انجیل مقدس را خواندم و فهمیدم که عیسی قدوس است!

  ۳۰ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

خداوند را شکر گزار هستیم که یکی از دوستان ما ضمن تماس با من، گفتند که، قصۀ زندگی عیسی مسیح را شنیده اند و انجیل مقدس را نیز نزد خود دارند و مطالعه می‌‌کنند. همچنان گفتند که عیسی مسیح شخص بسیار مقدس بود و فکر نمیکنم که لیاقت اینرا داشته باشم تا نام پاک اشرا بر زبان بیارم. وقتی این کلمات را از ایشان شنیدم اشک هایم جاری شد و خداوند را به خاطر این دوست ما شکر کردم که عیسی مسیح را شناخته اند. کلام خداوند می‌‌فرماید: خوشابحال ماتمیان زیرا آنها تسلی خواهند یافت. هدف از ماتمیان این نیست که کسی بخاطر فوت شدن یکی از نزدیکانش ماتم داشته باشد. بلکه ماتم اینست که قدوسیت خداوند را بفهمی و بدانی که گنهکار هستی.

اشعیای نبی در حضور خداوند آمد و حضور قدوس خدا را دید و گفت: وای بر من که مرد ناپاک لب هستم. او خود را شناخت و گناه خود را دید و قدوسیت خداوند را شناخت و من بر وجود این برادر شکر می‌‌کنم که قدوسیت خداوند را دید و حال او را می‌‌شناسد و ما انسان‌های گنهکار هستیم و باید اعتراف کرده ماتم بگیریم و آنوفت است که خداوند جواب دعای ما را می‌‌دهد. آنوقت است که ما می‌‌توانیم روز به روز در زندگی ایمانی ما پیشرفت کنیم. مگر باید گفت، زمانیکه ما قدوسیت خدا را می‌‌بینیم، ماتم می‌‌گیریم، می‌‌فهمیم و خود را می‌‌شناسیم و با وجود اینکه ما ضعیف هستیم، عیسی مسیح ما و شما را دوست دارد و باید با قلب توبه کار به حضورش برویم و باید اینرا بفهمیم که همانطوریکه یک پدر طفل خود را دوست دارد همانطور او ما را دوست دارد. در انجیل لوقا فصل 19 آیات 1 الی 10 داستانی را می‌‌خوانیم که خالی از مفاد نخواهد بود:
 ۱ عیسی وارد اریحا شد و از میان شهر می‌‌گذشت.  ۲ مردی در آنجا بود به نام زکی، که سرپرست جزیه گیران و بسیار ثروتمند بود.  ۳ او می‌‌خواست ببیند که عیسی چه نوع شخصی است، اما به علت کوتاهی قامت و ازدحام مردم نمی توانست او را ببیند.  ۴ پس پیش دوید و از درخت چناری بالا رفت تا او را ببیند، چون قرار بود عیسی از آن راه بگذرد.  ۵ وقتی عیسی به آن محل رسید به بالا نگاه کرد و فرمود:» ای زکی، زود شو پایین بیا، زیرا باید امروز در خانه تو مهمان باشم. « ۶  او به سرعت پایین آمد و با خوشرویی عیسی را پذیرفت.  ۷ وقتی مردم این را دیدند زمزمه نا رضایی از آنها برخاست. آنها می‌‌گفتند: »او مهمان یک خطاکار شده است. « ۸ زکی ایستاد و به عیسی خداوند گفت: »ای آقا، اکنون نصف دارایی خود را به فقرا می‌‌بخشم و مال هر کسی را که به ناحق گرفته باشم چهار برابر به او پس می‌‌دهم. « ۹ عیسی به او فرمود: »امروز رستگاری به این خانه روی آورده است، چون این مرد هم فرزند ابراهیم است. ۱۰ زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات دهد.«

در این داستان چند نوع مردم را می‌‌بینیم. یکی زکی که سرپرست جزیه گیران و بسیار ثروتمند بود، که جزیه گیر و شخصیت آنها به همه معلوم است که آدم خوب نمیباشد و در آن دورانی که عیسی مسیح زندگی می‌‌کرد، مردم یهود از جزیه گیران بد می‌‌بردند و از آنها نفرت داشتند زیرا برای مردم بیگانه جزیه وصول می‌‌کردند نه برای خود یهودیان و زکی دربارۀ عیسی مسیح چیز‌های شنیده بود و حال می‌‌خواست ببیند که وی چه گونه شخصی است؟ و مشکل زکی نه تنها کوتاهی قد بلکه ازدحام بیحد مردم نیز بود. زکی می‌‌خواست عیسی مسیح را ببیند ولی بسیاری چیز‌های در دنیا است که باعث می‌‌شوند ما خداوند را دیده نتوانیم. اما می‌‌بینیم که زکی یک قدم پیشتر ماند او از ثروتمند بودن و پولدار بودن خود نشرمید و رفت و به درخت بالا شد تا عیسی مسیح را ببیند. باید گفت که اگر ما گنهکار باشیم و لیاقت اینرا نداشته باشیم که عیسی مسیح را ببینیم ولی اگر قدم بمانیم تا او را ببینیم او از قلب ما آگاه است و چقدر جالب است که وقتی از راه می‌‌گذرد و به زیر درخت می‌‌رسد می‌‌گوید: زکی ! بیا پائین. من امروز مهمان تو هستم. عیسی مسیح هر کدام ما را بنام می‌‌شناسد و هرکدام ما و شما را دوست دارد. همینکه اگر ما قلب خود را باز می‌‌کنیم و می‌‌گوئیم که: بلی خداوندا ! با وجودیکه من گنهکار هستم و تو قدوس هستی، می‌‌خواهم که ترا ببینم و عیسی مسیح می‌‌شنود. عیسی مسیح قادر مطلق هست که قلب و فکر ما را بخواند؛ همانطوریکه آمد و پیش زکی ایستاد شد و به نام او را صدا زد، همانطور ما و شما را نیز به نام می‌‌شناسد. عیسی مسیح به زکی می‌‌گوید که امروز به خانه ات می‌‌ایم و مهمان می‌‌شوم و مردم خوش نبودند و همه فکر می‌‌کردند که چطور عیسی مسیح که قدوس هست و معجزات کرده و قدرت دارد، به خانۀ یک شخص گنهکار و جزیه گیر و کسی که ما او را بد می‌‌بینیم، می‌‌رود. دنیا زکی را طوری دگری می‌‌دید ولی عیسی مسیح زکی را به چشم محبت می‌‌دید. وقتی عیسی مسیح او را صدا زد، زکی به بسیار زیبایی جواب داد که : ای آقا اکنون نصف از دارایی خود را به فقرا می‌‌بخشم و مال هر کس را که به ناحق گرفته ام، چهار برابر برایش پس می‌‌دهم.

دوستان عزیز! هر قدر که ما و شما گنهکار باشیم وقتی که در حضور عیسی مسیح بیاییم و صدای خداوند را بشنویم، زندگی ما تغییر می‌‌کند. شما از آمدن در حضور عیسی مسیح نترسید، اگر گناه کرده اید و یا اگر فکر می‌‌کنید که لیاقت آمدن را در حضور عیسی مسیح ندارید، بیائید و خداوند زندگی شما را تبدیل می‌‌کند. خداوند قادر مطلق است و همین که عیسی مسیح زکی را صدا زد، به شخصی دیگری تبدیل شد و عیسی مسیح زندگی شما دوستان عزیز را نیز تبدیل می‌‌کند. زیرا اگر به داستان زکی نگاه کنیم می‌‌بینیم که هر کدام ما زکی هستیم. عیسی مسیح می‌‌گوید که من پشت در ایستاده ام و در را می‌‌کوبم، هر کس دَرِ قلب خود را باز کند من داخل می‌‌شوم و به همان ترتیبی که زکی از درخت پائین شد و قلب خود را به عیسی مسیح داد، اگر امروز ما و شما نیز این کار کنیم، همان آرامشی را که زکی در آن زمان دریافت کرد، ما و شما نیز بمراتب بیشتر از زکی آن را دریافت و تجربه خواهیم کرد.

