۲۹ دقیقه
دیگران دیده بودند که عیسی با شاگردان در کشتی سفر نکرد، وقتیکه او را در آن طرف بحیره پیدا کردند تعجب کردند.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی شنوندگان عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 41 میتر بیند نشمی گردد. حالش ما را دعوت می کنیم به شنیدن برنامه این عوض. پس چون ایسا متوجه شد که آنها می خواهند او را به زور برده پادشا سازن از آنها جدا شد و تنها به کوستان رفت. در وقت غروب شاگردان به طرف دریا رفتن به سوار کشتی شده به آن طرف دریا به سوه کپرناهوم حرکت کردن. هوا تاریک شده بود و ایسا هنوز پیششان بر نگشته بود. باد شدیدش رو بوزیدن کرد و دریا توفانی شد. وقت تقریبا یک فرسنگ پیش رفتن ایسا را دیدن که بروی آب قدم می زند و به طرف کشتی می آیند. آنها ترسیدن اما ایسا به آنها گفت من هستم نترسید نیخواستن او را به داخل کشتی بیاورند ولی کشتی و زودی به محصت رسید. روز بعد مردمی که در طرف دیگر دریا استاده بودن دیدن که بجز همان کشتی که شاگردان سوار شده بودن کشتی دیگر در آنجا نبود. و ایسا هم سوار آن نشده بود بلکه شاگردان بدون ایسا رفته بودن ولی کشتی های دیگری از تیبریا به نزدیکی همان محل که خداوند نانها را برکت داده بود و مردم خورده بودن رسیدن. وقتی مردم دیدن که ایسا و شاگردانش در آنجا نیستن سوار این کشتی ها شده در جستجو ایسا به کفرناهوم رفتن. همین که او را در آن طرف دریا پیدا کردن به او گفتن. ایسا جواب داد. دوستای عزیز سلام. به شنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدین. من میرویس هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما عزیزان قرار دارم. ما آیات پانزده تا بیست و پنج فصل شش انجیل یوهنا را شنیدیم. دوستای عزیز در این قسمت از آب بهیره و سفر در دریا صحبت شده بود. متاسفانه چون وطن ما افغانستان در خشکه محاصره شده و بهر و بهیره وصل نیست. ما با کشتی و کشتیرانی و سفر در دریا چندان عاشنایی نداریم. وقتی که هموطنهای ما به کشورهایی که ساحل و بهر دارن میرند بسیار علاقه دارن که در لب او و در لب بهیره اکس بگیرن و به خانوادهایشان روان کنن. اما متاسفانه در این سالهای اخیر هموطنهای ما که تلاش کردن از طریق سفر در دریا خودشانه به کشورهای غربی و یا آستالیا برسانن یک تعداد اونا در دریا غرب شده جانهای شیری نشانه از دست دادن. هموطنهای ما به امید رسیدن به آزادی، امنیت، فراوانی و آینده بیتر خطرات سفرهای درگاهی رو به جان خریده دل به دریا زدن. اما سوال ایست کسایی که زنده به هدفشان رسیدن واقعا آزادی، امنیت، فراوانی رو به دست آوردن و آینده خودشان و یا خانوادهشان رو تصمیم کرده تانستن؟ من فکر می کنم او آزادی و امنیت حقیقی که همه ای ما اکثران برش تشنه استیم به فرار کدن از یک جا به جای دیگه حاصل نمی شه یا به دست نمیاره. در قسمت که پیشتر از انجیل شنیدیم شاگردهای ایسای مسیح وقتی که بدون استادشان در دریا سفر کدن می بینیم با وزیدن شدید بعد دریا توفانی شده و اونا را با خطر روبرو ساخته. اما امکان داشت که امواج شدید دریا کشتی اونا را شکستانده باعث غرق شدن اونا شده. هیچ وقت سفر در دریا کاملا بی خطر و مطمئن نبوده. دوست های عزیز ما به پررامه خود ادامه می دیم اما قبل از او یک ایلان را بشنویم بعد از شنیدن ایلان در خدمت شما هستیم. سفر در دریا کاملا بی خطر و مطمئن نبوده. دوست های عزیز ما به پررامه خود ادامه می دیم اما قبل از ایلان در خدمت شما هستیم. شروعنده محرمان، یوهنا فصل شش انجیل خدا با الهام گرفتن از یک سفر دیگه نوشته کده. در ای سفر هم دریا مانی رسیدن مسافرین به هدفشان بود. هدف اونا هم رسیدن بس سرزمین فراوانی، آزادی و امنیت بود. ای سفر، سفر خروج قوم اسرائیل از مصر هست که در کتاب خروج کتاب مقدس بیان شده. وقتی که ما در این قسمت انجیل یوهنا راه رفتن ایسای مصیر هم بروی آب می خانیم، لازم است او را به ارتباط موضوع سفر خروج در نظر بگیریم. چون قوم اسرائیل هم سفر خود بر آزادی با عبور از بهیری سرخ آغاز کدن. آب دریا که به حیث مانه در سر راه این سفر آزادی اونا بود راه را در بین خود باز کده با عبور قوم اسرائیل از دریا و دوباره در مقابل کسایی که اونا را تعقیب میکدن بسته شد. اما در سفر خروج از مصر، موسا قوم اسرائیل را رهنمایی میکد. آیت چاردی فصل شش اینجول و یوهنا هم اشاره به گفتی موسا در کتاب تصنیح است. ما و شما یک ذرب مثل داریم که میگیم گشنه نان خو میبینه. قوم اسرائیل هم در زمان ایسای مسیح چون از استعمار روم به تنگ آمده بودن فقط در باری آزادی سیاسی از استعمار فکر میکدن و میخواستن که این نبی هم به اونا از استعمار آزادی سیاسی را به دست بیاره. اما ایسای مسیح به اونا چیزهای مهمتر و امیغتر از صرف آزادی سیاسی پشکش میکد. کاری که ایسای مسیح انجام داد در انعکاس اکسل عمل شاگردان در دریا نبود و نه هم به ارتباط خروج از طریق دریا بود بلکه در نظر ایسای مسیح موضوعی مهم عید فسح بود. البته منظور از عید فسح قربانیست، البته قربان شدن خود ایسای مسیح. اما متاسفانه حتی شاگردان ایسای مسیح هم کار او را در چوکات ترزیدیدی یهودیان میدیدن چون یهودیان معمولا اینقدر علاقمند دریا و بحر نبودند. در بعض فرهنگ ها به او و دریا به حیث آفت دیده میشه و ما و شما افغان ها هم کم و بیش ای قسم ذهنیت داریم. مثلا ما میگیم خدا ما را از او و آتش محافظت کنه. یهودی ها هم تقریبا به ای ترز فکر بودند. مثلا ما در زبور ۱۳ ترز فکر اونا را میخانیم. ای خداوند سیلابها تقیان کردند. سیلابها آواز خود را برفراشتند. سیلابها میخوروشند. بالاتر از آواز آبهای بسیار و مافاق انواج زوراور بحر خداوند در جایگاه آسمانی خود زوراور ترست. با وجود که ماهیگیرهای یهودی هر روز در بحیره جلیل ماهیگیری میکدن و با آو سروکار داشتن اما باس هم ترست داشتن که آو بحیره دفتن توفانی شوه و زندگی اونا را به خطر روبرو بساسه. دوستای عزیز، حال یک سرود روحانی را میشنویم. باد از شنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر میشیم. لطفا ما را تا آخر یکی صحبت همراهی کنید. دوستای عزیز، حال یک سرود روحانی در خدمت شما حاضر میشیم. لطفا ما را تا آخر یکی صحبت همراهی کنید. لطفا ما را تا آخر یکی صحبت همراهی کنید. شاد باشد شاد باشد زراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان شاد باشد شاد باشد زراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان شاد باشد شاد باشد زراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان مسیعه ایسا از آسمان آمده و کنون به جهان زان و زنده دمدش کنه شاد باشد شاد باشد نام خدا را جلال باد تا بد و خدا باد شاد باشد شاد باشد زراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان شاد باشد شاد باشد زراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان شاد باشد شاد باشد زراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان شاد باشد شاد باشد زراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان شاد باشد شاد باشد شاد باشد زراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان شاد باشد شاد باشد شراک منجی جهان زایر شده بر آلمیان شما شنوندی عزیز هم وقتی که این مطمئنه می خوانین ضرور نیست که او را در چوکات چیزهای ممکن و نممکن این دنیا به اساس عقل خود بسنجید چون در انجیل و هنوز بسیار موضوعات چالش بر انگیز وجود دارند که ما نمی تانیم اونا را با ممکنات و نممکنات این دنیا بسنجیم بهتر از که همه این موضوعات با ذهن باز بخانیم که خدا می تانه کارهایی را انجام بده که از نظر ما یا به اساس میارهای دنیای طبیعی و مادی نممکن است خداوند آدر مطلق است و به او هیچ چیز نممکن نیست اما باید متوجه باشیم که این موضوعات بخاطر نوشته نشده که ما بسیار زود باور باشیم و کرکرانه هر چیز قبول کنیم همچنان قصه هایی که در انجیل قید شدند قصه هایی نیستند که کاملا غیر معمول و غیر عادی باشند این قصه ها برای این هم تنظیم نشدند که از ایسای مسیح سوپرمند ساخته باشند که هر چیز معقول و غیر معقول از دست او پوره باشه دوست های عزیز اما اگه خوب دقت کنیم در بعضی جای ها این قصم ما اشعه های عجیب جلال و عظیمت کلام مجسم شده خدا را میبینیم با وجود که ایسای مسیح قادر بود که هر کار که بخواهی انجام بده اما در این قصمت کاری که ایسای مسیح انجام داد به موضوع ارتباط داشت که خدای اسرائیل در یک زمان معین در تاریخ اسرائیل قبلن هم انجام داده بود ولی در این قصمت اکسالعمل جمعیت مردم به جزئیات توسط یوهنا سبت شده یوهنا خواسته که ما نتنها حقائقی که واقع شدن و شاگرده او را دیدن بلکه هیرت و سردرگمی جمعیت مردم را هم ببینیم اونا دیدن که ایسای مسیح با شاگرده در کشتی سفر نکد اما وقت که به طرف دیگه جهیل به ساحل کپرنام رسیدن دیدن که ایسای مسیح پیش از پیش به او جا رسیده ای بسیار مشکل بود که دو مدت زمان ایسای مسیح میتونست از راه زمین فاصله تورانی را از شمال به قرب تیک کده به اونجا برسه شنوانده های عزیز حال بیاین با هم یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان و برنامه خود ادامه میریم دوست های مهربان داستان راه رفتن ایسای مسیح بروی آبره ما و شما میتونیم بخوبی بر عبادت و پرستش خود بکار بگیریم ما در طول زندگی خود بسیار اوقات به توفان ها روبرو میشیم و ایره هم نمیدانیم که چی وقت ای توفان ها به زندگی ما حمله میکنند ما وقتی که بر نجات از ای توفان ها تلاش میکنیم دفتن توفان ها بیوزی که کم شوند شدت اختیار میکنند وقتی که ما میخواییم که در بین اونا راه بیرون رفته بر خود باز کنیم احساس میکنیم که کسی با ما است به عوضی ای که موجودیت او باعث آرامی ما شود ما زیادتر پریشان میشیم ای طور در نظر ما میایی که ای موجود نادیدنی ما را تعقیب میکنه اما وقتی که در بین سر و صدای غرش توفان ها به صدای او به دقیقت گوش بگیریم میشنویم که به ما میگه نه ترس این ما هستم اگر ما به عیسای مسیح اجازه بدیم که داخل کشتی زندگی ما شوه ما میبینیم زودتر از او که ما فکر میکدیم به ساحل آرامش و امنیت میرسیم امیدوار هستیم که ما و شما بتانیم در وقتی روبرو شدن به توفان ها به عیسای مسیح اجازه بدیم که داخل کشتی زندگی ما شوه خداونده بدرد ما دواده بدست ما همه جام شفاده در افتاده بدریای گناهیم در افتاده بدریای گناهیم به ما تازان دراییم دست و پاده به جان ها عبر شادی را بباران تو پایانه به اندو و ازاده جهان تارو نمیدونه جهان تاروی آرامش ببیند به ما روی نما درس صفاده چه برما بگذرت هرگز ندانیم خبر های به ما از ماجراده زدل ها تا که برخیزد دعای بدین امید برلب ها صداده همه در جامعه بیگانگانیم همه در جامعه بیگانگانیم به بیگانه لباس آشناده به بیگانه لباس آشناده شکوه عشق تو بهتر زشاهیست شکوه عشق تو بهتر زشاهیست شکوه اینچنین بر این گداده سرود ما بود مانند داوود سرود ما بود مانند داوود بیا بر به نوایانت نواده چه می شاید چه می دانیم که آن چیست چه می شاید چه می دانیم که آن چیست خدا یا آن چه می شاید به ما ده درست درست درست درست درست ای رفیقه لازه های بکسی ای تسلیه غم دل و پسی ای طبیب چخم های زندگی با تو شیری نستی دل دادگی ای رفیقه لازه های بکسی ای تسلیه غم دل و پسی ای طبیب چخم های زندگی با تو شیری نستی دل دادگی درست درست درست درست درست درست درست درست درست درست درست دل سپرده ام تو دل هم روشن شو تو کی سا جانه پداری من شو ای همیشه گنجی و ماهای من با تو زیبا میشه و تو دیای من ای چرانه روشن شبهای من نام تو کل کرده در لبهای من نام تو تا خورده صخف تلا قصه ها پجمار در شد مشکل من با چشمه خشتیدم عشق را با تو گوش خود شنیدم عشق را گوش مردم به صدایت را گرفت گوشه پاکرتایت را گرفت ای رفیقه لازمه بیگسی ای تسلیه خمه دل و پسی ای طبیب زخمهای زندگی با تو شیریناستی دل دادگی ای رفیقه لازمه بیگسی ای تسلیه خمه دل و پسی ای طبیب زخمهای زندگی با تو شیریناستی دل دادگی ای رفیقه لازمه بیگسی ای تسلیه خمه دل و پسی ای طبیب زخمهای زندگی با تو شیریناستی دل دادگی ای تسلیه خمه دل و پسی ای طبیب زخمهای زندگی با تو شیریناستی دل و پسی ای طبیب زخمهای زندگی با تو شیریناستی دل و پسی ای طبیب زخمهای زندگی