Personal Trauma

  1 hour

  9 January 2024

Personal trauma is unique to each person. Each person needs to identify their own experience. We need to be honest with our past and the trauma in our lives. Some people try to hide their trauma or ignore it. Others turn to addiction to forget their trauma. Ignoring and trying to forget trauma do not help. We need to talk about our trauma and get counselling.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند سال و ماه و روز و لحظه ها به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار هستم که همه تان جور، صحتمند و سریحال باشید. دوست های عزیز ما امروز مهمان ویجه برنامه داریم برادر دانیال خوش آمدید به برنامه ما. من هم سلام میکنم اول خدمت شما برادر شایب عزیز و همطور عزیزانی که در این برنامه حضور دارن و از این طریق می تاریم با اونها مشارکت داشته باشم. خیلی خوشحال هستم و من هم سال نوه به هم برای شما و هم برای عزیزان ما که از طریق این صفحه ما را مشاهده میکنن تبریک میکنم. دوست های عزیز تشکر از این که در سال گذشته با ما بودین و زندگی را شما یک جای با ما گذشتاندین. ما از شما شنیدیم ما همه ما یاد گرفتیم آموختیم از بیننده های خواد شما هم با ما شریک ساختین زندگیتان را تشکر میکنیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم با ما تیلفون کنین یا از طریق ایمیل یا از طریق پیام واتساب یا فیسبوک یا سایت Hope for Afghans میتونین با ما تماس بگیرین. خوب دانیال جان ما همه سال نو در این کشورهای غربی که زنده میکنیم. مردم در این کشورها همیشه چیزی دارند بنامه New Year Resolution یا اگر ترجمهش کنیم قطنامه سال نو یا تصامیم سال نو و هر کس تصامیم مختلف میگره. اکثران ما میدانیم که مردم تصمیم میگره که وزن خود را کم کنند. وزن یک تصمیم است یایی که بعض کسایی که احتیاط دارند به شراب یا سگرت یا قمار اینا میگن که خوب ما میخواییم که امیارا ترک کنیم دوری کنیم. و یا همچنان بعض اوقات کسایی هستند که تصامیم میخواییم بگیرند میخواییم بیشتر پول پیدا کنند میخواییم بیشتر مشهور شوند ولی جای جالب و تحصیب در این است که این تصامیم تنها در اون یک چند هفته میمونند و میگن ما دیروز در اخبار خاندم میگن در باشگاه ها که مردم می آیند که تمرین کنند اکسرسائز کنند میگن اینا بخصوص تنها برامو سی هفته اول جنوری اینا سامانالات بیشتر میرند تنها برامو سی هفته سی هفته بعد پس دوباره ایرا کرا میگرند کرایه اجاره میگرند خب شما آیا بر سال نو چیز شما تصامیم دارین چی تصامیم دارین بر این سال نو شما یا خانواده تا واقعا امی رقم هست که برادر شاید می فرمایید خب من امی رقم من شاید تصمیم های زیادی در زندگی یا از گذشته داشتم هنوز عملی نشده و یا تصامیمی هست که برای آینده هست و من به اون ها فکر میکنم ولی وقتی یک ذره بیشتر خود کنکاش کدم به این حدشت رسیدم که تنهایی نمیتونم و بیشتر تصامیمی که در گذشته گرفتم شاید بعضی هایشان در تنهایی بود و یک مشارکتی یا دوستی رفیقی نبود ولی هر جایی که من تصمیم گرفتم که یک دوستی کنار من باشه که برای من کمک کنه من را تشفیق کنه همراهی کنه در اون تصامیم خیلی بهتر عمل کردم شاید یکان چیزی که برای سال نو بیشتر روی از اون تمرکز کنم این استش که روی رفاقت و دوستان خوبی که میتونن برای من کمک کنن بیشتر تمرکز کنم و از کمک اون ها استفاده کنم تا بتانم تصمیم هایی رو که گرفتم عملی کنم چون تنهایی واقعا سخت هست ما هم شما میدانید ما شما یکجای در گروه خادمین افغان هستیم و ما در جلسه ملاقاتی که سال گذشته در فنلند داشتیم در اونجا به من رفتت گفتم ما با یک تعداد از ای خادمین تقریبا شاید ماها یا یک سال ایچ اصلا صحبت نکرده بود و در این سال همین تصمیم دارم که با اون دیگه سال گذشته خادمین بخصوص افغان ها که صحبت نکرده بودم بتانم خداوند کمک کنه صحبت کنیم و همچنان بسیار خوب است بر همه ما که تصمیم بسیار بزرگ و کلان نگیریم تصمیم کوچک باشه ولی بتانیم اون رو عملی کنیم و واقعی باشه واقعا ای مهم است و دستای ازیز ما در اینجا بر شما نمیگین که شما چی کنین ما از تجربه خود میگیم چیزی که ما مشوره ما ای است که تعداب تصامیم ما چی باشه میخوایم در اینجا چند موضوع را در مورد تعداب تصامیم بساس چی تعداب ما تصامیم بگیریم اولین اگر همه ما ضرورت به حکمت داریم ما دعا کنیم که خداوند ما را حکمت بده که چیگونه تصمیم بگیریم ای بسیار مهم است مثلا در یعقوب فصل اول آی پنج میگه اگر کسی از شما بدون حکمت باشد آن را از خدا به خواهد و خدایی که همه چیز را با سخاوت میبخشد و انسان را سرزنش نمیکند آن را به اون خواهد داد شما در این مورد از تجربه خود بگوین در مورد این خواست حکمت از خداوند خیلی بحث جالبی را شما مطرح کردید خب ما بیشتر مواقع در زندگی تنهایی عمل میکنیم و تلاش میکنیم تنهایی تصمیم بگیریم و خب بسیار از مواقع میشه که در اون تصمیم معفق میشیم و بعضی از اوقات هم هستش که میبینیم تصامیم ما به ایک سرانجامی نرسید و یکی از دلائلش میتونه امی باشه نداشتن حکمت و کلام خدا میگه که اگر کسی بین شما حکمت نداره از خدا پرسان کنه که خدایی که سخاوت مندانه نمیبخشه او را حکیم میسازه و یا اگر من نیاز به حکمت دارم میتونم از مشورت دیگران استفاده کنم برای گرفتن تصمیم بهتر آلیه این مشورت میتونه از طریق دوست باشه از طریق مشاور باشه و یا از طریق مشارکتهای کلیسایی با ایمانداران باشه و یا خاندن کلام و وقتای شخصی با خدا باشه خیلی تصامیمی هستش که ما میتونیم در کنار یک دیگر بگیریم ولی وقتی این تصامیم را میبریم به حضور خدا و از او پرسان میکنیم آیایی که گفتید در یعقوب یک حکمت خدا ما را درور میگیره و از این که بتانیم بهتر تصمیم بگیریم و یک برکتی میایی در اون تصمیم خیلی وقتای از ما اشتباه تصمیم بگیریم ولی خدا تصمیم اشتباه ما را در مسیر درستی قرار میده پس سال نوه میتونه سالی باشه که ما تصامیم زیادی میگیریم ولی در تنهایی نه با حضور خدا شما بسیار نقطه خوب را متوجه ساخته این که حکمت انفرادی ما اکثران دعا میکنیم خدا و اندما را حکمت بتیم ولی حکمت در مسیحیت در ایمان مسیحیت حکمت جمعی هم بسیار مهم است حکمت در خانواده مثلا بین خانم و شوهر که هر دویشان یک جای با هم حکمت جمعی داشتاشون با اولادهای خود حکمت جمعی در کلیسا در بین خادمین یعنی ما هم حکمت انفرادی ضرورت داریم هر یک ما و همچنان ما حکمت جمعی یا حکمت گروهی هم ضرورت داریم که همه ما از حکمت خداوند پر باشیم و تهداب دوم هم چیزی که ما تجربه کردیم ای دوست داشتن و بخشیدن دیگران است ما حکم اعظم ما میدانیم که ایسای مسیح گفت خداوند را با تمام قلب و جان و روح دوست داشته باش و همساهی تمانند خود دوست داشته باش همچنان بخشیدن بسیار مهم است در کولسیان فصل 3 آیه 13 میگه متحمل یک دیگر شوید اگر از دیگران شکوا به شکایت دارید یک دیگر را عفو کنید و چنان که خداوند شما را بخشیده است شما نیست یک دیگر را ببخشید امی موضوع بخشش در بین ما افغان ها بسیار هم چیز مهم است هم جنجالی است و هم مشکل شما از تجربه که با از خودتان دارین ما همچنان بخصوص با دیگر ایماندار های افغان چی مشوره در این مورد میدین؟ اگر که از صحبت شما استفاده کنم و فقط در رابطه با تجربه بخشش خاطره ای را با شما شریک بسازم یادم است زمان های که من در ایران مهاجر بودم و از ایران بر آمدم و رفتم در کشور ترکیه و سال ها بود که در ترکیه زندگی میکردیم ولی همچنان یک خاطره بدی از ایران با ما بود و یک قم یا یک خشمی در درون ما بود که همیشه باعث نگرانی نراحتی من میشد و باعث میشد که حتی ما با ایمانداران فارشی زبان ایران مشارکت نداشته باشم و ترجیه میدادم که از اونها فاصله بگیرم و این بخشش بخش جدای نپذیر از زندگی یک ایماندار است که به اون کمک میکنه وارد جامعه شوه کلام خدا وقتی میگه که خدای خودت را محبت کن و بعد میگه همسایه و دیگران را محبت کن
میگن نگاه تو باید هم به خداوند باشه و هم به جامعه و اگر من در شفا زندگی کنم میتونم خدا را محبت کنم و همسایر را و یادم است در یک جرسه کریسایی یکی از شبانان کریسا برای من گفتش که از خدا بخوایی که برای تو نشان بته چی جاهایی در قلبت هست و چی بخشیش هایی هست که تو باید انجام بدی و انجام ندادی من برای زو شبان کریسا گفتم که من کل گیره بخشیدم و در قلب من هیچ چیز نیست من انسان خیلی خوب و آرامی بودم و کسی را آزار ندادم و در قلب من هیچ چیز نیست ولی شبان اصرار کرد برای من گفت برو یک گوشه بشین دعا کن تا روح القدس تو را نشان بته من گفتش را گوش کردم رفتم یک گوشه شیشتم و دعا کردم و روح القدس داستان هایی از زندگی من را به یاد من آورد که اکثریت اون داستان ها برای گذشته من بود که مرمود به زندگی من در دوران مهاجرات می شد و وقتی به یاد من آوردم گریان میکردم و یکی یکی اونها را به حضور خدا من بردم و از خداوند می خواستم و اونها را می بخشیدم و این بخشیش یک شفایی را در قلب من به وجود آورد که من تانستم با ایمانداران فرسی زبان ایران وارد مشارکت شدم و از اون به بعد من می دانم این را به یقین بگویم که شفا وارد زندگی و روابط من شد و من تانستم عزیزان دیگر را محبت کنم خداوند برکت بته واقعا اول گفتیم که دعا برای حکمت دوام گفتیم دوست داشتن و بخشیدن دیگران و سوام هم چیزی که مهم است یه است که از افتادن یا شکست ناامید نشیم افتادن شکست این بخشی از زندگی است که هیچوقت جدا نمی شد همیشه با ما است تا وقتی که ما زنده استیم ما می افتیم و ما شکست را تجربه میکنیم ولی از این باید ما ناامید نشیم در یوشه فصل اول آیه نو میگه میگه باز میگویم که دلیر و با جرعت باشید ترس و شک را در دل خود راه مدی زیرا خداوند خدایتو در همه جا امراه تو است واقعا خداوند امراه ما است دوستهای عزیز خداوند امراه همه ما و شما است ما از افتادن باید ترس نداشت باشیم از شکست ترس نداشت باشیم بلکه خداوند ما را کمک میکنه دست ما را میگره که دوباره ما بخیزیم و او را خدمت کنیم و دیگرها را دوست داشته باشیم بیاین دوست ها بریم این کلیف را با هم یک جای ببینیم دوباره برمی گردیم تو این خوشی و آرامی چگونه ترک تو کنه ایسات و نور زندگی تو این پیام آزادی بخونت ما را خریدی چگونه ترک تو کنم