اگر من بخواهم زندگی قبل از ایمان آوردن خویش را برایتان قصه کنم، شاید بسیاری از دوستان مایل به شنیدن ادامۀ آن نگردند. زیرا من شخص بسیار ظالمی بودم مگر خداوند آنقدر زندگی مرا تبدیل کرد که امروز چقدر قلب زیبا برای وطنم دارم، چقدر مردمم را و خواهر‌ها و برادر‌های خود را دوست دارم و اگر متوجه شویم هر کدام ما داستان‌های در زندگی خود داریم. از هر کسی که به عیسی مسیح ایمان دارد، اگر سوال کنید که پیش از ایمان آوردن کی بودی ؟ شاید بسیاری از اشخاص حاضر به گفتن سابقۀ زندگی خود نباشند. ولی عیسی مسیح زندگی مرا تبدیل کرد.

دوباره بر می‌گردیم به داستان زکی که می‌گوید: مال هر کسی را که به ناحق گرفته باشم چهار برابر به او پس می‌دهم. وقتی ما به عیسی مسیح روی می‌اوریم باید به گناه خود نیز اعتراف کنیم یعنی اگر گناهی داشته باشیم و یا کاری کرده باشیم، مثلاً اگر کسی را آزرده ساخته باشیم، می‌توانیم اعتراف کنیم و بعد از آن اگر می‌توانیم خطای خود را جبران کنیم.

دوستان گرانقدر! اگر شما می‌دانید که کدام کاری را که مخالف ارادۀ خداوند بوده، انجام داده اید و حال پشیمان هستید و اقرار می‌کنید و عیسی مسیح را در زندگی تان قبول کرده اید و می‌دانید که کاری جبران پذیر است، لطفاً آنرا جبران کنید. این کاری بدی نیست و مثلی که عیسی مسیح به زکی فرمود: »امروز رستگاری به این خانه روی آورده است، چون این مرد هم فرزند ابراهیم است. یهودیان در مورد کسانی که جزیه گیر بودند و یا سرپرست جزیه گیر‌ها بودند، می‌گفتند که اینها اصلاً یهودی نیستند و چون یهودیان فرزندان ابراهیم هستند، عیسی مسیح برای شان می‌گوید که این مرد هم فرزند ابراهیم و از قوم برگزیدۀ خداوند است. شما به او به نظری دیگری می‌بینید ولی من طوری دیگری؛ و بعداً می‌فرماید: »زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات دهد.«

دوستان عزیز! امید ما در چه چیزی نهفته است؟ امید ما در این نیست که تمام کار‌های بد و نیک ما در آخرت وزن شود و اگر ثواب ما زیادتر باشد بتوانیم به بهشت برویم و یا اگر کمتر ثواب کرده ایم به بهشت رفته نتوانیم. کلام خدا می‌گوید که همه گناه کرده اند و از جلال خدا قاصر هستند. باید متوجه باشید که گناه، گناه است، چه کم و چه زیاد. خداوند قدوس هست و انسان گنهکار هست و حتی اگر کوچکترین گناهی را مرتکب شده باشیم، گنهکار هستیم، گناه و قدوسیت خدا، هرگز یکجا بوده نمیتواند. بناً همۀ ما سزاوار آتش جهنم هستیم. هرگاه ادعا کنیم که ما بی گناه هستیم، فقط برای چند لحظۀ چشمان خود را ببندیم و فکر کنیم که فقط در یک روز چقدر گناه از ما سر می‌زند و یا زده است و در طول ده، بیست، سی یا پنجاه سال زندگی، هر کدام ما گناه کرده ایم که گناه باعث جدایی انسان از خدا می‌گردد. مگر خبر خوش انجیل در اینجاست که عیسی مسیح می‌فرماید: »زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات دهد.«

دوست عزیز ! اگر گمشده هستی، اگر گنهکار و یا هر کسی که هستی، عیسی مسیح دوستت دارد و او می‌خواهد که زندگی ات را تبدیل کند. آیا آماده هستی که زندگی ات تبدیل شود؟ آیا می‌خواهی که آرامش خداوند را بچشی؟ آیا آماده هستی که مانند زکی، زندگی ات تبدیل شود؟ اگر آماده هستی لطفاً به عیسی مسیح ایمان بیاور ! و آرامش خداوند را حتماً می‌چشی.

زندگی ابدی در عیسی مسیح نهفته است و به همین خاطر او عظمت و بزرگی خود را ترک کرد و در بین ما انسان‌ها آمده مثل ما انسان شد تا دست ما را بگیرد و ما را از هلاکت و بدبختی و گناه نجات بدهد. اگر دقیق شویم، ادیان و مذاهب به ما می‌گویند که اینکار را انجام بده و یا آن کار انجام بده تا نجات حاصل کنی ولی عیسی مسیح می‌فرماید که من آمده ام تا گمشده را پیدا کنم و نجات بدهم واقعاً چه خبری خوشی است!

خوانندگان گرامی ! این همان لحظه ایست که خداوند برای شما داده است و امیدوار هستیم که شما از همین لحظه استفاده کنید، شاید خداوند شما را انتخاب کرده باشد و قلب شما را لمس کرده باشد تا به او ایمان بیاورید و صاحب زندگی ابدی شوید.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

PYM JBZ سلام شنوندگان عزیز رادیو صدای زندگی امیدوار استم که همه تان جور و سرحال باشین و افته بهتره را در قبال داشته باشین باسم طبق معمول جاو جان را در سیدیو داریم جاو جان خوش آمدین به برنامه تشکر زنده باشین شاید جان خوب میتونین که برما بگین که دی افته که سپری شد دوست های ما تلفون کردن یا ایمیل راون کردن بله شاید جان حدا را شکر که تقریبا دی افته بیس تلفون گرفته بودیم و ایمیل یک کم باس کم بود تقریبا شش ایمیل داشتیم از دوست های ما و حدا را شکر میکنم و تشکر میکنم از دوست های زیز ما که تلفون کردن و ایمیل راون کردن خوب در تلفونای کردن یا ایمیلای که راون کردن زیادتر روی کدام مسائل تحکید بوده شاید جان همیشه یه گفتیم و حالا میکنم که دوست های زیز ما حدا را شکر که اولی که از سعتمندی خود برما گفتن و دومی که بسیار تشکر کردن از برنامه راڈیو صدای زندگی و یکی از دوست های ما ایمیل رایی کرده بود گفته بود میشه که وقت برنامه تانه از نیم سات یک سات بسازین وحتی که بسیار برنامه خوب است و ما ضرورت داریم به این برنامه ها که زیادتر و بیتر در ایمان ما راشت کنیم من تشکر میکنم از دوست های زیز ما و جواب ماییست که ما میخواییم دوست های زیز که وقت برنامه ما را زیادتر بسازیم مگر متحصفانه امکانات فیلن در دسترس ما نیست امرای دیگه دوست های ما هم در میان بگذاریم و دوست ما گفت که من قصه ایسای مصیر را شنیدم و کتاب هم میخانم شکر که کتاب مقدس در دسترسش قرار گرفته و گفت که ایسای مصیر آدم بسیار مقدس بود من فکر نمیکنم که لیاقتی را داشته باشم که حتی نام پاکشه بگیرم وقتی که این گفتی دوست ما گفت شای جان اصلا عشقای ما آمد و من خداوند شکر کردم به این دوست ما و شکر که این دوست ما ایسای مصیر را شناخته کلام خدا میگه خوشا به حال ماتمیان زیرا آنها تصلیحان یافت ماتمیان عدف از ماتمیان این نیست که یک کس ماتم داشته باشه که یک کسش فوت کرده باشه یا یک چیزه ماتمی است که وقتی میفمی که خودت گناکار استی و قدوسیت خدا را میفمی و مثل اشعای نبی وقتی که در ازور خداوند آمد و ازور قدوس خدا را دید گفت وای برمند که من مرد ناپاکلب استم امو گناه خدا دید امو خود را شناخت و قدوسیت خدا را شناخت و این بیادر ما من شکر میکنم که واقعا خداوند قدوس را دید میشناسه و ما انسان های گناکار استیم و باید اعتراف کنیم باید ماتم بگیریم و او وقت است که خداوند جواب دعای ما را میده او وقت است که ما میتونیم که روز بر روز در زندگی ایمانی ما پیشرفت کنیم مگر یک چیزه که دوسته ازیز ما میخواییم بگوییم ایست که واقعا این چیزه خوب است که ما وقت قدوسیت خدا را میبینیم ماتم میگیریم یا مثلا معذون میشیم و میفهمیم خدا را میشناسیم مگر دوسته ازیز بایی که ما و شما ضعیف استیم ایسای مسیم او شما را دوست داره ما باید با قلب توبکار به حضورش بیاییم مگر این را بفهمید که او واقعا امتحانی که یک پدر طفل خدا را دوست داره امتحان او ما را دوست داره ما میفهمیم یکی از قصه هایی که در کتاب مقدس نوشته است در انجیل مقدس در انجیل لقا فصل 19 اوم ای را بخانم و در بارش یک کم گره بزنیم شاید اگر دوسته ازیز کتاب دارین لطفا انجیل مقدس حواست کنین انجیل مقدس انجیل لقا فصل 19 از آیه یک ما میخانم مرد در آنجا بود به نام زکی که سرپرست جزیگیران و بسیار سروتمند اینجیل لقا فصل 19 از آیه یک ما میخانم اینجا نوشته شده که ایسا وارد عریه شد و از میان شهر میگذشت مرد در آنجا بود به نام زکی که سرپرست جزیگیران و بسیار سروتمند اون میخواست ببیند که ایسا چی نوع شخصی هست اما به علت کتایی قامت و ازدهام مردم نمیتوانست او را ببیند پس پیش دوید و از درخت چنار بالا رفت تا او را ببیند چون قرار بود ایسا از آن را بگذرد وقت ایسا بان محل رسید و بالا نگا کرد و فرمود ای زکی زود شو پاین بیا زیرا باید امروز در خانه تو مهمان باشم او به سرعت پاین آمد و با حش رویی ایسا را پذیرفت وقت مردم این را دیدن زمزمه نارضایی از آنها برخاست آنها میگفتند او میمانی یک خطاکار شده هست زکی استاد و به ایسای حداوند گافت ای آقا اکنون نصف دارایی حد را به فقران میبخشم و مال ارکسی را که بناقق گرفت باشم چهار برابر به او پس میدهم ایسا با او فرمود امروز رستگاری به این خانه روی آورده است چون این مرد هم فرزند ابراهیم است زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات دهد اینجا قصه را که خاندیم در باری زکی است اینجا ما شما چند نوه مردم را میبینیم زکی را میبینیم و حواست که زکی داشت و کی بود در این آیای اول میبینیم که سرپرست جزیگیران بود و بسیار سروتمند بود جزیگیر ما شما میفهمیم که آدم خوب نیست و در اون وقتی که ایسای مصیب زندگی میکد در اون دوران مردم یهود جزیگیرا را بد میبودند بسیار زیاد بد میبودند و زیادتر علت بد بردن از این بود که او بر مردم بیگانه جزیگی را میگرفت نه بر خود یهودی ها بله مقصد مردم او را بسیار بد میبودند جزیگیر بود و سروتمند شده بود سروتمند کی بود؟ کسی که حق مردم را میخورد و جزیگی را میگرفت و این خاطر مردم او را بسیار بد میدیدند زکی در باری ایسای مصیب چیزایی شنیده بود اینجا میبینیم که میگن مرد در آنجا بود بنام زکی که سرپرست بود او میخواست ببیند که ایسا چی نوع شخص است به خاطر اینکه چیزایی در باری ایسای مصیب شنیده بود آنجا میخواست که او را ببینه مگر مشکل زکی بود که قدش پخش بود یکی قدش پخش بود و دیگه اینکه ازدهام مردمون جزیاد بود زکی میخواست که ایسای مصیب را ببینه مگر بسیاری چیزایی است که در دنیا باعث میشه مشکل زکی قدی پخش بود مگر بسیاری چیزایی دیگه است که باعث میشه که بسیاری چیزایی پشت روی ما را بگیرند تا که ما حدافند ببینیم و این مشکل هر انسان است دیگه اینجا میبینیم که بسیاری چیزایی باعث میشه که زکی نتانه ایسای مصیب حدافند ببینند مگر زکی یک قدم پشتر ماند او از اون پول دار بودن و سروعتمن بودن رفت در دره بالا شد که ایسای مصیب را ببینه دوسته ازیز اگر ما شما اتا گناکار باشیم و لیاقتی را نداشته باشیم که ایسای مصیب را ببینیم مگر قدم بانیم که را ببینیم او قلب ما شما را میفهمه دوسته ازیز و اینجا چقدر مقبول است که ایسای مصیب میای از اورا ترمشه و وقت که زیر دره میرسه بر زکی میگه زکی بیا پایین ما امروز ميمان تو استم ایسای مصیب دوستها ازیز هر کدام ما شما را بنام مشناسه هر کدام ما شما را دوست داره امین امی که ما شما قلب ما را واز میکنیم میگم که بله حداوندان من میخوایم که ترا ببینم ایسای مصیب آیه که تو قدوس استی و من گناکار استم لیاقت ندارم حتی که ترا ببینم ایسای مصیب مشنوع ایسای مصیب قادر مطلق است که فکر ما را قلب ما را تمام چیز ما را بخونه امتونه که آمد پشت زکی استاد شد و به نام او را صدا کد امتونه ما شما را بنام مشناسه دوسته عزیز و اینجا زکی را میگه که ما میمانت میشم ما امروز حانت میایم مردم در این کار خوش نبودند کلگی فکر کرد که چطور ایسای مصیب که قدوس است ایسای مصیب که موجزات کده ایسای مصیب که قدرت داره این میره حانه یک گناکار یک جزیگیر یک کسی که ما بد میبینیم دنیا زکی را به یک چشم میدید مگر ایسای مصیب به چشم محبت میدید زکی را و رفت گفت بیا حانت میرم و زکی امی وقته که صدا کد زکی را که گفت ما حانت میمانمشم اینجا زکی چقدر مقبول میگه میگه زکی استاد شد و به ایسای حدوان گفت ای آقا و ناعت گفتیم چار برابر پس به اومدیم دوست های عزیز ارقدر که ما شما گناکار باشیم وقته که در وزور ایسای مصیب میایم و صدای حدوان را بشناویم زندگی ما تغییر می کند شما نترسید اگر شما گناه کردید اگر شما فکر می کنید که لیاقت آمدن در وزور ایسای مصیب ندارید این فکر نکنید بخاطر ازی که وقته که در وزور حدوان می آین حدوان زندگی تانا تبدیل می کند حدوان قادر مطلق است و زکی امی که گفتش ایسای مصیب گفتش بیا پایین تبدیل شد و ایسای مصیب زندگی شما رام تبدیل می کند دوست عزیزم خوار عزیزم بیادر عزیزم ایسای مصیب قادر مطلق است وقته که ما شما به داستان زکی نگاه می کنیم اینجا اگر توجه کنیم زکی هر کدام ما زکی هستیم برزی که ایسای مصیب میگه ما پوش در استاده استم در را می کوم هر کس در قلب خود را باز کنه من داخل ازمیشم و به این شکل وقته که زکی پایین شد و قلب خود را بر ایسای مصیب داد اگر ما شما امروزی کار را بکنیم امو آرامش را که او وقت زکی پیدا کرد به مراتب آرامش را ما در ایسای مصیب پیدا میکنیم و تجربه میکنیم وقتی که ما شما شما شاید جان هر کدام ما شما یک قصه داریم هر کسی که به ایسای مصیب ایمان داره وقته که پوشتانش کنی که پیش از ایمان کی بودی واقعت بسیاری کسی هست که میگه من نمیخوایم حتی بگویم وقتی ایسای مصیب زندگی من را تبدیل کرد دیگه اینجا زکی را میبینیم که میگه که من چار برابر مال کسی را که برنارگرفتیم پس میتوانم وقتی که ما شماییسای مصیب رویی میاریم دوسته عزیز اینجا اطراف به گناه است و بعد از او ما میفهمیم ما گناهکار استم و بعد از او اگر ما گناهی داشته باشیم اگر کار کرده باشیم که یک کسری را وزورده باشیم ما میتانیم اطراف کنیم و بعد از او جبران کنیم اگر میتانیم دوسته عزیز شما اگر میفمین که کار کردین که برخلاف اراده حداوان بود و آل اقرار میکنین و ایسای مصیب را در زندگی تان قبول میکنین اگر امکانش داره که او کار را کردین که میفمین جبران پذیر است لطفا جبرانش کنین هیچ چیز برد نیست جبرانش کنین و ایسای مصیب اینجا بزرگی چی میگه میگم روز رستگاری به این حانه روی آورده است چون این مرد هم فرزند ابراهیم است یعودی ها کسی های جزیگیر بودند و سرپرست جزیگیر ها بود و آره میگفتند یعودی ها فرزند های ابراهیم بودند و آره میگفتند یعودی ها فرزند های ابراهیم نیست مگر ایسای مصیب را برشون میگه که ایان فرزند ابراهیم است از قوم برگزیده حدا است شما با یک چشم میبینین مگر من با چشم دیگه میبینم بعد از اون میگه دوست های انسان آمده است تا گمشده را پیدا کند و نجات بدهد دوست های ازیز امید ما و شما در چیست امید ما و شما این نیست که اگر یک کار را خوب کنیم یا بد کردیم باید خوبی و بدی ما سواب و گناه ما اونجا وزن شود و اگر ما زیادتر سواب کردیم بتانیم که بهشت بریم یا اگر کمتر سواب کردیم نتانیم به بهشت بریم دوست ها میگه همه گناه کردن و از جلال خدا قاسر استن کلگی گناه کرده و دوست های ازیزی را متوجه باشین که گناه گناه است چی کم چی زیاد خدا قدوس است و انسان گناهکار است اتا اگر کوچکترین گناه را ما کردیم ما گناهکار استیم گناه و قدوسیت خدا نمیتونه که یک جایی باشه بنان کل ما سزاوار آتش جهانم استیم ار کسی که میگه ما گناه نکردیم چشمهای خدا یک دقیقا پت کنه فکر کنه اگر فکر کنیم در طول یک روز ما چقدر گناه کردیم در طول 10 سال 20 سال 30 سال 50 سال زندگی هر کدام ما گناه کردیم و گناه باعث جدایی انسان ما خدا میشه مگر مگر دوست های ازیز در اینجا حبر خوش انجیل در اینجا است که میگه ایسای مصیحه میگه زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده رو پیدا کند و نجات بدد دوست ازیز اگر گمشده استی اگر گناه کار استی هر کسی که استی ایسای مصیحه دوسته داره او میخواهی که زندگیتا تبدیل کنه آیا آماده استی که زندگی تبدیل شوه آیا میخواهی که آرامشه خداونده بچشی آیا آماده استی که مثل زکی زندگی تبدیل شوه اگر هستی لطفاً با ایسای مصیحه ایمان بیار برای آرامش خداونده میچشی شاید جان من واقعا برکت گرفتم از ای و حدا را شکر دوست های ازیز که امروز ما میتونیم کلام حدا را با شما دوست های ازیز ما که برادر ها و حوار های ازیز ماستین امروز شما بحش کنیم و خداونده تمام تانه برکت بتن خداونده تمام تانه برکت بتن و من میخوایم اموطوری که زکی ایسای مصیحه را شنواد شما دوست های ازیزم ایسای مصیحه را بشناسید بله آمین واقعا زندگی ابدید ایسای مصیحه است و او به امی خاطر به این دنیا آمد او از امت و بزرگی خود را تر کرد و در بین ما انسان آمد و مثل ما انسان شد تا به خاطر ازی که دست ما را بگیره و از الاکت و از بدبختی گناه ما را نجات بده آهان بله شاید جان اما تا رو که میگه در آیه آخر ما آشقی آیه استم که دین و مزحب میگه که فلان کار کن فلان کار کن فلان کار کن فلان کار کن تا نجات پیدا کنیم بله مگر ایسای مصیحه میگه ما آمدیم که گمشده را پیدا کنم و نجات بدم درسته دارین یا میخواین کلام مقدسه بزبان دری بزبان پشتو بگوین که ما برتان روان کنیم لطفاً بخواین ما کسی تا سیدی های پرستشی هم در دست راست داریم که شما میتونین اونا را دریافت کنیم بسیار خوب خوب جوا جان بزرگ زیاد تشکر که به برنامه آمدید شنانده های گرامی از تیلفونایتان از ایمیلایتان یک جهان تشکر امیدوار هستیم که همیشه برکات را که شما میگیرین به این شکل امرای ما صحیم بسازید تا ما هم این را بتانیم از سریخ برنامه بر دیگر شنانده های خود برسانیم خوب این بود برنامه این نوبت ما که تقدیم تان شد تا برنامه آینده تمام شما عزیزارا به خدانده ما ایسای مسیم اسپاریم شاد و موافق باشید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی