27 minutes
Festival of Passover, his time, dinner, the belongings, Judas Iscariot, the dinner table, the washing of the feet, the ghusl, the good shepherd, execute him, crucify him, the king of the Jews, the painting, the painting.
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض یک روز پیش از ید فسه بود یک روز پیش از ید فسه بود ایسا فهمید که ساعتش فرا رسیده است و می باید این جهان را تر کند و پیش پدر برود او که همیشه با متعلقان خود در این دنیا محبت می داشد آنها را تا با آخر محبت داشد وقت خوردن نان شب بود و شیطان قبلا یهود های اسخدیوتی به سر شمون را شورانده بود که ایسا را تسلیم نماید ایسا که می دانست پدر همه چیز را به دست او سپرده و از جانب خدا آمده است و به سوی او می روید از سر دسترخان برخواسته لباس خود را کنار گذاشت و قدیفه گرفته با کمر بست بعد از آن در لگن آب ریخ و شروع کرد با شستن پاهای شاگردان و خوش کردن آنها با قدیفهی که به کمر بسته بود وقت نوبت به شمون پتروس رسید او به ایسا گفت ایسا در جواب گفت پتروس گفت ایسا به او گفت شمون پتروس گفت ایسا گفت چون او می دانست که او را تسلیم خواهد نمود به همین دلیل گفت همه شما پاک نیستید دوستای عزیز سلام با شنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدید من میرویس هستم که در خدمت شما عزیزان قرار دارم ما و شما در شروع از فصل 13 انجیل یوهنا از آیت اول تا 11 را شنیدیم دوستای عزیز آیا شما کدام وقت پاهای کسی دیگر بغیر از اولاداتان ششتین؟ من تا حال پاهای کسی را نشستیم حتی در دوران که به خدمت کدن به ایسای مسیم مصروف هستم این طور کدام وقت برابر نشده که من پاهای کسی را بشویم اما در بعضی کلیسه ها معمول هست که این کار را در خدمت کنید ایسای مسیم ایسای مسیم در کلیسه ها رهبرا و بزرگای کلیسه ها بخاطری که خودم مثل ایسای مسیم فروتن بسازن قدیفه را به کمر بسته می کنن و پاهای ایماندارا را می شوین شستن پاهای دیگر ها اگرچه یک عمل ظاهری و نمادین و برنشان دادن محبت فروتنی و سمیمیت هست اما در خدمت کنید ایسای مسیم ایسای مسیم ایسای مسیم با هم یک اعلان را بشنبیم بعد از شنیدن اعلان و صحبت خود ادامه می دیم دوست های محرابان ما می تونیم بگویم که پاهای ما اعضای بدن ما هستن که به زمین چسبیدن و با گرد و خاک سر و کار دارن شستن پاها یک عمل معمولی دنیاییست که هر کس هر وقت پاهای خودم می شوید و در وقت شستن با اونا هیچ فکرم نمی کنید اگر در خدمت کنید ایسای مسیم ایسای مسیم اعمال شستن با اونا هیچ فکرم نمی کند بر علاوه عمل شستن پاهای خودم یک کار کاملا شخصی هر کس هم است و اقصد کسی نمی خواهد که پاهای خود سر کس دیگر بشوید اما شستن پاهای شخصی دیگر و خصوصا شستن بین انگوشتان شخص دیگر واقعا یک کار دیگر است که ما نمی خواهیم این کار بکنیم چون عمل شستن بین انگوشتان پاهای دیگر ها یک کار اصاسیت برنگیز است وقتی که شما قلبن و بدون ریا تصمیم می گیرین که پاها و بین انگوشتای پاهای کس دیگر بشوید این عمل واقعا فروتنی و سمیمیت خالصانه امیغ نشان می ده با وجود همه ای چیزها ایسای مسیم محبت آسمانی را به زمین آورده در روی زمین پیاده کرد و یوهنا هم به شکل بسیار فوقلاده به تصویر کشیده در این عمل شستن پاهای شاگرده توسط ایسای مسیم در حقیقت هم آغاز و هم انجام با هم یک جای شدن آغاز یا شروع یعنی کار و خدمت ایسای مسیم که به آهستگی به پیش می رفت بلاخره در سلیب و رستاخیز ایسای مسیم می رسید