهبران مذهبی یهود درک کردند که ایسای مسیح یک تحدید برای اونا است وقتی که ایسای مسیح یک شر را در روز سبت شفا داد که او را ما در فصل پنج انجل می خانیم رهبران مذهبی یهود زیادتر فهمیدند که ایسای مسیح چی خصوم تحدید برای اونا هست ای اختلاف ها در فصل شش و فصل هفت و حتی تا فصل هشت انجل یوهنا ادامه پیدا کرد و زیادتر روشندتر هم شد از این رو اونا تصمیم گرفتند هر کسی که ایسای مسیح را مسیحا بگویه او را از کنیسه اخراج کنند شنوانده های عزیز حالا بیاین با هم یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود به صحبت خود ادامه می دیم موسیقی در خانه حاللویه جلال بنامه خدا حاللویه جلال بنامه خدا موسیقی در خانه حلاق بودم بدون تو نجات ياختم در خونه تو وجود من مدینه تو فدا شدی برای من حلاق بودم بدون تو نجات یافتم در خونه تو وجود من مدینه تو فدا شدی برای من حلاق جلال با نام خدا حلاق جلال با نام خدا حلاق از بهر من مسلوب شدید چون خطاکار مسلوب شدید در قلب من محبوب شدید بر سلیبت نگاه من از بهر من مسلوب شدید چون خطاکار مسلوب شدید در قلب من محبوب شدید بر سلیبت نگاه من حلاق جلال با نام خدا حلاق جلال با نام خدا جلال با نام خدا حلاق جلال با نام خدا حلاق جلال با نام خدا جلال با نام خدا حاللویه جلال با نام خدا حاللویه جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا جلال با نام خدا دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه دوست های عزیز خلقت جدید از سبت نو نیست صحبت میکنه ستار زاده پراشی پازمکا لکچه پورکیگی پاسمان ای پلاران ننن رزق زنگره پلانن ترازکی رخیم رخمان ای پلاران زمون کسورون رب موافق را زکچه مودی بخلی خلک سلواران ای پلاران مماجوا عزمیخ خوشتانو بدینا زکرای من ای پلاران دغا سوال دیت قبول کرد با چایی و قدر ستاری هل زمان ای پلاران چیه پاسمان نم دیوی پا قبل جهان ای پلاران آمین