Fun House Mirror

  30 minutes

Download

Programme Script / Lyrics

موسیقی سلام دوستای مهربان و شریدن صحبت جدید در باری هنرهای رهبری خوش آمدین امروز می‌خوایم که روی یک هنر دیگهی رهبری با شما گفت بزنیم ما هم با شما عزا سلام و اعترامات خودت تقدیم می‌کنم از خدا من می‌خوایم که خوش و سلامت باشین ما توسط این سلسل صحبت‌ها با استفاده از در نظر گرفتن مثال و تصویر مطالب بسیار مهم به ارتباط رشد شخصیت ما در رهبری کدن به شما تقدیم می‌کنیم در صحبت گذشته ما با استفاده از تصویر ترموستاد و ترمومیتر مطالب را به ارتباط هنرهای رهبری به شما تقدیم کدیم ما گفتیم بزرگ رهبرا و اشخاص مثل ترمومیتر هستن که از خود فکر و نظر ندارن اونا صرف وضع محیطی که در اون قرار دارن اون را اینکاس میتن اونا هرچیزی که دگران می‌کنن اونا هم می‌کنن و یا به اسطلاه اونا صرف دنبال رو هستن اما یک تیداد رهبرا و اشخاص مثل ترموستاد هستن اونا می‌تنن به شرایط و محیط بیرون خود تاثیر بانن و او را مطابق به محل خود تغییر بتن ای طور اشخاص پر دروندار و به گفت و عمل خود استوار هستن اونا چیزی را که میگن او را می‌کنن شنوینده یزیز شما در خانه آینه ای که ما شما روی خود را در اون می‌بینیم اطمان دارین هر کس وقتی که ای طور آینه را می‌خرا با اون خوب فکر و دقت می‌کنه که تقلوبی و یا قلب نباشه منظور ما از آینه تقلوبی و یا قلب آینه ایش که رویش هموار نمیباشه و به ای خاطر ما روی خود را در اون به شکل دیگه می‌بینیم کسی خوش نداره که ای قسم آینه را بخرا اما در سرکس‌ها از این قسم آینه‌ها برای ساتری و خنداندن مردم استفاده می‌کنن در سرکس‌ها سطح آینه قد نمارا قصدان انوار نمیسازن تا چیره ای آدم و یا قد آدم در اون خنددار و عجیب مالم شوه در این آینه‌ها یا آدم بسیار چاق مثل دیو و یا بسیار قد بلند و یا بسیار قد پخش و لاخر مالم میشه و یا بینی آدم به یک شکل دیگه مالم میشه این آینه‌ها صرف برای تفریه و ساتری هستن شکل و صورت و قد و قامت ما در این قسم آینه‌ها بشکل که ما واقعا هستیم مالم نمیشن از این خاطر تصویر ما در این آینه‌ها برای ما خنداور هستن جای بسیار تحصف هست که بعضی رهبار‌ها ای قدر در خودخواهی وسوسه میشن که حتی تصویر دروهین از خوده مثل آینه‌های تقلبی به مردم بنمایش می‌گذارن این هم جای تأصف هست که بعضی رهباران از خود شناخت درست ندارن یا واضح تر بگویم خود خوب نمیشناسن اونا تصویر واقعی از خود که واقعا چی هستن ندارن به این گفتان یک شوخی به یاد مامد قسم می‌کنند یک آدم که هیچ وقت روی خود در آینه ندیده بود به صورت تصادف یک آینه را در راه یافت وقتی که در اون چیری خود را دید گفت تو هستی او را پس به زمین ماند و رفت چون چیری خود را ایچ ندیده بود فکر کند کسی دیگه است بعضی رهباران واقعا به این شکل هستن که خود را خوب نمیشناسن رهبارانی که چیری غیری واقعی خود را به مردم نشان میدن اونا نمیتونند دی این کار تا آخر معفق باشن بلاخره مردم اصلیت اونا را می‌شناسه و اونا رسوامشن در انتخابات پارلمانی گذاشته شخص می‌خواست که از یک محل به عیس وکیل به شورا انتخاب شوه ما به او یک نام فرضی امید مظلومیار را می‌تیم مظلومیار صاحب می‌خواست که به عیس وکیل انتخاب شوه اما بسیار زود متوجه شد که بسیار چانس کم به وکیل شدن داره مظلومیار صاحب در بین مردم او قدر شورت نداشت بخاطره که او وقت زیاد خود را در مهاجرت در خارج دیر کده بود دیگه او هیچ تحصیل هم نکده بود بر علاوه او تجربه رهبری کدن مردم هم نداشت او صرف به یه می‌بالید که خارج دیده هست