پایان هم به این معنا بخاطر هدف که ایسای مسیم از آسمان به زمین آمد او هدف براورده می شد از این رو یوهنا در آیت اول ای فصل می گوید که آنها را تا به آخر محبت داشت سی آیت اول فصل سیزده در حقیقت مقدمی مفسل هم به سحنه شستن پاهای شاگرده و هم به تمام قسمت های باقی مانده یوهنا مثل یک نقاش ماهر در وقت نقاش کدن تابلوی ای سحنه ها اول سه بار برس خوده به سرعت در عقب و یا زمینه تابلوی خود کشیده ضرور است که ما و شما به ای سه بار برس کشیدن او ببینیم در کدن ای هر سه بار برس کشیدن نه تنها به ما کمک میکنه کمک شستن پاهای شاگرده چی است بلکی ای را هم میتانیم بفهمیم که مرگ و رستاخیز ایسای مسیح چی معنی دارد در ای سه بار برس کشیدن اول او ایده فسه را در زمینه نقاشی خود نقش کده این نقش کدن ایده فسه در زمینه به خاطر است هر باری که یوهنا بعد از ای در باری ایده فسه مفهوم و معنی ایده فسه و ای جشن ها در خود ایسای مسیح نفته است و ما شما هم به حیث خواننده و یا سنونده باید این مفهوم و این حقیقت را درک کنیم یوهنا از شروع انجیل خود به ما به تحکید گفت که ایده فسه از بزرگترین جشن های یهودی بود ایسای مسیح هم برره قربانی ایده فسه بود ایده فسه بود در فصل نزدی انجیل یوهنا در این بار مطالب زیاد یوهنا به ما نقل کده در آیت چاردن میخانیم وقت تحییه ایده فسه و نزدی هزار بود که پیلاتوس به یهودیان گفت ببینید پادشاه شما اینجاست ولی آنها فریاد کردن اعدامش کن اعدامش کن مسلوبش کن بر علاوه در فصل شش یوهنا به ما نقل میکنه که این روزهای برگزاری ایده فسه بود که ایسای مسیح به جمعیت زیاد مردم نان داد در حقیقت ایسای مسیح به حیث برره قربانی ایده فسه با گوشت و خون خود به مردم نان داد اما حال ایسای مسیح دوباره به اورشلم آمده بود تا آخرین ایده فسه را برگزار کنه یوهنا در باره خود غذای ایده فسه به ما چیزی نمیکنه به غمان اغلب یوهنا فکر میکنه که قانندگان در باره غذای ایده فسه خوب میدانن و ضرورت نیست که در این باره به اونا چیزی بگوید همچنان بعد از مسلوب شدن و رستاخیز ایسای مسیح ایمانداران به صورت در وقت برگزار کدن شام خداوند این موضوع را تجلیل کده او را خوب میفامیدن اما یوهنا در این قسمت به شکل غیر معمول در باره این گب میزنه که این غذای ایده فسه به چی خاطر بود و این موضوع را با حفظ مفهوم اصدیش با واقعات که در روزهای آینده رخ میدادن هم ربط میده برس دومی که یوهنا در زمینه تابلو خود کشیده او وقت هست و یا رسیدن وقت ایسای مسیح هست که لازم هست به دقیقه دیده شوه ما و شما در فصل های گذشته دیدیم که ایسای مسیح با واقعات و لحظه های آینده میدید و شخصیت او هم در گذار زمان برای رسیدن برای این لحظه ها ساخته می شود اینجا که یوهنا میگه ساعتش فرا رسیده او با مرور کدن تمام گپای که در گذشته در باره رسیدن ای وقت گفته بود این گپه میزنه یوهنا همچنان با در نظر داشته گپای گذشته با آینده هم میبینه که ایسای مسیح در طول فصل های آینده اونا را انکشاف داده به انجام میرسانه ساعتش فرا رسیده بود یعنی ایسای مسیح این دنیا را ترک کده پیش پدر آسمانی می رفت باید متواجب باشیم البته که ایسای مسیح کشته می شود اما این صرف یک مردن معمولی ویا وقت مردن معمولی برای ایسای مسیح نبود بسیاری ها این اشتباه را مرتکب می شوند ما و شما نباید این اشتباه را مرتکب شدیم اونا خیال می کنند که ایسای مسیح بشکل ساده مرد و با آسمان نزد خدای پدر رفت یوهنا در فصل 20 آیت حبده اینجیل خود واضح ساخته با ما میگه