شفای انسانی با معجزه نان و ماهی

  ۱ ساعت

  ۷ اوت ۲۰۲۶

معجزه غذا دادن به پنج هزار مرد نشان می‌دهد که عیسی مسیح چگونه به نیازهای انسانی پاسخ می‌دهد. این داستان بیانگر محبت و دلسوزی عیسی برای مردم در شرایط دشوار است.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می‌‌‌‌کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند سلح و آرامش به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام‌های مرا بپذیرین. امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. از این که در هفته گذاشته با ما تماس گرفتین از طریق فیسبوک یا ویتساب و همچنان مسینژر. یک جهان سپاسگذار استیم. ما همیشه خوش می‌‌‌‌شیم از شما بشنویم.


خوب امروز ما مهمان بسیار خوب و ویجه داریم. سمیر جان عزیز خوش آمدید به برنامه راز زندگی. درود و سلام به شما شاهب عزیز و تمام عزیزهایی که برنامه را می‌‌‌‌شنوند. واقعا خوشحال استم که دوباره با شما یک جای استم و از طریق این برنامه می‌‌‌‌تانیم کلام خداونده به مردم عزیز ما برسانیم امروز.


بله خوب سمیر جان آل در این چند ماهی گذاشته ماهی اکبار در اقل شما می‌‌‌‌آیند در برنامه‌های ما واقعا ما شما را در یکی از کانفرانس‌ها هم عفتهای قبل ملاقات کردن و همیشه که می‌‌‌‌بینیم این اشتیاق شما را به کلام خدا و همچنان پقش کلام خدا بر مردم افغانستان این جای افتخار است بر ما و همه بر کلیس‌های افغانستان و بر همه مسیحی‌های افغانستان تشکر از این که امروز با ما یک جای در برنامه استین.


خوب دوستای عزیز یک سوال که امروز می‌‌‌‌خوایم بکنیم ای است که چرا در جهان و بخصوص در کشور ما و شما افغانستان ای قدر همیشه بر دها سال جنگ و غم است چرا؟ ما و شما همه نمی فهم یک داد شما اگر ویدیو از بسیار ویدیو کتاه از برادر پشتون ما را که در دشت‌های نیمروز در ریگستان‌های نیمروز او در حالت آخرین لحظات زندگیش بود و از اونجا به مادر خود یک ویدیو روان می‌‌‌‌کنه و از مادر خود به مادر خود این حالت خودم میگه و میگه که شاید من زنده نمانم به پشتون میگه و همچنان از مادر خود بخشش می‌‌‌‌خواهد یعنی هی حالت یک نمونه از زندگی در غم و رنج ملیونها انسان در افغانستان و همچنان دها ملیون سطحا ملیون انسان در دنیا است.


اینجا ما می‌‌‌‌خواییم یک دو جمله کوچک را از دو دختر یک دختر افغان و یک دختر سوریایی بر شما بخانم که در آخرین لحظات اینا چی گفتن؟ یک دختر کوچک افغان که از گرسنگی می‌‌‌‌مرد چونین گفت ای خدا چیز نمانده از گرسنگی بیمیرم نان خوردن نداریم من را به جنت خود ببر که در آنجا نان بخورم ای یک گفته بود و یک گفته دیگه هم از دختر سوریایی که میگه در وقت جان کندن یعنی آخرین مرحله زندگیش گفت همه چیز را به خداوند خواهم گفت آرزوی دختر سوریی بود که بعد از مرگ همه چیز را به خداوند بگوید یعنی امید در این زندگی نداشت و امروز می‌‌‌‌لیونها انسان در افغانستان و در دنیا هم به این زندگی امید ندارن.


سمیر جان من می‌‌‌‌خوایم از شما در این مورد که وقتی که می‌‌‌‌لیونها انسان بخصوص توجه ما مردم افغانستان است امید در زندگی ندارن و تمام امیدشان در این است که اگر بمارن یک چیز بهتر در اون دنیا اگر امکان داشته باشه حاصل کنن شما چی پیامه ما می‌‌‌‌تونیم منحیط یک مسیحی منحیط یک پیروی ایسای مسیح مردم افغانستان در این لحظه دشوار برسانیم؟ امیدواری کلب انسان پر از درد میشه و برای ما و شما افغانستان مخصوصا این فقط داستان‌های نیست که ما شما دوارش می‌‌‌‌خوانیم.


این قسمت از تجربه خود ما همچنان است. من یادم هست وقتی که ما در پاکستان زندگی می‌‌‌‌کنیم، ماجر بودیم. من تقریبا شش ساله بودم که قالین بافی می‌‌‌‌کنیم. و یک روز امت ششته بودیم، قالین می‌‌‌‌بافتیم. روز جمعه بود و پدرجانمشان گفتن که خب بعد از شاشت ما امو وقت رخصتی می‌‌‌‌گرفتیم. گفت خانه مادر کلانت می‌‌‌‌ریم، خانه بباییمشان می‌‌‌‌رفتیم. و ما به بسیار خوشی و شوق امو وقت قالین می‌‌‌‌بافتیم که خب بعد از شاشت خانه بباییم می‌‌‌‌ریم.


اما متاسفانه وقت چاش تصیید آخر ماه بود، اناز کرار نداده بودیم، نان نداشتیم. در فقر زندگی می‌‌‌‌کنیم مثل بسیاری ماجرین دگه. و بعد از اون پدرجانم گفت خب یک دو ساعت دیگه هم این قالین می‌‌‌‌بافیم بخاطر که چند روز دیگه داریم که این قالین خلاش شد و که باید بفروشیمش. یک دو ساعت تیر شد، دو ساعت بعد بازم گفتیم یک ساعت دیگه هم خب کار می‌‌‌‌کنیم. یک ساعت، دو ساعت شد، سی ساعت، ساعتهای پنج بجه بود، من اون وقت اما تو که گفتم شاید شش ساله، هفت ساله بودم.


و اما تو از سر کارگاه قالین خیستم، رفتم تشناب و امونجا بسیار گریه کردم. بسیار گریه کردم و گفتم خدای یک رقم ایچ ایچ به فکر من نیستی، من کدام چیز زیاد از تو نخواستیم. یک ساعت فقط اما که بریم ساتری کنیم، خانه مادر کلانم بریم، بسیار خسته شدیم. و این درد و این ناومیدی مردم ماست و مردم جهان است.


