رفتار فرزندان گلالی

  ۲۹ دقیقه

  ۱۲ نُوامبر ۲۰۱۶

گاه گاهی، نسیم بهاران و عطر دلاویز گل‌های رنگارنگ، روح و روان انسان را نوازش می‌دهند و زمانی هم تلخی‌های جان کاۀ روز گار، بیرحمانه و سیل آسا از هر سو حمله ور می‌شوند. زوج‌های که تازه به آرزو‌های شان دست یافته اند، بی صبرانه انتظارْ بدنیا آمدن ثمره زندگی مشترک شان را می‌کشند. پدران، شب و روز را یکی کرده، برای آرامش و دیدن لبان پرخندۀ فرزندانشان زحمت می‌کشند. مادران خواب‌های شیرین و راحتی خود را فدای لحظهْ خوشی فرزندانشان می‌کنند ، و هزاران مشکل و خسته گی‌های شان تنها با لبخندی فرزندانشان مداوا می‌شود. ولی زمانیکه فرزندان صاحب جا و مقام و منزلت می‌شوند، تمام آن زحمات و تکالیف و بی خوابی‌ها را نه تنها نادیده می‌گیرند، بلکه بعضی شان حتا، وقت برای دیدن والدین شان ندارند.
از شما دعوت می‌کنیم که به این برنامه گوش دهید. تشکر!

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرانقدر برنامه رنگ زندگی درودای پرست صفا و سمیمیت ما را که از قلبای ما برمخیزه پذیرا شوید امید واریم سلام های پر از مهر ما که انکاس از محبت خالصانی ماست گرمایی باشه بر لحظه های شما من بر نبی خود سلام های خدا تقدیم شما می کنم شما را برنامه دیگی رنگ زندگی خوش آمده ایت می گیم خدا کنه که گرداورده های برنامه طرف توجه و علاقه تان قرار بگیره آرزو می بریم لحظه هایی را که با ما هستین از فیض و برکات خداوند که ما را بایی همه کوچکی ما دوست داره انباشت شوید بله شنونده های ارجمند تور که شما می دانین ما در برنامه رنگ زندگی در مورد مسایل خانوادگی و اجتماعی می پردازیم در این برنامه دوستان و بعضی از ازیزای ما داستان زندگی و سرگزشت خدا برما روان می کنند بیاین دوستان ازیز به این داستان ها و سرگزشت ها گوش بدیم و ببینیم که زندگی، چهره و رنگ خدا در زندگی این دوستان به چی شکل به نمایش گذاشته توجه کنین گاهگاه نسیم بهاران و عطر دلاویز گلهای رنگا رنگ روح و روان انسان را نوازش می دهد و زمان هم تلخیهای جانقاه روزگار بیرحمانه و سیلاسا از هر سو حملور می شوند زوج هایی که تازه به آرزوهایشان دست یافتند بی سبرانه انتظار به دنیا آمدن سمره زندگی مشترکشان را می کشند پدران شب و روز را یکی کرده برای آرامش و دیدن لبان پرخنده فرزندانشان زحمت می کشند مادران خوابهای شیرین و راحت خود را فدای لحظه خوشی فرزندانشان می کنند و هزاران مشکل و خستگیهایشان تنها با لبخند فرزندانشان مدابا می شود ولی زمانه که فرزندان صاحب جاو و مقام و منزلت می شود تمام آن زحمات و تکالیف و به خوابی ها را نتنها نادیده می گیرند بلکه بعضشان حتی وقت برای دیدن والدینشان ندارند در حاله که والدین ساعتها نه بلکه حاضرن تمام عمرشان را برای دیدن سرفرازی ها و کامیابی های فرزندانشان سپری نمایند پس چه ها جوانانه که والدین فردا اند در مقابل والدینشان بابی تفاوتی برخورد می کنند و حاضر نیستند اندک از وقت و درامتشان را برای خوشی والدینشان سرف نمایند نامم گلاله است. مادره هستم که 74 سال عمر دارم تمام بهاران جوانیم را با به دنیا آوردن فرزندان و تربیه آنها سرف نمودم شوهرم گرچی شخص تحصیل کرده بود ولی از این که کوشش می کرد وظایف خود را صادقانه انجام دهد خار چشم فساد پیشگان در محل کارش بود همیش از یک دفتر به دفتر دیگر تبدیل می شد با هزاران تحدید و مهنت و کسر معاش مواجه بود ولی هیچگاه حممت خود را از دست نمی داد و دست به گرفتن رشوه نمی زد با گذشت هر سال فرزندان