جهان ترارت میکنه تاریخت تحقیل میکنه چگونه ترک تو کنم محبت کردی تو ما را بخشیدی گناه ما را ایسامسی روح خدا چگونه ترک تو کنم بینندگان گرامی آیا میخواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید بیاستدیقی ایمیل با آدرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما استیم بیننده های عزیز ما در چند هفته آینده درمورد آسیب های روحی و روانی صحبت میکنیم و امروز به خصوص در این هفته درمورد آسیب های روحی و روانی به گونه انفرادی یا فردی صحبت میکنیم که دانیال جان ما را کمک میکنند بفرمایین دانیال جان صحبتتان را شروع کنین عزیز استید بردر شاید جان تشکر خیلی خوشحال استم که فرصتی هست که ما در رابطه به موضوعی صحبت بکنیم که شاید بسیاری از ماها درگیر این موضوع هستیم و این را نتانستیم شناسایی کنیم اگر یک خاطره بگویم که کلگی ما این خاطره را تجربه کردیم دختره که ریزه من آل هر کدام از ما این رابطه را داشتیم و یا میتونیم احساس کنیم وقتی که این ریزه بود زمین که میخورد میخست میامد زخمای خود را در من نشان میداد و من تا دست روی زخمش نمیکشیدم یا زخمش را ماشت نمیکدم این آرام نمیگرفت و این بارها و بارها تکرار میشد و هر دفعه من خانم میامدم تلاش میکرد یا یک جایی که زخم شده نشان بتا و از این که من او را تسلیم شدم یا من او را آرامش کنم یا ماش کنم دستشای و پایشا بعد از اینکه او را ماش میکدم آرام میشد و داستان آسیب های روحی و روانی میتونن خیلی مربوط به همین داستان باشه کودکی که زخمای خود را نشان میده ولی کودکان که بزرگ میشن کلان میشن و زخمای خود را پنهان میکنن و این آسیب های روانی و روحی همواره با اونها هست کلان شدن ولی زخمایی در وجودشان هست که دائم خون ریزی میکنن و خودشان متوجه نیستن ولی متوجه زعفهای خود میشون متوجه میشون که در رفتار در روابط در زندگی نرمال و در شرایطی که دارن تجربه میکنن آرام نیستن و نمیدونن دلیل این آرامی چی هست خب ما در یک دنیا به هم ریخته زندگی میکنیم که در این دنیا نیاز های خیلی زیادی زندگی های ما رو درباره گرفته و برای براورده کردن نیاز ها و یا قرار گرفتن در روابطی که نیاز داریم آسیب ها هست فریب ها هست ظلم ها و تجاوز ها هست و این ها تمام زخمایی هستش که ما با خود میتونیم به این طرف و اون طرف بکشیم اگر که از هر ملتی یا از هر قومی پرسان کنیم کدام قوم زخم بیشتری برداشته یا کدام قوم درد بیشتری داشته همه اقوام میگویند که قوم ما متحمل درد بیشتر شده و یا قوم ما متحمل زخمهای بیشتر شده و نیاز به درمان داره و باید دیگران او را درمان بکنن و این توجب به دیگران یکی از نقاطی هست که ما میتونیم روی از او شروع کنیم پیش دیگر شما دوام بدیم واقعا یک موضوع دیگر هم در مورد وقت آسیب های روحی و روانی به گونه انفرادی صحبت میکنیم ترس و شرم هست یا پنهان کردن هست ولی یک چیز ما باید قبول کنیم آله که به خاطر جنگ ها یا به خاطر شرائط وزیعت که مردم افغانستان قرار دارن در پینجه سال گذشته تقریبا میتونیم گفته که همه مردم افغانستان به یک شکل اجتماعات انفرادی ویا جمعی روح و روانشان آسیب دیدن این واقعیت هست که کدام ما نمیتونیم چی خورد، چی بزرگ، چی پیر، چی جوان چی خانم، چی مرد، همه دقیقا چیزی که شما میفرماید درست هست و اگر ما برگردیم به جامعه ویا کچکترین جامعه که خانواده هست اگر برگردیم به گذشته شان و گذشتهی که بوده و نمیشه حضبش کرد
و در این گذشته هست که آسیب ها رو ما پیدا میکنیم و او زخم ها رو پیدا میکنیم ولی نکته اینجا هست که اگر آسیب رو پیدا میکنیم و یا زخم رو پیدا میکنیم به دنبال مقصری نمیگردیم که او را تخصیر کار بسازیم و زخم های خود گردن از او بندازیم و برای التیام و یا شفا و یا تسلیه زخم های خود قدم بر نداریم و یا این اجازه رو به خود ندیم و دیگران رو تخصیر کار بشماریم این یکی از نکاتی هستش که ما باید خیلی مراقب باشیم چرا چون در جامعه ما این رواد شده دنبال مقصر میگردن و تمام این زخم ها و تخصیرات رو در گردن دیگران میاندازن این میتونه درست باشه ولی عمل کرده درستی برای شفا نمیتونه باشه مشکل حل نمیکنه فقط چیزی که هست متوجه خودش شخص هست شخص باید بدانه که چه برخوردی با این زخم ها داشته باشه اگر بدنبال مقصر بگرده مطمئنن مقصران زیادی هستن در زندگی از او و از کودکه گرفته در خانوادش و جامعه که در او زندگی کرده قدرت ها، سیاست ها، حتی مذحب این ها تمام اواملی هست که میتونه به او زخم زده باشه در خانوادش ها را آسیب و مشکلات روحی روانی کرده باشه بس موضوع از اینجا شروع میشه که در دنیا به هم ریخته همه ای ما به نوعی زخم خوردیم و زخم ها مربوط به گذشته هست و ما باید برگردیم به گذشته تا او زخم ها را شناسایی کنیم مثال خیلی جالبی را من در یکی از کتاب ها خاندم مثال یک درخت بود کلام خدا هم در رابطه با ایسای مسید در رابطه با مردم و یا دیگران صحبت میکنه میگن آنها را از میوه هایشان خواهید شناخت و این مثال در رابطه با آسیب های روحی روانی در رابطه با همین درختی بود که سمر داره میوه داره و معمولا میوه هایی که داره میوه های تلخ هست میوه های شیرین نیست شخص بارها و بارها ای میوه های تلخ ها از درخت می کنه و دور مندازه ولی شفا پیدا نمی کنه چرا؟ چون تمام تمکرزش روی همین میوه هست منظورم از میوه چیه هست؟ فکر کنید درختی که میوه خشم داره یا درختی که میوه شرم داره و یا درختی که میوه قم و ترسداره و شخص بارها و بارها تلاش میکنه این میوه ها را بکنه و دور مندازه ولی متوجه به ریشه نمیشه که این درخت از کجا داره تغذیه میکنه و باید در ریشه وارد شوه و تغذیه این درخت رو تغییر بته و از اونجاست که باید اصلاح صورت بگه ما سال گذاشته در آردون یک جلسات داشتیم و در اونجا استاد ایرانی رابرت سیریان او با ما درست داد شما هم میشناسین اینا را و یک موضوعی که او گفت بسیار مهم بود برما استاد رابرت گفت آسیب های روحی و روانی مانند یک چیز زنده در وجود انسان است که شما میخوایین او را پنهان کنید یعنی یک چیز زنده که باشه در وجود او هتمن مبرایه از در یک جای خود را نشان میده هتمن ایچ امکان نداره کسی که ما همه گفتیم آسیب دیدیم آسیب ها نمیتونیم ما آسیب های روحی و روانی را پنهان کنید ای را باید باید چی کنیم با ای باید کنار آمدن یعنی باید باش یک گونه آره ما میخواییم که شما همین ما میدونیم چی شعوه هایی را شما از زندگی خود تجربه کردین یا یاد گرفتین که بتانیم شفا در ای آسیب ها باوجود بیاییم من هم ارادت دارم به برادر روبرت هستریان و خوشحال هستم که ای برادر سال ها در بخش مشاوره و شناخت آسیب های اجتماعی فعالیت کرده و منابعی که ای برادر ارائه میتر مطمئنن باعث برکت کلیس های فرسی زبان هست و اگر از صحبت های شما باز من یک مثال یاد آوری کنم یک مطلبی هست در رابطه با زندگی همه ما و یک مثالی هست در این مثال عنوان میشه که زندگی های ما رقم یک کتابچه هست که فصل ها و صفحات متعدد یا مختلفی دارن که در اونجی خاطرات و یا زندگی ما نوشته شده سطر به سطر و این فصل ها و صفحات بیانگر شخصیت ماست بیانگر زندگی ماست و وقتی ما این کتابچه را باز میکنیم تنها دوست داریم نقاطی را بازخانه کنیم که این نقاط به ما حس ارزشمندی میده این نقاط ما را در حضور دیگران بهتر نشان میده و یا شاید صفحاتی باشه ما بین این کتابچه که در اون رنج است در اون زخم است در اون تحدید است و یا صفحاتی که بارها و بارها ما از کنار از اون رد شدیم و اون را فراموش کردیم و نخواستیم حتی یک ذره اون را یاداوری کنیم چرا؟ چون حتی یاداوری از اون برای ما رنج است و انگار اون زخم تازه میشه من یادم از بارها و بارها گذشتگان ما کلانای ما میگفتن گفتن فلانی را نزن که زخم کنه مرا تازه کرد و میگفت این دفتر را باز نکن این سفر را باز نکن در رابطه با این هیچ صحبتی نکن نه به دیگران اجازه میدن و نه خودشان این کارا میکنن و جرعتشا دارن یکی از دلائلی که اگر ما بخواییم که چرا شخص این کارا میکنه و به نوعی پنهانکاری میکنه و آشکار نمیکنه زخمای خود و حتی برای خود شاید او حس آدم امنیت هست حس آدم امنیتی که در تنهایی شکل میگیره اشخاصی که در تنهایی به سر میبرن در ابتدای جلسه شما از حکم بزرگ صحبت کردید حکم بزرگ یعنی مشارکت مشارکت خدا بین ایماندارا و ایماندارا با هم یسای مصیب میگه هر جا دو نفر در کنار هم باشن من آنجا حضور خواهم داشت یعنی اشخاصی که تنها نیستن اشخاصی که با هم در مشارکت هستن و وقتی در مشارکت هستن خداوند اونجا حضور داره و او اشخاص رو از تنهایی بیرون میکشه ولی اشخاصی که دوست دارن در تنهایی به سر ببرن اونها بیشتر به دنبال پنهان کردن هستن و این انزوا اونها رو میبره در درون خودشان و اونها نمیتونن ای را بازگو کنن پس اولین چیزی که میتونه مشکل باشه برای بازگو کردن موضوع تنهایی و در کنار موضوع تنهایی حس آدم امنیت هست اگر من زخم خود آشکار بسازوم من قضاوت میکنم اگر من در رابطه با زخم خود صحبت بکنم یا در رابطه با درد خود صحبت بکنم این برای من شرم هست و من باید خود قوی نشان بکنم و من باید خود پرفیکت و عالی نشان بکنم و تمرکز انسانها به جایی که به درون باشه میره روی مسائل ظاهری مثل وقتی میمونه که من صباکی وقت از خانه بیرون میشم سر کار میروم و تلاش میکنم یک ظاهر مناسب داشته باشم ولی درون من پر از آشوب هست ولی ظاهر درست کردن ظاهر خیلی راحت تر و سریتر انجام میشه و من میروم سر کار و همه چیز خوب نشان میدم ولی درونی هست که درون درون آرامش نیست و این درون نیاز به زحمت داره نیاز به کار داره و عیان کردنش واقعا یک مشکل بزرگ همین کار ساده نیست کاری از این نیست که به سادگی حل شد این مشکل مثلا این چیزی که شما گفتین ببینین از یک طرف ما شرم داریم احساس امنیت نداریم از داریم که مثلا دگرها دواری خواد کردن اگر ما این گپ را بگویم یا این حالت را این آسیب های روحی و روانی خود را بگویم و از طرف دگام که تا این را نگویم تا که آسیب های روحی و روانی خود را به کسی که متخصص هست یا به کسی که مشوره میده یا به کسی که در این مورد تجربه داره تا به اون را نگویم این شفا هم پیدا نمی کنه این واقعا ما هم چی در خانواده چی در بین خادمین دوستا, رفیقا, خیشوانده این گپ را ما بارها تجربه کردیم و میکنیم بخصوص کسایی که در این مورد صحبت میکنند گرچی برشان مشکل هست گرچی حتی شاید شرم باوجود بیاره احساس نامنیتی حتی احساس تققیر باوجود بیاره ولی شفا همون از اون نقطه آغاز میشه دقیقا دقیقا وقتی که احساسات آسیب دیده بیان میشه بیان احساسات آسیب دیده کمک به شناسایی میکنه یعنی زمان بیان شدن ویا آشکار کردن ویا اعلان کردن زمانی هست که اولین قدم برای شفا ورداشته میشه و تا زمانی که اعلان نکنه و نگویه شفا پیدانه میکنه عیسای مصیب وقتی که با یک فردی که سی آهش درست
