ازدواج فرزانه پس از 25 سال

  ۲۹ دقیقه

  ۱۹ نُوامبر ۲۰۱۶

هر انسانی چه مرد و چه زن، برای بهتر زیستن کار، سعی و تلاش می‌‌نماید، و با قبول زحمات بیشمار، وسایل آرامش خانواده و فرزندان خود را تهیه می‌‌کنند. ریس خانواده مسولیت دارد تا ضروریات خانواده اش را فراهم کند.
برای درک بیشتر مطلب از شما دعوت می‌‌کنیم که به این برنامه گوش دهید که مطالب خوبی در آن نهفته است. تشکر!

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرامی برنامه رنگ زندگی سلاما و تمانیات بپایان ما را و ساهر کارکنای راڈیو صدای زندگی را پذیر آشمین امیدواریم که هر کدام شما دوستا زندگی خوش و آرام را در پیش داشته باشین یکان آرزوی ماست که از گزند روزگار در امون باشین سلاما و تمانیات ما را بپذیرین شما را به برنامه دیگه رنگ زندگی خوش آمدیت می گیم خدا کنه که گرداورده های برنامه طرف توجه و علاقه تان قرار بگیره بله آرزو می بریم دقائقی را که با برنامه تان هستین آگنده از رحمت بی پایان خدای متعال شوید بله شنوده های ارجمند تاور که شما می دانید ما در برنامه رنگ زندگی در مورد مسائل خانوادگی و مسائل اجتماعی می پردازیم و در این برنامه باز هم یکی از دوستا داستان زندگی خود را برما روان کردند شنوده های ارجمند بیاین ببینیم که زندگی رنگ و چهری خود در زندگی ای شنوده های ارجمند به چی شکل به نمایش گذاشته توجه کنین انسان ها برای بهترزیستند کار، سعی و تلاش می نمایند و با قبول زهمات بشمار وسائل آرامش خانواده و فرزندان خود را تحییم می کنند نامم فرزانه است زمان که در چارده همین بحار زندگی تازه قدم گذاشته بودم و در سنف هشتم درس می خواندم نظر به فیصله والدینم با جوان که باشنده یکی از ولایات کشور بود عروسی کردم چون شوهرم تازه سنف دوازده هم را به پایان رسانیده بود و شغل هم نداشت تمام مسارف ما را خوهر شوهرم که در یکی از دفاتر عدلی وظیفه دارد می پرداخته بنان سلاحیت پوشیدن، خوردن و نوشیدن همه به دست ننوین بود با چونین حالت شوهرم عادت نموده بود و نمیخواست که اقلاً برای من و فرزندان که آرزوی داشتنش را داشت زحمت کشیده و پول به دستاورد حتی هر زمان که بیمار می شدم مرا به خانه پدرم می بود تا والده اینم مرا نزده داکتر برده و تدابی نمایند خلاصه شوهرم چون یگانه پسر خانواده بود و خوهرانش نمیخواستند برادرشان به آب گرم و سرد دست بزند و هم تنها علاقمند چکر زدن، میل رفتن و سفر کردن با دوستان زمان مجردیش با پوله که از خوهرانش دریافت می کرد بود زمانه که می خواستم با او صحبت نموده و او را به اشتباهاتش متوجه بسازم با مخالفتهای خوهرانش و بلاخره به مشت و لگت، فهش و ناسزاهای شوهرم مواجه می شدم فکر می کردم که شاید بعد از به دنیا آمدن نخستین فرزند ما متوجه امور زندگی خواهد شد و برای به دستاوردن کار تلاش نماید فرزند اولی، دومی، ثومی، چهارمی و حتی پنجمی یکی په دیگر دیده به جهان گشودند ولی او منحیص پدر هیچ اکسل عمل از خود نشان نداد و هیچ خیک نمی کرد که تفک، بشیر، کالا، دوا و سایر چیزها ضرورت دارد او تغییر نپذیر بود در طول این مدت بارها با هم گفتگو و جنگو دوامی کردیم