ما بزرگتر می شدن و تقاظای هر یکشان زیاد و زیادتر می شد او تنها ناناور خانه و تهیکننده زروریات دوازده نفر بود فرزندان ما زمان که به بلوغ رسیدن هموقت شوهرم را بخاطر صداقتش مورد انتقاد قرار می دادن زیرا همسن و سالانشان دارای زندگی مرفع بودن فرزندان ما با قبول رنجها و تکالیف بشمار با بلندترین درجه دوره مکتب و دانشگاه را به اقمام رسانیدن یادم از که فرزندان هم به بورسیه تحصیلی به کشورهای خارجی را یافته بودند ولی بخاطر نداشتن پول رشوه که از آنها درخواست شده بود از بورسیه محروم شدند حالا زندگی ما بسیار خوب است شکر محتاج کسی ویا چیز نیستیم ولی با وجود این همه تحصیل کرده ها رنگ و بوی سمیمیت یکدیلی و همبستگی از زندگی ما سال خواست که کوچ نموده است شوهرم ده سال پیش از اثر بیماری که مقتلا شده بود جان به حق سفاده از او چیز بجا نماند چند ساله است که چند ماه را در خانه یکی و چند ماه را در خانه دیگری زندگی می کنم یکانه چیزی که مرا رنج می دهد این است که همین فرزندانی را که با تمام ناداری ها و ناچاری ها بزرگ نموده بودیم خواب های شیرین خود را فدای آرامششان نموده بودیم چرا حالا برای براورده کردن کوچکترین زمینه آسائش و آرزوی من حاضر نیستن تا از مقدار کم وقت و پولشان را به خرچ برسنند فرزندان که ساعت ها از شنیدن عرف ها و گله هایشان خسته نمی شدن حاضر نیستن برای لحظه بگب هایم گوشت هم و فرزندانشان یعنی نواسه هایم حتی از خوردن غذا بر روی یک صفره با من عبا می برزن آیا مادران و پدران برای دیدن به مهری ها و به تفاوتی های فرزندانشان با آنها مهر می برزن آیا به همین خاطر والدین در برداشتن نخستین قدم ها فرزندانشان را کمک می نماین تا فرزندان والدینشان را در برداشتن آخرین قدم ها تنها رهان نماین؟ والدین که برای پورا شدن آرزوهای فرزندانشان می کشن هر ناممکن را برایشان ممکن نیسازن تا لبخند برلبان دلبندشان به وجود بیاورن پس چرا فرزندان در واپس این روزهای زندگی والدینشان با ایشان رویه خوب نمی کنند و با براورد صاختن کوچکترین آرزویشان ایشان را خوشنود نمی سازند شرامده های عزیز شما برنامه رنگ زندگی را از رادیو صدای زندگی می شنوید خب فریبا جان ما شما خب داستان شنیدیم واقعا وقتی که این داستان را می شنیدم بسیار متحصر شدم بخاطر از اینکه می بینیم والدین زمان که تفلشان به دنیا می آید با چی سمیمیت با چی مهربانی به تفل خود می رسند به حساب شو و روز را نمی بینند امو شیرین ترین خواهد خود را فدای اطفال خود می کنند واقعا شاید جان تا اطفالشان نراحت نباشند یا مثلا نارام خواهد نشند همه چیزی خود را فدای اطفال خود می کنند ولی می بینیم متحصران وقتی که اطفال کلان می شند و بزرگ می شند تمام این نیکی و خوبی های را که پدر مادر و خوصا مادر برای اولاد انجام می دهد همه از اینا را بسیاری از فرزند ها متحصران که مادر نظر نمی گیرند بله همه تره شاید جان و واقعا داستان از ای خانم که فرزند های خود را به چی مشکلات بزرگ کردن با شوور خود و خودش گه 74 ساله هست شوور خود را از دست می دهد و زن بسیار مایوس و نامید هست که از فرزند هایی که دارد از بچه هایی که دارد اولاد هایی که دارد خیر و برکت نمی بیند و می گه که در تمام زندگی شوور بخوابیات تر کدیم تا اولاد های ما کلان شد به چی مشکلات یا درس خوندند و امروز که هر کدامشان کار دارند زندگی دارند پول دارند وقت چند لحظه را ندارند که با ما تر کنند بله و واقعا متحصر کننده هست بسیار زد و خوصا ببینیم زمان که شوور از اونا زنده می