26 minutes
Surrender, loved, disciple, God, a piece of bread, Judas, in charge of the bag of money, was the night, secret plan, close disciple, betrayal of disciple, betrayal, eleven disciples, light in our homeland, shine.
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی وقتی ایسا این را گفت روحن سخت پریشان شد و به طور آشکار فرمود به یقین بدانید که یکی از شما مرا تسلیم دشمنان خواهد کرد شاگردان با شک و تردید به یک دیگر می دیدن زیرا نمی دانستن این را در باره کدام یک از آنها می گوید یکی از شاگردان که ایسا او را دوست می داشت پهلوی او نشسته بود پس شمون پتروس با اشاره از او خواست از ایسا بپرست که او در باره کدام یک از آنها صحبت می کند بنابراین آن شاگرد به ایسا نزدیک تر شده از او پرسید این خداوان او کیست؟ ایسا جواب داد من این لقمه نان را در کاسه تر کرده به او می دهم او همان شخص هست پس وقتی لقمه نان را در کاسه تر کرد آن را به یهودا پستر شمون از خریوتی داد همین که یهودا لقمه را گرف شیطان در هست او در آمد ایسا به او گفت آن چرا می کنی زودتر بکن؟ ولی از کسان که سر دسترخان بودن هیچ کس نفهمید مقصد او از این سخن چی بود بعضی گمان کردن که چون یهودا مسئول کیسه پول بود ایسا به او می گوید که هرچی برای اید لازم دارن خریداری نماید و یا چیزی به فقرات بدهد همین که یهودا لقمه را گرفت بیرون رفت و شب بود دوستای عزیز سلام به شنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدید من میرویس هستم که در خدمت شما قرار دارم ما پیام هم به شما شنویندگان محترم سلام تقدیم می کنم از خدا من می خوایم که همیشه صحت و سلامت باشین ما و شما در شروع از فصل 13 انجیل یوهنا از آیت 21 تا 30 را شنیدیم دیگه قسمت ایسای مسی نقشه مخفی یهودا از غریوتی را افشا می کند یک دفع یک کشیش ادعا کرده به مردم گفت وقتی که قصاب گوزفنده را برای کشتن به کشتارگاه می بره گوزفنده با شکل غریزهی می فامند که کشتارگاه جای خراب است گوزفنده امکان داره که از بوی می فامند ویا شاید به کدام شکل دگه احساس می کنند که با خطر روبرو هستند وقتی که لاری پر از گوزفنده پیش روی کشتارگاه اشتاده می شه و قصاب تختر پایین کش می کند کشت سر لاری می ماند که گوزفنده از لاری پایین شوند اما گوزفنده از پایین شدن انکار کرده مقامت می کند که پایین نشوند اما یک قصاب ای ادعای کشیش رحت کرده به مردم گفت که ای گبه کشیش دادرست است او مردم خاص تا به اونا نشان بده که گوزفنده ای هیچ نمی فامند که اونا برای کشتن به کشتارگاه میرند و به خواست خود پیش روی کشتارگاه از لاری پایین می شند قصاب وقتی که تختی پایین شدنه در پشت سر لاری ماند کم سبزه را در دست خود کرد و به یک گوزفند داخل لاری که برش نزدیک بود نشان داد گوزفند با خوشی بخاطر سبزه بروی تخت از لاری پایین شد گوزفندهای دگه هم که ای گوزفنده دیدن دگه هم ازو تقلید کده به تحقیب او از لاری پایین شدن قصاب چه کار معیرانه کده پیام صاحب گوزفند ها عادت عجیبی دارند وقتی که یک اونا به طرف مثال خود را در چا پرده دگه هم در پشت سر او خود را در چا مندازند کارگره ها ای کشتارگاه ای گوزفنده که به خاطر سبزه دگه ها را به طرف مرک رهنمایی کده روبرو می سازه به نام یهود ها یاد می کنند دوست های مهربان حالی یک ایلان را می شنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما خاضر می شیم لطفا ما را تا آخری صحبت همراهی کنیم موسیقی شنونده عزیز به بررامه خود ادامه می دیم در این قسمت انجیل که ما و شما در شروع شنیدیم دو شاگرد ایسای مسید دپالوی هم در موقعیت های متزاد تهم قرار داشتند یکی از این شاگرده که ایسا او را دوست می داشت کسیست که هنوز اکثرن فکر می کنند که خود یوحنا نویسنده ای انجیل یوحنا هست در تصویر هایی که از این سحنه شام آخر ایسای مسید و شاگرده وجود داره جوانکی در بین شاگرده به نظر می رسه و این جوانک ممکن است که یوحنا باشه چون یوحنا در بین همه شاگرده جوانترین اونا بود اگر این یوحنا یوحنا پسر زبدی باشه او از طرف مادر خیشای ایسای مسی هم بود به احتمال زیاد او تا هنوز 20 ساله هم نشده بود او در تمام طول زندگی خود بالا به طرف چشمای ایسای مسی دیده بود یوحنا چون از ایسای مسی خردتر بود با خوشی و اعتماد کامل در پشت او راه رفته بود ما گفتم می تانیم که ایسای مسی هم به او دلچسپی و شفقت خاص داشت و در برابر او بسیار نرم و مهربان هم بود دیگرها از پر خرد ایسای مسی در برابر او حسادت نمیکدن چون او نسبت به همه جوانت بود و او را به حیث رقیب بلفال خود هم حساب نمیکدن ای رابطه نزدیکی که یوحنا با ایسای مسی داشت او را قادر ساخته بود سوالای که دگرها نمی تانستن از ایسای مسی بپرسن او می تانست بدون کدام مشکلی از ایسای مسی سوال کنه مردم در اید فسح بالای توشک های نرم و بدور یک دسترخان ششته شام اید فسح را تجلیل میکدن ای نشانی و سمبول آزادی اونا بود که به قربانی اید فسح آزاد شده بودن همچنان دو وقت مردم آزاد برای غذا خوردن بدور دسترخان می نشستن اما غلاما یا برای خدمت استاده می بودن و یا دور نشسته می بودن شاگردی که ایسا او را دوست می داشت کاملا پحلوی ایسای مسی و چسبیده با او نشسته بود او ایقدر نزدیک ایسای مسی نشسته بود که می تانست در گوش ایسای مسی چیزی بگوید و چیزی که ایسای مسی در گوش او می گفت بشنود ای واقعا یک تصویر کشیه بسیار فوقراده دوستی و رفاقت بسیار نزدیک در تمام عدبیات مسیه است فوقرادگی ای تصویر در ای هم است که ای دوستی و رفاقت نزدیک بین ایسای مسی و یک شاگردش کاملا نزدیک به تصویر خیانت بزرگ یک شاگرد دیگر قرار داره بعد از سحنه فوقراده شستن پاهای شاگرده جمله هیرت آوره از زبان ایسای مسی خارش چد که فرمود یکی از شاگرده به او خیانت میکنه همه حاضرین هیچ نفامیدن که مقصد او از ای شاگرد کی است و در مورد کدام یکی اونا ای گره میزنه نقاشی های قرون وستایی که از ای سحنه وجود داره یهودار بشکلی به تصویر کشیده که از دور معلوم میشه که او یک خیان است اما ای قسم برداشت نادرست است در ای نقاشی ها از روی لباس و حرکات او و کیسی پول که پیش است واضحی معلوم میشه که او یک شخص خیان است در حاله که از روی حقیقت انجیل یازده شاگرد دیگر هیچ نفامیدن که یهودار خیان است و یا خیانت میکنه یهودار بشکلی ساده در جمله یازده شاگرد دیگر یک شاگرد بود ایسای مسی وقتی که پاهای شاگردار شست پاهای یهودار هم شست این موضوع هم عرضش خوب فکر کدن داره حتی وقتی ایسای مسی در رمز راست چیزی به یهودار گفت و او بیرون رفت شاگردار دیگر هیچ نفامیدن که چی گفت است وقتی که یهودار بیرون رفت شاگردار دیگر فکر کدن او برای انجام دادن کدام حدایت معمول بیرون رفت نه کدام چیز دیگر ترکدن لغمه در کاسه و دادن او را به کسی که او را نوشجان کنه به معنی اظهار رفاقت و دوستی خاص بود همچنان این نشانه بود که ایسای مسی به شاگردار دوست داشتنی خود نشان داد که این کار یهودار نه تنها نادرست است بلکه چقدر نتیجه وسیع و عمیب در قبال خود دارد این کار یهودار واقعا خیانت به اطمات و رفاقت کامل است شنوند های کرامی بیاین با هم حال یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود به پرنامه خود ادامه میدیم لطفا ما را تا آخر صحبت امروز امرایی کنین موسیقی موسیقی موسیقی حاللویه جلال به نام خدا موسیقی موسیقی موسیقی حاللویه جلال به نام خدا حاللویه جلال به نام خدا موسیقی از بهر من مسلوب شدی چون خطاکار مسلوب شدی در قلب من محبوب شدی بر سلیبت نگاه من از بهر من مسلوب شدی چون خطاکار مسلوب شدی در قلب من محبوب شدی بر سلیبت نگاه من حاللویه جلال به نام خدا حاللویه جلال به نام خدا موسیقی حاللویه حاللویه حاللویه جلال به نام خدا حاللویه جلال به نام خدا حاللویه جلال به نام خدا جلال به نام خدا جلال به نام خدا جلال به نام خدا جلال به نام خدا آخر آیه سی ای قسمت یکی از شهکارهای یوهنا به حیث یک قصه گوه بی نظیر است. یوهنا نخواسته که در یک جمله یک دنیا گب و مفهوم را خلاصه کنه همین که یهودا لغمه را گرفت بیرون رفت و شب بود. دروازه به طرف شب تاریک با تمام وسعت و طول و عرض خود باز بود و یهودا در آن داخل شده گم شد. در وسط این تصویر ما ایسای مسیحی را می بینیم که توسط محبت از یک طرف و خیانت از طرف دیگه شالوار است. ممکنه از کار و خدمت مسیحی همیشه ای طور است. امکان داره که این هر دو یعنی محبت از یک طرف و خیانت از طرف دیگه در این زندگی دنیای ما پهلو به پهلو هم به پیش میرن. سمیمیت بی نظیر بادر درنجی که مثل خنجر در پشت سر ما گرفتن. ای طور معلوم میشه که ایسای مسیحی به این متاحت بود که به همه یعنی هم به روی دوست و هم به روی دشمن باز باشه. امکان داره که هم بر عین کار دهوت و یا خواسته شده باشیم. دوستهای محرمان حال یک ایلان را می شنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. لطفاً ما را تا آخر این صحبت همراهی کنید. دلیل شما به بایدishes کا می بینید. شنانده های عزیز به برامه خود ادامه می تیم. وقتی که به ای حالت ربرو می شیم برای آرامش می تانیم به فرموده های ایسای مسیحی به یهودا تقت کنیم. ایسای مسیحی به یهودا گفت آن چرا می کنی زودتر بکن. ایسای مسیحی می دانست که درد و رنج در انتظار او است. او نخواست که زیادتر برای رسیدن به ای درد و رنج انتظار بکشه. به این ساعت رسیدم. در این قسمت دواهیت 21 می بینیم که ایسای مسیح روحن پریشان شد. اگر شما شنویندی عزیز شخصی باشین که محبت سخوات مندانه دارین و شخصی باشین که برای برقرار کردن رابطه عمیق رفیقانه و دوستانه کاملاً باز باشین این قسمت زخم عمیق را که ایسای مسیح به او روبرو شد صرف دوستهای بسیار نزدیک می تانن به آدم وارد کنن. اما یوهناد در این حال که دباره داخل شدن شیطان دهست یهودا توزیحات می تا ای را می فهمه که با وجود نقشه های شیطانی نروه های تاریکی همه چیز زیر کانترول خدا قرار داشت و برای محبت، خیریت و آزادی برای انسان در مجموع بکار می گرفت. نور در تاریکی می درخشد و تاریکی هرگز برای آن پیروز نخواهد شد. دعا میکنیم که این نور در تاریکی های وطن ما هم بدرخشد. آمین شنونده عزیز برنامه های این نوبت ما در اینجا به پایان می رسه تا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان. در اینجا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان. در اینجا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان. در اینجا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان. در اینجا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان. در اینجا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان. در اینجا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان. در اینجا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان. در اینجا برنامه دیگه خدا یارو نگه داردان.