عیسی بر سر قبر می‌رود

  ۲۷ دقیقه

مریم به دیدن عیسی رفت و به پاهای او افتاد. اگر این جا می‌بودی برادرم نمی مرد. عیسی متاثر شد. او را کجا گذاشته اید؟ عیسی گریست. بعضی گفتند، او که چشمان کور بینا کرد آیا نمی توانست در مورد ایلعازر کاری کند و جلوی مرگ او را بگیرد.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی پس از این که این را گفت رفت و خوار خود مریم را صدا کرد و به طور پنهانی به او گفت استاد آمده است و ترامی خواهد وقت مریم این را شنید فورا برخواست و به طرف ایسا رفت ایسا هنوز به دکده نرسیده بود بلکه در همون جایی بود که مرتا به دیدن او رفت یهودیان که برای تصلی دادن به مریم در خانه بودن وقتی دیدن که او با اجلا برخواسته و از خانه بیرون می رود به دنبال او رفتند و با خود می گفتند که او می خواهد به سر قبر برود تا درانجا گریه کند همین که مریم به جایی که ایسا بود آمد و او را دید به پاهای او افتاده گفت خداونده اگر در این جا می بودی برادرم نمی مرد ایسا وقت او و یهودیان را که همراه او بودن گریان دید از دل آه کشید و صحب متأثر شد و پرسید او را کجا گذاشته اید؟ جواب دادند خداونده بیا او ببین ایسا گریست یهودیان گفتند ببینید چقدر او را دوست داشت اما بعضی گفتند آیا این مرد که چشمان کور را باز کرد نمی تونست کار بکند که جلو مرگ الازر را بگیرد؟ دوستای عزیز سلام من میرویس هستم به شما با شنیدن درس های از انجل خوش آمدید می گویم شروعنده مهربان من پیام هستم و از رادیو صدای زندگی به شما سلام تقدیم می کنم از خداوند می خواهیم که همه شما جور و سلامت باشین ما و شما در شروع از فصل 11 انجل یوهنا از آیت 28 تا 37 را شنیدیم در این قسمت دیدیم که ایسای مسی برده کده به بیت انیا رسیده است در دو صحبت گذشته ما و شما شنیدیم که الازر دوست ایسای مسی که در بیت انیا زندگی میکد مریض شده بود خوهرانش از مریضی الازر به ایسای مسی پیام فرستادن ایسای مسی در جایی که بود بعد از دو روز توقف به طرف بیت انیا حرکت کد و بلاخره به بیت انیا رسید میروز جان تشکر که قسمت های گذشته را مرور کدین بله وقتی که ایسای مسی به ده کده بیت انیا رسید الازر پیش از رسیدن ایسای مسی مرده بود و او را دفن کده بودند خوهران الازر مسروف فاتحه بودند وقتی که ما داستان الازر در انجل میخانیم متوجه میشیم که مردداری و فاتحداری در بین انسان ها از گذشته های بسیار دور رواج داشته اما با وجود مشابهت ها در فرهنگ مردداری و فاتحداری در اقوام مختلف روی زمین فرقهای هم وجود دارد مثلا در کشور ما مردم در وقتی فوت شدن از ازیزهایشان بسیار ماتم و سوگواری میکنند مردم در زمان ایسای مسی هم در وقتی فوت شدن از ازیزهایشان ماتم و سوگواری میکدند مردم جنازه متوفا را به سر شانه های خود حمل میکدند که جمعیت زیاد مردم اونا را همراهی میکدند و باتی شدن از کوچه های شهر جنازه را به قبرستان آباییشان میوردند همه کسایی که در این قسم مراسم شریک میبودند اونا هم ماتم میکدند و زنها نسبت و دیگرها زیادتر به صدای بلند گریه و ناله میکدند بعضی وقت حتی موزیک غمگین هم در این درد و غم اونا را همراهی میکدند یک چیز عجیب که در مراسم جنازه و سوگواری ما دیدم اویست که وقتی که ما در بین مردم غمگین قرار داشته باشیم و صدای گریه و ناله اونا را میشنویم ما خود ما هم زیر تأثیر این قسم حالت قرار میگیریم و ما