شفای شل

  ۳۰ دقیقه

انتظار چندین سالهٔ شل در کنار حوض برای شفا. بلاخره شفا دهنده آمد و با یک امر کردن او را شفا داد. بازی کردن فوت بال در میدان تنیس. لازم است ما تنیس یاد بگیریم که در میدان تنیس، تینس بازی کنیم.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی روی موج متوسط 1467 کلو هرز ساعت هفت و نیمه شب می شنوید حال شما را دوت میکنیم به شنیدن برنامه این وقت بعد از آن ایسا برای یکی از یدهای یهود به اورشلیم رفت در اورشلیم نزدیک دروازه معروف به دروازه گوصفن حوض با پنج رواق وجود دارد که به زبان ابرانی آن را بیت هستا میگوین در آنجا عده زیاد از بیماران نابینایان لنگان و شلان در آز کشیده و منتظر حرکت آب بودن زیرا هر چند وقت یک بار فرشته خدایان به حوض داخل می شد و آب را به حرکت در می آورد و اولین بیمار که بعد از حرکت آب به حوض داخل می گردید از هر مرض که داشت شفا می آفد در میان آنها مردی دیده می شد که 38 سال به مرض مفتلا بود وقتی ایسا او را در آنجا خابیده دید و دانست که مدت زیاده است که بیمار می باشد از رو پرسید آیا می خواهی خوب و سالم شوی؟ آن مریض جواب داد های، های، های آقا وقتها برکت می آید کسی نیست که به من کمک کند و من را در حوض به اندازد های، تا من از جای مرکت می کنم شخصی دیگری پیش از من داخل می شود ایسا به او گفت برخیز، بسترت را بردار و برو آن مرد فورا شفای آفد و بستر خود را برداشت و برا افتاد آن روز، روز سبت بود دوستای عزیز سلام به شنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدید من میرویس هستم که از راڈیو صدای زندگی در خدمت شما عزیزان قرار دارم من پیام هم به شما شنوندگان عزیز سلام تقدیم می کنم از خداوند می خواهم که ای درس ها از کلام خدا بسیلی برکت بره همه ای ما و شما شوه دوستای مروان ما آیات یک تا قسمت اول آیات نوی فصل پنج انجیل یوهنا را شنیدیم در ای قسمت دباره یکی از موجزات ایسای مسیح صحبت شده بود که یک مریض به صورت موجزه شفا پیدا می کند دوستای عزیز قسم می کنن یک آدم سروتمند در یک باغ کلان خانه کلان داشت او در یک گوشه باغ خود یک میدان تینس هم ساخته بود که بعضی وقت امرای دوستا و مهمانهای خود در او تینس بازی میکد از خضای روزگار ای آدم شدیدن مریض شد و تمام روز داکترا و پرستارا در او خانه رفت آمد داشتن و از میمانی و میمانا و بازی تینس ایچ خبر نبود عمله و فعاله و خدمتگارای شخص سروتمند همه مسروف مریضی او بودن و کسی در قصی باغ و میدان تینس نبود دو بچه 12-13 ساله که با هم برادر بودن در اون ازدیکه ها زندگی میکدن و از خلوت با فرصت بودن باغ استفاده کده هر روز در باغ میامدن و باغ مثل باغ خودشان برای خود جای بازی ساخته بودن اونا چون بازی تینس را ندیده بودن نمیفمیدن که ای جال که در ما بین میدان پایی نصف شده برای چی است اونا از میدان تینس به حیث میدان فوتبال کار میگرفتن یکیشان یک طرف میدان و دیگیشان طرف دیگی میدان استادمه شدن و توبای فوتبال از سر جال تینس به یک دیگه شوت میکدن کسی که توب در میدانش میفتاد و یا از سر جال تیر کده نمیتونست طرف مقابل یک نمره میگرفت چون مریضی شخص سروعتمند صاحب باغ دوامدار شد بلاخره بعد از مدت بچه سرمایدار که در خارج بود از مریضی پدرش خبر شده به دیدن پدر خود آمد وقتی که او در برندی خانه خود استاده شد تا باغ نظاره کنه دو بچه را دید که از میدان تینس میدان فوتبال جور کدن و در او مسروف بازی استن او بدون ای که به بچه ها چیزی بگوید فورا بازار رفت توب و وسائل دیگه بازی تینس را خرید و پیش بچه ها آمد بچه ها وقتی که او را دیدن ترسیدن که شاید اونا را از بازی کدن در میدان در باغ منع کنه اما بچه سرمایدار به اونا گفت این میدان تینس است هایا شما میخواین که بازی اصلی تینس را یاد بگیرین و در این میدان بازی کنین اونا گفتن تینس چیست و بازی او چی قسم است پسر سرمایدار برشان گفت من بر شما یاد میتوم که بازی تینس چی قسم است او امرای این دو بچه جال تینس را که کشال شده بود کش کرده خوب محکم بستکد و میدان را بر بازی تینس آماده کرد دو سه ساعت با طول نکشکید که این بچه ها بازی اصلی تینس را که میدان بر او ساخته شده بود به بازی کدن تینس شروع کردن بچه سرمایدار با محبت بازی تینس را که میدان بر او ساخته شده بود با بچه ها یاد دادد که در او بخوشی با هم بازی کنند دوست های عزیز بیاین با هم یک اعلان را بشنویم بعد از اعلان به صحبت خود ادامه میدیم ‒ دЖانت ‒ خب دوست های مرابآن در باری این قصه که پیشتر شنیدیم پسانتر گپ می زنیم حالا بیاین در باری این قسمت این جیل که پیشتر شنیدیم گپ بزنیم در این قسمت از حوضی بنامی بیت صدا نام گرفته شده بود در اون زمان حوضی بیت صدا یک جای مشهور و شناخته شده برای شفای آفتن بود که در خود ارشالیم به طرف شمال عبادتگاه موقعیت داشت جای اصلی این حوض از طرف باستانشناس ها کندکاری شده و شما اگر حال هم به ارشالیم برین به غایات این حوض دیده می تانید اما اینجا و یا این حوض صرف جای شفای آفتن برای یهودیان نبود بلکه بسیار سالهای پیش از زمان عیسای مسیح هم حتی خدا ناشناسان هم در این جا به حیث یک جایی که موقعیت روحانی داشت و مقدس بود او را می شناختند در یک از این دورهای تاریخی این جایی بر یک از خدایان شفادهنده به نام اسکولپوس هم وقف شده بود کار شفا بخشی این حوض به شکلی بود که آبی که در حوض بود بعد از یک مدت به غلیان می آمد اولین کسی که بعد از به غلیان آمدن آب داخل حوض می شد او شفا پیدا می کند بعضی مردم بایی باور بودند که عوی حوض توسط فرشتهای خدا به غلیان می آند در ترجمه های قدیمی انجیل یک آیت در فصل پنج که آیت چار است علاوه شده که دلیل به غلیان آمدن آب در اون ذکر شده اما در بسیار ترجمه های جدید این آیت موجود نداره در ترجمه دری ما این آیت گنجانی شده که در وین قوسهای کلان گرفته شده اما هرچی بود حوض خودش به ذات خود شفا بخش نبود که باعث شفا می شد اگر خود حوض شفا بخش می بود شخصی را که ایسای مسی دلب حوض ملاقات کد او سالهای طولانی دلب حوض بر شفا انتظار کشیده بود اما حوض نتانست بود که به او شفای زندگی بخش نصیب کنه از نظر ایسای مسی ای بانه های او بانه های بسیار زیف و در حقیقت تنبلی بر داشتن ایمان و اعتماد به خداوند بود که او نمی تانست شفا پیدا کنه همه افثانه ها و افکار خدا ناباورانه که در قب شفای آفتن در این حوض مثل بازی کدن فوتبال لی او دو بچه در میدان تنست بود که من در شروع به شما قصه کدم ای جای ویا ای حوض در باره شفای آفتن معجزانه که یکان بار از طرف خدا انجام می شد صحبت می کند و مردم او را با خیال پردازی های تنبلانه خودشان به چیزهای دیگر تبدیل کده بودند ما و شما هم ای قسم جای ها را در وطن خود زیاد داریم که کاملا به جایای بدپرستی تبدیل شدند و مردم به عوض کمک خواستن از خدا از اونا کمک طلب می کند بله کاملا درست گفتین وقتی که یوهنه از معجزه و شفا و حوض باید سیده گپ می زنه بعد از او در باره پسر حقیقی خدای حقیقی به ما گپ می زنه پسر حقیقی خدا در جسم انسانی ظاهر شد تا کار را که حوض بر او ساخته شده بود و نمی تانست معفقانه او مقصد براورده بسازه او کار را انجام بده خدا توسط پسر رسمی خود که در قسمت های قبلی یوهنه بما معرفی کد که کلام زنده او نیز بود کار فوقلاده خود را انجام داد در این سحنه کلامی که در جسم ایسای مسی مجسم شده بود به شخص مریض امر کد گفت تو شک خود را بردار و راه برو در اینجا از ایمان او شخص که شفای افت چیزی گفته نشد اما او آزادی کامل را داشت که می تانست امر ایسای مسی را اطاعت کنه و یا هم اطاعت نکنه با وجود آن هم با شنیدن ای امر که قبول کدنش برش بسیار سخت هم بود باز هم شخص شل خود را در یک حالت دیگه احساس کرد که او را قانه می ساخت دیگه شل نیست اگر بری او ای احساس پیدان نمی شد نمی تانست که امر کلام زنده و یا ایسای مسی را اطاعت کده تو شک خود را برداشته راه بره دوست های مهربان حالی یک آهنگ روحانی را می شویم بعد از شنیدن آهنگ روحانی دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفاً ما را در این صحبت همراهی کنید روحش مدد کاره اصابه و بطیاره هر خشمه گفتاره روحش مدد کاره روحش مدد کاره شنبای دوست که او راه نکارده است کلامش در حقیقت با سباته است بیا از دلو جان ایسا پرسته کلامه اوباما ننده نباده