سال در بستر بیماری بود و نیاز به شفا داشت و او باید شفا می گرفت از او پرسان میکنه میگه آیا چی میخوایی از من چی میخوایی؟ از او پرسان میکنه تو چی میخوایی؟ و این چیزی هستش که هر کدام ما باید از خود پرسان کنیم اتفاقا داشتن یک همچین جلساتی برنماهایی برای شفافصازی برای از این که یک تعریفی برای عزیزان شکل بگیره حتی ایماندارانی که سالها در ایمان هستن و دارن خدمت میکنن و خادم هستن حتی اونها هم میتونن احساسات آسیب دیده داشته باشن که هنوز پینهان هست و آشکار نیست و اگر اون را آشکار کنه شاید فکر کنه که دوچار شرم و یا قضاوت میشه ولی در کتاب مقدس ما اشخاص مختلفی را میبینیم مثلا داود در مذمور میگه که گریه شده نان شو و روز ما داود این را ایلان میکنه در زبور و یا ایلیا آرزوی مرگ میکنه در کتاب اول پادشان باب 19 آیه 4 وقتی که ایزابل اون را تحدید به مرگ میکنه ایلیایی که موجزات عجیبی کرده بوده با قوت خداوند آرزوی مرگ میکنه و یا یونوس وقتی مموریت را انجام میده در انتهای باب 4 یونوس در حضور خداوند آرزوی مرگ میکنه میگه برای میکشتی بتر بود و یا اییوب و میبینیم که شخصیت های مختلف کتاب مقدس رنج ها و درت های خود بیان میکنه خدای ایسای مسیح در آخرین لحظه میگه و پدر آسمانی به خدای پدر میگه اگر اراده ایتو ای پیاله را پس کنید یعنی ای که همه ای انسان ها در دنیا از لحاظ روحی و روانی آسیب دیدن میبینند ولی خداوند هم کمک میکنه و یک مشکل دیگه هم در بین افغان هایی واقعا مشکل از که کس هایی که بتانن در این مورد مشوره بتن به شکل تخصیصی ما نقد نداریم وقدر خوهر ها و برادر های ایرانی مسیحی اینا بیشتر دارن مانند استاد رابرت و دگرها استاد های زیاده هستن که انا در این مورد سال ها درس خوندن و تجربه دارند ولی در بین افغان ها کمتر داریم یک ذره اما خدا را شکر میکنیم همین که حتی اگر متخصیصی و کمتر داریم ولی ما تشویق میکنیم اماندارا را حق جویا را و افغان ها را همه را که در این مورد با دگر ها مشوره کنند در این مورد با دگر ها مشوره کنند کسایی که از این حالت گذرشتند بخصوص کسایی که شفاه یافتند میتواند بسیار کمک کند دگرها را دقیقا همین طور هست شاید ایکی از قدم هایی که در ابتدا هر شخصی میتواند برداره خب شناسایی این مشکل هست و یا ریشیابیش هست و پنهان نکردن هست همه ما یا کسانی که برنامه را سعی میکنند انسان های بالغی هستند و روشت کردند و اگر با صداقت با این موضوع افتار کنند میتواند باعث شفاه شدند مثل وقتی که ایسای مسی با زن سامری ملاقات کرد مشکل زن سامری را برش ایان کرد و زن سامری با صداقت قبول کرد بله درست میگویی و به ایسای مسی گفت تو در رابطه من درست قضاوت کردی در واقع او اجازه داد و صادقانه با مشکل خود برخورد کرد و یا داستان زن بدکاری که پای ایسا را ششد و او پذیرفته بود که مشکلاتی در وجودش هست که نیاز به شفاه دارد و با این موضوعات صادقانه برخورد کرده بود اولین قدم این که هر کدام ما کسانی که دو چار آسیب های روحی و روانی هستن این هستش که صادقانه با مشکلاتی که دارن برخورد بکنند این مشکلات میتوند مشکلاتش در این موضوع هستند این هستش که صادقانه با مشکلاتی که دارن برخورد بکنند این مشکلات میتوند مشکلات شخصی باشه مشکلاتی که برخوردهای شخصی به وجود میاره ولی بعضی از مشکلات هستن که خیلی عمیق هستن خیلی ظلم ها و تجابوز ها صورت گرفته و خیلی محدودیت ها و اتفاقات ناگواری برای اشخاصی به وجود آمده که این ها رو دو چار یک افسردگی شدید کرده شاید ما نتانیم در این برنامه های از این قبیل وارد جزیاتی برای کمک کردن به این افراد شویم و اونها نیاز به یک پروسه دارن نیاز به یک زمانبندی و یا یک مشاوره با شخص متخصص دارن چرا؟ چون میزان اون جراحت و یا اون زخم خیلی عمیق هست و باید اون شناسائی شده و تحت درمان قرار بگیره تا از او آسیب شفا پیدا بکنه ولی صحبت ما در رابطه با مسائلی هست که همه اما در طول زندگی با او به نوعی دست و پنجه نرمه کردیم و باید با اونها در قدم اول صادقانه برخورد کنیم و در قدم بعدی به دنبال راه حل بگردیم با چه راه حل میتونیم مشکلاتی را که با صادقانه شناسائی کردیم با چه راه حل میتونیم اونها را برطرف کنیم؟ همونطور که شما گفتید شاید دوستان خوبی داریم که امین هستن و اونها از ما بالختر هستن و یا شاید در یک کلیسای عضو هستیم که شبان کلیسا فردی امین و قابل اعتماد هست و شخصی حکیم هست و یا شاید نیاز هستش که پیش یک مشاور بریم و با او وارد یک رابطه شدیم و مشکلاتی که سال هاست ما را عذاب میده و باعث میشه ما رفتار و روابط درستی نداشته باشیم رو بیان کنیم و به دنبال راه کار بگردیم این دو تا مورد برای اقدام ترماشه سوالی که پیش ما آمد خب شاید کسی بگه خدامان از همه آسیب های روحی و روانیی که به ما رسیده میدانه خدامان میدانه پس ما این رو تنها از خدا میخواییم چرا ما این رو با یک خوهر یا برادر یا با یک کسی که مشوانه چرا برای این بگوییم تنها ما خدا میتانیم این رو قصه کنیم و اون رو از اون میخواییم که اون ما را شفا بده شما در این مورد چی میکنیم؟ خب در این مورد هم من میتونم از عزیزی که این سوال رو پرسان میکنه پرسان کنم که چند دفعه این کار رو انجام دادی و چند دفعه معفق شدی بعد از این که این کار رو انجام دادی و این درخواست رو کردی ما میتونیم بگوییم که حضور خدا حضور پرقدرت خدا و تولد تازه میتونه زندگی ها رو شفا بده ولی بعض بخشی از زندگی های ما مربوط به رفتار و عمل کرد خود ما هست که ما باید از اون شرایط خود رو بیرون بکشیم و باید براش شناسایی کنیم خدا به ما نشان میده برای از این که قدم بعدی رو ما برداریم خیلی ها دوست دارن که تمام کارها رو خدا برای اونها انجام بده و میگن که خدا مثلا از خشم ما خبر داره خدا از شرم ما خبر داره خدا از این آسیبی که در وجود ما هست خبر داره پس بیا اون رو از ما بیرون بکشه آمین که این اتفاق خواهد افتاد و حضور پرقدرت خداوند روح القدس ما رو دربر میگیره و شفا میده ولی قدم من چی میتونه باشه یا قدم تو چی میتونه باشه که وقتی با این طرز فکر میخوای به حضور خدا بری پس ما هم باید در پروسه شفا قدم برداریم چرا؟ چون ما نخش داریم در این پروسه و ما باید قدم برداریم یکی از این قدم هایی که بعد از شناسایی میشه انجام داد البته این بخشی از آسیب های روحی و روانی هست در قسمت اول که ما و شما با هم صحبت کردید و شما موضوع بخشش رو بیان کردید زخما و آسیب های روحی و روانی مربود به گزشتهی هست که پر از رنج و دردی هست که از طرف اشخاص مختلف و یا جامعه مورد توجه ما شده پس قدم اول بعد از شناسایی شاید اولین قدم در کتاب مقدس موضوع بخشش باشه ولی ما برازی که به اینجا برسیم به همین اولین قدم برسیم مواردی را مطرح کردیم که ما به این نقطه برسیم و اون موضوع بخشش هست اگر کسی من را آسیب زده خدا چطور میتونه او را ببخشه اگر من نبخشم و یا من چطور میتونم با خدا وارد رابطه شدم اگر او را نبخشم بارها بارها ما در دعاها با این جمله روبروی شدیم که ای پدر ما که در آسمانی در دعای ربانی قرصهای من را ببخش گناهان من را ببخش چنانچه من گناهان دیگران را میبخشم انگار شروع برکات از جای سرچشمه میگیره که شخص قدم بر میداره و این قدم را باید او برداره درسته از خدا برای از او عیان میکنه روح القدس برای از او نشان میده برای از او معرفی میکنه مشکلات، آسیب ها و رنج ها و درت ها را نشان میده ما یک شخصیتی داریم که او را میپرستیم خود عیسای مسیح که هیچ گناهی نداشت ولی زخمهای زیادی خورد اون مسیحی که در جلجت ها با سلیب تهی کرد اون مسیح برای اشخاص گناهکار و دزدان و قاتلان بود ولی مسیح اون مسیح را با بدن رنجی را زخمی سپری کرد و رفت در نهایت بروی سلیب پر از رنج، پر از درت، پر از تحقیر ولی در نهایت حرف خیلی زیبای زندگی
گفت ای پدر اینان رو ببخش چون نمی دانند چی کار میکنند برخورد مسیح با بخشش بود شفایی که مسیح در زندگی ها و آسیب ها و مشکلات روحی روانی ما قرار جریان بسازه با بخشش هست پروسه بخشش پروسه خیلی راحتی نیست اشخاصی هستن که آسیب های خیلی جدی از گذشته خوردن و برازی که ببخشن نیاز به زمان دارن ولی در نور خدا در کلام خدا در مشورت با مردان خدا به این نتیجه می رسن که باید ببخشن اگرچه بخشش سخت هست اگرچه نیاز به زمان داره ولی در نهایت بخشش هست که برکات رو وارد زندگی می کند کلام خدام بر ما می گه که خداوان قدم اول را برداشت از ایسای مسیح شما یاد کردین و در کلام خدا ما می خوانیم می گه با زخمهای از اون ما شفای آفدیم یعنی خداوان قدم را برداشت ما هم باید قدم خود را برداریم یک سوال دیگه هم ما چگونه با کسای خب در بین افغانها هم چی مسیحی چی غیر مسیحی همه گفتیم که آسیب دیدن ولی دو گروه است یک تعداد تا حدود از ای آسیب ها شفای آفدن ولی یک تعداد زیاده انوز هم با ای آسیب ها زندگی می کنن روحی و روانی اینالا او کسایی که شفای آفدن ما چگونه اینا چگونه برخورد کنند چگونه بهت کمک کنند دگرها را چی در خانواده باشد چی در قلیصه باشد چی در بین اجتماع باشد که اونا هم بتانند این قدم ها را بگذارند بسیار ازی که ما اگر مثلا یک کس خشم دارد همیشه او رو بگویم تو قار میشی برو پیش دکتر پیش دکتر اصاب برو پیش دکتر اصاب برو این حالت را خوب نمیسازند ما چی کنیم چه روش را شما پیشناد می کنید با کسایی که انوز آسیب هایشان شفا نیفتند تشکر بادر شاید جان به نکته خیلی خوب اشاره کردید یک مطلب می خواندم این مطلب در رابطه با فلسفه اخلاق است و موضوع رنج رو بررسی می کند که اشخاصی که رنج کشیدن و رنج دیده هستن یکی از طرز برخوردهای صحیحی که باید انجام بدن این است که رنجی رو که تجربه کردن اجازه ندن دیگران این رنج رو تجربه کند یکی از طرز برخوردهای صحیحی کتاب مقدسی هم امی است ما یادم از پدر ما بارها و بارها برمان می گوه بچهم من این رنج رو متحمل شدم و دوست ندارم تو هم این رنج رو متحمل شوی و این صحبت توعمه با محبت بود نه توعمه با بار توعمه با تحقیر توعمه با محکومیت و ما خیلی باید تلاش بکنیم انسان هایی که در اطراف ما هستن و در تنهایی به سر می برن انها رو محبت کنیم خود ما هم انسان های رنجیدهی هستیم که از جاهای مختلفی آسیب و زخم کردیم ولی قرار نیست که ما روی دیگران یک بار ببذاریم و انها رو تحقیر کنیم و به انها اجازه ندیم که سر خود رو بالا کنند در واقع ایسای مسیح کل گیره تشویق میکرد و وقتی که ایسای مسیح با زن زناکار روبرو شد بر از او چی گفت؟ گفت که هیچ کس تو رو محکوم نکرد من هم تو رو محکوم نمی کنم برو و دیگر گناه نکن اولین قدمی که ما می تانیم برداریم این استش که دیگران رو قضاوت نکنیم به انها اجازه بدیم برداریم که ما می تانیم یک شخصی را شناسایی بکنیم که این آسیب ها، این مشکلات روحی روانی مربوط به گذشته ای شخص هست که خودش شد زیاد در اون دخیل نبوده ما اینجا می تانیم وارد منطقهی شویم که دیگران رو به راحتی قضاوت نکنیم و اگر هم قضاوت میکنیم قضاوت هایی باشه بر اساس احساساتی که این شخص در گذشته داشته و آسیب هایی که در گذشته می تانه متحمل شده باشه اولین قسمت می تانه این باشه ما یک دیگر رو دخت بکنیم و به یک دیگر کمک بکنیم و برای اونها بارهای اضافه را در نظر نگیریم و دومین قسمت می تانه موضوعی باشه که مربوط به جامعه مسیحی و کریساییست خیلی ها فکر میکنند که چون ایماندار هستند و روحانی هستند نمی تانند متحمل رنج شده باشه یا متحمل درد شده باشه و یا آسیب هایی روحی و روحانی ندارند و بعد ما در داخل کریسایی و یا بین ایمانداران یک نسخه ثابتی را می بینیم که برای یک دیگر خود می پچند می گنند که مگر تو دعا نمی کنی مگر تو کلام نمی خوانی مگر تو در حضور خدا نمی ری برو پرستش کن از این رنج و درد و مشکل آزاد می شود ولی این نسخه نسخه واقعی نیست این نسخه نسخه ایست که ما خود ما جور کردیم آهان، می دانید چی هست؟ وقتی ما وارد یک فضای روحانی می شیم و تلاش می کنیم که یک نگاه تکبودی داشته باشیم و تلاش نمی کنیم وارد زندگی شدیم در صورت که خدا آدم رو وارد زمین کرد که زندگی کنه هم بخش روحانی و هم بخش جسمانی و زندگی که او داره سپری می کنه پس وقتی ما با یک جنبه می خواییم دیگران رو قضاوت کنیم نسخه ثابت می دیم برو دعا کن، آمین که دعا و پرستش و رابطه بله، یک جای شک نیست خداوان شفا می ته دعا و بسیار مهم است ولی همچنان محبت و شیوه های از این که چیگونه ما با کسایی که آسیب دیدن برخورد کنیم این بسیار مهم است دوستای عزیز میریم یک سرود رو با هم می بینیم دوباره برمی گردیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی آیا می خواهید برنامه های قبری راز زندگی را تماشا کنید؟ بس لطفا با ادرس راززندگی.کم مراجعه نموده از میان انامین و متنامی برنامه موضوع مورد دفعه تنراند کاب نموده تماشا نماید موسیقی دوستای عزیز ما در بخش اخیر برنامه استیم و امروز در مورد آسیب های روحی و روانی صحبت کردیم با دانیال جان خوب یک سوال دیگه هم دارم دانیال جان که برخورد یا واکنش یا اکسل عمل مصیحی ها با غیر مصیحی ها در مورد آسیب های روحی و روانی چی تفاوت داره؟ مثلا اکثران کسانی که مصیحی نیستن اقتداد افغان ها اونا هم ای آسیب ها را دارن میدانند یا ای که تجربه کردند اونا شاید ما فکر میکنیم که کش کنند که مثلا قط رابطه کنند یا خود را تنها نگاه دارند یا به خوشی های معقدی مثلا شراب یا قمار یا سگرت یا چرس یا مسائل دیگه
شما این چی فرق را بین واکنش مسیحی ها و غیر مسیح ها در برابر آسیب های روحی و روانی می بینید؟ آهان، تشکر برادر شاید جان. خب یک موضوعی که اول دوست دارم به او اشاره بکنم یه استش که وقتی که من یک امتیاز دارم و می تانم از او امتیاز استفاده کنم و وقتی از او امتیاز استفاده نکنم یعنی در واقع او امتیاز به من هیچ کمکی نمیکنه و من با دیگر اشخاصی که از او امتیاز استفاده نمیکنن هیچ فرقی ندارم. حالی در جامعه مسیحی و یا ایماندارانی که ما و شما میشنسیم کلام خدا میگرد شما فرزندان هستید و کلام خدا ما رو تشویق میکنه به مشارکت در کلیسا و با یک دیگر برای تشویق بنا تعدیب و یا هران چیز نیکویی که به واسطه روح خدا و کلام خداوند میتونه در زندگی های ما جاری شوه. اگر ما از این امتیاز استفاده نکنم با دیگران چه فرقی دارم؟ خب مطمئنن هیچ فرقی ندارم. اگر ما بخواییم این تفاوت رو به این نفر در نظر بگیریم که یک شخص ببینه که آلی من مسیحی هستم و از با دیگر اقوام تفاوت دارم درست از تفاوت داری به شرطی که از امتیازهایی که در مشارکت و یا در بودن با خدا هست استفاده کنی. من نمیخوایم دوباره یک نسخه صحبتی را بپیچوم و بگویم چون تو مسیحی هستی نه. من میخوایم در رابطه با این صحبت کنم که اگر ما از امتیازهایی که در رابطه با خدا داریم به عنوان ایمانداران در کلیسه و یا در مشارکت با یک دیگر مطمئنن استفاده کنیم مطمئنن از تنهایی خارج میشیم. مطمئنن برادر ایماندار من آینه من میشه و من میتونم خود را در اون پیدا کنم. کلیسه میتونه آینه باشه. کلام خدا میتونه آینه باشه. و من میتونم خود را در کلیسه اصلاح کنم. مشارکت یعنی که بودن با خداوند و اگر کسی در تنهایی و انذباه باشه آیا میتونه خود را در آینه دیگر را ببینه؟ آیا خدا میتونه بر از اون مشکلات خود اون را نشان بته؟ بلی به محض از یک وارد مشارکت میشه متوجه میشه که چه ضعف ها و یا چه آسیب هایی در وجودش هست. پس این امتیازی هست که همه ما میتونیم از اون استفاده کنیم. مشارکت میتونه باعث برکت یکایی که ما باشه. پس تنها فرقی که ما میتونیم با دیگران داشته باشیم یکی ای هست و دیگر حضور خداوند روح القدس با ما هست. خداوند به ما نشان میده. اون ما را حکیم میسازه. وقتی از اون پرسان کنیم اون جواب میده. اون یاد آوری میکنه و مشکلات آسیب های ما را به یاد ما میاره. و کمک میکنه که ما قدم برداریم. نه در تنهایی بلکه بودن با خداوند. یکی از نام های ایسای مسیح ایمانویل هست. خدا با ما هست. خدا در ما هست به واسطه روح القدس. و اون میتونه ما را برکت بده نشان بده عبور بده و کمک کنه که در این پروسه شفا تنها نباشیم. اگر که بخواییم باز به این موضوع تحکیت کنم میتونه موضوع تنها نبودن ما باشه. که ما تنها نیستیم اگر از این امتیاز استفاده کنیم. یکی از دوستهای ما بود او را خب ما همه پدر و مادر ما را در خردی یا حتی جوانی هم زدن لط کردن و این کار همین ما شما تجربه کردیم. و او که بزرگ هم شد بلاخره خودش بچه خود را هم امتیاز میکرد. ما گفتیمش که چرا ای را میکنی؟ گفت بخوادر که ما امتیاز خوردیم باید بچه ما هم این تجربه لط خوردن را یا این کتک زدن را داشته باشد. این شکل که در دنیا است ولی برخلافش در مسیحیت باوجود که مسیحی ها در دو هزار سال گزشته زیادترین آسیب را دیدن و میبینند. در دو هزار سال گزشته مسیحی ها زیادترین آسیب روحی روحانی را در نقاط مختلف دنیا دیدن و امروز هم میبینند. ولی چیزی که مسیح با ما میگه که باوجود اینکه آسیب میبینیم ما به دگرها آسیب نمیرسانیم. یعنی اگر بتانن مسیحی ها در قدم اول باوجود اینکه آسیب دیده استند باوجود اینکه این مشکلات را دیدن یا میبینند کشوش کنیم همیما که آسیب نرسانیم زرر به دگرها نرسانیم در هر نقطه زندگی گی باشه این شاید قدم اول از شفا باشه خوب دانیال جان اگر شما امروز درس را نتیجه گیری کنیم خلاصا شما چی میگن برای همیما در این مورد؟ خیلی باز شما خوب اشاره کردید من میخوایم باز این از دستم خطا نخوره موضوعی که شما اشاره کردید دنیایی که پر از انسانهای رنجور هست انسانهای دردمند انسانهایی که در رنج کلان شده این دنیا در رنج ادامه پیدا میکنه اگر در این دنیایی که پر از رنج شفا نباشه بخشش نباشه همونطوری که گفتید کودکی که یا بچهی که در رزگی لط خورده تحقیر شده توحین شده محدود شده یا آسیب دیده او کلان میشه و به دیگره آسیب میزنه او کلان میشه و به جامعه آسیب میزنه ولی بستر کلیسه بستر یه هست که محبت خدا شفا را وارد میکنه و در اونجا شخص با ایسای مسی با روح خداوند با مشارکت با ایماندارا روبه رو میشه و ای پروسه قت میشه ایسای مسی میگه دشمنان خود را لعنت نکنید بلکه برانها دعای برکت کنید و یا ایسای مسی میگه خوشا به حال شما که به خاطر من جفا میبینید ایسای مسی خوشا به حالها رو برای کسانی که در جفا هستن معرفه میکنه شاید امروز در وطن ما و شما در افغانستان و یا در محاجرت در پاکستان در ایران در ترکیه در جای جای دنیا در یونان ایمانداران دوشار رنج و زحمت و جفا هستن ولی خدا آنها را دعوت میکنه به آرامش دعوت میکنه به رابطه دعوت میکنه به دعای برکت که بتونن دعای برکت کنن برای یکدیگه خود و برای گ mutta خراب کلام خدا ما رو دعوت میکنه که حتی بعری اربان قدرت و سیاست ها دعا کنیم کلام خدا میگه برای کسانی ای که حکومت میکنند دعا کنید ما رو دعوت میکنه به آرامش ای که از جنس خدویان و از جنس معبت هست و در نهایت اگر ما بخوای موضوعاتی را که گفتم با هم جمبندی کنیم قدم اول شناسائی هست که ما رشیابی کنیم قدم دوم برخورد صادقانه هست که ما با صداقت با مشکلی که داریم روبرو شویم و قدم بعدی مسئولیت پذیر بودن در برابر او مشکل هست و اگر ما مسئولیت خود به گردن بگیریم و گردن دیگران ندازیم حرکت بعدی که بخشش هست رو شروع میکنیم و بخشش میتونه قدمی باشه که ما را در این پروسد و چار شفا کنه تشکر دانیال جان دوست های عزیز امیدوار هستم که همه شما هم از این برنامه استفاده کرده باشین در مورد آسیب های روحی و روانی و ما دعا میکنیم که خداوند شفا بده شفای از اون جاری باشه همچنان شما با دیگرها مشارکت داشته باشین شما با دیگرها با دیگر ایماندارا در خانواده همچنان در بین دوستا یا کلیسا شما مشارکت داشته باشین همچنان اگر ضرورت هست از کسایی که در این مورد متخصص هستند از اونا مشوره بگیرین و باز کنین خداوند هم از کمکشه بخواین که او هم شفا بده شما را همه تانه به دست های مبارک خداوند میسپارم و شفای خداوند از طریق ایسای مسیح از طریق دست پر از فیض پر از محبت و پر از مهربانی ایسای مسیح شامل شما باشه و امید و دعای مایی هست که هیچوقت دیگر شما از لحاظ روحی روحانی یا روحانی آسیب نبینین به همین دعا بنام ایسای مسیح این برنامه را ختم میکنیم موسیقی موسیقی موسیقی