27 minutes
3 August 2021
When we look at these verses, we see how the rich exploit the helpless and oppressed. They take advantage of their energy and hard work, and do not pay them. God hears the cries of such people and sends pain and suffering to the rich who love money. From these verses we learn that whether we are employers or workers, we must recognize that God is present in our lives, and we must do what is right.
Transcribed by AI
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتاه 31 متر بند پخش می گردد با شما شنونده های عزیز و ارجومند برنامه با شما سلام چی حال دارین؟ امیدوارستیم در هر کجایی که استین در حفظ پناه خداوند باشین خوشحال استم که یک بار دیگه از طریق برنامه آزر تور زنده در خدمت شما شنونده های عزیز قرار داریم دوست های عزیز شما برنامه با شما را از راڈیو صدای زندگی تور زنده می شنوید دوست های عزیز که در برنامه زنگ می زنند ازی که برنامه زنده است زمانه که زنگ می زنید لطفاً گب بزنین و صحبت بکنین همچنان دوست های عزیز شما می تانید که برنامه ما را از طریق فیسبوک هم تور زنده بشنوید آدرس فیسبوک ما است facebook.com slash راڈیو صدای زندگی دوست های عزیزی که برنامه را از طریق فیسبوک می شنوید اگر شما سوال نظر یا کامنت دارین شما او را بینویسین ما در برنامه او را به خانش می گیریم خوب دوست های ارجمند ما باست هم جوا جان و فریبا جان در ستیدیو با خود داریم دوست های عزیز هر دوی شما برنامه با شما خوش آمدین تشکر شاید جان سلامت باشین تشکر شاید جان خدا را شکر کرده در خدمت شنواند های عزیز هستیم بسیار خوب خوب دوست های عزیز از چند برنامه ما شما به این طرف از کتاب یعقوب نبی برای شنوانده های ما مطالبه را پخش کردیم و فکر می کنم که در این برنامه هم ما شما از فصل پنجوم کتاب یعقوب برای شنوانده های ما گفت می زنیم بله شاید جان رساله یعقوب و وقتی محانیم بسیار چیزهای عالی را از او یاد می گریم و خدا را شکر امتحان که گفتین امروز ما رسیدیم به فصل پنجوم بله ما در فصل چارم در درس قبلی یا در برنامه قبلی در مورد از ای خاندیم که از خدا اطاعت کنیم و خود را به خدا تسلیم کنیم بله و امتحان کسی که خود را به خدا تسلیم می کنه ایچوقت در مقابل برادر خود داوری نمی کنه قضاوت نمی کنه آدم لافزن و گستاخ نمی باشه و با فروتنی تمام وجود خود از زندگی خود را تسلیم خدا می کنه بله و امروز ما شما از فصل پنجوم می خوانیم من می خوانم که از آیه اول تا آیه ششمه بر شنونده ازیز ما بخوانم و دوسته ازیز اگر شما کتاب مقدس دارین لطفا کتابهای تانه واز کنین بیاین که این قسمت ها با هم بخوانیم و این چه نوشته شده در رساله یعقوب فصل پنجوم از آیه اول مشروع می کنم و شما ای سروعتمندان برای بلایایی که بر سر شما می آید گریه و زوری کنید سروعت شما طلا گشته و لباسهای زیبای دان را کویه خورده است تلا و نقره شما زنگ زده و زنگ آنها دلیل برزد شما است و مانند آتش بدن شما را حواهت سوزانید شما اتا تا این روزهای آخر هم بندوحتن سروعت مجغولید مزد کارگرانی را که در مزاره شما کار می کنند و درو کردند نپرداحتید علیه شما فریاد می کنند و ناله در اوگران به گوش هدووند لشکرهای آسمانی رسیده است شما در روی زمین بعیش و نوش پرداحتید و خود را مانند گوساله چاق برای روز زب آماده کردید شخص عادل و نیک را ملامت کردید و در آل که ایچ مقاومت نمیکرد او را کشتید آمین خدا را شکر به کلامش همه تو که گفتیم جوا جان در تمام درسای و برنامه قبلی که ما از رساله یعقوب رسول خاندیم در این کلام خدا دیدیم که یعقوب رسول برای ایماندارا گفت می زند و بیشتر تمام ایماندارا را اختار می دهد یاد مورد از این که چیگونه باید در اجتماع زندگی کنند چیگونه باید رفتار داشته باشند چیگونه باید گفتار داشته باشند و کلن چیگونه باید زندگی کنند صحبت می کنند و ما در اینجا می خوانیم که اختار می دهد به سروتماندان و این سروتماندان کیا بودند؟ ایمانداران بودند که سروت زیاد داشتند و اختار می دهد که شما کار را که مردم دنیا می کنند او کار را نکنید چرا؟ چون خود عیسای مسید در انجیل متا فصل شش های 19 تا 21 می گه که گنجهای خود را بروی زمین جایی که کویا و زنگ با آن زیان می رساند و دوستان نقب زده آن را می دوزند زخیره نکنید بلکه گنجهای خود را در عالم بالا یعنی در جایی که کویا و زنگ با آن آسیب نمی رساند و دوستان نقب نمی زنند با آن را نمی دوزند زخیره کنید زیرا ار جا گنج تو هست دل تو نیست در آن جا خواهد بود آمین پس در اینجا می بینیم که یعقوب اختار می ده و می گه که شما این کار را نکنین به هر عکس می گه زهری کنین اگر شما ظلم می کنین اگر شما با کارگراهیتان ظلم می کنین خداون از شما بازخواست می کنن پس ما چند تا آیای دوگاه هم داریم که می تانیم بخوریم و در موردش توبت کنیم بله در لاویان فصل 19 و 13 اینجا هم کلام آخدا می گه به امنویتان زرار نرسانید و به مالو حیانت نکنید مزد کارگری را که برای شما کار می کند در موقعی معین بپردازید اتا برای شب هم پیش خود نگاه ندارید بله جالب است که وقتی که این حکمه وقتی که می تا که به امنویتان زرار نرسانید یا مزدشو بتین چون روزمزد بودن روزمزد که کار می کردن پول می گرفتن امو روز نان می خوردن غذا می خوردن و روز که اینا پولشان را نمی داشتن گرست نمی مندند بله به امو حادر محادرم کار کرده ایم و می فهمم که روزمزد وقتی که یک کسی کار می کند چی قسم است وقتی که امو پیسه را نگیری نمی تونی چار طاقه نان بخری و ببری سرده سرخوند برای اولادهایت بونی مردم مثلا امو روز که کار می کردن امرای خود امو روز یک چهار چیز می خوردن یک طاقه اک نانه یک بوره یک چای را مثلا می خوردن یک بانجان رومی یک پیاز می خوردن که بره امو زنش امو دخترش یک پیاوه برش جور کنه مردم غریب بودن به امو حادر اینجا هم کلام خدا وقتی که دیگه باره می گه می گه اتا شاو امو پیسه مزدور تا پشتان نگاه نکنه امو دیگر که شد پیش ازی که کار خود رو حلاس کنه امو وقتی می خوانه پیساییش در دستش بده که باره امو رو بر اولادکایهایت یک چیزی بگیره بله و اما تو در لقاف حصل شش و عیبیس شش اگه بخانیم جاو جاو میگه وای با آل شما وقت همه از شما تعریف می کنند پدران ایشان درست امین کارا با پیامبران دروعین می کردند بله پس پول و سروت که داریم مردم اگر بخاطر پول و سروت از ما تعریف می کنه کار اشتباه است ولی اگر بخاطر خوبی که ما می کنیم مردم تعریف کنه او وقت است که خدا جلال پیدا می کنه و اما تو اگر از تسنیه بخانیم تسنیه فصل بیشترهای پانزه اگه جایستان باش من امی رو برتان بخانم آیت شخ و آدرست شما گفتین از تسنیه 24 آیت پانزه می گه که مزدش را هر روز پیش از غروب و آفتاب برایش بدهید زیرا چون فقیر و محتاج است برای مشکیت خود با اون مزد احتیاج دارد در غیران ممکن است به حضور خداوند از دست شما شکایت کند و گناهکار محسوب شدید بله این قسمت ها محتی که می آنیم شایدون فقر و احتیاج بودن و مشکلات که در جامعه ما است راسی پیش روی آدم می آید بسیاری خانواده را دیدین وقتی که شوبر دست خالی می آید خودش یک رقم می شرمد هر کس باشه ولی خصوصا یک مرد که زامت می کشد روزمست کار می کند و دیگر که می شد دست خالی وقتی خانه می آید اولادکاش چشمش طرفش هست و بسیاری خانواده را دیدیم به چشم خود که دیده که شوبرش ماش خود را نگرفته چی کردی؟ ماش را داتی؟ یا نداتی؟ اون مرد که می گوید نه، خدا ناترس نداتم اون پیسه ما را ماش ما را باید می داتی نه دو روز شد که پیسه نداده یا یک روز شد پیسه ما نداده و زن بسیاری وحده است که دعای بد می کند و می گوید که نمی فهم که اینطور را آلات سر این نفر بیاید و که چطور شد و که از آلات ما و راستی خدا مشنه و دعای کسایی را که غریب استن، عقیر استن، موتاج استن و خداوند می گفت اون حالت را می گفت که خدا از آیای غریب نگاهید کنه بله و این آیا هم امور دقیقا می گفت همران، زمان که همطور که شما گفتین کسی که کارگر یا هر کار را کمجامیته به حساب مزد خود روزانه می گیره فامیل از او، اولادی از او همگی به حساب ایک امید منتظر برگشت از او می باشه اما وقتی که او می آیه همطور که شما گفتین دستخالی بر می گرده امید از اونا به نامیدی تبدیل می شه اونو وقت است که واقعا خداوند از درد از اونا از های از اونا به حساب خدا آگاه می شه و واقعا هر کسی که از کارگرانی که اجاره می کند یا که کارش آنجام می ده باید بیتر است که همطور که در ای آیه خاندیم پیش از ای که آفتا بروب کند بیتر است که پیسیش را برش بده در غیر از او واقعا خداوند صدای از اونا را می شنند و از نامیدی از اونا واقعا خداوند راضی نیست و خوش نمی باشه ما در فصل چهارم آیه آخر که آیه ابداون بود جاو جان که بنابراین کسی که بداند نیکی چیست و نیکی نکند گناه کرده و همطور ما در تصنیح خاندیم که کسی که مزد کارگر را نمی ده یا کسی که پیش از غروب یا فقیر را کمک نمی کند می گه در غیر آن ممکن است به حضور خداون از دست شما شکایت کند و گناهکار مصوب شد پس ندادن مزد یکی ظلم کردن همگونه هست و نباید کسایی که کارگر دارند یا کسایی که کار می کنند و مزدشان را برشان نمی ده نباید این کار را کنند چون گناهکار مصوب می شند در این هفته جاو جان من امروی یک خانم صحبت کردم که امروی ما به تماس است از طریق تلفون این خانم واقعا گیریه می کرد و می گفت که دو ماه است که شوارم یک جای کار می کرد به باعث آرشپاز و با وجوده که مایوب است مشکل دارد پشتش مرمی خورده بود و فکر کنم پایش فلج است ولی بخاطر که چقدر موتاج است مجبور بود که برای کار کنم و وقت که دو ماه کار کرد از آرز مصاحب کارش می گفت که امروز یا صبا مزدتم امروز و بلاخره بعد از دو ماه از کارم کشیدش و مزدشا نداد یه قدر زن گیریه کرد گفت من پنج تا اولاد دارم و اتا یک لغه من نان ندارم که به ای اولاداییم بتام ما چی کنیم پیشی که فریاد کنیم با که شکاید کنیم و همه تو که می بینیم کلام خدا میگه مگه ممکن است که شکاید کنند پس صدای از او را اینجا خانده میگه وقت که کارگرانی که مزاره شما را درو کردند شما آنها را مزدشا نداد داخته اید علاه شما فریاد می کنند و ناله دروگران به گوش خداوند لشکرهای آسمانی رسیده است خداوند ایچ ظلم را به جزا نمی مانند و چقدر مهم است که به اختارایی که کلام خدا به ما میده توجه داشته باشیم اگر لطف کنی جاوو جان از آیه دیگر را برا ما بخوانی متا فصل بیست از آیه اول تا آیه شانزده هم این قسمت من میخونم کلام خدا میگه میگه پاچایی آسمان مانند صاحب تاکستانی است که یک روز صبح وقت بیرون رفت تا مزدورانی برای کار در تاکستان خود بگیرد و بعد از آن آنها در باره مزد روزانه موافقت کردند آنها را به سر کار فرستاد ساعت نوی صبح باز بیرون رفت و کسان دیگر را دید که بیکار در بازار استاده بودند آنها گفت بروید و در تاکستان من کار کنید و من حق شما را به شما هوا هم داد و آنها هم رفتند در وقت چاشت و همچونین ساعت سی بعد از اور باز بیرون رفت و مانند دفعات پیش ادعی را بکار گرفت او یک ساعت پیش از غروب آفتاب باز بیرون رفت و دسته دیگر را که در آنجا استاده دید با خداوت و با آنها گفت آنها را تمام روز اینجا بیکار استاده اید آنها جواب دادند چون که هیچ کس به ما کار نداده است پس او با آنها گفت بروید و در تاکستان من کار کنید وقت غروب شد صاحب تاکستان به ناظره خود گفت مزدوران را صدا کن و مزد همه را بدی از کسانی که آخر آمدن شروع کن و آخر همه به کسانی که اول آمدند آنهایی که یک ساعت قبل از غروب شروع بکار کرده بودند پیش آمدند و هر یک مزد یک روز تمام را گرفتند وقت نوبت به کسانی رسید که اول آمده بودند آنها انتظار داشتند از دیگران بیشتر بگیرند اما با آنها به اندازه دیگران داده شد وقت مزدوران مزد خود را گرفتند شکایت کنند به صاحب تاکستان گفتند این کسانی که آخر همه آمدند فقط یک ساعت کار کردند و تو آنها را با ما که تمام روز در آشاب سوزان کارهای سنگین را تعمل کرده ایم در یک سطح قرار داده ای آن مالک را به یکی از آنها کرده گفت ای دوست من که به تو ظلم نکردم مگر تو قبول نکردی که با این مزد کار کنی پس مزد خود را بردار و برو من میخوام به نفر آخر به اندازه تو مزد بدم آیا حق ندارم که با پول خود متابقه خواهش خود عمل کنم چرا به صحابت من بدبینی میکنی به این ترتیب آخرین اولین و اولین آخرین هون شد آمین در اینجا در مورد چند نوا کارگراهای یا مزدورهایی که در تاکستان برای کار رفت صحبت میکنند صبح واحد گروپش رفت نو بجه رفت چاش رفتند و دیگر و یکی هم پیش از حروب آفتند و هر کدامش در شروع حقشا یا مزدشا گفت میزند و اونا قناعت میکنند و با اون مزد میرند کار کنند ولی میبینیم که در آخر ویدیو مزد میتر بعضی ها شکایت میکند و در اینجا به اون خاطر است که باید متوجیب باشید که ما خودت برتر از دیگران ندانیم خداوند است که ما را انتخاب می کنند خداوند است که با کار میگیرند و چیزی که با ما میتر باید کانی باشید همه تا بخطر از ایک رایگان است بخشش خودرایگان است ما باید یاد بگیریم به دیگران بخشیم امرای دیگران رفتار کنیم امرای دیگران رویار داشت باشیم امو محبت داشت باشیم و همه تا نسبت برکات خدا به دیگران میتر اصادت نکنه در این داستان دیدیم که اینو اصادت میکنند میگه شما به چیزی که با وعدادم چرا اصادت میکنید و این داستان یک زاوی درگاه داره جوا جان زاوی دیگه شیه است که باید به چیزی که به ما میتر قناهت کنید چون پول از او است اگر کم میتر زیاد میتر از شروع چیزی که اصاب کرده و گفته در مقا وقت و خود ما قبول کردیم نمیشه که هر روز مثلا بریم بگوییم که رئیس های پول ما رو زیاد کن بر ما زیادتر بتی چون اماقه پولی که داده باید قانی باشه درست است بسیاری وقتا از رئیس های یا مثلا ساحب کار هایی که ظالم هستند حق مردم ها میخورند ولی اگر مو شما در اول قناهت میکنیم در یک کاره و میگم که بلی مه میخوام که مثلا در روز اینقدر پیسه بر ات کار کنم بر یک ماه قرارداد میکنم یا بر یک روز قرارداد میکنم یا بر یک سال قرارداد میکنم خوب است که ما هم متوجه قول خود باشیم هر روز به حساب از این دستانی نبیاریم بر فلانی ماه زیاد میدی بر ماه چرا کم میدی دعوی کنیم و مشکلات ایجاد کنیم پس اینجا دستان در مورد مزدور های هست که کار میکنند و مزد که برشان داده میشه باید بگیرند و قناهت کنند چون مزد که خودشان قبول کردند بر اون مزد قبول کردند که کار کنند پس مهم است که اردو هم کسایی که کار میکنند اردو هم کسایی که کار گردارند اردو هم آدل باشند ظالم نباشند سر یکی دیگه ظلم نکنند این کلام است بر پیروای ایسای مسیح که در عدالت خدا زیست کنیم در برابری زیست کنیم به چیزی که داریم به چیزی که خدا ما حیا میکنه قانی باشیم و از خدا بخواییم بعض وقتا ایوز از این که ما چی خاندیم در فصل چارم خاندیم نزاها و مشکلات بینشان چقدر زیاد بود چون اینا اصادت میگردند از خدا نمیخواستند و به خاطر بدستداردن چیزای خواهشای نفسانی خواد آزر بودند که یکی دگر را بکشند و این درس هایی است که خداوند میگه که شما از ای باید یاد بگیدین و کلام خدا به این خاطر به ما داده شده که ما را رحبری کنه ما را رحنمایی کنه که مطابق خواست خدا زندگی کنیم کار درست نمی کنند یک وقت که ماجر بودیم در پاکستان به حساب کسایی که کار حدا سعی نمی کدند باز پاکستانی ها به محساب اردو می گفتند کامچور یعنی کار دزد یعنی در وقت کار سر کار حداستاد می شود ولی کار نمی کند مثلا اگر سر کمپیوتر ششت قرار فلم سعی می کند یا مثلا وقت که یک کار دگیر را می کند مثلا یک ساعت ما باشد که بروم بیرون مبرایه وقتهاده تیر می کند سگرت می زند یا مثلا میگه که بیادر باشد که من نماز بخانم مبرایه ناقی و دروح وقتهاده امو نماز هم طولانی می سازد که باشد کار نکند پس هم می تاند که صاحب کار اینجا کلام حدا ظالم باشد می تاند که ظالم باشد امو تا می تاند کارگر ظالم باشد پس ار کدام ما و شما که اگر می گیم پیروی ایسای مسیح هستیم تا صحب قانده به است SMS اگر ما صسلاین هدید اینا همیشه خب اگر شما کارirdi همیشه نادهد اتفاقه سنای ؎دا answer ما باید از زمین مزمین مزمین مزمین مزمین راوماورد راومورد راوماورد راوماورد راومورد راوماورد راوماورد راومورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد راوماورد رازمیده گومید گویر ، ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ech ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect eco eco ect ect ect ect ect ect ect ec ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect ect