ایسای مسیح به او گفت بمن دست نزن زیرا هنوز به نزد پدر بالا نرفتم اما پیش برادران برو و به آنها بگو که اکنون پیش پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا می روهم ایسای مسیح بعد از مرگ خود اولین کسی بود که زنده شده بر زندگی جدید قیام کرد او بعد از قیام کردن از مرگ با شاگرده خود ملاقات کرد بعد از ای بود که او به آسمان سعود کرد اگرچه همه ای واقعات بشکل غیر قابل انتظار و غیر قابل توقوع واقعی شدن اما به ای دلالت می کنن که ایسای مسیح از مرگ قیام کرد شاگرده او را دیدن و بعد از او به آسمان نزد خدای پدر رفت رستاخیز از مرگ و سعود به آسمان در مجموع به شستن پاهای شاگرده و سلیب مفهوم امیق و معنی جدید می بخشه اینها حیثیت پله های زینه را داشتن که از ای دنیا به آسمان نزد خدای پدر می رسیدن اینها کلامی بودن که جامعه عمل پوشیدن و ای کلام عبدی باید در وجود ایسای مسیح گپ می زد ای راه رسیدن کلام خدا در وجود ایسای مسیح پس به خانه بود پسر خدا هم ای راه را در دوش خود گرفت و پیش برد ای در تمینه نقاشی خود کشیده او شستن پاهای شاگرده است در شستن پاهای شاگرده توسط ایسای مسیح محبت امیق و بین ازیر آسمانی خدا در وجود ایسای مسیح این حکاس پیدا کرد وقتی که به ای محبت امیق و بین ازیر خدا در شستن پاهای شاگرده دقیق می کنین حتما فصل ده اینجیلی یوهنا را هم در ذهن خود داشته باشین منظورم چوبان نیکوست دوستای مهربان حالی یک سرود روحانی را می شنویم بعد شنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا ما را تا آخری صحبت همراهی کنین زندگی جاویدان شکرش گوهیم هللویه زندگی جاویدان شکرش گوهیم هللویه آجست در وطن به آن باشد این دلات جان ما آجست در وطن به آن باشد این دلات جان ما آجست در وطن به آن باشد این دلات جان ما آجست در وطن به آن باشد این دلات جان ما آجست در وطن به آن باشد این دلات جان ما آجست در وطن به آن باید نمیدونیم باید نمیدونیم دلات در نورش را کنید تا بانگوییم هللویا نورش را کنید تا بانگوییم هللویا نورش را کنید تا بانگوییم شکرش هللویا نورش را کنید تا بانگوییم شکرش هللویا قراره با ایمان گوییم هللویا گوییم هللویا شکرش هللویا چنوانده ازیز به برنامه خود ادامه میدیم چوپان نیکو گسفندان خودت دوست داشت و گسفنده هم چوپان خودت دوست داشتند بزرگترین محبتی که چوپان نیکو برگسفنده خود انجام میدادی بود که به خاطر اونا جان خوده فدا میکند اما دیگه قسمت یوهنا میگه آنها را تا با آخر محبت داشت نه کدام محبت سطحی و زود گذر بلکه محبت حقیقی، عمیق، تا آخر تا آخرین سرحت و بره همیشه هیچ چیز و یا چیزهایی که در آینده واقع میشودن به محبت ایسای مسیب گسفندانش نمیتانست که صدمه رسانده او را کم بسازه او تا آخر گسفنده خوده به قیمت جان خود دوست داشت و محبت کرد همه ای گبه ها و کارهای حیرت آور در آیت اول خلاصه شدن آیت دوام و سیام هم راح را بر آینده باز میکنن اول ای یهودا بود که به شیطان ای امکان داد که در گوش او یک مشوره را زمزمه کنه و به ای وسیله راح را در درون خیالات او بر اعمالی کدن نقشه خود باز بسازه البته که در ای باره در آینده زیادتر گفت خواد زدیم اما حال ای قدر میگویم تجربه نشان داده در هر لحظه که محبت زیف و خورد چوده در ای وقت هست که میشکنه و در درون خود درز پیدا میکنه شیطان در درون ای درز ویا درزها تخم خوده میمانه تا چوچه بده در آیت سی ما میتونیم تصویر نسبتا کامل ببینیم کلام که با خدا بود کلام که خدا بود بخود جسم پوشید او لباس پر جلال خود را کشیده یک طرف گذاشت خود را در طبیعت انسانی ما قرار داد تا که پاهای ما را بشوید او از خدا آمده و پس پیش خدا میرفت در این قسمت یوهنا تقریبا با پولس رسول همنظر بنظر میرسه که به فلیپیان نوشته میکنه طرز تفکر شما در باری زندگی باید مانند طرز تفکر ایسای مسی باشد اگرچه او از اصل دارای الوحیت بود این را غنیمت نشمارد که برابری با خدا را به هر قیمتی حفظ کند بلکه خود را از تمام برطریهای آن خالی نموده به صورت یک غلام در آمد و شبیه انسان شد چون او به شکل انسان در میان ما ظاهر گشت خود را پستر ساخت و از روی اطاعت حاضر شد مرک حتی مرک به روی سلیب را بپذیره از این جهت خدا او را بسیار سرفراز نمود و نام را که مافق جمیع نام هاست به او احتافر مود تا این که همه موجود ها در آسمان و روی زمین و زیر زمین با شنیدن نام او زانو بذارن دوست های مهربان باید همیشه متوجه باشیم با در نظر داشت این حقیقت که ایسای مسیح از طرف خدا آمده بود او نباید پاهای کسی را میشست شستن پاها را به شکل عمل تفنونی در نظر نگیریم کاری که ایسای مسیح انجام میداد دقیقاً بخاطری بود که او از خدا آمده بود شستن پاهای شاگردان و سلیب بذارت خود به چیزهای اشاره میکردن که اونا نشان میداد خدا حقیقتاً چی قسم بود و چی قسم هست دوست های عزیز بیاین با هم یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان به صحبت خود ادامه میدیم دوست های مهربان بعد از شستن پاهای شاگردان ایسای مسیح کلباس خود را میکشه او وقتی میباشه که نشان میده او پات شخص بعد از ایسای مسیح به خاطر مسلوب شدن برهنه خواهد شد او با برهنه شدن و رفتن به سلیب حقیقت قلب پدر آسمانی را به دنیا نشان میده که حتی او حاضر است جان خود را به خاطر دنیا فدا کنه در این قسمت بحث کتایی که بین پتروس و ایسای مسیح وجود داره بار دیگر غلط فهمی پتروس را ظاهر میسازه چیزی که ایسای مسیح به او میفرمایه ظاهران خنده آور به نظر میرسه اما در عمق خود معنی جدی و عمیق داره وقتی که ما میخواییم که به ایسای مسیح مربوط شویم لازم است که او ما را بشوید و پاک کند وقتی که ما پیروی او شدیم او ما را شست و پاک کند در یوهناف اصل پانزده آیت سی میخانیم شما با سخنان که با شما گفتم پاک شده اید اما چیزی که ما بر شستن روزانه ضرورت داریم او شستن شخصیت ما و بدنهای ماست در زندگی روز ما را رویش خاک میگیره و با خاک آلود میشه وقتی که پتروس به ایسای مسیح بخاطر شستن پاهایش اطراز کرد ای اطراز انکاس او اطرازی است که در مقابل به سلیب رفتن ایسای مسیح اطراز کرد نه پتروس و نه هم دیگرها هنوز هم نمیفامیدن که ایسای مسیح چرا پاهای اونا را میشوید و به چی خاطر این کار را میکنه وقتی که داستان ایسای مسیح ایدامه پیدا میکنه حتما متوجه پتروس باشین و به او دقیق کنین که بلاخره به او چی واقعی میشه بر رسیدن به لحظات آخر انتظار بکشین در لحظات آخر شما خواد دیدین که شاگردهای ایسای مسیح باز هم بین خود بحث میکنن اما در این بحث جالب موضوع چوبان نیکو بودن ایسای مسیح نیست بلکه در باره پتروس هست که باید گزفندان چوبان نیکو را چوبانی کنن برای ما مهم هست که به طرف چوبان نیکو به دقیق ببینیم که او چی قسم و به چی قیمت چوبانی کرد تا ما و شما هم بتانیم به کسانی که میخواهیم گزایی روحانی بتیم درست چوبانی کنیم دوستای عزیز برنامه این وقت ما در اینجا با پایان میرسه تا تقدیم برنامه دیگر خدا یارو نگه داره موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی