Worship Is in Our Institution

  29 minutes

  6 July 2019

We humans were created to worship the Almighty God. We call people to praise and worship the glorious God. Listen to this app for more understanding. Thanks

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موج کوتای 31 متر بند پهش می گردد نسیم پرستش با سلام پر از محر و مملو از سمیمیت شما شنوده های ارجومنده برانخوستین برنامه نسیم پرستش خوش آمدید می گیم آرزو می بریم که در بهترین لحظات از زندگی خیش قرار داشته و از مشکلات و سختی های روزگار در امان بوده و ایام با سعادت را در قبال داشته باشین مسرورم که اینک با سریال جدیده زیر نام نسیم پرستش در خدمت شما تشنگان حقیقت قرار داریم نهایت آرزوی ماست که فکر و قلب تانه بر پرستش خدای که ما را دوست داره آماده بسازین خب توری که از نام این سریال در می آبه ایم این سریال در وصف ستایش و پرستش خدای متعال تهیه شده است خب شنانده های گرامی قسم که همه می دانیم کتاب مقدس که کلام حقیقی خدای آفرینشگر است بسیار شیرین مثل اصل و رهنمای خوبه بر هر انسان خدا جوست قسم که در زبور 119 هم می خوانیم که میگه کلام تو برای پاهای من چراغ و برای راهای من نور است شنانده های ارچومند در کتاب مقدس کدام کتاب زیادتر هدفش ستایش و پرستش خداوند است؟ بله کتاب مزامیر یا زبور داود نبی است موضوع اصلی کتاب مزامیر که به زبور داود نیز شهرت داره پرستش و نیاعش خدای متعال است کلمه پرستش دوست بار در کتاب زبور ذکر شده کلمه تبکل و کلمات شبیعو پنجه و هفت بار ذکر شده باید خواهد نشان که از مجموع 283 نقل قول هایی که در عهد جدید یعنی در انجیل شریف از عهد عتیق صورت گرفته تنا 116 این نقل قول از کتاب زبور صورت گرفته باید یادابری که کتاب مزامیر یا زبور داود در وسط کتاب مقدس قرار داره این مجموع های عظیم صورت و دعا بیانگر احساس و تفکر انسان ها است در این صورت و دعا تمامی تجربیات پشری بیان شده خب شنوندهای گرامی منظور از پرستش چی است؟ کلمه پرستش به معنی عرج نهادن به کسی است معنی تحت و لفظی پرستشی است که در برابر کسی سجده کنیم و خاک مقابل پای او را ببوسیم به عبارت دیگر پرستش یعنی عزت و احترام گذاشتن به کسی در فرهنگ شرق فرزندان معمولا وقت می خواهند نزبت به والدین خود ادای احترام کنند و قدر شناسی امیقشان را نشان بتند در برابر اونا خم می شند و پایشان را می بوسند کلمه پرستش به معنی ابراز تشکر و قدر شناسی قلبی است در عهد عتیق پرستش در قالب حمد و سنا ارز حال و کلن تقدیم خود بیان می شد پرستش اکس العمل انسان به عمل خدا است خب اگر به آیت پانزده هم فصل سیزده هم ابرانیان نگاه کنیم می گه که پیوست خدا را به وسیله ایسا حمد گوییم و با صداهای خود نام او را تمجید نماییم و هرچی ای اکس العمل آگاهانتر صورت بگیره پرستش با محتواتر می گرده خب اگر به کنه پرستش دقیقت کنیم در حقیقت پرستش خودش یک حدیه روحانی است که در حضور خدا بلند می شه و طرف مقبول او قرار می گیره شرمدهای خدا جو وقتی به کتاب زبور خیره می شیم به سادگی در می آبیم که ای کتاب دلنشین و روح پرور روحیات انسان ها را در هنگام خوشی و غم بیان می کنه از ای کتاب