و بسیاری وقت ما به یک امیده هستیم که در آینده داشته باشیم. لیکن یک چیز که در زندگی خودم، اتا در امو خرده فرق کرد، ای بود که وقتی که ما پیدا وی عیسی مسیح شدیم، مشکلات ادامه داد، یعنی ما انوز هم قالین می‌‌‌‌بافتیم. لیکن اتا در بین امو مشکلات، یک امید و یک آرامش داشتیم که قبلن ما هیچ وقت خودم تجربه نکده بودم. در بین امو مشکلات، شایب جان، من امو درد قلب ما بیدون کدام لغت یا کلام از قلبم به گوش خدا می‌‌‌‌رسید.


مثل امی دختره که گفت، یک روز من امی درد ما به خدا میگم، یا بعد از مرگی درد ما به خدا میگم، من امو وقت سر کارگاه قالین بافی بخاطر که به عیسی مسیح ایمان داشتم، با ای امید و ای آرامش زندگی کنن می‌‌‌‌تونستم که اتا در درد من می‌‌‌‌تونستم امی درد خدا به گوش خدا بکنم.


من اینجا از مزمور چلو چار آیه‌های بیست سی بیست شش را می‌‌‌‌خوانم و می‌‌‌‌خوایم که یک کم صحبت کنیم در موردش. مزمور چلو چهار آیه‌های بیست سی تا بیست شش میگه ای خداوند بیدار شو. چرا خابیده ای؟ برخی از وما را تا به عبد ترک مکن. چرا روی خود را از ما پنهان کرده و زلت و خواری ما را نادیده می‌‌‌‌گیری؟ زیرا که جان ما به خاک افتاده و بدن ما به زمین خم شده است. به جهت کمک ما برخیست و به خاطر احمد خود ما را نجات بخشید.


خب در اینجا دوستای عزیز وقت میگه ای خداوند بیدار شو. ای با این منانه نیست که خداوند خو می‌‌‌‌کنه. خداوند همیشه بیدار است. همیشه بیناو و شنواست. ولی در عهد اتیق خواب بودن در اینجا موضوع ازی بود که عمل نکردن. یعنی غیر فعال بودن منحیص خواب بودن بشمار می‌‌‌‌رفت. یعنی در عیقت در اینجا نویسنده مزمور میگه ای خداوند چرا فعال نیستی در زندگی ما؟ چرا در زندگی ما عمل نمیکنی؟ میگه برخیز و ما را تا به عبد ترک ما کن.


فکر می‌‌‌‌کنه که خداوند او را ترک کرده. امروز هم یک تعداد مردم افغانستان یک تعداد زیاده وقت در رنج استند. وقت در فقر استند. وقت در حالتی استند که هیچ چیز ندارند. بیکاری استند. اونا هم شاید امی بگوید که ای خداوند بیدار شو. چرا غیر فعال استی؟ چرا کار نمی کنی؟ چرا ما را نجات نمی دی؟


و در اخیر هم میگه بخاطر رحمت خود ما را نجات بده. نه بخاطر ازی که ما از دگرها کدر بهتر استیم. نه بخاطر ازی که ما کدام کارای خوبه کردیم. بلکه بخاطر رحمت خود. و ما من حیث یک مسیحی، پیروی ایسای مسیح، ما همه احساسات خود را، همه حالت زندگی خود را می‌‌‌‌تانیم امی لحظه بگویم.


خب سمیر جان از شما خواهیج دارم که در امی برد، مورد امی آیت‌ها، یعنی غم و رنج در طول تاریخ چیز نوه نیست. ولی بر مردم افغانستان، حال ای غم و رنج چون ده‌ها سال دوام پیدا کرده یک چیز جز از زندگی روزمره شده. ما می‌‌‌‌خواهیم که خودت در امی مورد امی آیت‌های که امی صحبت کنی.


شاید جان برمه یکی از زیبا تدین چیزی که در کتاب مقدس می‌‌‌‌بینیم امیست که مردم درد و رنج و ناله خدا بیدون کدام ترس به خداون میگن. در بین مردم ما اگر ای رقم امیال امروز اگر فکر کنیم مردم امی رقم گب بزنند، بعضها شاید آجل خاموششان کنند که شما کفر می‌‌‌‌گید. خدایا کجا هستی؟ چرا خواب هستی؟ چرا به فکر ما نیستی؟


لیک در وقت درد کلمات شاید اوقدر مهم نباشد نسبت به ای که قلب ما چی می‌‌‌‌خوای به خدا بگوید. و کلام خدا ای را صادقانه برما و شما می‌‌‌‌رسند. ازرت داود درد بود از او خاطر تکلم میکد و امی درد خدا بیان میکد. و امی آیت من را همچنان به یاد آشایا انداخت.


آشایا شست یک اگر یادتان باشم که میگه از آسمان به پایین نگاه کن و از مسکن مقدس و با شکوهت برمن نظر بیافکن کجا از غیرت و قدرت کجا از دلسوزی و شفقت که بما داشتی؟ چرا آن را از ما دریخ می‌‌‌‌کنی؟ تو پدر ما هستی؟ حتی اگر ابراهیم ما را نشناسد و یعقوب از ما انکار کند تو ای خداوند پدر ما و نجاتدهنده ما هستی و نام تو ازلی است ای خداوند چرا می‌‌‌‌کزدی ما از راه راست منحرف بگردیم؟


ادامه میتر در فصل ۶۴ ای کاش آسمان را بشگافی و پایین فرودائی تا گوها از حضور تو تکان بخورند و اقوام جهان مثل ایزم که در آتش مشتل می‌‌‌‌شوند و منند آب که در اثر هرارت به غلیان می‌‌‌‌اید در برابر قدرت تو بلرزد پس حضرت عشایی‌ها همچنان ای رقم صحبت می‌‌‌‌کند خدایا کجا هستی؟ کجا از قدرتت؟ کاش که آسمان بشگافی یا امتحان که ای کلمه که استفاده شده مثل ایست که یک پیران بگیری پاره کنی کاش که آسمان پاره می‌‌‌‌کدی و می‌‌‌‌امدی در بین ما و از درد ما باخبر می‌‌‌‌شدی و قدرتتا به مردم نشان می‌‌‌‌دادی و امی درد شایر به چقدر زیبایی میگه خدایا کف نمیگویم پریشانم چی می‌‌‌‌خواهی تو از جانم مرا به آن که خود خواهم اسیر زندگی کردی خدایا اگر روز بشر گردی زحال بندگانت با خبر گردی پشیمان می‌‌‌‌شویی از قصه خلقت از این بودن از این بدت


خدایا پس امی داد و فریاد و نالره که ما شما در زبور شریف دیدیم در کلمات اشای نبی شنیدیم امی رقم شایر بیان می‌‌‌‌کنه خدایا اگر روز بشر گردی خدایا اگر آسمان پاره می‌‌‌‌کدی و پایین می‌‌‌‌امدی از درد ما باخبر می‌‌‌‌گردی پیام خوش انجل امیست که عیسی مسیح آمد تا از درد ما و شما باخبر شوه و پس ما با خدایی صحبت نمی کنیم که در آسمان‌ها نشسته به فکر ما نیست ما با خدایی صحبت می‌‌‌‌کنیم که درده از نزدیک تجربه کرده و از قلب ما و شما باخبر است و از یاس و ناله ما و شما حراس نداره آماده است که ما را در مشکل ترین وقتا دعای ما را بشنوه و طبق خواست و اراده خود اجابت کنه


بله این این نقطه است واقعا عیسی مسیح اشعیات در مورد عیسی مسیح پیشگویه می‌‌‌‌کرد عیسی مسیح امی خدایی بود که آمد به این زمین و انسان شد در این دنیا آمد موجزه کرد و بالاخره جان خود را در صلیب بخاطر گناه‌های ما بخاطر آرامی ما داد خود عیسی مسیح در متا ۱۱ آیه ۲۸ می‌‌‌‌کرد ای تمامی زحمت کشان یعنی هم تمام کسایی که رنج می‌‌‌‌برین گناه کارا همه و گران بران نزد من بیاید و من به شما آرامی خواهم داد یوغه مرا بر خود گیرید و از من بیاموزید زیرا من نرم دل و فروتن استم یعنی این امی عیسی مسیح امروز در آسمان را باس کرد برای مردم افغانستان خدا را سپاس گذار هستیم که امروز هزارها افغان هر روز با مسیحی ایمان آوردن و هر روز هم افغانها با مسیح ایمان می‌‌‌‌ارن و در امی دنیا امیت پیدا می‌‌‌‌کنن امتوک ما پیدا کردیم و در امی دنیا ما امی احساسات خود را امی رنج خود را امی غم خود را به خدا می‌‌‌‌گویم و خدا هم می‌‌‌‌شنوه نه تنها می‌‌‌‌شنوه بلکه خداوند عمل می‌‌‌‌کنه خداوند امروز در افغانستان عمل می‌‌‌‌کنه


ما مشکل که ما انسان‌ها داریم یه است که ما نمیبینیم ما تنها شاید شما هم به این تجربه کرده باشین ما وقت در زندگی مشکل می‌‌‌‌بینیم تنها تمام تمرکز ما بر مشکل خود ماست تنها خود را می‌‌‌‌بینیم و خدا را نمیبینیم اما دوست‌های عزیز خداوند شما را دوست داره خداوند درکار است خداوند تمام احساسات شما را رنج‌های شما را تمام احتیاجات شما را می‌‌‌‌شنوه می‌‌‌‌بینه اما یک چیزی که مهم است و اویی است که مسیح میگه بازم تکران می‌‌‌‌کنه میگه ای تمامی زحمت کشون به هر یک ما و شما میگه زحمت کشون و گران بران نزد من بیاید و من به شما آرام میده آرامی می‌‌‌‌خواهم داد یعنی اگر ما می‌‌‌‌خواییم در این دنیا آرامی پیدا کنیم آرامش قلبی پیدا کنیم به مسیح رجوع کنیم و به اون ایمان بیاریم


شما در این مورد اگر ادامه بدین بفرماییم از امی خاطر شاید جان این برنامه را شما زیادتر است فکر می‌‌‌‌کنم ۱۳ سال ۱۴ سال است که این برنامه را دارین تا امی دعوت بر امید مسیر را به مردم برسانید و خوشی ما در این نیست که وقتی که ما مشکلات را می‌‌‌‌بینیم شاید جان ما امید ما بر اساس خوشبینی ناقی نیست که بگویم دل خود را خوش کنیم که یک امید فقط داشته باشیم امید ما به مسیح است که مسلوب شد مرگ شکست داد و وعده داد که یک روز عشقای کسایی را که به اون ایمان می‌‌‌‌ارن پاک می‌‌‌‌کنه و درد و رنج دیگر نمیباشه به خاطر که اون مرگ شکست داد مرگ آخرین دشمن انسان است و دعوت را که شما دادین از انجیل شریف از متا فصل ۱۱ آیت ۲۸ تا ۳۰ امی دعوت بود که پدرجانم تقریبا پدرم و مادرم ⁦۲۶-۲۷⁩ سال پیش قبول کردن امی آیات با قلب خسته پدرم صحبت کرد که ۱۸ سال روزانه در فابریکا کار می‌‌‌‌کرد و واقعا خسته شده بود و هی تمام زحمت کشان و گرانباران نزد من بیایید و من شما را آرامی خواهم داد


