شفای مرد نابینا

  ۱ ساعت

  ۱۳ اوت ۲۰۲۱

در یوحنا فصل ۹ آیه‌های ۱-۴۱ می‌خوانیم
عیسی وقتی از محلی می گذشت، کور مادر زادی را دید. شاگردانش از او پرسیدند: «ای استاد، به علت گناه کی بود که این مرد، نابینا بدنیا آمد؟ خود او گناهکار بود یا والدینش؟» عیسی جواب داد: «نه از گناه خودش بود و نه از والدینش، بلکه تا در وجود او کارهای خدا آشکار گردد. تا وقتی روز است، باید کارهای فرستندۀ خود را به انجام برسانیم. وقتی شب می آید کسی نمی تواند کار کند. تا وقتی در دنیا هستم، نور دنیا هستم.» وقتی این را گفت آب دهان به زمین انداخت و با آن گِل ساخت و گِل را به چشمان کور مالید و به او گفت: «برو و در حوض سیلوحا (یعنی فرستاده) چشم های خود را بشوی.» پس رفت و شست و با چشمان باز برگشت. عیسی او را پیدا کرد و از او پرسید: «آیا به پسر انسان ایمان داری؟» آن مرد جواب داد: «ای آقا، کیست تا به او ایمان آورم؟» عیسی به او گفت: «تو او را دیده ای و او همان کسی است که اکنون با تو سخن می گوید.» او گفت: «خداوندا، ایمان دارم.» و در مقابل عیسی سجده کرد.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

به برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. به نام خداوند امید و زندگی به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار هستم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. خوب دوستای عزیز، من امروز صبح وقت آمادگی می گرفتم به خاطر از این برنامه. من یکان وقت نکتایی می زدم و امروز هم تصویم داشتم که نکتایی بزنم ولی خانمم گفت که در افغانستان هر روز جنگ است، مردم می مورد، نکتایی نزند امروز. و من هم قبول کردم گفت خانمی خودا، بسیار خوب است که ما گفت خانمای خودا قبول کنیم و بشنویم. و واقعا که ما هر روز، هر لحظه وقت اخبار را می شنویم، هر لحظه اخبار بدم می شنویم. و من می خواهم در اینجا متن سرود را از پرواز همای یک خاننده ایرانی برشما متن شبخانم و شما شد اکس از اون را شما ببینید در صفحه. این متن سرود پرواز همای این را شما می خوانم. اون می خوانه میگه انگار نفرین کردن این خاک را اجداد ما. تابوده زاری بوده و تامانده غم در یاد ما. ما نسل بازی خرده ایم آتش به پرها من زدند. شاهان به آتش بازی و نیرنگ و استبداد ما. بازندگان بازی شترنج قدرت نسل ماست. پایان بازی مات بود از کش ما در زاد ما. یا زیر آواری ما سنگ یا غرق سیلا به ما جنگ. انگار نفرین کردن این خاک را اجداد ما. خوب این خاننده ایرانی بر ایران خوانده. ولی این شعر بر اوزای امروز افغانستان هم صدق میکنه. سوال ما از شما ایست که شما هم این گناه فکر میکنین که خاک افغانستان نفرین شده یا لعنت شده است؟ اگر چنین فکر میکنین شما میتونین با ما تماس بگیرین تیلفونهای ما باز است. و چرا چنین فکر را شما میکنین؟ یک حقیقت را که ما باید بگویم میگن حقیقت تلخ است. واقعا یک حقیقت تلخ ای است که گناه وقت انسان گناه میکنه وقت انسان گناهکار عمل گناه را انجام میته او در حقیقت خود را ماحول خود را سرزمین خود را مورد لعنت قرار میته خودش. مورد لعنت قرار میته. چرا؟ چرا خدا از گناه نفرت داره؟ خدا از گناه نفرت داره. همین گناه وقتی که آدم و هوا در آغاز گناه کردن در حقیقت خود و طبیعت را همه را زیر لعنت خدا قرار دادن. در اینجا ما میخوایم از تصنیه فصل سی وم آیه های 19 تا 20 بر شما بخونم. تصنیه فصل سی وم آیه های 19 تا 20 در اینجا خداوند میگه فصل سی وم آیه های 19 تا 20 من آسمان زمین را شاهد میگرم که امروز زندگی مرگ برکت و لعنت را در برابر شما قرار دادم. پس زندگی را انتخاب کنید تا شما و فرزندانتان زنده بمانید. خداوند خدایتان را دوست بدارید از او اطاعت کنید و به او وفادار باشید. زیرا که او زندگی شماست و به شما و فرزندانتان در آن سرزمین که به اجدادتان ابراهیم، اصحاق و یعقوب به عده فرموده است امر تولانی میدهد. یعنی در اینجا خداوند چی میگه؟ میگه خداوند در برابر انسان زندگی و مرگ را لعنت و برکت قرار داده است. ولی خدا چی میگه؟ خداوند در برابر انسان زندگی و مرگ را لعنت و برکت قرار داده است. یعنی گناه نکنید. یعنی توبه کنید. و همچنان خداوند چی میگه؟ کسایی که لعنت را انتخاب میکنند، با گناه روانستند، گناه میکنند، دگره را میکشند، دگره را زرر میرسانند. هر کسی که باشد. چی دولت، چی طالبات، چی ترورستا، چی جنایتکارا. هر کسی که باشد. اینا چی است؟ اینا مولد نعنت ام خود را قرار میتند، ام دگره را. شما ببینید مثلا یک مثال بر شما میتوند. شما دیدین میبینید که هزارها خانوار از ولایات آمدند به کابل. به کابل آمدند و اینا دست دراز هیچ چیز هم ندارند. هیچ چیز هم ندارند، گشنست. ما ویدیوها را میبینیم رنج دهنده است. ای ویدیوها آزار دهنده است. بر هر یک ما. هر انسانی که قلب داره برش آزار دهنده است. ولی ای چی است؟ چی است که ای انسانها خودشان موجب از ای نشده. دیگر گناه کارا، تروجستا یا کسایی که جنگ را آوردن و میکشند باعث ازایی شده که اینا هم در حالت بد زندگی قرار بگیرند. یعنی چی است؟ قواقب گناه نه تنها بر ما تأثیر میکنه، بر خانواده ما تأثیر میکنه، بر مملکت ما، بر طبیعت تأثیر میکنه. ما میبینیم که چقدر هر جایی که میرند، میکشند، در میتند، به حریق میکشند و همه چیز از بین میرند. و عیسای مسیح چی کار کرد؟ عیسای مسیح یک حقیقت را گفت که چی گفت؟ این حکم خدا را چونین خلاصه کرد. در متا ما برشما میخونم. متا فصل 22 آیه های 36 تا 40 ما برشما میخونم. در اینجا میگه، میگه رهبرای مذهبی آمدند پیش عیسای مسیح گفتند. از عیسای مسیح سوال نموده گفت. ای استاد کدام یک از حکام شریعت از همه بزرگتر است؟ عیسا جواب داد. خداوند خدای خود را با تمام دل و تمام جان و تمام اقل دوست بدار. این اولین و بزرگترین حکم شریعت است. دوهمین حکم که برای همان اندازه مهم است. چبیه اولی است. یعنی همسایه خود را مانند خیش دوست بدار. در این دو حکم تمام تورات و نوشتهای پیامبران خلاصه شده است. همسایه خود را دوست بداریم. وزیفه هر یکی ما است. وزیفه ما هم است. کسایی را که امروز آواره شدند. کسایی را که زخمی شدند. امروز کمک کنین به هر نوی که میتانیم. چی کمک پاولی باشد. چی کمک از طریق خیش آمداد باشد. به هر نوی که میتانیم. اونا را هم کمک کنیم. در اونجاست که ما نشان میتیم. خدا را ما دوست داریم. با تمام قلب خود. با تمام جان خود. یعنی این گفتی ما. این مشوری ما. با خودم است. با همه مصیحی ها است. و با همه کسایی که ما را میبینند. خبر خوش در کجا است؟ خبر خوش در این است که ایسای مصیح در صلیب جان خدا داد. تا امون لعنت و گناه را ما را او بگیره. تا لعنت و گناه ما را او به دوش خود گرفت. تا ما با ایمان با ایسای مصیح از زیر بار لعنت خلاص شیم. یعنی یکانه راهی که این حالت که پرواز همای میگه. یا شما اگر فکر کنین که افغانستان لعنت شده است. یا خاکش یا مردمش. یکانه راهش ای است که ما به کسی که بخاطر لعنت و گناه ما جان خود داد. به او ایمان بریم. به کسی که بخاطر لعنت و گناه ما جان خود داد. به او ایمان بریم. و او کسی نیست جز ایسای مصیح. او کسی نیست جز ایسای مصیح. از کلام خدا ما برشما میخانم در غلاطیان فصل 3 آیه های 13 و 14 ما برشما میخانم از غلاطیان فصل 3 آیه های 13 و 14 ما برشما میخانم در اینجا غلاطیان فصل 3 آیه های 13 و 14 در اینجا میگه وقت مصیح بخاطر ما ملعون شد. ملعون یعنی او لعنت را گرفت. او لعنت را ایسای مصیح گرفت. میگه وقت مصیح بخاطر ما ملعون شد. ما را از لعنت شریعت آزاد کرد. هر که بادار آویخت شد ملعون شد. این همه واقع شد. تا برکتی که خدا به ابراهیم وعد داده بود. ببینید دوستای عزیز در تصنیح ما خاندیم خداوان چی گفت؟ ستها سال قبل گفت امو برکتی که خدا به ابراهیم وعد داده بود تا خدا برکتی که خدا به ابراهیم وعد داده بود به وسیله ایسا مصیح به غیر یهودان برسد امو برکتی که خدا به ابراهیم وعد داده بود به وسیله ایسا مصیح به غیر یهودان برسد