وقتی که او خود را کاندید کرد چند روز بعد دید که بسیار آدم‌های سرشناس و تحصیل کرده و با تجربه هم خود را کاندید کردن او ایران بود که چطور کنه که از بین ایقدر کاندید‌ها او رای ببره مظلومیار صاحب صرف دو چیز داشت که می‌تونست به او اعتماد کنه اول پیسه و دوام زبان تیز وقتی که تبلیغات انتخاباتی شروع شد کاندیدهای دیگه از تحصیل و تجربه کاری خود گپ می‌زدن حمید مظلومیار هم اول یک دروغ گفت یک شهادتنامه ساختگی را به مردم نشان داد و ادعا کرد که او در خارج دحصیل کرد وقتی که متوجه شد که ای دروغش چلید به تخیبش ادعای ای را کرد که در خارج چند سال نمائندگی پناهنده‌ها را کرد و بر اونا یک معصی خیریت آسیس کرد مظلومیار صاحب تانست که با دروغ و فریب از خود یک انسان دگه بسازه و در انتخابات برنده شد اما بعد ازی که کمیسیون انتخابات او را برنده اعلان کرد مردم خبر شدند که او برشان دروغ گفته اونا شکایت کردند و کمیسیون انتخابات او را رد سلایت کرد کسایی که با او رای داده بودند اونا فهمیدند که عمید یک آدم ساختکار و تقلبکار است او نه تحصیل کرده بود و نه تجربه کار داشت مظلومیار صاحب ازی ترس داشد که اگر اصلیت خود را به مردم بگوید مردم با او رای نخواد دادند و سر او اعتماد نخواد کردند ازی خاطر او اصلیت خود را پت کرد و چیره غیر واقعی خود را به مردم معرفی کرد شنوینده ازیز اکثر مردم از رهبر شدن ترس دارند بسیار مردم فکر می‌کنند که لیاقت رهبری کدن ندارند و یا اتر احساس می‌کنند که اقدر تجربه و لیاقت ندارند که مردم رهبری کنند ما و شما ازی هم ترس داریم که مردم ما را خوب بشناسند ما فکر می‌کنیم که اگر مردم ما را خوب بشناسند دیگه اونا امراه ما دوستی نخواد کدند چی برسه که سر ما اعترماد کنند و ما را به حیثی رهبر خود تین کنند ما وقتی می‌خواییم که تصویر واقعی خود را به مردم نشان بتیم بزودی به دروغ گفتن روی می‌اوریم وقتی در شخصیت خود از چیزهای احساس کمبودی می‌کنیم اکثرا از دروغ گفتن کمک می‌گیریم و او کمبودی را پورا می‌کنیم ما و شما بسیار کسا را می‌شناسیم که این کار را می‌کنند اونا بر اینکه خود را به خانواده مشهور نشان بتن دروغ میگن یا اونا به خاطر که خود را مهم جلوه بتن دروغ میگن اما این دروغها تا خیر پایدار نمیمانند و بزودی گریبانگیر خود ما می‌شند در پشتو یک ذرب المثل است که میگه در دروغ و منزل لند داری واقعا منزل دروغ کوتا است به خاطر راست جلوه دادن یک دروغ دروغه مجبور به گفتن چند دروغ دیگه میشه اما باز هم دروغه او برای بسیار وقت پت نمیمانه و بلاخره افشا میشه اگر ما به مردم تصویر اصلی خود را نشان بتیم امکان داره که نسبت به دروغ گفتن زیادتر پیش رفت کنیم مثل که شایر میگه راستی موجب رضای خدا است کس ندیدم که گم شد از راه راست یک امریکایی قصه عجیب زندگی دیوانوار خود را نوشته کده و در کتاب بنامه اگر می‌تونی مرا بگیر چاب کده ای آدم امریکایی فرانک نام داشت فرانک اسداد فوقلاده داشت که خود را در چیره کسی دیگه با مردم نشان بته ویا عکت کسی دیگه را بکنه او بسیار مردم را بازی داده بود که او دکتر، پیلوت، بانکدار، سرمایدار آدم بسیار مشهور و وکیل است او دکت ایچ کدام اونا نبود صرف در نقش اونا خود را با مردم نشان داده بود و اونا را بازی داده بود فرانک ای کار را وقت شروع کرد که نه و جوان شده بود وقتی که او به خود متوجه شد که قابلیت و استداد فوقلاده در بازی کردن در نقش‌های دیگرها دارد شروع به ای کار کرد او خود شناخته بود که در نقش دیگرها درست بازی کنه که مردم واقعا باور کنند که او ای کار را ساختگی نمیکنه بلکه واقعا او شخص هست او با اعتماد کامل که به خود داشت ای کار را می‌کرد بلاخره او از طریق ای کار خرچ و مصرف خود را پوره می‌کرد و با او زندگی می‌کرد پیش ازی که پولیس او را دزگیر کنه در یک عمل جرایی باعث دستیار داکتر به جرای کمک کده بود او ازاران دالر را از بانک‌ها دوزدی کده بود او اتا باعث پیلوت در جه‌های بسیار فوقلاده که مردم آرزوی دیدن اونا را می‌کنه سفر کده بود مشکل اصلی ای بود که فرانگ همیشه در نقش کسی دیگر بازی کده بود و او ایچ وقت اصلیت خود را به مردم نشان نداده بود و تمام ای چیزها تظاهر و ساختگی بود که ایچ واقعیت نداشت چند سال بعد فرانگ خواست که از ای کارها دست بکشه و زندگی عادی و صادقانه را به پیش ببره چون او از زندگی ساختگی کاملا خسته شده بود اما او ایقدر چیزهای دروغ و ساختگی را به دور خود ساخته بود که دیگر نمیتونست از او بیرون شوه چون پولیس او را تحقیب میکد بلاخره او را گرفتار کد و او چند سال را در زندان تیر کد فرانگ استعداد بسیار خوب و محقول داشت اما با استفاده نادرست از او همه استعدادهای خود را برباد داد یک فلم سینمایی هم از داستان واقعی زندگی او ساخته شده دوست‌های عزیز مردم در اعراضی هستن که رحبران اصیل داشته باشن منظورم از اصیل بودن است که اونا بره خود عرضش‌های زندگی دارن و به اساس اونا زندگی می‌کنن رحبران اصیل هر کس خوده کاپی شخص دیگه نمیسازن و تظاهر نمیکنن تظاهر و نشاندادن خود بغیر از چیزی که هستم مثل یک بازی تفلانه است تفلا‌ها خوش دارن که خوده شیر و پلنگ و یا آدم قوی بسازن و با این کارشان احساس قوی بودن و کلانی کنن و یا دیگرها را بترسانن ما بزرگا هم این کار را می‌کنیم اما با یک فرق ما این کار را بسیار ماهرانه انجام بیدیم که کسی سر ما نفامه بیاین این سوال را از شما شنوندی از این مطرح کنیم آیا دلیل واقعی که دل ما می‌خوای با بزرگ نمایی شخصیت خود تصویر چیزی که نیستم به مردم پیش کنیم چی است؟ بیاین یک لحظه در درون دل خود در این بارا فکر کنین از درون دل تان چی جواب گرفتین؟ آیا این کار را بخاطره می‌کنین که می‌ترسین؟ اگر حقیقت خود را به مردم بگوین اونا با شما اهمیت نخواد دادن و شما را رد خواد کدن؟ یا بخاطره این کار را کدین که مردم زیادتر را زیر تاثیر شما قرار بگیرن؟ یا بر ارزای خودخواهیتان این کار را کدین؟ بازی عزیزا عادت برعقصی را دارن اونا حتی چیزی که حقیقتن هستن او را هم نمیتونن به مردم نشان بتن و یا برخی مردم بکشن این طور مردم یا شرمندوک هستن و یا به خود اعتماد ندارن این هم خوب نیست یک سوال دیگر را مطرح می‌کنیم وقتی که رهبران یکی قطعه می‌پوشانند و شکل غیری حقیقی او را به مردم بیان می‌کنند چرا مردم بسیار آزاده می‌شند؟ آیا این کار چی تاثیر به قدرت رهبری اونا دارد؟ بیاین یک لحظه دیگر فکر کنین رهبرا اگر این کار را بکنن اونا از اعتماد مردم محروم میشن مردم نمیتونند در پشت سر اونا استاده شوند و به گپای اونا باور کنند وعده‌های برق و سرک و امنیت و کم کردن رشوت و فساد اداری هم مثل نوشته‌های روییخ فراموش شده او از بین رفته ای دکت بزرگ نمائی کدن رهبران است که باعث جنجال برای خودشان میشه برگردیم که بی پرده گر بزنه و مبالغه و بزرگ نمائی نکنه سوال ایست چرا برای رهبران به ای شکل بودن سخت است؟ چرا رهبران ای کار رکدن نمیتونند؟ ده ای بار خوب فکر کنین خوش آینده به مردم میگن و شنیدن یک کت چون تلخ است او را به مردم نمیگن یک چیزی دیگه ایست رهبرهایی که کار درست انجام ندادن اونا نمیخواهند که غلطیهایشان را به مردم بیان کنن به ای خاطر اونا چیزی که نکدن و چیزی که نیستن او را به مردم میگن و چیزی که هستن او را پت می‌کنن رهبر یک مسه از 3 ویا 4 موتر دولتی او هم برای کارهای رسمی و هم برای کارهای خانه و شخصی استفاده می‌کنه وقت زیاد او به عوض کار در می‌مونی‌ها و خلاس کدن کارهای خیش قومش مصرف میشه کارهای اصلی او پس می‌مونه او نمیتونه ای چیزها را به مردم بگویه او چی می‌کنه؟ که دروغ میگه و بزرگ نمایی می‌کنه شنوندی عزیز شما هم کلمه صداقت و راستی را بسیار شریدین ای را هر کس زیاد استعمال می‌کنه و ما شما هم او را استعمال می‌کنیم آیا شما ای کلمه را به چی معنی استعمال می‌کنین؟ ما فکر می‌کنیم که صداقت و راستی باز وقت خوب معنی نمیشه و یا ما از اون محفوظ درست در ذهن خود نداریم مثلا ما فکر می‌کنیم که راستی مثل دو جمع دو که چار میشه است یعنی چیز خالص و مطلق است وقتی که ما می‌گیم ای آدم صادق و راست است به این معنی نیست که ای شخص صاحب یک شخصیت ست فی ست کامل است بلکه ای به معنی ایست که وہ درویه و درنگ نیست دروان و بیرونی وهو یکی است رهبران سادق و راست دل مردم گزیدارن سر اونا مردم اعتماد می‌کنن و مشکلات خود با اونا در میان می‌مانن شنوینده ازیز وطن ما و شما افغانستان هم به این قسم رهبران ضرورت داره رهبران که سادق و راستکار باشن و بتانن در عمل صداقت و راستکاری خود را نشان بتن دوستهای مهروان آن شما را به شنیدن یک آهنگ دوت می‌کنم وطن جنات نشانده غنان پتی کرم و مادر روح ندرانده غنان پتی کرم و مادر روح ندرانده غنان پتی کرم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز شنونده ازیز مجبور نبودند که دروغ بویند اما هنانیا و سفیره بخاطر سیالی و امچشمی کدند با دگرها زمین خود را فروختند در آله که دلشان نمیخواست به این خاطر اونا دروغ گفتند خداوند از سنیدنی گبه‌های دروغ بیزار است در اون وقت هنانیا و سفیره فورا جزای او را دیدند اما خداوند همیشه این کار را نمی کنند او انتظار می‌کشه که ما به نقص دروگویی متوجه شمیم و او را نگوییم اگر هر رهبری این کار را ادامه بده او زود رسوا می‌شه و دیگر مردم به او اعتماد نمی کنند دیگر مردم به گفت‌های او باور نمی کنند سرنوشت آدم فریبکار و دروغ گو بلاخره گرفتار شدند دام بلاست اما راستان همیشه از هر آزمایش و امتحان سرخ رو بیرون می‌آند اگر چیره ما ایقدر خراب است که از نشاندادن او با مردم ترس داریم ویا می‌شرمیم بیتر است در اصلاه او اقدام کنیم از خداون می‌خواهیم که بتانیم رهبران خوب خدمتگاران واقی مردم خود باشیم من همدت مستی سپاس گویمت مستی بخشیده نجات مرا مونتی گویمت مستی کنم من همدت مستی سپاس گویمت مستی بخشیده نجات مرا مونتی گویمت مستی کنم من همدت مستی تو رها کردی برم آسمانت رو آمدی نزدم تا بخشیده حیات مرا ترکردی جلالت رو بهرم تو رها کردی برم آسمانت رو آمدی نزدم تا بخشیده حیات مرا ترکردی جلالت رو بهرم خانم من سروده تو برکم مالت مستی کنم من همدت مستی بخشیده عزت به من وقتی که بودم من نتوان بخشیده قوت به من آنگه که نه کردم من گمان بخشیده عزت به من وقتی که بودم من نتوان بخشیده قوت به من آنگه که نه کردم من گمان تو مرا محبوب شدی شک می‌گویمت مستی کنم من همدت مستی سپاس کویمت مستی بخشیده نجات مرا منجدویمت مستی دوستای عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرس ما در قبرص پی او باکس اگر به انترنت دست رسیدارید می‌تانید به این آدرس با ما ایمیل نوشت کنید تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد