دلسوزی عیسی مسیح

  ۲۸ دقیقه

  ۱۲ اوت ۲۰۲۲

عیسی مسیح دلسوز و مهربان بود. او نابینایانی بسیاری را بینا کرد، شلان را با یک لمس خرامان ساخت حتا مرده‌ها را زنده ساخت. عیسی در فکر مردم بود و به بی‌نوایان کمک می‌‌‌کرد. به ناله‌های شان گوش می‌‌‌داد و بیماران را شفا می‌‌‌داد. مهربانی و دلسوزی او همه جانبه و از روی ترحم بود. دلسوزی و ترحم عیسی مسیح برای همه‌ای ما الهام بخش است و این چیزیست که در زنده‌گی روزمره آن را انجام دهیم.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتاه 31 متر بند پخش می گردد با شما شنونده های عزیز و هرچومنده برنامه با شما سلام چه حال دارین؟ خوشحال استم که باز هم از طریق برنامه آزر تور زنده و مستقیم در خدمت شما دوست های عزیز قرار داریم همچنان دوست های عزیز شما می تانین که از طریق فیسبوک هم برنامه ما را تور زنده تقیب بکنین آدرس فیسبوک ما است www.facebook.com slash رادیو صدای زندگی دوست های عزیزی که در برنامه زنگ می زنن ازی که برنامه ما زنده است زمانه که زنگ می زنن لطفاً صحبت بکنین همچنان دوست های عزیزی که برنامه را سریق فیسبوک تقیب می کنن اگر شما نظر پیشنادی یا سوال دارین شما می تانین که نظرتان را نشته بکنین ما او را در برنامه به خانش می گیریم خب دوست های عزیز ما باسم جاو جان و فریبا جان با خود در سیدیو داریم دوست های عزیز اردوی شما خوش آمدین به برنامه با شما سلام شاید جان و همچنان همه تا سلام های خدا خدمت تمام اشناندهای عزیز ما و دوست داران برنامه با شما تقدیم می کنم امیدوار استم تمام شما از ها جور و صحبت من آماده شنیدن این برنامه باشین دوست های عزیز تقدیم می کنم خوش آمدید که شاید جان بازم در خدمت شنوندهای ما استم متاسفانه کل ما را کرونا گرفته بود و افتهای خوش را سپری کدیم مریض بودیم ولی بازم خدا را شکر که سپری شد دیگه انازام شاید جان امیدوار پیشتر وقتی که شروع کردی که بر شنوندهای ما انانس بدی صدای سلفه تا تمام شنوندهای ما شنید ولی شکر که بیتر شدیم خدا را شکر کنم واقعا هیچ کس از این وایروز در امان نمانده اتاق کسایی که گفتن مارا هرگز نمی گیره من شنیدم که مارا هم گرفتن بله بله بچه ها که من یکی از او کسا بود که همیشه می گفت مارا اصلا نگرفته و نمی گیرم ولی گرفتش و سلفهش یک کم طولانی شده ولی شکر که صحبت شد خدا را شکر که تمام چیز به خوبی تمام می شد بله خدا را شکر خوب جاو جان می شه که برما و دوست های شنونده ما که امیرزا صدای مشمور مستقیم از ستاگیو مشنون بگوین در این افتهای که سپری شد دوست های شنونده ما اطمان امروز شما به تماس شدند شاهد جان اگر براتان بگویم یک چیزی که برما جالب بود در طول این مریضی ای که امرای شنونده ها گب زدیم ای مسئله شاید جواب می دم ولی یک چیزی یاد گرفتم شاهد جان که امیرز کسی که می باشه حالتش که حراب می باشه یک مشکلات من یک دلصوز کار داری شاهد جان واقعا یک پرستار کار داری یک پرستار یا یک کسی که ادقال دلصوزت باشه و در این روز های ام که امرای شنونده های عزیز ما امرای مردم عزیز ما امرای وطندار های عزیز ما همیشه که گفت می زنم امی مسئله را احساس می کنم هر کدامش درد دارند هر کسی را که امرایش گفت می زنم مشکلات را بر ما بیان می کنند و می گند شاید کرونا نباشه جواب جان مشکلات مختلف هست درده ها مختلف هست و مردم ما واقعا نه تنها مردم ما تمام انسان ها و هر درد فرق می کند شاید درد کرونا با درد که یک عزیز ما یکی از عزیزهایش از دست داده فرق می کند ولی درد درد هست ولی درد ناداری درد بچارگی درد ای که در خانت مریض داری و پول نداری که پشت دکتر ببریش دردهای مختلف هست