باشد و صرف تنها نانوار خانه شوورش می باشد بله و امو ماش دولتی که مثلا در او زمان ازار یکونیم ازار افغانی بوده با امو زندگی خود را می سازد بله و خود ازی یک درس کلان برای کارمانده دولت امروزی هست که کارمانده که دو وقت زندگی می کردند با امو ماش ناچیز زندگی بسیار آبرو مندانه و شریفانه خود را پیش می بردند و می بینیم که امی خانم هم با امو ماشی که شوورش می ارد زندگی خود را پیش می برد و اولادهای خود را گرچی سخت هست ولی باز هم اولادهای خود را در راه نک بزرگ می کند و همشان صاحب درس و تعلیم می شند و می بینیم که تمامشان به حساب سر رسیده می شند درس خود را می خوانند به پانتون میرند و صاحب کار و ماش می شند بله ولی متاسفانه وقت که زندگی اولادهای شان یا فرزنده شان را می بینیم کسایی که به مقام رسیدن کسایی که کار دارن زندگی دارن ازدواج کردن اتا از نواستهای خود ای زندگله داره که اتا ایچ کدامشان وقت ندارن که به درد مادر کلان پیر بخورن یا به درد مادر پیر بخورن متاسفانه امیدوار هستم کسایی که صدای ما را مشنوان از ای درسا پند بگیرن و یاد بگیرن در زندگی بزرگترین چیز یکی از وعدهایی که خداوند داده احکام داده و وعده داده که اوز که پدر و مادر خود را احترام کنین از پدر و مادر تان باید نگهداری کنین احترام کنین و اگر ای کار کنین عمر تولانی خواهی داشت یکانه احکام خدا که وعده داره امی احکام هست که متاسفانه مردم امروز ندیده می گیرن و واقعا امو رنج و بدبختی های پدر و مادر را فراموش کده خودشان به زندگی و عیش و نوش خود می گذرانند بله و خداوند از هر کدام ما شما می خواهی که باید والدین خود را احترام بکنیم این مهم نیست که در کدام سن سال قرار داره اگر پیر است اگر میان سال است در هر سن که هست برما ضرور است به خاطر که خداوند از ما خواسته و این حکم خداوند است باید ما والدین خود را احترام بکنیم باید نیاز های از اونا را براورده بسازیم بله امو توره که در زمانش به حساب اولین قدم های رو که ما ورداشتیم انا دست ما را گرفتند باید ما و شما که به حساب پدر و مادر ما به سن پیری دسیده و شاید روزهای آخر زندگی شان باشه باید ما و شما کوشی بکنیم که اونا باید زندگی شاد از این دنیا برند بله بله امو تو شاید جان تمام مردم هر کدام شان میگه که ما خدا را دوست داریم ما خدا را پرستش میکنیم ما بعضها از هر طریقی که میکنن نمیگم ولی هر کسی که خدا را دوست داره آیا میشه که از پدر و مادر خود نفرد داشته باشه آیا میشه که پدر و مادر خود را احترام نکنه چون ما فکر میکنم در تمام عدیان اگر ببینین پدر و مادر را احترام کنین و فرق نمیکنه که شما کجا هستین در کدام مقام یا منزلت هستین باید تمام ای روزهایی را که دارین مدیون پدر و مادر اول از خدا بعد از پدر و مادر داشته باشین و شما محضف هستین شما باید ای کار کنین چون احکام خدا هست اگر نمیکنین شما احکام خدا را زیر پا میکنین و کلام خدا برکت میکنه پدر و مادر خدا احترام میکنه کسایی که به فکر بزرگای خدا هست خدافند زندگی شما برکت میکنه پس ای پدر و مادر که امروز در خانه شما زندگی میکنه برکت هست برا خودتان برا فامیلتان برا اولادتان از تجرباتش باید یاد بگیرین کم وقت بگذارین و بیشین درد دل کنین پدر مادر پیر تانه تانه نمانین چون واقعا در افغانستان مشکلات زیاد هست میبینیم نه تانه مشکلات اقتصادی هست نه تانه جنگ و بدبختی هست بلکه مشکلات صحیح هم هست طبابت افغانستان یا سهاتامی افغانستان اوقدر بودجه نداره که بتانه خانه پیرا درست کنه و از