29 minutes
17 June 2024
The greatest miracle happened in the resurrection of Jesus Christ. Jesus defeated death and there was no doubt that He was who He claimed to be. He had a divinity who took human form to sacrifice his pure life for the sins of the world. Jesus said that if we accept him as our saviour, he will forgive our sins. Those who believe in him will be forgiven.
Transcribed by AI
راڈیو صدای زندگی شناندگان عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح رای موجه کوتای 31 متر بند پخش میگردد به شنیدن داستان ایسا خوش آمدید در این داستان در مورد مرد صحبت می شود که زندگی و تعالیمش در جریان تاریخ تأثیر به سزای وارد نموده است داستان ایسا در چهار کتاب که بنام انجیل یاد می گردند سپ می باشد داکتر بنام لوقا که در زمان ایسا زندگی می کرد یکی از این کتابها را نوشد لوقا با دقت کامل مطابق روایات شاهدان اینی به سپت واقعی پرداخت در اینجا جهت آگاهی بیشتر شما از گفتار و کردار ایسا گزارش لوقا تقدیم می گردد تا ای دو هزار سال گذاشته زندگی و تعالیم او در سر تا سر جهان مسیر زندگی مردم را تغییر داده و ملیون ها انسان خود را وقف پیروی از او کردند برای این که بدانیم چرا زندگی ایسا بسیار مهم بود باید به آغاز تاریخ بشر مراجعه کنیم خدا اول دنیا بعد انسان را خواه کرد تا در آن زندگی کند دو انسان اولی آدم و هوا بودند خدا آنها را به صورت خود ساخت کامل و بدون گناه اما آنها توسط شیطان وسوسه شده در مقابل خدا نافرمونی کردند گناه در وجود آنها راه یافت زندگی گناه آلود آدم و هوا به نسل های بعدی نیز انتقال یافت چون عدل خدا گناه را نمی پذیرد نافرمونی آنها باعث رنجش خدا گردید ابراهیم که از نسل آدم و هوا بود مورد لطف خدا قرار گرفت خدا به ابراهیم و سارا وعدکد که از طریق نسل پسر آنها اصحاق تمام مردم دنیا برکت خواهند یافت خدا با انبیاء در قدیم متکلم شد آنها در طول قرنها به مردم گفتند برای آمدن مسیح یا نجات دهنده آماده باشند که مردم را از مجازات گناه رحایی خواهد بخشید وقت زمان معین فرا رسید خدا ایسا را فرستاد تا در سرزمینی که امروز به نام اسرائیل یاد می گرده تولد یافت زندگی کند در برنامه های گذشته در باره تولد موجز آمیز ایسا که توسط فرشت اعلام و بواسطه پیغمبران پیشگوی گردید بود شنیدید ایسا با صلاحیت تام در باره ملکوت خدا تعلیم داد بعض مردم را اصلاح و برخی را براشفته ساخت ولی به همه آنها تحصیر می گذاشت او قدرت خود را بالای ارواح پلیت و طبیعت نشان داده موجزهای زیاده را انجام داد دلسوزی او به مردم آشکار بود زیرا مریضان زیاده را شفا داد و به زندگی شان آرامش بخشید در برنامه قبلی داستان ایسا شنیدید که مامورین دولت ایسا را دستگیر کرده به محاکمه کشاندند با ما بگو آیا تو مسیح استی؟ اگر بگویم باور نمی کنید اگر از شما سوال کنم جواب نمی دهید اما بعد از این پسر انسان طرف راست خدای قادر خواهد نشست در این صورت پسر خدا استی؟ تو گفتی که هستم بسیاری از شاگردان ایسا مخفی شدند پتراس از دور او را زیر نظر داشت اما از ترس رحبران مذهبی ایسا را انکار کرد اکنون گوش دهید به آخرین قسمت جالب داستان ایسا صبح وقت یک تیداد سربازان از طریق راه های باری که ورشلم شخص تنها را تیلکنان به قامتگاه پلاتوس والی رومی یهودیه می بردند پلاتوس به خاطر اعدام هزاران نفر شهرت داشت در این وقت صبح شما اینجا چی می خواهید؟ ما این مرد گمراه کننده را آوردیم او در خانه خدا نارامی را پاک کرده محکوم کنیدش مامورین رومی تا که نظم جامعه برهم نمی خورد به مباحثات مذهبی کمتر توجوه می کردند هیچ دلیل من به محکومیت این مرد نمی بینم پیش ما مجزم هست به مردم میگه به امپراتور مولانتین ادامه کنه مسیز میگه پاچا هست این اتحام توجوه پلاتوس را به خود جلب کرد زیرا باعث خطر به مقام خود اونیز بود پاچا؟ آیا تو پاچای یهود هستی؟ تو میگی که هستم او از جلیل شروع کرده و الان به اینجا رسیده از جلیل؟ آیا این مرد از جلیل هست؟ پس در این صورت پیش هیرودیس ببینش او هنوز در روش چلیم هست ببینش پیشو با چشم صاحب مخالفین ایسا او را به قصر هیرودیس بردن هیرودیس از دیدن او زیاد خوش شد بگو خودت چی فکر میکنی؟ شاگردهای خود را برای ما معرفی کن شنیدم که موجزات هم نشان میدی بمام نشان بتی ایسا هیچ چیزی نگرد ولی رهبران مذهبی مامورین و کاهنان خاموش مانده نتونستند هزرتا تمام مردم را گمراه کردن این مرد خود را پادشا میگن یادن؟ پادشا؟ هیرودیس به ایسا بهرمتی کرده او را مذخرن امود و چفن سرخرنگی را به او پوشانید حالا هزرتا خوب بزنینش پس به پیلات ببرش درست کنید بعد از مدت ایسا سربازان و رهبران مذهبی به قصر پیلاتوس برگشتند مردم زیادی به شمول نظامی ها درانجا جمع شده در مقابل مقام عدارت او استاده بودند پیلاتوس تا آن وقت نیز نمیخواست ایسا را محکوم نماید این مرد کار لائق اعدام نکرده پس از شلاق زدن ازادش کنین در اثر فشار رهبران مذهبی مردم پیشنهادی دیگری کردند شما متابقی رسم ما مجبور استین یک نفر در اید آزاد کنید رسم چونین بود که در اید فشار رومی ها یک زندانی محکوم به مرگ را رها می کردند براباس را آزاد کنید برما براباس آزاد کنید این مرد را بکشید براباس ایسا را بکشید مسلوبش کنید بله مسلوبش کنید شلاخش بزنید ولی لطکوب وحشیانه ایسا توسط سربازان نتوانست خشم مردم را فرو نشاند مسلوبش کنید از ترسی آشوب پیلاتوس بلاخرم محفظ کرد تا ایسا را بسلیب چوبی بهخوب کنند در اثر فشار مردم پیلاتوس محفظن بود که براباس آدم کش را رها سازد او حقم مسلوب شدن ایسا را داد پیلاتوس گفت من در ریختن خون این مرد بگناه هم بله خونو بگردنی ما خونو بگردنی ما و اطفال ما سربازان والی ایسا را به قصر بردند پیشگوهی که چی واقعی بشه ما را براجات بدید آنما را براجات بدید بیاین کارش خلاص کنیم بعد از لطکوب دوباره سربازان چپن ایسا را به او پوشانیدن و سلیب چوبی را بر پشت زخمیش کذاشتن سپس ایسا را تیلکنان مجبور ساختن از میان سلک های مزدهم بگذرد برو دراست قبل ساعت نوی ساب سربازان به سوی محل اعدام در خارج اورشلم بنام جلجتا یا محل کاس ایسر روانه شدن از خستگی زیاد ایسا ضعیف شده روی زمین افتاد چوب سلیب تا هنوز در پشت او بسته بود پس قمندان رومی کسی را میپالی تا سلیب را حمل کنند شامون قیروانی تدال زیاد مردم گریه کنن دنبال ایسا روان بودن از بین جمعیت چند زن به ایسا نزدیک شدند خدا هم رایت باشه بلاخره به جلجتا رسیدن و کار وحشتناک آغاز یافت ایسا را با دو جنایتکار یک جا کردن لباس را از تنش کشیده دستهای او را بالای سلیب چوبی میخکوب کردن سربازان به پاهای اونی میخزدن میخبو کنید رزمان ها را علاق کنید بعد از آن که هر سی نفر را به سلیب