هم غمگین شده گریه میکنیم با وجود که ما خود ما مستقیمن به غم رابطه هم نداشته باشیم چیزی که شما گفتین کاملا دقیقه است خدا دور داشته باشه در مردداری خصوصا زنها بر شخصی فوت شده هم گریه میکنند بر علاوه هر کدامشان بر اعزایشان که بسیار وقتا پیش فوت شدند اونا با یادشان آمده بر اونا زیادتر گریه میکنند دلیل این گب که چرا این طور است این را لازم است که روانشناس ها معلوم کنند دوست های مهربان حال یک اعلان ها میشنویم بعد سنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفا ما را تا آخری این صحبت همراهی کنید موسیقی موسیقی دوست های عزیز اما در دنیا مدرن قربی مردم یاد گرفتند که احساسات قم و اندو خود از دگرها مقفی کنند من خودم یک بار در مراسم جنازه و فاتح یکی برادران ایماندار ما در کشور قربی شرکت کدم خانم ای برادر متعافقی زاویتر از چل سال با وزندگی کده بود هنوز زنده بود من وقتی که او را پیش از مراسم تدفین شوهرش در خاند دیدم تحجب کدم او غمگین معلوم نمیشد گریه هم نمیکد و مصروف آمادگی بر مراسم تدفین بود که چی قسم لباس بپوشه او به صورت نرمال مصروف جواب دادن به تلفون ها بود در وقتی تدفیر جنازه هم او سر و روی خود خوب جلایش داده و لباس بسیار منظم هم پوشیده بود که به خانواده و دوستان نشان بده که هر چیز نرمال و خوب است وقتی که من این حالت او را دیدم در نظر ما آمد که در فرهنگ غربی او محبت و حلاقه انسانی که در اوقات غم و خوشی در بین احساسات وجود داره نیست و یا کم است ممکنه از غربی ها هم در دران در خود غمگین باشن اما این غم درانی خود به بیرون نشان نمیتن پولوس رسول عیسی مصی به یک موضوع جالب در باره ماتم داری به کولیسیا نشانه میکنه او نوشته میکنه ای برادران نمیخواهم در مورد کسانی که مردند بی اطلاع باشید مبادر منند دیگر مردم که هیچ امید به آینده ندارند غمگین باشید زیرا اگر ما ایمان داریم که عیسی مرد و دوباره زنده شد همچنین ایمان داریم که خدا آنانی را که در ایمان به عیسی مصی مردند همراه عیسی باس خواهد آورد اما مقصد پولوس هرگیز اینیست که ما هیچ ماتم نکنیم از نظر پولوس دو قسم ماتم کدن وجود داره یکی ماتم کدن در ناومیدی است و یکی ماتم کدن در داشتن اومید است اما ماتم کدن در اومید باز هم ماتم است با وجود که اومید بر زنده شدن دوباره داریم اما رفتن یک عزیز بر ما بسیار تلخست ما حقیقت این موضوع که رفتن یک عزیز از پیش ما تلخست در عشقهای ایسای مسی در این قسمت یعنی آیه 35 هم می تانیم ببینیم عشق ریختن ایسای مسی یک موضوع بسیار زیاد قابل توجه در تمام داستان انجل است هیچ شک هم به حقیقت تاریخی واقع شدن این موضوع هم وجود نداره هیچ کس در کلیسای اولیه با وجود که پیروزی ایسای مسی برمرگ را تجلیل میکدن از موضوع گریه کدن ایسای مسی انکار نکدن اما با وجود ای هم ما نباید مقصد اصلی یوهنا را از ثبت کردن این موضوع از نظر پردیم یوهنا با ذکر عشق ریختن ایسای مسی خواسته ما را به این نقطه اساسی متوجه بسازه که ایسای مسی یک شخص حقیقتن انسانی بود نه یک شخصیت الهیه که رول یک انسان را بازی میکد بر کسایی که بر ایسای مسی زندگی میکدن در ذهن اونا هم هیچ چکی وجود نداشت که ایسای مسی یک انسان کاملا در جسم و خون انسانی است و احساسات کاملا انسانی را مثل دیگر انسان ها دارد یوهنا در انجیل بما میگه وقتی که ما به ایسای مسی میبینیم که عشق از چشمهایش جاری است ما نه تنها ایسای مسی را در جسم انسانی میبینیم بلکه به کلام خدا که جسم انسانی پوشیده هم میبینیم کلامی که جسم انسانی پوشیده بود دنیا او را وادار ساخت که بر رفتن یک دوست خود مثل یک طفل عشق از چشمهایش برزه صرف وقتی ما عمق مفهوم انجیل یوهنا را درک کده میتونیم که در بارش خوب به تقت فکر کنیم وقتی که ما در باری این موضوع فکر می کنیم لازم است تصورات و افکار خوشک فلسف مابانه خوده که خدا چطور امکان داره به خود جسم انسانی بپوشه و گریه کنه را کاملا یک طرف بانیم در این صورت است که حقیقت خدا را میتونیم درست درک کنیم دوست های عزیز حالا بیاین با هم یک صورت روحانی را بشنویم بعد از شنیدن صورت دوباره به بررامه خود دارم دام ایسا اول و آخرین است دام ایسا دهد در تارا شفا فرنستان آمدم و روح خستم بگیر دستم پدر حلقم شکستم وجودم پرشده از آهنالم بگر خوبه در این پاها نماندم بگیر دستم پدر حلقم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم بگیر دستم پدر حلقم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم بگیر دستم پدر حلقم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم دیگر هرگز برا مگذار تو تنها توی ایسا توی سلطان قلبا گرفت ایسا مرا در آغوش خواد گرفت در دو غمم را بردوش خواد اگر امروز تو هم عزیزی ایدوش بدون پنهات اخوی در دیدوش نامی ایسا ببند حیات جنبه نامی ایسا دهد سخونه قلبه نامی ایسا مرا عزیز ترینه نامی ایسا اول و آخرینه بگیر دستم پدر حلقم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم دیگر هر گشت برا مگذار تو تنها توی ایسا توی سلطان قلبا بگیر دستم پدر حلقم بدستم که دیگر در گناهان من نیفتم دیگر هر گشت برا مگذار تو تنها توی ایسا توی سلطان قلبا شنونده بیرون ایسای مسی با دیدن مریم و یهودیانی که با او بودن عشق می ریختند. عشقهای او هم سراسیر شد. عشقی ها در فصل پنجا و سه کتاب خود با پوری از روح خدا پیشگویی کده می گوید او غمهای ما را به جان خود کرفت و درتهای ما را به دوش خود حمل کرد. ایسای مسی با وجود که به ای باور کامل داشت که ایلازر نمورده بلکه خواب است باز هم عشقهایش جاری شد. بسانتر از فرموده ها و کارهای ایسای مسی مالوم می شد که او در کاری که انجام می داد و یا کاری که پدر آسمانی توسط او در زنده ساختن ایلازر انجام می داد هیچ شک نداشت. وقتی که به ای سحنها دقت می کنیم متوجه می شیم که ایسای مسی مثل شخصیتی که به شکل سایه و یا شبه باشه نبود که در بین عبرها و قبارها ظاهر شوه و با انترمنترهای جادوگرانه و یا کارهای فاغلاده غیر قابل تصور انسانی را انجام بده. بلکه یوهنا شخصیتی را در وجود ایسای مسی به ما به تصویر می کشه که با شریک شدن حقیقتا در قم، درد و رنج انسانی او را به سرحد می رسانه که باعث ریختن اشکایش می شه. سوال پیدا می شه که آیا ایسای مسی با وجود شریک شدن در قم و درد مردم دیگر چی درد و غمی را در دل خود داشت که با دیدن اشکای مریم و جمعیت درد و غم خود او را به حرکت آورده باعث ریختن اشکش شد؟ برای جواب دادن به این سوال ما دقیقا چیزی گفته نمی تانیم اما صرف می تانیم دهی بارا حدث بزنیم. گمان می کنیم که درد و غمی که در دل ایسای مسی و یود داشت بخاطر کسانی که در گذشته مرده بودن نبود بلکه بخاطر مرگی بود که در آینده واقعی می شد یعنی مرگ خودش. این قسمت اینجیلی و اینا که در شروع سنیدیم ما را به سوالای در مورد مرگ خود ایسای مسی هم روبه رو می سازه. مثلا این سوال کسی که می تانید دگرارا از مرگ نجات بده آیا نمی تانید که از مرگ خودش جلو گیری کنه؟ آیا کسی که می تانید در آخر تعداد زیاد مردم را نجات بده آیا نمی تانید که خود را نجات بده؟ یعنی با مثال ها و تصویر های بشمار خرد و بزرگ در انجیل خود به این سوال جواب داده. ای فقط با شریک شدن در غم و درد انسانی و مرگ خود او بود که می تانید دنیا نجات پیدا کنه. از عشقهای ایسای مسی در آیت 35 تا به مرگ خود او یک خط مستقیم کشیده شده بود که ایسای مسی در زندگی دنیایی نتنها درد و غم انسانی شریک شد بلکه با مرگ خود در تاین سرنمشد دنیا هم شریک شد. دوستهای مهربان، حال یک احلان را می شنویم. بعد سنیدن احلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. لطفا ما را تا آخری صحبت همراهی کنید. شنونده عزیز، در اینجا یک نکته دیگه هم وجود داره که باید برش توجه کنیم. ایسای مسی به مریم و دگران گفت آیا او را کجا گذاشته اید؟ اما یکی دو هفته بعدتر در فصل 20 انجیل یوهنا مریم مکدلیه میگه خداونده مرا بردند و نمی دانم او را کجا گذاشتند. لطفا به انعکاس داستان الازر و بعدن مرگ خود ایسای مسی دقیقت کنید. این دلیلی هست که یوهنا این داستان الازر را بیان کده. وقتی که ایسای مسی از مریم و جمعیت مردم سوال کد که الازر را کجا گذاشتین. اونا جواب دادن خداونده بیا و ببین. فلیپ یکی از شاگرده اولی به سوال نتناهیل یکی از شاگرده اولی ایسای مسی که میخواست نباره ایسا تحقیق کنه که آیا واقعا مسی هست یا نه؟ فلیپ راست به او جواب داد و گفت بیا و ببین. ای دعوت ساده و به اسطلاح پوسکنده بر رسیدن ویا ایمان آوردن به ایسای مسی هست. امروز هم ای یک ساده ترین دعوت به ایمان مسیهی هست. لطفا بفرمایید بیایید و ببینید. به این ترتیب ما مردم هم به طرف ایسای مسی دعوت کده رهنمایی میکنیم. ایسای مسی کسی است که ما میتونیم تمام درد، غم و عشقهای خدا با او شریک بسازیم. ایسای مسی هم ما را دعوت کده به ما میفرماید. بیایید و ببینید. با این دعوت ما را از بین درد، غم و عشق به طرف نور، محبت و پیروزی بر مرگ به طرف جلال و شکوه رهنمایی میکنه. ایسای مسی حتی از این کدر زیادتر ما را به شکل تشمیل کننده و کاملا شخصی دعوت میکنه. در فصل 21 آیت 12 میخانیم که ایسای مسی بعد از رستاخیز از مرگ شاگردار را دعوت کده میفرماید. بیاین نان بخورین. این وعده های ایسای مسی کاملا حقیقت دارند. صرف تجربه کنن شرط است. دوست های مهربان، بررامه این نوبت ما در اینجا به پایان میرسد. تا تقدیم بررامه دیگه شما را به خداوند میذباریم. خدا یارو نگهدارد. دوست های مهربان، بررامه دیگه شما را به خداوند میذباریم. دسرا و سطل و سطل خدای زنوی تا دس پار لده. دوست های مهربان، بررامه دیگه شما را به خداوند میذباریم. دوست های مهربان، بررامه دیگه شما را به خداوند میذباریم. دسرا و سطل و سطل خدای زنوی تا دس پار لده. دوست های مهربان، بررامه دیگه شما را به خداوند میذباریم. زمین نیویالی بلگدی خانوبه، توچه تگه میردیشی. دسرا و سطل و سطل خدای زنوی تا دس پار لده. دوست های مهربان، بررامه دیگه شما را به خداوند میذباریم. دوست های مهربان، بررامه دیگه شما را به خداوند میذباریم. دوست های مهربان، بررامه دیگه شما را به خداوند میذباریم. زنوی تا دس پار لده.