جنگ روحانی

  جاوید

  ۲۷ اُکتُبر ۲۰۲۰

جنگ روحانی، جنگی است  بین قوت های شریر و ملکوت خدا میباشد گرچه با چشم قادر به دیدن آن نمی باشیم ، ولی کاملا واقعی و تاثیر گزار بر دنیای فیزیکی ما میباشد. هر پیرو مسیح در گیر این جنگ روحانی میباشد.

  دراین جنگ دو نیرو در جنگ هستند. نیروی خدا، که نیروی ملکوت حیات است  و نیروی مخالف خدا که نیروی تاریکی و ظلمت است. هر کدام  از این نیرو ها از خود لشکر و فرمانده دارند.  سردار و فرمانده لشکر خدا، عیسی مسیح است و سردارو فرمانده لشکر مقابل، شیطان می باشد. سربازان لشکر خدا داوطلبانی هستند که با اراده خود وارد این سپاه شده اند و از ابتدا قبول کرده اند که سپاهی تمام وقت باشند. اینها پیروان وفادار به عیسی مسیح هستند.

جنگ روحانی ، جنگی است بین نیروهای نور و نیروهای تاریکی.

در کتاب مقدس نوشته شده است: خدا فرمود: «روشنی بشود» و روشنی شد.  خدا دید که روشنی نیکوست و روشنی را از تاریکی جدا کرد. خدا روشنی را روز و تاریکی را شب نام گذاشت. شب گذشت و صبح شد. این بود روز اول.« آنگاه خدا کارهای آفرینش را ملاحظه کرد و همه را از هر جهت عالی یافت. شب گذشت و صبح شد، این بود روز ششم.» ( کتاب پیدایش فصل اول). پس در آفرینش همه چیز بسیار نیکو بود حتی تاریکی.

    در آفرینش خدا، تاریکی بخودی خود بد نبود، اما وقتی شیطان با غرورش دشمن خلقت خدا شد، او و یک سوم فرشتگان که پیرو او شدن، بدی و ظلمت را انتخاب کردن.

خدا ملکوتش را از ابتدای عالم برای مطیعانش آماده نموده است. او برای همۀ انسانها نور و حیات ابدی را می خواهد. این انسانها هستند که انتخاب می نمایند بجای اطاعت از خدا در عقب شیطان رفته و داخل آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان او است، زندگی نمایند. اگر کسی حقیقتاً به عیسی مسیح ایمان آورده باشد، بودن در حاکمیت شیطان برای او قابل تحمل نبوده، دیر یا زود توبه می نماید  و نجات پیدا می نماید.

 برای اینکه در یک جنگ کامیاب شویم  باید دشمن را  خوب بشناسیم و از  حیله ها و چال های او و نقطه ضعفش با خبرباشیم.  ولی چیز مهم در یک جنگ این است که باید به قوماندان جهبه اعتماد داشت و از دستورات و اوامر او اطاعت کرد. شیطان، دشمن خدا و مقدسین است. او قبل از اینکه از حضور خدا بیفتد فرشتۀ مهم درگاه خدا و رهبر نوازندگان آسمان بود. او که اسمش ستارۀ درخشان یا لوسیفر بود، زیباترین فرشته بود ، اما غرور باعث سقوط اوشد. او بر خلاف خدا شد. سعدی میگوید

 تکبر عزازیل (شیطان) را خوار کرد ++ بزندانِ لعنت گرفتار کرد

این فرشته زمانیکه سقوط نموده چه نام های را برای خود اختصاص داد. بعد از سقوط این فرشتۀ زیبا، او نامها و لقبهای دیگر را  گرفت که با شخصیت او همخوانی دارد. مثلاً: شیطان یعنی دشمن که ترجمۀ یونانی آن یعنی سخن چین یا شکایت کننده  یا اژدار و مار، دشمن ، ابلیس، قاتل، دروغگو و پدر دروغگویان....

شیطان پر از تکبر، مکر و حیله است که جمیع اعمالش با صفاتش مطابقت دارد. او دائماً در صدد خنثی کردن اعمال راستی است و تخم کلام خدا را از قلبها می رباید و بجای ثمرۀ خوب علف هرزه میکارد.