چون مسارف ما به دوش خوهرش بود همه چیز قفل و کلیت داشت و بدون اجازه خوهرش، من و فرزندانم حتی نفس هم کشیدن نمی توانستیم که سخت مرا می آذارد بعد از وفات پدرم، ماهانه برادرم از جایداد که از متوافع باقی مانده بود یک مقدار پول برای مسارف ماهیانه ای ما نیپرداخت که آن را نیز از ما می گرفت چون فرزندان ما بزرگ و بزرگتر می شدند موقع فرارسید که در مدت چهار سال سه گلغنچه سمره زندگانی مشترک خیش را عروض ساخته و به خانه بختشان راهی نمودیم بیست و پین سال زندگی مشترک ما با دعوا و کشمکش ها و ناسزاگوی ها سپری شد تا این که بلاخره سه ماه پیش پس از بازگشت از سفر و مشاجرهی که میان ما رخ داد من و دو پسرم را پس از لطوکوب از خانه بیرون کرده و به خانه برادرم فرستاد با گفتن این کلام که فرزانه از این بیشتر با تو و فرزندانت زندگی کرده نمیتوانم با تمام زشتی ها رنج ها و عذاب هایی را که در طول زندگی مشترک روبرو شده بودم بخاطر عزت و آبروی پدر و خانوادم تحمل می کردم ولی حالا با دو پسرم که شاگرد مکتب هستند در خانه برادرم زندگی می نمائم و دیگر فکر بازگشت به خانه شوهرم را ندارم شنانده های عزیز شما برنامه رنگ زندگی را از رادیو صدای زندگی می شنوید خوب فریبا جان ما شما داستان شنیدیم واقعا وقتی که ما شما به این داستان دقت می کنیم ببینیم که چقدر زنای افغانستان و خوهرای ما در افغانستان نتانا به این شکل بلکه بشکال مختلف رنج دیدن و از طرف شوهر خود شکنجه شدن حق تلفی در قسمت چند صورت گرفته و متاسفانه که ما مردا اکثر این طور احساس می کنیم همسر و خانم برده هم است در حال که خداوند خانم ها را برای ما داد تا همسر ما باشند امو مسئولیت را که ما داریم امو امتیازات را که ما داریم همسر ما نیز دارد واقعا امتیازات شاید جان وقتی که به کلمه همسر نگاه می کنیم چی معناه می ده همسر یعنی باهم یک جای استین یک فکر و یک اراده باید باشین و خداوند این نام زیبا را بمی خاطر انتخاب کده و زن را بمی خاطر از قبرغه مرد است کده که نزدیک قلبش باشه که بتانه واقعا یار و یاورش باشه بتانه دوست و رفیق زندگیش باشه و همه تو که گفتید شاید جان واقعا در افغانستان وقتی که داستان ها را مشنوید وقتی که قصه های زندگی مردم را مشنوید می بینیم که واقعا چقدر رنج بردن به گناه های مختلف، به اشکال مختلف چقدر مردم، مخصوصان خانما، مخصوصان مادرها چقدر رنج بردن و این داستان هم که خانده ایم یکی از امو داستان های است که امروز امیدوار استم که از این داستان ها شنهانده های ما پند بگیرند زمان که همکار ما این داستان ها خانده ها و ما به اون گوش می دادم اما یک متل بیاد مامد درتبات به این موضوع از داستان ها گفتن بپر گفت ما خود شطر استم پریده نمی تانم خوب پس گفت بار ببر گفت ما خود مرغ استم بار بورده نمی تانم وقتی که واقعا به داستان و قصه از این خوهر ما گوش کردیم شوور از این امو شطر مرغ است وظیفه و مسئولیت را که یک پدر داره متاسفانه که شوور از این همشیری ما شوور این خوهر ما درد نکرده متاسفانه وقتی که می بینیم زندگیشو می خانیم مشکل خود این نفر نیست مشکل فامیلش است مشکل امو ترز تربیه کردن اولادا در خانواده است و این نفرم وقتی که ازدواج می کنه خوهراش نمی گذارش کار کنه بخاطره که شاید یک برادر داره مگه گله دسته نکنه و به امو خاطر تمام مسئولیتها را خودشان می گیره و حتی با وجود که چند تا فرزند داره وقتی که ازدواج می کنه و خصوصا صاحب فرزند می شن مسئولیت همه جانبه متوجه پدر می شن و پدر باید هر لحظه در فکر تربیه اولاد خود در فکر ازی که به غذا ضروره داره به شیر ضروره داره به لباس ضروره داره به دواز ضروره داره در فکر ازی که ازدواج می کنه و خصوصا صاحب فرزند به غذا ضروره داره به دواز ضروره داره باید تمام ای ضرویات اطفال و خانواده خود باید فراهم بکنه ولی متاسفا نمی بینیم بعد از ازدواج می کنه برادر ما آدت های سابقی خود ادامه می دهد مثلا رفتن به میله ها و شبنشینی ها امرای دوست های دوران مجردیش یا رفتن به میله در فکر ازی نیست که من تنها نیستم خانمم منتظرم می ماند یا خانمم فکرش نرام می باشد یا در خانه تنها می باشد و اون با یک نفر نیاز دارد که پالوش باشد ولی متاسفانه برادر ما اصلا به فکر ای گبه ها نیست و فقط به فکر امو خودش هست که چه قسم خوشگزرانی کند بله و خداون هر کنام ما شما را حقل و حکمت و حشیاری دادد در هر مرحله زندگی خود باید بفهمیم که در کدام مرحله زندگی چه کار را باید انجام می دهیم درست از وقت که خرد هستیم مسئولیت ما این امی است که باید درس بخانیم وقت که جوان می شیم کار می کنیم مسئولیت خود ما به دوش ما می شد برزیگ تا زمان که ما در مکتب هستیم درس می خوانیم تمام مسئولیت های ما متوجه والده این ما است وقت که مکتب خلاص می کنیم و فاکولتر خلاص می کنیم مسئولیت ما متوجه خود ما می شد و زمان که بساب عروسه می کنیم و صاحب اولاد می شیم نه تانا مسئولیت خود ما بلکه مسئولیت همسر و فرزنده های ما به دوش ما است واقعا شاید جان ولی متاسفانه که فامیل ها پدر مادر ها فرزنده های خود را یاد نمی تن فرق نمی کند چی دختر باشد چی پسر و از این مسئولیت های خود ما داده که در زندگی شان نازر باشیم یک امانت است که خدا به ما شما می ده یک توفیست از جانب خدا کلام خدا می گه فرزند یا اولاد توفیست از جانب خدا بر مالدنشان پس ما از این توفیه از این امانت که خدا با ما داده چه خصویم وارا تربیت میکنیم اگر ما فکر کنیم فقط دختر ها باید در خانه کار کنند اگر برای سرپای خود استاد شد خودش راه می راه ولی تا وقت تا اگر تو اجازه ندید وقت اگر اشتداکت یا طفلت میخواه که را برد تو نمانیش ماکن بگیریش در بغل بگیریش اما قد تنبل میشه و را رفتن یاد نمی گیره و با اولادهای ما ارچی بزرگتر میشه ما باید یادشان بتیم که چطور زندگی کنند شاید جان کلام خدا وقت که آدم و اهوار هست کرد برشان یک مسئولیت داد گفت شما دی باغ ادن که زندگی می کنید محافظت کنید از اون نگهداری کنید یک کار برشان داد یعنی کار در شروع لعنت نیست خب اگر ما شما به زندگی ای برادر و کار را که مثلا خوهرای از ای می کنند در حقیقت ای دشمنی است که برادر خود کردن خب به حساب ای تو فکر بکنیم ای خوهرای که برادر خود به حساب تو تنبل عادت دادن و تمام مسارفش هم میتن و بدون از ای که او را تشویخ بکنه برو برادر وقت عزیز تو باید کار بکنی صحب زند شدی صحب اطفال شدی صحب اولاد شدی باید برید کار بکنی و نفقه از اونا را براورده بسازیم و برعکس او را زیادتر روحی تنبلی را در او تشویخ می کنند اگر خوهرای شوهرت امی کار را امرای شوهر خودت می کند چی اکسلامل نشان می دادی؟ طبیعی بود که اکسلامل بسیار منفی وفقی می گفتی که ای مداخل هست در خانواده ما و امتحان اگر ای خوهرای ما تصور کنند که اگر یک روز خدا نکنه خدا نخواسته اگر مثلا خود از اینا دیگر نتانند پول بتند بله یک تصادف کنند اگر برای زندگی شان یک توفان در زندگی شان بیاید که دیگر نتاند امی برادر خودت کمک کند آیا بسر ای برادر و فرزنداش و خانمش چی خواهد آمد؟ بسیار سخت است بسیار مشکل است بخاطر امی که آینده را فکر نمی کند بمو خاطر تصمیمات اشتباه می گیرند و از شروع امی خانم می گه 25 سال از فکر کنم 25 سال گفت ما زندگی مشترک داریم و تا حال شوورش امی مسئولیت نمی گیره که کار کنه تا بلاخره که آنها را از خانه می کشه آیا واقعا به یک مرد امی می زیبه که نتانه خودش نتانایی که بار خود بکشه بلکه بار اولادهای خود بکشه بلکه خودش هم بار دوش دیگرها باشه به ایک پرازی تبدیل می شه آیا شایستی یک مرد از آیا غیرتش امو مردانگی یک مرد کجاست اگر واقعا فکرش به جیب دیگرها باشه اگر خودش تلاش نکنه ما فکر می کنم که واقعا کار بسیار اشتباه می کنه و نتانا که در نظر خانم و اولادهای خود تحقیر می شه و کم حساب می شه بلکه در نظر تمام مردم شاید هیچ کس بخاطر احترام یا بخاطر امو در افغانستان یا در مملکت خود داریم شاید هیچ کس بروش نبیره ای را ولی پشت سر مردم گفت می زنند پشت سر برش می گند که چی آدم تنبل است یا شاید کسای باشه بگوید خدا را شکر که پدر ما نیست خدا را شکر که برادر ما نیست یا خدا را شکر که ما مثل ازی نیستیم یا فرزند ما نیست زیاد کسای هست که به ای چیزا گفت می زند و به نظر ما به یک مرد شاید جان می خواهم که را روک بگویم شرماور است و خصوصا زمان که اولاد دیگر کسا می بینند و همصنفیه خود را می بینند که از هر چیز برخوردار است و اینا نمی تانند که نان آدی روزمره خود را آزادانه بخورند خود ازی باعث اقدا علی پدر می شه خب وام اک پدر است و تو هم پدر است و از این وجود تمام زروعیت شان را فراهم می کند ولی تو هم پدر ماستی تو هم باید زروعیت ما را برورده بسازی ولی متاسفانه که اونا چشم دیده شان به طرف همه شان است که چون وقت اونا برشان نان میده چون وقت برشان پیسه میده چون وقت برشان کالا میده و خود ازی واقعا من نمی دانم که چخصم مرد است که تا بالا نتانسته ای مسئولیت احساس بکنه امیدوار استم که برنامه رای برادر ما بشناوه و به فکر پیری خود بفته که وقت خودش پیر می شه من فکر نکنم دیگه خوهراش بیایا کمکش کنه امو فرزند های خودش امو خانم ها خودش است که پیری از او را جمع خواد کده آیا اگه تو ایقدر ظالم و بهرم در مقابل خانوادیت استی فکر می کنی در وقت پیری اونا به تو مهربانی می کنن به هیچ وجه به هیچ وجه اونا کمک نمی کنن بلکه ایلایش می دن بخوادر زی که وقت که انسان به سن پیری می رسه دیگه او انرژی و اشتیاق و سمیمیت دیگه نیست به او حادش برزی که هر کس در غم جان خود می باشه و خود انسان ام دیگه توانمندی نداره دیگه وقت اگه بخوای ام کار کنه کسی کار نمی تش یا خودش به حساب جسمان زیف می شه تا پیش از ای که فرست ها را از دست بتیم تا پیش از ای که دیر شو ما به خود بیاییم و امو مسئولیت ها را که خدا به ما می ده خوب هست و تمام مسئولیت هایی که خدا به ما داده مطابق خاصت خدا هست پس اگر ما خدا را دوست داریم باید به فکر زن و اولاد خود باشیم فرق نمی کنه چی زن باشه چی مرد خداوند یک مسئولیت هایی برشان می ده و باید ای مسئولیت ها را به نوه حسن به نوه خوب اجراه کنیم و دیگه می بینیم که خانم از ای برادر زمان که می خواهی که ای را متوجهش بسازه که تو باید بری کار بکنی تا چون وقت به طرف جیب از اونا می بینی نتانا که به گفت خانم خود نمی کنه بلکه او را زیر مشتلگت هم می گیره و لطش می کنه ببینیم که کلام خداوند مرد ها شوهر ها چی می خواهی من از انجل شریف از کولسیان از فصل سبام آیت نزده همه می خوانم که می گه ای شوهران زنان تان را دوست بدارید و با انها تندی نکنید خداوند از ما می خواهی که امروی همسرهای خود روی خوب بکنیم روی نگ داشته باشیم به خشونت و تندی امرویشان رفتار نکنیم خداوند از ما می خواهی نگانست هم دیگه باشیم نهی که به حساب دشمن یکی دیگه باشیم و یکی دیگه رو الاتقو بکنیم شایدان همه تا کلام خدا در کتاب افسسیان از کتاب مقدس می خواهیم کتاب افسسیان از فصل پنج آیه 25 چنانکه مسیک کلیسا را دوست داشت و جان خود را برای آن داد شما نیز زنان خود را دوست بدارید پس خداوند میخوانیم که اکم داده در اینکه اشتباهی خداییست که خانماتان دوست داشته باشید امتحان که به خانمات اکم میده که از شوارتان اتاعت کنید پس این صمیمیت دوستی باید در بین زن و شوار باشد و وقتی که مشکل یا زف یا اشتباه یکی دیگه را میبینند باید زن و شواران بفروطنی قبول کنند و کوشش کنند که اشتباه خود را از بین ببردند و یاد بگیرند اگر خانماتان دوست داشته باشد و فضای صمیمیت و دوستی هموار باشد طبیع است که اولاد درست بارد متوجه میشند وقتی که اولاد هم بزرگ میشند امی روحیه را با خود انتخال میدند و همیشه در خانه شان و فضای خانه مملوح از خوشی و صمیمیت میباشد و اگر به این شکل همیشه جنگ و دوا باشد و شوار به خیز خانم علت بکند و اگر اولاد همیشه یاد بگیرند و تنبل بارد اگر جنگ کنند اصابانی باشد و دوا کنند اولاد همیشه بارد چون تمام خواست و اخلاق پدر مادر اولاد هم بگیرند یکی از دوستهای ما شاید جان همیشه میگفت بچه همیشه شوخ است و همیشه نقش دارند و اولاد همیشه اصابان از پدر مادر یاد میگیرند خب پس داخل ما شما به این نتیجه میرسیم که ما باید از امسر خود معذبت بکنیم روی سمیمی و دوستانه بین ما باید برقرار باشد و همچنان تنبلی نکنین چون تنبلی هم گناه است خب فریبا جان بین که همراه با دوست های شنوده ما به سرود زیبا گوشت بدیم بسیار خوب مشنویم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی منصر بهره ایسا از برای سرنهادن جان بود موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی