Part One - God Seeks the Lost Man

  30 minutes

  10 January 2020

God came to our world to save us and give us His joy, but we are self-centered and sinful people who run away from Him! God seeks lost man so that he does not perish but is saved and sees the God of love one day.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی شناندگان عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنابید که هر صبح روی موج کوتاه 49 متر بند پخش می گردد کلام خدا برای شما دوست ها و شنونده های رادیو صدای زندگی سلام می گیم از برگای خداوند جانجوری براتان می طرفیم امید است که با شنیدن برنامه امروزی صاحب برکت شویم بله شنونده عزیز سلام احترامات ما را هم بپذیرین امید که جور صدمند باشین واقعا ما را تا اخر برنامه همراهی کنیم واقعا شکل جان اگر ما دقیق کنیم هوا بسیار زیاد سرد شده و با باریدن برف زمستانی واقعا مردم یک کم تازگی گرفتند بله خاصتا از آلودگی ها به هوا واقعا مردم یک کم راحت شدند بله با باریدن بارش برف تمام هوای آلودی مردم که زیاد بیمار ساخته بود و زیاده را مریضی های گونه گونه به بار آورده بود واقعا صاف صاخت شاهد هستیم که یک ماه پیش همه خیصمه که برف بارید و بعد هم ادامه پیدا کرد امیدوار هستیم که آب و هوای کابل دوباره صافتر و صفاتر شود بله خب شنوینده های عزیز رادیو صدا زندگی و برنامه کلام خدا برای شما ما امروز که در استیدیو هستیم ما و شکری جان میخواییم که دو بخش یا دو قسمت از برنامه ای را بر شما آماده و تحییه کردیم بلکت بشتوین و صاحب برکت شوین که انوانش هست خدا بدنبال انسان گم شده و امیدوار هستیم و از این بخش ها شما برکت بگیرین بله ویدیوان چقدر خوب است که پیش از شروع برنامه با شنویندهای خود یک سروت بشنویم بسیار خوب است با هم میشنویم به زنو من در آیم به درگاهت خدایا من انسان گناهکارم و تو قدوس اله به زنو من در آیم به درگاهت خدایا من انسان گناهکارم و تو قدوس اله تو بخشیدی مرا با خون ایسا نشان دادی ندارد مهرت هم تابق قدوسیت منجی مسیحا تو بشنو حرف اما و این دعا را شفاده درد مرا شفاده قلب مرا شفاده بکر مرا شفاده روح مرا موسیقی پسید به زنو من در آیم به درگاهت خدایا من انسان گناهکارم و تو قدوس اله به زنو من در آیم به درگاهت خدایا من انسان گناهکارم و تو قدوس اله تو بخشیدی مرا با خون ایسا نشان دادی ندارد مهرت هم تابق قدوسیت منجی مسیحا تو بشنو حرف اما و این دعا را شفاده درد مرا شفاده قلب مرا شفاده بکر مرا شفاده روح مرا شفاده درد مرا شفاده قلب مرا شفاده بکر مرا شفاده روح مرا شفاده درد مرا شفاده قلب مرا شفاده بکر مرا شفاده روح مرا شفاده درد مرا شفاده قلب مرا شفاده بکر مرا شفاده درد مرا دو روز پیش با برادر صحبت میکدم که البته غیر مسیحی بود پرسان کدم که آل دوست چطور است که در بغد نانوی با هم دیده امش او گفت که اش پرسان نکو زیاد سرش حساب میکدم خیلی دیگه چیز نمیگم گفتم چرا ای قدر از او دل سر چودی مگرم چقدر با او بگرمی همون محبت دوستی تا ندیدم از او خاطر پرسان کدم گفت زیاد یک قسم دگه است و بده تکلیف سیندردی داره و مام دوستش دارم ای تو نیست که دل سرد شده باشم که بیخی از او جدا باشم اما از تشویشش حتی شواه خواه نمیکنم وقت میگه من برش زنگ زدم و گفتم بیادر ای خیلی خیلی که تو در خانه شیشتی باید از بلند شوی بیری پیش دکتر تا ایلت تکلیف مریضیت مالم شوه نمیرم گفتم نه خلاصا زیاد شلاه شدمش میگه و بعد از او دوست موادار ساختم که باید از پیش دکتر برم وقت میگه پیش دکتر هم رفت پرسان کدمش که خوب دکتر را دیدی برش چی گفتی گفته هیچیز نیست گفتم چطور هیچیز نیست مگرم دکتر را نگفتی