امی پیرزنا یا پیرمرده ما نگهداری کنه پس ار فامیل معذف هست که پدر مادر خدا و اتا خاله و کسایی که پیر هست اگر ما شما با پدر مادر خود احترام میکنیم در عقید ما شما یک درس اخلاق برا اولاد خود میکنیم بخاطر ازی که ما هم بلاخره پیر میشیم بلاخره روزی میرسه که ما هم از دستپای خود میمانیم اگر ما پدر مادر خود احترام کردیم اونا را عیزت کردیم امراه شان وقت گذاشتاندیم ریاضای شان را براورده کردیم و همیشه صحبت شیرون و نگ به این شکل فرزند های ما یاد میگیرند و اونا هم زمان که بزرگ میشند اونا هم صحب زندگی خود میشند اونا وقت از ای را میگذارند که باید برای پدر مادر خود وقت داشته باشند پدر مادر خود را دزگیری بکنند و ریاضای از اونا را براورده بسازند شاید جان امیالی یک داستان یادم داستان اصلا قصر زندگی خودم هست شاید جان مادر کلانم سی بچه خدا سی بچه که پدر خودم بود و دو تا از کاکایم کشته میشه و پدر کلانم انوز ما تولد نشده بودم که فوت کده بود و زندگی اقتصاد بسیار خوب داشتند ولی به مرور زمان مادر کلانم هر چقدر پیدتر شده رفت و بچه هایی که داشت پنج بچهش زنده بود متاسفانه متاسفانه مثل توپ فوتبال ای پسر به خانه از او پسر روان میکد و ای به خانه از او و مادر کلانم امی قصه داستان ای زنده که خاندم واقعا مرا بسیار متاثر کرد بخاطر که امی میگه چند ماه در خانه یکی هست و چند ماه در خانه یک کس دگه میره و میبینم که امون جا و یک روز ما رفتم خانه کاکایم و دیدم که زنده کاکایم امی مادر کلانم در زمستان در یک جایه که یک بجی رو اوار کده بود در اون سردی ای زن پیرشانده بود و خودش امرای اولادایشان در زهر صندلی داخت شیشته بودن و گفت میزدن ما یک برشان گفتم شاید جان گفتم که امروز ای پیره است فردا تو پیر میشی امروز تو یک نمونه مقزاری بر اولادایت اولادایت میبینه دخترهایت بچه هایت میبینه که تو امرای مادر کلانشان چطور رویه کردی این رویه که امرای خودت میکنه نواست و اولادایت و گفتم اگر ام نکنن تو باید از خدا بترسی چون فردا جواب دادنی است و ای زن که دست پایش یخ زده و از سرما از خنوکی اصلا کبود گشته گفتم امروز که حقل خودش کار نمیکنه تو همه قحل داری که ای را ببری و گرم کنی و واقعا متصر شدم و امی گرم زدم و از خانه شان چون احترام با بزرگان را ندارن ما خودم لازم ندانستم که بسیار رفت آمد کنم چون سال هم بوده که از شان دور بودم و وقته که رفتم وزیعت دیدم که اینا چی قدر براحم استن یعنی ایچ رحم با بزرگان خود ندارن اگر همه اولاد خودشان می بود های همه تو رفتار میکدن کاملا نه توجوه میکدن با او اگر پدر مادر ما نمی باشد در خانه طبیز که ما نمیتانیم اولادی خود را تنها رها بکنیم و ای خودشان کلان یک نعمت است و کلام خداون از هر کدام ما میخواید اگر واقعا به خدا اعتقاد داریم و به کلام از او اعتقاد داریم کلام خداون برا هر کدام ما و شما حکم میکند که باید ازت و احترام پدر مادر خود بکنیم و میبینیم که کتاب مقدس دنجیل شریف رساله افسستیان چقدر مقبول گفته دی زمینه ما فصل ششم از آیت اول تا بسیار اومه بر شما میخانم ای فرزندان وظیفه هر مسیحی این است که از والدین خود اطاعت کند اولین حکم که با وعده همراه بوده این است پدر و مادر خود را احترام و عزت کن و وعده آن این بود تا کامیاب گردی و عمره در زمین طولانی شود میبینیم که اگر ما شما پدر مادر خود احترام میکنیم خداوند ما شما را برکت میکنیم خداوند عمره ما برکت میکنیم کاره که میکنیم هر مسئولیت که میداشت باشیم خداوند برکت میکنیم بخاطر چی هکم خداوند را بجاییم خدا را شکر به تمام احکام که خداوند ما برما داده به احکام که عیسای مصیب بارا بارا تعلیمات با پیروای خود میده بسیار بسیار زیبا و قشنگ است و واقعا زندگی ما را میسازم امیدوار استم کسایی که پیام را مشنوان کسایی که رادیو را مشنوان امیدوار استم که انجیل را بخانن بخانن ببینن که خدا چی میگه خدا واقعا از اون را چی میخواه چطور باید زندگی کنن کلام خدا نامی عاشقانه خدا بر بشر است و کلام خدا ساده است شما میتانین کلام خدا را بزبان مادری خود بخانید خدا واقعا خداوند از ما شما چی میخواه بیاین که در انجیل شریف ببینیم و بخانیم که کلام خدا بر ما در قسمت والدین چی میگه کتاب کولسیان فصل سیبام آیه بیست میگه ای فرزندان از والدین خواد در ار امر اطاعت کنید زیرا این کار خداوند را خوشنود میسازد خدا را شکر میکنیم به کلام مقدسش که اراده خداوند بر ما شما آشکار میسازد ما باید احترام پدر مادر خود باید داشت باشیم اولی که ما خداوند خوشنود میسازیم با این عمل خود و دو هم دیگه والدین خود احترام میکنیم امیدوار که والدین زمان که ما کوچک بودیم کمام فکر و خوششان به طرف ما بود آنکه آنها پس ها زمین گیر شدند و پیر و زهیر شدند آنها وقت ازیز که ما و شما وقت داشت باشیم دستشان را بگیریم به این کار خدا را خوشنود میسازد و خصوصا این قسمت آخر داستانه که خوهر بزرگ ما برما راون کردن میگن زمان که ما نان میخوریم اتا نواسه ایم آزرازی نمیشن که در ایک سرخان بیشیدن و امراه ما نان بخورن که واقعا بسیار دردوار است ما باید منعیس پدر مادر فرزنده خود را یاد بدیم که از مادر کلانه خود اطاعت بکنن نه تانا اطاعت بکنن بلکه اونا را عیزت بکنن به طرف از اونا بدیده قدر بنگرن ارگو ما میبینیم که اطفال ما همراه مادر کلانه خود باید اونا را سرزنش بکنیم باید اونا را توصیح بکنیم که نه این کار را که شما میکنین این کار غلط است این متابقه کلتور و انانات ما نیست و این هم خاص خداون به این شکل نیست دروجه است که اطفال ما متوجه میشن و در آینده متقبید این عمل نمیشن و این عمل دوباره از اونا سر نمیزن ایچوقت در مقابل کار خراب یک چیزی که اولادها میکنن نباید بخندی بله متاسفانه بسیاری از پدر مادرها که یک اولادشان مسخرگی میکنن یا یک کار میکنن دیگرها را میخندانن اونا خنده میکنن در حال که امو جای است امو درست است که باید بر اولاد خود بده برو کاشوق بگی و برش نان بده پالوش بشی و امروش درد دل کن اگر نمیتاند دستپای خود بشوی برو دستپای شا بشوی کمکش کن که لباسهای خود تبدیل کنه کمکش کن که مویای خودشو نکنه یا چادر خود بپوشه کار های است که بسیار خود است ولی وقت که انسان پیر میشه از توانمندی میفت ولی گرد نمیتاند این کار کن امتوکه یک طفل خود است شیر خوره است خودش نمیتاند شیر خود بخوره یا خودش نمیتاند که خود ترخوش کنه امتوکه یک زن یا یک مرد که پیر میشه و از توانمندی میفت امتوکه این کار را نمیتاند کنند پس منعیس اولاد منعیس نواسه شما کسای هستین که میتاند دست پدر مادر ها که یک روز دست شما را گرفته بود به این نتیجه میرسیم که در هر جایی که استیم و در هر موقعیتی که قرار داریم کلام خداوند رحمه زندگی ماست و او میگه که ما شما پدر مادر خود را احترام بکنیم و باید ما شما کلام خداوند را باید انجام بتیم و احترام پدر مادر خود را داشته باشیم خوب فیربا جان بین که همراه با دوست های شنونده ما در این قسمت از برنامه به یک آهنگ زیبا موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی