The Third Part of Jesus Christ Film

  29 minutes

  6 June 2024

The transformation of the face and body of Jesus Christ was a proof that Christ is the Son of God. This was later confirmed by God himself who spoke from the cloud: "This is my beloved son... listen to him!". From this moment on, the disciples should no longer have doubts about the true identity of Jesus, but should listen to him!

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی شناندگان عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح رای موجه کوتای 31 متر بند پخش میگردد به شنیدن داستان ایسا خوش آمدید در این داستان در مورد مرد صحبت می شود که زندگی و تعالیمش در جریان تاریخ تأثیر به سزای وارد نموده است داستان ایسا در چهار کتاب که بنام انجیل یاد می گردند سپ نوشد داکتر بنام لوقا که در زمان ایسا زندگی می کرد یکی از این کتابها را نوشد لوقا با دقیقه کامل مطابق روایات شاهدان اینی به صبت وقایی پرداخت در اینجا جهت آگاهی بیشتر شما از گفتار و کردار ایسا گزارش لوقا تقدیم می گردد تایی دو هزار سال گذاشته زندگی و تعالیم او در سر تا سر جهان مصیر زندگی مردم را تغییر داده و میلیونها انسان خود را وقف پیروی از او کردند تا اکنون در مورد ایسا چی آموختیم؟ هر باره که او را ملاقات می کنیم یک چیز فوق قلاده روخ می دهد می دانیم او آموزگاره است که بیانات و قصه هایش به هرکس ارتباط می گرفت تا به امروز نیست کلام او با هرکس حرف می زند می دانیم کارهای حیرت انگیز او را هیچ کسی قبل از او و تا به حال انجام نداده است علاوه بران ایسا اعلام داشت کم تر کسی باور خواهد کرد که او برگذیده ای خدا است و پیروانش را از داوری نجات خواهد داد تا اوره که قبلن شنیدیم ایسا قدرت داشت که توفانها را آرام مریضان را شفا و زندانیان ارواه ناپاک را آزاد سازد بر علاوه تعالیمات ایسانی سخیقتن همه را متحیر ساخت مردم قبلن هرگز چون این سخنان را از کسی نشنیده بودند آنها آمیدوار شدند که بلاخره برگذیده ای خدا آمد لطفاً به بخش ثوهم داستان ایسا گوشدهید روزی بعد از زهر ایسا آنها را به تپهی در کوه هرمون برد در سردی شام تابستان او سه نفر از شاگردان خود فترس یعقوب و یوهنا را انتخاب کرد تا برای عبادت با او به کوه بروند هر سه شاگرد به خواب رفتند اما ایسا به دعا مصروف بود روی او مانند آفتاب تابان و لباسش از سفیدی میدرخشید شاگردان از خواب بیدار شدند تا دو پیغمبر پیشین یعنی موسیٰ و ایلیاس را که با ایسا حرف میزدن ایسا را به خواب رفتند ایسا را به خواب رفتند ایسا را به خواب رفتند تا دو پیغمبر پیشین یعنی موسیٰ و ایلیاس را که با ایسا حرف میزدن ببینند وقت پیغمبران رفتند پتریس گفت اما در این وقت عبر بزرگ بروشند بالای کو را پوشان شاگردان در حال که ترسیده بودند از میان عبرها آواز را شنیدند که میگفت این از پسر من که آن را برگزیدم به اون گوش دارید بعد از این حادثه عجیب ایسا همراه با پتریس یعقوب و یوهنا نزده سایر شاگردان برگشت مردم زیاده به دور مرده که گرفتار ارواح ناپاک بود جمع شده بودند از شما خواهیش میکنم به پسر یک آنم را کمک کنین از شاگردان شما خواستم اونا نتانستن یک کمک کنین ای مردم به ایمان کم را تا که با شما باشم و تحمل کنم ته سرعت را بیشتر کنیم اوه، این یک موجیزه است یک روز وقت ایسا با شاگردانش از یک ده بدی دیگر میرفتند مرد نزده آنها آمده به ایسا گفت هر جه که میریم من همراهت میرم اما اجازه بتو بروم از فامی را خرخست بگیرم هرکی در وقت قلبه با پشت خود نگاه کند لایق دولت خدا نیست هرکی از من پیروی میکند باید از خود گذشته و با سلیب خیش اقب من بیاید هرکی خود را حفظ کنید هرکی خود را حفظ کند جانش را میبازد اما هرکی برای من خود را فدا کند آن را حفظ خواهد کرد بعد استعاوردن جهان به قیمت جان چی فایده دارد هرکی از من و سخنان منار دارد پسر انسان نیست وقت باجلال خود و باجلال پدر و فرشتگان بیاید از اوار خواهد داشت روز یک رهبر مذهبی که میان مردم نشسته بود او از روی امتحان از ایسا سوال کرد استاد، انسان چطور میدانه زندگی عبدی داشته باشه؟ کلام خدا را چطور تفسیر میکنید؟ با تمام دل، با تمام جان، با تمام قدرت و تمام زین خود خداون خدای خود را دوست بدار و امساییت را مانند خود محبت نما درست است، با این کار حیات میابید رهبر مذهبی میدانست که ایسا پاسخ درست داده است ولی میخواست خود را حق بجانب جلوه دهد امسایی میکیست؟ یه ازکره را خب فکر نکنم که باشه و قیصر چطور؟ ایسا میدانست که شنویندگان سامری ها را دوست ندارن بنابراین با انها قصه را حکایت نمود شنویندگان به سادگی منظری را در نظر خود مجسم نمودن یعنی راه خلوتی را که از ارشلم به عریها امتداد داشت مردی از ارشلم به شهر عریها میرفت توسط دزدان لطکوب گردیدم به رهنه و نیم جان گردی اتفاقا کاهنی از آن را گذاشت وقتی آن مرد را دید راه خود راز و چپ نمود بعدا خادم کاهن به آن مرد لسید وقتی او را دید او نیز از طرف دیگر عبر کرد پس از آن مرد را دید او نیز از طرف دیگر عبر کرد پس از آن مسافر بیگانه از قوم سامیری به آن جا رسید وقتی او را دید دلش به حال او سخت سامیری را؟ شما حتما مذاق میکردید چرا مثل او کافر را یک یعودی کمک کنه؟ مسافر نزده او رفت زخمهایش را شاست روغن مالی دوبسته کرد بعد بالای مرکب خود او را به کاروانسرها برده پرستاری کرد روز دیگر دو درهم به صاحب کاروانسرهایی داده گفت از او پرستاری کن اگر بیشتر خرد شد وقتی برگرده هم به تو میده هم کدام یک از این سی نفر همصاحب مردیست که به دست دزدان افتاد؟ کسی که به او میروان بود ایسا برایش گفت برو مثل او رفتار کن روز شاگردانش با درخواست مهم نزد او آمدند دعا کنید بهتی فقط مثل که یه یا یاد داد دعا کنید هی پدر آسمانی ما نامت مقدس باد دولت تو بیاید اراده تو در زمین نیز اجرا شود نان روزانه ما را بده نامت مقدس باد نامت مقدس باد نان روزانه ما را بده خطایا ما را ببخش چنان که آنانی را که بما خطا کردند میبخشیم ما را از وسوسه نگه دار و از شریر رهایی ده وقت شاگردان با ایسا یک جا از یک ته بدی دیگر میرفتند او معمولا با آنها در مورد عبادت و دعا تعلیم میداد بخواهید به شما داده خواهد شد بجوهید پیدا خواهید کرد بکوبه دروازه باز خواهد شد هرکه بخواهد به دست میاورد جوینده یا بنده هست هرکه بکوبه دروازه باز میشود منظور شما چیست؟ آیا کدام پدر برای پسر خود و عوض ماهی مار و عوض تخم گشتم خواهد داد خطاکاران هم چیزهای خوب با اولاد خش میدهند اما پدر آسمانی روح القاتر چقدر بیشتر به کسانی که از او بخواهد عطا خواهد کرد خوشا به حال او مادر که ترم به دنیا ورد خوشا به حال کسی که کلام خدا را میشند بطاعت میکند ایسا و شاگردانش جهت اشتراک در روز مقدس هفته که بنام سبت یاد میشد به عبادتگاه های محلی میرفتند معمولا استاد مهمان به سخنرانی دعوت میشد امروز استاد نزد ما آمده هست بیاید به ایسای ناصری گوشته ایم وقتی ایسا استاد تا سخنرانی کند زن پشت خمیدهی را دید که میان مردم نشسته هست ایسا او را صدا زد تا نزدش بیاید او را لمس کرده گفت ای زن از بیماری شفای آفتی در حال که تمام جمعیت می دید زن راست استاده شد و به صناع خدا پرداخت شکر شکر خدایم همه چیزای سامن پر بودم خدا نگاهید کنم بی بی شفای آفت بی بی جز رهبران مذهبی همه از دیدن این حالسه شاد مون شدن رهبر بزرگ مذهبی از کرسیش برخواست تا ایسا را تنبه کند در هفته شش روز باید کار کرد در اون روز ها بره علاج بیاین نه در روز های شنبه خیلی آکاران آیا کسی از شما در روز شنبه گو و یا علاج خود را برای آب دادن نمی برد؟ پس چی عیب دارد اگر این اولاده ای ابراهیم بعد از هجده سال در روز شنبه از بند شیطان رهایی یابد این رهبر بزرگ و سایر رهبران مذهبی شرمنده شدن اما مردم خدا را حمد و سلام میگفتند مردم با اشتیاق به حرفاش گوش می دادند با وجود که سخنانش را کاملا درد نمی کردند دولت خدا مانند چیست؟ می فهمید؟ مانند دانه یوری است که شخص آن را در باغ خود می کارد دانه اراشد می کند دره اخت می شود و پرندگان در آن آشیا نمی سازند نمی فهم راجعه به چی گرم می زند با آن که حرف های عیسا متوجه کلانسالان بود رفتار ملاهم او اطفال را جلب می نمود تا با او گوش دهند عیسا به شاگردان گفت از وسوسه گریزه نیست اما وای به حال وسوسه کننده کسی که سبب گمراهی دیگران می گردد بهتر از سنگ آشیا به گردنش آوی ایخته شده و به دریا انداخته شود ایمان ما را زیاد کن اگر به اندازه دانه یوری ایمان می داشتید می توانستید به درخت بگویید کنده شده به دریا شده شود و می دیدید درخت تا ارد می کرد ای دولت خدا را که وعده می تی کجا است؟ دولت خدا دیده شده نمی تواند کسی نمی گوید ببین در این جای آدرانجاست زیرا دولت خدا بین شماست زمان شما ارزوی دیدن دوره پسر انسان را خواهید داشت اما نخواهید دید پسر انسان در روز خود مانند برق که سر تاثر آسمان می درخشد خواهد درخشید اما اولا او باید زجر کشیده تا وسط مردم رد شود گرچه رحبران مذهبی اغلبا می رنجیدن ایسا در تعالیم خود اکثرا مثال های ذکر می کرد که متوجه کسانی بود که خود را خوب و بی عایب فکر کرده و بالاتر از دیگران می دانستند دو نفر برای دعا به خانه خدا رفتند یکی رحبر مذهبی بود دیگر جزیگیر رحبر مذهبی جدا استاده شده دعا کرد ای خدا شکر میکنم که مانند دیگران هریز خاین و زناکار نیستم و شکر میکنم مثل این جزیگیر نیستم صدایش مثل یک فریسی است زکات می دهم و هفته دو بار روزمی گیرم اما جزیگیر دور استاده به طرف پاین نگاه می کرد و به سینه خود زده می گفت خدا بر من گناکار رحم کن رای راست و مانشان بتی پس می دانید چی شد؟ آنج از جزیگیر بخشیده شد نه آن رحبر کسی که خود را بزرگ سازد خار می شود و هر که خود را خرد بسازد سرفراز می شود ایسا اطفال را بسیار دوست داشت بعضی اوقات شاگردانش می کشیدن اطفال را از او دور کنند ولی ایسا با مهربانی آنها را در آغوش می کشید و شاگردانش را به نمونه رفتار خود تحریم می داد بگذارید کودکانتان پیش من بیاید مانه نشوید زیرا دولت خدا از آنها است و به اقیم بدانید اگر کسی دولت خدا را مثل یک کودک نفذیرد هیچ وقت واردان نخواهد شد هر کین کودک را به نامن قبول کند مرا قبول کرده و هر که مرا قبول کند سیرا کوچکترین شما و زدکترین شما است یک روز ساب وقتی ایسا و پیروانش می خواستند جای بروند مرد سروتمندی از اقبشان دویده در حضور ایسا زانو زد او می خواست بداند که بعد از مرگ خود چگونه می تواند با خدا زندگی عبدی داشته باشد استاد نیکو چطور حیات عبدی را به دست آوردن می تانیم؟ مرا نیکو می گویی؟ هیچ کس جز خدا نیکو نیست احکام را می دانی زنا مکن قتل مکن شهادت نادرست مده پدر و مادرت را احترام کن من از اون وقت جوانی همه احکام را بجا بردیم یک کار دیگری هم باید بکنی آنچه داری فروختا و بین فقرات اقسیم کن که گنج آسمانی خواهی داشت و از من پیروی کن مرد سروعتمند سر خود را پایین انداخته و غمگین از آن جارفت وقت او دور شد ایسا به شاگردان خود گفت چقدر مشکل است ورود توانگران به دولت خدا کذاشتن شطر از سوراخ سوزن آسان تر است از داخل شدن توانگره به دولت خدا پس که نجات می آفا؟ آنچه ناممکن به انسان برای خدا ممکنه ایسا به خاطر تعالیم بیمانندش در مورد خدا و مهربانی او باراندشدگان جامعه و هر جایی که می رفت تعداد زیاد مردم دورش جمع می شدند روز ایسا به شهر کوچک نزدیک می شد که یک گدای نابینا کنار راه نشسته بود آی چی شده؟ اینجا چی بگذره؟ ایسا ناسری از اینجا ترمی شد ایسا ایسا ایسا سرم رحم کن سرم رحم کن ایسا استاد و فرمود او را نزدش بیاورند وقتی او نزدیک شد ایسا از او پرسید چه می خواهی برای تو بکنم؟ می خواهم بینا شوم بینا شو ایمانت دارا شفا داد من می بینم من دیده می تانم من بینا شدم من دیده می تانم ماجزه ایراکی ایسا انجام داد تا اید بکرد که او پسر خدا است پیروان نزدیکش او را به حیث مسیح برگذیده خدا تشخیص دادند ایسا از شهر عریها اوبور کرد تا به ورشلم جهت تجلیل اید فسح برود در هر جا با تعداد زیاد مردم روبروم شد که از وی می پرسیدن چگونه می توانند بخشیده شوند تا در ملکوت خدا شامل گردند ای شخص واقعا پیغمبر است خدایا مرا نجات بده خداوندان نجات بده باجگیر سروتمند ولی خیانتکار بنام زکی در عریها زندگی می کرد او با اشتیاق می خواست ایسا را ببیند ولی چون قده کوتا داشت نمی توانست میان بیروبار مردم در روی جاده او را ببیند بنان به درخت بزرگ بالا شد او یک جدگیر است ایسا زیر درخت استاد و بالا نگاه کرد زکی پاین شد امروز باید در خانه تو باشیم به خانه ما؟ کی به خانه ما میره؟ زکی ایسا را چی می شناسه؟ زکی با خوشحالی زیاد از درخت پاین شد و ایسا را به خانه خود دوت کرد ولی جمعیت مردم حیران شدند باجگیران به غارت مردم خیش مشهور بودند هیچ رهبر مذهبی دیگری با چونین نمایندگان منفوری حکومت روم ملاقات نمیکن پس شفقت ایسا بالا زکی تاثیر بزرگ به جا گذاشت گوش کنین نصف از مال من به فقیران میتوم اگر چیزی را از کس ناحق گرفته باشم چار برابرش پس میتوم باور نمیکنم پوچه تو پس میتوم هیچ امکان ندارم امروز نجات به این خان آمده چون پسر انسان آمده از تا گمشده را پیدا کرده او را نجات بده ما در تعلیمات ایسا درس های مهم را شنیدیم نخست از همه داستان سامری به ما میابوزند مهم نیست که جلد شخص یا به کدام زبان حرف میزند به کدام خانواده یا قبیله تعلق دارد در نظر خدا ما همه همسایه هستیم و مسئولیت داریم تا محبت خداوندی را به هم دیگر نشاندهیم در این برنامه شنیدید که ایسا در مورد ایمان و ضرورت توکل به خدا صحبت کد ایسا چشمهای مرد نابینا را بخاطر ایمان و شفا بخشید در برنامه های قبلی شما همچنان ایسا به قدرت بزرگ ایسا آمختید توره که در آرام ساختن توفان دریای جلیل مشاهده کردیم ایسا بالای طبیعت نیست قدرت داشت ایسا بالای ارواه ناپاک نیست قدرت داشت و آن را زمان نشانداد که به ارواه ناپاک حکم کرد تا از مرد خارج شده و در رمعی خوکها داخل شوند ایسا بالای مرد قدرت داشت آن را زمان ثابت نمود که دختر کوچکی را ایسا با این کلام، امل و موجزات خود ثابت کرد که حقیقتاً پسر خدا و نجاتدهنده جهان است ایسا گافت هرگاه او را به حیث نجاتدهنده خود خبول کنیم گناهان ما را می بخشد کسانه که به او ایمان می آورند بخشیده می شوند اگر می خواهید بخشایش ایسا را بلستارید همین حالا به او بگویید با اصحار ایمان به او در دعاهایتان اگر می خواهید بخشیدید می توانید با من یک جا خاموشانه یا به آواز بلند چونین دعا کنید ما خاندن دعای را به شما پیشنهاد می کنیم من این دعا را به استگیه می خوانم شما می توانید با من آن را به آواز بلند و یا خاموشانه بخوانید ایسا خداوند، من به تو محتاجم تقاظا می کنم گناهان مرا ببخش من به تو ایمان دارم به حیث نجات دهنده و خداوندم می پذیرم اراده زندگیم را به دست خود بگیر از من شخص بساز که مورد پسند تو باشد آمین هرگاهی سایی مسیر را به حیث نجات دهنده ایتان بپذیرید یقین داشته باشید که او همین حالا با شماست و بدانید که گناهانتان بخشیده و بعد از مرگ با خدا زندگی عبدی خواهید داشت می توانید با دعاهای روزانه ایتان را به طیخ ایش را با ایسای مسیر گسترش و تحکیم بخشید کلام او را بخانید احکام او را اطاعت کنید با پیروان او ملاقات کنید بعد این وسیله می توانید ایمان و دانش ایتان را درباره ایسا افضایش دهید لطفا با برنامه بعدی داستان ایسا گوش دهید شما خواهید شنید که چگونه رهبران مذهبی از شهرت روز افزون ایسا داچار حیرت گردیدند شما خواهید شنید که چگونه رهبران مذهبیeba دسی سه ایسا را دستگیر کردند شما خواهید شنید که چگونه رهبران مذهبیeba دسی سه ایسا را دستگیر کردند به زنتو به ظان داستان گانند شما خواهید شنید که چگونه رهبران مذهبیeba دسی سه ایسا را دستگیر کردند شما خواهید شنید که چگونه رهبران مذهبیeba دسی سه ایسا را دستگیر کردند شنونده عزیز آن توجه شما را به شنیدن یک سرود روحانی جلب می کنیم اوید دارند شما خواهید شنید که گل خنده و بستان و بیابان امید دارند گل خنده بستان و بیابان امید دارم سه پشته هبره تیره درخشد هر کجا خواهید بابان امید دارم امید دارم امید دارم امید دارم امید دارم امید دارم امید دارم امید دارم امید دارم امید دارم خدا بنداه در تو توقلی دارم و امیدند به توست تو فناخه های امن برای من هستی پس چرا به ترسم حقیقت تو مهای امید من هست بطور امیدری به آن را محکم نگه می دارم زیرا تو به وعده هایی که داده ای وخا می کنی وقت توفانها و مشکلات بیایم به وعده های تو امید دارم و می دانم که برای نجات من می آیی امید دارم نوای چنگ و رابا بگو شاید کنار شر شریا امید دارم که بعد از دنیای فانی جان من با خدای آبت آرامی امید دارم که بازای فهاران سدود خانان روهم در جمعیاران امیدت بر خدا باشد و تندار بیزمه کم و کلمه ش نگه دار امید دارم موسیقی چشم و امیدم به سوی توست پس بر من رهن کند و من تو را بیشتر از پیش صدایش خواهم کرد و تو امید دارم زیرا محبت و نیکوی تو را چشیدم پس نگذار وقت دوپانها می آید پاهایم بلخزد مرا در دستان خود نگهدار و کمکم کن زیرا چشم و امیدم به توست دوستانه عزیز امیدوارم که از شنیدن این قسمت داستان زندگی ایسای مسی لذت برده باشد شما می توانید فردا صبح قسمت دیگر داستان زندگی ایسای مسی را روی همین موج ساعت هفته صبح بشنوید PYM JBZ