که سینم درد میکنه خلاصا بسیار جگرم خون شد و بعد از او من وقت که خانه رفتم در این تشویش بودم که خدا نخواسته اگر سین دردی از دوستم زیاد شوه نشد که همین کدام مرض خطرناک برش باشه با اون خاطر بله واقعا سین دردی خودش هم یک نوع ویروس هست که بسیار خطرناک هست حتی با ششاز زرار داره وقت که صلفه میکنن با جگر زرار داره بله خلاصا میگه وقت که من خانه رسیدم من به این تشویش شب گذاشت و صبح شد و باز برش زنگ زدم دیدم که در پشت گوشی تلفونش خانمش همون تلفون رو برداشت گفتم که احمد جان رفته پشت دکتر یا نه گفت نه خیلی گفتم چقدر خوب است که من پشت دکتر روان کده بودمش و اون دکتر ها ایچیز نگفته رفته شیشته و پس آمده چقدر خوب است که همون شماره تلفون رو برم بیدی من با دکتر خودم همون تکلیف شد برش آدوار شدم میگه پازه دقیقا بعد امی بود که خودش برم زنگ زد امی دوستم گفت که مرد بی وجدان ترا چی به مریضی من اصلا سرفه میکنم میکنم به تو هیچ غراز نیست شماره دکتر چی میکنی که تو میخوایی براستی که میگه قلبم بسیار شکست و دست و کود گفتم خیلی باشه هیچ تکارات مداخله نمی کنم و به امی قسم میگم دوستم را ها کردم و چندین موازه هیچ آل و اولش ندارم واقعا دلسوزی کرده میخواست که کمکش کنه دکتر مراجعه کنه تکلیف شد کمک های از اون را نادیده گرفت بله عزیزان شنویده شده که در زندگی تان نیت شما صاف بوده باشه در دلسوز داشته باشین اگر کشیه کسی خواستین که یک کمک کنین اما شخص مقابل در ایوز امی مهربانی تان اکسل عمل خراب برتان شانداده باشه یا کدام بدی و فحش و غوغا کده باشه اطمن آیا شده که کسی را کمک کده باشین و دور خورده باشه دوباره شما را دعو بد زده باشه اگر چونین احساس احساس از شکزه جان و چونین احساس را ما در کنیم واقعا میتونیم که احساس خدا را هم بفهمیم بخاطر که ما وقت در تورات و انجیل میخانیم که خدا هم وقت که آمد بر انسان خوبی کنه مهربانی کنه میبینیم که انسان جواب خوبی و مهربانی خدا را بزشتی جواب میتند وقت که خداون خودش ایسای مسیح مهربانی میکنه محبت میکنه میبینیم که انسان ها بازی حتی او را بد میگفتند بخاطر که ایسای مسیح بخاطر محبت و بخاطر نجات مو امده بود نه تنها او را قبول نکدند بلکه او را حتی بد گفتند او را حتی رد کدند و ما ایره در انجیل یوهنی فصل اول آیه اول الا چارده همه و بدون او چیزی آفریده نشد زندگی از او بوجود آمد و آن زندگی نور آدمیان بود نور در تاریکی میدرخشید و تاریکی هرگز بران پیروز نشده است مرد بنامی یهیه ظاهر شد که فرستاده خدا بود او آمد تا شاهد باشد و بران نور شهادت دهد تا به وسیله او همه ایمان بیاورند او خودش آن نور نبود بلکه آمد تا بران نور شهادت دهد آن نور واقعی که همه آدمیان را نورانی میسازد در حال آمدن به دنیا بود او در دنیا بود و دنیا به وسیله او آفریده شد اما دنیا او را نشناخت او به قلم راو خود آمد ولی متعلقانش او را قبول نکردند اما به همه کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند این حق را داد که فرزندان خدا شود که نمانند تولدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی و نه در اثر خواهش بشر بلکه از خدا تولد یافتند پس کلم جسم گشته به شکل انسان در میان ما جای گرفت جلالش را دیدیم شکوه و جلال شایسته پسر یگانه پدر و پر از فیض و راستی آمین آمین پس دوستای عزیز ما در ای آیه ها میبنیم که کلمی عبدی و عزلی خدا جسم میپوشه و او پوسته که در جسم انسانی دیده میشه او خدایست که در عزل بود و به ای جهان پا گذاشت تا ما را نجات بده او در دنیا بود یعنی خدا به دنیا قدم مانده بود باوجود که دنیا توسط همون خدا که در عزل بود کلمی خدا بود و او خود خدا بود باوجود آمد اما دنیا او