است بیا از دلو جان ایسا پرسته کلامه اوباما ننده نباده است اصابه و بطیاره هر خشمه گفتاره روحش مدد کاره روحش مدد کاره اصابه و بطیاره هر خشمه گفتاره روحش مدد کاره روحش مدد کاره دل منزین همه دنیا پرده است بوجودم عشقی سارا سرده است زسمه و دلم خوشی و ویده است که عمیده برای من رسیده است زسمه و دلم خوشی و ویده است که عمیده برای من رسیده است اصابه و بطیاره هر خشمه گفتاره روحش مدد کاره روحش مدد کاره اصابه و بطیاره هر خشمه گفتاره روحش مدد کاره روحش مدد کاره اصابه و بطیاره شنوای دوست که او راه نکارده است کلامش در حقیقت با صفات است بیا از دلو جان ایسا پرسته که نام اوممه ننده نباده است بیا از دلو جان ایسا پرسته که نام اوممه ننده نباده است اصابه و بطیاره هر خشمه گفتاره روحش مدد کاره اصابه و بطیاره هر خشمه گفتاره روحش مدد کاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره اصابه و بطیاره دوست های مهربان در قسمت های باقی مانده ای فصل و به خصوص در آیات 25 تا 39 به اشاره ای که در آیت هشت در باره خلقت جدید شده گپ خواهیم زد که ای خلقت جدید چی شکل و چی شمایله خواهد داشت وقتی که ایسای مسیح به شخص شل میگه که برخیز در انجیل منبولا ای کلمه برستاخیز به کار رفته اما دیگه ای کلمه راسهای درونی کار ایسای مسیح رو بیان میکنه ایسای مسیح دیگه از کدام قوت در جهان موجود بر درست کدام چیزی که در خلقت که اونها خراب شده بود کار نبیگیره بلکه او زندگی کاملا جدیده و خلقت کاملا جدیده به وجود بیره ای خلقت جدید و زندگی جدید با وجود که در دنیا موجود جوانه میزنه اما باز هم شفابخشی و امکانات جدیده با خود به ارمغان میره خلقت کانه مثل او دو بچهی هست که بازی تنیس هایی یاد میگیرن که او میدان برشان ساخته شده بود اونا همیشه در میدان تنیس فوتبال بازی کده بودن و حالی با یاد گرفتن تنیس از بازی کدن تنیس لذت میبردن تحجب نکنین که یاد گرفتن ای بازی جدید بر مردم پریشان کننده خواد بود شما هم در ای تحجب نکنین که بر شما هم حال یاد گرفتن ای بازی جدید پریشان کننده باشه و یا شاید هم باعث مشکلات و جنجانهای زیادتر باشه اما هرچی هست ای بازی بر ای میدان هست یوهنا در ای قسمت از کلمه مجزب و یا نشانه کار نگرفته چون بعد از ای یوهنا از ما توقع داره که ما خود ما در ای بارا خود ما فکر کنیم دوستای مهربان برنامه ای نوعت ما در اینجا با پایان میرسه با تقدیم کردن یک مزامیر از حضرت داود و یک سرود روحانی شما عزیزان را به خداوند میسپاریم خداییارو نگه دارید خداوند تو را در روز سختی مستجاب کند و نام خدای یعقوب تو را سرفراز نماید خداوند از بارگاه مقدس خود به تو کمک فرماید و از صحیون بدادت برسد تمام حدیه های تو را بیا داورد و قربانی های سختنی تو را قبول کند خداوند آرزوهای قلبیت را براورده سازد و در نقشه هایی که داری موفقت گرداند آنگاه بخاطر پیروزی هایت فریاد خوشی را برمی آوریم و به نام خدای خود علم خیش را برمی افرازیم خداوند تمام دعاهایت را قبول فرماید حالا یقین دارم که خداوند برگوزیده خود را معاونت میکند و از جایگاه مقدس خود او را اجابت نموده و با قدرت بازوی خود به پیروزی های بزرگ نایل میگرداند بازه به اراده های جنگی خود می بالند و برخه به از پای خیش اما ما نام خداوند خدای خود را یاد میکنیم آنها می لغزند و می افتند ولی ما برخوسته و استاده ایم ای خداوند پادشاهت را پیروزگرداند و وقت از تو کمک میخواهم ما را مستجاب فرما مرمه اشتقال دوره تو به سرسر جالوه خداوند اما این جهان را سنگر کنی که سوده خداوند برخوست با اتاقی بازوی خداوند همه هنگاماند سنوره جالوه خداوند نه همه زیری ند مرمه اشتقال دوره تو به سرسر جالوه خداوند برخوست با اتاقی سنوره جالوه خداوند نه همه زیری ند دیمون دیاره ها و دیشون دیابی دیمون تا آباد را دیگه بازی با سرسر مرمه اشتقال دوره تو به سرسر جالوه خداوند برخوست با اتاقی همه هنگاماند برخوست با اتاقی سنوره جالوه خداوند نه همه زیری ند مرمه اشتقال دوره تو به سرسر مرمه اشتقال دوره تو به سرسر مرمه اشتقال دوره تو به سرسر مرمه اشتقال دوره تو به سرسر مرمه اشتقال دوره تو به سرسر