 راههای خداوند بیشمار است و خلاقیت دارد. اما راههای شیطان همه قابل پیش بینی هستند، زیرا محدودند به زن (یا مرد) یا شهوت چشم، زر یا شهوت جسم و زور یا شهوت مقام. او با همین حربه ها و سلاح ها  هم به وسوسۀ نساء (حوا) وهم به وسوسۀ عیسی مسیح رفت. نساء در وسوسه افتاد و عیسی مسیح از آزمایش پیروز بیرون آمد. شیطان می خواهد سر ایمانداران را با این حیله ها گرم کرده آنها را مشغول هر چیزی غیر از این جنگ روحانی نماید. و بزرگترین سلاح جنگی او بر علیه ما ناامیدی است، چون می داند که عیسی مسیح امید زندۀ ما است.

در جنگ روحانی باید با شیطان مقاومت کرده و تسلیم وسوسه های او نشویم، بلکه با دعا و هوشیاری روحانی به خدا رجوع کنیم. در سطح جسمانی نباید با شیطان مقاومت کنیم . اگر داخل جنگ با او از طریق جسمانی شویم، تنها سلاح ما سلاح های شیطان است و ما هیچوقت به اندازۀ شیطان به آن سلاحها آشنایی نداریم و شکست ما قطعی خواهد بود. البته باید خوشحال باشیم اگر استفاده از آن اسلحه ها را نیاموخته باشیم. این سلاح ها عبارت از بحث های بیهوده، فحش، افترا، تهمت، غیبت ، سوء استفاده، ... و غیره. پس بهتر است که حتی چیزهای جسمانی از دست بدهیم ولی شیطان نتواند به بازی هایش با ما ادامه بدهد  و ما را داخل جنگ جسمانی نماید. مثلاً وقتی کسی به ما سیلی می زند و ما اگر جوابش را  نمی دهیم در واقع به آن شخص فرصت می دهیم که فکر نماید و از کارش پشیمان شود.

انتفام از آن خداوند است. زیرا فقط  خداوند است که می تواند  انتقام بگیرد.

گرچه شیطان حکومت جهان را با حیله از آدم گرفت، اما خدا را شکر که خود خدا و نه بزور بلکه با عدالت جهان را فدیه داد و آنرا پس گرفت. جریمۀ آدم و نسل او پرداخت شد و کسانی که به این فدیه یعنی خون عیسی مسیح یکجا می شوند، در جبهۀ پیروز یعنی جبهۀ خدا می جنگند و نتیجۀ جنگ را می دانند." هر روح که به عیسی مسیح مجسم شده اقرار نماید از خداست"

خدا شکرکه ما از خدا هستیم و هر که خدا را می شناسد ما را می شنود و آنکه از خدا نیست ما را نمیشنود. روح حق و روح گمراه را از این تمییز می دهیم.

بعضی ها می پرسند اگر پیروان مسیح نتیجه را می دانند که پیروزهستند، پس چرا دیگر به جنگ روحانی ادامه میدهند. بلی برای کسانی که از ماهیت این جنگ

روحانی آگاه است تنها پیروزی نهائی مهم نیست، بلکه هر روزه پیروز بودن و همکار بودن با خدا برایشان با ارزش است. آنها می دانند که تنها راه قوی شدن در ایمان و بدست آوردن شخصیت مسیح، چشیدن سرد و گرم های این جنگ روحانی است. شاعری می گوید:

 مرد در راه عشق مرد نشد++ تا لگد کوب گرم و سرد نشد

    یک ایماندار به سختی ها بعنوان جزئی از زندگی روزمره نگاه می نماید و تمرکزش را روی آنها نگذاشته بلکه روی عکس العمل های خودش در موقعیتهای مختلف می گذارد. پولس رسول می گوید:" امید تان مایۀ خوشی شما باشد و در رنج و مصیبت صابر باشید و از دعا کردن خسته نشوید. در رفع احتیاجات ایمان داران شرکت نمائید و همیشه مهمان نواز باشید. برکت خدا را برای آنانی که به شما جفا می رسانند بخواهید، برای آنها طلب برکت کنید، نه لعنت ." ( رومیان فصل 12 آیات 12-14)

عیسی مسیح نور جهان است اگر ما از او پیروی نماییم، اگر ما در نور مسیح راه برویم آنوقت است که شیطان ضعیف میشود و چال و نیرنگ او  موثر نبوده  و ما درین جنگ روحانی پیروز میشویم

مقاله‌های اخیرا