را نشنخت وقت ما صحبت میکنیم از کلم خدا بله بسیار مردم نمشنون بسیار مردم رد میکنند ایسای مسیح خودش نور بود که به جهان آمد تا همه مردم که در تاریکی زندگی میکنند در زیر نور زندگی کنند ایسای مسیح را قبول نداشتند باوجود که به شکل ما انسانها آمده بود برای زمین در حال که روح مسیح روح خدا بود و او خود خدا بود که جسم پوشیده بود مثل ما انسانها بسیار مردم فکر میکنند شنواده عزیز میدیدند جسمانی میدند ایسای مسیح را اما روحانه هیچوقت فکر نمی کند ایسای مسیح از روح خدا و جسم انسان به دنیا قدم آمده و پیش انسانها آمده او نزدیک با متعلقانش آمد که اونا را نجات بده اما قوم بن اسرائیل که سالهای سال انبیات پیشگوی کرده بود پیامبران پیشین در باره آمدن مسیح موعود پیشگوی کرده بود که می آیا پیشگوی های یادشان رفته بود قبول نکردند در عوض او را رد کردند خدا به دنبال ما آمد شنواده عزیز تا ما را محبت کنه ما با وجود ازی که او را محبت نکردیم رد کردیم و قبول نکردیم شنونده و دوستی عزیز درد دل خداون شاید آله در کنین ماننده امو دو دوست که چقدر مهربانی کرد چقدر در تشویشش بود چقدر میخواست که پیش دکتر بره تا علت بیماری از او مالم شوا و در وقت آخر او را تشویق کرد که باید از برید تا تشویق شوا اما او را فاش داد او را دشنام داد او را بد گفت او را رد کرد او را رد کرد پس وقت ما امروز از خدایی که صحبت بکنیم که شما را دوست دارد و اگر شما نمشنوین و او را رد میکنین واقعا شما امی احساس را که شما دارین خدا هم امی احساس را داره همیشه وقت ما محبت خدا را در کنیم همیشه وقت محبت خدا در زندگی های ما باشه بله ایسای مسیح شنویندهای عزیز چقدر بخاطر ما درد کشید و دردش ایست که ما امروز احساسات خدا را در کرده میتونیم خدا به دنیا آمد تا ما را نجات بده کسایی که ما را مجده دادن کسایی که اولین بار ما را شهاده دادن میفتم برو بابا بانی ما دین و مذهب خود ما خوش هستیم جور هستیم ایچ کدام مریضی نداریم اما خدا آمده بود تا زندگی نو با ما بخشه تا ما نجات پیدا کنیم و ما امروز شما را به ای شنوینده عزیز متوجیه می کنیم که شما هم مانند ما بیمار بودین آیا میخوایین که شفا بیافین؟ آیا میخوایین که زندگی هایتان نو شوه و شما ای نجات را بده بیارین؟ بله نجات که هرگز دیگه در حلاکت قرار نمی داشته باشین بله شنوینده عزیز ای ماستیم که میخواییم از است خدا فرار کنیم خدا به دنبال ماست خدا به دنبال شماست تا شما در پیشگاه خدا خوشبخت باشیم ولی ما انسانهای نادان میخواییم که از است خدا فرار کنیم فکر می کنیم چیز را آمده خدا از پشت ما میگیره فکر می کنیم که خدا آمده تا خوشی ها را از ما بیگیره فکر می کنیم که او آمد هر چیز که ما داریم او میخوایی از ما بیگیره ما در اشتباه ستیم باز در انجیل یوهنا فصل ده آیه ده و یازده چونین میگه شنویندهای عزیز که خدا نامده که او از ما چیزی را بیگیره بلکه میخوایی برما توفه نجاته بده در انجیل یوهنا فصل ده آیه ده و یازده میگه دوز می آید تا به دوزده بکشد و نابود سازد من آمدم تا آدمیان زندگی آبندو و آن را به طور کامل داشته باشند ایسای مسی میگم من آمدم که ترا و جان ترا نجات بدم میخوایم جان من بر شما بدم هدف آمدنم امی است که من دنبال شما هستم بله من که از روح تولد شدم پس یانه امو خدا هستم آمدیم اما دوزده می بینیم که امروز می آید دوزده می دوزده می کشد و می بره اما همه مردم در غم ماته می شند وایی جان واقعا ایسای مسی شنانده عزیز نگفت که من یک رای نجات هستم ایسای مسی تکیت کد که من خود نجات هستم که بروی زمین آمدیم تا شما را نجات بدم بله آمدیم نیه که بیگیرم خدا می خواهیم به شما شادی و خوشی و آرامش بدم ولی می فهمین شنوینده