از زندگی ما را تغییر می دهد، زندگی ما را تغییر می دهد، ای بسیار نقطه مهم است. یک مثال بر شما می زنم، یک مثال بر شما می توم، اگر وقتی با یک نفر شما یک کتاب آشپزی را می دیدیم و می گیدیم که ای غذا را متابق این امی کتاب تو تحیه کو، امی غذا را متابق امی کتاب تو تحیه کو. وقتی آشپز متابق امی کتاب شما غذا را می پذه، اما خودش و دگرها مسموم می شند و سوال باوجود می آیا که چرا اینا مسموم شد؟ شما چی می کنین؟ آشپز را ملامت می کنید. نه، نه، آل وقتی ای است که ما چی کنیم؟ آل وقتی ای است که آشپز را ملامت نکنیم بلکه چی کنیم؟ با عیسای مسی را بیاریم و توبه کنیم، عیسای مسی را تجربه کنیم. ببینید شما و نسل ما، اجداد ما در این لعنت که زندگی میکردن یا حال میکنند بر صدها سال چیز دیگه را تجربه کردن. از اون چیز باوجود نی آمد. چیز به نفه نه مردم تمام شد، نه کسی، نه صلح آمد. حالا بهتر است که ما راه دیگه را جستجو کنیم. اون راه هیچ راه بجز عیسای مسی نیست. اون راه بجز ایشرای، بجز انجیل، بجز خبر خوش عیسای مسی نیست. یعنی این کتاب را، این کتاب انجیل را، این خبر خوش را ما و شما باید چی کنیم؟ بخانیم، مطابقش عمل کنیم، مانند یک کتاب نوی آشپزی و ببینیم که این نه تنها مسموم نمیکنه، بلکه این بما امید میبخشه، این بما آرزو میبخشه، این بما زندگی میبخشه. این کتاب، این انجیل، این خبر خوش عیسای مسی بما چی میبخشه؟ زندگی میبخشه. و امو گره که خداوان گفته بود که ما خاندیم قبلا که بین زندگی و مرد ما باید زندگی را انتخاب کنیم. وقتی ما انجیل را میخانیم، وقتی با عیسای مسی ایمان مریم، ما در اینقدر زندگی را انتخاب میکنیم. نه تنها برای خود، برای خانواده خود، برای ملت خود و برای همه کسایی که اطراف ما هستند. خب دوستا، امروز ما بخش نهمه انجیل یهانه را در موردش صحبت میکنیم. بیاین بریم این فصل نهمه یهانه را کلپش با هم یک جای ببینیم. دوباره با بلقس جان خوهر عزیز ما دوباره بر میگردیم و اونا مهمان برنامه هستند. با ما باشید. خود او گناهکار بود یا والده اینش؟ دنیا هستم، نور دنیا هستم. وقتی این را گفت، آب دهان به زمین انداخت و با آن گل ساخت و گل را به چشمان کور مالید. و او گفت، برو و در حوز سیلوها خود را بشوید. پس رفت و شست و با چشمان باز برگشت. موسیقی پس همسایگان و کسان که او را در وقتی که گدائی میکرد، نشناکتند، گفتند. آیا این همان شخص نیست که می نشست و گدائی میکرد؟ بعضی گفتند. این همان شخص است. اما دیگران گفتند. نی، این شخص به او شباهت دارد. ولی او خودش گفت. من همان شخص استم. از او پرسیدند. پس چشمان تو چیگونه باز شد؟ او در جواب گفت. شخص که اسمش ایساست گل ساخت و به چشمان من مالید و با من گفت که به حوز سیلوها بروم و بشویم. من هم رفتم و خود را شستم و بینا شدم. آنها پرسیدند. آن شخص کجاست؟ جواب داد. نمی دانم. آنها آن مرد را که قبلا نابی نابود نزد پیروان فرقه فریسی بردند. زیرا ایسا در روز سبت گل ساخته و چشمان او را باز کرده بود. در این وقت پیروان فرقه فریسی از او پرسیدند که چیگونه بینا شده است. آن مرد به آنان گفت. او روی چشمانم گل مالید و من شستم و حالا می توانم بیبینم. ادهه از فریسیان گفتند. این شخص از جانب خدا نیست چون قانون روز سبت را رهایت نمی کند. دیگران گفتند. شخص گناهکار چیگونه می تواند چون این معجزات بینماید. و در میان آنان دو دستگی بوجود آمد. آنها باز هم از آن شخص که نابی نابود پرسیدند. نظر تو در باره آن کسی که می گوی چشمان ترا باز کرد چیست؟ او جواب داد. او یک پیامبر است. ولی یهودیان باور نمی کردند که آن مرد کر بوده و بینایی خود را باز یافته است. تا این که والدین او را خواستند. از آنان پرسیدند. آیا این مرد پسر شماست؟ آیا شهادت می دید که کر به دنیا آمده است؟ بس چگونه او کنون می تواند بیبیند؟ والدین آن شخص در جواب گفتند. ما می دانیم که او فرزند ما می باشد و نابینا به دنیا آمده است. اما نمی دانیم کنون چگونه می تواند بیبیند؟ یا کی چشمان او را باز کرده است؟ از خودش بپرسید. او بالغ است و عرف خود را خواهد زد. والدین او چون از یهودیان می ترسیدند، این طور جواب دادند. زیرا یهودیان قبلا مافقه کرده بودند که هر کس اقرار کند که عیسا مسیح است، او را از کنیسه اخراج نمایند. از این جهت، والدین آن مرد گفتند، از خودش بپرسید، او بالغ است. پس برای بار دوم، آن مرد را که قبلا کر بود، خواسته گفتند. خدا را تمجید کن، ما می دانیم که این شخص گناهکار است. آن مرد جواب داد. این که او گناهکار است یا نه، من نمی دانم. فقط یک چیز می دانم که کر بودم و او کنون می بینم. آنها پرسیدند. ما تو چی کرد؟ چگونه چشمانی تو را باز نموند؟ جواب داد. من همین حالا به شما گفتم و گوش ندادید. چرا می خواهید دوباره بشنوید؟ آیا شما هم می خواهید شاگردو شوید؟ پس به او بد و رد گفتند. خودت شاگرد او هستی. ما شاگرد موسا هستیم. ما می دانیم که خدا با موسا سخن گفت. ولی در مورد این شخص ما نمی دانیم که او از کجا آمد است. آن مرد در جواب آنان گفت. چیز عجیب است که شما نمی دانید او از کجا آمد است. در حال که چشمان مرا باز کرد است. همه می دانیم که خدا دعاهای گناکاران را نمی شنود. ولی اگر کسی خدا پرست باشد و اراده خدا را بجاورد. خدا دعاهای او را می شنود. از ابتدای پیدایش آلم شنیده نشده که کسی چشمان کور مادرزاد را باز کرده باشد. اگر این مرد از جانب خدا نامده بود. نمی تونست کاره بکند. به او گفتند. و بعد او را از کنیسه بیرون کشیدند. وقتی ایسا شنید که او را از کنیسه بیرون کردند. او را پیدا کرد و از او پرسید. آن مرد جواب داد. ایسا به او گفت. ایسا به او گفت. او گفت. و در مقابل ایسا سجده کرد. ایسا سپس گفت.
من بخاطر داوری به این دنیا آمده ام تا کوران بینا و بینایان کور شوند. بعضی از پیروان فرقه فریسی که در اطراف او بودند این سخنان را شنیدند و به او گفتند. آیا مقصدت این است که ما هم کور استیم؟ عیسا به اشان گفت اگر کور می بودید گناه نمی داشتید اما چون می گوید بینا هستیم به همین دلیل هنوز در گناه هستید. بینندگان گرامی آیا می خواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید با یا از طریق ای میل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید ما به درس های خود از انجیل یهانه دوام میدیم امروز بخش نهم یا فصل نهم انجیل یهانه است که انوانش است شفای یک کور مادرزاد و بسیار خوش هستیم که بلقیس جان با خود داریم بلقیس جان سلام وقت شما خوش خدای خداان با شما بینده های عزیز امیدوار هستیم که ای شرایط سخت کشور بزودی سپریش شد و شادی و سلو ارامش خداوان در کشور ما آکن فرما شده واقعا تشکر خوب بفرمایین بلقیس جان اتشک خداوان در قلب شما گذاشته با ما و بیننده های ما شریک بسازیم بله کتاب مقدس می فرمایی که ایسای مسیح هر مرض را شفا می داد و همه دردها را درمان می کرد ما ایمان داریم که ایسای مسیح امروز نیز می تاند شفا بته و دردهای مردم ما را درمان کند چرا که دیروز امروز و تا آبال عبد ایسای مسیح امان است و همچنان ما در عده عتیق کتاب مقدس می بینیم که خداوند یهوه درباره شفا و نجات از هر نوع بیماریه ها این گنابه کرده که در کتاب خروج فصل پانزه آیه 26 خداوند می فرماید اگر از من اطاعت کنید و آنچه را که در نظر من پسندیده است به جا آورید و امتی اوامر من باشید از تمام مرض ها در امان خواهید بود زیرا من خداوند شفا دینده شما هستم بله بینده های عزیز امتوره که ما می بینیم که خداوند شفا دینده است در باب نام کتاب یواننا در آیه یک متوجه می شیم که ایسای مسین قرآن زیاده شفا داده بود اما این بار این قرآن مادرزاد اولین گزارش بود که میتونست که یعنی البته که میتونست یعنی بسیار غوغا پا کرده بود که چطور یک قرآن مادرزاد شفا داد نیودیان فکر میکردن کسی که از مادر کرزاده شده باشه گناهکار است و همچنان فکر میکردن خب اگر این آدم به دنیا آمده این خب پیش از اون چطور گناه کرده خب به دنیا نه آمده بود جربه سر این بود قصدی گناه مادر و قدرش است و امتوره ما این را متوجه استم که در عده عتیق هم نشته شده که خدا میگه در عده عتیق که تا نسل 3 و 4 فرزندان را به خاطر والدنشان تنبیه میکند و امروز هم اگر ما مریض میشیم فرز ما پیش دکتر میریم میبینیم که دکتر اگر مریضی بسیار جدید باشه از نسل نسل گذشت های ما مپرسان میکند که آیا این مرض در خانواده شما برود خدای نخواست اگر مرض سرطان یا سکته مغزی باشه زیاد سوال جاوب میکند چرا که اون فکر میکند واقعا از خانواده به ما به عرص رسیده پس همون عده عتیق که گفته یا خداون ما نمیگیم که این گناه از پدران به ما رسیده اما کلام خداون این رقم بر ما میگه و در آیه 3 آیه 3 بلکیس جان میخواستند اینجا بر بینده های ما یک بار دیگر روشن بسازیم که