30 minutes
دوستهای مهربان سلام خوش هستیم که برای تقدیم کدنی برنامه دیگی اصل سر برنامههای خونرهای رهبری به شما خوش آمدید میگویم. دوستهای مهربان ما در برنامه گذاشته از تصویر توفه نمناسب استفاده کده در باره رابطه بین رشد استعداد و رشد شخصیت گب زدیم. ما گفتیم اگر متناسب با رشد استعداد شخصیت و معنویت ما رشد نکنه این موضوع باعث میشه که ما نتانیم درست رهبری کنیم و یا به خاطر استعداد خود موقعیتی را که به دست آوردیم حفظ کنیم. در صحبت امروز یک تصویر دیگر را پیش روی خود میمانیم و با استفاده از او کوشش میکنیم که چطور میتانیم در رهبری کدن رشد کنیم. سنویندهی عزیز، آیا به این نقطه متوجه شدین که کمپیوتر و ذهن و یا مغز ما با هم مشابهت دارن؟ کمپیوتر میتانه او معلوماتی که برش داده شوه او را تحلیل و تجزیع کنه و نتیجی او را پس به ما بته. تا وقتی که به کمپیوتر معلوماتی داده نشوه او از خود نمی تانه چیزی را اختراق کنه و برای ما بیرون بته. مغز انسان هم به این شکل است. ذهن ما هم او چیزی که برش داده شده او را دوباره پس انعکاس میته. مغز و ذهن ما چیزهای را تحلیل و تجزیع میکنه و بعد از او اونا را انعکاس میته که یا از طریق دیدن یا شنیدن و یا لمس کدن او را دریافت کده. اگر به کمپیوتر چیزهای چطی و بمانی را بتیم او برای ما هم چطیها تا پس میته و اگر به مغز خود هم از طریق دیدن و یا شنیدن آشخال بتیم مغز ما آشخال را پس برای ما میته. اینان مثل او زرب المثل مشهور ما که میگیم چیزی را که میکاریم او را درو میکنیم. چیزی را که در کمپیوتر میکاریم و یا چیزی را که در مغز خود میکاریم نتیجه و یا حاصل او را درو میکنیم. و خلاصا در هر چیز از کمپیوتر استفاده میشه. بعضی اجزای ما فکر میکنند کمپیوتر میتوند از خود چیزها را به وجود بیاره و یا اختراق کنه اما اطر نیست. کمپیوتر چیز را که انسان برش میته او را تعلیل و تجزه میکنه و نتیجه او را به ما میگه. کمپیوتر میتوند برای یک شخص بهترین دوست و یا ای هم امکان داره که برای او خرابترین دشمن باشه. بخاطر که کمپیوتر هم میتوند از وقت ما سرفجویی کنه و هم اگر معتاد و شدیم میتوند وقت گرانبههای ما را زایی کنه. وقت که به کمپیوتر یا داشتها را بتیم اگر ما او یا داشتها را هم فراموش کنیم کمپیوتر او را همیشه به حافظه خود نگاه میکنه و ار وقت که ما بخواییم او را پس به ما میته. کمپیوتر شمارههای تیلفونها، آدرسها، اصنات، اکسها، فلمها، آواز و نوشترها که در حافظه کمپیوتر داخل کنین او را حفظ کرده پیش خود نگاه میکنه. بلالا و چون توسط کمپیوتر میتانیم با استفاده از انترنت با دوستهای خود درتماس شویم و با آنها اطلاعات را تبادله کنیم، ای هم امکان داره که باعث مزایمت دیگرها شویم و یا ایقدر خود را در کمپیوتر مصروف بسازیم که ما را از کار و بار زندگی هم بکشه. ذهن ما هم ایناً مثل کمپیوترهای پیش رفته کار میکنه که به برق و بیتری هم ضرورت نداره. ما مجبور نیستیم که در هر جای او را به برق پلک کنیم. ذهنهای ما کمپیوترهای هستن که هر جایی که میریم اونا را میتانیم امراه خود ببریم. در هر جایی میتانیم در اونا اطلاعات و معلوماتها را ذخیره کنیم. ما کسایی را که ملاقات میکنیم یا چیزهایی را که میخانیم و یا یاد میگیریم, هرچیز خوب باشه ویا بد باشه, ذهن ما او را در خود ذخیره کنند افصوی کند. از همین خواهدر که رہبارهای حوشیار معلومات به درد بخر را در ذهن خود ضخیره میکنند. اونا معلوماتی که به درد بخر نباشه او را در زهن خود ضخیره نمی کنند. به خاطر که اونا میفامند اگر در زهن خود چطیات ضخیره کنند, چطیات را پس خواد گرفتند. شنوینده ی عزیز، ای کاملاً ثابت شده است. از هرچیزی که زهن انسان پرشده باشه به او اساس حمل میکند. به هرچیزی که فکر و زهن ما مسروف باشه ما به او اساس حمل میکنیم. این موضوع بسیار چیزا را به ما روشن میسازه. کسایی که همیشه گفتهای دشمنی، انتقام و نفرت را شنیدند و فکرهایشان از این قسم گفتها پر شده، اونا این چیزا را به اشکال مختلف در زندگی عملی خود انکاس میتند. در خانواده هایی که همیشه این قسم گفتها میشه، اولادهایشان هم خشن، انتقام جوه و لجود بار میآیند. وقتی که اونا کلان میشند و حتی مسئولیت رهبری را به دوش میگیرند، این چیزا در زندگی عملی اونا انکاس میکند. در یکی از پانتونهای امریکا، چیز را که انسان میبیند تاثیر او را به مغز انسان مورد تجربه قرار دادند. در نتیجه تجربه معلوم شد، جوانان که زیاد سحنههای خشوندبار دیده بودند، اونا قدرت تفکر یادگری طوان استدلال کدند و طوان آتیفی یعنی احساس تراهم و دلسوزی کمتر داشتند. به خاطر ای که اونا با دیدن زیاد سحنههای خشوندبار، چیزهای نادرست از رسیدن خود سخیره کده بودند و حاصل او بیرحمی، بیهاوسلگی، لجاجت و انتقام گیری بود. ما پیشتر از کمپیوتر به شکل مثال به شما یادواری کدیم. مغزهای ما هم مثل کمپیوتر است. چیزی را که به او بیتی، او چیزی را پس میگیری. اگر چیزهای نادرستها به او بتیم، انتظار ای را باید نداشته باشیم که از او چیزهای خوب را پس بگیریم. یکان وقت ما میگیم اوه، این فلم به خاطر که اکشن یعنی کشتن و زدن و کندن زیاد داره، بره طفلا خوب نیست که او را بیبیدن. وقتی که طفلا خوش شدن و یا نبودن او را میبینیم. در حاله که این چیزی که بره طفلا خراب است، بره کرانا هم خراب است. کرانا هم با دیدن اینطور فلمها جنگ با خشونت از ذهن خود سخیره میکنند و هر چیزی که در ذهن خود سخیره کدند او را در ز پسنداز کدن و تاویل کدن پیسه در بانگ است. ارقدر پیسه که در بانگ سخیره کده باشین، شما اقدر پیسه را از بانگ میتونین پس بگیرین. فرق نمیکنه که شما خرد استین و یا کلان، بالغ استین و یا نبالغ، مهم ایست که شما چقدر و چی چیزی در حساب تان پسنداز کده این. یک وقتی یک دختر که تصمیم گرفته بود از حسای مسی پیروی کنه، اما هنوز هم در شک بود. یک قسمت زهنش او را به طرف رای راست ادایت میکد، اما قسمت دیگی زهن او هنوز هم سرکش و نافر ماند بود. ای دختر جوان تصمیم گرفت که این موضوع را امرای کشیش کریسا در میان باند و از او مشوره بگیره. او مشکل خود را به کشیش این قسمت مطرح کرد. در ذهن ما مثل ایست که در او دو سک در جنگ باشند. یک سک خوب و دگه سک خراب. کشیش این موضوع را خوب درکت که هر کدام این سکها در تلاش ایستند که کنترول ذهن دختر را به دست خود بگیرند. در حقیقت جنگ این دو سک سر این موضوع است. در آخر کشیش از او سوال کرد. کدام یک از سکها قویتر هستند؟ دختر بعد از بخش کدن جواب داد. فکر میکنم سک که من زیادتر به اون نان میتم، او قویتر باشه. این بهترین نمونه جنگ و جدل درونی انسان است. این به ما مربوط است که به کدام سک زیادتر نان میتیم. اگر به سک خوب زیادتر نان دادیم، او زیادتر قوی میشه. و اگر به سک خراب زیادتر غذا دادیم، او زیادتر قوی میشه. یعنی هر کدامه که زیادتر پرورش کدیم، او زیادتر نمو کده قوی میشه. رحبران حوشیار متوجه این موضوع هستند. اونها میفهمند که به کدام سک زیادتر نان بتند که قوی شود. رحبران حوشیار کتابهای خوبها میخوانند. اونها فلمهای خوبها میبینند. اونها به بیانههای خوب گوش میتند. اونها مشورههای انسانهای خوب و با تجربه را میشنوند. به این ترتیب، اونها کوشش میکنند که سک خوب درون خود زیادتر غذا داده قوی بسازند. تا که سک خراب درون خود مخلوب بسازه. رحبران ورزیده و فامیده چیزهایی را در ذهن خود زخیره میکنند که در آینده بتانند از اونا بر رشد شخصیت و تقویه محارتهای رحبری خود استفاده کنند. این رحبرا هستند که در موضوعات مهم تصمیم میگیرند و فیصله میکنند. اگر اونا چیزهای خوبه و مفیده در ذهن خود زخیره کنند، با اونا در وقت تصمیمگیرههای مهم و مشکل کمک میکنند. ایتون رحبران میتانند که تصمیم درست بگیرند و فیصله درست بکنند. رحبران وردسیده چیزهای را در ذهن خود زخیره نمی کنند که در وقت تصمیم گیری زهن اونا را پریشان به ساسند. اونا چیزهای را در زهن خود زخیره نمی کنند که در وقت تصمیم گیری اونا دودله باشند. احترام که رحبران از دیگرها به دست میارند و به چیزی که به اونا در کمپیوتر زهن خود زخیره کدند ارتباط مستقیم دارند. یعنی اگر ما ارقدر چیزهای خوب را در کمپیوتر زهن خود زخیره کنیم، احترام ما در بین امکاران ما و مردم زیاد میشود. و اگر ما چیزهای خراب را در کمپیوتر زهن خود زخیره کنیم، اطمن نتیجه برحقس است. ما چیزی را که اگر خوب باشه و یا خراب که در زهن خود زخیره میکنیم، او حتما یک روز از زهن ما بیرون میره. شنونده ازیز، آیا شما میخواهید که توسط زندگی خود، در اطراف و محیط زندگی کارتان یک تاول باوجود بیارین؟ آیا شما میخواهید تاول در اطراف و محیطتان باوجود بیارین که اتا توسط او بتانین که دنیا را متاول بسازین؟ این موضوع به این تعلق دارد که امیان چیزی را به زهنتان میخورانید و در او زخیره میکنید. چیزی که آره در جوریان نه ساخته شدن هستین در آینده او چیز خواد شدین یا چیزی را که آره در مغزتان میکارین در آینده او چیز را در زندگی خود دروقات کدین؟ اجازه بتین که پیش روی شما شنونده ازیز یک سوال بانیم شما میفهمین کسایی که در بانکها کار میکنند به اصابههای مشترکینشان سروکار دارند. وقتی که مشترکین به اونا مراجع میکنند اونا یا از اصابه مردم کم میکنند و یا در او زیاد میکنند. هر مشتری بانک به اندازه که پیشه در اصابه خود پسنداز کرده او قدر پیشه را میتوند پس بگیره. آیا این اصابههای بانک و پسنداز به ذهن و فکر ما جهتهای مشترک دارد؟ در باره این سوال خوب فکر کنید. اصابه پسنداز بانک، فکر و ذهن ما. ما چی را در اصابه بانک پسنداز میکنیم؟ ما چی را در ذهن خود زخیره میکنیم؟ آیا ما میتونیم به عوض هزار افغانی که در اصابه خود زخیره کردیم یک ملیون افغانی پس بگیریم؟ آیا ما میتونیم به عوض چیزهای خرابه که در ذهن خود جای دادیم چیزهای خوب از او پس بگیریم؟ چرا وقتی که موضوع پسنداز در میان میاید ما یک قسم ددله میشیم و تصمیم گرفتن در این باره برما سخت تمام میشه؟ یک نصیحت اکیمانی قدیمی در امثال حضرت سلیمان است که میگه فرزند من به سخنان من گوش بده و به آن چی میگویم توجود داشته باش. آنها را در قلب خود حفظ کن و هرگز از زیاد مبر. کسی که آنها را بفهمد از سرامتی و زندگی بهتری برخوردار خواهد شد. توجود داشته باش که احساسات خود را کنترول کنی. زیرا تمام جنبههای زندگی ترا تحت تاثیر خود قرار میدهند. سخنان دروغ و بیهوده را از دهان خود دور کن. با جرعت و ایتمنان به پیش رو نگاه کن و سرت را برنگردان. برای هر کاری که میکنی بدقت نقشه بکش تا کارهایت به خوبی انجام شود. حتی یک قدم از راه راست بیرون ماشو و از بدی دورین ما. در این نصیت اکیمانه از رت سلیمان به چیزی که در درون ما زخیره میشه بسیار تاکید کده مثلا گفت. آنها را در قلب خود حفظ کن و هرگز از زیاد مبر. سلیمان نوی به این تاکید کده اگر کسی به گفتهای حکیمانه ای او عمل کنه او میتونه که زندگی بهتری داشته باشه. اولین گفت حکیمانه ای او ای بود که توجه داشته باش که احساسات خود را کنترول کنی. کنترول کدن احساسات جنجالهای زیاد به احساس احساسات و کنترول نکدن احساسات به وجود میاید. هر کسی که بتانه احساسات خود را کنترول کنه و به عوض پیروی کدن از احساسات از فکر و عقل کار بگیره او شخص در زندگی خود معفق است. کنترول کدن و نکدن احساسات میتونه به تمام جنبههای زندگی ما تاثیر کنه. از این خاطر بسیار مهم است که موضوع کنترول کدن احساسات خود را در حساب بانک خود زخیره داشته باشه و در وقت ضرورت او را کشیده و از او استفاده کنه. گفت دیگه که سلیمان نبی گفت ای بود. سخنان دروخ و بیودا را از دهان خود دور کن. در پشتو یک ذرب مثل است. خپل جبه هم قراده هم بلا. زبان ما میتونه مثل قلعی مستحکم برای محافظت ما باشه و هم میتونه بلای جان ما شوه. سخنان بیودا و دروخ هم ما را به عیسیت و به اعتبار میسازه. سخنان بیودا و دروخ شخصیت ما را به زمین میزنه و نابوت میکنه. برای یک رهبر لازم نیست که سخنان بیودا و دروخ و بیمانی از زبان او خارج شوه. برای یک رهبر لازم است که در حساب بانک خود ای را هم زخیره کنه که به گفتهای خود متوجیه باشه که گفتهای بیودا و دروخ از زبان او خارج نشه. ار وقتی که دهان خود را برای گفت زدن باز میکنه او را به یاد خود بیاره. برای هر کاری که میکنی بدقت نقشه بکشت تا کارهایت به خوبی انجام شود. این گفت چقدر مهم است دولت ما وجود ما اکثرا به این متهم میشه که ایچ پلان کاری و اجندا نداره. نه تنها دولت بلکه وزراء و روحسهای ما به این متهم میشن که اونا هیچ پلان کاری ندارن و به شکل پیش آمد و خوش آمد روان استن. سلیمان نبی که خودش پادشای مقتدر هم بود او حتی تقریبا سی هزار سال پیش به اهمیت داشتن پلان و نقشه در زندگی و کار متوجه شده بود. متاسفانه بعض رهبران با دستای خالی در مجلسها شرکت میکنن. اونا بدون تیاری و امادگی میباشن. بیتر از رهبرای که این کار رو میکنن به سخانان اکیمانه سلیمان نبی دقیق کنن و این را در حساب خود زخیره کنن و در زندگی عملی و کار از او استفاده کنن. نصیت آخر سلیمان نبی ای بود که یک قدم از راه راست دورمشو و از بدی دورین ما. برای راست و راستی را رفتن و اتا یک قدم از او دور نشدن ای گبه کاملا درست است که ما میگیم راستی زوال نداره. ای کاملا درست است که ما میگیم ایچ کس از راه راست گم نمیشه. راستی بیترین صفت یک رهبر و یک شخص است. کسی که حساب بانکی او پر از راستی است او هیچ وقت را گم نمیشه و عزت و خرمت او زوال پیدا نمی کنه. شنوینده ازیز توجه و کدن به ای که ما چی چیزا به مغز خود میخورانیم ویا چی چیزا در حساب بانکی خود زخیره میکنیم بسیار مهم است. کارهای حملی ما و زندگی روزمره ما از خوراکایی که به مغز خود دادیم ویا چیزهایی که در حساب بانکی خود زخیره کردیم آب میخورند. ای به ما مربوط است که شهده به مغز خود میخورانیم ویا زهره. بر ای که ما بتانیم بر خود معروم کنیم که هر روز ما چی چیزا به ذهن خود میخورانیم، بہتر است در یک صفحه کاغذ دو لست بسازیم. یک لست چیزای خوبی را که به ذهن خود میخورانیم و یک لست با چیزای خرابی که به ذهن خود میخورانیم. در ای دولست تمام چیزها مثل کتاب که میخوانند، پرוגرامهای تلویزیونه که میبینید، با دوستهای که صحبت میکنند مثل ای چیزها را در ا برای خود معروم کنین که شما چی چیزا همه روزا به ذهن تان میخورانیم؟ آیا شما فکر میکنین که به سگ خوبی در اون خود نان کافی میتین؟ اگر جواب تان نیست ده این بارا توجه کنین. شنوینده ازیز، آل شما را به شنیدن یک آهنگ داوت میکنم. ایتمنان داریم که از شنیدن او لذت ببریم. ایتمنان داریم که از شنیدن او لذت ببریم. ایتمنان داریم که از شنیدن او لذت ببریم. امه محتک بیراری، امه محتک بیراری، ویا از کابل و بلخ و تخاری، امه محتک بیراری، امه محتک بیراری حق از لوکر و خزمی و هاراد، ویا ایتمند ویراد، ویا ایتمند ویراد گیرش کو پک دیا و ننگه هاری، امه محتک بیراری، امه محتک بیراری، ویا از کابل و بلخ و تخاری، امه محتک بیراری، امه محتک بیراری امه محتک بیراری حق از کند زفن، شهر و پغمان، بدخشان و سمنگان، بدخشان و سمنگان گیرش کو پک دیا و ننگه هاری، امه محتک بیراری، امه محتک بیراری، ویا از کابل و بلخ و تخاری، امه محتک بیراری، امه محتک بیراری امه محتک بیراری وراره اکه جان دادر بیرار من، شریکی کروبار من، شریکی کروبار من شرمندی عزیز، یکی از رسولان و شاگردان بسیار نزدیک ایسای مسیح به نام شمهون پترس است وقتی که ما زندگی شمهون پترس رو از روی انجیل مقدس مطالعه میکنیم، حقائق جالب و آموزنده را میتانیم از او بیاموزیم شمهون در اول یک مایگیر ساده بود که بغیر از کنیسه یعودی دیگه کدام تعلیم بخصوصی آسل نکده بود، تقریبا گفتم میتانیم که او یک آدم کمسواد بود امه شمهون باوجودی که از لحاظ جسمی قوی هیکل بود، امه از لحاظ شخصیت و کرکتر آدم احساساتی بود که زود تصمیم میگرفت، بسیار