عزیز خدا به دنبال ماست آماده است که به ما خوشی و محبت و سلامتی بده اما ما انسانهای نادان از است خدا می خواهیم فرار کنیم دوام ما فکر می کنیم که خدا می خواهی که دگام بارهای سنگینه سرشانه های ما بانه نیه که برداره به خدا می گیم کم در سختی و مشکلات زندگی قرار دارم که آلام می خواهی دگام سرشانه های ما بار بانی نخیر شنوینده عزیز خدا واقعی نمی خواهی که بارهای ما را دگام سنگینتر بسازه ما آمدیم که بارهای شما را سبکتر بسازم انجیل متا فصل 11 آیه 28 چونین می فرماید ای تمام زحمت کشان و گران باران نزد من بیاید و من به شما آرامی خواهم داد یوغه مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا من نم دل و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافد امروز دین و مزحب دین و مزحب بر شما بارهای تان باشد زیاد خسته و مانده شده باشید اما غوش ایسا یوغه ایسا سبک است شنوینده ازیز خدای واقعی ما را دوست دارد اما می فهمین که خداوند دین و مزحب نیست ما بر شما بخاطر کدام دین و مزحب دیگه صحبت نمی کنیم خدا می خواهد که به ما چیزای نو بده خدا می خواهد درد های ما را برداره غم های ما را برداره مرض ها و بیماری های ما را شفا بخشه و سلامتی و خوشی و شادی می خواهد به ما بده چی فکر می کنین شنوینده ازیز آیا خدا آمده که بدوزده بکشد یا ببرد دو هزار سال پیش ایسای مسیح قدم به این جهان خاکی ماند اون آمد که بدوزده بلکه او آمد می خواهد سلامتی به تو بده بله شنوینده ازیز که مسیحیت کدام دین مذب نیست مسیحیت بلکه رابطه مستقیم با خداون که ما همیشه وقت رابطه ما مستقیمن با خداون باشه نه با کدام چیز دیگه بله مثل که در آیات ده هم خاندیم که دوز می آید و می برد و می کشد دوز است که می آید و می کشد و نابود می کند اما کلام خدا میگه هرکی برای دوزدیدن کشتن می آید او دشمن است کسی که دین و مذهب و این آن بخاطر منفعتهای خود امروز در دنیا می سازه او دشمن است که جانهای مردم رو میگید مسیح میگه من نامدیم که بیگیرم من میخواهم بهترینهایشا برای شما ببخشم خدا به دنبال ماست میخواه بارهای سنگین زندگی ما را برداره اما ما انسانهای نادان از است از او فرار می کنیم پس شنویندی عزیز سوال ما ای است خدا وقت به دنبال توست میخواه که ما پیروان مسیح افغان شما را تشویق می کنیم که شما جوینده شوید حقیقت خدا را دریافت کنید دیگر راه نیست بله امو قسم کیسای مسیح گفت من تنهای یک راه نجات نیستم بلکه من خود نجات است بله هلولویا خدا خودش نجات است دیگرش نشخصه نا پیانبره به فرشته نکدام در آسمان و زمین جز مسیح راه نجات آمین پس شنویندی عزیز امیدوار استیم که در شما برکت گرفته باشین و این قسمت اول که با ما یک جای بودین فکر کنین آمادگی بگیرین حالا چیز نگذشته بازم فیض خداوند با شما بله شنویندی عزیز بازم تا افته بعد که در خدمت شما قرار می گریم خداحافظ خداحافظ بله شنویندی عزیز باهاش خداحافظ خداحافظ زقیق جگه زقیق جگه زقیق جگه گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم گرم مرشدش کن بروی سالی خونه تو شد خدای آمد ماریت صی�심 چه نمیره رینگ ماریت söz مازی ماریکت ماریکت ماریکت ماریت هر انکه استیم در این جهان روش است بر روی صلیب با یک رنگ گناها نیمان عذاب قوم و ملت عذابان هر انکه استیم در این جهان روش است بر روی صلیب با یک رنگ گناها نیمان عذاب قوم و ملت عذابان هر انکه استیم در این جهان روش استیم در این جهان عذاب قوم و ملت عذابان هر انکه استیم در این جهان روش استیم در این جهان ایران روش استیم در این جهان ایران روش استیم در این جهان three روش استیم در این گهان درست در داستان دوست در صدار داستان روش استیم در این جهان دوست در صدار