دوست‌های عزیز که این برنامه را می‌‌‌‌شنوین و خودتان صادقانه با خود می‌‌‌‌تونین تفتیش کنین قلبتانه که چی دیندار هستین یا نیستین یا سوالات دارین در باری خدا دعوت انجیل دعوت ایسای مسیح از شما هم ایست اگر خسته شدین اگر خسته شدین از این درد و رنج که دوربرتان می‌‌‌‌بینین اگر خسته شدین از ناومیدی که در کتاب هایی که ازیاد کردین و هیچ امید در اونه دیدین اگر خسته شدین اگر خسته شدین از دین و دینداری اگر خسته شدین از تمام زندگی به ایسای مسیح ایمان بیارین که نمیگه بیاین که من یک شریعت نوز بر شما بتم بلکه میگه بیاین که من یک آرامش نو براتان بتم یک قلب و یک زندگی نو براتان بتم زندگیتان را تخیر بتم و این شهادت آزارا افغانستان که ایمان آوردن اونا یک کتاب نو ما در یافت نکدیم و خدا را شکر به این کتاب من این کتاب را بسیار دوست دارم خدا را شکر به انجیل شریف لیکن خوشی ما آرامش ما در ایسای مسیح است که برما وعده داد که اگر ما به اون ایمان بیارم این خستگی و تشنگی و عتش که در قلبمسته ای را آرام بسازه و براورده بسازه و اون وقت چی در خوشی باشم و چی در غم می‌‌‌‌دانم که در اون غم ما تنها نیستم بزرگترین چیز برای یک کسی که در غم است بزرگترین مشکله که برما و شما سیکالوجیست‌ها میگه کسی که سیکالوجی را می‌‌‌‌خوانند برما و شما میگن که مشکل غمیسته که واقعا خود در جهان و اتا در خانواده تنها ایساس می‌‌‌‌کنیم لیکن وقتی که ما به ایسای مسیح ایمان می‌‌‌‌اریم وعده میده که تا آخر جهان با ما میره باشه و ایچ وقت ما را تنها نمیگذاره؟


آمین. بله دوستای عزیز شما مانند از ای برادر پشتون که در آخرین لحظات زندگی خود با مادر خود تیلفون کرد و بدون امید از ای دنیا رفت. یا مانند از ای دختر سوری که گفت که همه چیز را به خداوند خواهم گفت بدون امید از ای دنیا رفت. شما ضرورت ندارین که بدون امید در ای دنیا باشین. بلکه از طریق ایمان با ایسای مسیح می‌‌‌‌تونین شما همین روز همین لحظه امید در زندگی داشته باشین. بر زندگی بهتر. از طریق ایمان با ایسای مسیح.


با این دعا و با این امید می‌‌‌‌ریم یک سرود را با هم می‌‌‌‌بینیم دوباره برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم یک سرود را برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم. از طریق ایمان با ایسای مسیح. برمی گردیم.


بینندگان گرامی، آیا می‌‌‌‌خواید با ما بتماز شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون ⁦۰۰۱-۲۲۶-۴۷۶-۴۴۶۲⁩ زنگ بزنید باید استریکی ایمیل با آدرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیان بفرستید ما منتظر تماس شما استیم دوست‌های عزیز شما بیننده برنامه زنده راز زندگی استین سمیر جان خودت از پدرت و ایمان از اونا یاد آوری کردی و ایت هم تصادفی نبود که سروت هم آواز مادر شما بود و ما خداوند را سپاس گذار استیم بر همه خانواده شما بر پدر مادر شما و برادر شما و خود شما و این جای خوشی و شکرگذاری است بر همه ما مسیحی‌ها


خوب دوست‌های عزیز ما در این بخش درس‌های خود از موجزات ایسای مسیح یک موجزه شاید در مورد شاید سمیر جان خواهش می‌‌‌‌کنیم صحبت کنند که اون موجزه غذا دادن به پنج هزار مرد است می‌‌‌‌خوایم من سمیر جان در آغاز از متا فصل ۱۴ آیه‌های ۱۳ تا ۲۱ بخانم و از شما می‌‌‌‌خوایم در این مورد صحبت کنید


متا فصل ۱۴ آیه‌های ۱۳ تا ۲۱ ایسا وقتی در باره یه یاشونید آنجا را ترک کرد و با کشتی به جای خلوتی رفت اما چون مردم این را شنیدند از مناطق خود با استفاده از راه خشکه به دنبال ایسا رفتند همین که ایسا به ساحل رسید از کشتی پیاده شده و جمعیت زیاده را دید که به سوی اون می‌‌‌‌آیند دلش به حال آنها سخت و مریضانشان را شفا داد روز به پایان می‌‌‌‌رسید پس شاگردان نزده ایسا آمده گفتند اینجا منطقه دور افتاده است و بسیار دیر هم شده بگذار مردم به قریه‌های خود بروند تا برای خود غذا بخرند


ایسا گفت ضرور نیست مردم بروند خودتان به آنها غذا بدهید شاگردان گفت ما فقط پنج قرسنان و دو دانه ماهی داریم ایسا در جواب گفت آنها را پیش من بیاورید پس از آن با مردم امر کرد که روی چمن بنشینند آنگا پنج قرسنان و دو دانه ماهی را گرفته به طرف آسمان نگاه کرد و خدا را شکر نموده نانها را پاره کرد و به شاگردان داد و شاگردان آنها را به مردم دادد همه مردم خوردن و سیر شدند و شاگردان دوازده سبعد باقی ماندهی نان و ماهی را جمع کردند آنهایی که نان خورده بودند تعدادشان بدون زنان و اطفال به پنج هزار مرد می‌‌‌‌رسید خداوند کلامش برکت بده بفرماین سمیر جان


آمین آمین خدا را شکر به کلام خداوند من همیشه وقتی که با شما صحبت می‌‌‌‌کنم شاید جان فکر می‌‌‌‌کنم هر داستان را که باز می‌‌‌‌کنیم یک جای من میگم که یکی از بهترین داستان‌ها و یکی از داستان هاییست که واقعا دوست دارم و امروز هم مجبوراً باید امور را بگویم بخاطر که یکی از جالبترین داستان‌ها و موجزات ایسای مسیح است چرا این داستان جالب است؟ ایسای مسیح موجزات بسیار کرد ایسای مسیح مرده را زنده کرد ایسای مسیح کو را شفا داد ایسای مسیح کسی که لال بود شفا داد ایسای مسیح موجزات زیاد کرد اما این موجزه به نظر من شاید مهمترین موجزهی بود که کرد چرا؟ بخاطر که وقتی که ما تمام ارچار انجیل می‌‌‌‌خانیم انجیل متا، مرقص، لقا و یهنا می‌‌‌‌بینیم که در ارچار انجیل این موجزه ذکر شده و همچنان جالبه است که داستان پیش از این موجزه همچنان امی رقم پشت پشت در انجیل متا، مرقص، لقا و یهنا تکرار شدن


این مهم است این برما مهم است که بفهمیم که داستان پیش از این داستان چی بود بهتر در کنیم که معنای این موجزه چی است به یک حساب موجزه را ما شما دو رقم فکر کردن می‌‌‌‌تونیم موجزه را ما شما این رقم فکر می‌‌‌‌تونیم در بارش کنیم که خداوند فقط یک کار کرد تا کل مردم حیرت کنن و شاید ایمان بیارن. لیکن به نظر ما تحلیل درست موجزه ای نیست. بخاطر که اگر از طریق موجزه می‌‌‌‌بود، ایسای مسیح یه قدر موجزه پیش مردم کد، همهش باید ایمان می‌‌‌‌آوردن، لیکن ایمان نآوردن.


پس معنای موجزه چیست؟ ایسای مسیح چرا موجزه می‌‌‌‌کد؟ موجزه فقط یک کار بیمانا و فوقلاده نیست اگر مردم یک چیز بیبینن و حیرت کنن، موجزه از خود معنا دارد. از امی خاطر کلمه برای موجزه شاید بیتر باشه که بگویم یک تصویر بزرگتر که معنای بالاتر از چیزی که با چشم می‌‌‌‌بینیم دارد. منظور ما در چند دقیقه می‌‌‌‌بینیم. در مطاف فصل ۱۴، اولین قسمت فصل ۱۴ آیت ۱ تا ۱۲ وقتی که ما شما می‌‌‌‌خوانیم می‌‌‌‌بینیم که داستان کشتن یهیای نبی توسط هیرودیس پاچه هست.


هیرودیس پاچه‌های امو منطقه بود در او زمان. شما می‌‌‌‌تانید داستانشا در اناجیل بخوانید و هم می‌‌‌‌تانید در کتاب‌های تاریخی بخوانید. انجیل شریف خارج از تاریخ نیست. شما در باری هیرودیس می‌‌‌‌تانید در کتاب مثلا جوسیفی از تاریخ چه یهودی‌ها زیادتر مطالق کنید. هیرودیس پاچه‌های بسیار ظالم بود مثل پدر خود. پدرشان بسیار ظالم بود به حد که دو تا از فرزندهای خودم می‌‌‌‌کشد. یک خانم خودم می‌‌‌‌کشد و هیرودیس را که اینجا ما شما در بارش می‌‌‌‌خوانیم سال‌ها در زندان مندازه بخاطر که ترسیه را داره که بچهش پاچه هایی را از او بگیره.


و هیرودیس وقتی که می‌‌‌‌شنوه یحیی نبی مردم را تحمید می‌‌‌‌ته و همچنان مردم را دعوت می‌‌‌‌کنند که توبه کنه و کارهای هیرودیس را میگه گناه است. بخاطر که هیرودیس از یادر خوده خانمشه بر خود می‌‌‌‌گیره زن خود می‌‌‌‌سازه از او خاطر یحیی میگه کار که کردی گناه است. و خانم هیرودیس خشمگین می‌‌‌‌شه خلاصا می‌‌‌‌خواهی که هیرودیس یحیی را بکشه و یحیی را هیرودیس می‌‌‌‌کشه. در کدام زمان این کار را می‌‌‌‌کنه؟ هیرودیس تمام قدرتمند‌ها و سروتمند‌های امو منطقه را دعوت کرده و اونا می‌‌‌‌آیند بر نان شاو خانه هیرودیس و اینجا دختر هیرودیس پیش همه رقص می‌‌‌‌کنه و دختر هیرودیس برش میگه که سر یحیی را برما بتین.


پس چی را می‌‌‌‌بینیم؟ ما شما یک دستالخانه می‌‌‌‌بینیم پادشاهی که تمام سروتمند‌ها را خواسته پادشاهی که تشنی قدرت و جلال است پادشاهی که به فکر این دنیا است و به فکر سروتمند‌ها و قدرتمند‌ها است تمامشان می‌‌‌‌بینیم و به خاطر این کار خود یکی از پیانبرهای اموزمانه می‌‌‌‌کشه ایسای مسی ارتباطش با یحیی نبی چی بود؟ یحیی نبی از الازابت بچهش بود و این را شما همچنان می‌‌‌‌تانید انجیل شریف بخوانید الازابت خاله مریم بود که مادر ایسای مسی است


پس به یک حساب بچه خاله‌ها را بودند و وقتی که ایسای مسیح ای را می‌‌‌‌شنوه آیت سیزده را ببینین ایسا وقتی این خبر را شنید کدام خبره؟ خبر کشتشدن یحیی نبی را شنید آنجا را ترکرد و با کشتی به جای خلوت رفت اما مردم با خبر شده دست دست دست از شهرهای خود از رای خشکی به دنبال رفتند مردم چرا پنج ازار نفر تنام مرد‌ها و امکان داره ازارا خانما و تفلا همچنان اونجا بودند؟ چرا این مرد‌ها پیش ایسای مسی آمدند؟ بخاطره که آمدند که ازاداری کنند یکی یحیی قوم خیش ایسای مسی بود دومی که احتمال زیادش است بخاطره که ایسای مسی هم یک رهبر بود و همچنان ارتباط نزدیک داشت با یحیی نبی مردم آمده بودند که ایسای مسی را بگویند که پاچه‌ها را می‌‌‌‌بینید پاچه‌های بنی اسرائیل هیرودیست پاچه‌های ظالم است او شبانی نمیکنه بالای این قوم بخاطره که مردم دلسوزش است بلکه شبانی می‌‌‌‌کنه و دسترخانه پند کرده به سروعتمنده و قدرتمنده و به فکر جلال و قدرت خود است


این پادشا شبان مردم نیست. ایسای مسی در این وقت اعزاداری بخاطر یهیا میره بجای خلوت تا اعزاداری کنه، مردم می‌‌‌‌این پیشش. اولی که امروز اعزاداری کنن، دومی که امکان بسیار زیاد داره، و این را ما بارها می‌‌‌‌بینیم در اون زمان که رهبرای مختلف خیستن بزرگ هیرودی است و رومی‌ها تا آنها را از بین ببرن، آنها ایتمان زیاد است که آمده باشند. یک نقطه شما بسیار خوب تشریح کردین.


در اینجا این آیت کلیدی در اخیر آیه ۱۴ است. که اینجا شما گفتین مقایسه کردین هیرودیست با ایسای مسی. که هیرودیست با وجود قدرت داشت، پول داشت، همه چیز داشت. ولی دل هیرودیست به هیچ کسی نمی سخت. در اینجا در اخیر آیه ۱۴ می‌‌‌‌گرد. دل ایسای مسی به حال آنها سخت و مریضانشان را شفا داد. یعنی وقتی شما فکر می‌‌‌‌کنید که مثلا پنج هزار نفر تنها مرد بود. شاید یک دو هزار نفر زنها بوده باشه امرای اطفال شاید ودوده ده هزار نفر بود. در این ده هزار نفر هیچ امکان نداره کسی مریض نباشه، کسی حالتش.


دل ایسای مسی به حال آنها سخت و مریضانشان را شفا داد. یعنی این برخلاف کارهای دنیایی است برخلاف پادشاهای یا حاکمهای از این دنیا است. تشکر بفرمید. بله، واقعا. این داستان مهم است که این فقط در باره یک مجزه نیست. بلکه دو پادشا هستند. پادشای دنیاوی و پادشایی که ایسای مسی به عنوان پادشای جهان آمده است.


پادشای زمینی به فکر خود و به فکر قدرتمنده و سروعتمنده است. لیکن پادشای آسمانی ایسای مسی دلش می‌‌‌‌سوزه. از اعزاداری خود کنار می‌‌‌‌آیا تا درد مردم شفا بده، زخمشان شفا بده و مریضانشان شفا داد. آیت پانزده آیت پانزده آیت پانزده لیکن ایسا به اشان گفت لازم نیست مردم برون خود شما به آنها خوراک بدهید


شاگردان گفتن ما فقط پنج نان و دو ماهی داریم پنج نان و دو ماهی ایسا در جواب فرمود آنها را پیش من بیاورید و پس از آن به مردم عمل کرد که روی سبزه‌ها بینچینند بازم بسیار جالب است که روی سبزه‌ها و اگر ما شما مرقص فصل ششه بخانیم که این داستان روی سبزه‌های سبز بینچینند چرا؟ اشاره می‌‌‌‌کنه به زبور ۲۳ که خداون شبان من است محتاج به هیچ چیز نخواهم بود میگه به روی سبزه‌های سبز من را می‌‌‌‌خواباند و من را حمایت می‌‌‌‌کند و من را رحبتی می‌‌‌‌کند مزمور شش خدا شبان مردم است خدایی که دلسوز است می‌‌‌‌بینیم که رهبر و شبان فیلی که است به فکر مردم نیست به فکر قدرتمنده و سروعتمنده است


ایسای مصیب برعکس چه قسم شخص بود؟ تنها به فکر قدرتمنده بود؟ به فکر کسایی بود که سروعتمند بودن یا حکیم بودن؟ نه بر مردم که اتا یک لقمنان دمو روز بر خود نداشتند در بیابان ایسای مصیب به کسایی که فقیر بودند کسایی که از خود چیز نداشتند کسایی که اتا یک لقمنان دمو روز نداشتند ایسای مصیب به فکر اوناست و مثل شبان واقعی به سبزه‌ها امر کرد که بینشینند و خود ایسای مصیب برشان غذا محیا کرد


آیت ۱۹ پس پس ازان به مردم امر کرد که روی سبزه‌ها بینشینند آنگا پنج نان و دو ماهی را گرفته چشم به آسمان دخت و خدا را شکر نموده نانها را پاره کرد و به شاگردان داد و شاگردان آنها را به مردم دادند همه خوردند و سیر شدند و از خورده‌های باقی مانده که شاگردان جمع کردند دوازده سال سب بده کلان پر شد غیر زنان و کدکان پنج آزاد مرد خورا کردن.


دو شبان مختلف شبان دونیوی بفکر قدرت و صروت خود بفکر ای که بخطر ای که از مه گردهی از این گپ خود نه گرده می‌‌‌‌بینیم یهیای نبی را می‌‌‌‌کشه و شبان واقی ،یصای ماسی در خستگی و در عزاداری خود انوزام دلسوزی می‌‌‌‌کنه برای مردم و اونا را هم سر یک صفره می‌‌‌‌نشانه. ای صفره برای قدرتمندا و پولدارا نیست. ای صفره برای کساییستن که ضعیف هستن. ای برای حکیما و حکمرانای جهان نیست. ای برای کساییستن که مثل گزفند‌ها گم شدند و آنها آمدند پیش یصای ماسی تا یصای ماسی اونا را رهنمایی کند.


ای صفره برای کسایی نیست که خودشان می‌‌‌‌تونند از عده خود برایند. ای صفره برای کساییستن که غذای خودها ندارند. قدرت ماسی را ببینید که از هیچ از دو مایی و پنج نان از دو نان و پنج مایی ببخشین که پنج هزار نفر و عده زیاد زنا و خانما را نان می‌‌‌‌تند. چی یاد می‌‌‌‌گیریم از درس؟ درس اول...


خب یک دقیقا سمیت جان. یک نقطه را می‌‌‌‌خواییم یک کمی بیشتر روشنی پردیم و وہ وقتی هست که شاگردان آیه ۱۷ میگه آیه ۱۶. یصا گفت ضرور نیست مردم براون خودتان با آنها غذا بدهید. در اینجا یصای مسیح در این قطع آزمایش می‌‌‌‌کنه ایمان شاگردان و این که شاگردان تنها به خود اتکا نکنند.


از یک طرف ایمان از آنها را آزمایش می‌‌‌‌کنه و از طرف دیگرم به شاگردان می‌‌‌‌خوایی بیاموزنه که با خدا برقدرت خدا می‌‌‌‌تونیم ما کارهای زیاده را کنیم. موجزات زیاده را کنیم. این نقطه بسیار مهم است که ما مسیحی هم در زندگی روزمره خود به خود اتکا می‌‌‌‌کنیم. به انرژی خود به چیزهایی که خود ما داریم.


ولی مسیح برما میگه که ما به خدا اتحاق کنیم. ما به یصای مسیح اتقا کنیم که او قادر است. نه تنها ای که احتیاجات ما را رفع کنه بلکه همه تا که پنج هزار نفر را نان داد امروز یصای مسیح قادر است که می‌‌‌‌لیون‌ها انسان در افغانستان نان بده. بله بفرماییم.