گپ میزد، امه به عملی کدن او چندان توجه نداشت شمهون در جایی که باید خاموش میبود گپ میزد و در جایی که باید گپ میزد او چپ میبود، در جایی که باید بیدار میششد او را خواه میبود و جایی که باید او آرام میششد و ایچ کار نمیکد او اطمن یک چیزی میکد پتروس که ایتون یک شخصیت و کرکتر داشت وقتی که اولین دفعه ایسای مسی او را ملاقات کد یک گب عجیب به او زد، ایسای مسی به او گفت تو شمهون بسر یونا هستی ولی بعد از این کیفا یا پتروس به معنای سنگین نامیده میشوید ای فرموده ای ایسای مسی به شمهون مثل ای بود که کسی به روبا بگوید که تو بعد از این شیر خواهی بود شمهون خاصیت ریک ماننده داشت او در ایچ چیز صبات و پایداری نداشت اما ایسای مسی برش گفت بعد از این تو سنگین ویا سخرا هستی آیا ایسای مسی در باره کرکتر و شخصیت شمهون معرومات نداشت که به او لقب پتروس ویا سخرا را داد؟ نه ایطور نبود، ایسای مسی از تمام خصوصیات شمهون باخبر بود که او یک آدم ترسو و بی صبات هست اما با وجود او هم به شمهون این لقب را داد شمهون پتروس این مایگیر ساده و کم تحصیل و این صاحب شخصیت مثل ریک و ترسو بلاخره با پایداری کنن از ایسای مسی به شخصیت حقیقی که ایسای مسی برش لقب پتروس ویا سخرا را داده بود تددیل شد این یعنی شمهون بودن او کم شده رفت و به خصوصیت سخرا بودن او یعنی پتروس بودن او علاوه شده رفت وقتی که ایسای مسی بعد از مسلوب شدن و رستاخیز به آسمان سعود کرد شمهون به رهبر بی ترس پیروان ایسای مسی تبدیل شد در کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس میخانیم که پتروس با بی ترسی و استواری در ایمان به ایسای مسی موزههای عالمانه و پر از روح خدا را ایرات میکنه که در نتیجه ایو ستها نفر ایسای مسی را به حیث خداوند نجات دهنده خود قبول میکنن و به او ایمان آورده شامل کلیسا میشن او در ایک قسمت موزه اول خود میگه خدا امین ایسا را پس از مرگ زنده کرد و همه ایما برهان گواه هستیم آل که ایسا به دست راست خدا بالا برده شده روح قدوس وعده شده را از پدر یافته و به ما ریخته هست پس ای جمعی قوم اسرائیل با یقین بدانید که خدا این ایسا را که شما مسلوب کرده خداون و مسی ساخته هست چی چیز شمه اون را به پدر استبدیل کرد؟ چی چیز کرکتر و شخصیت ریگ مانند اون را به شخصیت استوار و مستحکم تبدیل کرد؟ ایسای مسی، پدر صرف با پیروی کدن از ایسای مسی او صاحب ایطور یک شخصیت شد که نامش در انجیل محفوظ است شنویندی عزیز، ایسای مسی عایبها و کمبودیهای درونی ما را خوب میفهمه او میتونه که ضعفهای درونی ما را شفا بته، او میتونه به ما شخصیت قوی و باسبات را نصیب کنه ای در صورت امکان داره که کسی با او اعتماد کنه و از او بخواهه که ضعفهای درونی او را شفا بته شما اتمنان داشته باشین که ایسای مسی با وعدهای خود وفادار است دوستهای مهربان، آن شما را به شنیدن یک سرود روحانی دعوت میکنیم ایسای خداوندر کو همو کتل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم باطل است هر فقر حبر و موت و تاریخی نور الفتش هم را حال نیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم دستگیر کامل را دهر زیازل دارم