کشیدن سربازان لوحی را بالای سر ایسا نزد کردن که در آن نوشته شده بود این هست پادشاه یهودیان صفت از آنها تا جان دادن هر سی نفر منتظر ماندن بعد ایسا بروی سلیب گفت هی پدر اینها را ببخش که نمیدانند چی میکنند سربازان اجازه نداشتند آن جارا ترک کنند بر لباس ایسا قرآن داخته میان خود تقسم کردن اینه لباس شاهانه شسته کن خدایی خدایی خدایی خدایی خدایی خدایی خدایی خدایی از تو شد سر اش چی می کرید میانه تماشاتیان یک تیداد رحبران مسحبی نیست بودند که ایسا را محکوم کرده بودند ای مردم ها نجات می داد آله خود ها نجات بده نی اگر مسیحی استی خودها نجات بده از سلیپ پاین بیا یک موجزه نشان بده وقت...] به علای سلیف قرارداشت یک ازخر اسفندجی را که دارای سرکه بود به دهن باید نزدیک ساخت اگر پاچه های یهود استی خودها نجات بده ایسا از سرکه روی خود را گشتند یکی از آن جنایتکاران با تمسخار به او گفت آیا تو مسیح نیستی خودها و ما را نجات بده از خدا نمی ترسی سر او هم اینی مثل تو حکم شده در حال که او هیچ گناه نکده من وعده می کنم که امروز با من در بهشت خواهی بود زمان می گذشت اما در حال که هنوز روز بود تاریکی همه جا را فرا گرفت دورتر از آن جا در خانه خدا جایی بود به نام قدس القداس که یک نفر کاهن سال یک بار با آن جا رفته بخاطر گناهان مردم طلب مغفرت می کرد پرده بزرگی آن که کاهن را از حضور خدا جدا می ساخت از سر تا پا دو تکه شد ای پدر روح خود را با دست تو می سپارم قبندان سختر رومی کشت شدن مردم زیاد را دیده بود اما هیچ کدامی آنها مثل این نبود ای خدای بزرگ براستی مرد بگناه بود سربازان نیزر را در بدن ایسا فرو بردن خون و آب از بدن او جاری شد آنها دانستن که او واقعا مرده است معمولا از طرف شب اجساد مالای سلیب باقی می ماندن ولی در این روزهای مقدس یهودی ها شخص به نام یوسف که رهبر مذهبی و بخالف کشت شدن ایسا بود به پیلاتوس درخواست کرد که جنازه ایسا را دفن کند پیلاتوس مافقه نمود یوسف جنازه ایسا را در کتان نازف پیچید و در مقبره جدید گذاشت و دروازه آن را با سنگ کلان بست وقتی یوسف و همراهانش مقبره را ترک می کردند یک تیداد از زنان را دیدند آنها پیروان ایسا بودند که مرگ او را از فاصله دور مشاهده کرده بودند ببخشین ما بر دیدن جسد ایسا آمدیم بسیار خوش آمدیم مگرم زود باشین که شهر نزدیک است چون دانشتن که مقبره در کجا موقعیت دارد زنها به شهر برگشتند تا مواد خوشبور را تحیه کنند نظر بر عصم و رواج آن را باید به سر جنازه ایسا می پاشیدند صبح روزی یک شمبهی در رخصتین روشنی روز زنها به اجلا خود را به مقبره رسانیدند آنها در فکر این بودند که برداشتن سنگ برایشان مشکل خواهد بود با حیرت زیاد دیدند سنگ بیجا شده و جسد ایسا آنجا نیست صرف کفن او در مقبره باقی مونده بود دو مرد نورانی دفتن به آنها ظاهر شدند وقتی که فرشتگان با آنها سخن گفتند زنان ترسیدند چرا زنده را در میان مردگان میپالید؟ او اینجا نیست بلکه زنده شده است آنچه با شما گفت به خاطر بیاورید پسر انسان به دست خطاکاران مسلوک گردید و روز سی اوم پس زنده خواهد شد زنان سخنان ایسا را که کنار طفا و میان راه برایشان گفته بود بخاطر آوردند این را به هیچ کس نگوید پسر انسان باید شکنج شود او کشته خواهد شد لیکن بعد سی روز زنده خواهد شد بادرک جدید زنان به عجله خود را به 11 شاگرد ایسا را سانیدند گوش کنین سنگ از دان قبر دور شده بود ما در رو رفتیم اما جسد ایسا او جا نبود کشته هیچ جسد خداون نبود دو فرشته به ما ظاهر شدند که مثل نور میدرخشیدند و به ما گفتند چرا زنده را بین مردگان میپالین او برخواسته است راست میگم باور کنین باور کنین ما دیدیم شما هم پرین خودتان ببینین که قبر خالیست خداون اونجا نبود پترست تو باید باور کنین پترست دوید تا خودش قبر را ببیند در آن روز حیرت انگیز دو نفر دیگر نیست با عجله به ورشلم آمدند تا خبر عجیب را به شاگردان ایسا بدهند خداون راستی زنده شده شما نور را دیده ما اول نور را در راه نشناختیم نانه که برکت ما شراختیمش عجب است چرا اینجا به شما نامد سلام بر شما ایسا دفتند در وسط آن جمعیت استاد هیچ دروازه باز یا بسته نشده بود هستان آنها با ترس و بحشت فکر کردن که شبهی میبینند چرا پریشان هستید؟ چرا در دلهای خود شک دارید؟ ببینید دست ها و پاهایم را ببینید من خودم هستم لمز کنید خواهید فهمید احوا مانند من گشت و سخان ندارد وقتی که با شما بودم همه اینها را گفته بودم لازم بود هر چیزی که در باره من در تورات و زبور نوشته های انبیاه آمده انجام شود نوشته شده مسیح باید عذاب دیده روز سیوم دوباره زنده شود پس به نام او پیام توبه و آمرزش گناهان از یورشلیم شروع شده و به ملدها همه اعلام گردهد شما به همه اینها شاهد استید خودم وعده پدرم را برای تان میفرستم در شهر بمانید تا وقتی به قدرت علا راست شوید ایسا بارها با جمعیت های مختلف پیروانش ظاهر شد حتی یک بار با جمعیت 500 نفری دیگر در کوه جلیل او 11 شاگرد خود را ملاقات کرد خدا نگهدار تان باد تمام قدرت در آسمان و زمین بمن دادشاد پس برایید و همه ملدها را شاگردان من سازید و به نام پدر پسر و روح القادس تعمید دهید و همه چیزهایی را که به شما گفتم با انها تعلیم دهید تا انجام دهند من همه روزه تا آخر با شما هستم آمین بلاخره 40 روز بعد از قیامش از مرد ایسا شاگردان خود را با باقی در کوه زیتون بود او دستان خود را بلند کرد آنها را برکت داد بعدن آنها را ترک کفته با آسمان سعود نمود بزرگترین موجزه روخ داد ایسا مرگ را شکست داد شک باقی نمان که او همان کسی هست که ادا کرده بود او دارای الوهویت بود که به شکل انسان در آمده تا زندگی پاک خود را بخاطر گناهان دنیا فدا کند این آغاز پلان خدا را تشکیل می داد ایسا گافت هرگاه او را به حیث نجات دهندهی خود قبول کنیم گناهان دنیا را شکست داد ایسا گافت هرگاه او را به حیث نجات دهندهی خود قبول کنیم گناهان ما را می بخشد کسانه که به او ایمان می آورند بخشیده می شوند او پیشگوی نمود که به خاطر کفاره گناهان بشهر قربانی شده دوباره قیام خواهد کرد حقیقته که او دوباره قیام کرد نشان می دهد که او نجات دهندهی زنده هست با این سبب او می تواند کسانه را که به او ایمان می آورند نجات داده از زندگی ابدی بخشد ایسا خودش فرمود من جان خود را فدا می کنم که آن را باز یابم هیچ کس جان مرا نمی گیره من به خواهش خود آن را فدا می کنم و اختیار دارم پس به دست هارم ایسا می خواهد گناهان شما را ببخشد و زندگی تان را از محبت و سلامتی سرشار سازد من پشت در ایستاده و در را می کوبم اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند داخل می شوم و با او خواهم بود برای این که گناهان شما بخشیده شده زندگی جاوید با خدا داشته باشید لازم است ایسا را بحث نجات دهندهی خود پذیرفته ایمان داشته باشید که او زندگی خود را به خاطر گناهان شما قربانی نمود اگر شما بخشید ایسا را بخشید که قبد جان باخه نیز های گناهان شما قربانی نمود اگر شما هم به او اعتماد کنید شما را نیز پذیرفته نجات می دهد ذرا فرموده هست بیایید نزد من این ذهمت کشان غیران باران و من به شما آرامش خواهم داد شما از من تعالی می آوید اگر آرزای قلبی شماست که ایسا را به حیست کفاره گناهان خود بپذیرید با ایمان دعا کنید ایسای مسیح وارد زندگی شما خواهد شد خدا از عماق قلب شما آگاه است در مورد عدای کلمات مشوش نباشید شما می توانید این گونه دعا کنید ایسای خداوند من به تو محتاجم تشکر از این که به خاطر پرداخت کفاره گناهان من روی استلیب کشته شدید دروازه زندگیم را به رویت گشوده و تو را به حیث نجات دهنده و خداوند خود می پذیرم اراده زندگیم را بدست خود بگیر از من شخص بساس که مورد پسند تو باشد امین هرگاه تصمیم گرفتید که مسیح را به زندگیه تان دعوهد کنید این دعا را خاموشانه یا با آواز بلند باری دیگر بخوانید ایسای خداوند من به تو محتاجم تشکر از این که به خاطر پرداخت کفاره گناهان من روی استلیب کشته شدید دروازه زندگیم را برویت گشوده و ترا به حیث نجات دهنده و خداوند خود میپذیرم اراده زندگیم را بدست خود بگیر از من شخص بساس که مورد پسند تو باشد آمین هرگاهی سایی مسیح را به حیث نجات دهنده ی تان بپذیرید یقین داشته باشید که او همین حالا با شماست و بدانید که گناهانتان بخشیده و بعد از مرگ با خدا زندگی عبدی خواهید داشت میتوانید با دعاهای روزانه ایتان را به طیخ اشراع با ایسای مسیح گسترش و تحکیم بخشید کلام او را بخانید احکام او را اطاعت کنید با پیروان او ملاقات کنید به این وسیله میتوانید ایمان و دانش اتان را در باره ایسا افضایش دهید وعده هیرتنگیز او را همیشه به خاطر داشته باشید که میفرماید من هرگز شما را تنها نمیگذارم و تا ابت با شما هستم این برنامه به زبانهای مختلف جهان ترجمه و بنشر میرسد تا هرکس بتواند در مورد ایسا ملومات به دست آورد که ایسای مسیح کیست و چی پیامه به جهان دارد هرگاه خواسته باشید با ارسال نامه میتوانید کسی تا این داستان جالب را تور رایگان به دست آورید در نامه ایتان بنویسید این داستان در زندگی شما چگونه اثر نموده است چند کلمه ای در مورد خودتان بنویسید و نیست که چند نفر دیگر یکجا با شما ایسا را شنیدید و در مورد استفاده از کسی تا که به شما ارسال می نماییم چه پلان دارید از این که به برنامه ما گوش دادید قلبا از شما سپاس گذاریم شنونده عزیز آل توجه شما را به شنیدن یک سرود روحانی جلب می کنیم به شما گوش دارد به شما برنات ندمید تا سرون نکردید گریAND قبول тیمو محق چطور igned احساس دوست روست زندان ایشا از فنا مرا در این سفر دنیا هر چیز مسیبت همرا در این سفر دنیا هر چیز مسیبت همرا ایشا با یک کلمه بشکست زور توفان را ایشا از فنا مرا در مسیبت و علم گراید رنج بر سرم در مسیبت و علم گراید رنج بر سرم گراید رنج بر سرم ایشا از فنا مرا این است مرا بس یقین رسم به دریا کنار این است مرا بس یقین رسم به دریا کنار در ساحل جنتش یا به من قرار دیدار ایشا از فنا مرا سخرای محتم مرا لنگر اندازم در او گر توفانای هر جا ایشا از فنا مرا دوستان عزیز امیدوار هستیم که از شنیدن آخرین قسمت داستان زندگی ایشا لذت برده باشید