بله بله کاملا. نه تنها که نان به طواهی بیست. بیست همه تا که میگه همه خوردن و سیر شدن و از خورده‌های باقی مانده که شاگردان جمع کردن دوازده ثبت کلان پر شد. ما هم زرول مثال داریم. میمون هرکی باشد در خانه هرچی باشد. او رقم نه که فقط در یک نان پیاز کله گیری از سیر کن. یصای مسیح قدر نان برشان فراهم کرد که دوازده ثبت پر میشد. ثبت‌های کلان پر میشد و باقی می‌‌‌‌مونند. یعنی می‌‌‌‌بینیم که قدرت یصای مسیح چقدر زیاد است.


از این داستان همه تا که پیشتر گفتیم چی را ما و شما می‌‌‌‌تونیم یاد بگیریم؟ در زندگی و در ایمان ما و شما همچنان دو دسترخان مختلف وجود دارد. دسترخان است که اونجا فقط برای کسایستا که حکیم استند. برای کسایستا که قدرت مند استند. سروت مند استند. یا زاهد استند و دیندار استند.


ولی در این دسترخان ما و شما شاید را پیدا نکنیم. بسیاری ما نه پول دار استیم. نه سروت مند استیم. نه حکیم استیم. نه حاکم کدام جای استیم. لیکن دسترخان دیگه ای وجود دارد. و سر این دسترخان هرکی که بخواید می‌‌‌‌توند پیاید. دعوت خدا از شما همین است که پیایید. از این دسترخان که یصای مسیح پرمی کند. بخورید و تایی که سیر شوید.


دوام... درست دوام را بگویید. اگر امروز این دسترخان را به شرایط کنونی افغانستان رابطه بدیم. در افغانستان هم می‌‌‌‌بینیم که رهبار‌های افغانستان کسایی که حاکم هستند. اینا چی دسترخان هایی دارند که همش با کباب و گوشت و پلاو است؟ ما می‌‌‌‌بینیم این رهبار همه روز می‌‌‌‌بینیم.


ولی از طرف دیگه هم یک اعداد زیادی از مردم افغانستانی یک اعداد زیادی از اطفال از گرست نیست. و دسترخان ایسای مسی بر همه امو رنجیده‌ها است، بر همه امو گرسنه‌ها است. همچنان ایسای مسی می‌‌‌‌خوای که همه را برکت بده و در ای دسترخان خود دعوت کنه. خوب دوستای عزیز یک کلپ را با هم می‌‌‌‌بینیم، یک سروت را دوباره با سمیر جان بر می‌‌‌‌گردیم.


سروید از این از خدا بنگرید از این از این از خدا شکوه شانه پوشیده در جلا جهان شادی کنا سرابا در نور است تاریکی پنها ناست لرزد از آبا یک از این از خدا سروید از این از خدا بنگرید از این از این از خدا با قرار آنها نایره هم داد از دلخانی از این از خدا با قرار آنها نایره هم داد از دلخانی از این از خدا موجود درخوای تان را انتخاب نموده تماسا نماید


سمیر جان در مورد درس هایی که از این موجزه می‌‌‌‌گیریم بر ما گفتند درس اولی که ما می‌‌‌‌گیریم اگر تکرار کنیم ای از که دسترخان ایسای مسی بر روی همه باز است دسترخان ایسای مسی بر روی همه باز است بفرمایین سمیر جان درس‌های دیگر را هم به ما بگویید.


هطمند. تشکر شمایت جان. درس دوم را که ما شما در این تعلیم از کلام خداهان می‌‌‌‌بینیم ایست که باشیم دوباره باز کنم امیال سحبت کردیم از یادم رفت. درس دوم را که ما شما در این تعلیم از کلام خداهان می‌‌‌‌بینیم ایست که اگر من را یک دقیقه فرصت بدین شاید جان.


وقتی که ما در مورد درس اول گفتیم که دسترخان خدا بر همه باز است. دسترخان مسیح بر همه باز است. شما ضرورت ندارین که شما پول داشته باشین. دسترخان مسیح یعنی آمدن نزد مسیح. دسترخان مسیح یعنی ایست که شما می‌‌‌‌تونین مسیح ایمان برین و شامل امی پاتشاهی خدا پاتشاهی مسیح در همی دنیا شوید.


وقتی که ما به پاتشاهی مسیح ایمان آوردیم ما از آرامش قلبی برخوردار شدیم و شامل امی دسترخان مسیح شدیم. و یک چیزی که مهم است و اینی است که وقتی ما شامل دسترخان مسیح می‌‌‌‌شیم. چون مسیح همیشه با ما است. هیچ وقت ما دیگر از این دسترخان دور نمیشیم. همیشه در این دسترخان شامل استیم. بفرمایید سمیر جان.


آمید. آمید. تشکر شاید جان. درست دوم را که ما شما در این آیات که خاندیم می‌‌‌‌بینیم ایست که دسترخان دنیاوی شاید بسیار زیبا معلوم شود. اونجا می‌‌‌‌بینیم که واقعا سروعتمند‌ها و قمندان‌ها و کسایی که سروعتمند و پولار هستند اونجا هستند. لیکن آخر اون دسترخان چی است؟ آخرش می‌‌‌‌بینیم ایست که یهیا این نبی اونجا کشته میشه.


آخر اون دسترخان مرگ است. تبایی است از بین بردن و خون است. دسترخان مسی را ما همچنان می‌‌‌‌بینیم. دسترخان مسی چیگون است؟ دسترخان مسی پراوانی است. همه خوردن و سیر شدن و همه بایی که شاید و قدر که گوشت و چیزهای خوب سر دسترخان هیرودیس بود سر دسترخان مسی نبود. لیکن دمو کمی مردم خوردن و سیر شدن و کفایت کرد برشان.


دسترخان جهان برای ما و شما شاید باز باشه. ما و شما شاید فکر کنیم اگر بالای دسترخان هیرودیس و شیطان و شر بیشینیم شاید چیزهای بسیار را از آن خود کنیم. اما آخر اون دسترخان آخر اون می‌‌‌‌بینی تبایی است. دسترخان مسی زندگی و آرامش است. کدام دسترخان شما می‌‌‌‌خوایید بیشینید؟ دسترخان که به احساس انسانی امروز خوب معلوم میشه لیکن عبدیتش فنا و از وین رفتن است. یا دسترخان خدا که شما را دعوت می‌‌‌‌کنه و شما می‌‌‌‌تونین از اون دسترخان بخورین و سیر شوین و قلبتان پر از آرامش باشه؟


این انتخاب است که هر کدام ما و شما باید تصمیم بگیریم که ما چه قسم می‌‌‌‌خواییم زندگی کنیم. می‌‌‌‌خواییم که مثل مردم جهان شاید فکر کنیم در این وقت هایی که یک چیزی که جالب بود. شاید جان آخرین دفعه که افغانستان بودم امو وقت دزادوزی بسیار زیاد شده بود. دزادوزی بسیار زیاد بود و آنها بازم می‌‌‌‌شیم که دزادوزی زیاد شده بخاطر که فقر زیاد است.


و شاید بعضها فکر کنن که چی فرق می‌‌‌‌کنه؟ یک دوزی کنم چی فرق می‌‌‌‌کنه؟ از راه غلط نان به دست بیارم چی فرق می‌‌‌‌کنه؟ لیکن او دسترخان او راه گناه ما و شما را همیشه به فلاکت می‌‌‌‌کشنه؟ لیکن راه مسیم ما و شما را به خوشی و آرامش و سیر شدن روحانی می‌‌‌‌کشن؟ شما در کدام را می‌‌‌‌خوایین برین؟ این درست دوم است و از شما می‌‌‌‌شنیم شاید جان اگر شما کدام نظر دارین؟


بله واقعا این درست مهم و حیاتی هم هست که دوست‌های ما، افغان‌های ما، هموطن‌های ما چی تصمیم می‌‌‌‌گرن که شامل کدام دسترخان شوند؟ دسترخان که هم در این دنیا زندگی می‌‌‌‌بخشه و هم در دنیا دیگه؟ ویا دسترخان قدرت و پول و سروت که هم در این دنیا مرگ است و هم در دنیا دیگه؟


ما مسیحیان انتخاب کردیم که در دسترخان مسیح باشیم یعنی زندگی ابدی را در این دنیا حاصل کنیم و ایبرم اومدیم ای بر ما امید می‌‌‌‌تای، نه تنها امید می‌‌‌‌تای بلکه همچنان ما را کمک می‌‌‌‌کنه که با دگره هم، منحیست سفیران مسیح با دگره هم در این مورد صحبت کنیم و صحبت می‌‌‌‌کنیم. چرا؟ بخاطر از این که دسترخان مسیح باز است و فرق دگه هم سمیر جان دسترخان مسیح با دسترخان دگه قدرت‌ها یا حاکم‌ها ای است که دسترخان مسیح باز است باز است و فراوان است.


همه می‌‌‌‌تونن دیگه بیاید. بیبینین در اونجا ما در کتاب مقدس خاندیم که گفت که همه کسایی که به دنبال مسیح بودند. ای تو نگفت که یک ادهش ولی در دسترخان امروزی وقت حاکم‌ها وقت کسایی که پولدار استند یک تعداد بسیار محدود را اونا می‌‌‌‌خوایند. در حال که دسترخان مسیح پادشاهی مسیح بر همه است فقط یکانه شرطشی است که شما خودتان انتخاب کنین و شامل از این پادشاهی و دسترخان مسیح شمید.


چند دقیقی داریم بفرمایید آخرین پیامتانا سمیر جان. آخرین نقطه شد نقطه سیاسی یا ما در باری سیاست نمیخواییم گفت بزنم لیکن این ربط دارد با قدرت و قدرت‌های جهانی. فرق نمی کنند که این دو هزار سال پیش بود در ست سال پیش بود یا امروز. ایسای مسیح در مورد قدرت برای ما و شما چی تعلیم میده؟ امتحان که پیشتر گفتیم هیرودی کسایی که آمده بودن این پنجزار مرد احتمال زیادش امی بود که به ایسای مسیح می‌‌‌‌گفتن که هیرودی پادشاهیه که باید مثل شبان ما و شما را رهبری کنه آل برزد خدا و برزد پیامبره است و تو باید انتقام بگیری.


انتقام یه یاره بخاطر که خیش قوم استین و بخاطر که رهبر استی تو باید بگیری. تعلیم ایسای مسیح مگر چیست؟ تعلیم ایسای مسیح برای مردم برای اون مردم این را ما شما اگه امی داستان از مرقص بخانیم واضح تن اونجا بیان شده. پیام ایسای مسیح برای هیرودی است و برای پادشاه‌های جهانی است.


میگه ما امروز برزد تو جنگ نمی کنم. جنگ ایسای مسیح برای نبرد ایسای مسیح برای هیرودیست‌های اون زمان و این زمان نیست. جنگ ایسای مسیح برای اون شیطان است که هیرودیست‌ها را در این دنیا بالا می‌‌‌‌کنه و حاکم می‌‌‌‌سازه. ایسای مسیح شیطان را از بین می‌‌‌‌بره و از این طریق دعوت می‌‌‌‌کنه تمام انسان‌ها را که از اون پیدا وی کنن.


ایسای مسیح سلطان قلب‌ها می‌‌‌‌گرده نه از طریق خشونت بلکه از طریق دعوت به این صفره. پس هیرودیست‌ها چی میگه ایسای مسیح تو پادشاهی کو پادشاهی تو چند روزه است. پادشاهی تو پر از ظلم است لیکن چند روز بعد تو هم از بین میری و پادشاهیت هم از بین میره. پادشاهی مقبضی است دعوت بکنه به این هسرخان.


تشکر سمی جان ما هم شما را دوست‌های عزیز دعوت می‌‌‌‌کنیم به دسترخان ایسای مسیح به پادشاهی ایسای مسیح که از طریق ایمان به ایسای مسیح شامل از این دسترخان و شامل از این پادشاهی و شامل همه برکت‌های شبین که در انتظار شما است. به همین امید و دعا این برنامه خود را ختم می‌‌‌‌کنیم و شما را به دست‌های مبارک خداوند می‌‌‌‌سپارین.


آمین. آمین. آمین. آمین. آمین.