دلپذیر در می آبیم که در هر روحیه و حالت که باشیم می تانیم قلب خدا به طرف خدا بکشاییم و با او راز و نیاز کنیم در زم با داشتن ای کتاب که همیشه باید در سر دست ما باشه با سرودای مقبول و دلنشین پرستش خدا آشنا شبیم مطالب ای کتاب پرستشی به خاننده کمک می کنه تا نه تنها مشکلات خود با خداوند در میان بگذاره بلکه او را بره نعمت آش شکر و ستاعش کنه خب شناندهای گرامی در ای قسمت از برنامه بیاین با ای سرود هم صدا شده به ستاعش و نیاعش خدایی بپردازیم که در پای محبت ماست و او را عملا در بالای سلیب ایسای مسیح برما ثابت ساخت بیاین با ای سرود و نیاعش بپردازیم به زنو من در آیم به درگاهت خدایا من انسان گناهکارم و تو قدوس اله به زنو من در آیم به درگاهت خدایا من انسان گناهکارم و تو قدوس اله تو بخشیدی مرا با خون ایسا نشان دادی ندارد مهرت هم تو به قدوسیت منجی مسیحا تو بشنو حرف اما این دعا را شفاده درد مارا شفاده قلب مارا شفاده بکر مارا شفاده روح مارا موسیقی به زنو من در آیم به درگاهت خدایا من انسان گناهکارم و تو قدوس اله به زنو من در آیم به درگاهت خدایا من انسان گناهکارم و تو قدوس اله تو بخشیدی مرا با خون ایسا نشان دادی ندارد مهرت هم تو به قدوسیت منجی مسیحا تو بشنو حرف اما این دعا را شفاده درد مارا شفاده قلب مارا شفاده بکر مارا شفاده روح مارا شفاده درد مارا شفاده قلب مارا شفاده بکر مارا شفاده روح مارا شفاده درد مارا شفاده قلب مارا شفاده بکر مارا شفاده روح مارا شفاده درد مارا شفاده قلب مارا شفاده بکر مارا پرستش و انیاش خدای ما که ما را دوست داره بپردازیم ما انسانا برای پرستش خلق شدیم پرستش دعوت و هدف زندگی ماست اگر ما انسانا خدا را پرستش نکنیم سنگا برای خدا بفریاد میان و اونا خدا را پرستش میکنن خب دوست های عزیز بیاین در این قسمت از برنامه با کتاب زبور دعوت نبی مراجع بکنیم و مذموری را از این کتاب بخانش بگیریم دوست های عزیز ما مذمور 103مه براتان بخانش میگیریم عنوان این مذمور از ستائش رحمت خدا ای جان من خدا را ستائش کن ای تمامی وجود من نام مقدس او را متبارک بخان ای جان من خداوند را ستائش کن و مهربانی های او را ازیاد نبر او تمام گناهانت را میبخشد و همه مرسهای تو را شفا میدهد تو را از مرک میرهاند تاج رحمت و شفقت خود را بر سر تو می نهد جان تو را از نعمتهای خود سیر می کند تا جوانی تو مثل اقاب تازه شود خداوند عدالت را به جا می آورد و انصاف را برای همه مظلومان طریقهای خود را به موسا تعالیم داد و اعمال خود را به بنی اسرائیل خداوند بخشنده و مهربان است دیرغذب و بسیار رحیم تا به عبد محاکمه نمی کند و خشم را همیشه نگاه نخواهد داشت با ما موافق گناهان ما عمل ننموده و ما را متابق خطاهای ما جزا نتاده است زیرا انقدر که آسمان از زمین بلندتر است به همان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است به اندازه که مشرق از مغرب دور است گناهان ما را از ما دور می کند چنان که پدر بر فرزندان خود رحیم است خداوند هم بر ترسندگان خود شفقت می نماید خداوند از سرشت ما آگاه است و می داند که خاک هستیم روزهای عمر انسان مثل گیاست و معنند گل سهرا می شکفت وقت بعد بران می وزد نابود می شبد و مکانش دیگر انرا نمی شناسد لیکن رحمت خداوند بر ترسندگانش از ازل تا با عبد است و عدالت او بر فرزندان فرزندانشان و بر آنان که عهد او را حفظ می کند و فرائض او را یاد می دارند تا آنها را بجا آورند خداوند تخت خود را در آسمان ها برقرار نموده و بر همه سلطنت می کند خداوند را متبارک خانید ای فرشتگان او که در قوت زور آورید و آواز کلام او را می شنوید و بجا می آورید ای تمام لشکرهای او خداوند را ستاعش کنید و ای خادمان او که اراده او را بجا می آورید ای همه کارهای خداوند او را در همه جاهای سلطنت او متبارک خانید ای جان من خداوند را ستاعش کن آمین خوب مرور جان یکی از زیبایی های کتاب مزامیر یا زبور داود نبی ای از که خوابی بیانات نقص و دلنشین و زیبای از که ما اکثران زیباییش را اسم می کنیم ولی کلام یا کلمات بر بیان از او پیدا کردن نمی تانیم که امی زیبایی را که ما زمان کو را می خانیم اسم می کنیم نمی تانیم که با کلمات او را بیان بکنیم و امی وقتی که ما شما مزمور 103 را می خانیم هاوژی امی زیبایی را ما شما در زبور 103 می بینیم واقعا وقتی که ما شما به این زبور نگاه می کنیم چقدر بر آدم این تازگیری می بخشه که واقعا از جان دل خود آدم دعوت بکنه که خداوند ستایش را پرستش بکنه زمان که ما آمادی از این می شیم که خداوند ستایش بکنیم نه تناقی به اصحاب قلب و روان ما بلکه تمام وجود ما بلکه روح ما، جان ما، جسم ما دعوت می شه که نام خداوند را متوبارک بخونه نام قدوس پاک او را بخاطر نیکویش بخاطر عزمتش بخاطر ازی که خالق ماست باید او را عبادت و پرستش بکنیم بله، اما تر داود نبی در این مزموری 103 از رحمت خداوند او تعریف کده در اول اما تر که شما گفتین بعد از او از فراموشکاری انسان ها گفته که ما انسان ها احسان های خداوند بسیار زود فراموش می کنیم و از او ایچ یاداوری نمی کنیم و ما شما در اینجا می بینیم که خداوند چقدر نیکوز چقدر ما را با رحمت خود با امو محبت عزیم خود دوست داره و ما و شما را سلامتی داده و ما اون امو را فراموش می کنیم ایچ وقت شکرگزاری نمی کنیم خب شاید ایچ وقت نی بلکه بعض اوقات فراموش می کنیم و نمی کنیم که بگوییم خداوند شکر به محبتت خداوند شکر ازی که ما را نجات دادی خداوند شکر ازی که تو ما را عزت بخشیدی و عزو خانواده ت صاختی دیگه در این قسمت یا بگوییم که در آیت دوامو از این فراموشکاری انسان ها صحبت می کنه بله و بعض وقتها ما انسان ها تفکر می کنیم که زندگی به این شکل احسانی و احسان خداوند که ما باید سپاسگزارو باشیم ای از که او تمام گنای ما شما را میامرزه ما انسان ها بخاطر پدر مادر اولی خود یعنی آدم هوا گناهکار استیم و گناهکار به دنیا آمدیم ولی خداوند بخاطر خون پاک ایسای مسی زمان که ما ایسای مسی را منعیس ناجی و نجات دنده خود می پذیریم خداوند امی گنای ما را از ما دور می کنه به طرف گناه ما نمی بینه بلکه به طرف خون پاک ایسای مسی می بینه و گناه ما را به ایسا بیاد نمیاره بله یقینا امتور است و خدا را شکر می کنیم به ای احسانش که سرما کرده و ما شما باید از تجربه زندگی خود باید ای را بیاد داشته باشیم که ما باید همیشه خداوند شکر و سپاس بگویم همیشه باید خداوند در هر حالتش شکر بگویم و پرزندهای خود باید ای را یاد بدیم که ما در هر حالت باید شکرگذار خداوند باشیم چی در حالت خوشی چی در حالت که ما سهتمند استیم و چی در حالت که ما سهتمند نیستیم بخاطر از ای که خداوند تمام نیازهای ما را براورده می سازه بله امتور دعوت نبی از ای صحبت می کنه که یعنی تمام فرشتگان همچنان او دعوت می کنه به پرستش خداوند که خدا را ستایش کنند و پرستش بکنند و ببینیم که چقدر ما باید خدا را پرستش و عبادت بکنیم چقدر ما باید هر روزه هر لحظه خدا در فکر خداوند باشیم و در فکر از ای باشیم که ما او را چطور باید عبادت و پرستش کنیم عبادت و پرستش واضح است که با سروت خاندن با کتاب مقدس خاندن است اما توسط کار خود توسط خدمت خود خدمت خود بر دیگرها همچنان ای یک نوی از پرستش است که ما می تانیم خدا را از طریقه مختلف عبادت کنیم پرستش کنیم و خدمت بکنیم بله بخاطر ازی که خداوند پادشا هست در آسمان هست و پادشای او جهانی هست بنابراین باید او همیشه کانون ستایش همک هست و همه چیز باید باشه بنابراین داود امی مزیده در کرده حتی از مخلوقات خداوند یعنی از فرشتها داود میکنه که او را باید ستایش و پرستش بکنه بله او خودم به حساب تمام قوم و تمام مخلوقات خداوند چی در آسمان چی در زمین داود میکنه که خداوند را باید ستایش بکنن خداوند را باید بپرستن و خداوند همیشه شکرش را به زبان بیرن آمین بله خوب مرور جان بین که همراه دوست های شنونده ما در این قسمت از برنامه با پارچه شعر گوش بتیم انوانش است دار محبت باید خاطر نشان کنیم که این شعر شاهر وارسته و تامانا قراشداغی سورده بینگی با هم یک جای به این شعر زیبا گوش بتیم دار محبت بر تفکر کاش دیواره نبود در کمین گنج فکر ماره نبود تا نماند بی خبر از کشورش شاه را ای کاش درباره نبود می سپردن هاسن را دست حیا لا جرم گل دربارش خاره نبود دشمنان که جای خود دارند کاش دوست را از دوست آزاره نبود دل نمی گردید از دل برش کاش دل دنباله دلداره نبود کاش کاری بود از برای هر کسی از برای ناکسان کاره نبود در پی وصف ستمگر این همه شاعران را کاش اشعاره نبود هر طبیبه می نشست در انتظار در کنارش کاش بیماره نبود کاش هر کس بار خود را می کشید کاش هر کس بار خود را می کشید روی دوش ناتوان باره نبود هر سر خود سروره خود بود و بست شهر را ای کاش سرداره نبود از محبت گر کسی می گفت صخند از محبت گر کسی می گفت صخند همچو ایسا کاش برداره نبود برنامه آینده تمام شما دوستارا به خداونده بی نیاز می سپاریم موسیقی داری از سفاهه دنیا هر چیز مسیبت همرا هر چیز مسیبت همرا داری از سفاهه دنیا هر چیز مسیبت همرا هر چیز مسیبت همرا ایسا با یک کلمهش بشکست زور توفان را ایسا از پناه مرا موسیقی در مسیبت و علم گرایه درنج برسرم گرایه درنج برسرم در مسیبت و علم گرایه درنج برسرم گرایه درنج برسرم گه کلامش مرا گوید و استره برم ایسا از پلاه مرا موسیقی این است مرا بس یقین رسم به دریا کنار رسم به دریا کنار این است مرا بس یقین رسم به دریا کنار رسم به دریا کنار در ساحل جنتش یا به من قرار دیدار ایسا از پلاه مرا سخرای محتم مرا لنگر اندازم در او گر توفانای هر جا ایسا از پلاه مرا ایسا از پلاه مرا ایسا از پلاه مرا