Part 5 - the Strange Spirit of Christ in the World

  30 minutes

  10 January 2020

In the life and character of Jesus Christ; Everything was strange. Jesus is the most populous person in the world. He did not write a book, he did not have conquests, He government did not build, neither did he sit on any earthly throne. I hope you enjoy reading more about the works of Jesus Christ the Lord.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی رادیو صدای زندگی شناندگان عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح روی موج کوتاه 49 متر بند پخش میگردد کلام خدا برای شما دوستا و شناندگان عزیز رادیو صدای زندگی سلام امیدوارستم که خوش باشین و وقت خوب داشته باشین بله شناندگان عزیز من هم سلام تقدیمتان میکنم امید که جور و سرحال باشین امیدوارستم که تا آخر برنامه با ما باشین و ما را هم حمرائی کنین شکر جان ما در هفته قبل راجع به مقام عجیب ایسای مسیح صحبت کدیم با شناندگان عزیز خود امیدوارستم که شناندگان هر کسی که گفتیم ایسای مسیح را قبول کنه و به او ایمان بیاره برای عبدیت زندگی و حیات پیدا میکنه بله اما قسمت که گفتیم کتاب انجیل اگر شما بتانین به دسترست پیدا کنین بخوانین و از این حقیقت با خبر شویدین مقام ایسای مسیح را زیادتر که از انبیاء و دیگر پیامبران بالاتر هست شما شاید در کنین بخوانین و ببینین که ایسای مسیح برای ما امروز شهادت شده که مارا هیچیز بخود نمیگیره که از او صحبت نکنیم در باری از او گفت نزنیم و این کلش تغییرات است که در زندگی های ما به وجود آمده و مارا کاملا تغییر داده بله وقتی که ما در برنامه پیش خود هم بر شما عزیزان گفتیم که صحبتهای ما در باری عجیبودن ایسای مسیح در باری موجزات عجیب ایسای مسیح در باری صحبتهایی که میکد همه گیش بر ما عجیب بود واقعا وقتی که شنوانده های این قسمه که وای جان گفت که اگر شما به ایسای مسیح ایمان بیارین ایسای مسیح را به عزیز خدا و نجات هندیتان قبول کنید همون قسم موجزات عجیب هم در زندگی شما رخ میگیرند واقعا آیا میخواهید که با ایمان به این شخصیت عجیب حیات جاویدان پیدا کنین؟ اگر چونین است با نشر یک سروت برنامه خود را ادامه خواهد داده در این دنیای بیکران آدمیان زار و ناتبان جنگ و غهتی و توفانها هیران کرده پی رو جواب دلها تبدز استراب آیندی گشت چو سراب هبره تیره در آسمان تیره شده بر این جهان آهی مصیب از گشنما آرامی و امید ما روی با تو سوی سما آهی مصیب از گشنما فرمان او را بشنویم کلامش هر جار سانیم فرصت نباشد بیش از این پیش از زهور تختشین فرمود و بیدار شویم انتظار ها به سر رسید سوی عبرا نگاه کنید فرزند خدا را بینید آهی مصیب از گشنما آرامی و امید ما روی با تو سوی سما آهی مصیب از گشنما این است امید پر جلال که او زدای در ملا با ک نماید عشق غم را از چشمان گریان ما جفاها پایان پذیرن شادی ها جایگز این شبن پروان وار به داره او گردیم و بال و پرزنیم آهی مصیب از گشنما آرامی و امید ما روی با تو سوی سما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما آهی مصیب از گشنما چون زنده از از فرده نترسم چون زنده از ترسه ندارم چون دانم آینده در دست های عوض بسیستن ازش دارد چون او زنده از روزه که من از نهره موت بگذرم رنج هایم بپایان نرسم چون بس از مرگم آید به روزی با چشمان خود بینم ایسا زنده از چون زنده از از فرده نترسم چون زنده از ترسه ندارم چون دانم آینده در دست های عوض بسیستن ازش دارد چون او زنده از بزودی ایسا بجهان بازاید ای از ایزان دانت وقت کم از وقت او آیند ایمانداران را به حضور پر جلال خدا برد چون زنده از از فرده نترسم چون زنده از ترسه ندارم چون دانم آینده در دست های عوض بسیستن ازش دارد چون او زنده از چون زنده از از فرده نترسم چون زنده از ترسه ندارم چون دانم آینده در دست های عوض