دوستای عزیز انسان به عرص میبره گناه و مریضی را به عرص میبره بله این هم از لحاظ گناه از لحاظ روحانی و همچنان از لحاظ طبی که مریضی را به عرص میبره بر نسلها به امی خوادر شما هم بسیار خوب چیز اشاره کرده این که داکترها میپرسند که اگر کسی یک مریضی دار مریضی قلبی یا شکر میگن آیا پدر تو مادر تو یا پدر کلان مادر یا در خانواده شما بود همچنان مریضی را که جسمانی است بلکه همچنان گناه را از اجداد ما هم او را به عرص میبره یعنی ما با امی تولد میشیم ما با انسان ها با امی تولد میشن بفرماییم بله اما اطلع است واقعا و اینجا عیسای مسیح به شادرده جواب سوالشانو میتونه که اردو نظر شما اشتباه است نه از گناه خوده زیادم بوده که ای کرزادش داده و نه از گناه مرد پدرش به این خاطر این کر به دنیا آمده است تا عمال خدا در ویزایر شده و این را ما میتونیم در یه انها فصل 11 و یه 4 و رمیان فصل 8 و 28 این را ببینیم که این جلال خدا را نشان میده و خداوند میخوای از طریق قضی شفا زاهر شده و اگر ما اینجا متوجه شیم اگر این مرد کر نبود و عیسای مسیح را شفانه داده بود عیسای مسیح را نمیتونست ببینه و نمیتونست به عیسای مسیح ایمان بیاره پس خداوند این را انتخاب کرده بود که جلالش را نشان بکنه پس دویدین ازیزان وقتی برمای ایک مشکل یک مرضی پیش میاید خداوند به فکر ماست خداوند ما را انتخاب کرده خداوند ما را دوست داره چون در پای هر بدید در پای هر طریقی روشنی است این مرد بینا شد عیسای مسیح دید و بعد از آن که شادلده خوب سواله پیدا شدند وقتی که عیسا بشن پاسخ میگه بعد از اون میگه تا زمانی که روز است یعنی تا فرصت باقی است مرا باید کارهای فرسنده خود را یعنی خدا را مشمول باشن یعنی کار نیکو انجام بکنن چون فرصت کم است برای کارهای نیکوی و برای فرصت کار نیکو کردن امروز نباید کار امروز با فردا بگذاریم چرا شاید فردایی نباشه عیسای مسیح منظورش از امروز زندگی است وقتی ما تا زنده هستیم باید کار نیک انجام بکنیم و وقتی که شب می آیه دیگه تاریکی از هیچ کار نیک نمی کنیم انجام بکنیم و شب در اینجا یعنی مرگ است که ما معلوم نیست که امروز زنده هستیم فردا آیا زنده هستیم یعنی باید کاری که امروز خودم با ما مسفاره کاری نیکوی رو باید انجام بکنیم و مخصوصا ما در کلچر افغانستان کلچر خودم میبینیم وقتی یک عزیز ما تا زمانی که پیش ما است یا مادر پدر با قدر زیاد قدرش نمیفنیم و مجارتی که فوت کرد دوره جم میشیم فوتیگری میکنیم خیرات میتیم قرآن برش ختم میکنیم از آره یک کار هایی میکنیم روزه برش میکنیم نماز چند دکت میخانیم که اینا همش بفایده است تا زمانی که عزیز ما زنده بود برای از اون کارهای نیک برش نگفتیم که اگر اطفال ما باشد برش نگفتیم فرزندان ما که ایک رای خوب است یا ایک رای نیکوی است یا ایک رای خدا است یا خداپرست باشد یا والدین ما خوب اونها بزرگ بودن روز گذشت و تاریک شد و مرگ آمد و رفتند و کارها همه بیفایده موند در آیه 6 و 7 ببینیم که میگه ایسای مسیح از رویشهای متفاید برای شفا استفاده میکرد معمولا دعا میکرد یک کلمی میگفت مثلا برای ایلیازر گفت که از قبل برخی زبیه و ایلیازر زنده شد در کلام خداهای مایی را داریم اما در اینجا میگه که نام عوض سیلوها را ایسای مسیح استفاده میکنه وقتی که گلمه سازه و برای مرد نابی نام میده و چشمایی خود به ماله برش میگه برو در عوض سیلوها چشمایی تا بشوی سیلوها یعنی به منی مرسل یعنی فرستاده شده و این نام معمول بسیار وسیع داره زیرا که ایسای مسیح خود از سوی خدا فرستاده شده بود و بازم در آیه 8 تا 12 ببینیم بازم در آیه 8 تا 12 ببینیم این طرف را از مرد نام شده بود و گل ساخت بر چشمایی مالی دفت من رفتم به عوض سیلوها شدم و اینجور شفایی است اما این جربه سدامه داشته اینکه فریسیا نمیخواستن که اقلی مردکوره بپذیرن و اینشان به این ترتیب سعی میکردن که اون را درخوای بکشند خب بالاخره اینها کار کردن که مادر پدر از این را بزار کردن و از اونها بپرسند که
واقعاً کر بود، واقعاً نابینا به دنیا آمده بود و آیا واقعاً آلی میبینه؟ خب مادر پدر از این کیمیای ها اینا میگن بله این فرزند ما بود، این کر بود و این نابینا به دنیا آمده بود و ما شادت بودیم که آلی میبینه و زیادت در مورد عیسای مسیح نمیخواین بگوین چون ترس از خلیسی ها دارند که اونا را از کنیسه بیرون نکنند در این قسمت که این کلامو ما میخواندم، واقعاً یک روزای اول که من ایمان آورده بودم به یادم آمد که وقتی من ایمان آورده بودم، یک عجیب رقم غوه های در خانواده ها، در اقارب ما، در میزدیکیا، خوار برادر هم، اینا همه که به مادر میگفتن چرا این دختری تو مسیح شد؟ باید نمیموندیش؟ این این داستان مادر میگفت که خودش کلان هست، از خودش پرسان کنین من نمیخوام چرا این ایمان آورده یا چرا مثل ما، افغان ها کافر شد، از خودش بپرسین و عوضی که اونا مثلاً میدیدن که چیک تغییری به ما آمده، یا عوض شده ایم، یا پارساش مرده شده ایم، یا نیک بکاری یا حال کارهای نیک در من میبینن، عوضی که تبریکی بتن، یا خوش باشن، یا شکر خدا رو بکنن بانجوی های مثل این داستان پر مادرزاد بانجوی ها زیاد بود و تا با حال از خانواده ها صحبت با من نمیکنند، افتماده ها قطع شد خلاصا در این کلام ما میبینیم که انسان ها نمیخواین روشنی رو ببینند، اتا یک کسی که روشنی دار، اقیقت درم نمیخواین ببینند و تبریکی رو ترجیح میدن نسبت بر روشنی واقعا بلخیج جان، ما میخوای این گفت های شما رو دوباره ببینید، داهای ما یک توره تکرار کنم شما بسیار نقطه های خوب رو در اینجا تشریح دادید، ما اصطلاح های داریم که میگن زنده نکنام و مرده بدنام پیدا نمیشه واقعا در زندگی ما ارزش کسی رو نمیدانیم ولی وقت که مرد ما کارهای میکنیم که دیگر با اون کدام فائده نداره این یک موضوع، موضوع دیگر هم در مورد ایسای مسیح که چی گونه؟ ایسای مسیح بشکال مختلف انسان ها رو شفا میداد، هم خودش شفا میداد با دستگذاری با استفاده از گل و بعض استادار الهیات هم به این عقیده هستن که یعنی خداون هم امروز ایسای مسیح هم از طریق روح خود، هم از طریق قدرت خود شفا میده انسان ها رو همچنان از طریق دوا و دوا و ساینس هم، از طریق دوا، علم، تکنالوجی هم امروز مریضی ها رو شفا میده که ما میبینیم مثلا واکسین کرونا یا واکسین های دگه، واکسین فلج اطفال، واکسین های دگه که از این طریق هم، از طریق دوا و واکسین ها هم خداون انسان ها رو شفا میده و خدا شفا دهنده هست دوست های عزیز بیاین بریم یک سرود رو با هم ببینیم و دوباره برمیگردیم دوست های عزیز بیاین بریم یک سرود رو برمیگردیم دوست های عزیز بیاین بریم یک سرود رو برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم دوست های عزیز بیاین برمیگردیم
نه شما نی باشد. اصلا شما قسم نخورید. و در اینجا ما ای فریستی ها رو می بینیم که با بسیار ظاهر منظم و با دروغ های زیاد و با قسم ها. به این خاطر از که اینا می بینن ایسانیسی هر کار کرده از روی راستی و صداقت و شواید عینی هست. شواید عینیه که کر مادرزاد واقعا کر بود و شفای افت. این نمیتونه پنهان شوه. به این ها به این خاطر دروغ ها و ترکی های خود کوشش می کردن. به این خاطر اینا به قدر یعنی پیروهای ایسانیسی نبودن و بسیار مخالفت می کردن. و در ما در آی 25 می بینیم میگه بله این مردکور درگه ایچ عرضش نداشت که برش چی تومت می زنن چی برش میگن. چون از عشق الائی پر شده بود. اون چشماش باز شده بود. نه تنها چشمای دنیایی که دنیا را بیبینه. چشمای روحانیش باز شده بود. خدا را دیده بود. یک عشق عجیب داشت. پارسا شمارده شده بود. در اون اکمت بود. یک وقت یک گدهگرد بروی سرک بود که فقط گده ای میکرد. اما آن اون اکمت پیدا کرده که میتونه فریسیا را ملامت کنه. میتونه تومتهای فریسیا را نپذیره. عجیب رقم قدرت پیدا کرده این آدم. و فریسیا بسیار کوشش میکردند که بازم ای را متقاید بسازند که این کر نبوده. و این چطور شفایفتایی؟ فقط یک چیز برشن میگفت. کر بودم. بینا شدم. من نمیفهم. من فقط چیز را نمیدونم. اما الان همه چیز را میبینم. و این واقعا یک شهادت است که تمام مسیح ها آلی را نمیتونند انکار کنند و شایدش هستند. واقعا ما یک وقت کور روحانی بودیم. در گناه بودیم. اسیر بودیم. نمیفمیدیم چی میکنیم. در غم بودیم. مثل که من واقعا زمان که پیش ازی که به ایسای مسیح ایمان بیارم. همیشه خوش داشتم که غمگیم باشم. آهی سرد بکشم. در روز سی چار بار خوش بودم که آهی سرد بکشم. ایچ محفل ایچ خوشی ایچ رفت آمده ایچ خود و خوراک من رو خوش نمیساخت. و احساس میکنم در قلب من یک خالیگاه هست. و امو غمگینی رو خوش داشتم. چون که شادی نبود. من امو غمگینی رو ترجیح میدادم به شادی. فکر میکنم اویت من اصلا امی غمگینیست. و بسیار که امو غمگین بودن خود خوش بودم. اما زمان که من ایمان آوردم ایسای مسیح من رو شفا داد. چند از بعد متوجه شدم که امو آه کشیدنا رفته از من. اصلا دیگه آهی نیست که بکشم به امو خالیگاهی که در قلب خود احساس میکندم پرشده بود. ای بیمنانه نیست که ما اله مسیح شدیم و خدا رو میشناسم. ایسای مسیح رو میفهمم. بیمنانه نیست که اله من غم و درد و رنج ندارم. یا خانوادی ما مریض نمیشن. این امیال کشور ما در غم است. این امیال وطن ما در این حال است. ما درد و غم و رنج داریم. اما در این زمان در این درد و رنج خان ایسای مسیح در پایی ما است. امید داریم. میفهمیم که خوب یک کسی هست. چه کار کنیم؟ یا دعا میکنیم. مثلا اگر مریض میشیم دفتن و ارختان نمیشم که به دکتر زنگ بزنم. اپایمین بگیرم. میگم نیه دعا میکنم. واقعا وقت دعا میکنم شفاها ظاهرش میشده و میشه و دیدیم. با اون خاطر خوب همینطوری که شاید جان گفتن دعا و دکتر هم از جانب خداوند هست. این برنامه هست. اما وقت که ما قدرت ایمان را داریم قدرت دعا را داریم و چشمای ما باز شده دیگر کار روحانی نیستیم. میفهمیم که ما کی را داریم در پایی خود. میفهمیم که ایسای مسیح شفایدینده آمده با ما را شفا میده. از اینجاد واقعا بشه پربرکت بود در زمانی که من ایمان آوردم و امیدوار هستم که عزیزان ما در افغانستان در این شرایط بد این را تجربه کنند. این شرایط بده که حالا خداوند افغانستان را مثل یک زرف تلایی استفاده میکند. اما ما ایمان داریم که افغانستان به این حالت نمیمونند. افغانستان چی امروز چی زمان خداوند تا زمان ما و شما فرق داره سرفراز میشه. اگر وطن ما در هیچی سرفراز نشده در نگاه سل و آرامنش خداوند سرفراز میشه. به اینکه کل دنیا میبینه. در این حالت نمیبینه. چون همیشه ما تجربه داریم. شاید شما هم تجربه داریم. در پای هر بدی روشنی است. در پای هر تاریکی هر شب روز است. و خداوند این روز را به افغانستان میاره. و از این بابت واقعا خوشحال هستم که ما ایسانی سیر در پایین خود داریم. و امی رخم بازم در رای دیسته هفت میبینم که فریسی ها سوالات زیاده بازم از این پرمادر زاد میکردن. و این بلاخره به سرشم قرمشان میگه میگه شما میخوایید که شاگردی سایمسی شوید. اینجا کلمه نیز بکار میبره. یعنی به این مانا مالوم میشه که این مردی که بینا شده شاگردی سایمسی است. و حکمت را پیدا کرده. و حتی قدرت را داره کل یک ذره. کل یک ذره تند و تیز برای فریسی ها بگوید. و اونو میگن نه. و براش دشتاب میتونن. اما اطلاع که در فلم دیدیم میگن ما شاگردان موسا استیم. که از پیرا و خداوان بود و خداوان در روی با او صحبت کرد. تو برو تو شاگردی سایمسی استیم. ما نیستیم. و بازم یعنی بسیار فکر میکردم که کار خوب را انجام دادن. بله در این نقطه بلخیز جان یک چیز را باید یاد آوری کنیم. و اوی است که وقت ما با مسیح های افغان و مسیح های ایرانی صحبت میکنیم از تاریخ ایمانشان. تقریبا یک تعداد از اونا هم کسایی بودن که مانند امی فریسی ها مانند امی معلم ها همیشه میخواستن رشخند کنن یا سوال کنن یا بحث میکردن. ولی در نتیجه خداوان قلب از اونا را هم باز کرده و اونا با ایسائی مسیح ایمان آوردن. یعنی به ای از دوستهای عزیز که در سوال کردن شرم نیست در ای که شما سوال کنید از ایسائی مسیح یا از مسیحیا یا از کتاب مقدس در ای نه شرم است نه گناه است. یا ما ورد سوال قرار بتیم شرم و گناه نیست. بلکه شرم و گناه در ای است که ما در شرم و گناه زندگی خود را دوام بتیم. ای شرم و گناه است. ولی در ای سوال کردن، در جستجو کردن، در پیدا کردن، در صحبت کردن، در یافتن روشنی، رافتن آرامش سل، در ای گناه نیست. بفرماید. بله. اما تا که ما به داستان نگاه میکنیم دعایی سیونو میبینیم که ایسائی مسیح وقتی که آمد تا انسان هارا نجات ببخشه دواری را با خود آورد. یعنی ایسائی مسیح دواری و نجات اردو با خود آورد. مثلی است که اگر کسی با ایمان میارد نجات پیدا میکنه و اگر کسی براش ایمان نمیارد محکم میشه. پس دواری هست. و این خوب است پیش از این که ما مثلا به هشت باشد بریم. به هشت همینچ است. اگر ایسائی مسیح را میپذیریم محکم نمیشیم و نجات پیدا میکنیم، شفا پیدا میکنیم، بینایی پیدا میکنیم، نقطه میفهم میتونیم، کار نیک انجام میتونیم. میتونیم به وطن خود دعا بکنیم. میتونیم از این حالت ادقال خدا را شکر میکنیم که خداهان بر افغانستان زیاد کار کرده. مسیح های زیاده هستن. تمام همین شارکت هایی که ما داریم همه از از ازان بر افغانستان دعا میکنن و ما ایمان داریم که خداهان این دعای ما را به جواب نمیگذارد. این یکمت است که خداهان بر ما داده است. و عیسای مسیح آمد تا قرآن بینایو شدند. عیسا اینجا امدتند در مورد کسانی سخن میگه که از لحاظ روحانی کرند. مانند این مرد نابینا که قایتی ای از بعد تولد یعنی گناهکار کرد به دنیا آمد. این به این مفهوم هستند زده روحانی که همه کسایی که تولد میشند کرد تولد میشند. چون بینایی ندارند. چون بینایی روحانی ندارند. و امو رقم که در کلچرشان، در کلتورشان، در مذهبشان است و امو رقم کلان میشند. زمان اینا بینا میشند که به عیسای مسیح ایمان بیارند. و عیسای مسیح به این خاطر آمد که همه اینسان ها فرصت برخورداری از بینایی روحانی رو بیابند. و در آیه چل ما میبینیم که میگه فریسی ها هنوز هم آزر نبودند و که بفهمند کور هستند. و از عیسای مسیح پرسان میگنند، آیا تو فکر میکنید ما کور هستیم؟ و عیسای مسیح به جوابشان میگه، ای کاش شما کور بیدیند. شما خودتان میگین کور نیستید. و پس شما در گناه هستید. شما در تاریکی هستید. چون شما خود رو بسیار گیناه احساس میکنید. اگر شما کور بودین، این ارزه رو نمیذنید. و فیلیسی ها میدانستند که مسیح ها خواهد آمد، اما انگام که عیسا آمد در ازور ایشان استاد، اون رو ناشناختند. برای بازشناختن عیسا، ازیزان اولین کاری که ما باید بکنیم ایست که زفه کوری و زفه کوری مناطعانی خود رو بفهمیم. و توبه و مطبق پیشتر شاید جان باید ما توبه کنیم. به گناهان خود پایی ببریم. مغرور نباشیم. بفهمیم که ما چیز رو نمیفهمیم. بفهمیم که غیر از خدا و غیر از عیسای مسیح از آسمان ها به زمین آمد ما نمیفهمیم. چون متاسفانه کور استیم. و ما این رو در متا فصل پنج ایک آیه است که در آخر میخوایم این رو بر شما بگویم که یک پیغام خوب است بر همگی. متا فصل پنج آیه 3 نگه که خوش آب آل کسانی که از فقر روحانی خود آگاهند. زیرا قادشایی آسمان از آن ایشان است. واقعا خدا را شکر کنیم که چی فیض است که شامل آل مشده با امید از روزی که همه بطنان ما ای را بفهمان اتا در غم بتانن شاد باشن شادی واقعی در بطن ما حکوم فرماشن. آمید. خب دوستا بیاین بریم یک سرود را با هم ببینیم دوباره برمی گردیم. سلامتون. سلامتون بخیف. عρη وارد. ما خب آمدیم؟ خوب ردی. اتا دراغای بویی که آنه؟ ما خب میفهمم همه ای آرزوهای آدم پوره نمیشه. بلین یکان تایش که میشه. منم نمیفهمم بعضی از حلوه این آدم ها.
از دست ماوزوده هستی، مرا ببخش میکنیم آنچه کنیم عباس جان یک سوال دیمی فکرم همیشه میگرده نیز باور نمیشه اچکا که تو کاله را جنگ کن خب اولادا خبر نشد تو مرا اقل لعب در درست درست درست درست تو مرا اقل لعب در فکر کدی؟ خب آباس خب آباس روی ترمی خمدانی بزن سامین این این خودش هست نکن فرمیست نکن خب آباجان از افغانستان صحبت کنید بینندگان های گرامی به ما بتماث شد بس لطفاً به شماره تیلفون ۲۰۱ دوستد و بیست و شش چارصد و هفتاد و شش چلد لشست و دو بیاست تریخی ایمیل با ادرس انفو عدراز زندگی و فیسبوک مسینجر به ادرس فیسبوک راز زندگی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماث شما استم ...... ............ ... ............ ........ ... ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم لطفاً به شماره تیلفون ۲۲۱ دوستد و بیست و شش چارصد و هفتاد و شش چلد لشست و دو ... ... epsilon ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... .. ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}