دردهای جسمانی دردهای روحانی دردهای بیکاری ولی و هر کسی که شاید جان امرایشان گفت می زنم درد دارد دارند مشکلات دارند و هر کدومشان میگند که بیکار هستیم کار نداریم اولاد مریض هست و واقعا یک کسی را نیاز دارند که دردشان بشنوا دلسوزی ادقال برشون کند و شکر شد شنونده از عزیز ما که امیال مشنوان برنامه ما را زیادشان شاید هستند که امرایشان دعا کردیم برشان دعا کردیم برشان امیقدر درد دلشان دردشان شنیدیم و متاسفانه متاسفانه نمیتونیم به تمام مردم برسیم ای کاش ای کاش ای کاش میتونستیم به تمام مردم ما برسیم ولی متاسفانه میفهمین که ما کسای هستیم که برنامه رادیوی درست میکنیم ما فقط میدیا هستیم بله جاو جان یکی از دختر خانما امرای ما ارتباط گرفت و امیره گفت که در منطقی ما ما داریم در این حالت پیدا کن بیشتر بزرگ دارد که خانمها دارند زمین دارند و پول کافی دارند ولی چی فایده که دلصوظ نیستند که نمیتونند دست یک نفره بگیرند از دلشان نمیبرویند که کمک کنند و یک جزئی گفت گفتیسته فریبا جان ای که بمان زنگ میزنی و اون درد دلی ما را میمیشنوی با من یک جای گیریه میکنی به من تسلیم میدی از کلام خدا میگی این بزرگترین آرامش است که تو میتونی به من بدی من یک شعر میخوندم و این شعر میگه چون عبر بحاری به سرم سایفگن شد بر هر بر بومم که نظر کرد چمن شد چون شم ما که شد رهبر پروانه به آتش دلصوظی او باعث جانبازی من شد و واقعا خدا را شکر میکنم که ما میتونیم ادقال دلصوظی داشته باشیم برای وطن ما و این دلصوظی هر کس هر انسانه میتونه دلصوظی داشته باشه دل کرم که بسوزه از چشمش آو میای جاو جان فقط فکر من را خاندی من میخواستم امیده بگویم که میگه اگر دل کس بسوزه میگه از چشم کر آو میای من یک وقت خود بودم کسی که میگفت کرا گیریه میکنه و یکی را میشناختیم هیچ وقت من گیریه ش نایده بودم ولی واقعا امی مثال یا امی ازهربول مثال یا استلاحی که ما شما داریم واقعا دلصوظی را نشان میتونه ولی و من وقتی که این شعر را خواندم من راستی ما پیروی عیسای مسیح هستیم این از شنبندهای ما پنها نیست و خدا را شکر که از طریق این راديو استریق راديو صدای زندگی پیام حشینجیل را بر مردم رسانیم و من واقعا شکر می کنم دلصوظی را که داریم دلصوظی از کلام خدا یاد گرفتیم دلصوظی از رهبری ما یاد گرفتیم دلصوظی از استاد ما یاد گرفتیم دلصوظی از منجی و نجات دهنده ما یاد گرفتیم دلصوظی از خدا و هدوان یاد گرفتیم از ایسای مسیح یاد گرفتیم و وقت که کلام خدا را می بینیم آیا ایسای مسیح دلصوظی شما جایی می بینیم؟ بله جاو جان بیاین که از مرقص فصل اول از ظایی چلو چلدو را با هم بخانیم و می بینیم البته بسیار ما آیات داریم که دلصوظی خدا را دلصوظی خداوند دلصوظی ایسای مسیح را با ما نشان می تن بله ولی چندین آیات داریم که امروز میخوایم در مورد صحبت کنیم و من این آیه اول را میخوانم براتون بفرماییم مرقص فصل اول آیه چلو تا چلدو یک نفر جزامی پیش ایسا آمد زانو زد و تقاضای کامک کرد و گفت اگر بخوایی میتوانی مرا پاک سازی دل ایسا به آله و سخت دست خود را دراز کرد او را لمس نمود و فرمود به این اصباتی همیشه بشنگ از پاکه فورا جزام بر ترفت و پاک گشت جوجان افراد که من این جوی هسای مسیح دل سوزی کرده میخواهم واقعا قلب مالمس میشد بله جزام یک مرض بود که ایچ کس نزدیکش نمی آمد و کس که جزام میگرفت اینا باید بسیار دور از فامیل از قبیله و باید در یک بیابان در یک جای باید میرفتند که بسیار دور میبود چون مرض جزام ساری بود و اینا باید لباسای زرد می پوشیدند و یک دانم زنگ در گردن خود مندختند یا در دست خود میداشتند که وقت تیر می شودن باید زنگ تکان می دادن و میگفتند که من عجیز هستم دور شووید ناظره هستم و این واقعا وقتا که من این داستان ها رو میخانم اینقدر قلب من رو لمس می کند که دلسوزی مسی رو میبینم پیش کسی دیگر رفتن نمیتونست میگه پیش کی آمد؟ پیش مسی آمد وقت زانو می زدند پرستش می کردند وقت که زانو می زدند خودشان اقیل نشان می دادند و اینجا میخوای که کمک کند اگر میخوایی من را پاکو از خداوند چیزی میخوایی میگه اگر میخوایی دلسوزی داری؟ میخوایی من را پاکونی؟ و بعد از اینجا میبینیم دلی هیسا به حالش سوخ و هیسای مسی نتانا که سنش نگاه میکرد کسی را که لمس نمیکرد کسی را که اجازه نداشتن نگاه کنند هیسای مسی میره لمسش میکنه و شفا میدهش واقعا میبینیم که کلام خدا میگفت فورا جزامش برطرف شد اورا لمس نبود کسی را که شما گفتید که مردم نمیتونستند نزدیکش بیاید هیسای مسی دست خدا سرشانش میمونه هیسای مسی لمسش میکنه و هیسای مسی میگه البته که میخواییم پاک شو و امروز چقدر ما و شما به مو لمس هیسای مسی ایتیاج داریم چقدر مردم ما امروز در بستر هستند و شاید جزام نیست مریضی های دیگه هستند شاید شما اولادتان امروز مریض هستند شاید خانمتان مریض هستند سرکان هستند مرضای مختلف هستند شاید بلمسی هیسای مسی نیاز داشته باشید شاید مرضتان مرض تردشدگی هستند خانواده هیتان شما را ترد کرده هستند شاید شما یک کار کردید که خانواده هیتان از ما یه رواج هستند مثلا یک دختر بچاره طلاق میشه یا مثلا یک مشکل پیدا میکنند کل اگه او را ترد میکنند جامعه بسیاری وقتها ترد میکنند بسیاری چیزهایی را ما شما داریم به نام ازی که میگه آقش کده پدر مادر آقش کده شاید شما امو بچه باشین که پدر مادرتان آق تان کده به خاطر ازی که شاید به فکر ازوا به گفت ازوا نکردین یا شاید به خاطر ازی که فکرتان یک فکر دگه هست امروز جامعه شما را ترد کده و شکر که کلام حدا میگه دل ایسا به آلهو سعد و امروز هم ایسای مسی دلش می سوزه دل سوزی به دوست هم اینجا فریبا جان میبینیم بله واقعا و اینجا جالب هست که در انجیل یوانه فصل 11 از آیه 32 تا 35 میبینیم اینجا کل قصه هیتار هست که ایسای مسی امروز یک کس به نام الیازر دوست هست و امشیرهایش هم که هستند خدمت می کنند مسی را و الیازر میماره و وقت که میماره اینجا کوتا میخانم بخاطر که وقت ما کم هست امین که مریم به جایی که ایسا بود آمد و او را دید به پاهای او افتاده گفت خداونده اگر اینجا میبودی برادر من نمیمارد ایسا وقت او و یهودیان دا که امروز او بودند گریان دید از دل آهه کشید و سخت متحصر شد و پرسید او را کجا گذاشتید جواب دادند خداونده بیا و ببین ایسا گریست سه روز بود که الیازر دا قبر مانده بودند قبرهای وقتا که بود چهار روز حدی ایسای مسی سه روز دا قبر بود و ایساب دا روز سه وام قیام کرد چهار روز اینجا ما میبینیم که الیازر دا قبر مانده بودند قبرهای وقت تراشیده میشد و در پشت رویش تحت سنگ بسیار کلانه میموندند چون در مغاره کو بود یا در تپه بود یک جایی میکندند و داخلش قبر درست میکنند بله و اینجا ما شما چی را میبینیم که ایسای مسی دلش به مردم میسوزه دلش به دوست عزیزش که فوت کرده میسوزه متاسفانه در کشور ما ما شما دیدیم که در طول سالها چقدر جوانای ما انتهاری کردند بنامی اینان و بعد از اون بجایی که دل مردم به اونا بسوزه وارا میگن قهرمان بودند که دیگرها را کشتند اون جوانا هم از نافامی انتهاری کردند و مردم های هم که کشته شدند از بیچارگی کشته شدند ولی کسی دلسوزی برشان نداشت ولی ایسا دلسوزی میکند نمیگه که برو فرق نمیکنند دلسوزی به مردم ها میبینیم جایی جان میخواییم اینجا ایسا وقتی که میبیند دیگرها در گریان هست آه میکشه و متاثر میشه و آیه 35 که کوتات ترین آیه کتاب مقدس هست ایسا گریست خداوند ما گریه میکنه در فرهنگ ما در کلچر ما جاوا جان امومن مردم امومن امی فامیل ها یاد میتند بر بچه های خود که مرد گریه نمیکنه در حال که میکنند در حال که گریه میکنند خودشان میکنند شای پنهانی گریه کنند پیش روی کس گریه نمیکنند چون نشان میتند که ما مرد هستیم ولی میبینیم که حتی دل خدا میسوزه به مردم و گریه میکنند و دل سوزی به مردم ها میبینیم در ایسای مصیب در انجیل متا فصل 9 آیه 35 آیه 35-36 ها میخونم میگه ایسار در تمام شهرها و دیهات میگشت در کنیسیه ها تعلیم میداد و مجده پاچای خدا رو اعلام میکرد و هر نوه ناحوشی و بیماری رو شفا میداد وقتی او جمعیت زیاده رو دید دلش به حال آنها سخت زیر آنها مانند گستفندان بدون چوبان پریشان حال و درمانده بودند واقعا جاو جان اینجا میبینیم که ایسای مصیب نامده بود که فقط بشینه تا خدمت شد ایسای مصیب در تمام دهات میگشت در تمام شهرا میگشت در وقتی ایسای مصیب مثل امروز تیاره و موتر و ای چیزا نبود و او پیاده میرفت زیاد جایا رو پیاده میرفت و میگه که هر نوه ناحوشی رو هر نوه بیماری رو شفا میداد و وقتی که میبینه چی جمعیت دنبالش میاید وقتی که میبینه وقتی که میبینه چقدر مردم از پشتش میاید دلش می سوزد و میگه که مثل گوزفندان که چوبان ندارن پریشان است بعض وقتا رما ها رو میبینیم که یک کسی رهبری میکنه یک جایی میبره چوبان میبره شان نمیگم چوبان یک کسی رو میبینیم ولی نفهم های چوبان هست یا قصاب بعض وقتا رما را قصاب میبرن مذبه میبرن یک قصگک است شاید جان یادم آمد یک نفر تیر میشه در یک جایی میره و میبینه یک نفر گوزفندان را چطور خودش پیش میره گوزفندک ها پشتش میاید و میره و طولگک خود را میکشه یک جایی میشه در سبززار است و گوزفندک ها را میمانه که تمام شان سبزه بخورند خودش طوله میزنه بسیار خوشش میاید و وقتی که میره در قریه دیگر همه تر گوزفند ها را پیشند ناخته و یک چوب در دستش هست کمی زده میره این گوزفنده بزن و اون گوزفنده بزن یک آل را ناخته و این گوزفنده را میزند قدلش میسوزه استاد میشه میگه بیادر من چوبانه دیدم در اون قریه دیگر که چقدر خوب گوزفندک های خودش پیش میره گوزفندک های پشتش میرن گوزفندک ها را در پشت سبزا میرسن من دیدم چقدر خوب بود ولی حادت چی رقم چوبانه است یه تو میزنی گوزفنده را و هر کدامش آهگار میشند گناه داره میگه بیادر من چوبان نیستم من قصاب استم جوان امروز یک چیز بگویم که این هر چیز را من شروع میکنم خودت فقط فکره من را خواندی کله شا خودت میگی من میخواستم این قصه را بگویم واقعا که وقت رمه را میبینیم اگر دلسوز است اگر مهربان است اگر میبینیم که واقعا این رمه را بخوبی رهبری میکنند میفهمیم که چوبان است ما در کشور ما با یک چوبان نیکو ضرورت داریم امروز متاسفانه امروز چیه که تاریخ ما را میبینیم هر کسی که میاید متاسفانه اگر میبینیم که میمردون هر کتی یک چوب بزند بنامه چوبان میاید و پسان میبینیم که قصابی میکنند اگر کشورای دنیا را ببینیم اگر روسا آمد هموتر اگر انگلیز بود پیش از او آمد هموتر و بعد از او تمام قدرت های دنیا و امریکا آمد آخر ما خودم مثل گوزفندهایی میبینیم که قصابا در جان ما افتادند هر حکومت که میاید متاسفانه دفعه ایسر ویدیو Wivi ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ويدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو اینگونige ویدیو ویدیو وسیلگن ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیکن از کوی خود مسیحا هرگز نراند کسرا ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو ویدیو